سیر پیامبر اعظم ص

بازخوانی دیدگاه مونتگمری وات در مورد نبوت پیامبر اعظم (ص)

آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (از صفحه ۱۵۷ تا ۱۸۰)
URL : http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/108957
بازخوانی دیدگاه مونتگمری وات در مورد نبوت پیامبر اعظم (ص) (۲۴ صفحه)
نویسنده : رزاقی موسوی،سیدقاسم

چکیده

اندیشمندان غیرمسلمان در مورد اسلام و تعالیم قرآن دیدگاه هایی مطرح نموده اند که بررسی آن ها به منظور رسیدن به واقعیت، همواره مورد توجه مسلمانان بوده است. مونتگمری وات از دانشمندان مسیحی اسکاتلندی است که کتاب های متعددی در مورد اسلام و تاریخ عصر نبوی نوشته است. انکار وحی و طرح مسئله تخیل خلاق، ریشه بشری داشتن اسلام، تأثیر پذیری پیامبر(صلی الله علیه وآله) از تعالیم یهودیت و مسیحیت، تأثیر شرایط حاکم بر حجاز بر تعالیم اسلام، کامل نبودن قرآن و تناقضات آن، از مهم ترین دیدگاه های وات در مورد اسلام و پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)است که در این نوشتار به بررسی آن می پردازیم.

کلمات کلیدی

وحی، تخیل خلاق، پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)، مونتگمری وات، نبوت و اسلام.
تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۵۷)


‌ ‌‌‌چـکیده‌

اندیشمندان غیرمسلمان در مورد اسلام و تعالیم قرآن دیدگاه هایی مطرح نموده اند که‌ بـررسی‌ آنـ‌ هـا به منظور رسیدن به واقعیت، همواره مورد توجه مسلمانان بوده است.

مونتگمری وات از‌ دانشمندان مسیحی اسـکاتلندی است که کتاب های متعددی در مورد اسلام و تاریخ عصر‌ نبوی نوشته است. انـکار‌ وحی‌ و طرح مسئله تـخیل خـلاّق، ریشه بشری داشتن اسلام، تأثیر پذیری پیامبر(صلی الله علیه وآله) از تعالیم یهودیت و مسیحیت، تأثیر شرایط حاکم بر حجاز بر تعالیم اسلام، کامل نبودن قرآن و تناقضات‌ آن، از مهم ترین دیدگاه های وات در مورد اسلام و پیـامبراکرم(صلی الله علیه وآله)است که در این نوشتار به بررسی آن می پردازیم.

واژگان کلیدی: وحی، تخیل خلاّق، پیامبراکرم‌(صلی‌ الله علیه وآله)، مونتگمری وات، نبوت و اسلام.

مقدمه

موضوع نبوت از مسائل مهم در حوزه اندیشه دینی به شـمار مـی آید. در نظر

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۵۸)


مسلمانان، نبوت از اصول دین به شمار‌ آمده‌ و معیار الهی بودن دین به آن است که پیامبرش فرستاده خدا برای هدایت بشریت باشد و از سوی خداوند تعالیمی را به واسطه وحی و فـرشته الهـی دریافت و به مردم ابلاغ‌ نماید‌.

این موضوع در نظر غیرمسلمانان به گونه ای دیگر تفسیر می شود. یهودیان و مسیحیان با وجود آن که در عهدین، به نبوت پیامبر اشاره شده است، نبوت آن حـضرت‌ را‌ انـکار‌ نموده، تفسیرهای متعددی ارائه می‌ نمایند‌.

بررسی‌ این موضوع و نیز مسائل دیگر، نظیر سرچشمه های دین اسلام، تکامل ایمان پیامبر(صلی الله علیه وآله)، بررسی آیات قرآن و… از‌ نگاه‌ اندیشمند‌ مسیحی معاصر، مـونتگمری وات۲ هـدف ایـن نوشتار است‌. وات‌ در سال ۱۹۰۹م در اسـکاتلند مـتولد شـد. او استاد مطالعات عربی و اسلامی دانشگاه ادینبورگ بود و در فلسفه اخلاق و فلسفه‌ باستان‌ و دانشیار‌ مطالعات عربی از سال ۱۹۴۷ ۱۹۶۴م مربی ارشد بود. در‌ سال ۱۹۶۴م ریاست دانـشگاه را بـر عـهده گرفت و در سال ۱۹۷۹م بازنشسته شد. سرانجام در سن ۹۶ سالگی‌ در‌ سـال‌ ۲۰۰۵م (چـندی قبل) درگذشت.

وات در حوزه اسلام و تاریخ اسلام کتاب‌ هایی‌ نگاشته که متناسب با موضوع تحقیق، کتاب های تاریخی وی مانند مـحمد در مـکه، مـحمد در‌ مدینه‌ و محمد‌ پیامبر و سیاستمدار محور تحقیق حاضر است. دو کتاب نـخست به عنوان اولین‌ آثار‌ تاریخی‌ وات می باشد که اولی را در سال ۱۹۵۳م و دومی در سال ۱۹۵۶م نوشت‌. هم‌ چنین‌ خلاصه دو کتاب را به صـورت کـتاب مـحمد پیامبر و سیاستمدار به نگارش درآورد.

ما‌ در‌ این نوشتار، ابتدا دیدگاه ها و پنـداشت هـای وات رادر محورهای مختلف بر اساس‌ کتاب‌ های‌ یاد شده، بیان نموده، سپس بر اساس یافته های تـاریخی و مـنابع مـعتبر تاریخ اسلام‌، دیدگاه‌ های او را نقد و بررسی خواهیم کرد.

وات و مسئله وحی

وحی از جـمله‌ مـسائل‌ مـهم‌ در ادیان الهی به شمار آمده و الهی شمردن ادیان به تفسیر صحیح از پدیده وحی‌ بـرمی‌ گـردد.

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۵۹)


وات در بـررسی مسئله وحی، ابتدا آن را بر اساس منابع‌ اسلامی‌ و آیات‌ قرآن تبیین کرده، در ادامه به بـیان دیـدگاه های خود می پردازد. او درباره چگونگی‌ آغاز‌ وحی‌ به پیامبر روایاتی را به نقل از زهـری آورده اسـت، از جـمله‌:۳

سمعت‌ النعمان بن راشد یحدث علی الزهری عن عروه عن عایشه اِنها قالت کـان اول مـا ابتدی‌ به‌ رسول الله(صلی الله علیه وآله)من الوحی الرؤیا الصادقه، کانت تجیء‌ مثل‌ فـلق الصـبح. ثـم حبب الیه الخلا فکان‌ بغار‌ حراء‌، یتحنث فیه اللیالی ذوات العدد قبل ان‌ یرجع‌ الی اهله، ثـم یـرجع الی اهله فیتزود لمثلها حتی فجاه الحق فاتاه فقال‌: «یا‌ محمد انت رسـول الله». قـال‌ رسـول‌ الله(صلی‌ الله‌ علیه‌ وآله) فجثوت لرکبتی و انا قائم ثم‌ رحفت‌ ترحف بوادی ثم دخلت علی خـدیجه فـقلت زمـلونی، زملونی، حتی ذهب عنی‌ الروع‌، ثم اتانی فقال: «یا محمد انت‌ رسـول الله». قـال: فلقد‌ هممت‌ ان اطرح نفسی من خالق‌ جبل‌ فتبدی لی حین هممت بذلک فقال: «یا محمد انا جـبرییل و انـت رسول الله‌».

