مطالعات متفرقه (خارج از سیر مطالعاتی)

امام کاظم (علیه السلام) در بینش اهل سنت

امام کاظم (علیه السلام) در بینش اهل سنت
 

مقدمه:

وجود مقدس امام هفتم، حضرت موسی بن جعفر سلام الله علیهما در سال ۱۲۸ هجری قمری در منطقه ابواء بدنیا آمدند. پدر گرامی ایشان وجود مقدس امام صادق سلام الله علیه و مادر بزرگوار ایشان حمیده خاتون سلام الله علیها نام داشت. شهادت آن حضرت نیز ۲۵ رجب المرجب سال ۱۸۳ هجری قمری در بغداد واقع گردید. در این نوشتار بر آنیم تا به صورت مختصر در ضمن چهار بخش زیر به شخصیت با کرامت آن حضرت را از منظر کتاب­ها و نظرات علمای اهل سنت بپردازیم.

۱ـ نظرات علمای اهل سنت پیرامون شخصیت امام کاظم سلام الله علیه

۲ـ توسل علمای اهل سنت به موسی بن جعفر علیهماالسلام

۳ـ معجزات امام  علیه السلام

۴ـ‌ برخورد امام کاظم  علیه السلام با دشمنان

امید است مورد قبول آن حضرت واقع گردد.

فهرست

بخش اول: نظرات علمای اهل سنت پیرامون شخصیت امام کاظم علیه السلام

امام کاظم علیه السلام در بین علمای اهل سنت جایگاه ویژه‌ای دارد و از حضرت به بزرگی یاد کرده‌اند. در این خصوص به نظرات علمای اهل سنت اشاره می‌کنیم:

ابن سمعون (متوفای ۳۸۷ هـ.ق):

وی  پیرامون امام هفتم می‌نویسد :

وتوفی موسى الکاظم فی رجب سنه ثلاث وقیل سنه سبع وثمانین ومائه ببغداد مسموماً، وقیل إنه توفی فی الحبس وکان الشافعی یقول قبر موسى الکاظم التریاق المجرب .

[حضرت] موسى کاظم در رجب سال صد و هفتاد و سه و یا صد و هفتاد و هشت هجری در بغداد مسموم شد و از دنیا رفت ؛ و گفته شده است که او در حبس از دنیا رفت .

شافعی می گفت : قبر موسی کاظم نوشداروی مجرب است.

ابن سمعون ، أبو الحسن محمد بن أحمد بن إسماعیل بن عنبس البغدادی ، أمالی ابن سمعون ، ج ۱ ، ص۱۲۵ .

خطیب بغدادی (متوفای ۴۶۳ هـ.ق):

خطیب بغدای، ابن خلکان، مزی و دیگر علمای اهل سنت پیرامون آن حضرت نوشته اند:

وکان سخیا کریما وکان یبلغه عن الرجل أنه یؤذیه فیبعث إلیه بصره فیها ألف دینار وکان یصر الصرر ثلاثمائه دینار وأربعمائه دینار ومائتی دینار ثم یقسمها بالمدینه وکان مثل صرر موسى بن جعفر إذا جاءت الإنسان الصره فقد استغنى.

او سخاوتمند و بزرگوار بود و کسی که به او بدی می کرد، کسیه ای هزار دیناری برای او می فرستاد و کیسه­های پول را به ۳۰۰ دینار و ۴۰۰ دینار و ۲۰۰ دینار بسته بندی می نمود و میان فقرای مدینه تقسیم می کرد؛ کیسه های پول ایشان بین مردم ضرب المثل بود و اگر کیسه ای از موسی بن جعفر علیهماالسلام به فردی  می رسید، بی نیاز می شد.

البغدادی، ابوبکر أحمد بن علی  بن ثابت الخطیب (متوفاى۴۶۳هـ)، تاریخ بغداد، ج ۱۳ ص ۲۸ ، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت.

المزی،  ابوالحجاج یوسف بن الزکی عبدالرحمن (متوفاى۷۴۲هـ)، تهذیب الکمال، ج ۲۹ ص ۴۴ ، تحقیق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۰هـ – ۱۹۸۰م.

إبن خلکان، ابوالعباس شمس الدین أحمد بن محمد بن أبی بکر (متوفاى۶۸۱هـ)، وفیات الأعیان و انباء أبناء الزمان، ج ۵ ص ۳۰۸ ، تحقیق احسان عباس، ناشر: دار الثقافه – لبنان.

ابن جوزی حنبلی (متوفاى ۵۹۷ هـ ق):

عبد الرحمن بن علی بن محمد أبو الفرج ابن الجوزی الحنبلی چنین می نویسد:

موسى بن جعفر بن محمد بن علی إبن الحسین بن علی أبو الحسن الهاشمی علیهم السلام. کان یدعى العبد الصالح لأجل عبادته واجتهاده وقیامه باللیل وکان کریما حلیما إذا بلغه عن رجل أنه یؤذیه بعث إلیه بمال.

موسى بن جعفر بن محمد بن علی إبن الحسین بن علی أبو الحسن الهاشمی علیهم السلام به خاطر عبادت و کوشش و شب زنده داری به عبد صالح نامیده شد. او فردی کریم و حلیمی بود و هنگامی که با خبر می شد که فردی ایشان را اذیت کرده است، برای وی مالی را می فرستاد.

ابن الجوزی الحنبلی، جمال الدین ابوالفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (متوفاى ۵۹۷ هـ)، صفه الصفوه، ج ۲ ص ۱۸۴ ، تحقیق: محمود فاخوری – د.محمد رواس قلعه جی، ناشر: دار المعرفه – بیروت، الطبعه: الثانیه، ۱۳۹۹هـ – ۱۹۷۹م.

فخر رازی (متوفای ۶۰۴ هـ.ق):

وی در تفسیر به اقوال مختلف پیرامون معنای کوثر در سوره کوثر، اشاره می کند که امام کاظم علیه السلام یکی از مصادیق کوثر است چنان چه می‌گوید :

والقول الثالث: الکوثر أولاده…. الأکابر من العلماء کالباقر والصادق والکاظم والرضا (علیهم السلام) ).

نظر سوم آن است که مراد از کوثر ، فرزندان رسول خدا هستند ؛ بزرگانی از علما ؛ مانند باقر و صادق و کاظم و رضا علیهم السلام از آنان هستند.

الرازی الشافعی، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی، التفسیر الکبیر ج ۳۲، ص ۱۱۷، ناشر : دار الکتب العلمیه – بیروت – ۱۴۲۱هـ – ۲۰۰۰م ، چاپ اول.

محمد بن طلحه شافعی (متوفاى۶۵۲ هـ ق):

محمد بن طلحه از علمای شافعی مذهب پیرامون آن حضرت می نویسد:

أبی الحسن موسى بن جعفر الکاظم ( علیهما السلام ) الإمام موسى الکاظم ( علیه السلام ) . . . هو الإمام الکبیر القدر ، العظیم الشأن ، الکبیر المجتهد ، الجاد فی الاجتهاد ، المشهور بالعباده ، المواظب على الطاعات ، المشهود له بالکرامات ، یبیت اللیل ساجدا وقائما ، ویقطع النهار متصدقا وصائما ، ولفرط حلمه وتجاوزه عن المعتدین علیه دعى کاظما، کان یجازى المسئ بإحسانه إلیه ویقابل الجانی بعفوه عنه ، ولکثره عبادته کان یسمى بالعبد الصالح، ویعرف بالعراق باب الحوائج إلى الله لنجح مطالب المتوسلین إلى الله تعالى به ، کرامته تحار منها العقول.

