مطالعات متفرقه (خارج از سیر مطالعاتی)

امام صادق سلام الله علیه در بینش اهل سنت و وهابیت

 
امام صادق سلام الله علیه در بینش اهل سنت و وهابیت
 

 اشعه ششمین خورشید عالمگیر آسمان امامت و ولایت در هفدهم ربیع الاول سال هشتاد و سه در منزل با برکت شکافنده علم، حضرت باقر العلوم سلام الله علیه بر این عالم دنیا تابید. پدر بزرگوار آن آفتاب عالم تاب؛ پنجمین خورشید بر تارک آسمان ولایت الهی، حضرت امام محمد باقر سلام الله علیه و مادر بزرگوار ایشان، فاطمه، مشهور به ام فروه زنی مؤمن و با تقوا بود.

مجلس علمی آن عبد صالح خدا در مدینه منوره زبانزد عام و خاص بوده و شاگردانی بزرگ در مکتب ایشان حضور داشته و از علم ایشان شاخه های معرفت بر می­چیدند؛

در بین هزاران شاگرد امام صادق سلام الله علیه، بزرگان و علمای اهل سنت نیز به چشم می خورد.

ابن تیمیه در این باره چنین می نویسد:

فإن جعفر بن محمد لم یجیء بعد مثله وقد أخذ العلم عنه هؤلاء الأئمه کمالک وابن عیینه وشعبه والثوری وابن جریج ویحیى بن سعید وأمثالهم من العلماء المشاهیر الأعیان.

بعد از جعفر بن محمد (امام صادق سلام الله علیه) کسی به مانندش نیامده است و شخصیت ها و عالمان بزرگ اهل سنت همچون مالک و سفیان بن عیینه و [سفیان] ثوری و ابن جریج و یحیی بن سعید و مانند آنان از علمای مشهور و معروف،‌ از وی علم آموخته اند.

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفاى ۷۲۸ هـ)، منهاج السنه النبویه، ج ۴ ص ۱۲۶ ، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسه قرطبه، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۶هـ..

آلوسی نیز از قول ابوحنیفه چنین می نویسد:

وهذا أبو حنیفه – رضی الله تعالى عنه – وهو بین أهل السنه کان یفتخر ویقول بأفصح لسان: لولا السنتان لهلک النعمان، یرید السنتین اللتین صحب فیهما لأخذ العلم الإمام جعفر الصادق – رضی الله تعالى عنه -.

این ابو حنیفه است که در بین اهل سنت بوده و دائما افتخار می کرد و با زبانی فصیح می گفت: اگر آن دوسال نبود، هلاک می شدم. مقصود [ابو حنیفه] دو سالی است که در طول آن از امام جعفر صادق [علیه السلام] کسب علم نموده است.

الألوسی، محمود شکری، مختصر التحفه الاثنی عشریه، ص ۸ ، ألّف أصله باللغه الفارسیه شاه عبد العزیز غلام حکیم الدهلوی، نقله من الفارسیه إلى العربیه: (سنه ۱۲۲۷ هـ) الشیخ الحافظ غلام محمد بن محیی الدین بن عمر الأسلمی، حققه وعلق حواشیه: محب الدین الخطیب، دارالنشر: المطبعه السلفیه، القاهره، الطبعه: ۱۳۷۳ هـ .

و رک: القنوجی البخاری، أبو الطیب السید محمد صدیق خان بن السید حسن خان (متوفاى۱۳۰۷هـ)، الحطه فی ذکر الصحاح السته ، ج ۱ ص ۲۶۴ ، ناشر : دار الکتب التعلیمیه – بیروت ، الطبعه : الأولى ۱۴۰۵هـ/ ۱۹۸۵م .

در این نوشته بر آنیم که با مراجعه به کتب اهل سنت، برگی زرین از حیات علمی و عظمت روحانی آن حضرت را بیان کنیم.

در پایان نوشته نیز به برخی از جسارت ها و دهن کجی های نواصب و دشمنان مکتب اهل بیت علیهم السلام نیز اشاره خواهد شد تا برهمگان روشن شود که وهابیت که به واسطه استعمار به وجود آمده است، چگونه فضایل اهل بیت علیهم السلام را بر نمی­تابند.

فهرست

شخصیت وجود مقدس امام صادق سلام الله علیه از منظر علمای اهل سنت:

ابوحنیفه (متوفای ۱۵۰ هـ.ق):

مزی در کتاب تهذیب الکمال از قول ابوحنیفه چنین می نویسد:

عن حسن بن زیاد یقول : سمعت أبا حنیفه وسئل : من أفقه من رأیت ؟ فقال : ما رأیت أحدا أفقه من جعفر بن محمد.

حسن بن زیاد می گوید: از ابوحنیفه شنیدم در حالی که از او سوال شد: فقیه ترین فردی که دیده ای چه کسی است؟ پاسخ داد: کسی را فقیه تر از جعفر بن محمد (امام صادق علیه السلام) ندیدم.

المزی، ابوالحجاج یوسف بن الزکی عبدالرحمن (متوفاى۷۴۲هـ)، تهذیب الکمال، ج ۵ ص ۷۹ ، تحقیق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۰هـ – ۱۹۸۰م.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى۷۴۸ هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج ۶ ص ۲۵۷ ، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: التاسعه، ۱۴۱۳هـ..

خوارزمی نیز از قول ابو حنیفه چنین می نویسد:

قال أبو حنیفه : ما رأیت أفقه من جعفر بن محمد ، لمّا أقدمه المنصور بعث إلیّ فقال : یا أبا حنیفه ! إن الناس قد افتتنوا بجعفر بن محمد ، فهیئ له من المسائل الشداد .

فهیأت له أربعین مسأله ، ثم بعث إلی أبو جعفر – أی المنصور – وهو بالحیره فأتیته فدخلت علیه وجعفر بن محمد جالس عن یمینه ، فلما أبصرت به دخلتنی من الهیبه لجعفر بن محمد الصادق ما لم یدخُلنی لأبی جعفر فسلمت علیه . وأومأ إلی ، فجلست ثم التفتُّ إلیه فقال : یا أبا عبد الله ! هذا أبو حنیفه . قال جعفر : نعم … ثم التفت المنصور إلی فقال : یا أبا حنیفه ألق على أبا عبد الله من مسائلک ! فجعلتُ ألقی علیه فیجیبنی ، فیقول : أنتم تقولون کذا وأهل المدینه یقولون کذا ونحن نقول کذا ، فربما تابَعَهم ، وربما خالفنا جمیعاً ، حتى أتیت على الأربعین مسأله .

ثم قال أبو حنیفه : ألسنا روینا أن أعلم الناس أعلمهم باختلاف الناس.

