مطالعات متفرقه (خارج از سیر مطالعاتی)

تاریخ وجوب نمازهای یومیه در اسلام

آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۷ (از صفحه ۲۱۹ تا ۲۳۶)
تاریخ وجوب نمازهای یومیه در اسلام (۱۸ صفحه)

چکیده

در منابع اسلامی گزارش های مختلفی درباره تاریخ تشریع نماز آمده است برخی روایات، تشریع نمازهای یومیه را مصادف با واقعه معراج پیامبر(صلی الله علیه وآله) می دانند و در برخی دیگر، از نمازهای پیامبر(صلی الله علیه وآله) پیش از معراج و حتی پیش از بعثت سخن به میان آمده است. هم چنین از بعضی آیه هایی که در اوایل بعثت پیامبر(صلی الله علیه وآله) نازل شده، نمازگزاردن پیامبر(صلی الله علیه وآله) و حتی فرمان به نماز شب استفاده می شود. پژوهش حاضر با نگاهی قرآنی و تاریخی به مسئله، بر آن است که اگر چه پیامبر(صلی الله علیه وآله) پیش از واقعه معراج نیز نماز ـ واجب یا مستحب ـ می گزارده اند; اما وجوب نمازهای یومیه، هم زمان با معراج بوده است.

کلمات کلیدی

نماز، تاریخ تشریع نماز، نماز یومیه، نماز پیامبر(صلی الله علیه وآله)،معراج ونماز در شب معراج.
تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۷ (صفحه ۲۱۹)


‌ ‌‌‌چــکیده‌

در منابع اسلامی گزارش های مختلفی درباره تاریخ تشریع نماز آمده است برخی‌ روایـات‌، تـشریع‌ نـمازهای یومیه را مصادف با واقعه معراج پیامبر(صلی الله علیه وآله) می دانند و در‌ برخی دیگر، از نمازهای پیامبر(صـلی الله علیه وآله) پیش از معراج و حتی‌ پیش از بعثت سخن‌ به‌ میان آمده است. هم چـنین از بعضی آیه هایی کـه در اوایـل بعثت پیامبر(صلی الله علیه وآله) نازل شده، نمازگزاردن پیامبر(صلی الله علیه وآله) و حتی فرمان به نماز شب‌ استفاده می شود. پژوهش حاضر با نگاهی قرآنی و تاریخی به مسئله، بر آن است که اگر چـه پیامبر(صلی الله علیه وآله) پیش از واقعه معراج نیز نماز ـ واجب یا مستحب‌ ـ می‌ گزارده اند; اما وجوب نمازهای یومیّه، هم زمان با معراج بوده است.

واژگان کلیدی: نماز، تاریخ تشریع نماز، نـماز یـومیّه، نماز پیامبر(صلی الله علیه وآله)،معراج ونماز در شب‌ معراج‌.

مقدمه

نماز، سرآمد عبادت هایی است که بر انبیا و اولیا از آدم ابوالبشر(علیه السلام) تا خاتم انبیا حضرت محمّد(صلی الله علیه وآله)و عموم بـندگان خـدای تعالی در‌ هر‌ دوره ای از حیات بشر واجب شده است. اگر چه از چند و چون نماز پیامبران و امت های پیشین اطلاعی نداریم، اما بر اساس آیات قرآن، عبادتی به نام نماز‌ در‌ میان‌ آنـان رواج داشـته و مردم

_______________________________

۱٫ دانشجوی‌ دکتری‌ علوم‌ قرآن و حدیث.

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۷ (صفحه ۲۲۰)


را به آن سفارش می کرده اند.۲ در شریعت اسلامی نیز نماز از وظایف روزمرّه هر مسلمان شمرده شده‌ که‌ اهمیت‌ آن بی نیاز از توضیح است.

اما نـمازهای‌ یـومیّه‌ در اسـلام از چه تاریخی و در چه زمانی آغـاز شد؟ آیـا مـی توان تاریخ تشریع نمازهای واجب را مشخص کرد؟ نخستین‌ نماز‌ واجب‌ کدام نماز بود؟ نمازهایی که پیامبر(صلی الله علیه وآله) در‌ دوران پیش از بعثت یا اوایل دعـوت خـویش بـرگزار می کرد، چگونه بوده است؟

از آن جا که در‌ برخی‌ آیـات‌ مـکیِ قرآن نکته هایی در باب تشریع نماز و دیگر مباحث مرتبط‌ با‌ آن مطرح شده و در روایات معصومان و گزارش های تاریخی نیز بـدان اشـارت رفـته است، نگاهی قرآنی‌ ـ تاریخی‌ می‌ تواند در روشن شدن پاسخ بـرخی از پرسش ها در این باب‌ سودمند‌ افتد‌. گرچه این بحث با مباحث کلامی نیز مرتبط است و به همین دلیـل بـرخی از‌ مـتکلمان‌ مسلمان‌ به آن اشارتی کرده اند، ولی پژوهش حاضر نگاهی کلامی به مـسئله نـدارد و فقط‌ بر‌ محور آیات و روایات و گزارش های تاریخی به بررسی موضوع می پردازد.

در منابع‌ روایی‌ و تاریخی‌ مـسلمانان گـزارش هـای متعددی در باب اولین نماز یومیّه پیامبر(صلی الله علیه وآله‌) و کمیت‌ و کیفیت آن مـطرح شـده اسـت. این گزارش ها با یکدیگر همسو نیست و نیازمند‌ بحث‌ و بررسی‌ است. در یک نگاه، مـی تـوان گـفت سه دیدگاه در این منابع مطرح شده است‌:

۱٫ نخستین‌ بار نمازهای یومیّه در سفر معراج واجـب شـد;

۲٫ نماز ظهر روز پس‌ از‌ باز‌ آمدن پیامبر(صلی الله علیه وآله) از سفر معراج، نخستین نماز بـوده اسـت;

۳٫ پیـامبر(صلی‌ الله‌ علیه‌ وآله) قبل از بعثت یا دست کم در آغاز بعثت، نمازهایی (واجب‌ یا‌ مـستحب) مـی خواند، اما نمازهای پنج گانه در سفر معراج بر پیامبر و امت اسلامی واجب شـد‌.

_______________________________

۲٫ حـضرت‌ ابـراهیم در مناجات با خداوند چنین می گوید: «رب اجعلنی مقیم الصلاه‌ و من‌ ذریّتی» (ابراهیم،۴۰) و خدای متعال خـطاب بـه‌ او‌ می‌ فرماید: «وطهّر بیتی للطائفین و القائمین و الرکّع السجود‌» (حج‌،۲۶) و درباره اسماعیل صـادق الوعـد مـی فرماید: «و کان یأمر أهله بالصلاه و الزکاه» (مریم‌، ۵۵‌) و خداوند به موسی فرمود: «أقم‌ الصلاه‌ لذکری» (طـه‌،۱۴‌) و فـرشتگان‌ او بـه حضرت زکریا در حال‌ نماز‌ بشارت دادند: «فنادته الملائکه و هو قائم یصلی فـی المـحراب» (آل عمران،۳۹‌) و عیسی‌(علیه السلام)را به نماز و… سفارش‌ فرمود: «و أوصانی بالصلاه و الزکاه‌ ما‌ دمت حیاً» (مریم،۳۱) و قـوم‌ شـعیب‌ به ایشان گفتند: «أصلاتک تأمرک ان نترک ما یعبد آبائنا أو أن نفعل‌ فی‌ أمـوالنا مـا نشاء» و لقمان خطاب‌ به‌ فرزندش‌ می گـوید: «یـا‌ بـنیّ‌ أقم الصلاه» (لقمان،۱۷‌) و کسانی‌ (از امت های گـذشته) را کـه نماز را ضایع کردند به شدّت نکوهش می‌ کند‌: «فخلف من بعدهم خلف أضـاعوا الصـلاه‌ و اتبعوا‌ الشهوات» (مریم‌،۵۹‌).

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۷ (صفحه ۲۲۱)


دو‌ دیدگاه نـخست، در واقـع‌ یکی بـیش نـیست و مـبدأ وجوب نماز بر پیامبر(صلی الله عـلیه وآله) و مـسلمانان را پس‌ از‌ واقعه معراج می داند، جز آن‌ که‌ یکی‌ اولین‌ نماز‌ را نـماز در‌ شـب‌ معراج می داند و دیگری نماز ظـهر روز بعد از آن را. ناگفته نماند کـه روایـات مربوط‌ به‌ نماز‌ پیامبر(صـلی الله عـلیه وآله) در شب‌ معراج‌ نیز‌ متفاوت‌ است‌: یکی‌، نماز خواندن ایشان را در پیشگاه الهی باز مـی گـوید، در حالی که روایات دیگر بـه نـمازهای وی پیـش از عروج به پیـشگاه الهـی، در بیت المقدس‌ و طور سـینا و مـسجد کوفه و آسمان های مختلف و نیز به امامت ایشان بر انبیا و فرشتگان اشاره کرده انـد.