ابی الحسن، موسی بن جعفر الکاظم، امام کاظم سلام الله علیهما… او امامی بزرگ قدر ، عظیم الشأن ، بسیار متهجّد ، اهل جدیت در کوشش، کسی که کرامات او آشکار و به عبادت مشهور، و به طاعت مواظب بود. شبها را در حال سجود و قیام سپری می کرد و روزها را با صدقه وروزه می گذرانید وبه خاطر شدت حلم و گذشتی که نسبت به جسارت کنندگان به خود داشت، کاظم خوانده می شد. کسی را که به او بدی می کرد با نیکی و احسان پاداش می داد. با جنایت کننده نسبت به خویش، با عفو وبخشش مقابله می کرد . و به خاطر کثرت عباداتش عبد صالح نام گرفت، و در عراق به باب الحوائج إلی الله مشهور است . چرا که کسانی که بوسیله او به خدای توانا متوسل می شوند ، از توسل خویش نتیجه می گیرند . کراماتش عقلها را حیران می کند.

الشیخ کمال الدین محمد بن طلحه الشافعی (متوفاى۶۵۲هـ)، مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول (ع)، ص ۴۴۷ ، تحقیق ماجد ابن أحمد العطیه.

ابن أبی الحدید معتزلی (متوفاى۶۵۵ هـ ق):

ابن ابی الحدید معتزلی از علمای اهل سنت و شارح کتاب نهج البلاغه پیرامون آن حضرت می نویسد:

موسى بن جعفر بن محمد – وهو العبد الصالح – جمع من الفقه والدین والنسک والحلم والصبر.

موسى بن جعفر بن محمد او همان عبد صالح است. [او] بین فقه و دین و پرهیزگاری و حل و صبر جمع کرده بود.

إبن أبی‌الحدید المدائنی المعتزلی، ابوحامد عز الدین بن هبه الله بن محمد بن محمد (متوفاى۶۵۵ هـ)، شرح نهج البلاغه، ج ۱۵ ص ۱۷۲ ، تحقیق محمد عبد الکریم النمری، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۸هـ – ۱۹۹۸م.

ابن خلکان (متوفای ۶۸۱ هـ.ق):

وی در کتاب «وفیات الأعیان» پیرامون شخصیت حضرت چنین می نویسد:

موسى الکاظم . أبو الحسن موسى الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علی زین العابدین ابن الحسین بن علی بن أبی طالب رضی الله عنهم أحد الأئمه الاثنی عشر رضی الله عنهم أجمعین .

أنه یؤذیه فیبعث إلیه بصره فیها ألف دینار وکان یصر الصرر ثلثمائه دینار وأربعمائه دینار ومائتی دینار ثم یقسمها بالمدینه .

ابوالحسن موسی کاظم فرزند جعفر صادق فرزند محمد باقر فرزند علی زین العابدین فرزند حسین فرزند علی بن ابی طالب (خداوند از او راضی باشد) یکی از امامان دوازده گانه [شیعیان] است که خدا از همه ایشان راضی باد .

ایشان بسیار بخشنده و کریم بود و گاهی به او خبر می رسید که کسی او را آزار می دهد ؛ اما به نزد وی کیسه ای که در آن هزار دینار بود می فرستاد؛ کیسه­های پول را به ۳۰۰ دینار و ۴۰۰ دینار و ۲۰۰ دینار بسته بندی می نمود و میان فقرای مدینه تقسیم می کرد.

إبن خلکان، أبو العباس شمس الدین أحمد بن محمد بن أبی بکر، وفیات الأعیان وأنباء أبناء الزمان ، ج ۵ ، ص۳۰۸ ،  ناشر : دار الثقافه – لبنان ، تحقیق : احسان عباس .

نظام الدین النیسابوری (متوفای ۷۲۸ هـ.ق):

وی نیز همانند فخر رازی در تفسیر سوره کوثر، بنابر قول سوم امام کاظم علیه السلام را به عنوان یکی از مصادیق کوثر بیان می کند :

والقول الثالث أن الکوثر أولاده … ثم العالم مملوء منهم … والعلماء الأکابر منهم لا حد ولا حصر لهم . منهم الباقر والصادق والکاظم والرضی والتقی والنقی والزکی وغیرهم.

نظر سوم آن است که مراد از کوثر ، فرزندان رسول خدا هستند ؛ عالم مملو از فرزندان رسول خداست؛ به قدری عالمان بزرگ از اهل بیت هستند که به شمارش نمی آیند حضرت باقر و صادق و کاظم و رضا و جواد و هادی و حسن عسکری علیهم السلام از آن علما هستند.

تفسیر غرائب القرآن ورغائب الفرقان ، اسم المؤلف:  نظام الدین الحسن بن محمد بن حسین القمی النیسابوری الوفاه: ۷۲۸ هـ ، دار النشر : دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان – ۱۴۱۶هـ – ۱۹۹۶م ، الطبعه : الأولى ، تحقیق : الشیخ زکریا عمیران

تفسیر غرائب القرآن ورغائب الفرقان  ج ۶   ص ۵۷۶

ابن تیمیه حرانی (متوفای ۷۲۸ هـ.ق):

ابن تیمیه حرانی نیز پیرامون شخصیت آن حضرت می نویسد:

وموسى بن جعفر مشهور بالعباده والنسک.

و موسی بن جعفر علیهماالسلام مشهور به عبادت و پرهیزگاری بود.

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفاى ۷۲۸ هـ)، منهاج السنه النبویه، ج ۴ ص ۵۷ ، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسه قرطبه، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۶هـ..

ابو الفداء (متوفاى۷۳۲هـ ق):

ابو الفداء پیرامون شخصیت امام کاظم علیه السلام می نویسد:

ثم دخلت سنه ثلاث وثمانین ومائه فیها توفی موسى الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علی زین العابدین بن الحسین بن علی بن أبی طالب ببغداد فی حبس الرشید، وحبسه عند السندی بن شاهک، وتولى خدمته فی الحبس أخت السندی، وحکت عن موسى المذکور أنه کان إِذا صلى العتمه، حمد الله ومجده ودعاه إِلى أن یزول اللیل، ثم یقوم یصلی حتى یطلع الصبح، فیصلی الصلح ثم یذکر الله تعالى حتى تطلع الشمس، ثم یقعد إِلى ارتفاع الضحى، ثم یرقد ویستیقظ قبل الزوال، ثم یتوضأ ویصلی حتى یصلی العصر، ثم یذکر الله تعالى حتى یصلی المغرب، ثم یصلی ما بین المغرب والعتمه، فکان هذا دأبه إِلى أن مات رحمه الله علیه، وکان یلقب الکاظم: لأنه کان یحسن إِلى من یسیء إِلیه، … وقبره مشهور هناک، وعلیه مشهد عظیم فی الجانب الغربی من بغداد.

در سال ۱۸۳ موسا الکاظم فرزند جعفر صادق فرزند محمد باقر فرزند علی زین العابدین فرزند حسین بن علی بن ابی طالب در بغداد در زندان هارون از دنیا رفت .

ایشان نزد سندی بن شاهک زندان بود و در زندان خواهر سندی خدمت به حضرت را به عهده گرفت .

در مورد ایشان نقل شده است که وقتی نماز عشاء را می خواند حمد الهی را به جای آورده و او را ستایش گفته دعا می‌کرد تا اینکه صبح می شد ؛ سپس نماز صبح را می خواند و خدا را تا طلوع خورشید یاد می کرد . سپس تا بالا آمدن روز می نشست و کمی استراحت می کرد و قبل از ظهر بیدار می شد ، سپس وضو گرفته و نماز می خواند تا اینکه نماز عصر را به جای آورد . سپس یاد خدا می گفت تا نماز مغرب را به جا می آورد . سپس بین نماز مغرب و عشاء نماز می خواند .

این روش ایشان بود تا زمانی که از دنیا رفت .

و ملقب به کاظم شد بدین سبب که به کسانی که به او بدی می کردند نیکی می کرد …و قبر او در آنجا مشهور و معروف است در قسمت غرب بغداد مکانی بزرگ بر روی قبرش قرار دارد.