ابو حنیفه می گفت: دانشمندتر از جعفر بن محمد ندیده ام . وقتى منصور عباسى آن حضرت را احضار کرده بود، مرا فراخواند و گفت : اى ابا حنیفه ! مردم به وسیله جعفر بن محمد فریب خورده اند، سؤال های سختى را آماده کن [تا از وی بپرسی و ناتوانی او را در برابر مردم ثابت نمایی]. ابوحنیفه می گوید: من چهل مسئله آماده کردم . منصور دوانیقی که در «حیره» بود، به دنبال من فرستاد. وقتى بر منصور وارد شدم ، جعفر بن محمد (امام صادق سلام الله علیه) در طرف راست او نشسته بود، وقتی بر آن حضرت نگریستم ، از هیبت او برخود لرزیدم ، _در حالی که از منصور چنین هراسى نداشتم_ به ایشان سلام کردم. منصور به من اشاره کرد و نشستم سپس به امام علیه السلام رو کرد و گفت: ای ابا عبدالله، این ابو حنیفه است. پاسخ داد. آری [او را شناختم]. سپس منصور رو به من کرد و گفت: ای ابو حنیفه سوالاتت را از ابا عبدالله [امام صادق علیه السلام] بپرس. سوالاتم را مطرح و جوابم را داد و چنین مى فرمود: شما چنین مى گویید و مردم مدینه چنان و ما چنین مى گوئیم؛ در برخی مسائل نظر ایشان موافق نظر اهل مدینه [تابعان مالک بن انس] بود و در بعضی کاملا با همه ما [اهل مدینه و اهل عراق- پیروان ابوحنیفه-] مخالف بود. تا اینکه تمام چهل مسئله را پاسخ فرمود. ابوحنیفه [که خود را ناتوان یافت] گفت : مگر نه این است که مى گوئیم عالم ترینِ علما کسى است که آگاه ترین آنان به مسائل اختلافى مذاهب و مکاتب باشد؟

الموفق ابن احمد بن محمد المکی الخوارزمی (متوفای ۵۶۸هـ)، مناقب الامام أّی حنیفه النعمان، الطبعه الأولی، مجلس دائره المعارف النظامیه – هند، ۱۳۲۱ هـ.

مالک بن انس (متوفای ۱۷۹ هـ.ق):

ابن حجر عسقلانی نیز از قول مالک بن انس چنین می نویسد:

وقال مالک اختلفت إلیه زمانا فما کنت أراه إلا على ثلاث خصال إما مصل وإما صائم وإما یقرأ القرآن.

مالک گفت: مدت زمانی نزدش (امام صادق علیه السلام) رفت و آمد داشتم. هر بار که جعفر بن محمد را دیدم، او را در یکى از سه حال می دیدم: یا در حال نماز بود، یا روزه‏دار و یا قرآن تلاوت مى‏کرد.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى۸۵۲هـ)، تهذیب التهذیب، ج ۲ ص ۸۸ ، ناشر: دار الفکر – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۴ – ۱۹۸۴ م.

منصور دوانیقی (متوفای ۱۵۸ هـ.ق):

یعقوبی از قول منصور دوانیقی یکی از خلفای ظالم و قسی القلب عباسیان چنین می نویسد:

إن جعفراً کان ممن قال الله فیه: «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا» (الفاطر/ ۳۲). وکان ممن اصطفى الله وکان من السابقین بالخیرات.

جعفر [امام صادق علیه السلام] از کسانی بود که خداوند در باره اش فرمود: «سپس این کتاب (آسمانى) را به گروهى از بندگان برگزیده خود به میراث دادیم». ایشان از کسانی است که خداوند آنان را برگزیده و به انجام کار های خیر سبقت می گیرد.

الیعقوبی، أحمد بن أبی یعقوب بن جعفر بن وهب بن واضح (متوفاى۲۹۲هـ)، تاریخ الیعقوبی، ص ۳۸۳ ، ناشر: دار صادر – بیروت.

ابو حاتم (متوفاى ۳۲۷هـ.ق):

ابن أبی حاتم از قول پدرش پیرامون وجود مقدس صادق آل محمد علیهم السلام چنین می نویسد:

سمعت أبى یقول جعفر بن محمد ثقه لا یسأل عن مثله.

از پدرم شنیدم که می گفت: جعفر بن محمد فردی مورد اعتماد است و [به قدری جلیل القدر است که] درباره مانند او سوال نمی شود.

ابن أبی حاتم الرازی التمیمی، ابومحمد عبد الرحمن بن أبی حاتم محمد بن إدریس (متوفاى ۳۲۷هـ)، الجرح والتعدیل، ج ۲ ص ۴۸۷ ، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۲۷۱هـ ـ ۱۹۵۲م.

المزی، ابوالحجاج یوسف بن الزکی عبدالرحمن (متوفاى۷۴۲هـ)، تهذیب الکمال، ج ۵ ص ۷۸ ، تحقیق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۰هـ – ۱۹۸۰م.

ابن حبان (متوفاى۳۵۴ هـ.ق):

ابن حبان بستی نیز چنین می نویسد:

جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن على بن أبى طالب الذی یقال له الصادق کنیته أبو عبد الله من سادات أهل البیت وعباد أتباع التابعین وعلماء أهل المدینه.

جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن على بن أبى طالب کسی که به او صادق گفته می شد و کنیه او ابو عبدالله از بزرگان اهل بیت [علیهم السلام] و در میان پیروان تابعین و علمای مدینه، از عابدان بود.

التمیمی البستی، محمد بن حبان بن أحمد ابوحاتم (متوفاى۳۵۴ هـ)، مشاهیر علماء الأمصار، ج ۱ ص ۱۲۷ ، تحقیق: م. فلایشهمر، دار النشر: دار الکتب العلمیه – بیروت- ۱۹۵۹٫

ابو نعیم اصفهانی (متوفاى۴۳۰هـ.ق):

ابونعیم نیز پیرامون آن حضرت چنین می نویسد:

جعفر بن محمد الصادق ومنهم الامام الناطق ذو الزمام السابق أبو عبدالله جعفر بن محمد الصادق أقبل على العباده والخضوع وآثر العزله والخشوع ونهى عن الرئاسه والجموع.

جعفر بن محمد صادق [از جمله ائمه علیهم السلام] امام ناطق، صاحب امامت و رهبری، اباعبدالله جعفر بن محمد صادق. او به سمت عبادت و خضوع آمده و گوشه نشینی و خشوع را در پیش گرفته و از ریاست و اجتماع [با صاحبان قدرت] نهی می کرد (کنابه از دوری گزینی).

الأصبهانی، ابونعیم أحمد بن عبد الله (متوفاى۴۳۰هـ)، حلیه الأولیاء وطبقات الأصفیاء، ج ۳ ص ۱۹۲ ، ناشر: دار الکتاب العربی – بیروت، الطبعه: الرابعه، ۱۴۰۵هـ..

شهرستانی (متوفاى۵۴۸ هـ.ق):

شهرستانی از استوانه های علمی اهل سنت نیز چنین می نویسد:

أبی عبد الله جعفر بن محمد الصادق وهو ذو علم غزیر فی الدین وأدب کامل فی الحکمه وزهد بالغ فی الدنیا وورع تام عن الشهوات وقد أقام بالمدینه مده یفید الشیعه المنتمین إلیه ویفیض على الموالین له أسرار العلوم .

ابی عبد الله جعفر بن محمد صادق، او پیرامون دین، علمی بسیار داشت و در حکمت دارای ادبی کامل بود و نسبت به دنیا زهدی فراوان و از لذات بسیار دوری می گزید. در مدت اقامتش شیعیانی که به او منسوب بودند، استفاده بردند و برای دوستدارانش اسرار علمی را سرازیر کرد .

الشهرستانی، محمد بن عبد الکریم بن أبی بکر أحمد (متوفاى۵۴۸هـ)، الملل والنحل، ص ۱۶۱ ، تحقیق: محمد سید کیلانی، ناشر: دار المعرفه – بیروت – ۱۴۰۴هـ..

ابن جوزی (متوفاى ۵۹۷ هـ.ق):

ابن جوزی نیز پیرامون عبادت حضرت می نویسد:

جعفر بن محمد بن علی بن الحسین علیهم السلام کان مشغولا بالعباده عن حب الریاسه.