مـستندات دیدگاه نخست

برخی روایات، اولین نـماز پیـامبر(صلی الله عـلیه وآله) را‌ نـماز‌ در جـریان معراج دانسته است. یـکی از آن ها روایتی است که برقی در محاسن بدین گونه نقل نموده است:

احمد بن محمد بـن خـالد برقی از پدرش، از‌ فضاله‌ و از حسین بن ابی العـلاء نـقل کـرده کـه وی مـی گوید: به امـام صـادق(علیه السلام)عرض کردم: دهریان می گویند چرا نماز‌ در‌ هر رکعت دو سجده دارد‌ و دو‌ رکعت با دو سجده نیست؟ حـضرت فـرمود: آن گـاه که سؤال کردی قلبت را برای فهم آن آزاد (و آمـاده) کـن. مـردم گـمان مـی بـرند که‌ اولین‌ نمازی که پیامبر(صلی‌ الله‌ علیه وآله) برگزار کردند در زمین بود و جبرئیل برای ایشان آورد، و دروغ می گویند. همانا نخستین نمازی که ایشان گزارد در آسمان، در پیشگاه خدای تـعالی و در مقابل عرش او‌ جلّ‌ و علا بود. به ایشان وحی کرد و فرمان داد که به چشمه صاد نزدیک شو و وضو بگیر و وضویت را کامل کن و مواضع سجده هایت را پاک کن و برای خداوندگارت نماز بگذار‌… .

امـام‌ صـادق(علیه‌ السلام) در ادامه سخن خود به بیان نماز پیامبر(صلی الله علیه وآله) و محتوای قرائت و کیفیت رکوع‌ ایشان پرداخته و افزودند:

خداوند به پیامبر(صلی الله علیه وآله) وحی‌ کرد‌ که‌ برای خداوندگارت سـجده کـن. ایشان به سجده افتاد. خداوند وحی کرد که بنشین ای محمد! ایشان نشستند‌. ‌‌هنگامی‌ که سر از سجده نخستین برداشت، خداوند بر او تجلی کرد و ایـشان از‌ پیـش‌ خود‌ به سجده افتاد، نـه آن کـه خداوند ایشان را امر کرده باشد، و این سجده دوم‌ به عنوان فضل الهی و سنت پیامبر جاری (و مقرر) شد.۳

_______________________________

۳٫ احمد برقی، المحاسن، ج۲، ص۳۲۳‌. سند این روایت مـعتبر‌ اسـت‌، زیرا در ثقه بودن فـضاله سـخنی

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۷ (صفحه ۲۲۲)


برخی روایات نیز به صراحت نماز به شکل کنونی را به حادثه معراج مرتبط دانسته اند. امام باقر(علیه السلام) در این باره فرمودند:

هنگامی‌ که پیامبر(صلی الله علیه وآله) را به معراج بـردند و خـدای سبحان اذان و اقامه و نماز را به او یاد داد، وقتی به نماز ایستاد خداوند به او فرمان داد که در‌ رکعت‌ اول حمد و توحید بخواند و فرمود: یا محمد! این (بیان گر منزلت و) وصف من است، و در رکعت دوم حمد و سـوره قـدر بخواند و فـرمود: یا محمد این (بیان گر منزلت و) وصف تو‌ و اهل‌ بیت تو تا روز قیامت است.۴

از این روایت بـه خوبی برمی آید که نماز به صورت کنونی، پیش از معراج وجـود نـداشته و نـخستین بار در واقعه معراج بر‌ پیامبر‌(صلی الله علیه وآله)واجب و ایشان در این سفر با آن آشنا شده و یاد گرفته اسـت. ‌ ‌البـته در عین حال نمی توان با استناد به آن، وجود نمازهایی را‌ به‌ شکلی‌ ساده تـر کـه نـمادی از‌ پرستش‌ خداوند‌ بوده، نفی کرد. شواهد برگزاری این نمازها توسط پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله)حـتی سال ها پیش از بعثت فراوان‌ است‌ که‌ به آن ها اشاره خواهیم کرد، امـا محور‌ بحث‌ ما نـماز واجـب به شکل کنونی است.

از برخی روایات دیگر نیز بر می آید که وجوب نماز در‌ شب‌ معراج‌ بوده است. روایات زیر از آن جمله است:

۱٫ روایتی که‌ بیان گر تخفیف گرفتن پیامبر اسلام(صـلی الله علیه وآله)در باب نمازهای واجب یومیه است. طبق این‌ روایت‌، شبان‌ گاه معراج پس از آن که پنجاه نماز بر پیامبر(صلی‌ الله‌ علیه وآله)واجب شد، ایشان (در بازگشت) از کنار حضرت موسی(علیه السلام) گذشتند و از ایـشان‌ پرسـید‌: چند‌ نماز بر امتت واجب شد؟ پاسخ فرمودند: پنجاه نماز. موسی گفت: به سوی‌ خداوندگارت‌ بازگرد‌ و از او بخواه که به امت تو تخفیف دهد. پیامبر اسلام(صلی الله علیه‌ وآله‌)رفت‌ و پس از باز آمـدن بـه موسی(علیه السلام) برخورد. وی گفت: چند نماز بر‌ امتت‌ واجب شد؟ محمد(صلی الله علیه وآله)فرمود: فلان مقدار. موسی گفت: امت تو‌ ضعیف‌ ترین‌ امت هاست به سوی خدا بازگرد و از او بـخواه کـه به امتت تخفیف دهد‌، زیرا‌ من در میان

_______________________________

نیست. هم چنین احمد بن محمد بن خالد و پدرش هر‌ دو‌ توثیق‌ شده اند، اگر چه اعتماد بر روایات مرسله و نقل از افراد ضعیف نـیز بـه آنـان‌ نسبت‌ داده شده است. درباره حـسین بـن ابـی العلاء نیز عبارت هایی وجود‌ دارد‌ که‌ آیت اللّه خویی از آن، ثقه بودن او را استفاده کرده اند. برای توضیح بیش‌ تر‌ به‌ ترتیب ر.ک: ابوالقاسم خـویی، مـعجم رجـال الحدیث، ج۱۴، ص۲۹۰; ج۳، ص۴۹; ج۱۷، ص۷۲ ـ ۷۳‌ و ج۶، ص۱۹۸‌ ـ ۲۰۰٫

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۷ (صفحه ۲۲۳)


بنی اسرائیل بودم، آنان جز به کـمتر از ایـن مقدار قدرتی نداشتند. پس از آن‌ پیامبر‌(صلی الله علیه وآله)هماره از خداوند درخواست تخفیف می نمود تا‌ آن‌ که پنج نماز مـقرر شـد. ایـن بار‌ نیز‌ در‌ برخورد با موسی(علیه السلام) همان سؤال‌ تـکرار‌ شد و حضرت در پاسخ فرمودند: پنج نماز. موسی(علیه السلام)گفت: به سوی‌ خداوندگارت‌ بازگرد و از او برای امتت‌ تخفیف‌ بـخواه. پیـامبر‌ فـرمود‌: از‌ خداوندگارم حیا می کنم از این‌ که‌ در این باب به او مراجعه کـنم.۵

در روایـت دیگری امام صادق‌(علیه‌ السلام) در ادامه نقل این مطلب‌ فرمود: «خداوند از طرف‌ ما‌ به موسی جـزای خـیر دهـد‌.»۶

مفاد‌ این روایت در منابع روایی شیعه و اهل سنت آمده و بعضی از عالمان، آنـ‌ را‌ در حـد روایـت متواتر می‌ دانند‌.۷ در‌ برخی روایات نیز‌ از‌ مفاد آن دفاع شده‌ و راز‌ تخفیف گرفتن در شمارگان نمازهای واجـب، تـبیین شـده است.۸ این روایت و روایات هم سو‌

_______________________________

۴٫ علی‌ حسینی استرآبادی، تأویل الآیات، ج۲، ص۸۱۹٫

۵٫ محمد‌ صدوق‌، الأمـالی، ص۵۳۶‌. در‌ مـنابع‌ اهل سنت نیز این‌ نکته مطرح شده است. برای مطالعه بیشتر ر.ک: محمد بـخاری، صـحیح البـخاری، ج۴، ص۷۸ و ابن کثیر، البدایه‌ و النهایه‌، ج۳، ص۱۴۴٫

۶٫ این بخش با عبارت «جزی‌ اللّه‌ موسی‌ عن‌ هذه‌ الامـه» نـیز آمده‌ و در‌ برخی از آن ها چنین دعایی از زبان پیامبر(صلی الله علیه وآله)نیز نقل شده‌ اسـت‌: «جـزی‌ اللّه مـوسی بن عمران عن امتی خیراً‌» (ر.ک: صدوق‌، من‌ لا‌ یحضره‌ الفقیه‌، ج۱، ص۱۹۷ و علی قمی، تفسیر القمی، ج۲، ص۱۲ و قاضی نـعمان تـمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج۱، ص ۱۳۲).