 أبو الفداء عماد الدین إسماعیل بن علی (متوفاى۷۳۲هـ)، المختصر فی أخبار البشر، ج ۱ ص ۱۵۷-۱۵۸ ، طبق برنامه الجامع الکبیر.

شمس الدین ذهبی (متوفای ۷۴۸ هـ.ق):

شمس الدین ذهبی یکی از علمای بزرگ اهل سنت پیرامون شخصیت آن حضرت می نویسد:

وقد کان موسى من أجواد الحکماء ومن العباد الأتقیاء وله مشهد معروف ببغداد.

و موسی بن جعفر از سخاوتمند ترین حکماء و از عبادت کنندگان پرهیزگار بود و محل شهادت او در بغداد معروف است.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى ۷۴۸ هـ)، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج ۶ ، ص ۵۳۹ ، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۹۹۵م.

وی همچنین در کتاب دیگرش می نویسد:

کان موسى بن جعفر یدعى العبد الصالح من عبادته واجتهاده.

موسی بن جعفر به خاطر کثرت عبادت ومجاهدت در راه خدا به «عبد صالح» ملقب شد.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى ۷۴۸ هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج ۶ ص ۲۷۱ ، تحقیق : شعیب الأرناؤوط , محمد نعیم العرقسوسی ، ناشر : مؤسسه الرساله – بیروت ، الطبعه : التاسعه ، ۱۴۱۳هـ .

ذهبی همچنین در تاریخ الاسلام چنین می نویسد:

موسى الکاظم … وکان صالحاً ، عالماً ، عابداً ، متألهاً.

موسی کاظم فردی صالح و عالم و عابد و در مسیر خدا بود.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى ۷۴۸ هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج ۱۲ ص ۴۱۷ ، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الکتاب العربی – لبنان/ بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۷هـ – ۱۹۸۷م.

ابن الوردی (متوفاى۷۴۹هـ ق):

ابن الوردی از علمای اهل سنت پیرامون آن حضرت می نویسد:

سمی الکاظم : لإحسانه إلى من یسیء إلیه … وقبره علیه مشهد عظیم بالجانب الغربی من بغداد .

کاظم نامیده شد چرا کسی که به او بدی می کرد، به او احسان می کرد و روی قبرش مکانی بزرگ در قسمت غربی بغداد قرار دارد.

ابن الوردی ، زین الدین عمر بن مظفر (متوفاى۷۴۹هـ) ، تاریخ ابن الوردی ، ج ۱ ص ۱۹۸ ، ناشر : دار الکتب العلمیه – لبنان / بیروت ، الطبعه : الأولى، ۱۴۱۷هـ – ۱۹۹۶م.

أبو محمد یافعی (متوفای ۷۶۸ هـ.ق):

یافعی نیز پیرامون آن حضرت می نویسد:

وفیها توفى السید أبو الحسن موسى الکاظم ولد جعفر الصادق کان صالحا عابدا جوادا حلیما کبیر القدر وهو أحد الائمه الاثنى عشر المعصومین فی اعتقاد الامامیه وکان یدعى بالعبد الصالح من عبادته واجتهاده وکان سخیا کریما .

در این سال ابوالحسن موسی کاظم فرزند جعفر صادق از دنیا رفت ؛ او فردی صالح و عابد و بخشنده و صبور و دارای جایگاهی بزرگ بود ؛ ایشان یکی از امامان دوازده گانه است که به اعتقاد شیعیان معصوم هستند ؛ ایشان را به خاطر عبادت و تلاشش در راه خدا، عبد صالح می خواندند ، و بسیار بخشنده و کریم بود .

الیافعی ، أبو محمد عبد الله بن أسعد بن علی بن سلیمان ، مرآه الجنان وعبره الیقظان ، ج ۱ ، ص۳۹۴ ، ناشر : دار الکتاب الإسلامی  – القاهره – ۱۴۱۳هـ – ۱۹۹۳م .

ابن صباغ مالکی(متوفاى۸۵۵ هـ ق):

ابن صباغ در کتاب الفصول المهمه می نویسد:

وهو المعروف عند أهل العراق بباب الحوائج إلى اللَّه ، وذلک لنجح قضاء حوائج المسلمین ونیل مطالبهم وبلوغ مآربهم وحصول مقاصدهم.

 و او [موسی بن جعفر علیهاالسلام] نزد اهالی عراق به باب حوائج الی الله معروف بود  چرا که در بر آورده شدن حاجات مسلمانان و رسیدن به مطلوب آنان و بر آورده شدن نیازمندی آنان و رسیدن به مقاصد آنان نتیجه حاصل می شد.

ابن صباغ المالکی المکی، علی بن محمد بن أحمد (متوفاى۸۵۵ هـ)، الفصول المهمه فی معرفه الأئمه، ج ۲ ص ۹۳۲ ، تحقیق: سامی الغریری، ناشر : دار الحدیث للطباعه والنشر ـ قم ، الطبعه : الأولى، ۱۴۲۲هـ .

ابن حجر هیثمی (متوفای ۹۷۳ هـ.ق):

ابن حجر هیثمی نیز در کتاب الصواعق المحرقه خود که رد بر مذهب و مکتب شیعه می باشد، پیرامون شخصیت موسی بن جعفر سلام الله علیهما می نویسد:

موسى الکاظم وهو وارثه علما ومعرفه وکمالا وفضلا سمی الکاظم لکثره تجاوزه وحلمه وکان معروفا عند أهل العراق بباب قضاء الحوائج عند الله وکان أعبد أهل زمانه وأعلمهم وأسخاهم.

موسی کاظم علم و معرفت و فضل و کمال را از پدرش به ارث برد و در اثر عفو و گذشت و بردباری که از خود نشان می داد، ملقب به «کاظم» شد؛ نزد عراقی­ها به «باب الحوائج نزد خدا» معروف بود و در زمان خودش عابدترین، عالم­ترین و بخشنده­ترین فرد بود.

الهیتمی، ابوالعباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر (متوفاى۹۷۳هـ)، الصواعق المحرقه علی أهل الرفض والضلال والزندقه، ج ۲ ص ۵۹۰ ، تحقیق عبد الرحمن بن عبد الله الترکی – کامل محمد الخراط، ناشر: مؤسسه الرساله – لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۷هـ – ۱۹۹۷م.

قرمانی (متوفى ۱۰۱۹هـ ق):

احمد بن یوسف قرمانی نیز می نویسد:

هو الامام الکبیر القدر، الأوحد، الحجه، الساهر لیله قائما، القاطع نهاره صائما، المسمی لفرط حلمه وتجاوزه عن المعتدین کاظما. هوالمعروف عند أهل العراق بباب الحوائج، لأنه ما خاب المتوسل به فی قضاء حجاه قط.

او امامی بلند مرتبه و یگانه و حجت بود. در شبهایش ایستاده بود (کنایه از عبادت) و در روز ها قاطع و روزه دار بود . به خاطر کثرت حلمش و گذشت از کسانی که به او تعدی کرده اند کاظم نامیده شد. و او نزد مردم عراق به باب الحوائج مشهور بود چرا که هر کسی در بر آورده شدن حاجاتش به او متوسل می شد به دست می آورد.

القرمانی، أحمد بن یوسف، أخبار الدول و آثار الأول فی التاریخ، ج ۱ ص ۳۳۷ ، (المتوفى: ۱۰۱۹هـ)، المحقق، الدکتور فهمی سعد، الدکتور أحمد حطیط، عالم الکتاب.

نبهانی ( متوفای ۱۳۵۰ ه ق) :

یوسف بن اسماعیل نبهانی از علمای اهل سنت پیرامون آن حضرت می نویسد:

موسی الکاظم أحد أعیان اکابر الائمه من ساداتنا آل البیت الکرام هداه الاسلام رضی الله عنهم أجمعین ونفعنا ببرکاتهم و أماتنا علی حبهم وحب جدهم الأعظم صلی الله علیه وسلم.