آن‌ گاه در تفسیر وحی می‌ گوید‌:

مسلمانان‌ معتقدند آیات قـرآن‌ از‌ طـریق جبرئیل به پیامبر‌ وحی‌ شده است، ولکـن در ایـن جـا دلایل و اسبابی است که ما معتقدیم ایـن کـلمات‌ بر‌ پیامبر(صلی الله علیه وآله) وحی‌ نشده‌ است، بلکه‌ محمد‌(صلی‌ الله علیه وآله) رؤیایش‌ را تـفسیر بـه وحی کرده است و در هیچ جـای قـرآن ذکری از جـبرییل نـیامده اسـت‌.۴

از‌ نظر وات آن چه برای پیامبر‌(صلی‌ اللهـ‌ عـلیه‌ وآله‌) اتفاق افتاده و پیامبر‌ آن‌ را وحی می نامد، تفسیر پیامبر(صلی الله عـلیه وآله) و بـیان آن می باشد که به‌ صورت‌ کـلمات‌ قرآن بیان شده اسـت. او در جـای‌ دیگر‌ می‌ نویسد‌:

توجه‌ مـحمد‌(صـلی الله علیه وآله) به آشفتگی و اضطرابات مکه موجب شد که وی گوشه گیری اختیار کند. در یـکی از تـپه های سنگی و بایر مجاور، غـاری بـود کـه‌ گاهی چندین شـب بـه آن جا می رفت تـا تـنها باشد و به عبادت و تفکر بپردازد. در این ایامِ انزوا و شب زنده داری ها بود که تـجارب عـجیبی به دست آورد‌ که‌ نخستین آن ها تـجربه رؤیـا مانندی بـود… در شـهود نـخستین، موجود باشکوهی در نظر وی مـجسم شد که راست در اوج آسمان نزدیک به افق ایستاده بود، سپس پایین‌ آمده‌ و چندان به او نـزدیک

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۶۰)


شـد که فقط به اندازه دو کمان یـا کـمتر بـا وی فـاصله یـافت، آن گاه وحیی بـر اوفـرو خواند‌… .۵

وات‌ برای تفسیر وحی مسیری را‌ در‌ پیش گرفته که او را از تفسیر واقعی آن، دور کرده است. او در تفسیر وحی مـی گـوید:

در آغـاز، گمان می برد آن‌ موجود‌ باشکوه هـمان خـداست. بـعدها‌ شـاید‌ مـعتقد شـده است که آن موجود عالی، فرشته ای است که روح نام دارد و سرانجام آن را همان جبرئیل دانست. تغییر این تعبیر، احتمال دارد در نتیجه اطلاع از تعلیمات‌ یهودیان‌ باشد که عقیده دارند خدا نامرئی اسـت… .۶

او با اشاره به ترس پیامبر(صلی الله علیه وآله) بر اثر نزول وحی، می گوید:

می توانیم بین دو نوع از وقایع‌ فرق‌ قائل شویم‌: اولا: ترس پیامبر از حضور خداوند و آن چه موجب یأس و ناامیدی او مـی شـود. ثانیاً: اندیشه انتحار‌ و خودکشی در وجود پیامبر(صلی الله علیه وآله).۷

وات، ترس حاصل‌ از‌ نزدیک‌ شدن به خداوند و یأس حاصل از آن را پذیرفته و حتی نمونه هایی از عهد قدیم را یادآور ‌‌می‌ شود، اما نسبت انتحار و خـودکشی را بـه پیامبر رد می کند.

البته باید‌ توجه‌ داشته‌ باشیم که خوف حاصل از نزول وحی و جبرئیل بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) اثر‌ طبیعی نزول وحی و سـنگینی بـار مسئولیت حاصل از آن بوده است، هـمین طـور‌ مسلم است که این‌ گونه‌ نبوده است که این خوف، وی را از ادامه راه مأیوس نموده و در نبوت او تردید ایجاد کند. به عبارت دیگر، مواجه عالم عِلْوی و جـبروت بـا عالمانسانی و مرتبه ناسوتی، بـه طـور‌ طبیعی، آن خوف را موجب می شد، گرچه مرتبه بالای وجود پیامبر(صلی الله علیه وآله) توان درک آن را داشت و شاید تحمل آن برای غیر پیامبر قابل تصور نباشد.

از‌ نکات‌ قابل توجه در تفسیر وات، تأیید ورقه بن نـوفل۸ در مـورد نبوت پیامبر(صلی الله علیه وآله) است. او می نویسد:

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۶۱)


می گویند که روزهای نخست و دریافت نخستین وحی، زن‌ او‌ خدیجه و پسرعموی زنش، ورقه بن نوفل او را تشویق کردند به این که قبول کند بـه پیـامبری برگزیده شـده است. ورقه خود به مسیحیت گرویده بود و ظاهراً با کتاب‌ مقدس‌ آشنایی داشته است، در صورتی که در آن زمـان، عرب های مسیحی اطلاع کافی درباره کتاب مقدس نداشتند و اطلاعات ورقـه نـیز کـامل نبوده است. با این همه، شهادت یک‌ مسیحی‌ به‌ این که طرز نزول وحی‌ بر‌ محمد‌(صـلی ‌ ‌الله عـلیه وآله)شباهت کامل به طرز نزول وحی بر موسی دارد، محمد(صلی الله علیه وآله) را در عقیده‌ خـود‌ تـقویت‌ کـرده است.۹

در این باره بر اساس اندیشه‌ شیعی‌ باید گفت که هیچ گاه تأیید ورقه دلیـلی بر تأیید نبوت پیامبر(صلی الله علیه وآله) نیست، زیرا از‌ دیدگاه‌ شیعه‌، نبوت منصبی الهـی است و افراد خاصی پس از احـراز شـایستگی‌ های لازم به این مقام و منصب می رسند و هرکس به این مقام رسید، در اولین برخورد با جبرئیل‌ و فرستنده‌ وحی‌، بر این مقام خودآگاهی یافته و کوچک ترین تردیدی در نبوتش نخواهد‌ داشت‌.

وحی از نـگاه اندیشمندان غیرمسلمان به گونه ای متفاوت تلقی می شود، زیرا آن ها به‌ دلیل‌ نگرش‌ مادی و انکار ماورای طبیعت، در پی یافتن منشأی برای وحی هستند. از‌ این‌ رو‌ دیدگاه های متفاوتی مطرح کرده اند.

برخی از انـدیشمندان، نـبوغ ویژه پیامبران را مطرح‌ ساخته‌ و معتقدند‌ پیامبران همانند دیگر نوابغ، افراد برجسته و ممتاز عصر خویش بوده، اندیشه هایی نورانی و افکاری‌ عمیق‌ و همتی عالی داشتند، به خیر و صلاح و بهبود اوضاع مردم خـویش مـی اندیشیدند، مشکلات‌ جامعه‌ را‌ می شناختند و به حل آن ها عنایت داشتند. از این رو در اصلاح عقاید‌ و اخلاق‌ مردم می کوشیدند و کوشش در این امور را به عنوان یک مأموریت الهی‌ معرفی‌ می‌ کردند. بـرخی دیـگر، ادعای وحی و پیامبری را معلول نوعی جنون و اختلال حواس می دانند و در‌ توضیح‌ سخن خود می گویند، پیامبران افرادی با ایمان و متعصب بودند، از ظلم‌ و ستم‌ و بی‌ عدالتی های متجاوزان و مظلومیت مـحرومان رنـج مـی بردند و همواره در فکر چاره جـویی و اصـلاحات اجـتماعی‌ بودند‌. آن‌ قدر در این باره فکر می کردند که از حالت اعتدال روانی‌ خارج‌ می شدند و تصور می کردند که در خواب و بـیداری از جـانب خـدا پیام به آن ها‌ می‌ رسد.۱۰

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۶۲)


البته این تـصور دانـشمندان غربی تازگی نداشته، زیرا قرآن از‌ قول‌ مخالفان صدر اسلام نیز به این مطلب‌ اشاره‌ دارد‌:

بلکه گفتند خواب هایی اسـت پریـشان، بـلکه‌ به‌ دروغ آورده است، بلکه او شاعری است و باید نشانه ای بیاورد آن گونه‌ کـه‌ پیشینیان فرستاده شدند.۱۱

وات‌ مانند‌ دیگر دانشمندان‌ غیرمسلمان‌ با‌ انکار الهی بودن وحی، ریشه آن‌ را‌ در وجود شخص پیـامبر(صـلی الله عـلیه وآله) جستوجو می کند. او‌ در‌ این زمینه، دیدگاه خاصی را در‌ کنار دیگر دیدگاه هـای‌ پیـش‌ گفته، نظیر «نبوغ پیامبران» و «جنون‌» مطرح‌ کرده است که در ادامه به بررسی آن می پردازیم. او معتقد اسـت‌:

در‌ بـعضی اشـخاص، نیرویی است که‌ آن‌ را‌ «تخیل خلاّق» می‌ گویند‌:… این اشخاص آن چه‌ را‌ دیـگران حـس مـی کنند ولی نمی توانند بیان کنند به شکل محسوس در می‌ آورند‌. پیامبران و رهبران دینیِ جـامعه، جـزء ایـن‌ دسته‌ از صاحبان‌ تخیل‌ خلاق‌ هستند. با مسائل واقعی‌ و حقیقی زندگی بشر سروکار دارند، ولی آنـان تـخیلات را در قالب کلمات برای بیان مطالبی‌ به‌ کار می برند که ورای فهم‌ و عقل‌ بـشر‌ اسـت‌. افـکار‌ و عقایدی را بیان‌ می‌ کنند که ارتباط نزدیک با عمیق ترین و مرکزی ترین کارهای بـشری دارد و مـربوط به نیازمندی های‌ وجود‌ آن‌ ها و نسل های آینده است. نشانه بزرگی‌ یـک‌ پیـغمبر‌ ایـن‌ است‌ که‌ افکار او مورد توجه مردمی واقع شود که مخاطب او هستند. این افکار از کجا مـی آید؟ بـعضی می گویند از «بی خبری و ناخودآگاه»، مردم دین دار می‌ گویند از «خدا» و بعضی قـدم فـراتر نـهاده اند و می گویند، هرجا حقیقتی باشد اصولا از طرف خداست. شاید بتوان گفت این افکار «تـخیل خـلاّق» حـاصل زندگانی کسانی است که از‌ زمان‌ خود بزرگترند.۱۲

معانی لغوی و اصطلاحی وحی

پیـش از بـررسی دیدگاه وات، به بیان معنای وحی در لغت و اصطلاح می پردازیم.