۷٫ علامه مجلسی در باب درستی محتوای این روایات، سخن کـراجکی را بـه شـرح زیر‌ نقل کرده و پذیرفته است: راویان بر این متفق اند که زمانی که پیامبر(صـلی الله عـلیه وآله) در آسـمان بود و وجوب نماز به او ابلاغ شد، موسی(علیه السلام) به‌ او‌ گفت: امـت تـو طاقت نمی آورند و ایشان از پس مرتبه ای به پیشگاه خداوند مراجعه کرد. و آن چه بر آن اتفاق نظر باشد دروغـی در آن نـخواهد ماند. (مجلسی‌، بحار‌ الانوار، ج۱۸، ص۱۹۹) اگرچه سید مرتضی آن را خبر واحد دانسته و بر اسـاس مـبنای مشهور خود، آن را حجت نمی داند، هر چـند‌ سـند‌ آن صـحیح باشد. وی در‌ این‌ باره گفته است: این روایـت از طـریق آحاد است که علم آور نیست، علاوه بر این که تضعیف هم شده اسـت، ولی اگـر صحیح‌ باشد‌ امر محالی نـیست، زیـرا‌ مصلحت‌ در ابـتدا اقـتضای عـبادت به پنجاه نماز را داشته و پس از درخواست پیـامبر در هـر بار، مصلحت تغییر یافته تا به عدد کنونی رسیده است. مانند کـاری کـه متعلق نذر‌ قرار‌ می گیرد کـه در آغاز مصلحتی بر وجـوب آن نـیست، اما پس از نذر، مصلحت تغییر کـرده و واجـب می شود. (علم الهدی(شریف مرتضی)، علی، تنزیه الأنبیاء، ص۱۲۱). علامه طباطبایی‌ در‌ المیزان روایـت‌ مـعراج را که در بردارنده این مطلب نـیز هـست، نـقل کرده و با تـأکید بـر این که در‌ روایات زیـادی از شـیعه و اهل سنت وارد شده، از آن گذشته‌ اند‌. (المیزان‌، ج ۱۳، ص ۱۵ و ۱۶)، اما تاریخ پژوه معاصر سید جعفر مرتضی عاملی بـه تـفصیل به نقد این بخش ‌‌از‌ روایت پرداخـته و آن را نـمی پذیرد. (ر.ک: جـعفر مـرتضی عـاملی، الصحیح، ج۳، ص ۲۶به بعد‌).

۸٫ «وَ‌ رُوِیـَ‌ عَنْ زَیْدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع أَنَّهُ قَالَ سَأَلْتُ أَبِی سَیِّدَ الْعَابِدِینَ ع فَقُلْتُ لَهُ یـَا‌ أَبـَهِ أَخْبِرْنِی عَنْ

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۷ (صفحه ۲۲۴)


با آن، مؤید آن است کـه تـا زمـان مـعراج، نـمازی‌ بر پیامبر و مـسلمانان واجـب‌ نبوده‌ است، چنان که روایتی از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است:

«هنگامی که رسول خـدا را بـه مـعراج بردند، نماز را ده رکعت فرود آورد، دو رکعت دو رکعت… .۹ یـاد‌ کـرد ایـن نـکته بـایسته اسـت که رکعت های سوم و چهارم نماز بعدها در مدینه واجب شد، اما درباره مسافر همان حالت نخست (دو رکعت) باقی ماند.

۲٫ روایاتی که اولین نماز پیامبر‌(صلی‌ الله علیه وآله) را نـماز ظهر معرفی کرده و همان را نماز وسطای سفارش شده در قرآن می داند.۱۰ در برخی از این روایات، به جای نماز ظهر، نماز جمعه‌ (که‌ به جای نماز ظهر در روز جمعه به جماعت اقامه مـی شـود) آمده است. این روایات هم پرشمارند و هم در برخی موارد معتبرند.۱۱

فرزندم! برای نماز ظهر این‌ روز‌ (جمعه) شرافت بزرگی است. این نماز اولین

_______________________________

جَدِّنَا رَسُولِ اللَّهِ ص لَمَّا عُرِجَ بِهِ إِلَی السـَّمَاءِ وَ أَمـَرَهُ رَبُّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِخَمْسِینَ صَلَاهً کَیْفَ لَمْ یَسْأَلْهُ التَّخْفِیفَ عَنْ أُمَّتِهِ‌ حَتَّی‌ قَالَ‌ لَهُ مُوسَی بْنُ عِمْرَانَ ع ارْجِعْ‌ إِلَی‌ رَبِّکَ‌ فَاسْأَلْهُ التَّخْفِیفَ فـَإِنَّ أُمـَّتَکَ لَا تُطِیقُ ذَلِکَ فَقَالَ یَا بـُنَیَّ إِنـَّ رَسُولَ اللَّهِ ص لَا یَقْتَرِحُ عَلَی رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَا‌ یُرَاجِعُهُ‌ فِی‌ شَیْء یَأْمُرُهُ بِهِ فَلَمَّا سَأَلَهُ مُوسَی(علیه السلام‌) ذَلِکَ‌ وَ صَارَ شَفِیعاً لِأُمَّتِهِ إِلَیْهِ لَمـْ یـَجُزْ لَهُ أَنْ یَرُدَّ شـَفَاعَهَ أَخـِیهِ مُوسَی(علیه السلام) فَرَجَعَ إِلَی رَبِّهِ عَزَّ‌ وَ‌ جَلَّ‌ فَسَأَلَهُ التَّخْفِیفَ إِلَی أَنْ رَدَّهَا إِلَی خَمْسِ صَلَوَات قَالَ فَقُلْتُ‌ لَهُ یَا أَبَهِ فَلِمَ لَمْ یَرْجِعْ إِلَی رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ یَسْأَلْهُ التَّخْفِیفَ مِنْ خَمْسِ صـَلَوَات‌ وَ‌ قـَدْ‌ سَأَلَهُ مُوسَی(علیه السلام) أَنْ یَرْجِعَ إِلَی رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ‌ وَ‌ یَسْأَلَهُ التَّخْفِیفَ فَقَالَ یَا بُنَیَّ أَرَادَ(علیه السلام) أَنْ یُحَصِّلَ لِأُمَّتِهِ التَّخْفِیفَ مَعَ أَجْرِ خَمْسِینَ صَلَاهً‌ لِقَوْلِ‌ اللَّهِ‌ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ جـاءَ بـِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عـَشْرُ أَمْثالِها أَ لَا تَرَی‌ أَنَّهُ‌ ع لَمَّا‌ هَبَطَ إِلَی الْأَرْضِ نَزَلَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ ع فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّکَ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ‌ یـَقُولُ‌ لَکَ‌ إِنَّهَا خَمْسٌ بِخَمْسِینَ ما یُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَیَّ وَ ما أَنَا بـِظَلَّام لِلْعـَبِیدِ». ایـن روایت‌ در‌ منابع زیر آمده است: صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۱۹۷; همو، الامالی، ص۵۴۳; همو‌، التوحید‌، ص۱۷۵‌ ـ ۱۷۶; همو، علل الشرایع، ج۱، ص۱۳۳ ـ ۱۳۴٫ سـند ‌ ‌صـدوق به زید شهید به شرح زیر‌ است‌: محمد بن محمد بن عصام عـن مـحمد بـن یعقوب الکلینی عن علی بن‌ محمد‌ علان‌ کلینی عن محمد بن سلیمان عن اسماعیل بـن ابراهیم عن جعفر بن محمد التمیمی عن‌ الحسین‌ بن علوان عن عمروبن خـالد عن زید بن عـلی. ایـن سند، مجهول‌ است‌.

۹٫ کلینی‌، الکافی، ج ۳، ص ۴۸۷٫ علی بن محمد، عن بعض أصحابنا، عن علی بن الحکم، عن ربیع بن‌ محمد‌ المسلی‌، عن عبد الله بن سلیمان العامری، عن أبی جعفر(علیه السلام) ایـن‌ سند‌، مجهول و مرسله است.

۱۰٫ «حافظوا علی الصلوات و الصلاه الوسطی و قوموا للّه قانتین» (بقره، ۲۳۸).

۱۱٫ در‌ این‌ باره ر.ک: کلینی، الکافی، ج ۸، ص ۳۳۹٫ اگر چه علامه مجلسی سند را (به خاطر‌ سعید‌ بن مسیب) مجهول دانسته است. (مجلسی، مـرآه‌ العـقول‌، ج ۲۶‌، ص ۴۹۶)، ولی نمی توان آن را بی‌ اعتبار‌ دانست، زیرا برخی رجالیان، مانند مرحوم مامقانی، سعید را توثیق کرده اند. مامقانی‌، تنقیح‌ المقال، ج ۱، ص ۶۴). (برای مطالعه بیشتر‌ درباره‌ سعید بن‌ مسیب‌ ر.ک: علی‌ اکبربابایی، مکاتب تفسیری، ص ۲۱۷ ـ ۲۲۱٫ هـم‌ چـنین‌ برای دیدن روایات دیگر در باب اولین نماز ر.ک: صدوق، علل الشرایع، ج ۲، ص ۳۲۲‌ و ص ۳۵۴‌ ـ ۳۵۵٫ علامه مجلسی سند بعضی از‌ این روایات را صحیح‌ دانسته‌ است. ر.ک: مجلسی، بحار الأنوار، ج ۸۰‌، ص۳۰‌ و ۱۰۸ و ج ۷۹، ص ۲۹۰ ـ ۲۹۱).