موساى کاظم یکى از اعیان بزرگان امامان از سادات ما آل بیت کرام و هادیان اسلام ـ رضى الله عنهم ـ بود. خداوند ما را به برکات آنان نفع دهد و ما را بر محبّت آنان و محبّت جدّ بزرگشان بمیراند.

النبهانی، یوسف بن اسماعیل، جامع کرامات الأولیاء، ج ۲ ص ۴۹۵ ، مرکز أهلسنه برکات رضا فور بندر غجرات، هند، الطبعه الأولی، ۲۰۰۱ م.

خیرالدین زرکلی (متوفای ۱۴۱۰هـ):

وی پیرامون شخصیت حضرت چنین می نویسد:

موسى بن جعفر الصادق بن محمد الباقر، أبو الحسن: سابع الأئمه الاثنی عشر، عند الإمامیه.کان من سادات بنی هاشم، ومن أعبد أهل زمانه، وأحد کبار العلماء الأجواد.

موسى بن جعفر الصادق بن محمد الباقر، أبو الحسن: هفتمین امام از ائمه دوزاده گانه نزد شیعه. وی از سادات بنی هاشم و عابد ترین مردم زمان خویش بود و یکی از بزرگان علمای بخشنده بود.

الزرکلی ، خیر الدین (متوفای ۱۴۱۰هـ)، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال والنساء من العرب والمستعربین والمستشرقین ، ج ۷ ص ۳۲۱ ، ناشر: دار العلم للملایین ـ بیروت، الطبعه: الخامسه، ۱۹۸۰م.

محمد دیاب الإتلیدی(متوفای ۱۴۲۵هـ ق):

وی نیز پیرامون آن حضرت می نویسد:

وکان یتزیا بزی أعرابی زهداً فی الدنیا وتباعداً عنها

و او [موسی بن جعفر علیهماالسلام] از لحاظ زهد در دنیا و دوری گزیدن از آن، به سبک عرب های ساده، بیابان نشین لباس می پوشید.

الإتلیدی، محمد دیاب، إعلام الناس بما وقع للبرامکه مع بنی العباس، ص ۱۱۸ ، المحقق: محمد أحمد عبد العزیز سالم ، دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان – ۱۴۲۵هـ – ۲۰۰۴ م.

بخش دوم: توسل علمای اهل سنت به موسی بن جعفر علیهماالسلام

  بزرگان اهل سنت معتقد بودند که امام موسی بن جعفر علیه السلام دارای مقام باب الحوائج بوده و هر کس به ایشان متوسل بشود حاجتش برآورده می‌شود. برخی از علمای اهل سنت نیز هنگام گرفتاری به حضرت متوسل می‌شدند و حاجت می‌گرفتند که در اینجا به چند مورد اشاره می‌کنیم:

ابن سمعون (متوفای ۳۸۷ هـ.ق):

وی  پیرامون امام هفتم به نقل از شافعی می‌نویسد :

کان الشافعی یقول قبر موسى الکاظم التریاق المجرب .

شافعی همیشه می­گفت : قبر موسی کاظم نوشداروی مجرب است.

ابن سمعون ، أبو الحسن محمد بن أحمد بن إسماعیل بن عنبس البغدادی ، أمالی ابن سمعون ، ج ۱ ، ص۱۲۵ .

الدمیری (متوفای  ۸۰۸ هـ.ق):

ایشان نیز همانند ابن سمعون نقل می کند که امام شافعی قبر آن حضرت را نوشدارویی مجرب می دانست.

کان الشافعی یقول قبر موسى الکاظم التریاق المجرب .

شافعی همیشه می­گفت : قبر موسی کاظم نوشداروی مجرب است.

الدمیری، کمال الدین محمد بن موسى بن عیسى، الوفاه: ۸۰۸ هـ ، حیاه الحیوان الکبرى ج۱، ص ۱۸۹، ناشر : دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان – ۱۴۲۴ هـ – ۲۰۰۳م ، الطبعه : الثانیه ، تحقیق : أحمد حسن بسج.

ابن صباغ مالکی (متوفاى۸۵۵ هـ):

ابن صباغ در کتاب الفصول المهمه می نویسد:

وهو المعروف عند أهل العراق بباب الحوائج إلى اللَّه ، وذلک لنجح قضاء حوائج المسلمین ونیل مطالبهم وبلوغ مآربهم وحصول مقاصدهم.

 و او [موسی بن جعفر علیهاالسلام] نزد اهالی عراق به باب حوائج الی الله معروف بود  چرا که در بر آورده شدن حاجات مسلمانان و رسیدن به مطلوب آنان و بر آورده شدن نیازمندی آنان و رسیدن به مقاصد آنان نتیجه حاصل می شد.

ابن صباغ المالکی المکی، علی بن محمد بن أحمد (متوفاى۸۵۵ هـ)، الفصول المهمه فی معرفه الأئمه، ج ۲ ص ۹۳۲ ، تحقیق: سامی الغریری، ناشر : دار الحدیث للطباعه والنشر ـ قم ، الطبعه : الأولى، ۱۴۲۲هـ .

ابن حجر هیثمی (متوفای ۹۷۳ هـ.ق):

ابن حجر هیثمی نیز در کتاب الصواعق المحرقه خود که رد بر مذهب و مکتب شیعه می باشد، پیرامون شخصیت موسی بن جعفر سلام الله علیهما می نویسد:

وکان معروفا عند أهل العراق بباب قضاء الحوائج عند الله.

موسی کاظم علم و معرفت و فضل و کمال را از پدرش به ارث برد و در اثر عفو و گذشت و بردباری که از خود نشان می داد، ملقب به «کاظم» شد؛ نزد عراقی­ها به «باب الحوائج نزد خدا» معروف بود و در زمان خودش عابدترین، عالم­ترین و بخشنده­ترین فرد بود.

الهیتمی، ابوالعباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر (متوفاى۹۷۳هـ)، الصواعق المحرقه علی أهل الرفض والضلال والزندقه، ج ۲ ص ۵۹۰ ، تحقیق عبد الرحمن بن عبد الله الترکی – کامل محمد الخراط، ناشر: مؤسسه الرساله – لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۷هـ – ۱۹۹۷م.

توسل ابا علی خلال:

ابا علی خلال، از علمای بزرگ اهل سنت از جمله کسانی است که به قبر موسی بن جعفر علیهماالسلام توسل جسته است چنانچه خطیب بغدادی و ابن جوزی با سند صحیح می نویسند:

اخبرنا احمد بن جعفر بن حمدان القطیعی قال :سمعت الحسن بن ابراهیم الخلاّل یقول : ما اهمّنی امر، فقصدت قبر موسی بن جعفر (علیه السلام) . فتوسلت به إلا سهل الله لی ما احب .

احمد بن جعفر بن حمدان القطیعی خبر داد که شنیدم حسن بن ابراهیم خلال می گفت : هیچ مشکلی پیش نیامد مگر این که به موسی بن جعفر (علیه السلام) توسل کردم وخداوند همانی را که دوست داشتم به من داد .

البغدادی، ابوبکر أحمد بن علی  بن ثابت الخطیب (متوفاى۴۶۳هـ)، تاریخ بغداد، ج ۱ ص ۱۲۰ ، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت.

ابن الجوزی الحنبلی، جمال الدین ابوالفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (متوفاى ۵۹۷ هـ)، المنتظم فی تاریخ الملوک والأمم، ج ۹ ص ۸۹ ، ناشر: دار صادر – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۳۵۸٫

عبدالباقی العمری الفاروقی( متوفای ۱۲۷۹ هـ ق):

عبدالباقی العمری الفاروقی صاحب  کتاب «التریاق الفاروقی فی منشأت الفاروقی» که از نوادگان خلیفه دوم نیز می باشد، در قضیه توسل و گره گشایی با توسل به موسی بن جعفر علیهماالسلام می نویسد:

لذو استجر متوسلا ان ضاق امرک او تعسر

بأبی الرضا جدالجواد محمد موسی بن جعفر.