وحی در لغت

وحی در لغت به معانی‌ مـختلف‌ بـه کار رفته که جامع همه آن ها «انتقال مطلب به ذهن

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۶۳)


مخاطب اسـت بـه صورت سریع و مخفی، به گونه ای که از‌ دیـگران‌ پوشـیده بـاشد».۱۳اما در‌ قرآن‌ در معانی و موارد زیر به کـار رفـته است:

۱٫ درک فطری، آن گونه که در سوره نحل آمده است:

پروردگارت به زنبور عسل وحـی کـرد‌ که‌ از کوه ها و درختان‌ و خـانه‌ هـایی که بـرایتان مـی سـازند، لانه بگیرید.۱۴

۲٫ جریان سنن و قوانین طـبیعی حـاکم بر جهان.۱۵

۳٫ الهام و القای در قلب، چنان که در مورد حضرت موسی می فـرماید:

آن گـاه‌ که‌ به مادرت وحی کردیم، آن چـه را باید وحی کنیم، وحـی کـردیم که نوزاد خود را در صندوقی بـگذار و بـه دریا بیفکن و دشمن من و او [فرعون] وی را بگیرد.۱۶‌

۴٫ وحی‌ به حواریین‌ (حضرت عیسی(علیه السـلام)).۱۷

۵٫ وحـی به ملائکه.۱۸

۶٫ وحی به پیـامبران کـه در آیـات متعددی مطرح‌ شـده اسـت.۱۹

وحی در اصطلاح

از نگاه مـسلمانان، وحـی پایه‌ و اساس‌ نبوت‌ در ادیان آسمانی است. به بیان دیگر، «وحی ارتباط ویژه ای است بـین خـدا و انسان های ممتاز‌ و ‌‌برگزیده‌، برای هـدایت انـسان ها».

نـمونه هـایی از تـعاریف وحی عبارت اند از:

۱٫ وحـی‌، شعور‌ و درک‌ ویژه ای است در باطن پیامبران، که درک آن جز برای افرادی که مشمول عنایات‌ الهی قـرار گـرفته اند، میسور نیست.۲۰

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۶۴)


۲٫ وحی، عبارت اسـت از تـعلیم امـور‌ دیـن بـه پیامبران از‌ سوی‌ خـداوند مـتعال به وسیله ملائکه.۲۱

۳٫ وحی، امری است خارق العاده، از قبیل ادراکات باطنیه، و شعور مرموزی است که از حـواس ظـاهر پوشـیده است.۲۲

با تأمل در این تعریف ها‌ و دیـگر تـعاریف از وحـی، بـه نـظر مـی رسد دو نکته اساسی در معنای اصطلاحی وحی وجود دارد:

۱٫ از طرف خدا بودن وحی (با واسطه یا بیواسطه)؛

۲٫ پنهانی بودن وحی.

این دو‌ نکته‌ در وحی همه پیامبران الهی به چشم مـی خورد. البته جزئیات بیشتری باید در وحی لحاظ شود، نظیر شرایط گیرنده وحی، مخاطب وحی، مفهوم وحی و… که مجال بررسی آن در‌ این‌ نوشتار نیست.

عالی ترین درجه وحی، همان است که بـه سـلسله پیامبران اختصاص دارد. این وحی بر اساس نیاز نوع بشر به هدایت الهی است که از طرفی بشر‌ را‌ به سوی مقصودی که ماورای افق محسوسات و مادیات است، راهنمایی می نماید، و از طـرف دیـگر، نیاز بشر را در زندگی اجتماعی که همواره نیازمند به قانون است، تضمین می‌ کند‌. پیامبران‌ افراد برگزیده ای هستند که‌ صلاحیت‌ دریافت‌ این نوع آگـاهی را از جـهان غیب دارند. این صلاحیت را خـدا مـی داند و بس.۲۳و۲۴

نقد و بررسی

مسلمانان بر‌ این‌ باورند‌ که انسان ها بر اساس ظرفیت وجودی و اعمال‌ و کردار‌، مراتب وجودی را طی نموده تا به کـمال بـرسند، و در میان انسان ها؛ انـبیا و ائمـه(علیهم السلام)انسان های‌ کاملی‌ بوده‌ اند که پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) برترین آنان‌ است و این مراتب وجودی پیامبر(صلی الله علیه وآله)معلول عوامل متعددی است که از جمله آن ها‌ شخصیت‌ درونـی‌

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۶۵)


پیـامبر(صلی الله علیه وآله) و ویژگی های اخلاقی اوست که قابلیت‌ دریافت‌ وحی الهی رابه او بخشیده است.

ارائه تصویر صحیح از حقیقت وجودی پیامبر(صلی الله علیه‌ وآله‌) بر‌ اساس فهم مادی بشری ممکن نیست و بـاید تـوجه داشت کـه تأکید و پافشاری‌ محققان‌ خارجی‌ در تفسیر وحی درباره شخصیت ویژه پیامبران(علیهم السلام) می تواند ناشی از یکی‌ از‌ دو‌ عـامل زیر باشد:

۱٫ نگرش ماتریالیستی و انکار نظام ماورای طبیعت؛

۲٫ پذیرش نظام مـاورای طـبیعت و انـکار‌ نبوت‌ الهی پیامبران و برگرداندن عامل وحی به وجود پیامبران.

با مراجعه به تفسیر وات‌ از‌ وحی‌ به نـظر ‌ ‌مـی رسد که دیدگاه او ناشی از عامل دوم است، زیرا خود‌ وی‌ تصریح می کند کـه بـه خـدا و نظام ماورای طبیعت اعتقاد دارد، اما این‌ که‌ نبوت‌ پیامبر اسلام از طرف خداوند باشد را منکر اسـت و با انکار ریشه الهی وحی، در‌ صدد‌ یافتن منشأی غیرآسمانی برای وحی می بـاشد و آن را در وجود شخص‌ پیامبر‌(صـلی‌ الله عـلیه وآله) جستوجو می کند.

اگر بنا به نظر وات، وحی را تخیل خلاّق‌ پیامبر‌(صلی‌ الله علیه وآله) بدانیم (و از آن جا که پیامبر در مقایسه با‌ افراد‌ زمانه خود از هوش و استعداد بالاتری برخوردار بوده و نیرویی در درون او وجود داشته کـه باتفکر‌ و تأمل‌ در اوضاع جامعه، راه کارهایی برای رساندن جامعه در مسیر تکامل، بیان‌ نموده‌ که به صورت آیات قرآن عرضه شده‌ است‌) باید‌ قرآن و اسلام را نیز دینی بشری و برخاسته‌ از‌ ذهن و اندیشه یک انـسان تـلقی کنیم که از نظر مسلمانان پذیرفتنی نیست، زیرا‌ انسان‌ با همه توانایی های خود‌ به‌ دلیل محدود‌ بودن‌ نمی‌ تواند بر فضای فرامادی اطراف خود‌، تسلط‌ کامل داشته باشد و حال آن کـه حـقیقت وجودی انسان و سعادت نهایی او‌ در‌ ماورای ماده تحقق می یابد.

اگر‌ چه وات در تحلیل‌ وحی‌ سعی می کند آن را‌ به‌ گونه ای مثبت جلوه دهد و تخیل خلاّق را امری ارزش مند و گران سنگ‌ معرفی‌ نـماید، امـا به هر میزان‌ که‌ ارزش‌ مند باشد تا‌ به‌ خدا برنگردد و ریشه الهی‌ پیدا‌ نکند، برای به سعادت رساندن انسان ها کافی نیست، زیرا برای صحت این اندیشه‌ هـا‌ و راه کـارها کـه با قطع نظر‌ از‌ ارتباط بـا‌ خـدا‌ ریـشه‌ در عقل بشری دارند‌، هیچ تضمینی وجود ندارد.