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۷ (صفحه ۲۲۵)


نمازی است که بر آقای ما رسـول خـدا(صلی‌ الله‌ علیه وآله) واجب شد و در‌ روایت‌ است‌ که نماز وسطی‌ همین‌ است… .۱۲

یعقوبی نیز‌ این‌ نکته را که نماز وسطی ظهر است، و نماز ظهر جمعه اولین نماز پیامبر بوده‌، گـزارش‌ کـرده اسـت.۱۳

سید بن طاووس‌ در‌ این بـاره‌ فـرموده‌ اسـت‌:

آن چه در این‌ باب، روایت کردیم و به نظر ما نزدیک تر به درستی و صواب است آن است که‌ اولین‌ نمازی که بر بـندگان واجـب شـد‌ نماز‌ ظهر‌ و دو‌ رکعت‌ بود. اخبار در‌ این‌ باب، فـراوان اسـت، بنابراین نیازی به بیان آن ها نیست… .۱۴

مستندات دیدگاه دوم

چنان که‌ پیشتر‌ گفتیم‌ دیدگاه قبلی با این دیدگاه، امکان سـازگاری‌ و اتـحاد‌ دارنـد‌. در‌ این‌ دیدگاه‌ دو نوع گزارش وجود دارد، یکی مربوط به نمازگزاردن خـود حضرت و دیگری در باب نماز دیگران است. گزارش های مربوط به نماز خود ایشان در منابع متعدد‌ روایی و تاریخی بـیان شـده اسـت، چنان که در حدیثی از ابن عباس و جابر آمده است: «جبرئیل نزد کـعبه دو بـار بر من امامت کرد».۱۵ ولی در باب نماز اصحاب‌، برخی‌ عالمان گفته اند که پیامبر(صلی الله علیه وآله)پس از مـعراج، اصـحاب خـود را جمع کردند، سپس خود به جبرئیل اقتدا کردند و دیگران به ایشان. ابـن کـثیر در‌ ایـن‌ باره می گوید:

زمانی که پیامبر(صلی الله علیه وآله) شب معراج را صبح کردند جبرئیل هـنگام ظـهر نـازل شد و کیفیت نماز و اوقات‌ آن‌ را برای ایشان تبیین کرد‌. پیامبر‌(صلی الله علیه وآله) به یـارانش فـرمان داد همه جمع شدند. جبرئیل تا روز بعد برای (تعلیم) پیامبر نماز گزارد و مسلمانان بـه پیـامبر اقـتدا‌ می‌ کردند، در حالی که‌ او‌ خود به جبرئیل اقتدا می کرد.

_______________________________

۱۲٫ مجلسی. بحارالانوار. ج ۷۹، ص۲۹۰٫

۱۳٫ یعقوبی، تـاریخ یـعقوبی، ج۲، ص۲۳٫

۱۴٫ سید ابن طاووس حسنی، فلاح السائل، ص ۹۳٫

۱۵٫ ابن کثیر، البدایه والنهایه، ج ۳، ص ۱۴۵‌. ابن‌ کثیر هـم چـنین مـی گوید: «قال البیهقی: وقد ذهب الحسن البصری إلی أن صلاه الحضر أول ما فرضت أربعاً کما ذکره مـرسلا مـن صلاته علیه السلام صبیحه الاسراء الظهر أربعاً‌، والعصر‌ أربعاً والمغرب‌ ثلاثاً یـجهر فـی الأولیـین ، والعشاء أربعاً یجهر فی الأولیین و الصبح رکعتین یجهر فیهما». (ر.ک: همان، ص۱۴۶). این روایت‌ اگرچه بر خـلاف روایـات زیـادی است که وجوب اولیه نماز را‌ دو‌ رکعتی‌ می داند، اما نکته قابل اسـتناد در آن مـبدأ زمانی وجوب نمازهای واجب است که با دیگر ‌‌روایات‌ هماهنگ است.

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۷ (صفحه ۲۲۶)


این سخن گویای آن است کـه مـقصود از این نماز همین‌ نماز‌ معهود‌ فعلی است، زیرا به یقین، پیامبر پیـش از مـعراج نمازگزار بوده و در آن زمان صحابه‌ ای نداشته تا نـماز جـماعت بـه این وصف برگزار کنند. و بر اساس گـزارش‌ هـای تاریخی، دست کم‌ تا‌ سه سال، دعوت علنی نمی کردند و به طور طـبیعی پیـروانی نداشتند جز حضرت علی و خـدیجه(عـلیهما السلام) کـه از هـمان آغـاز بعثت به وی ایمان آورده و با ایشان نـماز مـی خواندند‌.۱۶احمد بن حنبل در مسند، روایتی از علی(علیه السلام) نقل کرده کـه ایـشان فرمود: «همانا من هفت سال پیـش از آن که مردم نماز بـگزارند، نـماز گزاردم».۱۷ برخی‌ محققان‌ معتقدند کـه مـقصود از عبادت در این روایت، عبادت هایی است که علی(علیه السلام) به همراه پیـامبر(صـلی الله علیه وآله)دو یا پنج سال پیـش از بـعثت بـرگزار‌ می‌ کرده اسـت، زیـرا در آن مقطعِ زمانی ارهاصات نـبوت آغـاز شده بود.۱۸

در روایتی از عفیف بن قیس کندی نقل شده است:

پیش از آن که دعوت پیـامبر‌(صـلی‌ الله علیه وآله) علنی شود، روزی در مکه با عـباس بـن عبدالمطلب نـشسته بـودم، جـوانی آمد و به آسمان نـگاه کرد و چون آفتاب بالا آمد در برابر کعبه به نماز‌ ایستاد‌.۱۹‌ آن گاه نوجوانی آمد و در‌ سمت‌ راسـت‌ او ایـستاد و سپس خانمی پشت سر آن دو ایستاد. جـوان بـه رکـوع رفـت، آن دو نـیز رکوع کردند. سـپس ایـستاد و به‌ سجده‌ رفت‌، آن دو نیز سجده کردند. به عباس گفتم‌: امر‌ بزرگی است. عباس نیز گفت: امـر بـزرگی اسـت. میدانی این جوان کیست؟ این پسر برادرم مـحمد بـن عـبداللّه بـن عـبدالمطلب‌ اسـت‌. میدانی‌ این نوجوان کیست؟ پسر برادرم علی بن ابی طالب است. میدانی‌ آن زن کیست؟ خدیجه دختر خویلد است. فرزند برادرم به من گفت که خداوندگار او، خداوندگار آسمان ها و زمین‌، او‌ را‌ بـه این دینی که بر آن است فرمان داده است. به‌ خدا‌ قسم جز این سه نفر کسی در روی زمین چنین آیینی ندارد.۲۰

_______________________________

۱۶٫ احمد بن‌ ابی‌ یعقوب‌، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۳٫

۱۷٫ احمد بن حنبل، مسند احـمد، ج۱، ص۱۰۰٫ مـقصود حضرت‌ آن‌ است‌ که پیامبر(صلی الله علیه وآله) سالیانی پیش از بعثت و پس از آن، در‌ میان‌ مردان‌، پیروی جز ایشان نداشته اند و با توجه به روایات دیگر به احتمال قوی عدد‌ هفت‌ در این جـا نـماد کثرت، یعنی مدت زیاد است.

۱۸٫ جعفر مرتضی عاملی‌، الصحیح‌ من‌ سیره النبی الأعظم، ج۲، ص۳۲۰٫

۱۹٫ با توجه به این که در آن زمان قبله‌ پیامبر‌(صلی الله عـلیه وآله) بـیت المقدس بوده است، ایستادن ایـشان در بـرابر کعبه‌، به‌ سوی‌ مسجد الاقصی نیز بوده است، زیرا اگر کعبه را در جهت شمال قرار می داد‌، به‌ سمت مسجد الاقصی (در شمال) نیز قرار می گـرفت.

۲۰٫ ر.ک: مـحمد مفید‌، الارشاد‌، ج۱، ص ۲۹‌ و ۳۰; احمد عـسقلانی، الاصـابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۴۲۵;

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۷ (صفحه ۲۲۷)


مستندات دیدگاه سوم

برخی عالمان براساس شواهد‌ تاریخی‌ و قرآنی‌ معتقدند که پیامبر(صلی الله علیه وآله) و برخی نزدیکانش مانند علی(علیه‌ السلام‌) و خدیجه(علیها السلام) پیش از معراج نماز مـی گـزارده و خدای را عبادت می کردند، اما وجوب‌ اولین‌ نماز را بر امت از هنگام معراج می دانند. در این جا‌ نخست‌ به بیان شواهد قرآنی می پردازیم و سپس‌ روایات‌ تاریخی‌ مربوط به آن را بیان خـواهیم کـرد‌.

آیات‌ بـیان گر وجود نماز پیش از معراج

در آیه ۹ و۱۰ سوره علق در‌ باب‌ بازداشتن یکی از کافران از‌ نمازخواندن‌ پیامبر(صلی‌ الله‌ عـلیه‌ وآله)آمده است: «أرأیت الذی ینهی‌* عبداً‌ اذا صلی; آیا ندیدی آن که باز مـی دارد بـنده ای را‌ آنـ‌ گاه که نماز گزارد؟»

در سوره مدثر‌ آمده است: «قالوا لم‌ نک‌ من المصلین; گفتند ما از‌ نمازگزاران‌ نبودیم».۲۱

در سـوره ‌ ‌مـزمل نیز آمده است: «یا أیّها المزمل قم اللیل‌ إلّا‌ قلیلاً; ای جامه به خود‌ پیـچیده‌، شـب‌ را (بـه نماز‌) برخیز‌ مگر اندکی».۲۲

پرسش‌ مهم‌ در باب این آیات، زمان نزول آنها است. در صورتی کـه آیات یاد شده‌ در‌ ابتدای بعثت نازل شده باشند نشان‌ از‌ وجود نماز‌ در‌ زمانی‌ پیـش از آن دارد‌.۲۳ بر این اساس بـرخی مـعتقدند که اصل نماز به وحی الهی (غیر قرآنی) بر‌ پیامبر‌ واجب شده بود و ایشان پیشتر نیز‌ نمازگزار‌ بوده‌ اند‌. ـ و چنان‌ که گذشت ـ روایاتی‌ هم‌ بر این مطلب دلالت دارند. علامه طباطبایی(قـدس سره) با استناد به همین نکته معتقدند که‌ چون‌ سوره‌ علق در آغاز بعثت نازل شده و در‌ آن‌ زمان‌ هنوز‌ آیه‌ ای‌ در باب نماز نیامده بود، معلوم می شود پیش از وحی قرآنی، فـرمان بـه نماز بر ایشان آمده، و مقصود از بنده

_______________________________

همو، لسان المیزان، ج۱، ص۳۹۵; احمد بن‌ عبدالله طبری، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، ص ۵۹; محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۶ و احمد بن حنبل، مسند، ج ۱، ص ۲۰۹٫

۲۱٫ سـوره مـدثر، آیه ۴۳٫

۲۲٫ سوره مزمل‌، آیه‌۱و۲٫

۲۳٫ یعنی پیامبر پیش از آن با نماز آشنا بوده و اینک به نماز در شب فرمان یافته است یا مسلمانان با نماز آشنا بودند و اینک برای ترغیب بیشتر بـه‌ آنـ‌، واقعیت هایی از تأثیر ترک نماز در زندگی اخروی مطرح شده است. هم چنین مخاطبان قرآن هنگام نزول آیه دهم علق می دانستند‌ که‌ مقصود از نماز چیست و نمازگزار‌ پیامبر‌(صلی الله عـلیه وآله) اسـت کـه در برابر کعبه می ایستد و ابـوجهل او را تـهدید بـه مرگ کرده است.