اگر کارت تنگ یا مشکل شد، به پدر امام رضا و جد محمد جواد، موسی بن جعفر علیه‌السلام توسل کن.

و در جایی دیگر نوشته است:

أیا ابن النبی المصطفی و ابن صفوه

علی و یا ابن الطهر سیده النساء

لا کان موسی قد تقدس فی طوی

فأنت الذی و ادیه فی تقدسا

خلعنا نفوسا قبل خلع نعالنا

غداه حللنا مرقدا منک مأنوسا

و لیس علینا من جناح بخلعها

لانک بالوادی المقدس یا موسی

نحن إذا عم خطب او دحی

کرب و خفنا نکته من حاسد

لذنا بموسی الکاظم بن جعفر

الصادق بن الباقر بن الساجد

ابن الحسین بن علی بن ابی

طالب بن شیبه المحامد

هان ای فرزند رسول برگزیده خدا و ای فرزند برادر رسول خدا علی و ابن فرزند سرور زنان عالم فاطمه طاهره. اگر موسای پیامبر به جهت رفتنش به طور سینا تقدس پیدا کرد، توئی که طور سینا به جهت تو لباس قداست به خود پوشید. صبحگاهان هنگامی که پا به مرقد شما می‌گذاریم پیش از آن که کفشهای خود از پا درآوریم روحهای‌مان به دلیل کثرت انسی که با تو داریم، نزدیک است از بدنها خارج است. اگر روحمان در هوای تو از بدنها خارج شود، باکی نیست برای این که تو ای موسی یکه‌تاز وادی مقدس هستی. هنگامی که حادثه‌ای ما را دامنگیر می‌شود یا اندوهی روزگار را بر ما تاریک می‌کند و یا از نکبت حاسدی در خوف و هراس افتادیم. به موسی الکاظم فرزند جعفر الصادق فرزند باقر بن سجاد فرزند حسین بن علی بن ابی‌طالب فرزند شیبه الحمد پناه می‌بریم.

التریاق الفاروقی فی منشأت الفاروقی، ص ۹۸-۹۹٫

قرمانی (المتوفى: ۱۰۱۹هـ ق):

احمد بن یوسف قرمانی نیز می نویسد:

هوالمعروف عند أهل العراق بباب الحوائج، لأنه ما خاب المتوسل به فی قضاء حجاه قط.

او نزد مردم عراق به باب الحوائج مشهور بود چرا که هر کسی در بر آورده شدن حاجاتش به او متوسل می شد به دست می آورد.

القرمانی، أحمد بن یوسف، أخبار الدول و آثار الأول فی التاریخ، ج ۱ ص ۳۳۷ ، (المتوفى: ۱۰۱۹هـ)، المحقق، الدکتور فهمی سعد، الدکتور أحمد حطیط، عالم الکتاب.

بخش سوم: معجزات امام کاظم  علیه السلام در کتب اهل سنت

در منابع اهل سنت روایات و حکایات فراوانی نقل شده است که ثابت می‌کند غیر انبیاء یعنی اولیاء الهی نیز دارای معجزه و کرامات هستند تا آنجا که ابن حبان در ذیل «باب المعجزات» عناوینی را ذکر کرده و در ذیل آن روایاتی را نقل می‌کند که ثابت می‌کند غیر از انبیاء نیز دارای معجزه‌ هستند، وی به این مسئله چنین اعتراف می‌کند:

ذکر الخبر الدال على إثبات کون المعجزات فی الأولیاء دون الأنبیاء

ذکر خبری که دلالت دارد بر اثبات معجزات در اولیاء نه پیامبران

التمیمی البستی، محمد بن حبان بن أحمد ابوحاتم (متوفاى۳۵۴ هـ)، صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان، ج ۱۴   ص ۴۰۸ ،تحقیق: شعیب الأرنؤوط، ناشر:مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: الثانیه، ۱۴۱۴هـ ـ ۱۹۹۳م.

وی همچنین می‌نویسد:

ذکر خبر ثان یصرح بأن غیر الأنبیاء قد یوجد لهم أحوال تؤدی إلى المعجزات

خبر دوم نیز صراحت دارد که غیر انبیاء برای آنها حالاتی رخ می‌دهد که به معجزه منجر می‌شود

التمیمی البستی، محمد بن حبان بن أحمد ابوحاتم (متوفاى۳۵۴ هـ)، صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان، ج ۱۴   ص ۴۱ ،تحقیق: شعیب الأرنؤوط، ناشر:مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: الثانیه، ۱۴۱۴هـ ـ ۱۹۹۳م.

از جمله اشخاصی که از وی در منابع اهل سنت، معجزات و کرامات فراوانی نقل شده است، امام موسی بن جعفر علیهما السلام می‌باشد

ابن صباغ در این‌باره می‌نویسد:

أمّا مناقبه وکراماته الظاهره وفضائله وصفاته الباهره تشهد له بأنه افترع منه الشرف

اما مناقب و کرامات و فضائل و صفات آشکار امام کاظم علیه السلام  شهادت می‌دهد که شرافت از وی نشات گرفته است

ابن صباغ المالکی المکی، علی بن محمد بن أحمد (متوفاى۸۵۵ هـ)، الفصول المهمه فی معرفه الأئمه، ص ۹۳۷، تحقیق: سامی الغریری، ناشر : دار الحدیث للطباعه والنشر ـ قم ، الطبعه : الأولى، ۱۴۲۲هـ

 

در اینجا به چند مورد از معجزات و کرامات امام اشاره می‌کنیم

قضیه شقیق بلخی و موسی بن جعفر علیهماالسلام:

شقیق بلخی قضیه برخورد موسی بن جعفر علیهمالسلام با خود را چنین نقل می کند:

وعن شقیق بن إبراهیم البلخی قال خرجت حاجا فی سنه تسع وأربعین ومائتین فنزلت القادسیه فبینا أنا أنظر إلى الناس فی زینتهم وکثرتهم فنظرت إلى فتى حسن الوجه شدید السمره یعلو فوق ثیابه ثوب من صوف مشتمل بشمله فی رجلیه نعلان وقد جلس منفردا فقلت فی نفسی هذاالفتى من الصوفیه یرید أن یکون کلا على الناس فی طریقهم والله لأمضین إلیه ولأوبخنه فدنوت منه فلما رآنی مقبلا قال یا شقیق ) اجتنبوا کثیرا من الظن إن بعض الظن إثم ( ثم ترکنی ومضى فقلت فی نفسی إن هذا لأمر عظیم قد تکلم على ما فی نفسی ونطق بإسمی وما هذا إلا عبد صالح لألحقنه ولأسألنه أن یحالنی فأسرعت فی أثره فلم ألحقه وغاب عن عینی فلما نزلنا واقصه إذا به یصلی وأعضاؤه تضطرب ودموعه تجری فقلت هذا صاحبی أمضی إلیه وأستحله فصبرت حتى جلس وأقبلت نحوه فلما رآنی مقبلا قال یا شقیق إتل ) وإنی لغفار لمن تاب وآمن وعمل صالحا ثم اهتدى ( ثم ترکنی ومضى فقلت إن هذا الفتى لمن الأبدال وقد تکلم على سری مرتین فلما نزلنا رمالا إذا بالفتى قائم على البئر وبیده رکوه یرید أن یستقی ماء فسقطت الرکوه من یده فی البئر وأنا أنظر إلیه فرئیت قد رمق السماء وسمعته یقول:

أنت ریی إذا ظمئت من الماء  وقوتی إذا أردت الطعاما

اللهم سیدی مالی سواها فلا تعدمنیها قال شقیق فوالله لقد رأیت البئر قد إرتفع ماؤها فمد یده فأخذ الرکوه وملأها ماء وتوضأ وصلى أربع رکعات ثم مال إلى کثیب رمل فجعل یقبض بیده ویطرحه فی الرکوه ویحرکه ویشرب فأقبلت إلیه وسلمت علیه فرد علی السلام فقلت أطعمنی من فضل ما أنعم الله به علیک فقال یا شقیق لم تزل نعمه الله علینا ظاهره وباطنه فأحسن ظنک بربک ثم ناولنی الرکوه فشربت منها فإذا سویق وسکر فوالله ما شربت قط ألذ منه ولا أطیب ریحا منه فشبعت ورویت فأقمت أیاما لاأشتهی طعاما ولا شرابا ثم لم أره حتى دخلنا مکه فرأیته لیله إلى جنب قبه الشراب فی نصف اللیل یصلی بخشوع وأنین وبکاء فلم یزل کذلک حتى ذهب اللیل فلما رأى الفجر جلس فی مصلاه یسبح الله ثم قام فصلى الغداه وطاف بالبیت أسبوعا وخرج فتبعته فإذا له حاشیه وموال وهو على خلاف ما رأیته فی الطریق ودار به الناس من حوله یسلمون علیه فقلت لبعض من رأیته یقرب منه من هذا الفتى فقال هذا موسى بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب علیهم السلام.

در سال ۱۴۹ به حج رفتم و در قادسیه منزل کردیم . روزی جوانی نیکو صورت را دیدم که رنگ چهره اش بسیار زرد شده بود و لباسی پشمین داشت و پارچه ای بر روی خود انداخته بود و در پای او نعلین بود و به تنهایی جدای از مردم نشسته بود .

با خود گفتم : این جوان از صوفیان است و می خواهد باری بر دوش مردم باشد ؛ قسم به خدا به نزد وی رفته و او را توبیخ می کنم .

وقتی به او نزدیک شدم گفت : ای شقیق ، از بسیاری از گمان ها بپرهیزید . به درستی که بسیاری از گمان ها ، گناه است .

پس با خود گفتم : این شخص بنده صالح است ؛ زیرا از آنچه من در ذهن داشتم به من خبر داد ! با او همراه شده و از او می خواهم که من را حلال نماید ، اما از دیدگان من پنهان شد .

وقتی که در واقصه منزل کردیم او را دیدم که نماز می خواند و اعضای بدن او می لرزد و اشک او روان است . با خود گفتم به نزد او می رود و از او عذر خواهی می کنم .

پس نماز خود را خلاصه کرده و به من گفت : ای شقیق : بدرستیکه من برای کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و کار نیک انجام دهند و سپس راه هدایت را در پیش گیرند ، بخشنده هستم .

با خود گفتم : این شخص از ابدال است ؛ دوبار از راز درون من سخن گفن .

وقتی در منطقه زباله منزل کردیم او را دیدم که در کنار چاهی ایستاده و ظرفی در دست دارد و می خواهد آب بردارد . ظرف از دستش به چاه افتاد ، پس روی خویش را به آسمان کرده و گفت

تو پروردگار من هستی در آن هنگام که تشنه آب باشم

و تو نیروی من هستی آن زمان که غذا بخواهم .

ای پرودگار من ، غیر از ظرف چیز دیگری نداشتم .

شقیق می گوید : قسم به خدا آب چاه را دیدم که بالا آمد و ایشان ظرف را گرفته و پر کرد و وضو گرفت و چهار رکعت نماز گذارد و سپس رو به پشته خاکی که در آنجا بود کرده ، مشتی از آن را برداشته و در ظرف ریخت و از آن می نوشید .

به ایشان گفتم : از زیادی آنچه خداوند به شما روزی داده است من را نیز اطعام کنید .

فرمودند : ای شقیق نعمت های خداوند همیشه در ظاهر و باطن بر ما جاری است . به پروردگارت گمان نیک داشته باش ؛ سپس ظرف را به من دادند و من از آن نوشیدم ؛ در آن ظرف شربت و شکر بود و به خدا قسم من شربتی گواراتر و خوشبو تر از آن ننوشیده ام ؛ هم سیر شدم و هم سیراب و تا چند روز نه اشتهای به غذا داشتم و نه آب .

پس از آن دیگر ایشان را ندیدم تا وارد مکه شدم .

شبی او را دیدم که در کنار گنبد سمت ناودان نیمه شب با خشوع و ناله و گریه نماز می خواند و تا آخر شب چنین بود . وقتی که فجر طالع شد در محل نماز خویش نشست و تسبیح گفت و سپس ایستاده نماز صبح را به جا آورد .

سپس هفت بار دور خانه طواف کرد و بیرون رفت . من نیز به دنبال ایشان روانه شدم . دیدم که همراهان و اموال و غلامانی دارد و حالت وی مخالف با آنچه است  که در راه دیدم . و دیدم که مردم گرد او جمع شده و به او سلام می کنند و از او تبرک می­جویند.

به آنها گفتم این شخص کیست؟ پاسخ دادند موسی بن جعفر بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب علیهم السلام است .

ابن الجوزی الحنبلی، جمال الدین ابوالفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (متوفاى ۵۹۷ هـ)، صفه الصفوه، ج ۲ ص ۱۸۵-۱۸۷ ، تحقیق: محمود فاخوری – د.محمد رواس قلعه جی، ناشر: دار المعرفه – بیروت، الطبعه: الثانیه، ۱۳۹۹هـ – ۱۹۷۹م.

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفاى ۷۲۸ هـ)، منهاج السنه النبویه، ج ۴ ص ۱۳-۱۴ تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسه قرطبه، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۶هـ..

ابن صباغ المالکی المکی، علی بن محمد بن أحمد (متوفاى۸۵۵ هـ)، الفصول المهمه فی معرفه الأئمه، ۹۴۰ – ۹۴۳ ، تحقیق: سامی الغریری، ناشر : دار الحدیث للطباعه والنشر ـ قم ، الطبعه : الأولى، ۱۴۲۲هـ

ابن حجر نیز همین جریان را نقل کرده و در ابتداء گوید:

ومن بدیع کراماته ما حکاه ابن الجوزی والرامهرمزی وغیرهما عن شقیق البلخی أنه خرج حاجا سنه تسع وأربعین ومائه فرآه بالقادسیه

از کرامات بدیعی است که ابن جوزی و رامهرمزی و دیگران نقل کرده‌اند این است…

الهیثمی، ابوالعباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر (متوفاى۹۷۳هـ)، الصواعق المحرقه علی أهل الرفض والضلال والزندقه، ج ۲   ص ۵۹۱ ، تحقیق عبد الرحمن بن عبد الله الترکی – کامل محمد الخراط، ناشر: مؤسسه الرساله – لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۷هـ – ۱۹۹۷م.

آزاد شدن امام از زندان

ابن حجر هیثمی به نقل از مسعودی چنین نقل می­کند:

وذکره المسعودی أن الرشید رأى علیا فی النوم معه حربه وهو یقول إن لم تخل عن الکاظم وإلا نحرتک بهذه فاستیقظ فزعا وأرسل فی الحال والی شرطته إلیه بإطلاقه وأن یدفع له ثلاثین ألف درهم وأنه یخیره بین المقام فیکرمه أو الذهاب إلى المدینه ولما ذهب إلیه قال له رأیت منک عجبا وأخبره أنه رأى النبی صلى الله علیه وسلم وعلمه کلمات قالها فما فرغ منها إلا وأطلق.

