مطالعات متفرقه (خارج از سیر مطالعاتی)

سیر تکون تلمود

آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (از صفحه ۱۶۳ تا ۱۸۴)
URL : http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/209243
سیر تکون تلمود (۲۲ صفحه)
نویسنده : طالبی دارابی،باقر
هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۶۳)


‌ ‌‌‌مـقاله‌ : سیر تکوّن تلمود / باقر طالبی دارابی

«اگر در میان تو امری که حکم‌ بـه‌ آنـ‌ مـشکل شود به ظهور آید… آنگاه برخاسته به مکانی که خدایت یَهُوه برگزیند برو* و نزد‌ لاویـان کَهَنه و نزد داوری که در آن روزها باشد، رفته، مسئلت نما و ایشان‌ تو را از فتوای‌ قضا‌ مـخبر خواهند ساخت* و بر حـسب فـتوایی که ایشان از مکانی که خداوند برگزیند برای تو بیان می کنند، عمل نما و هوشیار باش تا موافق هر آن چه بر تو تعلیم دهند‌ عمل نمایی* موافق مضمون شریعتی که به تـو تعلیم دهند و مطابق حکمی که به تو گویند عمل نما و از فتوایی که برای تو بیان کنند، به طرف راست یا چپ تجاوز‌ مکن‌*».[۱]

دین و دین داری هیچ گاه از حیات مادی و معنوی انـسان جـدا نبوده است. دین به هر معنایی که تعریف شود و تدین به هر شکلی که ترسیم گردد، مقوله ای جدایی‌ ناپذیر‌ از فرآیند تکاملی انسان است. شناخت مصادیق مقوله دین مستلزم پژوهشی ژرف در هـفت آسـمان معنوی و برچیدن خوشه ای از این هستی روحانی است. در این راه باید از‌ حصار‌ تنگ تعصبات نابه جا که مانعی بزرگ بر سر راه دین پژوهی است، رهید و پای در عرصه ای نهاد که رنج تحقیق و تـفحصِ آن را، سـرانجامی شیرین و آکنده از‌ رضایت‌ و آرامش‌ باشد.

نگاه ما در اینجا‌ نگاهی‌ پدیدار‌ شناسانه است و از حق و باطل و یا صدق و کذب گزاره ها که وظیفه دین پژوهیِ ارزش داورانه است، سخن نمی گوییم.

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۶۴)


مـحور‌ و مـوضوع‌ اصـلی‌ این پژوهه، یکی از مؤلفه هـای اصـلی شـریعت‌ یهود‌ است: دینی که به نظر صاحب این قلم آموزه های مشترک آن با اسلام بیشتر از هر دین دیگری‌ است‌. برخلاف‌ مـسیحیت، کـه مـدعی است «یوغ شریعت»[۵] یهود مقایسه کرد، در‌ عین حـال کـه ممکن است تفاوتهایی نیز با هم داشته باشند.

قوم یهود که همواره مطابق شریعت موسوی‌ زندگی‌ می‌ کرد، بـه «کـتاب»، یـعنی همان تورات یا به طور کلی تر‌ «عهد‌ عتیق»[۸] نـیز به یادگار گذاشته، اعتقادی نداشتند. البته وقتی از سنت شفاهی یهود سخن می گوییم‌، چیزی‌ فراتر‌ از صرف سنت شـفاهی مـوسوی مـنظور است. آنچه امروز از سنت یهودی‌ مد‌ نظر‌ است، مجموعه ای از نظرات و فـتاوای فـقیهان و عالمان یهود نیز هست، و به نظر می‌ رسد‌ که‌ افتراق میان سنت، در آموزه های اسلام بـا شـریعت یـا سنت شفاهی در یهودیت‌،

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۶۵)


اساساً‌ در همین نکته باشد. در اینجا مجال آن نیست که از تـفاوتهای مـفهومی‌ و مـصداقی‌ سنت‌ در نگاه اسلام و یهودیت سخن بگوییم و آن را به فرصتی دیگر وا می نهیم‌.

کاربرد‌ سنت شـفاهی در یـهودیت، بـیشتر در تأویل و تفسیر نص و تجزیه و تحلیل واژگان، اصطلاحات‌ و عبارات‌ «کتاب‌» است. با گذشت زمان و دور شـدن از عـصر نزول، بسیاری از واژگان و اصطلاحات برای نسل‌ های‌ بعدی غریب، نامأنوس و مشکل آفرین مـی شـود. از ایـن رو، همیشه تلاش‌ شده‌ است‌ که معانی، شرح یا تفسیری را که مخاطبان اولیه متون مـقدس گـفته اند یا از‌ طرف‌ پیامبر‌ یا اصحاب او نقل کرده اند، حفظ، ثبت و ضبط شـود، تـا در‌ آیـنده‌ به کار تفسیر و تأویل متون آید. در این راه، یهودیان که اتکایی بس عظیم به شریعت‌ مـکتوب‌ داشـته اند، همتی بلند نشان داده و تلاش بسیار کرده اند. شریعت موسوی‌ مانند‌ هـر آیـین دیـگری به چارچوبهایی که با‌ توسل‌ به‌ آنها بتوان مشکلات فهم متون را حل‌ کرد‌، یا بـه تـعبیر دیـگر، به سنتی زنده و پویا که عالمان و خبرگان در هر‌ دو‌ شریعت شفاهی و مکتوب عـهده دار‌ انـتقال‌ آن به‌ دیگران‌ باشند‌، سخت نیازمند بود و این مهم مورد‌ تأکید‌ تورات نیز هست: «نزد لاویان کـهنه و نـزد داوری که در آن روزها‌ باشد‌، رفته، مسئلت نما و ایشان تو را‌ از فتوای قضا مخبر‌ خـواهند‌ سـاخت».[۹]

این ضرورت و این نوع‌ تلقی‌ از «شریعت»[۱۶]

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۶۶)


در ایـن نـوشتار، مـا در پی معرفی اجمالی این مجموعه‌ عظیم‌ و بااهمیت ـ کـتابی کـه از آن‌ به‌ «وطن‌ منقول و قابل حمل‌ یهود‌»[۱۸] و «تلمود»، فعالیتهای علمی‌ و حوزوی‌ در این مـسیر، عـالمان و فقیهانی که در تدوین تلمود نـقش اصـلی را ایفا کـرده‌ انـد‌ و نـیز از مطالب دیگری مانند تفاوتهای‌ تلمود‌ بـابلی و فـلسطینی‌، طبقه‌ بندی‌ مطالب تلمود، زبان، تفسیرها‌ و چاپ و نشر این کتاب سخن خـواهیم گـفت.