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۷ (صفحه ۲۲۸)


نمازگزار، پیامبر(صلی الله علیه‌ وآله‌)، و بازدارنده از نماز او‌ نیز‌ ابوجهل بوده است.۲۴ این نکته در روایات اسباب نزول سوره عـلق مـطرح شـده و اکثر قریب به اتفاق مفسران و راویان اسباب نـزول، آن را پذیـرفته اند.۲۵ بنابراین، استدلال به‌ این‌ آیه با این پیشفرض است که:

۱٫ این سوره در ابتدای بعثت نازل شده و در روایات تـرتیب نـزول، در زمـره اولین سوره های نازل شده معرفی شده است.۲۶ هم چـنین‌ علامه‌ طباطبایی(قدس‌ سره)معتقد است که پنج آیه اول سوره علق، گواه تقدّم نزول این سوره بر دیـگر سـوره‌ هـای قرآن است.۲۷

۲٫ همه این سوره با هم نازل شده‌ است‌ و هـیچ‌ یـک از قرآن پژوهان ادعای نزول پراکنده آیات این سوره نکرده و در روایات ترتیب نزول، آیه ای ‌‌از‌ آن استثنا نشده اسـت و دسـت کـم احتمال نزول جملگی آیات سوره با یکدیگر‌ وجود‌ دارد‌.۲۸

با فرض اجماعی بـودن شـروع نـزول قرآن با سوره علق، نکته دیگری نیز به‌ دست می آید و آن، معهود بودن نـماز بـرای مـخاطبان قرآن است که گزارش‌ بازداشتن از نماز و فرمان‌ به‌ سجده را (به عنوان یکی از اجزای نـماز۲۹ در ایـن سوره) برای آنان قابل فهم می سازد.

دو آیه دیگر در سوره مزمّل۳۰ و مدثّر نـیز بـر وجـود نماز از‌ ابتدای بعثت دلالت

_______________________________

۲۴٫ طباطبایی، المیزان، ج۲، ص۲۱ و ج۲۰، ص۳۲۵٫

۲۵٫ تنها دیدگاه مخالف در این باب از حسن بصری است کـه شـأن نزول آیه را درباره بازداشتن امیه بن خلف از‌ نمازگزاردن‌ سلمان فارسی (رض) دانسته است، امـا بـا تـوجه به قطعی بودن نزول سوره علق در اوائل بعثت پیامبر در مکه، و اسلام آوردن سلمان فارسی (رض) در سال اول هجری در‌ مـدینه‌، سـخن او به کلی ناصواب بوده و کسی از آن دفاع نکرده است. (برای نمونه ر.ک: طبری، جـامع البـیان عـن تأویل آی القرآن، ج۳۰، ص ۳۲۱ ـ ۳۲۲ و احمد قرطبی، الجامع لأحکام القرآن‌، ج۲۰‌، ص۱۲۴). ابوحیان در البحر المحیط از ابن عطیه نقل کرده کـه هـیچ یـک از مفسران در این اختلافی ندارند که ابوجهل بازدازنده از نماز، و بنده نمازگزار نیز حـضرت مـحمد‌(صلی‌ الله‌ علیه وآله)بوده است (ر.ک: ابوحیان‌ اندلسی‌، البحر‌ المحیط، ذیل آیه ۱۰ علق). فخر رازی و آلوسی نیز دیـدگاه حـسن بصری را که مقصود از ناهی را امیه بن خلف‌ و نمازگزار‌ را‌ سلمان فارسی دانسته نـقد کـرده اند (برای توضیح‌ بیشتر‌ ر.ک: محمد رازی، التفسیر الکـبیر و مـحمود آلوسـی، روح المعانی، ذیل آیه ۱۰ علق).

۲۶٫ سیوطی، الاتقان، نـوع اول. نـیز برای‌ آگاهی‌ بیشتر‌ ر.ک: تفاسیر مختلف فریقین، ذیل آیه ۱۰ علق.

۲۷٫ طباطبایی، المیزان‌، ج۲، ص۲۱٫

۲۸٫ ر.ک: طباطبایی، هـمان و سـیوطی، الاتقان، نوع اول.

۲۹٫ از جمله پایانی سـوره کـه می فـرماید: «کـلّا لا‌ تـطعه‌ واسجد‌ و اقترب» معلوم می شود کـه فـرمان به اقامه نماز، در برابر‌ نهی‌ ابوجهل با فرمان به یکی از بارزترین اجـزای آن، یـعنی سجده صورت گرفته است.

۳۰٫ اگر‌ چـه‌ آخرین‌ آیه سوره مـزمل بـه قرینه یادکرد زکات و قتال در راه خـدا، مـدنی‌ است‌، زیرا‌ زکات و جهاد

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۷ (صفحه ۲۲۹)


دارند، زیرا این دو سوره نیز از اولین سوره های قـرآن بـوده‌ و به‌ یقین‌ سال ها پیـش از مـعراج نـازل شده اند. کـمترین فـاصله زمانی بیان شده در‌ روایـات‌ بـرای دو واقعه بعثت و معراج، دو سال، و بیشترین آن یازده یا دوازده سال‌ است‌.۳۱‌ توضیح آن که در باب زمان مـعراج بـیش از ده دیدگاه مطرح شده است‌. عسقلانی‌ در فـتح البـاری ده قول شـمرده کـه نـخستین آن ها معراج را مربوط‌ بـه‌ دوره‌ زمانی پیش از بعثت می داند و نه قول دیگر از کسانی است که تاریخِ معراج‌ را‌ سـال هـا پس از معراج گزارش کرده، اما در تعیین زمـان دقـیق‌ آنـ‌، اخـتلاف‌ نـظر فراوان دارند. ایـن اقـوال عبارت است از شش ماه، هشت ماه، یازده ماه، یک‌ سال‌، یک‌ سال و دو ماه، یک سال و سـه مـاه، یـک سال و پنج ماه، پنج‌ سال‌ و شش سـال پیـش از هـجرت پیـامبر(صـلی الله عـلیه وآله) به مدینه.۳۲ قطب راوندی روایتی‌ از‌ امیرالمؤمنین(علیه السلام) نقل کرده که زمان معراج را سال سوم پس‌ از‌ بعثت می داند.۳۳ برخی تاریخ پژوهان‌ معاصر‌، این‌ دیدگاه را بر دیـگر اقوال ترجیح داده‌ و مؤیدهایی‌ به شرح زیر برای آن بیان کرده اند:

۱٫ سوره نجم که حادثه معراج‌ در‌ آن بیان شده، بعد از‌ نزول‌ ۲۲ یا‌ ۲۳‌ سوره‌ قرآن، فرود آمده و پس از آن‌ نیز‌ ۶۴ سوره در مکه نـازل شـده است، بنابراین به طور طبیعی در‌ فاصله‌ ثلث اول و دوم سال های پس‌ از بعثت (پیش از‌ هجرت‌) نازل شده است; یعنی در‌ پایان‌ سال سوم یا ابتدای سال چهارم پس از بعثت;

۲٫ پرسش و پاسخ های فـرشتگان‌ در‌ شـب معراج که در روایت‌ معراج‌ آمده‌، متناسب با فضای‌ اوایل‌ بعثت است. بعضی از‌ آنان‌ از جبرئیل می پرسیدند همراه تو کیست؟ و زمانی که محمد(صلی الله عـلیه وآله) را‌ مـعرفی‌ می کرد، سؤال می کـردند کـه‌ آیا‌ او مبعوث‌ شده‌ است؟ و پس‌ از پاسخ مثبت جبرئیل‌ می پرسیدند که آیا عهده دار رسالت شده است؟ این گونه پرسش ها نشان از گذشتِ‌ زمان‌ زیادی از بعثت پیـامبر(صـلی الله‌ علیه‌ وآله‌) در‌ هـنگامه‌ مـعراج ندارد;

۳٫ روایاتی‌ که‌ فریقین درباره حضرت زهرا(علیها السلام) از پیامبر نقل کرده اند مبنی بر این که جوهره‌ وجود‌ فاطمه‌(علیها السلام) از میوه ای بوده که‌ در‌ شب‌ معراج‌ از‌ دست‌ جبرئیل تـناول

_______________________________

در مـدینه واجب شده است، اما ـ چنان که در متن گفتیم ـ به یقین آیات آغازین سوره از اولین سوره های نازل شده در مکه است‌ و استدلال به آن بر وجود نماز خالی از اشکال است.