قیل وکان موسى الهادی حبسه أولا ثم أطلقه لأنه رأى علیا رضی الله عنه یقول ( فهل عسیتم إن تولیتم أن تفسدوا فی الأرض وتقطعوا أرحامکم ) «محمد/ ۲۲» فانتبه وعرف أنه المراد فأطلقه لیلا

مسعودی نقل کرده است که هارون الرشید [امیرالمؤمنین] علی [علیه السلام] را در خواب دید که خنجری به همراه داشت و می­فرمود: اگر کاظم [علیه السلام] را ازاد نکنی با این خنجر سرت را از تنت جدا می­کنم. هارون الرشید با ترس از خواب بیدار شد و همان وقت به دنبال رئیس پلیس­هایش فرستاد که ایشان را آزاد کند و سی هزار درهم به آن حضرت بدهد و ایشان را مخیر کند که اگر خواستند در بغداد بمانند و اکرامش کند و یا به مدینه بروند.  زمانی که هارون نزد [حضرت] موسی بن جعفر [علیه السلام] رفت ، عرضه داشت: خواب عجیبی پیرامون شما دیدم. حضرت فرمودند : پیامبر صلی الله علیه و آله را در خواب دیدم ، دعاهایی به من آموختند که [برای آزاد شدن] بگویم هنوز این دعاها تمام نشده بود که آزاد شدم. ابن حجر در ادامه می­افزاید: گفته شده که ابتدا موسی الهادی ایشان را زندانی کرد سپس آن حضرت را آزاد کرد زیرا [حضرت] علی [علیه السلام] را در خواب دید که خطاب به وی این آیه را تلاوت می­کند : «اگر (از این دستورها) روى گردان شوید، جز این انتظار مى‏رود که در زمین فساد و قطع پیوند خویشاوندى کنید؟!» موسی الهادی از خواب بیدار شد فهمید مقصود آن حضرت آزادی [حضرت] موسی بن جعفر [علیهم السلام] است، از این رو شبانه ایشان را آزاد نمود.

أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی الوفاه: ۹۷۳هـ ، الصواعق المحرقه على أهل الرفض والضلال والزندقه  ج ۲، ص ۵۹۲ ، دار النشر : مؤسسه الرساله – لبنان – ۱۴۱۷هـ – ۱۹۹۷م ، الطبعه : الأولى ، تحقیق : عبد الرحمن بن عبد الله الترکی – کامل محمد الخراط

آزاد شدن شخصی از زندان

  ابن خلکان حکایتی را نقل می‌کند که مهدی عباسی شخصی را برای مدت طولانی به زندان انداخت که در این مدت امام کاظم علیه السلام به خواب او می‌آمد و به وی بشارت آزادی از زندان می‌داد وی چنین نقل می‌کند:

وقال عبد الله بن یعقوب بن داود أخبرنی أبی أن المهدی حبسه فی بئر وبنى علیها قبه قال فمکثت فیها خمس عشره سنه وکان یدلى لی فیها کل یوم رغیف خبز وکوز ماء وأوذن بأوقات الصلوات فلما کان فی رأس ثلاث عشره سنه أتانی آت فی منامی فقال

حنا على یوسف رب فأخرجه      من قعر جب وبیت حوله غمم

قال فحمدت الله تعالى وقلت أتانی الفرج ثم مکثت حولا لا أرى شیئا فلما کان رأس الحول الثانی أتانی ذلک الآتی فأنشدنی

عسى فرج یأتی به الله إنه       له کل یوم فی خلیقته أمر 

قال ثم أقمت حولا آخر لا أرى شیئا ثم أتانی ذلک الآتی بعد الحول فقال

عسى الکرب الذی أمسیت فیه       یکون وراءه فرج قریب

فیأمن خائف ویفک عان              ویأتی أهله النائی الغریب

فلما أصبحت نودیت فطننت أنی أوذن بالصلاه فدلی لی حبل أسود وقیل لی اشدد به وسطک ففعلت وأخرجت فلما قابلت الضوء عشی بصری فانطلقوا بی فأدخلت على الرشید فقیل لی سلم على أمیر المؤمنین فقلت السلام علیک یا أمیر المؤمنین ورحمه الله وبرکاته المهدی فقال الرشید لست به فقلت السلام على أمیر المؤمنین ورحمه الله وبرکاته الهادی فقال لست به فقلت السلام على أمیر المؤمنین ورحمه الله فقال: الرشید، فقلت الرشید. فقال: یا یعقوب، ما شفع فیه إلى أحد غیر أنی حملت اللیله صبیه لی على عنقی فذکرت حملک إیای على عنقک، فرثیت لک وأخرجتک. وکان یعقوب یحمل الرشید على عنقه وهو صغیر یلاعبه ثم أمر له بجائزه وصرفه.

یعقوب بن داود گوید پدرم برای من نقل می‌کرد که مهدی عباسی من را در چاهی زندانی نموده و بالای آن سقفی (گنبدی) زد و من مدت پانزده سال در آن ماندم و هر روز یک قرص نان و یک کوزه آب در میان چاه برایم سرازیر می کردند، و اوقات نماز را به من خبر می دادند، تا این که در رأس سال سیزدهم کسی به خوابم آمد و گفت یوسف را پروردگاری مهربان از ته چاه و اتاقی که اطرافش را غم و اندوه فرا گرفته بود، بیرون آورد پس حمد خدا را به جا آوردم و گفتم: هنگام گشایش فرا رسید، و یک سال گذشت و خبری نشد و سپس بعد از یک سال همان شخص به خوابم آمد و گفت:امید است اندوهی که در آن مدتی سپری کرده‌ای به زودی گشایش در پی آن باشد پس بیمناک ایمن گردد و گرفتار آزاد شود و غریب دور از وطن به آغوش خانواده اش باز گردد.امید است اندوهی که در آن مدت سپری کرده‌ای به زودی گشایش قریبی در پی آن باشد پس بیمناک ایمن گردد و گرفتار آزاد شود و غریب دور از وطن به آغوش خانواده اش باز گردد.پس صبح گاهان مرا صدا زدند که گمان کردم وقت نماز است پس دیدم ریسمان سیاهی در میان چاه انداختند و به من گفتند: کمرت را با آن ببند، و من چنین کردم و مرا بیرون آوردند و وقتی در برابر نور قرار گرفتم چشمانم تار شد، پس مرا پیش رشید بردند – تا این که گوید – گفته شد بر امیر مومنان سلام بده  گفتم سلام  و رحمت خدا بر تو ای امیرمومنان مهدی. رشید گفت من نیستم گفتم سلام بر امیرمومنان هادی گفت من نیستم گفتم سلام بر امیر مومنان  گفت رشید گفتم رشید یعقوب گوید رشید به من گفت: به خدا سوگند هیچ کس برای تو شفاعت نکرده فقط من دیشب دختر بچه ام را سوار بر گردنم نموم در این موقع یادم آمد که تو مرا در کودکی بر گردن خود سوار می نمودی، پس دلم به حال تو سوخت رشید امر کرد که به او جایزه بدهند

إبن خلکان، ابوالعباس شمس الدین أحمد بن محمد بن أبی بکر (متوفاى۶۸۱هـ)، وفیات الأعیان و انباء أبناء الزمان، ج ۷، ص ۲۵- ۲۶٫، تحقیق احسان عباس، ناشر: دار الثقافه – لبنان.

  ابن سمعون نیز این حکایت را بعد از ذکر کلام شافعی درباره مجرب بودن توسل به قبر امام کاظم علیه السلام، نقل کرده و گوید:

وتوفی موسى الکاظم فی رجب سنه ثلاث وقیل سنه سبع وثمانین ومائه ببغداد مسموماً، وقیل إنه توفی فی الحبس وکان الشافعی یقول قبر موسى الکاظم التریاق المجرب، وقد أذکرتنی هذه الحکایه ما حکاه الخطیب أبو بکر فی تاریخه وابن خلکان أیضاً فی ترجمه یعقوب بن داود أن المهدی حبسه فی بئر وبنى علیها قبه فمکث فیها خمس عشره سنه وکان یدلی له فیها کل یوم رغیف …

ابن سمعون البغدادی ، أبو الحسین محمد بن أحمد بن إسماعیل بن عنبس (متوفاى۳۸۷هـ)، أمالی ابن سمعون ، ج ۱  ص ۱۲۶ طبق برنامه الجامع الکبیر

همان طور که ملاحظه فرمودید حضرت امام موسی بن جعفر صلوات الله و سلامه علیه به قدری کرامت داشتند و حاجت می­دادند که در بین شیعیان و اهل سنت عراق به باب الحوائج الی الله معروف بودند و مطالب فوق تنها بخشی از کرامات آن حضرت بود که به عنوان نمونه بیان شد.