جعفر بن محمد بن علی بن الحسین علیهم السلام، به خاطر دوری از حب ریاست، مشغول عبادت بود.

ابن الجوزی الحنبلی، جمال الدین ابوالفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (متوفاى ۵۹۷ هـ)، صفه الصفوه، ج ۲ ص ۱۶۸ ، تحقیق: محمود فاخوری – د.محمد رواس قلعه جی، ناشر: دار المعرفه – بیروت، الطبعه: الثانیه، ۱۳۹۹هـ – ۱۹۷۹م.

محمد بن طلحه (متوفای۶۵۲هـ.ق):

محمدبن طلحه شافعی نیز پیرامون مقام والای حضرت و استفاده علمی بزرگان اهل سنت از درس ایشان، چنین می نویسد:

الإمام جعفر الصادق (علیه السلام) … هو من عظماء أهل البیت وساداتهم (علیهم السلام) ذو علوم جمه ، وعباده موفره ، وأوراد متواصله ، وزهاده بینه ، وتلاوه کثیره ، یتتبع معانی القرآن الکریم ، ویستخرج من بحره جواهره ، ویستنتج عجائبه ، ویقسم أوقاته على أنواع الطاعات ، بحیث یحاسب علیها نفسه ، رؤیته تذکر الآخره ، واستماع کلامه یزهد فی الدنیا ، والاقتداء بهدیه یورث الجنه ، نور قسماته شاهد أنه من سلاله النبوه ، وطهاره أفعاله تصدع أنه من ذریه الرساله . نقل عنه الحدیث ، واستفاد منه العلم جماعه من الأئمه وأعلامهم مثل : یحیى بن سعید الأنصاری ، وابن جریج ، ومالک بن أنس ، والثوری ، وابن عیینه ، وشعبه ، وأیوب السجستانی ، وغیرهم (رض) وعدوا أخذهم عنه منقبه شرفوا بها وفضیله اکتسبوها.

امام جعفر الصادق از بزرگان اهل بیت (علیهم السلام) است، دارای دانش فراوان، همواره مشغول عبادت، همواره به یاد خدا بود، زهدی آشکار داشت و اهل تلاوت قرآن بود. در معانی قرآن کریم اهل تحقیق بود و جواهرات قرآن را استخراج می کرد و عجائبی را از قرآن نتیجه می گرفت و اوقات خود را برای انجام انواع طاعات الهی تقسیم کرده بود به طوری که در آن اوقات به محاسبه نفس خود مشغول بود. دیدارش انسان را به یاد آخرت می انداخت و شنیدن کلامش موجب زهد در دنیا می شد و اقتدا به روش او، راهنمای بهشت بود. نور چهره زیبایش، گواه بر این بود که او از فرزندان انبیا است و پاکی اعمالش روشن گر این بود که وی از نسل رسالت می باشد. از علم او جماعتی از ائمه و بزرگانی مانند: یحیى بن سعید انصاری ، و ابن جریج ، ومالک بن انس ، و [سفیان] ثوری ، و [سفیان] ابن عیینه ، وشعبه ، وایوب السجستانی و غیر از این ها استفاده برده و شاگردی ایشان را برای خود منقبت و فضیلتی برشمرده اند که موجب شرافت آنان بوده است.

الشافعی، محمد بن طلحه (متوفای۶۵۲هـ)، مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول (ع)، ص ۴۳۶ ، تحقیق : ماجد ابن أحمد العطیه. طبق برنامه کتابخانه اهل بیت علیهم السلام.

ابن أبی الحدید (متوفاى ۶۵۵ هـ.ق):

ابن أبی الحدید معتزلی، از علمای اهل سنت نیز پیرامون سلسله علوم علمای اهل سنت از امام صادق علیه السلام و آن حضرت از پدر گرامیشان و از امیرمؤمنان سلام الله علیه چنین می نویسد:

ومن العلوم علم الفقه وهو علیه السلام أصله وأساسه ، وکل فقیه فی الإسلام فهو عیال علیه ، ومستفید من فقهه.

و از جمله علوم، علم فقه است که او [امام صادق علیه السلام] اصل و اساس آن می باشد و هر فقیهی در اسلام، بر سر سفره او نشسته و از فقه او استفاده می کند.

إبن أبی‌الحدید المدائنی المعتزلی، ابوحامد عز الدین بن هبه الله بن محمد بن محمد (متوفاى۶۵۵ هـ)، شرح نهج البلاغه، ج ۱ ص ۱۸ ، تحقیق: محمد عبد الکریم النمری، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۸هـ – ۱۹۹۸م.

نووی (متوفاى۶۷۶ هـ.ق):

محی الدین نووی، از علمای شافعی مذهب اهل سنت پیرامون آن حضرت می نویسد:

روى عنه محمد بن إسحاق ویحیى الأنصاری ومالک والسفیانان وابن جریج وشعبه ویحیى القطان وآخرون واتفقوا على إمامته وجلالته وسیادته قال عمرو بن أبی المقدام کنت إذا نظرت إلى جعفر بن محمد علمت أنه من سلاله النبیین.

محمد بن اسحاق و یحیى الأنصاری ومالک دو سفیان و ابن جریج و شعبه و یحیى القطان و دیگران از ایشان روایت نقل کرده و بر جلالت و امامت و آقایی او اتفاق نظر دارند. عمرو بن ابی المقدام گفت: هنگامی که به جعفر بن محمد نگریستم، دریافتم که او از نسل پیامبران است.

النووی الشافعی، محیی الدین أبو زکریا یحیى بن شرف بن مر بن جمعه بن حزام (متوفاى۶۷۶ هـ)، تهذیب الأسماء واللغات، ج ۱ ص ۱۵۵ ، تحقیق: مکتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفکر – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۹۹۶م.

ابن خلکان (متوفاى۶۸۱هـ.ق):

ابن خلکان، آن حضرت را این گونه توصیف می کند:

جعفر الصادق أبو عبد الله جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علی زین العابدین بن الحسین بن علی بن أبی طالب رضی الله عنهم أجمعین أحد الأئمه الاثنی عشر على مذهب الإمامیه وکان من سادات أهل البیت ولقب بالصادق لصدقه فی مقالته وفضله أشهر من أن یذکر وله کلام فی صنعه الکیمیاء والزجر والفأل وکان تلمیذه أبو موسى جابر بن حیان الصوفی الطرسوسی قد ألف کتابا یشتمل على ألف ورقه تتضمن رسائل جعفر الصادق وهی خمسمائه رساله.

ابا عبد الله جعفر صادق فرزند محمد باقر فرزند علی زین العابدین فرزند حسین بن علی بن ابی طالب، یکی از امامان دوازده گانه طبق عقیده شیعه می باشد. ایشان از آقایان و بزرگان اهل بیت (علیهم السلام) بشمار می رود و به دلیل راستگویی در گفتارش ملقب به صادق شده است، فضیایلش مشهور تر از آن است که ذکر شود. از وی در علم شیمی و پیشگویی صاحب نظر بود. ابو موسی جابر بن حیان یکی از شاگردان اوست که کتابی مشتمل بر هزار برگ تألیف نموده که متضمن رساله های جعفر صادق [علیه السلام] است که مقدار آنها به پانصد رساله می رسد.

إبن خلکان، ابوالعباس شمس الدین أحمد بن محمد بن أبی بکر (متوفاى۶۸۱هـ)، وفیات الأعیان و انباء أبناء الزمان، ج ۱ ص ۳۲۷ ، تحقیق احسان عباس، ناشر: دار الثقافه – لبنان.