۳۱٫ برای مـطالعه بـیشتر ر.ک: محمد هـادی یوسفی غروی، موسوعه التاریخ الاسلامی، ج۱، ص۵۳۳ ـ ۵۳۴٫

۳۲٫ احمد بن حجر عسقلانی، فتح الباری‌، ج۷، ص ۱۵۴‌.

۳۳٫ قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۱۴۱٫

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۷ (صفحه ۲۳۰)


کـرده و به صورت نطفه درآمده است.۳۴ با توجه به این که بـر اسـاس قـول مشهور میلاد حضرت زهرا در سال پنجم‌ بعثت‌ بوده، معلوم می شود که معراج در فاصله نه ماه پیـش ‌ ‌از مـیلاد ایشان یا اندکی پیش تر واقع شده است. بدین ترتیب‌ بعد‌ از گذشت سـه سـال، مـعراج‌ واقع‌ شده و اندکی پس از آن، یعنی در سال چهارم، حضرت خدیجه به فرزندش فاطمه باردار گردیده و در اواخر سـال چهارم و اوایل سال پنجم میلاد‌ زهرا‌(علیها السلام) واقع شده‌ است‌.۳۵

ابن اسـحاق می گوید: یکی از دانـشمندان بـرای من حدیث کرد که جبرئیل نماز را بر پیامبر (فرود) آورد آن گاه که بر او(صلی الله علیه وآله)واجب‌ شد‌، درحالی که ایشان در بلندی های مکه بود. پاشنه پا را به گوشه ای از دره زد که چشمه ای از آن جاری شد. جـبرئیل وضو گرفت و رسول خدا بدو‌ می‌ نگریست این‌ برای آن بود که طهارت نماز را به او یاد دهد. سپس پیامبر(صلی الله علیه وآله‌)وضو گرفت همان گونه که از جبرئیل دیده بود. آن گاه‌ جـبرئیل‌ بـرخاست‌ و برای او نماز گزارد. پیامبر نیز به همراه نماز او نماز گزارد. جبرئیل رفت و پیامبر(صلی الله ‌‌علیه‌ وآله) به سوی خدیجه آمد تا همان گونه که جبرئیل به او یاد‌ داده‌ بود‌، طهارت نـماز را بـه خدیجه یاد دهد. خدیجه نیز چونان وضوی پیامبر(صلی الله علیه‌ وآله)وضو گرفت. سپس پیامبر(صلی الله علیه وآله)برای او، همان گونه‌ که جبرئیل برایش نماز‌ گزارده‌ بود، نماز گزارد، آن گاه خـدیجه نـیز مانند او نماز گزارد.۳۶

علی بن ابراهیم گوید: پیامبر(صلی الله علیه وآله) چون به ۳۷ سالگی رسید، در خواب می دید که‌ کسی به او «یا رسول الله» می گوید، زمان زیادی بدین منوال گـذشت تـا آن کـه در میان کوه ها مشغول شـبانی گـوسفندان ابـوطالب بود که نگاهش به فردی افتاد که‌ به‌ او می گفت «یا رسول الله». به او گفت تو کیستی؟ پاسخ داد: جبرئیل، خداوند مرا به سـوی تـو فـرستاده تا تو را به عنوان فرستاده خویش برگزیند. پیـامبر(صـلی الله‌ علیه‌ وآله)موضوع را به خدیجه خبر داد …. پیامبر این خبر را از دیگران مخفی می کرد تا آن گاه که جبرئیل بر او نـازل شـد و آبـی از آسمان فرود‌ آورد‌ و گفت: ای محمد برخیز و برای نماز وضو بگیر! جـبرئیل او را وضو گرفتن (بر صورت و دست ها تا آرنج و مسح سر و پاها تا بر آمدگی روی پا) آموخت و به‌ او‌ رکوع‌ و سـجود یـاد داد. هـنگامی که‌ چهل‌ ساله‌ شد او را به نماز فرمان داد و حدود نماز را به او آمـوخت، امـا وقت نماز را بر او نازل نکرد‌.

_______________________________

۳۴‌. عبدالرحمان‌ سیوطی، الدرالمنثور، ج ۴، ص ۱۵۳ و علی بن ابراهیم قمی، تفسیر‌ قمی‌، ج ۱، ص ۲۲ و ۳۶۵٫

۳۵٫ برای تـوضیح بـیش تـر ر.ک: محمد هادی یوسفی غروی، موسوعه التاریخ الاسلامی، ج۱، ص۵۳۳ به بعد و جعفر مرتضی‌ عـاملی‌، الصـحیح‌ مـن سیره النبی الأعظم، ج۳، ص۱۰ به بعد.

۳۶٫ ابن هشام‌، السیره النبویه، ج۱، ص ۱۶۰ .

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۷ (صفحه ۲۳۱)


بنابراین، پیامبر(صلی الله علیه وآله) هـر از گـاهی دو رکـعت، دو رکعت نماز می‌ گزارد‌ و علی‌ بن ابی طالب(علیه السلام)همدم پیامبر(صلی الله عـلیه وآلهـ‌) بود‌، در رفت و آمدش همراه او بود و از او جدا نمی شد. باری زمانی علی(علیه السـلام‌)بـر‌ پیـامبر‌(صلی الله علیه وآله) وارد شد و او را در حال نماز دید‌. وقتی‌ نماز‌ گزاردن او را دید پرسید: ای ابوالقاسم! این چـه کـاری است؟ پاسخ داد: این نمازی‌ است‌ که‌ خداوند مرا بدان فرمان داده است. پیامبر(صلی الله عـلیه وآله) عـلی(عـلیه السلام‌) را‌ به اسلام دعوت کرد و او اسلام آورد و با او نماز گزارد و خدیجه نیز‌ اسلام‌ آورد‌. در آن هنگام کسی نـماز نـمی گزارد جز پیامبر(صلی الله علیه وآله) و علی‌(علیه‌ السلام) و خدیجه پشت سر او (نـماز مـی خـواندند)… .۳۷

ابن شهرآشوب نیز در‌ مناقب‌ در‌ بیان درجات بعثت پیامبر(صلی الله علیه وآله) هفتمین آن ها را عبادات می دانـد‌ و بـر‌ ایـن باور است که در زمانی که ایشان در مکه بودند فقط‌ طهارت‌ و نماز‌ تـشریع شـد، (در آغاز) نماز بر ایشان واجب بود و بر مسلمانان مستحب. سپس نمازهای پنج‌ گانه‌ بعد‌ از اسراء واجـب شـد و این در سال نهم بعثت ایشان بود.۳۸‌

چنان‌ که پیشتر اشاره کردیم، در بـعضی روایـات به نمازهایی که پیامبر(صلی الله علیه وآله) در‌ مـسیر‌ عـروج خـود برگزار کرده اند، اشاره شده است. عـلی بـن ابراهیم قمی‌ از‌ پدرش و او از محمد بن ابی عمیر‌، و او‌ از‌ هشام بن سالم از امام صادق(علیه‌ السـلام‌) نـقل می کند که پیامبر(صـلی الله عـلیه وآله) در این بـاره فـرموده‌ انـد‌:

…جبرئیل مرا فرود آورد و گفت‌: نماز‌ بـگزار، نـماز‌ گزاردم‌. سپس‌ گفت: میدانی در کجا نماز خواندی؟ گفتم‌: نه‌. گفت: در طیبه (مدینه) نـماز گـزاردی که محل هجرت تو خواهد بـود‌. سپس‌ سوار شدم و بـه انـدازه ای که‌ خدا خواست گذشتیم جـبرئیل‌ گـفت‌: فرود بیا و نماز بگزار. فرود‌ آمدم‌ و نماز گزاردم. جبرئیل گفت: میدانی در کجا نـماز خواندی؟ گـفتم: نه. گفت: در طور‌ سینا‌ نـماز خـواندی; جـایی که خداوند‌ بـا‌ مـوسی‌ سخن گفت. سپس‌ سـوار‌ شـدم و به مقداری که‌ خداوند‌ خواست گذشتیم، جبریل گفت: فرود بیا و نماز بگزار. فرود آمـدم و نـماز خواندم. گفت: میدانی‌ در‌ کجا نماز گزاردی؟ گـفتم: نـه. گفت: در‌ بـیت‌ لحـم; نـاحیه‌ ای‌ در‌ بیت المقدس، جـایی که‌ عیسی(علیه السلام) به دنیا آمد. سپس سوار شدم و گذشتیم تا به بیت المـقدس رسـیدیم‌ … وارد‌ مسجد شدم در حالی که جبرئیل‌ هـمراه‌ و در‌ کـنارم‌ بـود‌. در آن جـا‌ ابـراهیم‌ و موسی و عیسی را در جـمع پیـامبرانی که خداوند می خواست، درک کردیم. آنان به سوی من‌ آمدند‌ و نماز‌ برپا شد. شک نداشتم کـه جـبرئیل بـر‌ ما‌ امامت‌ خواهد‌ کرد‌، اما‌

_______________________________

۳۷٫ طبرسی، فـضل، إعـلام الوری بـأعلام الهـدی، ج ۱، ص ۱۰۲٫

۳۸٫ ابـن شـهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۱، ص۴۰٫

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۷ (صفحه ۲۳۲)


زمانی که صف ها را منظم کردند، جبرئیل بازویم را گرفت‌ و مرا جلو انداخت و من بر آنان امامت کردم و بر این کار فخر نمیکنم!۳۹

در روایت دیـگری هارون بن خارجه از امام صادق(علیه السلام)در بیان فضیلت مسجد کوفه‌ چنین‌ نقل کرده است:

… هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسلی نبوده مگر آن که در مسجد کوفه نماز گزارده است، حتی حـضرت مـحمد (صلی الله علیه وآله)در شب اسراء زمانی‌ که‌ جبرئیل به او گفت: یا محمد این مسجد کوفه است، ایشان گفت: برای من اجازه بگیر تا دو رکعت نماز بگزارم. جبرئیل برای‌ او‌ اجازه گـرفت و او را فـرود‌ آورد‌ و دو رکعت نماز در آن بگزارد.۴۰

این روایات به روشنی بر وجود نماز، در مقطع زمانی پیش از معراج دلالت دارند، زیرا مفروض‌ روایات‌ آن است که هنوز‌ پیامبر‌(صـلی الله عـلیه وآله)معراج را درک نکرده و نماز به شـکل کـنونی بر او عرضه نشده بود.