بخش چهارم: برخورد امام کاظم علیه السلام با دشمنان:

اخلاق متواضعانه­ی حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام به نحوی بود که دوست و دشمن به مناقب و فضائل و اخلاق ایشان معترف بودند.

مزی در تهذیب الکمال و خطیب بغدادی در تاریخ خود داستانی پیرامون برخورد خوب آن حضرت با یکی از نوادگان خلیفه دوم که نسبت به حضرت علی علیه السلام جسارت می کرد را چنین نقل می کند:

قال الحسن : قال جدی یحیى بن الحسن : وذکر لی غیر واحد من اصحابنا ان رجلا من ولد عُمَر بن الخطاب کان بالمدینه یؤذیه ویشتم علیا.

قال : وکان قد قال له بعض حاشیته : دعنا نقتله ، فنهاهم عن ذلک اشد النهی وزجرهم اشد الزجر ، وسأل عن العُمَری ، فذکر له انه یزدرع بناحیه من نواحی المدینه ، فرکب إلیه فی مزرعته ، فوجده فیها فدخل المزرعه بحماره ، فصاح به العُمَری : لا توطئ زرعنا.

فوطأه الحمار ، حتى وصل إلیه ، فنزل ، فجلس عنده وضاحکه ، وَقَال له : کم غرمت فی زرعک هذا ؟ قال له : مئه دینار.

قال : فکم ترجو ان تصیب ؟ قال : انا لا اعلم الغیب.

قال : انما قلت لک : کم ترجو ان یجیئک فیه ؟ قال : ارجو ان یجیئنی مئتا دینار.

قال : فأعطاه ثلاث مئه دینار ، وَقَال هذا زرعک على حاله.

قال : فقام العُمَری فقبل رأسه وانصرف قال : فراح إلى المسجد فوجد العُمَری جالسا ، فلما نظر إلیه ، قال : الله اعلم حیث یجعل رسالاته.

قال : فوثب اصحابه ، فقالوا له : ما قصتک ، قد کنت تقول خلاف هذا ؟ قال : فخاصمهم وشاتمهم.

قال : وجعل یدعو لابی الحسن موسى کلما دخل وخرج.

قال : فقال أبو الحسن لحامته الذین ارادوا قتل العُمَری : ایما کان خیر ؟ ما اردتم أو ما اردت ان اصلح امره بهذا المقدار.

حسن بن محمد (به سند خود) روایت کرده که مردی بود در مدینه از اولاد عمر بن خطاب که حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام را می‏آزرد و هرگاه آن حضرت را می‏دید به او دشنام می‏داد و به علی علیه‏السلام ناسزا می‏گفت. روزی برخی از یاران و همنشینان آن حضرت عرض کردند: اجازه فرمایید ما این مرد تبهکار بد زبان را بکشیم؟ حضرت به سختی با این کار مخالفت کرد و آنان را از انجام این عمل بازداشت، و حال آن مرد را پرسید؟ به آن جناب عرض کردند: جایی در اطراف مدینه به کشت و زرع مشغول است. حضرت سوار شده به مزرعه آن مرد آمد و هم چنان که سوار الاغش بود وارد کشت و زرع او شد. آن مرد فریاد زد: کشت و زرع ما را پامال نکن! حضرت همچنان سواره پیش رفت تا به نزد او رسیده پیاده شد و نزد آن مرد نشست و با خوشرویی به شوخی و خنده با او شروع کرد و به او فرمود: چه مبلغ خرج این کشت و زرع کرده‏ای؟ گفت: صد دینار. فرمود: چه مبلغ امید داری که از آن به دستت رسد و عایدت گردد؟ گفت: من علم غیب ندارم (که چه اندازه عایدم شود)! حضرت فرمود: من گفتم: چه مبلغ امید داری به تو برسد (و نگفتم: چه مبلغ به تو خواهد رسید) گفت: امید دارم دویست دینار از این مزرعه عاید من شود. حضرت کیسه‏ای در آورد که سیصد دینار در آن بود و فرمود: این را بگیر و کشت و زرع تو نیز به همین حال برای تو باشد و خدا آنچه امید داری از آن عایدت گرداند. راوی گوید: آن مرد برخاست و سر حضرت را بوسه زد و در خواست نمود از بی‏ادبی‏ها و بد زبانی‏های او درگذرد. موسی بن جعفر علیه‏السلام لبخند زده بازگشت. (این جریان گذشت تا اینکه روزی) حضرت به مسجد رفت و آن مرد عمری هم نشسته بود، همین که نگاهش به آن حضرت افتاد گفت: «خدا می‏داند رسالت خویش را در چه خاندانی قرار دهد» رفقای آن مرد به سرش ریخته گفتند: داستان چیست؟ تو که جز این درباره‏ی این مرد می‏گفتی؟ (و هر گاه او را می‏دیدی دشنام و ناسزا می‏گفتی چه شد که اکنون یکسره عوض شدی و او را مدح و ستایش می‏کنی؟) گفت: همین است که اکنون گفتم و جز این چیزی نگویم و شروع کرد به دعا کردن درباره‏ی موسی بن جعفر علیه‏السلام. آنان با او به بحث و گفتگو پرداختند و او به همان گونه پاسخشان می‏داد، همین که حضرت به خانه بازگشت به آن کسانی که از او اجازه‏ی کشتن آن مرد عمری را خواسته بودند فرمود: کدام یک از این دو راه بهتر بود آنچه شما می‏خواستید یا آنچه من انجام دادم؟ من کار او را با آن مقدار اصلاح کردم.

المزی،  ابوالحجاج یوسف بن الزکی عبدالرحمن (متوفاى۷۴۲هـ)، تهذیب الکمال، ج ۲۹ ص ۴۶-۴۵ ، تحقیق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۰هـ – ۱۹۸۰م.

البغدادی، ابوبکر أحمد بن علی  بن ثابت الخطیب (متوفاى۴۶۳هـ)، تاریخ بغداد، ج ۱۳ ص ۳۰ ، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت.

نتیجه:

وجود مقدس امام کاظم صلوات الله و سلامه علیه از حیث نسب و منزلت و کرامت و مناقب و اخلاق و تواضع و… به نحوی بودند که حتی علمای اهل سنت در کتب خود به نمونه هایی از آن اشاره کرده اند و در این نوشته علاوه بر نظرات علمای اهل سنت پیرامون شخصیت آن حضرت، به برخی از نکات تاریخی و وقایع اتفاق افتاده در رابطه با آن امام مظلوم اشاره گردید.

 

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

 

برچسب ها

شبکه بین المللی مطالعات ادیان

اینفورس (شبکه بین المللی مطالعات ادیان)،‌ بخشی از یک مجموعه فعالیت های فرهنگی است که توسط یک گروه جهادی مجازی انجام می شود. این گروه  بدون مرز، متشکل از اساتید، طلاب، دانشجویان و کلیه داوطلبان باایمان و دغدغه مندی است که علاقمند به فعالیت علمی جهادی در عرصه جنگ نرم هستند. شما هم می توانید یکی از اعضای این گروه باشید(اینجا کلیک کنید). فعالیت های سایت زیر نظر سید محمد رضا طباطبایی، مدرس ادیان و کارشناس صدا و سیماست. موضوعات سایت نیز در زمینه سیر مطالعاتی با رویکرد تقویت بنیه های اعتقادی و پاسخ به شبهات است.

0 0 رای ها
شما هم امتیاز بدهید..
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx
()
x
بستن