سیر تاریخی گردآوری و تدوین تلمود

الف) انـهدام معبد‌ و آوارگی‌ یهود

اداره امـور دیـنی و انجام مراسم‌ عبادی‌ ـ مذهبی‌ در‌ «عـصر‌ مـعبد»[۲۱](۵۹۷‌ ق.م.) توسط‌ سپاهیان روم درهم کوبیده شد و بساط سنهدرین برچیده گشت; و

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۶۷)


معبد، این کانون اجـتماعات مـذهبی و عبادی، منهدم‌ گردید‌. اکثر‌ یـهودیان از سـرزمین فـلسطین رانده شدند و دورانـ‌ «پراکـندگی‌» فرا‌ رسید‌; دورانی‌ بـس‌ سـرنوشت ساز و در عین حال پر از درد و رنج، برای قومی که طبق تعالیم دینی خود، اتکایی بسیار زیـاد بـر معبد، فقیهان دین و سرزمین خود دارد. ایـنک‌ جـامعه یهودی بـا چـالشی بـزرگ مواجه بود، چالشی کـه آینده حیات معنوی قوم را سخت تهدید می کرد. حال قوم یهود با این پرسشهای اسـاسی روبـه رو بود که: چگونه‌ باید‌ اعمال عـبادی خـود را کـه بـسیاری از آنـها بر معبد و سـرزمین فـلسطین متکی است، به جای آورد؟ در نبود سنهدرین، مسایل شرعی خود را چگونه و با مراجعه به چه کسانی‌ حـل‌ و فـصل نماید؟ و از هـمه مهم تر، تورات که منبع اصلی حـیات مـعنوی قـوم یـهود اسـت ـ و در نـظر آنها، تمسک به آن و عمل به احکامش‌ به‌ عنوان تنها راه نجات است‌ ـ در‌ حصار تنگ کلمات و عبارات چگونه می تواند پاسخگوی نیازمندیهای دنیوی و اخروی این قوم باشد؟

ب) آغاز فعالیت حـوزه های علوم دینی یهود

بزرگان قوم یهود، بعد‌ از‌ انهدام معبد، برای دوران‌ «پراکندگی‌» راه کارهایی را جستجو کردند. آنها تلاش کردند تا مشکلات را حل کنند و پاسخهای مناسبی برای این سؤالات اساسی بـیابند. فـقیهان یهود که به «ربی» یا «راو»[۲۳] و یهودیان تبعیدی‌ این‌ سرزمین با بهره گیری از فضای باز و آزاد سرزمین «پارس» که آن زمان تحت حاکمیت ساسانیان زرتشتی مسلک بود، تلاش بسیار روا می داشتند و در عین غـربت و دوری از وطـن‌ به‌ روزگاری که‌ این قوم «قدر ببیند و بر صدر نشیند» می اندیشیدند.

جان ناس واقعه را این چنین شرح می‌ دهد:

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۶۸)


«در سال ۶۹ ]یا ۷۰[ م.[۲۸]

و ایـن آغـاز راهی بس‌ طولانی‌ به‌ درازای چـند قـرن بود که لحظه لحظه آن پر از حوادث خوش و ناخوش است. اگر چه ریاست ‌‌شورایی‌ که «زکای» تأسیس کرده بود، از سوی رومیان به رسمیت شناخته شد و رئیـس‌ آنـ‌ لقب‌ «بطرک» (پاتریارک)[۳۱]

ج) گـرد آوری مـیشنا

با گسترش فعالیت علمی حوزه های یهود در جلیل‌ و ظهور عالمان بزرگ و برجسته ای نظیر «ربی مایر»[۳۵] یا «میشنای کبیرِ یهودا‌ هناسی» ظهور کرد.

میشنا‌ از‌ ریشه عبری «شانو»[۴۲]

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۶۹)


فهرست مطالب میشنا

مـیشنا در شـش بخش، یا به زبان عبری شش «سِدِر»[۴۳] و به ترتیب ذیل تدوین شده است:

۱٫ زراعیم[۴۴] (بذرها) در یازده رساله: در‌ این بخش، از مسایل مربوط به کشاورزی، غذاها، سرزمین فلسطین و مسایل متفرقه دیگر سـخن بـه میان آمـده است.

۲٫ مَوْعِد[۴۶] (شنبه) و مناسبتها و اعیاد سال.

۳٫ ناشیم[۴۷] (زنان) در هفت رساله: درباره‌ مسایل‌ و احکام مربوط به ازدواج، طلاق، نـذر و قسم.

۴٫ نزاقین[۴۸] (خسارتها) در ده رساله: درباره حقوق مدنی و کیفری، ساختار قضایی و دادگـاههای حـقوقی و کـیفری و آیین دادرسی.

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۷۰)


۵٫ قداشیم[۴۹] (مقدسات) در یازده رساله‌: درباره‌ معبد و مراسم عبادی تقدیم قربانی.

۶٫ طهاروث[۵۰] (طهارت) در دوازده رساله: درباره احـکام ‌ ‌طـهارت و نجاست شرعی.

«گمارا»[۵۱] یا تفسیر میشنا

فقیهان یهود با تلاش و جهد وافر خـود، اجـازه‌ نـدادند‌ تورات در حصار تنگ کلمات باقی بماند. آنان با شرح و تفسیر، و با اجتهاد خویش نص تـورات را پویا ساخته و آن را برای مسایل و نیازهای روز جامعه یهود پاسخگو و انعطاف‌ پذیر‌ نمودند‌. از این هـمه تلاش که‌ در‌ راه‌ تـفسیر تـورات برداشته شد، مجموعه ای عظیم به نام «میشنا» برای نسلهای بعدی و تا به امروز باقی مانده است.

امّا میشنا‌ بسیار‌ گسترده‌ و در عین حال از ایجاز و اختصاری شدید در‌ عبارات‌ و جملات برخوردار بود; این ایـجاز و اختصار مفرط و بیش از اندازه بدان خاطر بود که از برکردن آن برای حافظان‌ آسان‌ تر‌ شود. از این رو، میشنا «برای کسی که به تاریخ‌ و سوابق زندگی یهود معرفتی نداشته باشد، به نحو عاجز کـننده ای مـختصر و مبهم است».[۵۳] (شارحان) ملقب بودند‌، همانند‌ شش‌ نسل پدید آورندگان میشنا یعنی تناییم، طی شش نسل تلاش فکری‌ و فقهی‌ خود، دو اثر گرانبها را به جامعه یهود تقدیم داشتند.

اموراییم بابل و فـلسطین، هـمان کاری را‌ که‌ تناییم‌ آن دو دیار در قبال تورات انجام داده بودند، درباره میشنا کرده‌ اند‌; یعنی‌ اگر تناییم به شرح و تفسیر و روزآمد کردن تورات پرداختند و در نتیجه «میشنا» را به‌ جامعه‌ عرضه‌ داشتند، ایـنان بـه توضیح و تبیین میشنا و اجتهاد در تعالیم آن همت گماردند، که ثمره‌ تلاش‌ آنها دو تفسیر یا دو «گمارا» تحت عناوین «گمارای اورشلیم»[۵۵] از اموراییم‌ بابل‌ بود‌.

این دو تفسیر، صرف نظر از تفاوتی که از نظر مـکان کـتابت و هـویت تدوین‌ کنندگان‌ دارند، از لحاظ کـمّی و کـیفی نـیز با هم تفاوتهایی دارند، که از افتراق‌ کمّی‌ آن‌ دو می توان به اختلاف در حجم مطالب هر یک اشاره کرد; گمارای اورشلیم در‌ مـقایسه‌ بـا گـمارای بابلی

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۷۱)


از حجم مطالب کمتری برخوردار است و این تـفاوت بـه‌ حدی‌ است‌ که حتی نقل شده است که «تفسیر بابلی یازده برابر خود میشناست».[۵۶]

با گذشت‌ زمان‌، طی‌ حـدود ۱۵۰ سـال، بـا کار جدی و جرح و تعدیل های سابوراییم[۵۷](استدلالیان‌) تفسیر‌ بابلی مـتحول گشت و در قرن پنجم میلادی به شکل مجموعه ای به نام «تلمود بابلی» مرکب‌ از‌ میشنا و گمارای بابل، در آمد. در مقابل، بـا ادغـام گـمارای اورشلیم و میشنا‌ «تلمود‌ اورشلیمی یا فلسطینی» شکل گرفت. وجه مشترک‌ هـر‌ دو‌ تـلمود، میشنا، و نقطه افتراق آنها گماراست. در‌ اینجا‌ پیش از پرداختن به معرفی اجمالی سرشناس ترین اموراییم این شـش نـسل، کـه‌ در‌ تدوین تلمود نقش اساسی را‌ ایفا‌ کرده اند‌، تفاوتهای‌ تلمود‌ بابلی و اورشلیم را مـرور مـی کـنیم‌.