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۶۶)


اما اگر وجود خداوند و ماورای طبیعت را بپذیریم (آن گونه که‌ وات‌ خود را معتقد به آن مـی‌ دانـد‌) و از‌ طـرفی‌ بپذیریم‌ که سعادت انسان‌ جنبه‌ غیرمادی و اخروی دارد، بـاید هـدایت گری به وسیله خداوند که آگاه به همه ابعاد وجودی انسان‌ است‌، صورت‌ گیرد که به صورت وحی بـر پیـامبران‌ انـجام‌ شده‌ است‌.

انواع‌ وحی‌ از دیدگاه وات

وات پس از بررسی مسئله وحی و طرح دیـدگاه تخیل خلاّق که وحی را همان دیدگاه و اندیشه های پیامبر(صلی الله علیه وآله) می داند‌، به مسئله انواع وحی مـی پردازد و اشـاره مـی کند که مسلمانان دیدگاه های متفاوتی را مطرح می کنند.

وات در شمارش انـواع وحـی، سه روش عمده را ذکر می کند‌، مانند‌ آن چه در قرآن آمده است:۲۵

۱٫ کلام غیبی (ماورایی) به صورت وحـی

البـته نـه کلام لفظیِ مباشر به معنای مادی و انسانی، بلکه به گونه ای خاص کـه مـی‌ تـواند‌ به صورت الهام از خارج در فکر انسان ایجاد شود. به نظر وات، این نوع از وحی، دوران مـکه را شـامل مـی شود‌ که‌ در قرآن از آن به‌ عنوان‌ عمل روح نام برده شده است.۲۶

۲٫ تکلم خداوند با پیـامبر(صـلی الله علیه وآله) از پس پرده

به نظر وات در این نوع‌ تکلم‌، پیامبر درصدد دیدن متکلم‌ نیست‌، بلکه کـلمات او شـنیده شـده است و ما درصدد یافتن تعبیر خیالی و خارجی از متکلم هستیم. این نوع وحی در پیامبر اسـلام(صـلی الله علیه وآله) کمتر مشاهده شده و مواردی که‌ شبیه‌ به این قسم می باشد را هـمان نـوع اول مـی دانیم. این نوع اختصاص به حضرت موسی(علیه السلام) دارد.

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۶۷)


۳٫ ارسال رسول وحی

به اعتقاد مـسلمانان، نـزول قرآن به این‌ نوع‌ وحی برمی‌ گردد. اما وات مانند بیشتر دانشمندان غـربی مـعتقد اسـت از آن جا که نامی از جبرئیل در‌ قرآن نیست، این نوع وحی برای پیامبر(صلی الله علیه وآله‌) حـاصل‌ نـشده‌، بـلکه آن چه پیامبر(صلی الله علیه وآله) و مسلمانان تصور می کنند که از این نوع بـاشد‌، ‌‌اشـتباه‌ است.۲۷

به نظر وات این نوع وحی، از نوع تعبیر خیالی و همراه‌ با‌ رؤیای‌ عقلی و خیالی است و ایـن تـعبیر در احادیث که جبرئیل «علی صوره الانسان» بر پیامبر ظاهر‌ می شد، رؤیـای خـیالی تفسیر می شود.

نقد و بررسی

دانشمندان مـسلمان در مـورد‌ انـواع وحی، بحث های‌ مفصلی‌ انجام داده و حالت هـای مـختلف آن را بر اساس آیات قرآن و روایات، بررسی کرده اند، هم چنین برای همه انـواع مـطرح شده، مواردی یافت شده اسـت. در مـجموع می تـوان گـفت‌: بـیشترین نوع وحی که بر پیامبر(صـلی الله عـلیه وآله) ظاهر شد از نوع سوم، یعنی «ارسال رسول وحی» بود که روایات زیـادی در مـنابع تاریخی آمده است. وات با دیدگاه‌ تـحلیلی‌ تجربیِ خود درصدد تـحلیل انـواع است که قابل اجرا نـیست، زیـرا وحی در ارتباط با ماورای طبیعت مطرح است و نمی توان با تحلیل تجربی کـه شـیوه ای متناسب با عالم‌ طبیعت‌ و تـجربی اسـت، درصـدد تفسیر قرآن بـرآمد، بـلکه در این گونه موارد بـاید سـند و روایات مربوطه بررسی و تحلیل شود، نه شیوه تحلیل تجربی.

از طرفی وات مانند بسیاری از دانشمندان‌ مـعاصر‌ بـا روش های تاریخ نگاری امروز به نـقد و تـحلیل وحی و قـرآن پرداخـته، حـال آن که قرآن کتابی اسـت که شیوه خاص خودش را دارد و بر اساس شیوه های تاریخی‌ امروز‌ نوشته‌ نشده است تا بـراساس آنـ‌ نقد‌ شود‌. برای نمونه، یکی از دلایـل وات بـر نـفی شـیوه سـوم، عدم ذکر نـام جـبرئیل در قرآن است، حال آن که صرف‌ عدم‌ ذکر‌ نام نمی تواند دلیل بر عدم وجود این‌ شـیوه‌ بـاشد.

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۶۸)


وات و سـرچشمه های دین اسلام

وات مانند بسیاری از دانشمندان غـربی، مـنشأ اصـلی دیـن اسـلام را تـفکر و اندیشه‌ های‌ پیامبر‌(صلی الله علیه وآله) می داند که با تخیل خلاّق‌ خود و اندیشه در اوضاع جامعه، تعالیم دین اسلام را ارائه نموده است. بر این اساس، او پنداشته که‌ پیامبراکرم‌(صـلی‌ الله علیه وآله) تعالیم اسلام را از طریق وحی دریافت نکرده‌ است‌. وات معتقد است که پیامبر این تعالیم را از دو منبع دریافت داشته یا از آن‌ دو‌ منبع‌ تأثیر پذیرفته است. آن دو عبارت است از:

۱٫ تعالیم مسیحیت و یهودیت

وات‌ بـا‌ اسـتناد‌ به تشابه میان برخی از تعالیم اسلام و مسیحیت، از جمله اعتقاد به خالقیت، قضا‌ و قدر‌، روز‌ رستاخیز و… آیین مسیحیت را منشأ دین اسلام دانسته و درصدد تبیین چگونگی این منشأ بودن‌ بر‌ آمده اسـت. وات بـرای این که بتواند تأثیرپذیری پیامبر(صلی الله علیه وآله‌) را‌ از‌ متون اهل کتاب، تبیین کند سخن خود را بر اساس تردید و انکار «امی بودن‌ (بی‌ سـواد بـودن) پیامبر» آغاز می کند و ایـن گـونه می نویسد:

مسلمان متعصب را‌ عقیده‌ بر‌ آن است که محمد(صلی الله علیه وآله) خواندن و نوشتن نمی دانسته است، ولی این‌ عقیده‌، مورد شک محققان جدید غربی اسـت، زیـرا می گویند این بـیان بـرای‌ آن‌ است‌ که ثابت کنند قرآن معجزه است… .۲۸

هم چنین او معتقد است بیشتر مردم مکه‌ خواندن‌ و نوشتن‌ می دانستند و با انتساب حرفه بازرگانی به پیامبر(صلی الله علیه وآله‌)می‌ گـوید:

بـعید به نظر می رسد تاجر با استعدادی مانند محمد(صلی الله علیه وآله) از‌ این‌ هنر بی بهرهمانده باشد.۲۹

از آن جا که وات هیچ دلیلی‌ برای‌ بی سواد بودن پیامبر(صلی الله علیه‌ وآله‌) ارائه‌ نـکرده اسـت، یا آن را بـه اعتقاد‌ دانشمندان‌ غربی نسبت می دهد و یا صرفاً با توجه به تاجر بودن پیامبر آن‌ را‌ بعید مـی داند، گرچه در‌ ادامه‌، غیرمستقیم به‌ بطلان‌ این‌ مسئله پی برده می نـویسد:

طـرز‌ بـیان‌ مطالب کتاب مقدس در قرآن نشان می دهد که او خود این‌ کتاب‌ را نخوانده است و هم چنین نشان‌ مـی ‌ ‌دهـد که از‌ کتاب‌ دیگری نیز استفاده نکرده است‌.۳۰‌

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۶۹)


با وجود این، وات پای می فشرد کـه پیـامبر(صـلی الله علیه وآله‌) اطلاعات‌ از عقاید مسیحی و یهودی داشته‌ است‌ و این‌ اطلاعات به صورت‌ شفاهی‌ یا از راه هـای‌ دیگر‌، مانند نشست و برخاست با مسیحیان و یهودیان ساکن حجاز، گفتوگو با آن ها دربـاره مسائل‌ دینی‌، ارتباط بـا قـبایل چادرنشین مسیحی و هم‌ چنین‌ ارتباط با‌ حبشی‌ های‌ یمن که برای تجارت‌ یا به عنوان برده در مکه بودند، به دست آمده است.