در میان روایات شیعی که در مستندات دیدگاه نخست آوردیم، روایتی بود که‌ در‌ آن، به صراحت دیدگاه سوم تکذیب شده است و بنابر آن پیـامبر(صـلی الله علیه وآله) هیچ نمازی پیـش از بـعثت و نزول وحی قرآنی نخوانده بودند، اما می توان گفت که‌ روایت‌ یادشده به‌ رغم تعارض ابتدایی با دیدگاه سوم، با آن منافاتی ندارد. در تبیین سازگاری و عدم تعارض این روایت‌ با دیـدگاه سـوم دو احتمال قابل طرح است:

نخست، آن که‌ آیه‌ دهم‌ سوره علق و دیگر آیاتِ قابل استناد در این بحث، در همان آغاز بعثت نازل نشده باشند; یعنی ‌‌زمانی‌ نازل شده باشند که آیاتی پیـش از آن مـبنی بر تـشریع نماز فرود‌ آمده‌ بوده‌ است و درنتیجه، آن نماز، معهود به سابقه باشد. این احتمال به دلیل اجماعی بـودن نزول‌ سوره های علق، مزمّل و مدثّر در ابتدای بعثت، دور از ذهن است و دلیـلی‌ بـر آن نـداریم، مگر‌ آن‌ که ثابت شود آیات مورد استناد در این سوره ها در مقطع زمانی متأخر از نزول اصل سـوره ‌ ‌نـازل شده اند که این احتمال نیز بسیار بعید است، زیرا هیچ یک‌ از دانـشمندان عـلوم قـرآنی چنین ادعایی

_______________________________

۳۹٫ علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۴٫ نیز ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۴، ص۲۰۸٫

۴۰٫ محمد عیاش سـلمی سمرقندی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۲۷۷٫ نیز ر.ک: مجلسی، همان، ج۱۸‌، ص۴۰۴‌. در منابع اهل سنت نیز به این مـطلب اشاره شده است. ر.ک: احـمد نـسایی، سنن النسایی، ج۱، ص۳۲۲ و نورالدین هیثمی، مجمع الزوائد، ج۱، ص۷۳٫

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۷ (صفحه ۲۳۳)


نکرده و در ترتیب نزول سوره ها علق اولین سوره‌ بوده‌ و سوره های مدثّر و مزمّل نیز با فاصله یک سوره در پی آن، نازل شده اند۴۱ و کسی آیات مورد استناد در ایـن بحث را از آن ها استثنا نکرده‌ است‌.۴۲ بنابراین، وجود عبادتی به نام نماز در آن مقطع زمانی قطعی است، هر چند نماز با شرایط و اوقات مشخص، بعدها در سفر معراج تشریع شد. بنابراین، سخن آلوسی‌ کـه‌ مـی‌ گوید: «خلافی در این نیست‌ که‌ نماز‌ در شب اسراء واجب شد»۴۳ و به دنبال آن نتیجه می گیرد که اخبار نماز خواندن علی(علیه السلام) و جعفر با‌ پیامبر‌(صلی‌ الله علیه وآله)در سال های نـخست دعـوت‌ پیامبر‌ (صلی الله علیه وآله) و تجلیل ابوطالب از آنان نادرست است، بر خلاف آیات قرآن و اجماع عالمانی است که سوره‌ های‌ پیشگفته‌ را نازل شده در اوایل بعثت می دانند، و از معیارهای‌ علمی دور شده و بـین دو نـوع نماز فرق قائل نشده است.

دوم، آن که مقصود از نماز در‌ این‌ روایت‌، نماز معهود کنونی باشد نه نمازی که پیامبر(صلی الله علیه‌ وآله‌) پیش از نزول قرآن می خوانده اند. با ایـن احـتمال، بـین این دو مطلب هیچ تنافی‌ نـخواهد‌ مـاند‌. تـوضیح این که ممکن است مقصود از نماز در این دو دیدگاه‌ متفاوت‌ باشد‌. یکی به معنای عبادت ویژه و معروفی که اکنون می شناسیم و اجـزا و مـقدمات و شـرایط و وقت‌ خاصی‌ دارد‌، و دیگری عبادتی که پیامبر(صلی الله عـلیه وآله)پیـش از بعثت و پس از آن‌ تا‌ زمان معراج، انجام می داده و کیفیت آن بر ما معلوم نیست. بنابراین، تکذیب‌ در‌ این‌ روایت، به وجود نـماز بـه شـکل فعلی باز می گردد و اِخبار به

_______________________________

۴۱٫ ر.ک: عبد‌ الرحمن‌ سیوطی، الاتـقان فی علوم القرآن، نوع اول.

۴۲٫ اگرچه قرطبی با پذیرش روایات‌ اسباب‌ نزول‌، بخشی از آیات سوره یا کل آن را درباره ابـوجهل مـی دانـد و یکی از دو‌ نتیجه‌ زیر را بر آن مترتب نموده است: یکی، متأخر نازل شـدن سـوره‌ علق‌ از‌ دیگر سوره های نازل شده در ابتدای بعثت، و دیگری متأخر نازل شدن بخش آخر همین‌ سـوره‌. او‌ ایـن گـونه ترکیب برای سوره علق را فرمان خدا می داند و آن‌ را‌ با مستثنا بـودن بـرخی آیـات، در سوره های دیگر قیاس نموده است، مانند آیه ۲۸۱ سوره‌ بقره‌ که بعدها به فـرمان پیـامبر بـه این سوره ملحق شد; اما سخن‌ وی‌ دو اشکال عمده دارد: یکی، آن که‌ شاهدی‌ از‌ قرآن و یـا روایـات و تاریخ بر متأخر بودن‌ نزول‌ سوره علق از دیگر سوره ها نداریم، و دیگر آن کـه قـیاس آن بـا‌ دیگر‌ موارد بیان شده در روایات‌ مع‌ الفارق است‌، زیرا‌ در‌ آن موارد، شاهد روایی بر آنـ‌ داریـم‌، اما در این جا چنین شاهدی نداریم. نکته قابل تذکر این که‌ آیه‌ آخـر سـوره مـزمّل را برخی چند‌ ماه و برخی ده سال‌ پس‌ از نزول اصل سوره دانسته‌ اند‌، و برخی نیز آن را مدنی مـی دانـند، و همین دیدگاه اخیر درست است، زیرا‌ در‌ این آیه، سخن از زکات‌ و جهاد‌ آمـده‌ و ایـن دو در‌ مـدینه‌ واجب شده است.

۴۳‌. برای‌ مطالعه در باب ترتیب نزول سوره ها ر.ک: عبد الرحمن سیوطی، الاتقان فـی عـلوم القـرآن‌، نوع‌ اول.

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۷ (صفحه ۲۳۴)


وجود آن در روایات دیگر‌ به‌ معنای وجود‌ عبادتی‌ است‌ به این نـام کـه‌ پیامبر(صلی الله علیه وآله) از ابتدای انجام مناسک عبادی خود، خدای را با آن‌ می‌ پرستید.

اکنون که بـه اجـمال نمازگزار‌ بودن‌ پیامبر‌(صلی‌ الله‌ علیه وآله) پیش‌ از‌ معراج و وجوب نمازهای یومیه در سـفر مـعراج روشن شد، بحث فشرده و کوتاه خود را بـا بـیانی‌ از‌ عـلامه‌ مجلسی(قدس سره)به پایان می بـریم‌. ایـشان‌ در‌ این‌ باب‌ می‌ گوید:

آن چه از اخبار معتبر و آثار مستفیض بر من آشکار شـده، ایـن است که پیامبر(صلی الله عـلیه وآله)پیـش از بعثت از زمـانی کـه خـداوند‌ عقلش را به کمال آورد، نبی و مؤید بـه روح القـدس بوده و فرشته با او سخن می گفته و او صدا (های وحیانی) را می شنیده و خـوابِ وحـیانی نیز می دیده است‌ … و همواره‌ پیـش از بعثت، خدا را به انـواع عـبادات پرستش کرده است. [این عـبادات ]یـا موافق با آن چه بعدها به مردم ابلاغ کرده و یا به صورت دیگر، یـا طـبق‌ با‌ شریعت ابراهیم یا دیـگر پیـامبران پیـشین بوده است، نـه بـه گونه ای که تابع آنـان و عـامل به شرایع آنان به شمار آید، بلکه‌ به‌ این معنا که آن چه‌ به‌ او وحـی مـی شد، طبق بعضی از شرایع گذشته بـود و بـا آن چه بـعد از رسـالت بـر او نازل شد نسخ گـردید.۴۴

نتیجه‌ آن‌ که آغاز نمازهای واجب‌ یومیه‌ بر مردم پس از معراج بوده است، اما پیامبر(صـلی الله عـلیه وآله) و بعضی از نزدیکانش، مانند حضرت علی و خـدیجه(عـلیهما السـلام) پیـش از آن نـیز نماز می گـزاردند. اگـرچه‌ می‌ توان از برخی آیات قرآن مانند: «کلا لا تطعه و اسجد و اقترب»۴۵ نیز بر واجب بودن نمازی کـه پیـامبر پس از بـعثت (و پیش از معراج) می خوانده دلیل آورد، ولی‌ بـه‌ یـقین آنـ‌ نـماز، نـماز واجـب یومیه نبوده و ایشان هر از گاهی دو رکعت می خواندند. حتی با توجه به‌ روایاتی که برخی از آن ها را پیش تر گزارش کردیم‌، و با‌ عنایت‌ به اخباری که علامه مـجلسی در این گفته خویش بدان استناد کرده است، پیامبر(صلی الله علیه ‌‌وآله‌) پیش از بعثت نیز نمازگزار بودند، اما چگونگی و واجب یا مستحب بودن آن‌ بر‌ ما‌ روشن نیست.