تفاوتهای‌ تلمود بابلی و تلمود فلسطینی

علاوه بر تفاوتهایی که ذکر شد، می توان‌ بـه‌ مـوارد زیـر نیز اشاره کرد:

۱٫ تلمود‌ اورشلیمی یا فلسطینی، از‌ مباحثی‌ نظیر مسایل مربوط به سرزمین‌ فـلسطین‌، و وضـعیت کشاورزی در آن مرز و بوم، به اطناب سخن می گوید، در حالی‌ که‌ در تلمود بابلی از ایـن‌ گـونه‌ مـباحث‌ سخنی به میان‌ نیامده‌ است.

۲٫ بر خلاف تلمود‌ بابلی‌ که پر از حکایات، داستان و افسانه اسـت، در تـلمود اورشلیم از این قبیل موارد‌ کمتر‌ می توان سراغ گرفت.

۳٫ گذشته از‌ ناهمگونی‌ در سازمان‌ دهـی‌ مـوضوعات‌ و روشـهای فکری و تحقیقی، هر‌ دو تلمود، از نظر کیفیت تدوین نیز متفاوت اند; انشای تلمود بابلی با احـتیاط زیـاد‌ و صرف‌ وقت صورت پذیرفته است; در حالی‌ که‌ شتاب‌ در‌ ویرایش‌ و عدم دقت و صـرف‌ وقـت‌ لازم و کـافی از مشخصات بارز تلمود فلسطینی است.

۴٫ از لحاظ تاریخی نیز تلمود بابلی و اورشلیمی با‌ هم‌ تفاوت‌ دارنـد; تـلمود بـابلی بعد از تلمود اورشلیم‌ تدوین‌ شد‌ و از‌ این‌ رو‌، در مقایسه با آن از اعتبار بیشتری برخوردار اسـت.

۵٫ روشـهای تحقیقی و تعلیمی تلمود بابلی با توجه به قلمرو وسیع و تحلیل عقلانی دقیق آن، نسبت به تلمود فـلسطینی‌، فـضای بازتری برای بسط و توسعه مباحث فکری و عقلی فراهم آورده است.

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۷۲)


۶٫ و آخرین نکته ایـن کـه: تا قرنها توجه جهانیان به تلمود بـابلی مـعطوف بـود و تنها در این صد ساله اخیر‌، علایق‌ نـهفته نـسبت به تلمود فلسطینی بیدار گشته است; امّا با این همه، هنوز از تلمود فـلسطینی بـه عنوان یک منبع درجه دوم بـعد از تـلمود بابلی یـاد مـی کـنند‌.

چهره‌ های برجسته شش نسل از امـوراییم

۱٫ نـسل اول

«راو» (نام اصلی: أبّا أریخا)[۵۹]بود.

«سموئیل»[۶۲] نقل مکان کرد.

۲٫ نسل دوم

«راوجودا‌»[۶۳‌] مـتوفای ۲۹۷ م. وی بـعد از‌ «راو‌»، ریاست مدرسه علمیه سورا را به عـهده گرفت.

«راو یهودا» (ابن حـزقیال)[۶۴] مـتوفای ۲۹۹ م. او رئیس حوزه علمیه پامبدیتا بـود.

۳٫ نـسل سوم

«راوحیسدا‌»[۶۵‌] متوفای ۳۰۹ م. رئیس حوزه‌ علمیه‌ سورا.

«راو نحمان» (ابن یعقوب)[۶۷]

«ربّا (ابن نـحمانی)[۶۹] لقـب دادند.

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۷۳)


۴٫ نسل چهارم

«أبّای»[۷۰] مـتوفای ۳۳۹ م. او رئیـس حـوزه علمیه پامبدیتا بـود.

«راوا»[۷۲] بـود.

۵٫ نسل پنجم

«راو‌ پاپا‌»[۷۴] را به عـهده داشـت.

۶٫ نسل ششم

«راو آشی»[۷۵] متوفای ۴۲۷ م. رئیس سرشناس و برجسته حوزه علمیه سورا، که نامش در تاریخ تـنظیم و سـامان دهی تلمود، می درخشد.

طبقه بـندی‌ مـطالب‌ تلمود

از‌ ویـژگیهای بـارز و بـرجسته تلمود، احتجاجها، استدلالها و مـباحثات غامض، پیچیده و سرشار از تعقید آن است. بعضی از مباحثات‌ تلمود، همان مباحثی هستند که اموراییم طرح کـرده انـد، اگر چه‌ احتمالا‌ به‌ هنگام تـنظیم و سـامان دهـی بـاز سـازی شده اند. تـلمود، بـر خلاف میشنا، خود را به بیان خلاصه ‌‌ای‌ از دیدگاههای متناقض و گوناگون، محدود نساخته و در پی شرح و بسط دیدگاههای اسـاسی و کـلان‌ و در‌ بـعضی‌ مواقع نظریه های خُرد و جزئی تناییم و امـوراییم، بـر آمـده اسـت.

بـا ایـن همه، تلمود اثری‌ متجانس و یکدست که حاصل کار یک نویسنده باشد، نیست. تلمود حاصل و ثمره تقریر‌ اندیشه ها و گفتار فقیهان‌ زیادی‌ است که در یک دوره نسبتاً طولانی مـی زیسته اند و هدف هیچ کدام از آنها خلق یک اثر مدون نبوده است. به همین دلیل، ما در تلمود با مباحث و موضوعات پراکنده‌ و غیر مرتبطی مواجه می شویم که در برگیرنده طیف وسـیعی از دیـدگاهها و علایق تلمودیان است. در تلمود نمی توان از گرایش روشن یا هدف خاصی سراغ گرفت. به طور کلی، هر‌ بحث‌ تلمود، نسبت به دیگر مباحث، در عین حال که دارای نوعی علقه و ارتـباط هـست، امّا بیگانه و مستقل می نماید.

از سوی دیگر، از نحوه و روش بیان مطلب که در تلمود‌ به‌ استخدام گرفته شده، یعنی شکل نقل قول مستقیم نظیر «اَبـّای مـی گوید…» یا «ربّا بیان مـی دارد…» بـرمی آید که اثر

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۷۴)


مزبور تاریخچه نظرات فقیهان اعصار گذشته یهود نیز‌ هست‌. از ویژگیهای دیگر تلمود می توان به فضای آزاد حاکم بر مباحث تلمود نـیز اشـاره کرد; طرح ابهام و ایـراد شـبهه نه تنها مجاز که از نظر تلمود مطالعه و تحقیق‌ پیرامون‌ مسایل‌ مختلف و طرح ایراد و اشکال یک‌ ضرورت‌ پژوهشی‌ و لازمه علم آموزی است. از نظر تلمود، هیچ پرس و جویی ناصواب نیست و از طلبه انتظار مـی رود حـتی در خود تلمود‌ تأمل‌ کرده‌، آن را زیر سؤال برده و به نقد بکشد‌.