ابن تیمیه (متوفای ۷۲۸ هـ.ق):

وی نیز پیرامون شخصیت والای ان حضرت چنین می نویسد:

فإن جعفر بن محمد لم یجیء بعد مثله.

بعد از جعفر بن محمد کسی مانندش نیامده است.

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفاى ۷۲۸ هـ)، منهاج السنه النبویه، ج ۴ ص ۱۲۶ ، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسه قرطبه، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۶هـ..

و در جایی دیگر تصریح می کند که امام صادق علیه السلام از ائمه دین بوده اند:

فإن جعفر بن محمد من أئمه الدین باتفاق أهل السنه.

به اتفاق اهل سنت جعفر بن محمد از پیشوایان دین بود.

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفاى ۷۲۸ هـ)، منهاج السنه النبویه، ج ۲ ص ۲۴۵ ، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسه قرطبه، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۶هـ..

خطیب تبریزی (متوفای: ۷۴۱ هـ.ق):

خطیب تبریزی از استوانه های علمی اهل سنت نیز پیرامون شخصیت امام صادق سلام الله علیه چنین می نویسد:

جعفر الصادق: هو جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب، الصادق کنیته أبو عبدالله کان من سادات أهل البیت روی عن أبیه وغیره سمع منه الأئمه الأعلام نحو یحیی بن سعید وابن جریج ومالک بن أنس والثوری وابن عیینه وأبو حنیفه.

جعفر الصادق: او جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن اأبی طالب، [لقبش] صادق و کنیه اش أبو عبدالله می باشد. ایشان از بزرگان اهل بیت بود و از پدرش و غیر پدرش روایت نقل کرده و ائمه و بزرگانی همچون: یحیی بن سعید وابن جریج ومالک بن انس و سفیان ثوری و سفیان بن عیینه و ابو حنیفه از او روایت شنیده اند.

الخطیب التبریزی، محمد بن عبد الله، (متوفای: ۷۴۱ هـ)، الأکمال فی أسماء الرجال، ص ۱۹ ، بی جا، بی تا.

ذهبی (متوفای ۷۴۸ هـ.ق):

شمس الدین ذهبی پیرامون آن حضرت می نویسد:

جعفر بن محمد بن علی بن الشهید الحسین بن علی بن أبی طالب الهاشمی الإمام أبو عبد الله العلوی المدنی الصادق أحد الساده الأعلام.

جعفر فرزند محمد فرزند علی فرزند شهید حسین بن علی بن ابی طالب، از قبیله بنی هاشم، امام ابا عبد الله از نسل [امیر مؤمنان امام] علی علیه السلام و اهل مدینه بود، فردی راستگو و یکی از بزرگان مشهور بود.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى ۷۴۸ هـ)، تذکره الحفاظ، ج ۱ ص ۱۶۶ ، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولى.

ابن الوردی (متوفاى۷۴۹ هـ.ق):

ابن الوردی از علمای شافعی مذهب اهل سنت نیز می نویسد:

ثمَّ دخلت سنه ثَمَان وَأَرْبَعین وَمِائَه: وفیهَا توفّی جَعْفَر الصَّادِق بن مُحَمَّد الباقر بن عَلیّ زین العابدین بن الْحُسَیْن بن عَلیّ بن أبی طَالب رَضِی اللَّهِ عَنْهُم، سمی الصَّادِق لصدقه، وینسب إِلَیْهِ کَلَام فِی صَنْعَه الکیمیاء والزجر والفأل.

سال ۱۴۸: در این سال جعفر صادق فرزند محمد باقر فرزند علی زین العابدین فرزند حسین بن علی بن ابی طالب (رضوان الهی بر آنان باد) وفات کرد. به خاطر صداقتش صادق نامیده شد. سخنانی در علم شیمی و پیشگویی به او نسبت داده شده است.

ابن الوردی، زین الدین عمر بن مظفر (متوفاى۷۴۹هـ) ، تاریخ ابن الوردی، ج ۱ص ۱۸۷ ، ناشر: دار الکتب العلمیه – لبنان / بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۷هـ – ۱۹۹۶م.

وی همچنین پیرامون آن حضرت چنین می نویسد:

مناقب جعفر کثیره ، وکان یصلح للخلافه لسؤدده وفضله وعلمه وشرفه رضی الله عنه.

فضایل جعفر (امام صادق سلام الله علیه) بسیار است. به خاطر مقام رفیع و برتری و علم و شرافتش سزاوار خلافت بود.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى۷۴۸ هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج ۹ ص ۹۳ ، تحقیق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الکتاب العربی – لبنان/ بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۷هـ – ۱۹۸۷م.

یافعی (متوفاى۷۶۸ هـ.ق):

عبد الله بن اسعد یافعی نیز پیرامون امام صادق سلام الله علیه چنین می نویسد:

سنه ثمان واربعین ومائه فیها توفى الامام السید الجلیل سلاله النبوه ومعدن الفتوه أبو عبد الله جعفر الصادق بن أبی جعفر محمد الباقر بن زین العابدین على بن الحسین الهاشمى العلوىوانما لقب بالصادق لصدقه فی مقالته وله کلام نفیس فی علوم التوحید وغیرها وقد الف تلمیذه جابر بن حیان الصوفی کتابا یشتمل على الف ورقه یتضمن رسائله وهی خمس مائه رساله.

در سال ۱۴۸؛ امام و سید بزرگوار، سلاله رسول خدا صلی الله علیه و آله و معدن جوانمردی، اباعبد الله جعفر صادق فرزند ابوجعفر محمد باقر فرزند زین العابدین على بن الحسین هاشمی علوی وفات کرد. او به علت راستی و درستی در گفتارش به صادق ملقب شد و سخنان گهرباری در علوم توحید و غیر آن از وی به جا مانده است و شاگرد او جابر بن حیان کتابی تالیف کرد که مشتمل بر هزار ورق است و شامل پانصد نامه از امام صادق علیه السلام می باشد. 

الیافعی، ابومحمد عبد الله بن أسعد بن علی بن سلیمان (متوفاى۷۶۸هـ)، مرآه الجنان وعبره الیقظان، ج ۱ ص ۳۰۴ ، ناشر: دار الکتاب الإسلامی – القاهره – ۱۴۱۳هـ – ۱۹۹۳م.

ابن حجرعسقلانی (متوفاى۸۵۲ هـ.ق):

وی نیز پیرامون حضرت می نویسد:

جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب الهاشمی أبو عبد الله المعروف بالصادق صدوق فقیه إمام.

جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن بی طالب هاشمی اباعبد الله معروف به صادق، فردی راستگو، فقیه و امام بود.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى۸۵۲هـ)، تقریب التهذیب، ج ۱ ص ۱۴۱ ، تحقیق: محمد عوامه، ناشر: دار الرشید – سوریا، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۶ – ۱۹۸۶٫

ابو المحاسن ظاهری (متوفاى۸۷۴ هـ.ق):

وی که از علمای حنفی مذهب اهل سنت می باشد، چنین می نگارد:

[ما وقع من الحوادث سنه ۱۴۸] وفیها توفی جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علی زین العابدین بن الحسین بن علی بن أبى طالب رضی الله عنهم، الإمام السید أبو عبد الله الهاشمی العلوی الحسینی المدنی … وکان یلقب بالصابر، والفاضل، والطاهر، وأشهر ألقابه الصادق … وحدث عنه أبو حنیفه وابن جریج وشعبه والسفیانان ومالک وغیرهم. وعن أبی حنیفه قال: ما رأیت أفقه من جعفر بن محمد.