از جمله شواهدی که‌ وات‌ بر این مسئله ذکر مـی کند‌، نفوذ‌ اسلام‌ در‌ مناطقی‌ است که به‌ دلیل‌ حضور یهودیان و مسیحیان، افکار کتاب مقدس در آن جا رواج کامل داشته است.

نقد و بررسی

از‌ آن‌ جا‌ که ریشه ادیان الهی به خداوند متعال‌ برمی‌ گـردد‌، جـوهره‌ همه‌ ادیان‌ یکی است و همه برای سعادت انسان آمده اند. در این میان، ادیان مسیر تکاملی را طی نموده و مسلمانان، اسلام را کامل ترین دین الهی می دانند. بنابراین‌، وجود مشابهت هایی در ادیـان الهـی، امری طبیعی است و صرف وجود مشابهت، دلیل بر اخذ یکی از دیگری نیست.

اما در مورد امی بودن پیامبر(صلی الله علیه وآله) باید‌ گفت‌ که از مسلمات تاریخی است و دلایل روایی متعددی مـی تـوان بر آن اقامه نمود، چنان که خود وات، غیرمستقیم به آن پی برده است.۳۱

همان گونه که وات‌ اذعان‌ نموده پیامبر(صلی الله علیه وآله) کتاب مقدس (عهدین) را نخوانده است، اما این که به صـورت شـفاهی بـا پیروان ادیان الهی در‌ ارتباط‌ بـوده، فـرضی اسـت که باید‌ اثبات‌ شود، حال آن که وات دلیلی بر آن اقامه نکرده است. علاوه بر این، قراین و شواهد تاریخی که بتواند ارتباط گـسترده قـریش، بـه ویژه‌ ارتباط‌ پیامبر با ساکنان سرزمین‌ های‌ مـرزی، اثـبات کند وجود ندارد، بلکه تنها به دو سفر پیامبر(صلی الله علیه وآله)به شام اشاره شده که در آن ها نیز مسئله دریـافت تـعالیم از پیـروان یهودیت‌ و مسیحیت‌ مطرح نشده است. گزارش ها در دیدار پیامبر بـا بحیرای راهب۳۲ تنها به این نکته اشاره

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۷۰)


دارند که ابری بر بالای سر پیامبر(صلی الله علیه وآله)بوده اسـت‌ کـه‌ بـحیرا با‌ دیدن این صحنه به ابوطالب توجه می دهد که او مـرد بـزرگی خواهد شد و او را از‌ یهودیان دور نگه دار.

علاوه بر این، دلیل دیگر وات که‌ گسترش‌ اسلام‌ در مناطقی بود که آیـین مـسیحیت و یـهودیت در آن جا رواج داشته، نمی تواند دلیلی بر مدعای ‌‌وی‌ باشد، زیرا در این صـورت دربـاره هـر نمونه از تغییر آیین باید بگوییم‌ ریشه‌ در‌ کیش و آیین قبلی داشته و بر این اساس، دیـن مـسیحیت مـثلا ریشه در ادیان بومی برخی‌ بخش های افریقا داشته است، زیرا در آن جا پیشرفت هایی داشـته، حـال‌ آن که کسی این‌ چنین‌ قائل نیست.

بنابراین، این فرض وات که یکی از منابع و سـرچشمه هـای تـعالیم اسلام، کسب اطلاع پیامبر(صلی الله علیه وآله) از تعالیم یهودیت و مسیحیت باشد، صحیح به نظر نـمی رسـد‌.

۲٫ شرایط اجتماعی فرهنگی محیط عربستان

وات تعالیم اسلام را حاصل اندیشه های پیامبر و تخیل خـلاّق وی مـی دانـد و برای این بخش، اهمیت خاصی قائل است و درصدد اثبات این نکته است که‌ تعالیم‌ اسـلام بـه اقتضای شرایط اجتماعی فرهنگی حاکم بر محیط عربستان بوده، زیرا پیامبر(صـلی الله عـلیه وآله) ایـن تعالیم را به منظور اصلاح امور جامعه عربستان مطرح کرده و برای اثبات‌ این‌ مطلب، تحلیل نـسبتاً جـامعی از شـرایط اجتماعی اقتصادی حاکم بر حجاز مطرح نموده است.

وات برای تبیین دیدگاه خـود از بـاب مقدمه مطالبی را بیان کرده که به خودی‌ خود‌ قابل پذیرش اند: نخست، این که بقای هـر انـدیشه ای، به خصوص اندیشه دینی، مبتنی بر کارایی و سازگاری آن با محیط و شرایط حـاکم بـر آن جامعه است.۳۳ سپس‌ نتیجه‌ می‌ گیرد:

از آن جـا کـه‌ تـعالیم‌ اسلام‌ توانست این سازگاری را ایجاد نماید، دوام داشـت ومـوفق بود.۳۴

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۷۱)


مطلب مقدماتی دیگر در بیان وات، این است که محیط‌ عربستان‌ از‌ لحاظ اجتماعی اقـتصادی، ویـژگی های زیر را داشت‌:

از‌ لحاظ اقـتصادی، اقـتصادِ مبتنی بـر شـبانی و دامـپروری، به خودی خود همکاری و تعاون را مـی طـلبید. شرایط اجتماعی در جامعه‌ صحرانشینی‌ نیز‌ ویژگی باهم بودن و تعاون را می طلبید و در شـرایط سـخت‌ زندگی بیابانی، مردم مجبور بودند بـه هم نزدیک شوند و هـمکاری نـمایند تا بتوانند به زندگی ادامـه دهـند. قرابت‌ طایفه‌ ای‌ یا قبیله ای، وحدت منافع و وفاداری با خویشاوند را می طلبید‌ کـه‌ بـسیار با اهمیت بود.۳۵

پس از این دو مـقدمه، وات بـه بـیان دیدگاه و نگرش اصـلی‌ خـود‌ می‌ پردازد و در این باره مـی نـویسد:

این شرایط که با جان مردم‌ آمیخته‌ بود‌ در هنگام ظهور اسلام به دلیل تـحولاتی در شـرایط اجتماعی و اقتصادی دست خوش تغییر‌ قـرار‌ گـرفته‌ بود.

از نـگاه او ایـن تـغییر که بنیان اجتماعی جـامعه حجاز را دچار تحول‌ ساخت‌ «تبدیل اقتصاد شبانی به اقتصاد تجاری و توسعه تجارت» بود. وات در این زمـینه‌ مـی‌ نویسد‌:

به دلایل نامعلومی، تجارت در نـیمه دوم قـرن شـشم مـیلادی رونـق و توسعه پیدا کـرد‌، چـنان‌ که در آغاز سال ۶۰۰ میلادی مردم مکه بیشتر تجارت عربستان غربی را‌ در‌ دست‌ داشتند و اغلب مردم مکه زنـدگی خـود را از راه تـجارت می گذرانیدند. بدین ترتیب، تغییر‌ مادی‌ مـهمی از تـبدیل اقـتصاد شـبانی و چـادرنشینی بـه اقتصاد تجاری به وجود آمد‌.۳۶‌

سپس‌ وات مدعی می شود:

آن چه موجب ظهور اسلام گردید، تضاد و تصادم بین نگرش برآمده‌ از‌ زندگی‌ چادرنشینی مردم مکه و مقتضیات محیط جدید مـادی یا اقتصادی بود که خود‌ آن‌ را به وجود آورده بودند. محیط جدیدِ مبتنی بر تجارت، بسیاری از ویژگی های مردم مکه‌ را‌ از بین برد، منافع طایفه ای، جای خود را به منافع فردی‌ داده‌ بـود. تـمایل به انفراد و حفظ منافع فردی‌ و شخصی‌، نتیجه‌ رشد و توسعه تجارت بود. تجار بزرگ، منافع‌ تجاری‌ را بر همه چیز مقدم می داشتند و با مراکز تجاری برضد هم عشیره‌ های‌ خـود مـتحد می شدند. نتایج‌ و عواقب‌ این حالت‌ جدید‌، فرو‌ ریختگی اصول طایفه ای و عشیره ای‌ بود‌. بازرگانان فقط در فکر افزایش قدرت و

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۷۲)


نفوذ خود بودند و دیـگر، تـعهد اخلاقی‌ وجود‌ نداشت و در هم ریـختن اخـلاق و شکست‌ افکار عمومی با فساد‌ و تزلزل‌ زندگی دینی مردم مکه همراه‌ بود‌.۳۷