هلاخا‌ و آگادا

از مباحث مربوط به تقسیم بندی مطالب تلمود، باید به دسته بندی مطالب به «هَلاخا»[۷۸] است که‌ در‌ اصطلاح‌ بـه آن «تـفسیر شریعت» نـیز می گویند.

در تعریفی دیگر‌ از هلاخا، آن را «عبارت از شرحها و تفسیرهای منطقی گروهی از عالمان یهودی درباره احکام تورات و نظریاتی کـه‌ «عزرا‌» برای‌ نجات ملت یهود اظهار کرده بود ]دانسته اند[ کـه هـدف آنـ‌ زنده‌ نگهداشتن وجدان و هوشیاری یهود است. «هلاخا» اصول زندگی فرد یهودی را در قالب ریخته و نیز قدمهای‌ او‌ را‌ استوار و هـدایت ‌ ‌مـی کند».[۸۱] از آن را گناه دانسته است.

«آگادا‌» نیز‌ در‌ لغت به معنای داستان و حکایت است و در اصـطلاح تـلمودی، بـه «هر چیزی در تلمود‌ اطلاق‌ کرده‌ اند که هلاخا نباشد. به طور کلی آگادا مشتمل اسـت بر امثله یا داستانهایی‌ که‌ برای رفع ابهام می آید، تکه هایی از زنـدگی نامه، تاریخ، پزشکی، سـحر‌، تـشویق‌ افراد‌ به پاکدامنی و پیروی از شریعت. اغلب اوقات بعد از بحث درباره موضوع بغرنج و ملالت‌ آور‌، برای انبساط خاطر طلاب علوم، داستانی از آگادا ]به تعبیر درست

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۷۵)


تر، داستانی‌ آگادایی‌ [نقل‌ می شد».[۸۶]

منابع تـلمود

علاوه بر میشنا و تعالیم اموراییم بابل یا فلسطین، از منابع‌ دیگری‌ نیز در تهیه و تدوین تلمود استفاده شده است. از آن جمله می‌ توان‌ از‌ موارد ذیل نام برد:

الف) آن دسته از تعالیم ربی های میشنا (تناییم)، کـه در‌ خـود‌ میشنا‌ نیامده است. به این منابع اصطلاحاً «میشنای خارجی»[۸۸] می گویند. برایتا‌ انواع‌ و اقسامی دارد که از باب نمونه می توان به این موارد اشاره کرد:

۱٫ میدراش تناییمی[۹۵‌] ناشی‌ شده اند.

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۷۶)


۲٫ بـرایتاهای ضـمیمه شده به میشنا: این منابع شباهت زیادی به‌ «توسیفتا‌»[۹۷] رابطه دقیق این اثر با مجموعه‌ رسمی‌ احکام‌ یهود همچنان در حاله ای از ابهام‌ است‌.

۳٫ چندین منبع دیگر تناییمی که فقط در تـلمود بـابلی از آنها استفاده شده‌ است‌.

ب) تعالیم اموراییم فلسطینی

علی رغم‌ همه‌ تبعیدها و سخت‌ گیری‌ ها‌، سرزمین فلسطین همچنان به مطالعه و تحقیق‌ در‌ تورات ادامه می داد و مرکزی برای تعلیم تورات محسوب مـی شـد. در‌ آنـجا‌ نیز با همان شیوه و روش رایـج‌ حـوزه هـای علمیه بابل‌، باب‌ اجتهاد و استنباط باز و مجالس درس‌ و بحث‌ برپا بود. فعالیتهای علمی و تحقیقی آنها را می توان در پیکره تلمود فلسطینی‌ یـافت‌. در تـلمود فـلسطینی، از این‌ منابع‌ بسیار‌ استفاده شده است‌.

ج) آگادا‌

چـنان کـه در مبحث‌ مربوط‌ به آگادا شرح دادیم، آگادا آن دسته از تعالیم ربانی است که به مسایل‌ شرعی‌ مربوط نیست. آگادا از مـنابع تـلمودی‌ مـحسوب‌ می شود‌ و می‌ توان‌ آن را در طبقات‌ ذیل دسته بندی کرد:

۱٫ تـفسیرهای کتاب مقدس که اغلب از مواعظ کنیسه ها اخذ شده‌ اند‌;

۲٫ تعالیم، معیارها و نکات اخلاقی;

۳٫ حکایات و داستانهایی‌ که‌ دربـاره‌ ربـی‌ هـای‌ یهود نقل شده‌ اند‌;

۴٫ عقاید و آداب و رسوم عامه مردم و جزئیاتی از فرهنگ عـمومی جـامعه ]فولکدر [بهویژه مسایلی نظیر اعتقاد به‌ نیروهای‌ جادویی‌ و برخی دستورالعملهای طبی عامیانه.

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۷۷)


د) فتواهای شرعی ربی‌ هـا‌

بـاید‌ تـأکید‌ کنیم‌ که‌ کتابت «سنت شفاهی» در طی دوره شکل گیری تلمود، مجاز نبود. لذا فـتواهای شـرعی فـقیهان و دیگر منابعی که مورد استناد تلمود هستند، به نقل از حافظان شریعت‌ شفاهی است، کـه سـینه بـه سینه نقل شده و به نسلهای بعدی ـ تدوین کنندگان نهایی تلمود ـ رسیده است. لذا استفاده از آرا و نـظرات فـقهی عالمان دین و وارد کردن آن در متن‌ تفسیرها‌ شیوه ای رایج بود.

فهرست مطالب تلمود

از آنجا کـه مـیشنا مـحور اصلی مباحث تلمود است، چنانچه با نظری به صفحات تلمود اصلی که متن مـیشنا در وسـط و گماراها‌ در‌ حواشی آن نوشته شده است، این امر کاملا روشن است، لذا چینش و فهرست مـطالب آن درسـت بـه همان ترتیبی است که در میشنا‌ آمده‌ است; یعنی همان طور که‌ آغازین‌ بخش میشنا، «سـدر زراعـیم» و بخش پایانی آن «طهاروث» است، تلمود نیز همین گونه است.

امّا با ایـن حـال، تـلمود، بهویژه تلمود بابلی ـ که در‌ واقع‌ امروزه هرگاه از تلمود‌ سخنی‌ به اطلاق گفته می شود، بـه نـحو غـالب، تلمود بابلی مراد است ـ از بعضی جهات تفاوتهایی با میشنا دارد: از مجموع ۶۰ رساله مـیشنا کـه در ۶ بخش آمده است، حدود‌ ۳۷‌ رساله در تلمود بابلی آمده است. البته ناگفته نماند که تلمود، تقسیم بـندی دیـگری از بخشها ارائه کرده است که طبق آن، تعداد رساله ها به ۶۳ عنوان رسیده اسـت‌.