آنچه در سال ۱۴۸ واقع شده است: و در این سال جعفر صادق فرزند محمد باقر فرزند علی زین العابدین فرزند حسین بن علی بن ابی طالب وفات کرد. او امام، آقا اباعبد الله هاشمی علوی حسینی مدنی بود. به صابر و فاضل و طاهر ملقب شده بود و مشهورترین القابش، صادق بود … افرادی همچون ابوحنیفه و ابن جریج و شعبه و سفیان بن عیینه و سفیان و ثوری و مالک و غیر از اینها از او حدیث نقل کرده اند. و از ابوحنیفه نقل است که گفت: کسی را فقیه تر از جعفر بن محمد ندیدم.

الأتابکی، جمال الدین أبی المحاسن یوسف بن تغری بردى (متوفاى۸۷۴هـ)، النجوم الزاهره فی ملوک مصر والقاهره، ج ۲ ص ۶۸ ، ناشر: وزاره الثقافه والإرشاد القومی – مصر.

ابن صباغ (متوفای۸۸۵ هـ.ق):

علی بن احمد مکی، مشهور به ابن صباغ از علمای مالکی مذهب اهل سنت نیز می نویسد:

کان جعفر الصادق ابن محمّد بن علیّ بن الحسین علیهم السلام من بین إخوانه خلیفه أبیه محمّد بن علیّ علیهما السلام ووصیّه والقائم بالإمامه من بعده ، و برز على جماعتهم بالفضل وکان أنبههم ذِکراً وأعظمهم قدراً ، ونقل الناسُ عنه من العلوم ما سارت به الرکبانُ وانتشر صیته وذِکرُه فی سائر البلدان ، ولم ینقُل العلماء عن أحدٍ من أهل بیته ما نُقل عنه من الحدیث .

وروى عنه جماعه من أعیان الاُمّه وأعلامهم مثل : یحیى بن سعید وابن جریج ومالک بن أنس والثوری وابن عیینه وأبو حنیفه وشعبه وأبو أیّوب السجستانی وغیرهم.

جعفر الصادق ابن محمد بن علی بن الحسین علیهم السلام در بین برادرانش جانشین و وصی و امام بعد از پدرش، محمد بن علی علیهماالسلام بود. و فضل او بر جماعت آنان روشن و نامش بلند و مقامش والاتر از آنان بود و مردم به اندازه‌ای از وی نقل علوم کردند که در تمام نقاط دنیا منتشر شده و شهرتش سرتاسر جهان را فرا گرفت و علماء آنقدر حدیث از وی نقل که از هیچ یک از اهل بیت نقل نکرده اند.

از او جماعتی از بزرگان امت همچون: یحیى بن سعید وابن جریج ومالک بن أنس والثوری وابن عیینه وأبو حنیفه وشعبه وأبو أیّوب السجستانی و غیر از اینها از او روایت نقل کرده اند.

المالکی المکی، علی بن محمد بن أحمد المعروف بابن الصباغ (متوفای۸۸۵هـ)، الفصول المهمه فی معرفه الأئمه، ج ۲ ص ۹۰۷-۹۰۸ ، تحقیق: سامی الغریری، ناشر: دار الحدیث للطباعه والنشر  مرکز الطباعه والنشر فی دار الحدیث – قم، الطبعه الأولى: ۱۴۲۲ – ۱۳۷۹ ش.

ابن حجر هیثمی (متوفاى۹۷۳هـ.ق):

وی نیز پیرامون آن حضرت چنین می نویسد:

جعفر الصادق ومن ثم کان خلیفته ووصیه ونقل الناس عنه من العلوم ما سارت به الرکبان وانتشر صیته فی جمیع البلدان وروى عنه الأئمه الأکابر کیحیى بن سعید وابن جریج والسفیانین وأبی حنیفه وشعبه وأیوب السختیانی.

جعفر صادق [علیه السلام] از آنجاست که او خلیفه و وصی او [امام باقر علیه السلام] بود و مردم علومی را از او نقل نمودند که مسافران علم و دانش را بدان سو جلب می نمود و آوازه آن در همه جا انتشار یافت. پیشوایان بزرگی همچون: یحیی بن سعید و ابن جریج و دو سفیان (سفیان ثوری و سفیان بن عیینه) و ابو حنیفه و شعبه و ابو ایوب سختیانی از آن حضرت روایت نقل کرده اند.

الهیثمی، ابوالعباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر (متوفاى۹۷۳هـ)، الصواعق المحرقه علی أهل الرفض والضلال والزندقه، ج ۲ ص ۵۸۶ ، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی – کامل محمد الخراط، ناشر: مؤسسه الرساله – لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۷هـ – ۱۹۹۷م.

ملا علی قاری (متوفاى: ۱۰۱۴هـ.ق):

ملاعلی قاری از علمای حنفی مذهب اهل سنت می نویسد:

جعفر بن محمّد أی ابن عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طالب الهاشمی المدنی المعروف بالصادق … متفق على إمامته وجلالته وسیادته.

جعفر فرزند محمد باقر فرزند علی زین العابدین فرزند حسین بن علی بن ابی طالب، هاشمی مدنی، معروف به صادق … بر امامت و بزرگی و سیادت او اتفاق نظر وجود دارد.

الهروی القاری، علی بن (سلطان) محمد، أبو الحسن نور الدین، (متوفاى: ۱۰۱۴هـ)، شرح الشفا، ج ۱ ص ۴۴ ، دار النشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۲۱ هـ .

شبراوی (متوفاى۱۱۷۱ هـ.ق):

عبدالله بن محمد شبراوی از اعیان شافعی مذهب، بعد از ذکر نام امام صادق سلام الله علیه چنین می نویسد:

السادس من الائمه جعفر الصادق ذو المناقب الکثیره و الفضائل الشهیره روی عنه الحدیث کثیرون مثل مالک بن انس و أبو حنیفه و یحیی بن سعید و ابن جریج و الثوری. ولد رضی الله عنه بالمدینه المنوره سنه ثمانین من الهجره و غرر فضائله عن جبهات الأیام کامله و توفی رضی الله عنه سنه ۱۴۸ ه .

جعفر صادق علیه‌السلام ششمین امام از ائمه دارای مناقب زیاد و فضائل مشهور می باشد از او بسیاری از محدثین بزرگ از جمله: مالک بن انس، ابوحنیفه، یحیی بن سعید و ابن جریج و ثوری. حدیث نقل کرده‌اند. در سال ۸۰ هجری در مدینه متولد شد و فضائل درخشانش بر پیشانی روزگار نقش بسته است. او در سال ۱۴۸ وفات یافت.

الشبراوی الشافعی، عبد الله بن محمد بن عامر، الإتحاف بحب الأشراف، ۵۴ ، دار النشر: مصطفی البابی الحلبی وأخویه – مصر، بی تا.

محمد الصبان (متوفاى ۱۲۰۶هـ.ق):

صبان از دیگر علمای اهل سنت در کتاب اسعاف الراغبین که در حاشیه نور الابصار شبلنجی چاپ شده است، چنین می نویسد:

وأما جعفر الصادق فکان إماما نبیلا وأخذ الحدیث عن أبیه … وکان مجاب الدعوه إذا سأل الله شیئا لایتم قوله الا وهو بین یدیه.