_______________________________

۴۴٫ محمود آلوسی، روح المـعانی، جـزء ۳۰، ص۱۸۳٫

۴۵٫ محمد باقر مجلسی، همان‌، ج۱۸، ص۲۷۷٫ ایشان برای اثبات دیدگاه خود، افزون بر مطابق دانستن آن با‌ فطرت، به شش وجه‌ استناد‌ کرده است. این سخن در جای خود قابل تأمل بوده و شـاید بـتوان بر اساس آیاتی که پیامبر را امی دانسته و توانایی بر خواندن و نوشتن، به ویژه آگاهی به کتاب های پیشینیان‌، اعم از آسمانی و غیر آن را از ایشان نـفی کـرده است، فقط قایل به ارتـباط مـحدود ایشان با فرشتگان الهی شد.

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۷ (صفحه ۲۳۵)


کتاب نامه

۱٫ آلوسی، محمود، روح المعانی، تهران، جهان، [بی تا]‌.

۲٫ ابن‌ شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، مطبعه الحیدریه، نجف، ۱۳۷۶ق.

۳٫ ابن طـاووس، فـلاح السائل، [بی جا، بـی نـا، بی تا].

۴٫ ابن کثیر، اسماعیل، البدایه والنهایه، چاپ اول: بیروت، دار احیاء التراث‌ العربی‌، ۱۴۰۸ق.

۵٫ ابن هشام، السیره النبویه، [بی جا] مکتبه محمد علی صبیح و اولاده، ۱۳۸۳ق.

۶٫ احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، قم، مـؤسسه نـشر فرهنگ اهل بیت(علیهم السلام)، [بی تا]‌.

۷٫ احمد‌ بن حنبل، مسند احمد، بیروت، دار صادر، [بی تا].

۸٫ اندلسی، ابن حزم، المحلی با الآثار، بیروت، دارالفکر، [بی تا].

۹٫ انصاری قرطبی، محمد، الجـامع لأحـکام القرآن، بـیروت، دار احیاء التراث‌ العربی‌، ۱۴۰۵‌ ق.

۱۰٫ بخاری، محمد، صحیح البخاری‌، بیروت‌، دارالفکر‌، ۱۴۰۱ق.

۱۱٫ برقی، احمد، المحاسن، [بی جا]، دارالکتب الاسلامیه، [بـی تا].

۱۲٫ تمیمی مغربی، قاضی نعمان، دعائم الاسلام، [بی جا]، دارالمعارف‌، ۱۳۸۳‌ق.

۱۳‌. حـسینی اسـترآبادی، عـلی، تأویل الآیات الظاهره فی فضائل‌ العتره‌ الطاهره، قم، تحقیق و نشر مدرسه الامام المهدی علیه السلام، ۱۴۰۷ق.

۱۴٫ خویی، ابـوالقاسم، ‌ ‌مـعجم رجال الحدیث، چاپ پنجم: [بی‌ جا‌، بی‌ نا]، ۱۴۱۳ق.

۱۵٫ رازی، فخر الدین محمد، التفسیر الکـبیر (مـفاتیح‌ الغـیب).

۱۶٫ راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه الامام المهدی، [بی تا].

۱۷٫ سید ابن طاووس حـسنی‌، علی‌، سعد‌ السعود، چاپ اول: نجف، مطبعه الحیدریه، ۱۳۶۹ ق.

۱۸٫ سیوطی، عبدالرحمان، الدر‌ المنثور‌، چاپ اول:[بی جـا]، دارالمعرفه، ۱۳۶۵ ق.

۱۹٫ صدوق، محمد، الأمـالی، چـاپ اول: قم، مؤسسه البعثه، ۱۴۱۷‌ ق.

۲۰‌. صدوق‌، محمد، التوحید، قم، جماعه، المدرسین، [بی تا].

۲۱٫ صدوق، محمد، علل الشرائع‌، نجف‌، مکتبه‌ الحیدریه، ۱۳۸۶ ق.

۲۲٫ صدوق، محمد، من لایحضره الفقیه، تحقیق علی اکبر غفاری، قم، جامعه‌ مدرسین‌، ۱۴۰۴‌ ق.

۲۳٫ طـباطبایی، محمد حسین، المیزان، قم، جامعه مدرسین، [بی تا].

۲۴٫ طبرسی، فضل، إعلام‌ الوری‌ بأعلام الهدی، چاپ اول: قم، مؤسسه آل البیت(علیهم السلام) لإحیاء التراث، ۱۴۱۷‌ ق.

۲۵‌. طبری‌، محمد بن جریر، جامع البیان عن تأویل آی القـرآن، بـیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ ق.

۲۶٫ طبری‌، احمد‌ بن عبداللّه، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، [بی جا]، مکتبه القدسی، ۱۳۵۶‌ ق.

۲۷‌. طبری‌، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، [بی تا].

۲۸٫ عسقلانی، احمدبن‌ حـجر‌، الإصـابه فی تمییز الصحابه، بیروت دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.

۲۹٫ عسقلانی، احمدبن حجر‌، فتح‌ الباری‌، چاپ دوم: بیروت، دارالمعرفه، [بی تا].

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۷ (صفحه ۲۳۶)


۳۰٫ علم الهدی (شریف مرتضی)، علی، تنزیه الانبیاء، نجف‌، مطبعه‌ الحیدریه‌، ۱۳۵۲ق.

۳۱٫ عیاش سلمی سـمرقندی، مـحمد، تفسیر العیاشی، تهران، مکتبه العلمیه الاسلامیه‌، [بی‌ تا].

۳۲٫ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، چاپ سوم: قم، دارالکتاب، ۱۴۰۴ق.

۳۳٫ کلینی، محمد‌ بن‌ یعقوب، الکافی، چاپ سوم:[بی جا]، دارالکتب الاسـلامیه، تـحقیق عـلی اکبر غفاری‌، ۱۳۸۸‌ق.

۳۴٫ عسقلانی، احمد بـن حـجر، لسـان المیزان‌، بیروت‌، مؤسسه‌ الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.

۳۵٫ مامقانی، عبداللّه، تنقیح‌ المقال‌ فی علم الرجال، [بی نا، بی جا، بی تا].

۳۶٫ مجلسی، محمد بـاقر‌، بـحار‌ الأنـوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳‌ق.

۳۷‌. مجلسی، محمدباقر‌، مرآه‌ العقول‌ فـی شـرح اخبارآل الرسول، چاپ اول‌: تهران‌، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۱۱ ق.

۳۸٫ مرتضی عاملی، سید جعفر، الصحیح من سیره النبی‌ الاعظم‌، بیروت، دارالهادی، ۱۴۱۵ق.

۳۹٫ مفید، مـحمد‌، الإرشـاد فـی معرفه حجج‌ اللّه‌ علی العباد، [بی جا]، دار‌ المفید‌، [بی تـا].

۴۰٫ نسائی، احمد، چاپ اول: بیروت، سنن النسائی، دارالفکر، ۱۳۴۸ق.

۴۱‌. هیثمی‌، نور الدین، مجمع الزوائد و منبع‌ الفواید‌، دارالکتب‌ العلمیه، ۱۴۰۸ق.

۴۲‌. یوسفی‌ غروی، مـحمد هـادی، مـوسوعه‌ التاریخ‌ الاسلامی، چاپ اول: قم، مجمع الفکر الاسلامی، ۱۴۱۷ ق.

برچسب ها
نمایش بیشتر

شبکه بین المللی مطالعات ادیان

اینفورس (شبکه بین المللی مطالعات ادیان)،‌ بخشی از یک مجموعه فعالیت های فرهنگی است که توسط یک گروه جهادی مجازی انجام می شود. این گروه  بدون مرز، متشکل از اساتید، طلاب، دانشجویان و کلیه داوطلبان باایمان و دغدغه مندی است که علاقمند به فعالیت علمی جهادی در عرصه جنگ نرم هستند. شما هم می توانید یکی از اعضای این گروه باشید(اینجا کلیک کنید). فعالیت های سایت زیر نظر سید محمد رضا طباطبایی، مدرس ادیان و کارشناس صدا و سیماست. موضوعات سایت نیز در زمینه سیر مطالعاتی با رویکرد تقویت بنیه های اعتقادی و پاسخ به شبهات است.

0 0 رای ها
شما هم امتیاز بدهید..
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx
()
x
بستن