در‌ ایـنجا به‌ موارد اختلاف فهرست مطالب تلمود بـه ویـژه تـلمود بابلی با میشنا می پردازیم:

الف) تقریباً تـمامی رسـاله‌ های بخش موعد (درباره روز شنبه و دیگر اعیاد و مناسبتهای سال)، بخش‌ ناشیم‌ (درباره‌ حـقوق خـانواده) و بخش قداشیم (درباره معبد و عـبادت قـربانی) در تلمود آمـده اسـت.

ب) از بـخش زراعیم میشنا (که ‌‌درباره‌ مقررات کـشاورزی اسـت) تنها رساله «براخوت»[۹۸] که حاوی ادعیه و نمازهای یومیه است‌، در‌ تلمود‌ بابلی آمـده اسـت. علت حذف بقیه رساله ها را مـعمول نبودن مطالب آنها در بـابل‌ ذکـر کرده اند.

ج) از بخش طهاروث (دربـاره احـکام طهارت) به استثنای رساله «نیداه‌»[۹۹] که درباره

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۷۸)


دماء‌ ثلاثه‌، مسایل شرعی خاص زنـان، از جـمله احکام حیض و نفاس بحث مـی کـند کـه همچنان جنبه عـملی دارد، بـقیه رساله ها در تلمود بـابلی مـطرح نشده اند.

زبان تلمود

زبان هر دو‌ تلمود با هم فرق دارد; هر کدام دارای گویش خـاصی از زبـان آرامی هستند; «گمارای فلسطینی به لهـجه آرامـی غربی نـوشته شـده و بـسیار شبیه به زبان آرامـی کتابهای «عزرا و دانیال» است‌. امّا‌ گمارای بابل با لهجه آرامی شرقی کتابت شده است». از سـوی دیـگر، با زبان عهد عتیق و میشنا، کـه عـبری اسـت، نـیز تـفاوت دارد; اگر چه زبـان عـبری میشنا، عبری بومی‌ است‌ و با عبری عهد عتیق اندکی متفاوت است.

تفسیر تلمود

از همان ابتدا، فـهم تـلمود حـتی برای با استعدادترین عالمان یهود مشکل مـی نـمود. ویـرایش غـیر روشـمند و نـامنظم تلمود، موجب‌ شده‌ بود که درک هر بخش از آن بدون شناخت و معرفتی پیشین از زمینه ها و مبانی مفاهیم و اصطلاحات ـ یا به تعبیر مسامحه آمیز، شأن نزول مطالب ـ ناممکن شود. زبـان نامأنوس‌ آرامی‌ تلمود‌ نیز مشکلی مضاعف بود. در‌ این‌ میان‌، یهودیان خارج از سرزمین بابل یا فلسطین، به خاطر عدم دسترسی به فقیهان، مشکلات بیشتری را متحمل می شدند. در ابتدا‌، با‌ ارسال‌ پیـک و طـرح پرسش و استفتا از فقیهان و حکیمان تلمودی‌، حل‌ مشکلات و ابهامات خود را جستوجو می کردند. همین نامه ها که از سوی یهودیان خارج از سرزمین بابل یا‌ حتی‌ از‌ طرف شاگردان آنها که در بابل سـاکن بـودند، ارسال شده‌ بود و در آنها از معانی واژه، اصطلاح یا شرح و تفسیر عبارتی از تلمود پرسش شده بود و مجموعه پاسخها‌ و فتاوی‌ فقیهان‌، اولین تفسیرهای تلمود را رقم زدنـد. البـته در این زمان که‌ رویکردی‌ بـه تـفسیر تلمود ظهور کرده بود، دیگر نه از تناییم خبری بود و نه از اموراییم; حال‌ می‌ بایست‌ از «گائون ها»[۱۰۰] سخن گفت; اینان کسانی بودند که گامهای اولیـه‌ را‌ در‌ مـسیر تفسیر تلمود برداشتند. گـائون در ابـتدا به معنای رئیس دارالعلم یا حوزه علمیه‌ به‌ کار‌ می رفت. اینان وارثان اموراییم و مراجع اصلی و اولیه شرح و تفسیر تلمود بودند. گائون ها‌ در‌ تدریس و تفسیر تلمود، از همان سنت و سبک امـوراییم پیـروی می کردند.

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۷۹)


با گذشت‌ زمان‌ و در‌ ادامه تلاش گائون ها، عالمان و دانشمندان یهود، شرح و تفسیرهای متعددی بر تلمود نوشتند که‌ پرداختن‌ به همه آنها از حوصله این تحقیق خارج است و تنها بـه بـعضی از‌ معروفترین‌ آنـها‌ اشاره ای اجمالی می کنیم. امّا قبل از آن باید تأکید کنیم که مطالعه تلمود‌ و تحقیق‌ و تفحص در آن بدون در نظر گـرفتن این تفسیرها، اگر نگوییم ناممکن‌ است‌، باید‌ بگوییم که ناقص و عـقیم خـواهد بـود. در اینجا تعدادی از تفسیرها را معرفی می نماییم‌:

۱٫ تفسیر‌ ربی‌ حنانل بن حوشئیل:[۱۰۲] درباره تلمود نوشته شد. از خصوصیات ایـن ‌ ‌تـفسیر‌ می‌ توان به ایجاز فوق العاده و دوری جستن از طرح مسایل جزئی اشاره کرد. نـویسنده گـاهی بـا‌ ذکر‌ عبارت «و این ساده است»، از تفسیر بخش معینی از تلمود چشم می‌ پوشد‌.

۲٫ تفسیر «کلید قـفلهای تلمود»[۱۰۴] او در‌ تدوین‌ و نگارش‌ این اثر، که در مقایسه با تفسیر‌ ربی‌ حنانل منسجم تـر است، همان شیوه ایـجاز گـویی و پرهیز از طرح مباحث جزئی‌ را‌ پیشه خود می سازد.

این‌ دو‌ تفسیر گنجینه‌ تعالیم‌ و تفسیرهای‌ گائونی است.

۳٫ تفسیر ربنو گرشوم:[۱۰۶‌] لقب‌ دادند.

۴٫ تفسیر راشی: او که نام اصلی اش ربی شلومو تروایی[۱۰۸‌] کنایه‌ و در واقع شـکوه ای عامیانه از‌ ایجاز و اختصار بسیار زیاد‌ تفسیر‌ راشی است.

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۸۰)


۵٫ تفسیر توسافوت:[۱۱۱‌] نهادند‌.

۶٫ تفسیرهایی که از آنها نام بردیم، به ترتیب، به مکتب فکری سفاردی و اشکنازی[‌۱۱۵‌] است; در این تفسیر، شرحهای‌ تحت‌ اللفظی‌ علمای اشـکنازی بـا‌ تلخیصهای‌ هلاخایی مکتب سفاردی، در‌ هم‌ آمیخته شد. بعدها با اخراج یهودیان از فرانسه، در قرن دوازدهم، این مرکز نیز‌ از‌ بین رفت.

۷٫ تفسیر هیدوشی آگادوت و هلاخوت[‌۱۱۸‌] می باشد‌. او‌ بر‌ خلاف بسیاری از مفسرین‌ کـه از عـنصر آگادایی در تلمود غفلت کردند، تفسیری پردامنه از شرح حکایتها ارائه داد‌.

آنچه‌ درباره تفسیر تلمود گفته شد، گوشه‌ ای‌ از‌ هزاران‌ نکته‌ در این باب‌ است‌. در این مقاله مجال آن نیست که به تمامی تـفسیرها بـپردازیم و از شتاب چاپ و انتشار تفسیرهای‌ تلمود‌ بعد‌ از اختراع صنعت چاپ سخن، و در نهایت‌، از‌ علمای‌ معاصر‌ و شرحهای‌ آنها‌ بر تلمود سخن بگوییم.