جعفر صادق برترین پیشوا بود، حدیث را از پدرش [امام باقر سلام الله علیه] فراگرفته بود … دعایش مستجاب بود و هنگامی که از خداوند چیزی را می خواست، هنوز کلامش تمام نشده بود که نزدش حاضر می شد.

الصبان، محمد، اسعاف الراغبین فی سیره المصطفی وفضائل أهل بیته الطاهرین فی حاشیه نور الابصار، ص ۲۴۸ ، مطبعه مصطفی البابی الحلبی واولاده، مصر، ۱۳۶۷ هـ – ۱۹۴۸ م.

محمد أمین البغدادی السویدی (متوفای ۱۲۴۶ هـ.ق):

سویدی نیز از علمای اهل سنت در کتاب سبائک الذهب فی معرفه قبائل العرب نیز چنین می نویسد:

جعفر الصادق کان بین إخوته خلیفه أبیه ووصیه ، نقل عنه من العلوم ما لم ینقل من غیره ، وکان إماماً فی الحدیث … ومناقبه کثیره .

جعفر الصادق در بین برادرانش، جانشین و وصی پدرش بود. علومی از وی نقل شده که از کسی دیگر نقل نشده است و او در حدیث پیشوای محدثان بود و مناقب وی بسیار زیاد است.

البغدادی السویدی، محمد امین، سبائک الذهب فی معرفه قبائل العرب، ص ۷۴ ، دار احیاء العلوم – بیروت.

شبلنجی شافعی  (متوفاى حدود: ۱۲۹۱هـ.ق):

مومن بن حسن شبلنجی از بزرگان اهل سنت در کتاب نور الابصار چنین می نویسد:

ومناقبه کثیره تکاد تفوت عد الحاسب ویحار فی انواعها فهم الیقظ الکاتب. روی عنه جماعه من أعیان الأئمه وأعلامهم کیحیی بن سعید ومالک بن أنس والثوری وابن عیینه وأبی حنیفه وأیوب السختیانی وغیرهم.

مناقبش چنان زیاد است که اگر کسی بخواهد حساب کند، بسیار فوت شود [توان شمارش آن را ندارد] و در انواع آن فضایل فهم هر بیداری متحیر است. جماعت زیادی از پیشوایان بزرگ مانند یحیی بن سعید و مالک بن انس و ثوری و ابن عیینه و ابو حنیفه و ابو ایوب سختیانی و غیر اینان از او روایت نقل کرده اند.

شبلنجی الشافعی، حسن بن مومن، نور الابصار فی مناقب آل بیت النبی المختار، ص ۲۹۷ ، قدم له: دکتور عبدالعزیز سالمان، المکتبه التوفیقیه، بی تا.

نبهانی (متوفای۱۳۵۰ هـ.ق):

یوسف بن اسماعیل نبهانی در کتاب کرامات جامع کرامات الأولیاء چنین می نویسد:

جعفر الصادق أحد أئمه ساداتنا آل البیت الکبار، کان رضی الله عنه إذا احتاج إلی شئ قال: با رباه أنا محتاج إلی کذا فما یستتم دعاءه إلا وذلک الشئ بجنبه موضوعا. قاله الشعرانی.

شعرانی می گفت: جعفر صادق یکی از ائمه اهل بیت بزرگ ما بود. هر گاه محتاج چیز می شد، می گفت: پروردگارا به فلان چیز احتیاج دارم و دعایش تمام نشده بود که آنچه خواسته بود در کنارش نهاده شده بود.

النبهانی، یوسف بن اسماعیل، جامع کرامات الأولیاء، ج ۲ ص ۴ ، مرکز أهل السنه برکات رضا فور بندر غجرات، هند، الطبعه الأولی، ۲۰۰۱ م.

محمد ابو زهره (۱۳۹۳ هـ.ق):

وی نیز از جمله علمای معاصر اهل سنت است که تصریح می کند بر فضیلت و علم امام صادق علیه السلام اجماع صورت گرفته، چنان چه می نویسد:

ما أجمع علماء الإسلام علی اختلاف طوائفهم فی أمر کما أجمعوا علی فضل الإمام الصادق وعلمه.

هیچ ‌کدام از علمای اسلام در هیچ امری اجماع ندارند این‌گونه که بر برتری و علم امام صادق علیه السلام اجماع دارند.

ابو زهره، محمد، الإمام الصادق حیاته وعصره آراؤه وفقهه، ص ۶۶ ، دار النشر: دار الفکر العربی – القاهره. بی تا.

زرکلی (متوفای۱۴۱۰ هـ.ق):

خیر الدین زرکلی نیز می نویسد:

جعفر بن محمد الباقر بن علی زین العابدین بن الحسین السبط، الهاشمی القرشی، أبو عبد الله، الملقب بالصادق: سادس الأئمه الاثنی عشر عند الإمامیه. کان من أجلاء التابعین. وله منزله رفیعه فی العلم. أخذ عنه جماعه، منهم الإمامان أبو حنیفه ومالک. ولقب بالصادق لأنه لم یعرف عنه الکذب قط. له أخبار مع الخلفاء من بنی العباس وکان جریئا علیهم صداعا بالحق.

جعفر بن محمد باقر بن علی زین العابدین بن حسین نوه رسول خدا  صلی الله علیه وآله ، از بنی هاشم و قبیله قریش بود، کنیه اش اباعبد الله و لقبش صادق و ششمین امام از ائمه دوازده گانه شیعیان است. او از بزرگان تابعین بشمار می رود و در علم و دانش دارای منزلتی رفیع است و جماعت زیادی از او کسب علم کرده اند که از جمله آنها دو نفر از پیشوایان اهل تسنن امام ابوحنیفه و امام مالک هستند و لقبش صادق است به خاطر این که هرگز کسی از او کذب نشنیده است و در خبرهای مربوط به او آمده است که وی برای اعتلاء حق پیوسته علیه خلفای بنی عباس در ستیز بوده و به مبارزه پرداخته است.

الزرکلی، خیر الدین (متوفای۱۴۱۰هـ)،‌ الأعلام، ج ۲ ص ۱۲۶ ، ناشر: دار العلم للملایین – بیروت – لبنان، چاپ: الخامسه، سال چاپ : أیار – مایو ۱۹۸۰ طبق برنامه مکتبه اهل البیت علیهم السلام.

کرامات امام صادق سلام الله علیه در کتب اهل سنت:

لالکائی به نقل از لیث بن سعد چنین می نویسد:

أخبرنا عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى بْنِ مُوسَى، قَالَ: أنا عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْمِصْرِیُّ، قَالَ: ثنا أَبُو عُلَاثَهَ مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: ثنا عِیَاضُ بْنُ أَبِی طَیْبَهَ، قَالَ: ثنا ابْنُ وَهْبٍ، قَالَ: سَمِعْتُ اللَّیْثَ بْنَ سَعْدٍ، یَقُولُ: حَجَجْتُ سَنَهَ ثَلَاثَ عَشْرَهَ وَمِائَهٍ فَأَتَیْتُ مَکَّهَ، فَلَمَّا أَنْ صَلَّیْتُ الْعَصْرَ رَقِینَا أَبَا قُبَیْسٍ، فَإِذَا أَنَا بِرَجُلٍ جَالِسٍ وَهُوَ یَدْعُو، فَقَالَ: یَا رَبِّ، یَا رَبِّ، حَتَّى انْقَطَعَ نَفَسُهُ، ثُمَّ قَالَ: یَا رَبَّاهُ، حَتَّى انْقَطَعَ نَفَسُهُ، ثُمَّ قَالَ: رَبِّ رَبِّ رَبِّ، حَتَّى انْقَطَعَ نَفَسُهُ، ثُمَّ قَالَ: یَا اللَّهُ، یَا اللَّهُ، حَتَّى انْقَطَعَ نَفَسُهُ، ثُمَّ قَالَ: یَا حَیُّ، حَتَّى انْقَطَعَ نَفَسُهُ، ثُمَّ قَالَ: یَا رَحِیمُ، حَتَّى انْقَطَعَ نَفْسُهُ، ثُمَّ قَالَ: یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ، حَتَّى انْقَطَعَ نَفْسُهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ، ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْتَهِی مِنْ هَذَا الْعِنَبِ فَأَطْعِمْنِیهِ، اللَّهُمَّ وَإِنَّ بُرْدَیَّ قَدْ خَلِقَا، قَالَ اللَّیْثُ: فَوَاللَّهِ مَا اسْتَتَمَّ کَلَامَهُ حَتَّى نَظَرْتُ إِلَى سَلَّهٍ مَمْلُوءَهٍ عِنَبًا، وَمَا عَلَى الْأَرْضِ عِنَبٌ یَوْمَئِذٍ، وَبُرْدَیْنِ، فَأَرَادَ أَنْ یَأْکُلَ، فَقُلْتُ: أَنَا شَرِیکُکَ، فَقَالَ: وَلِمَ؟ فَقُلْتُ: لِأَنَّکَ کُنْتَ تَدْعُو وَأُؤَمِّنُ أَنَا، فَقَالَ لِی: تَقَدَّمْ فَکُلْ، وَلَا تُخْبِئْ مِنْهُ شَیْئًا، فَتَقَدَّمْتُ فَأَکَلْتُ شَیْئًا لَمْ آکُلْ مِثْلَهُ قَطُّ، وَإِذَا عِنَبٌ لَا عَجْمَ لَهُ، فَأَکَلْتُ حَتَّى شَبِعْتُ، وَالسَّلَّهُ لَمْ تَنْقُصْ شَیْئًا، ثُمَّ قَالَ لِی: خُذْ أَحَبَّ الْبُرْدَیْنِ إِلَیْکَ، فَقُلْتُ لَهُ: أَمَّا الْبُرْدَانِ فَأَنَا غَنِیٌّ عَنْهُمَا، فَقَالَ لِی: تَوَارَ عَنِّی حَتَّى أَلْبِسَهُمَا، فَتَوَارَیْتُ عَنْهُ فَاتَّزَرَ بِأَحَدِهِمَا، وَارْتَدَى بِالْآخَرِ، ثُمَّ أَخَذَ الْبُرْدَیْنِ اللَّذَیْنِ کَانَا عَلَیْهِ، فَجَعَلَهُمَا عِنْدَهُ وَنَزَلَ، وَاتَّبَعْتُهُ حَتَّى إِذَا کَانَ بِالْمَسْعَى لَقِیَهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ: اکْسُنِی کَسَاکَ اللَّهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، فَدَفَعَهُمَا إِلَیْهِ، فَلَحِقْتُ الرَّجُلَ فَقُلْتُ: مَنْ هَذَا؟ قَالَ: هَذَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ اللَّیْثُ: فَطَلَبْتُهُ لَأَسْمَعَ مِنْهُ فَلَمْ أَجِدْهُ.

لیث بن سعد می گوید: در سال صد و سیزده به مکه رفتم پس از انجام نماز عصر از کوه ابو قبیس بالا رفتم. ناگاه دیدم مردى نشسته‏ و دعا می کند. می گفت: یا رب یا رب یا رب‏ تا نفسش قطع شد باز گفت: رب رب رب‏ تا نفسش قطع شد. یا اللَّه یا اللَّه‏ همین طور باز گفت: یا حى یا حى یا حى‏ تا نفسش قطع شد باز گفت: یا رحیم یا رحیم‏ همین طور سپس گفت‏ یا ارحم الراحمین‏ تا نفسش قطع شد هفت مرتبه این ذکر را تکرار کرد. سپس گفت: خدایا من از این انگور میخواهم مرا روزى فرما بارخدایا این دو لباسم کهنه شده است. لیث گفت:  بخدا قسم هنوز دعایش تمام نشده بود که دیدم سبدى پر از انگور با اینکه در آن وقت انگور پیدا نمى‏شد و دو لباس جدا جدا در مقابلش نهاده شد. همین که خواست شروع بخوردن نماید گفتم: من هم با شما شریک هستم؟ پرسید براى چه گفتم: شما دعا کردى من هم آمین گفتم.

فرمود جلو بیا بخور ولى نباید چیزى ذخیره کنى و نگهدارى. شروع بخوردن کردم انگورى بى‏دانه تا کنون به آن خوبى نخورده بودم خوردم تا سیر شدم. از آن سبد چیزى کاسته نشد. فرمود یکى از دو لباس ها را تو بردار. عرض کردم احتیاجى به لباس ندارم. فرمود یک طرف خود را پنهان کن تا من لباس را بپوشم خود را پنهان کردم یک لباس را لنگ نمود وبه کمر بست و لباس دیگر را بر شانه انداخت و دو لباس کهنه قبلى را به دست گرفت و از کوه پائین آمد. به دنبال ایشان رفتم تا رسید به محل سعى (صفا و مروه) مردى او را دید عرض کرد آن لباس را به من بده که خدا تو را بپوشاند. او هر دو لباس را  به او داد.

من به دنبال آن مرد رفتم. سؤال کردم این شخص که بود؟ گفت: جعفر بن محمد [علیه السلام] بود. به دنبالش گشتم تا از او چیزى بیاموزم ولى دیگر او را نیافتم.

الطبری الرازی اللالکائی، أبو القاسم هبه الله بن الحسن بن منصور، (متوفای ۴۱۸هـ) کرامات الأولیاء، ص ۱۹۱ و ۱۹۲ ، دار النشر: دار طیبه – السعودیه، الطبعه: الثامنه، ۱۴۲۳هـ / ۲۰۰۳م.

و همین کرامت حضرت نیز در کتب شیعه وجود دارد:

محمد بن جریر الطبری ( الشیعی )، دلائل الامامه ص ۲۷۷،‌ تحقیق : قسم الدراسات الإسلامیه – مؤسسه البعثه، چاپ : اول، سال چاپ : ۱۴۱۳، ناشر : مرکز الطباعه والنشر فی مؤسسه البعثه؛

الإربلی، أبی الحسن علی بن عیسی بن أبی الفتح (متوفاى۶۹۳هـ)، کشف الغمه فی معرفه الأئمه، ج ۲ ص ۱۶۰ ، ناشر: بنى هاشمى‏ـ تبریز، الطبعه الأولی، ۱۳۸۱ ق‏.

ابو حنیفه جارو کش مرقد امام صادق سلام الله علیه:

یکی از مطالبی که برخی از علمای اهل سنت بدان اشاره کرده اند، این است که ابوحنیفه به زیارت قبر امام صادق علیه السلام می رفته، در مشکلات خود از حضرت طلب استمداد کرده و حتی جارو کش مرقد مطهر آن حضرت بود.

مؤلف این کتاب در مقدمه کتابش تصریح می کند که مطالب کتابش را از منابع معتبر نوشته است. چنان چه می نویسد:

این عاجز مفتی محمود، ابن المرحوم المغفور المفتی عبد الغیور غفر له الغفور را که از کتب متداوله ورسائل معتبره جمع نموده است.