وات، سازگاری و انطباق تعالیم اسلام را با شرایط حاکم بر محیط عربستان‌، دلیلی‌ بـر دیـدگاه خود پنداشته، در‌ این‌ بـاره‌ مـی نویسد:

اینک‌ اگر‌ نظری به آیات قرآن‌ بیفکنیم‌، می بینیم نکاتی که تذکر داده شده، با وضع موجود مناسبت داشته و قرآن توجه‌ مخصوصی‌ به جنبه های دینی و آشفتگی های‌ مکه‌ داشـته اسـت‌.۳۸‌

وات‌ با بیان این سخن‌ که قرآن مردم را دعوت می کند که به قدرت و رحمت آفریدگار خود اقرار کنند‌ و برای‌ او نماز گذارند، این گونه نتیجه‌ می‌ گیرد‌ که‌ رویکرد‌ چـنان دعـوتی انکار‌ قـدرت‌ ثروت مندان است. سپس چنین می انگارد:

بدین وسیله، قرآن در صدد اصلاح و از بین بردن‌ گستاخی‌ و غرور‌ نـاشی از ثروت برآمده و آن را ریشه‌ ماده‌ پرستی‌ بشر‌ و باعث‌ در‌ هم ریختگی اساس جـامعه در آن زمـان دانـسته است. قرآن توصیه به حمایت از یتیمان و بیچارگان داشته و ظلم و تجاوز به آن ها را روا نمی دارد.

وات‌ برای آن که دیـدگاه ‌ ‌خـود را به اثبات برساند، هرگونه رویکرد اصلاحی مطرح در اسلام را متوجه زندگی مردم عربستان دانـسته، مـی نـویسد:

با تلفیق این دو گونه افکار، اصول‌ زندگی‌ چادرنشینی را به یاد مردم می آورد. ترس از کیفر و امـید پاداش، از اصولی است که در جامعه ای که بر استقلال فرد استوار است اثر بسیاری دارد. کـوشش‌ شده‌ است که بـعضی از اصـول تقوا و اخلاق چادرنشینی وارد زندگی شهری شود. مسائل مهم دیگر مانند احتراز از قتل، دزدی و زنا که با‌ اصول‌ و سنت های قدیم ارتباط پیدا‌ می‌ کرد، مورد بحث قرار گرفته است.۳۹

نقد و بررسی

بـاید توجه داشت نقد دیدگاه های وات به معنای چشم پوشی از نکات مثبت موجود‌ در‌ تحلیل های وات و برداشت‌ های‌ او از تعالیم اسلام نیست. او خود معترف است

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۷۳)


که قرآن برای زندگی بشر هنگامی ارزش و معنا قائل اسـت کـه بر اساس صدق استوار باشد و هدف عالی زندگی، زیستن با‌ صدق‌ و راستی است. این تعبیرها نشان از دقت وات در مطالعات اسلامی و قرآن است. با اذعان به این ویژگی وات، دیدگاه های او را نقد مـی کـنیم:

۱٫ هدف هر دینی، ارائه‌ روش‌ صحیح زندگی‌ و حل مشکلات جوامع انسانی و رفع نیازمندی های آن است. بنابراین، هر دینی که تعالیمش با نیازمندی جامعه‌ بیشتر مطابق باشد، آن دین واقعی تـر بـوده و دوام بیشتری خواهد‌ یافت‌.

در‌ ادیان الهی نیز برنامه ای از سوی خداوند متعال برای زندگی بشر به پیامبر وحی می شد‌. ‌‌این‌ مطابقت با نیازمندی جامعه، هم چنان امری ضروری است و در اسـاس، هـیچ یـک‌ از‌ ادیان‌ الهی در پی آن نیستند که در خـصوص رفـع نـیازمندی های عینی و واقعی جامعه، از‌ خود سلب مسئولیت کنند.

۲٫ اگرچه تحلیل وات از شرایط اجتماعی فرهنگی و اقتصادی حاکم‌ بر حجاز اجمالا قابل‌ قبول‌ اسـت، امـا ایـن بدان معنا نیست که ظهور اسلام را نتیجه تـضاد و تـصادم فرهنگی اجتماعی دو دوره قبل و هنگام ظهور اسلام بدانیم.

بنابراین، در بررسی دیدگاه وات باید گفت که گویا‌ او به این حقیقت، توجه نـداشته اسـت کـه دین اسلام منشأ الهی داشته و برای هدایت همه مردم بـوده است. البته از آن جا که در ابتدای امر بر مردم حجاز نازل‌ شد‌، در آن به نیازمندی های مردم حجاز نیز تـوجه شـده اسـت، بدون آن که اختصاصی به آنان داشته باشد. علاوه بر این، جـای شـگفتی دارد که وات مفاهیمی چون حمایت‌ از‌ بیچارگان و یتیمان و امید به پاداش را مفاهیمی موافق با یک نوع خاصی از زندگی بـشر (چـادرنشینی) مـی داند و گویا فراموش کرده است که در نظام های سرمایه داری امروز‌ نیز‌ ایـن مـفاهیم کـه ریشه در فطرت پاک انسانی دارد برای همه بشریت مفاهیمی مقدس اند و همین تقدس سبب می شـود تـا مـتجاوزانِ به اموال دیگران نیز دست کم برای‌ جلب‌ افکار‌ عمومی، خود را انسان های‌ نـوع‌ دوسـت‌ و حامی مستمندان بنمایانند.

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۷۴)


وات و تردید افکنی در پیامبر(صلی الله علیه وآله)

از جمله نکات قابل توجه در تـحلیل هـای واتـ‌، برداشت‌ او‌ درباره دیدگاه پیامبر(صلی الله علیه وآله) درباره‌ نبوت‌ است. به گمان وات، پیامبر(صلی الله عـلیه وآله) در ابـتدا به رسالتش ایمان داشته، اما در اوایل رسالتش‌، مسائلی‌ شک‌ و تردیدهایی را در او به وجود آورده کـه البـته ایـن‌ ها هیچ گاه مانع از ادامه کار پیامبر نشده است. او می نویسد:

برای درک زندگی محمد(صـلی‌ اللهـ‌ علیه‌ وآله) این تجارب نخستین وحی هرگز نباید فراموش شود. چه بسا‌ دقـایقی‌ کـه مـحمد(صلی الله علیه وآله)در تنگدلی و افسردگی به سرآورد که با توجه به مشکلات‌ طاقت‌ فرسایی‌ که بـا آن هـا مـواجه بود چندان عجیب به نظر نمی آید‌، ولی‌ هرگز‌ این فکر و عـقیده را از دسـت نداد که خدا او را خواسته و کاری خاص‌ به‌ او‌ واگذار کرده است که باید در زمان خود و برای نـسل هـای آینده انجام دهد‌… .۴۰‌

این تحلیل وات قابل توجه است؛ او به رغم این کـه بـه وحی‌ الهی‌ و الهی‌ بودن وحی پیامبر(صـلی الله عـلیه وآله) اعـتقادی ندارد، اما نگاه اسلام و پیامبر(صلی‌ اللهـ‌ عـلیه وآله) را به نبوت درک نموده است. البته از آن جا که‌ او‌ با‌ نگاه مادی گرایانه و بر اسـاس تـعالیم مسیحیت و تحلیل تجربی به مـسئله نـگاه می کـند، تـفسیر‌ دیـگری‌ دارد که باید بررسی شود. او می نـویسد:

داسـتان هایی است بر‌ این‌ که‌ محمد(صلی الله علیه وآله) چگونه به هنگام نـومیدی مـی خواست بر بالای تپه های‌ سـنگی‌ به‌ راه افتد و می انـدیشید کـه خود را از یکی از پرتگاه ها‌ فـرواندازد‌ و چـگونه فرشته ای بر او ظاهر شد و به یاد آورد که تو پیامبر خدا هستی.۴۱‌

اگر‌ چـه وات ایـن داستان ها را نمی پذیرد، ولی اصـل شـک و تـردید‌ پیامبر‌(صلی الله عـلیه وآله) را در رسـالتش‌ پذیرفته‌، سه‌ منبع زیـر را بـرای آن می شمارد‌:۴۲‌

۱٫ ترس ناشی از عقیده سامی های قدیم که خدا را چیز خطرناکی می‌ دانـستند‌؛

۲٫ تـرس ناشی از اتهام جنون‌؛

۳٫ طرز‌ شگفت انـگیز‌ اعـلام‌ پیامبری‌ کـه بـه نـظر وات با تشجیع‌ ورقه‌ بـن نوفل و تشویق خدیجه، تردید از پیامبر برطرف شد.