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۸۱)


چاپ و انتشار تلمود

اگر چه بعد از گرد آوری تلمود، به خـاطر ضـرورتهای آمـوزشی، یک یا چند نسخه از آن اسـتنساخ شـد، امـّا‌ با توجه به گرانسنگ، حیاتی و حجیم بودن این مجموعه و دشواری استنساخ، تلمود تا مدتها در حصار مرزهای فلسطین و بابل یا به عـبارت دقـیقتر در چـهار دیواری حوزه های علمیه قدیم‌ باقی‌ مانده بـود و انـدک نسخه های دست نویس که توسط طلاب و از روی مجموعه اوراق یا با بهره گیری از حافظه قوی بعضی از آنها تهیه شده بـود، تـنها بـرای‌ حوزویان‌ قابل استفاده بود و عموم مردم از آن محروم بودند و یا اگـر به آن دسترسی پیدا می کردند، قادر به فهم آن نبودند.

در‌ این‌ میان، وضع اقتصادی نامناسب یهودیان‌ آن‌ زمان نـیز اجـازه نـمی داد که نسخه برداری در سطح وسیعتری صورت پذیرد; لذا کار کتابت تلمود کـه بـنا به نقلی حدود ۲ میلیون و ۵۰۰‌ هزار‌ واژه را در خود‌ جای‌ داده است، در عین حال که کاری بس عظیم و پر اهمیت بـود، دشـوار و پر مـشقت نیز می نمود. علی رغم همه این مشکلات، در طی زمان، نسخه هـایی از تـلمود‌ تـهیه‌ شد.

بعد از اختراع صنعت چاپ، یهودیان اقبال شایان توجهی به این صنعت نشان دادنـد; چـاپ تـلمود را شتاب بخشیدند و با بهتر شدن اوضاع اقتصادی در راه چاپ تلمود هزینه‌ های‌ زیادی صرف‌ کـردند. سـخن درباره چاپهای اولیه تلمود، اولین ناشران، کیفیت توزیع و عرضه آن به بازار، از موضوع اصـلی‌ ایـن نـوشته خارج است. امّا قبل از خاتمه بحث در این‌ مقال‌، به‌ دو نکته درباره چاپ تلمود اشـاره مـی کنیم:

۱٫ در میان ناشران تلمود، از انتشارات «بومبرگ»[۱۲۲]

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۸۲)


۲٫ مشکلات ‌‌چاپ‌ و توزیع تلمود، صرفاً مسایل اقـتصادی، نـیروی کـار انسانی و فقدان صنعت چاپ نبود; تعقیب‌، آزار‌ و اذیت‌ یهودیان و دست اندرکاران این وظیفه خطیر را نیز بـاید بـه آن اضافه کرد. بیان تمامی‌ حوادثی که در طول تاریخ بر تلمود و ناشران آن گـذشت، خـود رسـاله ای‌ جداگانه می طلبد. امّا‌ به‌ این چند نکته اشاره کنیم که کلیسا و جامعه مـسیحی مـشکلات زیـادی بر سر راه چاپ و نشر تلمود ایجاد کرده بودند; چاپخانه ها را بستند، نـاشران و دسـت اندرکاران را شکنجه کرده، حبس‌ نموده و یا به دار آویختند و به بهانه های گوناگون تلمود را به آتش کـشیدند و خـونهای زیادی در این مسیر بر زمین ریختند. از حکم حاکمان مسیحی به ممنوعیت مـطالعه، تـحقیق و نشر‌ تلمود‌، که تا مدتها به اعـتبار خـود بـاقی بود، همچنین از تلاش روحانیت مسیحی در جهت مـعرفی تـلمود به عنوان یکی از «کتب ضاله» که در آن به مسیح توهین شده‌ است‌، سخن نـمی گـوییم.

اگر تلمود همچنان باقی اسـت، ایـن بقا مـرهون زحـمات فـقیهان و حکیمان یهود و بیش از همه مدیون آزاد انـدیشی پارسـیان و فضای آزاد حاکم بر سرزمین پارس و نیز‌ فضای‌ باز حاکم بر جوامع اسلامی ـ بـعد از ظـهور و گسترش اسلام به مناطق یهودی نـشین یا دیگر ممالک کـه بـعداً یهودیان به آنجا کوچ کـردند ـ مـی باشد. یهودیان ساکن کشورهای‌ اسلامی‌ با‌ بهره برداری از حسن معاشرتی‌ که‌ مسلمانان‌ بـنابه تـعالیم دینی خود، با آنها داشـته انـد، تـوانسته اند، خود، دیـن خـود و تلمود را حفظ کنند. ایـن حـقیقتی است که‌ اغلب‌ تاریخ‌ نویسان و حتی بعضی عالمان و مورخان یهود، علی رغم‌ بعضی‌ تـعصبات، بـدان اذعان داشته و گفته اند که هـر چـه مسیحیان بـر یـهودیان سـخت گرفتند، مسلمانان بر مـبنای شریعت سهله‌ و سمحه‌ خود‌ با آنها از در تسامح و تساهل وارد شدند.

سخن آخر‌

تلمود به عنوان تـفسیری بـر میشنا، مجموعه ای حاوی شریعت شفاهی یـهود و فـتاوای فـقیهان ایـن قـوم، از آثار‌ مهم‌ و ارزشـمند‌ در ادبـیات دینی یهود است. این کتاب با تمام ویژگیها و مزایایی‌ که‌ دارد، حاوی مطالبی نیز هست که در نـگاه اول و بـه دور از هـرگونه تأویل و تفسیری، بسیار‌ ناپسند‌ و غیرعقلایی‌ می نـماید. «مـلی گـرایی افـراطی»، تـبلیغ

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۸۳)


انـدیشه «قوم برتر و برگزیده» و اعتقاداتی نظیر‌ «واجب‌ القتل‌ و مهدور الدم دانستن غیر یهودی، سرور شمردن یهودی و برده دانستن غیر یهودی، از هر‌ مرام‌ و مسلکی‌ که باشد»، و مطالبی از این دست کـه علی رغم تمام سانسورها و ممیزیها در لابه‌ لای‌ تلمود یافت می شوند، همه و همه مسایلی هستند که چهره تلمود را ناهنجار‌ ساخته‌ است‌. تمسک یهودیان سست ایمان یا بی ایمان افراطی، از جـمله صـهیونیستها به بعضی از‌ فتاوا‌ و مطالب مطرح شده در تلمود، در توجیه قتل و غارت سرزمینهای اسلامی، از جمله‌ مواردی‌ است‌ که بعضی از منتقدان تلمود، در نفی ارزش و اعتبار تلمود به آنها تمسک جسته اند‌. تلمودی‌ کـه هـم اینک در دسترس جهانیان است (که یکی از چاپهای آن‌ حدود‌ هجده‌ جلد است) «بنا به گفته دایره المعارف یهود، اکثر نسخه های آن بر اسـاس نـسخه‌ «تطهیر‌ شده‌» است و حاوی مـطالب دوزخـی نسخه ونیز که واتیکان دستور آتش زدن آن‌ را‌ صادر نمود، نمی باشد».[۱۲۳] امّا آیا چنین سخنی را می توان باور کرد؟ پاسخ به این‌ سؤال‌، تحقیق دیـگری را در بـررسی محتوای تلمود ایجاب مـی کـند.

کتابنامه ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ‌

منابع‌ فارسی

۱٫ کتاب مقدس، ترجمه فارسی، انجمن پخش‌ کتب‌ مقدسه‌ در میان ملل.

۲٫ اعلم، امیر جلال الدین‌، فرهنگ‌ اعلام کتاب مقدس، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۶ .

۳٫ بوش، ریچارد و دیگر نویسندگان، جهان مـذهبی‌، ج ۲، تـرجمه‌ عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگ‌ اسلامی‌، ۱۳۷۴٫

۴٫ توفیقی‌، حسین‌، نگاهی‌ به ادیان زنده جهان، مرکز مدیریت‌ حوزه‌ های علمیه خواهران، ۱۳۷۷٫

۵٫ دورانت، ویل، تاریخ تمدن، ج ۴، بخش اول، سازمان انتشارات‌ و آموزش‌ انقلاب اسلامی، ۱۳۶۶٫

۶٫ رضـایی، عـبدالعظیم، تاریخ‌ ادیـان جهان، ج ۱، انتشارات علمی‌.

۷٫ رضی‌، هاشم، ادیان بزرگ جهان، سازمان‌ انتشارات‌ فروهر، ۱۳۶۰٫

۸٫ زرین کوب، عبد الحسین، در قلمرو وجـدان، انتشارات سروش، ۱۳۷۵٫

هفت آسمان » تابستان ۱۳۷۸ – شماره ۲ (صفحه ۱۸۴)


۹٫ شاهاک‌، اسراییل‌، تاریخ یهود ـ مذهب یهود، ترجمه‌ مجید‌ شـریف‌، انـتشارات چـاپخش، ۱۳۷۶‌.

۱۰‌. ظفر الاسلام خان، نقد‌ و نگرشی‌ به تلمود، ترجمه محمدرضا رحمتی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه عـلمیه ‌ ‌قـم، ۱۳۶۹‌.

۱۱‌. کهن، ۱، گنجینه ای از تلمود، حیّ‌، یهودا‌، چاپ زیبا‌، ۱۳۵۰‌.

۱۲‌. مبلغی آبادانی، عبدالله، تاریخ‌ ادیان و مـذاهب جـهان، ج ۲، نـشر سینا، ۱۳۷۳٫

۱۳٫ مشکور، محمد جواد، خلاصه ادیان در تاریخ دینهای‌ بزرگ‌، انتشارات شرق، ۱۳۶۹٫

۱۴٫ ناس; جان‌. بی‌; تـاریخ‌ جامع‌ ادیان‌، ترجمه علی اصغر‌ حکمت‌، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۰٫

۱۵٫ هاکس، قـاموس کتاب مقدس، انتشارات اسـاطیر، ۱۳۷۷٫

۱۶٫ هـیوم‌، رابرت‌، ۱، ادیان‌ زنده جهان، ترجمه عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر‌ فرهنگ‌ اسلامی‌، ۱۳۷۳‌.

منابع‌ انگلیسی‌

۱٫ Gemara (Talmud) (WWW.acs. ucalgary.ca / elsegal / Talmudmap / Gemara.htm).

۲٫ Mishnah, (Ibid).

۳٫ Resnik; Hemry; Conversations With the Talmud, Newyork, Kollel talmud course (WWW.Kollel).

۴٫ Steinsaltz; Adin, the‌ Essential Talmud, 1976, chaya Galai Basice Books, Inc., Publishers.

[۱]. سفر تثنیه، ۱۷: ۸ ـ ۱۲٫

[۲]. the Yoke of law

[۳]. سفر تثنیه، ۱۷: ۱۲ ـ ۱۷٫

[۴]. Written law

[۵]. Oral law

[۶]. Testament، کتاب عهد عتیق‌ از‌ نگاه یهودیان به سه قسمت تقسیم می شود. ۱٫ تورات: پنج کـتاب اول که به اسفار خمسه یا پنج کتاب موسی معروف هستند و عبارتند از: سفر پیدایش، خروج، لاویان، اعداد‌ و تثنیه‌. ۲٫ انبیاء شامل هشت کتاب درباره انبیای بزرگ (از یوشع تا حزقیال) و دوازده کتاب درباره انبیای کـوچک (از کـتاب هوشع تا آخرین کتاب عهد‌ عتیق‌، ملاکی نبی).

[۷]. sadducees . اینان به‌ زدوک‌ (صدوق) نسل اعلای خاندان احبار و روحانیان برمی گردند و متأثر از فرهنگ یونانی گرایی (هلنیزم) بودند. از عقاید معروف آنها اعتقاد بـه اسـفار خمسه و نفی‌ اعتبار‌ بقیه کتب عهد عتیق‌ و شریعت‌ شفاهی است. صدوقیان در زمان خود پرچمدار نو اندیشان بودند و بر آن بودند تا دیانت را با محک فلسفه بیازمایند. صدوقیان طلایه داران عقل گـرایی و سـمبل فلسفه عقلانی شدند و فریسیان‌ یکی‌ دیگر از فرقه های یهودی، پیش قراولان سنت پرستی. ر.ک: رضی، هاشم، ادیان بزرگ جهان، ص ۴۴۵ و ۴۴۶٫

[۸]. Oral tradition

[۹]. سفر تثنیه، ۱۷: ۹٫

[۱۰]. The law

[۱۱]. Talmud

[۱۲]. توفیقی، حسین، نگاهی‌ به‌ ادیان زنده‌ جهان، ص ۱۰۳٫

[۱۳]. Diaspora

[۱۴]. Babylonian Talmud

[۱۵]. Palestinian Talmud

[۱۶]. بار کـلی، جـوزف (ر.ک: ظـفر الاسلام خان‌، نقد و نگرشی بـه تـلمود، تـرجمه رحمتی، محمد رضا، ص ۸۸).

[۱۷]. هاینه‌، هاینریش‌ (Heinrich‌ hiene); ر.ک: زرین کوب، عبد الحسین، در قلمرو وجدان، ص ۱۷۵٫

[۱۸]. Mishnah

[۱۹]. Temple era

[۲۰]. Sanhedrin

[۲۱‌]. ‌‌بختنصّر‌ که کتاب مقدس از او به «نبوکد نصّر» یاد می کـند، بـنا بـه‌ گفته‌ عهد‌ عتیق (کتاب دوم پادشاهان) «با تمام لشـکر خـود در روز دهم از سال نهم سلطنت‌ خویش بر اورشلیم برآمد» و با به اسارت در آوردن صدقیا پادشاه یهود، تمامی‌ سکنه شهر اورشلیم را‌ بـه‌ اسـتثنای ارمـیای نبی و مشتی از بینوایان و ناتوانان، به اسارت کوچ داد. این اسارت را جـلای بابل یا اسارت بابلی (Babylonian Exile) می نامند.

[۲۲]. Rabbi یا Rav; رَبّی، رَبَّن یا رَبّان‌، لقب فقیهان فلسطینی و راو لقب فقیهان یهودی بـابل مـی بـاشد. امروزه به همه آنها خاخام یا حاخام اطلاق می گردد.

[۲۳]. نـاس، جـان، بی، تاریخ جامع ادیان، ترجمه علی اصغر حکمت‌، ص ۵۵۹‌.

[۲۴]. در تاریخ نگاری یهود برای نمایش این تاریخ از عـلامت اخـتصاری c.a (بـه معنای Crist era) عصر مسیح یا دوره مسیح استفاده می شود.

[۲۵]. Rabbi Yohanan Ben Zakkay

[۲۶‌]. Yavneh‌.

[۲۷]. Midrash

[۲۸]. تاریخ جامع ادیان، ص ۵۵۶٫

[۲۹]. هـمان، ص ۵۵۶٫

[۳۰]. هـمان، ص ۵۵۷٫

[۳۱] . هـمان، ص ۵۵۷٫

[۳۲]. Rabbi maeir

[۳۳]. Rabbi Juda Ha-nassi

[۳۴]. Tannaim

[۳۵]. Mishnah

[۳۶‌]. Shanoh‌

Meghraیا[۳۷]. Miqra

[۳۸]. Oral Torah

)در زبان عبری [۳۹]. Pentateuch (Tanakh

[۴۰]. Written Torah

[۴۱]. کهن، الف، گنجینه ای از تلمود، حی، یهودا، ص ۱۵٫

[۴۲]. همان، ص ۱۵‌.

[۴۳‌]. Seder‌

[۴۴]. Zeraiim

[۴۵]. Moed

[۴۶‌]. Sabbath‌

[۴۷‌]. Nashim

[۴۸]. NeZaghin

[۴۹]. Codashim

[۵۰]. Teharoth

[۵۱]. Gemara

[۵۲]. دورانت، ویل، تاریخ تمدن، ج ۴; بـخش اول، ص ۴۴۷٫

[۵۳]. Amoraim

[۵۴]. Jerusalem‌ gemara‌

[۵۵‌]. Babylonian gemara

[۵۶]. تـاریخ تـمدن، ج ۴، بخش اول، ص ۴۴۷‌.

[۵۷‌]. Savoraim

[۵۸]. Rav (Abba Arikha)

[۵۹]. Sura

[۶۰]. Samuel

[۶۱]. ر.ک: گنجینه ای از تلمود، ص ۲۱، (Nehardea).

[۶۲]. Pombedita

[۶۳‌]. Rav‌ Huna‌

[۶۴]. Rav Judah (bar Ezekiel)

[۶۵]. Rav Hisda

[۶۶] .Rav‌ Nahman (bar Jacob)

[۶۷]. Exilarch

[۶۸]. Rabbah (bar Nahmani)

«Uprooter of mountains»[۶۹].

[۷۰]. Abaye

[۷۱]. Rava (Bar‌ Joseph‌ Bar‌ Hama)

[۷۲]. Mahoza

[۷۳]. Rav PaPa

[۷۴]. Narsh

[۷۵]. Rav Ashi‌

[۷۶‌]. Halakhah

[۷۷]. Aggada

[۷۸]. تاریخ جامع ادیان، ص ۵۵۸٫

[۷۹]. گنجینه ای از تلمود، ص ۲۳٫

[۸۰]. سفر‌ تثنیه‌: ۱۷‌ ـ ۱۲٫

[۸۱]. همان جا.

[۸۲]. تاریخ تـمدن، ج ۴، بـخش اول، ص ۴۴۸٫

[۸۳]. گنجینه‌ ای‌ از‌ تلمود، ص ۲۴٫

[۸۴]. همان، ص ۲۵٫

[۸۵]. همان جا.

[۸۶]. همان، ص ۲۰٫

[۸۷]. External Mishnahs‌

[۸۸‌]. Braita‌

[۸۹]. Tannaitic (Halakhaic) Midrash

[۹۰]. گنجینه ای از تلمود، ص ۲۱٫

[۹۱]. Mekhilta

[۹۲]. Sifra‌

[۹۳‌]. Sifre

[۹۴]. Rabbi Akiva

[۹۵]. Rabbi Ishmael

[۹۶]. Tosifta

[۹۷]. گنجینه ای از‌ تلمود‌، ص ۲۰‌.

[۹۸]. Berakhot

[۹۹]. Niddah

Geonیا[۱۰۰]. Gaon

[۱۰۱]. Rabbi Hananel Ben Hushiel

[۱۰۲‌]. Sefardi‌. لقـب یـهودیان اسـپانیا و شمال افریقا است.

[۱۰۳]. Mafteah Manulei Ha – Talmud (A key to‌ the‌ locks‌ of the Talmud) See: Steinsaltz;Adin7 the ESSENTIAL TALMUD P.67

[۱۰۴]. Rabbi Nissim Gaon

[۱۰۵‌]. Rebbenu‌ Gershom

[۱۰۶]. Maor Ha – golah (light of the Diaspora)

[۱۰۷]. Rabbi shlomo‌ (Rashi‌)

, P.68‌ the ESSENTIAL TALMUD[108]. Steinsaltz; Adin ,

[۱۰۹]. Tosafot

[۱۱۰]. Tosafist

, P.70 THE ESSENTTAL TalmudSee: Steinsaltz‌, «Talmud‌ on‌ the Talmud» [۱۱۱].

[۱۱۲]. Ashknazi، اصطلاحی است که در مقابل مکتب فکری‌ سفاردی‌ بر متفکران و مکتب فـکری آلمـان اطلاق می شود و علت آن ظاهراً این است که آنها به‌ اشکناز‌ نواده یـافث نـسبت مـی بردند. ر.ک: تاریخ تمدن، ص ۴۷۲٫

[۱۱۳]. Bet Ha-Behira‌ see‌ (Ibid).

[۱۱۴]. R.Sholomo Ben Menahem.

[۱۱۵]. Ha‌-Meiri‌

[۱۱۶‌]. Hidushei Aggadot Ve-Halakhot.

[۱۱۷]. R. Samuel Eliezer‌ Edels‌.

[۱۱۸]. Maharsha.

[۱۱۹]. Bomberg

[۱۲۰]. PoPeleox

, p. 76. the ESENTIAL TALMUD[121]. Steinsaltz; Adin‌,

[۱۲۲‌]. گنجینه ای از تلمود، ص ۲۲‌.

[۱۲۳‌]. ظفر الاسلام‌ خان‌، نقد‌ و نگرشی به تلمود، ترجمه محمدرضا رحـمتی‌، ص ۵۰‌.

برچسب ها
نمایش بیشتر

شبکه بین المللی مطالعات ادیان

اینفورس (شبکه بین المللی مطالعات ادیان)،‌ بخشی از یک مجموعه فعالیت های فرهنگی است که توسط یک گروه جهادی مجازی انجام می شود. این گروه  بدون مرز، متشکل از اساتید، طلاب، دانشجویان و کلیه داوطلبان باایمان و دغدغه مندی است که علاقمند به فعالیت علمی جهادی در عرصه جنگ نرم هستند. شما هم می توانید یکی از اعضای این گروه باشید(اینجا کلیک کنید). فعالیت های سایت زیر نظر سید محمد رضا طباطبایی، مدرس ادیان و کارشناس صدا و سیماست. موضوعات سایت نیز در زمینه سیر مطالعاتی با رویکرد تقویت بنیه های اعتقادی و پاسخ به شبهات است.

هیچ نظری وجود ندارد

دکمه بازگشت به بالا
بستن