و وی در صفحه ۳۴ این کتاب چنین می نویسد:

و همچنین استاد المحدثین مایه افتخار سید المرسلین علیه الصلوه من رب العلمین عنی حضرت امام اعظم از قبر بعضی از ائمه هدی استعانت نموده اند. چنانچه حضرت مولوی علی محمد ختن و تلمیذ حضرت مولی یار محمد ملتانی محدث و مدرس لا ثانی در رساله خود می‌نویسد . در فتاوی عقائد المقتدی فی مسائل الهندی در فصل تعظیم علویه آورده:

روی عن محمد بن الحسن الشیبانی وعن أبی یوسف وعن وکیع رحمهم الله تعالی أن أبا حنیفه رضی الله تعالی عنه کان یزور أبدا قبر الإمام محمد الجعفر الصادق رضی الله عنه و یکنس علی بابه ویعطی للمجاورین فتوحا ویطلب الإستعانه منه فی الأمور.

از محمد بن حسن شیبانی و از ابو یوسف (دو شاگرد ابو حنیفه) و از وکیع نقل شده است که ابو حنیفه همیشه قبر مطهر امام صادق [علیه السلام] را زیارت و دروازه حرم آن حضرت را جارو می‌کرد، به مجاورین آن حضرت هدیه می‌داد و از امام صادق علیه السلام در مشکلات خود کمک می‌گرفت.

 رد وهابی مشهور بحجه الإسلام، ص ۳۴٫

در مقابل تحسینات و اعترافات علمای اهل سنت پیرامون مقام والا و جایگاه علمی وجود مقدس امام صادق علیه السلام، برخی از وهابیون تاب تحمل این تعریف و تمجیدات را نداشته و نسبت به وجود مقدس ان حضرت دهن کجی کرده که در این مجال جهت بر ملأ ساختن چهره واقعی نواصب به مواردی کوتاه اشاره می شود.

توهین وهابیون به ساحت مقدس امام صادق علیه السلام:

ابراهیم السلیمان الجبهان:

وی با گستاخی تمام در مورد آن حضرت چنین می نویسد:

لقد قرنت اسم جعفر بن محمد بعلامه استفهام فی غیر موضع تصحیحا للخطأ الشائع الذی وقع فیه کثیر من أرباب التصانیف بالصاقهم کلمه الصادق باسم المذکور، وجعلها لقبا له وعلما علیه.

والواقع أن هذه التسمیه أو بالأصح هذه التزکیه ما کان ینبغی ان تطلق علی شخص حامت حوله الشبهات وکثرت فیه الأقاویل نسبت الیه أقوال مشحونه بالزندقه والالحاد لأنه اذا صح صدورها منه ونرجو ان لا یصح ذلک، فتسمیته بالصادق تعنی ضمنا، تصدث کل ما جاء به من الافک.

واذا لم یصح صدورها منه فتسمیته بذلک تزکیه لا داعی لها ولا محل لها من الاعراب وترکها أحوط.

زد علی ذلک اننی لم أکن أول من شک فی سلوکه فقد کنت مسبوقا الی ذلک ممن عاصروه وشاهدوا بذخه وترفه وقبوله العطایا من شیعته وهی محرمه علیه لأنه لم یکن ممن یستحقونها شرعا.

من در همه جا کنار اسم جعفر بن محمد علامت استفهام [سؤال] قرار داده ام آن هم به خاطر اصلاح خطایی رایج که نویسندگان مرتکب شده و کنار اسمش لقب صادق را نوشته اند و این کلمه را لقب و علامت او قرار داده اند.

و در واقع این نوع از نام گذاری یا صحیح تر بگویم، این مدح، شایسته نیست نسبت به کسی به کار رود که در اطراف او شبهات قرار داشته و حرف هایی در مورد او وجود دارد و به او اقوالمتشنج به کفر و الحاد نسبت داده شده است چرا که اگر این ها از او صادر شده باشد – که امید می رود چنین نباشد – نام گذاریش به صادق، کاری سخت است و تصدیق هر آنچه که بگوید دروغی بیش نیست.

و اگر این گونه کلمات کفری و الحادی از وی صادر نشده باشد، پس نام گذاری او به صادق مدحی است که علتی نداشته و جا ندارد و آنچه موافق احتیاط است، ترک آن می باشد [که به او صادق گفته نشود].

اضافه بر آن، من اولین کسی نیستم که در روش او شک می کنم، بلکه قبلا نیز کسانی که با او معاصر بوده اند و شاهد تکبر و خوش گذرانی و قبول هدایایی از شیعیانش بودند، در روش او شک کرده اند چرا که او از نظر شرعی استحاق دریافت آن هدایا را نداشت و برایش حرام بود.

الجبهان، ابراهیم السلیمان، تبدید الظلام، ص ۹ و ۱۰

وی همچنین در جایی دیگر با وقاحت تمام،‌ امام صادق علیه السلام را ماسونی قلمداد می کند:

ولا اذیع سرا اذا قلت ان ( جعفر بن محمد ) کان من المع نجوم وقع علیها اختیار العصابات الماسونیه علیه. فقد ثبت انه احد العمیان الذین کانت شیاطین لماسونیه تعدهم  و تمنیهم بنیل الخلافه.

من حرف مخفی را علنی نکرده‌ام و همه می‌دانند، اگر بگویم جعفر بن محمد (امام صادق سلام الله علیه) از مهمترین ستاره‌هایی بود که تحت اختیار گروه‌های ماسونی بود، به طور یقین ثابت است که وی یکی از نابینایان [جاهلان] بود که شیاطین ماسونی به او وعده و آرزوی رسیدن به خلافت می دادند.

الجبهان، ابراهیم السلیمان، تبدید الظلام، ص ۱۶۱، دار النشر: دار المجمع العلمی – جده، ۱۳۹۹ هـ – ۱۹۷۹م.

آری! این وهابیت و دشمنان مکتب حقه اهل بیت علیهم السلام هستند که تاب تحمل شنیدن فضائل و مناقب و برتری آن بزرگوارن را نداشته و سعی در تخریب وجهه آن بزرگوران دارند در حالی که خداوند نور خود را عالمگیر خواهد نمود چنانکه فرمود:

«یُریدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ‏ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُون‏».

آنان مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند ولى خدا نور خود را کامل مى‏کند هر چند کافران خوش نداشته باشند.

 

گروه پاسخ به شبهات

موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

 

 

برچسب ها

شبکه بین المللی مطالعات ادیان

اینفورس (شبکه بین المللی مطالعات ادیان)،‌ بخشی از یک مجموعه فعالیت های فرهنگی است که توسط یک گروه جهادی مجازی انجام می شود. این گروه  بدون مرز، متشکل از اساتید، طلاب، دانشجویان و کلیه داوطلبان باایمان و دغدغه مندی است که علاقمند به فعالیت علمی جهادی در عرصه جنگ نرم هستند. شما هم می توانید یکی از اعضای این گروه باشید(اینجا کلیک کنید). فعالیت های سایت زیر نظر سید محمد رضا طباطبایی، مدرس ادیان و کارشناس صدا و سیماست. موضوعات سایت نیز در زمینه سیر مطالعاتی با رویکرد تقویت بنیه های اعتقادی و پاسخ به شبهات است.

0 0 رای ها
شما هم امتیاز بدهید..
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx
()
x
بستن