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۷۵)


نقد و بررسی

این‌ عوامل‌ از نظر وات برای ایجاد شـک‌ و تـردید در انجام رسالت‌، طبیعی‌ به نظر مـی رسـد؛ امـا‌ از‌ دیـدگاه مـسلمانان که نبوت را مـنصبی الهـی می دانند که کامل ترین انسان‌ ها‌ با ویژگی های خاص می‌ توانند‌ به‌ این مـنصب بـرسند‌، ایـن‌ عوامل، کوچک ترین تردیدی‌ در‌ مقام نبوت هـیچ پیـامبری ایـجاد نـخواهد کـرد. پیـامبران با ایجاد ارتباط خاص با منبع‌ وحی‌، اطمینان کامل به رسالت خود داشته‌ و هیچ‌ گاه تردیدی‌ در‌ آن‌ نخواهند داشت و هرچه مشکلات‌ در این مسیر بیشتر باشد، پیامبران در انـجام رسالت خود، کوشاتر خواهند بود.

در این‌ جا‌ باید اذعان کرد که متأسفانه وات‌ در‌ این‌ بخش‌ از‌ دیدگاه خود از‌ منابع‌ ضعیفی بهره گرفته است که حتی از نظر ما دست کم شیعیان قـابل قـبول نیست. می‌ توان‌ به‌ موارد زیر توجه داشت:

۱٫ هیچ پیامبری بدون‌ آمادگی‌ قبلی‌ جسمی‌ و روحی‌ مبعوث‌ نمی شود، با این حال، دریافت وحی قطعاً نوعی تأثیر شگرف روحی بـر دریـافت کننده آن داشته است؛ البته تأثیری که برای دیگران قابل تجربه نیست.

۲٫ پیامبران‌ به آن اندازه آمادگی رسیده بودند که پذیرای رسالت باشند و اهمیت آن را درک کـنند. هـمین درک و شناخت از اهمیت رسالت، سبب مـی شـد آنان با تأمل در این که‌ آیا‌ توان انجام آن رسالت بزرگ و نجات انسان های گمراه را دارند به نوعی خوف و اضطراب معنوی فراتر از اضطراب روحی و روانـی دچـار شوند؛ اضطراب خاصی کـه سـبب می شد‌ تا‌ آنان از خداوند تأیید و امداد طلب کنند.۴۳

وات و تکامل ایمان پیامبر(صلی الله علیه وآله)

وات میان محتوای تعالیم اسلام و تکوین شخصیت‌ توحیدی‌ پیامبر(صلی الله علیه وآله‌) ارتباط‌ مستقیمی قائل است. بـر ایـن اساس، وی مدعی تأثیرگذاری برخی عوامل محیطی بر تعالیم اسلام است و بر تأثیر عوامل سیاسی اجتماعی و نظام قبیله ای‌ حجاز‌ در تکوین شخصیت توحیدی‌ پیامبر‌(صلی الله علیه وآله) تأکید می کند. وات مدعی اسـت کـه ایمان و

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۷۶)


تـوحید پیامبر(صلی الله علیه وآله) مانند ایمان معاصرینش ناقص و غامض بوده و در طول مدت رسالت به کمال‌ رسیده‌ است.۴۴

نـقد و بررسی

در تکوین شخصیت افراد، عوامل متعددی نظیر عوامل ژنتیک، جامعه، مـدرسه و… تـأثیرگذار اسـت. درباره رسول اکرم (صلی الله علیه وآله)تا آن جا که مربوط به‌ شخصیت‌ فردی و فقهی‌ حضرت می شود، مـی ‌ ‌تـوان با تسامح این تأثیرپذیری را پذیرفت، اما در مورد شخصیت حقوقی و نبوت‌ حضرت، قطعاً تـأثیر نـداشته اسـت.

علاوه بر این، محیط حجاز که‌ آکنده‌ از‌ شرک و بت پرستی بوده، در شکل گیری شخصیت ایـمانی و توحیدی پیامبر(صلی الله علیه وآله)تأثیر معکوس ‌‌داشته‌ و آن حضرت را از آن همه آلودگی اعتقادی بیزار کـرده، چنان که درباره‌ سـایر‌ پیـامبران‌ این گونه بوده است. در این باره داستان حضرت ابراهیم(علیه السلام)، نمونه قابل توجهی‌ است. بنابراین، توحید، زیربنا و جوهره شخصیت همه پیامبران بوده است.

هم چنین اگر‌ ایمان به معنای بـاور‌ قلبی‌ به خداوند و مقام رسالتش باشد که امر بسیطی است و کم و زیاد ندارد تا تکامل آن در طول چندین سال مطرح شود. و اگر منظور از ایمان، معلومات اعتقادی است، در این معنا‌ تصور تکامل مـمکن اسـت، زیرا حوادث و جریان هایی باید تحقق پیدا کند تا وحی نازل شود و این وحی ابلاغ گردد و در این معنا، سیر تکاملی طی شود.

بنابراین، در تکوین شخصیت‌ توحیدی‌ پیامبر، باید اذعان داشـت کـه وات از تأثیر عامل دینی و شخصیت درونی و معنوی پیامبر غافل مانده است. نهایت، آن که عوامل محیطی در تثبیت جایگاه اجتماعی پیامبر(صلی الله علیه‌ وآله‌) در جامعه حجاز مؤثر بوده، اما در تکوین شخصیت تـوحیدی پیـامبر هرگز تأثیری نداشته است.

قرآن از نگاه وات

وات با طرح نظریه تخیل خلاّق در تفسیر وحی، قرآن‌ را‌ حاصل اندیشه پیامبر می پندارد و با همین برداشت، قرآن را بررسی کرده است. البته او ابتدا

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۷۷)


بـر اسـاس دیـدگاه مسلمانان درباره قرآن، بحث کـرده سـپس دیـدگاه خود را بیان‌ می‌ کند‌. او می نویسد:

بنا بر‌ عقیده‌ مسلمانان‌، قرآن کلام خداست و محمد(صلی الله علیه وآله) خود نیز با این دیـد بـه آن مـی نگریسته است.۴۵

یا در‌ جایی‌ دیگر‌ آورده است:

قرآنی کـه فـعلا در دست است‌، مجموعه‌ ای است از وحی و الهاماتی که محمد(صلی الله علیه وآله)دریافت داشته است؛ به طور کلی خدا گوینده‌ اسـت‌ و مـخاطب‌ آن هـا محمد(صلی الله علیه وآله) یا مسلمانان یا‌ عموم خلایق می بـاشند.۴۶

وات دیدگاه خود مبنی بر دخالت اندیشه های پیامبر(صلی الله علیه وآله‌) را‌ در‌ تدوین قرآن این گونه مطرح می کـند:

مـحمد(صـلی الله علیه‌ وآله‌) مسلماً به این امر (قرآن کلام خداست) ایمان کـامل داشـته و تصور می کرده است که می‌ تواند‌ افکار‌ خود و آن چه از بیرون به او می رسیده است، از هـم‌ تـمییز‌ دهـد‌… اگر او این الهام را عقاید و افکار خود معرفی می کرد، به احتمال قـوی‌ هـمه‌ اصـول‌ وی از صورت نهضت دینی بیرون می رفت.۴۷

وات مدعی است که قرآن‌ صرف‌ دستورات و کلمات خـداوند نـیست، بـلکه پیامبر(صلی الله علیه وآله) می توانست در‌ آن‌ دخل‌ و تصرف داشته باشد و هر کجا نیاز بـه اصـلاح داشت پیامبر(صلی الله علیه وآله‌) دریغ‌ نداشت. او می نویسد:

عقیده و ایمان محمد(صـلی الله عـلیه وآله) بـه این‌ که‌ وحی‌ از جانب خدا به او نازل می شده است مانع وی از مرتب کردن و بـه‌ عـبارت‌ دیگر حک و اصلاح آن ها نبوده است.۴۸

وات برای اثبات مدعای‌ خود‌ می‌ کوشد تـا بـه نـسخ آیات قرآن استناد کند و آن را دلیلی بر اصلاح آیات قرآن‌ معرفی‌ کند‌. هم چنین نکته قـابل تـوجه در دیدگاه وات درباره قرآن، ادعای کامل‌ نبودن‌ و تناقضات آن است. او می نویسد:

ولکن مـتأسفانه (قـرآن) از دو جـهت، ناقص است؛ کامل نبودن‌ قرآن‌ و شامل نکات متناقض بودن.۴۹

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۷۸)


نقد و بررسی

به نظر می رسـد ریـشه‌ اصـلی‌ دیدگاه ها و سخنان ارائه شده از سوی‌ وات‌، به‌ انکار منشأ الهی قرآن بـرمی گـردد. قرآن‌، حاصل‌ وحی الهی به پیامبر(صلی الله علیه وآله)، کلام الهی و معجزه پیامبر(صلی‌ الله‌ علیه وآله) بـرای هـدایت بشر‌ است‌ و از نظر‌ کسانی‌ که‌ با آن انس داشته اند، کامل‌ ترین‌ دسـتورات بـرای به سعادت رساندن جامعه بشری است. چـه بـسیار انـسان هایی‌ که‌ در طول تاریخ با شنیدن آیـه‌ ای از قـرآن و با‌ درک‌ معنای عمیق آن به اسلام‌ گرویده‌ اند. البته آنان که با اسـاس اسـلام ستیز داشته اند، بخش قـابل تـوجهی‌ از‌ دشمنی هـای خـود را بـا‌ قرآن‌ و تخریب‌ آن صرف کرده‌ اند‌.

ادعـای وات مـبنی بر‌ دخل‌ و تصرف پیامبر(صلی الله علیه وآله)، همگی ادعای محض است و حتی در آیـه ایـ‌ از‌ قرآن، پیامبر(صلی الله علیه وآله‌) از‌ ایـن تصرف‌ بازداشته‌ و تهدید‌ شـده اسـت.۵۰بنابراین‌، این که پیامبر(صـلی الله عـلیه وآله) در قرآن تصرفی انجام داده باشد پذیرفتنی نیست‌.

اما‌ پاسخ اشکال کامل نبودن قرآن و تـناقضات‌ آنـ‌، با‌ توجه‌ به‌ مسئله خـاتمیت و ایـن‌ کـه‌ اسلام، آخرین دیـن، و پیـامبر اسلام، آخرین پیامبر الهـی اسـت، داده می شود. اجمالاً می توان گفت‌:

اسلام‌ آخرین‌ دین الهی است و آخرین دستورات بـرای هـدایت‌ بشریت‌ در‌ این‌ دین‌ ارائه‌ شده، بـنابراین بـرای هدایت بـشر هـیچ گـونه نقص و تعارضی در تعالیم آن و نـیز در قرآن کریم که کتاب مقدس است راه ندارد، زیرا در صورت وجود نقص‌ و تعارض، هدایت انسان هـا بـه شکل کامل صورت نگرفته و هدف خـلقت حـاصل نـخواهد شـد.

نـتیجه

مونتگمری وات مانند دیـگر دانـشمندان غیرمسلمان با انکار وحی و ریشه الهی داشتن اسلام، منشأ تعالیم‌ اسلام‌ را در وجود پیامبر(صلی الله علیه وآله) جـستوجو نـموده و آن را بـه نیروی خاص در وجود پیامبران به نام «تـخیل خـلاّق» بـر مـی گـرداند و بـدین ترتیب برای اسلام‌ منشأی‌ غیر الهی قائل است.

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۷۹)


وات سرچشمه های دین اسلام را در عوامل دیگر، نظیر تأثیرپذیری از تعالیم یهودیت و مسیحیت و هم چنین تأثیرپذیری از‌ شرایط‌ اجتماعی فرهنگی حاکم بـر حجاز‌ می‌ داند.

هم چنین وات ایمان پیامبر را تکاملی می داند که در طول سال های متمادی، کامل تر شده است و قرآن را به دلیل‌ وجود‌ نسخ آیات و اصلاحاتی که‌ (به‌ زعم او) پیـامبر(صـلی الله علیه وآله) در آن انجام داد، کامل ندانسته و حاوی تناقضات معرفی می کند.

حال آن که به نظر مسلمانان با دلایل مستند عقلی و نقلی اسلام‌ دین‌ الهی بوده و تعالیم آن از طرف خداوند به وسیله جـبرئیل بـر پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) نازل شده و قرآن به عنوان کتاب مقدس اسلام کامل ترین کتاب برای هدایت بشریت‌ به‌ سوی سعادت‌ است.

نکته دیـگر ایـن که دیدگاه های وات متأثر از نـگاه مـادی گرایانه او و کتاب های مستشرقان‌ پیشین است، بنابراین، از مستشرق مسیحی مذهب با اتخاذ روش تحلیلی‌ تجربی‌ نمی‌ توان انتظاری بیش از این داشت. اگرچه وات به درستی مـفهوم وحـی و برخی معتقدات مسلمانان را فـهمیده‌ و ‌‌از‌ قـول مسلمانان نقل کرده است و در بعضی موارد با نگاهی منصفانه به تحلیل‌ آن‌ می‌ پردازد، اما خود به آن معتقد نیست.

کتاب نامه

۱٫ نهج البلاغه.

۲٫ ابن اثیر، الکامل فی‌ التاریخ، ترجمه حسین روحـانی، تـهران، اساطیر، ۱۳۷۴٫

۳٫ ابن کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، دارالاحیاء‌ التراث العربی، [بی تا]‌.

۴٫ ابن‌ هشام، السیره النبویه، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، [بی تا].

۵٫ بدوی، عبدالرحمن، موسوعه المستشرقین، ترجمه صالح طباطبایی، تهران، روزنـه، ۱۳۷۷٫

۶٫ حـسینی طباطبایی، مـصطفی، نقد آثار خاورشناسان، تهران، چاپخش، ۱۳۷۵٫

۷٫ راغب اصفهانی، حسین‌، مفردات الفاظ القرآن، بیروت، دارالقلم، ۱۴۱۶ق.

۸٫ زرگری نژاد، غلامحسین، تـاریخ صدر اسلام، تهران، سمت، ۱۳۷۸٫

۹٫ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تـفسیر القـرآن، بـیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۹۷۳م.

۱۰٫ طبری، محمدبن‌ جریر‌، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق ابوالفضل ابراهیم، بیروت.

۱۱٫ قمی، علی بن ابـراهیم، ‌ ‌تـفسیر القمی، نجف، مطبعه النجف الاشرف، ۱۳۸۷ ق.

۱۲٫ عاملی جعفر، مرتضی، الصحیح من سیره النبی، بـیروت، دارالسـیره، ۱۴۱۵‌ق.

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز ۱۳۸۵ – شماره ۱۱ (صفحه ۱۸۰)


۱۳‌. مـطهری، مرتضی، پیامبر امی، چاپ پنجم: قم، صدرا، ۱۳۶۹٫

۱۴٫ مطهری، مرتضی، مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی، قـم، صدرا، ۱۳۵۷٫

۱۵٫ وات، مونتگمری، درآمدی بر تاریخ قرآن، ترجمه‌ بهاءالدین‌ خرمشاهی، قم، مرکز ترجمه قـرآن، ۱۳۸۲٫

۱۶٫ وات، مونتگمری، محمد فی مـکه، تـعریب شعبان برکات، بیروت، المکتبه العصریه، ۱۹۵۳م.

۱۷٫ وات، مونتگمری، محمد فی مدینه، تعریب شعبان برکات، بیروت‌، المکتبه‌ العصریه‌، ۱۹۵۶م.

۱۸٫ وات، مونتگمری، محمد‌ پیامبر‌ و سیاستمدار‌، ترجمه اسماعیل والی زاده، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۴۴٫

۱۹٫ یوسفی غروی، محمدهادی، موسوعه التاریخ الاسلامی، قـم، مجمع الفکر الاسلامی، ۱۴۱۷ ق.

۲۰‌. امینی‌، ابراهیم‌، وحی در ادیان آسمانی، چاپ اول: قم، دفتر‌ تبلیغات‌ اسلامی، ۱۳۷۷٫

۲۱٫ سحاب، ابوالقاسم، فرهنگ خاورشناسان، تهران، مؤسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب، ۱۳۵۶٫

۲۲٫ دائره المعارف القرن العشرین.

برچسب ها
نمایش بیشتر

شبکه بین المللی مطالعات ادیان

اینفورس (شبکه بین المللی مطالعات ادیان)،‌ بخشی از یک مجموعه فعالیت های فرهنگی است که توسط یک گروه جهادی مجازی انجام می شود. این گروه  بدون مرز، متشکل از اساتید، طلاب، دانشجویان و کلیه داوطلبان باایمان و دغدغه مندی است که علاقمند به فعالیت علمی جهادی در عرصه جنگ نرم هستند. شما هم می توانید یکی از اعضای این گروه باشید(اینجا کلیک کنید). فعالیت های سایت زیر نظر سید محمد رضا طباطبایی، مدرس ادیان و کارشناس صدا و سیماست. موضوعات سایت نیز در زمینه سیر مطالعاتی با رویکرد تقویت بنیه های اعتقادی و پاسخ به شبهات است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن