مطالعات متفرقه (خارج از سیر مطالعاتی)

بررسی روایت ابن أبی شیبه و تهدید عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)

فهرست

طرح شبهه:

عبد الرحمن دمشقیه، نویسنده معاصر وهابی، در مقاله قصه حرق عمر رضی الله عنه لبیت فاطمه رضی الله عنها که در سایت « فیصل نور » قرار داده است، در باره روایت إبن أبی شیبه می نویسد:

علی أن ابن أبی شیبه قد أورد روایه أخری من طریق محمد بن بشر نا عبید الله بن عمر حدثنا زید بن أسلم عن أبیه أسلم أنه حین بویع لأبی بکر….

قلت: وهذه روایه منقطعه لأن زید بن أسلم کان یرسل وأحادیثه عن عمر منقطعه کما صرح به الحافظ ابن حجر (تقریب التهذیب رقم۲۱۱۷( کذلک الشیخ الألبانی (إزاله الدهش۳۷ ومعجم أسامی الرواه الذین ترجم لهم الألبانی۲/۷۳ ).

ولئن احتججتم بهذه الروایه أبطلتم اعتقادکم بحصول التحریق إلی التهدید بالتحریق. وأبطلتم اعتقادکم بأن علیا لم یبایع لأن هذه الروایه تقول: فلم یرجعوا إلی فاطمه حتی بایعوا أبا بکر.

روایت ابن أبی شیبه منقطع است؛ چرا که زید بن اسلم احادیث مرسل نقل می کند و روایات او از عمر منقطع است؛ همان گونه که ابن حجر و البانی نیز به این نکته تصریح و اشاره کرده اند.

اگر شما (شیعیان) به این روایت احتجاج کنید، اعتقاد خود را مبنی بر به آتش کشیده شدن خانه فاطمه باطل کرده اید. و همچنین این اعتقادتان که علی با ابوبکر بیعت نکرده، نیز زیر سؤال می رود.

نقد و بررسی:

اصل روایت:

ابن أبی شیبه در المصنف می نویسد:

حدثنا محمد بن بِشْرٍ نا عُبید الله بن عمر حدثنا زید بن أسلَم عن أبیه أسلم أَنَّهُ حِینَ بُویِعَ لأِبِی بَکْرٍ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) کَانَ عَلِیٌّ وَالزُّبَیْرُ یَدْخُلان عَلی فَاطِمَهَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فََیُشَاوِرُونَهَا وَیَرْتَجِعُونَ فی أَمرِهِمْ، فَلَمَّا بَلَغَ ذالِکَ عُمَرُ بنُ الْخَطَّابِ خَرَجَ حَتَّی دَخَلَ عَلی فَاطِمَهَ، فَقَالَ: یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) مَا مِنَ الْخَلْقِ أَحَدٌ أَحَبُّ إِلَینا مِنْ أَبِیکِ، وَمَا مِنْ أَحَدٍ أَحَبُّ إِلَیْنَا بَعْدَ أَبِیکِ مِنْکِ، وَایْمُ اللَّهِ مَا ذَاکَ بِمَانِعِیَّ إِنِ اجْتَمَعَ هؤُلاَءِ النَّفَرُ عِنْدَکِ أَنْ آمُرَ بِهِمْ أَنْ یُحْرَقَ عَلیْهِمُ الْبَیتُُ، قَالَ فَلَمَّا خَرَجَ عُمَرُ جَاؤُوهَا فَقَالَتْ: تَعْلَمُونَ أَنَّ عُمَرَ قَدْ جَاءَنِی وَقَدْ حَلَفَ بِاللَّهِ لَئِنْ عُدْتُمْ لَیَحْرِقَنَّ عَلَیکُمُ الْبَیْتَ، وَایْمُ اللَّهِ لَیُمْضِیَنَّ مَا حَلَفَ عَلَیْهِ فَانْصَرِفُوا رَاشِدِینَ، فِرُّوا رَأْیَکُمْ وَلاَ تَرْجِعُوا إِلَیَّ، فَانْصَرَفُوا عَنْهَا وَلَمْ یَرْجِعُوا إِلَیْهَا حَتَّی بَایَعُوا لأَبِی بَکْرٍ.

هنگامی که مردم با ابوبکر بیعت کردند، علی و زبیر در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره پرداخته بودند، این خبربه عمر بن خطاب رسید. او به خانه فاطمه آمد، و گفت: ای دختر رسول خدا! محبوب ترین فرد نزد ما پدر تو است و پس از او خودت!!! ولی سوگند به خدا این محبت مانع از آن نیست که اگر این افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آن ها بسوزانند.

این جمله را گفت و بیرون رفت، هنگامی که علی (علیه السلام) و زبیر به خانه بازگشتند، دخت گرامی پیامبر به علی (علیهم السلام) و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد کرد که اگر اجتماع شما تکرار شود، خانه را بر شماها بسوزاند، به خدا سوگند! آنچه را که قسم خورده است انجام می دهد! »

إبن أبی شیبه الکوفی، أبو بکر عبد الله بن محمد (متوفای۲۳۵ هـ)، الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، ج ۷، ص ۴۳۲، ح۳۷۰۴۵، کتاب المغازی، باب ما جاء فی خلافه ابی بکر وسیرته فی الرده، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ناشر: مکتبه الرشد – الریاض، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۹هـ.

السیوطی، جلال الدین عبد الرحمن بن أبی بکر، جامع الاحادیث (الجامع الصغیر وزوائده والجامع الکبیر)، ج ۱۳، ص ۲۶۷٫

الهندی، علاء الدین علی المتقی بن حسام الدین (متوفای۹۷۵هـ)، کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، ج ۵، ص ۲۵۹، تحقیق: محمود عمر الدمیاطی، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۹هـ – ۱۹۹۸م.

اثبات صحت سند روایت:

این روایت از نظر سندی هیچ مشکلی ندارد؛ اما این که عبد الرحمن دمشقیه می گوید: « وهذه روایه منقطعه لأن زید بن أسلم کان یرسل وأحادیثه عن عمر منقطعه» نوعی فریبکاری و تدلیس است؛ چرا که خود وی در ابتدا، سند روایت را این گونه نقل می کند:

محمد بن بشر نا عبید الله بن عمر حدثنا زید بن أسلم عن أبیه أسلم.

و سپس در ادامه ادعا می کند که زید بن أسلم نمی تواند از عمر روایت نقل کند؛ در حالی که در سند روایت زید بن أسلم از پدرش و او از عمر روایت را نقل کرده، نه این که زید بن أسلم از عمر نقل کرده باشد؛ بنابراین ادعای انقطاع سند، سخنی است بی اساس.

افزون بر این برخی از بزرگان اهل سنت اعتراف کرده اند که سند این روایت صحیح است و هیچ ایرادی ندارد.

دکتر حسن بن فرحان مالکی، استاد و محقق امور تربیتی در آموزش و پرورش ریاض در این باره می نویسد:

ولکن حزب علی کان أقل عند بیعه عمر منه عند بیعه أبی بکر الصدیق نظراً لتفرقهم الأول عن علی بسبب مداهمه بیت فاطمه فی أول عهد أبی بکر، وإکراه بعض الصحابه الذین کانوا مع علی علی بیعه أبی بکر، فکانت لهذه الخصومه والمداهمه، وهی ثابته بأسانید صحیحه وذکری مؤلمه لا یحبون تکرارها.

اطرافیان علی (علیه السلام) در زمان بیعت با عمر، کمتر از زمان بیعت با ابوبکر بودند؛ چون در آغاز خلافت ابوبکر به خانه فاطمه (سلام الله علیها) هجوم برده شد و به همین جهت بعضی از صحابه از بیعت با ابوبکر اکراه داشتند. این مدعا با سندهای صحیحی که وجود دارد، ثابت شده است. »

و سپس در حاشیه آن می نویسد:

کنت أظن المداهمه مکذوبه لا تصح، حتی وجدت لها أسانید قویه منها ما أخرجه ابن أبی شیبه فی المصنف. أقول: إذن هی ثابته بأسانید صحیحیه. بل هی ذکری مؤلمه کما قرر هذا الاستاذ المالکی.

من در ابتدا فکر می کردم قصه هجوم دروغ است و صحت ندارد؛ ولی پس از مراجعه سندهای محکم برای آن پیدا کردم که یکی از این سندها، سخن ابن أبی شیبه در کتابش المصنف است؛ پس این حادثه دلخراش با سندهای صحیح ثابت می شود. »

المالکی، حسن بن فرحان، قراءهٌ فی کتب العقائد المذهبُ الحنبلی نَموذجاً، ص ۵۲، باب: «وصیه أبی بکر لعمر بالخلافه وموقف المسلمین منها » ناشر: مرکز الدراسات التاریخیه ـ عمان ـ المملکه الأردنیه الهاشمیه، الطبعه الأولی، ۱۴۲۱هـ ـ ۲۰۰۰م.

گرچه همین تصریح دکتر فرحان مالکی برای اثبات صحت سند روایت کفایت می کند؛ ولی در عین حال سند روایت را بر اساس آراء عالمان رجال اهل سنت بررسی خواهیم کرد:

محمد بن بِشْر:

ابن حجر در باره او می نویسد:

محمد بن بشر العبدی أبو عبد الله الکوفی ثقه حافظ من التاسعه مات سنه ثلاث ومائتین.

محمد بُشر، مورد اعتماد، حافظ و از طبقه نهم راویان است که در سال ۲۰۳هـ از دنیا رفته است.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای۸۵۲هـ) تقریب التهذیب، ج ۱، ص ۴۶۹، رقم: ۵۷۵۶، تحقیق: محمد عوامه، ناشر: دار الرشید – سوریا، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۶هـ – ۱۹۸۶م.

عبید الله بن عمر بن حفص بن عاصم بن عمر بن الخطاب:

عبید الله بن عمر بن حفص بن عاصم بن عمر بن الخطاب العمری المدنی أبو عثمان ثقه ثبت قدمه أحمد بن صالح علی مالک فی نافع وقدمه بن معین فی القاسم عن عائشه علی الزهری عن عروه عنها من الخامسه مات سنه بضع وأربعین.

عبید الله بن بن عمر… مورد اعتماد و استوار در اعتقاد است..

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای۸۵۲هـ) تقریب التهذیب، ج ۱، ص ۳۷۳، رقم: ۴۳۲۴، تحقیق: محمد عوامه، ناشر: دار الرشید – سوریا، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۶هـ – ۱۹۸۶م.

زید بن أسلم القرشی العدوی:

زید بن أسلم العدوی مولی عمر أبو عبد الله وأبو أسامه المدنی ثقه عالم….

زید بن اسلم، مورد اعتماد و دانشمند بود.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای۸۵۲هـ) تقریب التهذیب، ج ۱، ص ۲۲۲، رقم: ۲۱۱۷، تحقیق: محمد عوامه، ناشر: دار الرشید – سوریا، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۶هـ – ۱۹۸۶م.

أسلم القرشی العدوی، أبو خالد و یقال أبو زید، المدنی، مولی عمر بن الخطاب:

أسلم العدوی مولی عمر ثقه مخضرم مات سنه ثمانین وقیل بعد سنه ستین وهو بن أربع عشره ومائه سنه ع.

اسلم عدوی، مورد اعتماد است. وی در سال ۸۰ هـ و برخی گفته اند که در سال ۶۰ و در سال ۱۱۴ سالگی از دنیا رفته است.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای۸۵۲هـ) تقریب التهذیب، ج ۱، ص ۱۰۴، رقم: ۴۰۶، تحقیق: محمد عوامه، ناشر: دار الرشید – سوریا، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۶هـ – ۱۹۸۶م.

حتی می توان ادعا کرد که او صحابی بوده است؛ چرا که أسلم در زمان فتح یمن کافر بوده و به دست مسلمانان در فتح یمن توسط امیرمؤمنان علی علیه السلام اسیر شد و به غلامی مسلمانان درآمد و به عنوان غلام در دو سفر با رسول خدا (ص) همراه بوده است، و همانطور بنده بود تا این که عمر او را در زمان خلافت ابوبکر در مکه خرید.

بخاری در تاریخ کبیر خود می نویسد:

أسلم مولی عمر بن الخطاب القرشی العدوی المدنی أبو خالد کان من سبی الیمن… عن بن إسحاق بعث أبو بکر عمر بن الخطاب سنه إحدی عشره فأقام للناس الحج وابتاع فیها أسلم.

اسلم، غلام عمر از اسیران یمن بود. از ابن اسحاق نقل شده که عمر او را در سال یازدهم هجری در زمانی که ابوبکر او را سرپرست حجاج قرار داده بود، خریداری کرد.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، التاریخ الکبیر، ج ۲، ص ۲۳، رقم: ۱۵۶۵، تحقیق: السید هاشم الندوی، ناشر: دار الفکر.

و طبق روایات اهل سنت، امیرمؤمنان تمام غنائم یمن را همراه خویش در حجه الوداع نزد رسول خدا (ص) آورد. و نمی شود ادعا کرد که او در حجه الوداع بوده است اما، رسول خدا (ص) را ندیده است!!! زیرا عالمان اهل سنت، یکی از مدارک صحابی بودن شخص را حضور در حجه الوداع می دانند.

ابن حجر در الاصابه در باره او نقل می کند که وی دو سفر با رسول خدا صلی الله علیه وآله داشته است:

أسلم مولی عمر روی بن منده من طریق عبد المنعم بن بشیر عن عبد الرحمن بن زید بن أسلم عن أبیه عن جده أنه سافر مع النبی صلی الله علیه وسلم سفرتین والمعروف أن عمر اشتری أسلم بعد وفاه النبی صلی الله علیه وسلم کذلک ذکره بن إسحاق وغیره.

اسلم، غلام عمر در دو سفر رسول خدا (ص) را همراهی کرده است، مشهور آن است که عمر او را در سال یازدهم و پس از وفات رسول خدا خریداری کرده است. ابن اسحاق و دیگران این قول را ذکر کرده اند.

العسقلانی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل الشافعی، الإصابه فی تمییز الصحابه، ج ۱، ص ۶۳، رقم: ۱۳۱، تحقیق: علی محمد البجاوی، ناشر: دار الجیل – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۲ – ۱۹۹۲٫

حتی اگر این مطلب نیز صحت داشته باشد که عمر او را پس از وفات رسول خدا در مکه خریداری کرده باشد، دلیل نمی شود که او پیش از خریداری عمر به همراه مولای پیشین خود با رسول خدا مسافرت نکرده و یا در مدینه نبوده باشد.

بنابراین وجه جمع این دو نظر این است که اسلم به همراه مولای پیشین خود با رسول خدا دو بار مسافرت کرده، پس از وفات رسول خدا به همراه مولای خود برای انجام فرائض حج به مکه رفته و عمر او را در مکه خریداری کرده است.

بر فرض که او صحابی نباشد؛ اما به طور قطع تابعی هست و مرسلات تابعی نیز نزد اهل سنت حجت است.

ملا علی قاری در رد این سخن که مرسل کسی که در صحابی بودن وی اختلاف است، مورد قبول نیست می نویسد:

قلت: مرسل التابعی حجه عند الجمهور، فکیف مرسل من اختلف فی صحه صحبته.

مرسل تابعی، نزد تمام دانشمندان حجت است؛ چه رسد به مرسل کسی که در صحت صحابی بودن او اختلاف است.

ملا علی القاری، علی بن سلطان محمد، مرقاه المفاتیح شرح مشکاه المصابیح، ج ۹، ص ۴۳۴، تحقیق: جمال عیتانی، ناشر: دار الکتب العلمیه – لبنان/ بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۲هـ – ۲۰۰۱م .

در نتیجه سند این روایت صحیح است.

البته حجیت مرسل تابعی را انشاء الله در روایت بلاذری به صورت مفصل بحث خواهیم کرد.

بررسی شبهات دلالی روایت:

شبهه اول (جایگاه فاطمه (س) نزد خلیفه دوم:

در روایت آمده است که عمر پیش از هر گونه اقدامی شخصاً نزد فاطمه رفت و مقام و منزلت او را چنین بیان فرمود:

«ای فاطمه! به خدا قسم هیچ کسی نزد ما محبوبتر از پدر گرامی ات نیست، و به خدا قسم هیچ کس پس از پدر بزرگوارت نزد ما محبوبتر از شما نیست ».

عملکرد عمر و بیان منزلت دختر گرامی رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم) نشانگر احترام و محبت او به اهل بیت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) می باشد.

پاسخ:

۱٫ این عبارات به ظاهر توسط ایادی بنی امیه به روایت افزوده شده تا عمل خلیفه را موجه جلوه دهند؛ ولی به هر حال نتوانسته اند موضوع هجوم به خانه وتهدید به آتش زدن خانه فاطمه را انکار کنند، و دموکراسی افسانه ای بیعت ابوبکر را به نمایش بگذارند!!

۲٫ اگر بر فرض، عمر چنین عباراتی را گفته باشد؛ ولی بازهم تهدید جدی وی بیانگر بی توجهی به حضرت صدیقه طاهره است؛ زیرا این سخنان نشان می دهد که عمر از جایگاه و مقام و منزلت فاطمه در نزد خدا و رسولش آگاه بوده و در عین حال به خود اجازه می دهد که خانه آن بانوی گرامی را به آتش زدن تهدید نماید.

شبهه دوم (اهمیت بیعت و دوری از تفرقه):

مسأله بیعت با خلیفه از چنان اهمیتی برخوردار بود که عمر ، با الفاظی سخت این مسأله را به فاطمه تفهیم نمود و فرمود: « به خدا قسم! هیچ چیزی مانع من نمی شود که در باره کسانی که نزد تو گرد آمده اند دستور دهم تا خانه را بر آنان بسوزانند ».

مسأله بیعت بخاطر اتحاد و همبستگی مسلمانان از اهمیت ویژه ای برخوردار بود، و باعنایت به تأکیدات پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) در باره اتحاد و همبستگی و اجتناب از تفرقه و بیعت با چند خلیفه، عمر مصلحت را در آن دید تا مخالفان بیعت با ابوبکر را تهدید نماید.

پاسخ:

تعارض اجبار به بیعت، با ادعای اجماع:

اولاً: اهل سنت از طرفی برای مشروعیت بیعت ابوبکر به اجماع صحابه استناد می کنند و از طرف دیگر می گویند حد اقل علی (ع) و عده ای که در منزل او حضور داشتند از بیعت امتناع ورزیدند تا جایی که عمر مجبور می شود با توسل به تهدید و خشونت از آنان بیعت بگیرد.

حد اقل چیزی که از این روایت استفاده می شود امتناع علی علیه السلام از بیعت با ابوبکر است که بدون حضور علی علیه السلام ویارانش اجماع امت محقق نشده است، به این سخن ابن حزم اندلسی توجه کنیم که می گوید:

وَلَعْنَهُ اللَّهِ علی کل إجْمَاعٍ یَخْرُجُ عنه عَلِیُّ بن أبی طَالِبٍ وَمَنْ بِحَضْرَتِهِ من الصَّحَابَهِ

لعنت خداوند بر هر اجماعی که علی بن ابوطالب بیرون از آن باشدو صحابه ای که در خدمت او هستند، در آن اجماع نباشند.

إبن حزم الظاهری، علی بن أحمد بن سعید أبو محمد (متوفای۴۵۶هـ)، المحلی، ج ۹، ص ۳۴۵، تحقیق: لجنه إحیاء التراث العربی، ناشر: دار الآفاق الجدیده – بیروت.

و بر اساس سخن پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله وسلم که فرمود:

علی مع الحق والحق مع علی.

علی همیشه همراه حق وحق همراه علی است. »

مجمع الزوائد، الهیثمیّ، ج۷، ص۲۳۵ وتاریخ مدینه دمشق، ج۴۲، ص۴۴۹ و تاریخ بغداد، ج۱۴، ص۳۲۲و الإمامه والسیاسه، ج۱، ص۹۸، و تفسیر الکبیر، فخر رازی، ج۱، ص۲۰۵ و۲۰۷ و المستدرک، نیشابوری، ج۳، ص۱۲۴ ح ۴۶۲۹و….

آنچه در سقیفه بنی ساعده اتفاق افتاد، حق نبود؛ بلکه به یقین باطل بر سرنوشت مردم حاکم شده بود.

اجبار به بیعت خلاف قرآن است:

ثانیاً: مگر بیعت با خلیفه از ایمان به خدا و پیامبر بالاتر است که خداوند اکراه واجبار در آن را ممنوع کرده ودر آیه ۲۵۶ سوره بقره می فرماید:

لا إِکْراهَ فِی الدِّین .

و در آیه ۳ سوره شعراء می فرماید:

لَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ أَلاَّ یَکُونُوا مُؤْمِنین .

گویی می خواهی جان خود را از شدّت اندوه از دست دهی بخاطر اینکه آن ها ایمان نمی آورند»

اما در عین حال به پیامبرش دستور نمی دهد که با اکراه و اجبار کسی را به اسلام دعوت کند؛ بلکه می فرماید:

قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَیْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَیْکُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَإِنْ تُطِیعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَی الرَّسُولِ إِلا الْبَلاغُ الْمُبِینُ. النور / ۵۴٫

بگو: «خدا را اطاعت کنید، و از پیامبرش فرمان برید! و اگر سرپیچی نمایید، پیامبر مسئول اعمال خویش است و شما مسئول اعمال خود! امّا اگر از او اطاعت کنید، هدایت خواهید شد و بر پیامبر چیزی جز رساندن آشکار نیست!».

آیا یک مورد سراغ دارید که پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله وسلم کسی را با تهدید و اجبار وادار به اسلام کرده باشد؟

چرا خلیفه با دیگر متخلفان بیعت برخورد نکرد؟

ثالثاً: اگر موضوع امتناع از بیعت برای خلیفه آن قدر مهم و ارزشمند بود که حاضر بود خانه فرزند پیامبر را به آتش بکشد؛ پس چرا با دیگر افرادی که از بیعت تخلف کردند این معامله را نکرد؟ افراد بسیاری از صحابه از بیعت با ابوبکر خودداری کردند.

بخاری به نقل از عمر بن خطاب می نویسد:

حِینَ تَوَفَّی اللَّهُ نَبِیَّهُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَنَّ الْأَنْصَارَ خَالَفُونَا وَاجْتَمَعُوا بِأَسْرِهِمْ فِی سَقِیفَهِ بَنِی سَاعِدَهَ وَخَالَفَ عَنَّا عَلِیٌّ وَالزُّبَیْرُ وَمَنْ مَعَهُمَا

هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه وسلم از دنیا رفت، انصار با ما مخالفت کردند و همه آن ها در سقیفه بنی ساعده گردآمدند و همچنین علی، زبیر و افرادی که با آن ها بودند، با ما مخالفت کردند.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج ۶، ص ۲۵۰۳، ح۶۴۴۲، کتاب الحدود، ب ۳۱، باب رَجْمِ الْحُبْلَی مِنَ الزِّنَا إِذَا أَحْصَنَتْ، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷ .

ابوالفداء در تاریخ خود می نویسد:

فبایع عمر أبا بکر رضی الله عنهما وانثال الناس علیه یبایعونه فی العشر الأوسط من ربیع الأول سنه إِحدی عشره خلا جماعه من بنی هاشم والزبیر وعتبه بن أبی لهب وخالد بن سعید ابن العاص والمقداد بن عمرو وسلمان الفارسی وأبی ذر وعمار بن یاسر والبراء بن عازب وأبی بن کعب ومالوا مع علی بن أبی طالب.

وقال فی ذلک عتبه بن أبی لهب:

ما کنت أحسب أن الأمر منصرف… عن هاشم ثم منهم عن أبی حسن

عن أول الناس إِیماناً وسابقه… وأعلم الناس بالقرآن والسنن

وآخر الناس عهداً بالنبی من… جبریل عون له فی الغسل والکفن

من فیه ما فیهم لا یمترون به… ولیس فی القوم ما فیه من الحسن

وکذلک تخلف عن بیعه أبی بکر أبو سفیان من بنی أمیه ثم إن أبا بکر بعث عمر بن الخطاب إِلی علی ومن معه لیخرجهم من بیت فاطمه رضی الله عنها، وقال: إِن أبوا علیک فقاتلهم. فأقبل عمر بشیء من نار علی أن یضرم الدار، فلقیته فاطمه رضی الله عنها وقالت: إِلی أین یا ابن الخطاب أجئت لتحرق دارنا قال: نعم….

عمر با ابوبکر بیعت کرد، مردم در ده روز میانی ماه ربیع الأول سال یازدهم هجری برای بیعت هجوم آوردند؛ ولی گروهی از بنی هاشم، زبیر، عتبه پسر ابولهب، خالد بن سعید بن عاص، مقداد بن عمرو، سلمان فارسی، ابوذر، عماریاسر، براء بن عازب و أبی بن کعب به طرف علی رفتند و به او گرایش یافتند.

عتبه بن ابولهب در این باره شعری سرود و گفت:

گمان نمی کردم خلافت از بنو هاشم و از علی گرفته شود، کسی که در ایمان اول و سابق بر همه بود، کسی که آگاه ترین مردم به دانش قرآن و سنت بود و آخر کسی بود که همراه پیامبر بود و او را ترک نکرد، کسی که جبرئیل در غسل و کفن نمودن رسو لخدا او را یاری می داد، کسی که در میان مسلمانان او را همانندی نبود و همه خوبی ها را همراه داشت.

همچنین از بیعت با ابوبکر افرادی مانند ابوسفیان از قبیله امیه سرپیچی کردند، ابوبکر، عمر را فرستاد تا علی و همراهانش را از خانه فاطمه بیرون بیاورد و دستور داد که اگر اطاعت نکردند، با آنان بجنگد، عمر با شعله ای از آتش به طرف خانه فاطمه آمد، فاطمه او را دید، فرمود: کجا آمده ای، آیا می خواهی خانه مرا آتش بزنی؟ گفت: آری…

أبو الفداء عماد الدین إسماعیل بن علی (متوفای۷۳۲هـ) المختصر فی أخبار البشر، ۱، ص ۱۰۷

و عاصمی مکی از عالمان مشهور قرن دوازدهم در باره متخلفین از بیعت با ابوبکر می نویسد:

تخلف عن بیعه أبی بکر یومئذ سعد بن عباده وطائفه من الخزرج وعلی بن أبی طالب وابناه والزبیر والعباس عم رسول الله وبنوه من بنی هاشم وطلحه وسلمان وعمار وأبو ذر والمقداد وغیرهم وخالد بن سعید بن العاص.

سعد بن عباده و گروهی از خزرجیان، علی بن ابوطالب و دو فرزندش، زبیر، عباس عموی رسول خدا و فرزندان عباس از بنی هاشم، طلحه، سلمان فارسی، أبوذر، مقداد و غیر آن و همچنین خالد بن سعید بن عاص از بیعت با ابوبکر سرپیچی کردند.

العاصمی المکی، عبد الملک بن حسین بن عبد الملک الشافعی (متوفای۱۱۱۱هـ)، سمط النجوم العوالی فی أنباء الأوائل والتوالی، ج ۲، ص ۳۳۲، : تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود- علی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت – ۱۴۱۹هـ- ۱۹۹۸م.

و ابوجعفر طبری از عالمان مشهور سنی در قرن هفتم هجری می نویسد:

وتخلف عن بیعه أبی بکر یومئذ سعد بن عباده فی طائفه من الخزرج وعلی بن أبی طالب وابناه والعباس عم رسول الله صلی الله علیه وسلم وبنوه فی بنی هاشم والزبیر وطلحه وسلمان وعمار وأبو ذر والمقداد وغیرهم من المهاجرین وخالد بن سعید بن العاص.

الطبری، أحمد بن عبد الله بن محمد أبو جعفر (متوفای۶۹۴هـ)، الریاض النضره فی مناقب العشره، ج ۲، ص ۲۱۴، : تحقیق: عیسی عبد الله محمد مانع الحمیری، ناشر: دار الغرب الإسلامی – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۹۹۶م.

یعقوبی در تاریخ خود می نویسد:

وتخلف عن بیعه أبی بکر قوم من المهاجرین والأنصار ومالوا مع علی بن أبی طالب منهم العباس بن عبد المطلب والفضل بن العباس والزبیر بن العوام بن العاص وخالد بن سعید والمقداد بن عمرو وسلمان الفارسی وأبو ذر الغفاری وعمار بن یاسر والبراء بن عازب وأبی بن کعب

الیعقوبی، أحمد بن أبی یعقوب بن جعفر بن وهب بن واضح (متوفای۲۹۲هـ، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۱۲۴، : ناشر: دار صادر – بیروت.

و ابن أثیر جزری در باره خالد و أبان بن سعید بن أبی العاص، دو تن از بزرگان صحابه، می نویسد:

وتأخر خالد وأخوه أبان عن بیعه أبی بکر رضی الله عنه.

خالد و برادرش ابان، بیعت با ابوبکر را به تأخیر انداختند.

الجزری، عز الدین بن الأثیر أبی الحسن علی بن محمد (متوفای۶۳۰هـ)، أسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج ۲، ص ۱۲۱، تحقیق عادل أحمد الرفاعی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت / لبنان، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۷ هـ – ۱۹۹۶ م.

و در جای دیگر می نویسد:

وکان أبان أحد من تخلّف عن بیعه أبی بکر….

ابان، یکی از افرادی بود که با ابوبکر بیعت نکرد.

همان: ج ۱، ص ۶۰

ابن أثیر می نویسد:

وتخلّف عن بیعته علی وبنو هاشم والزیبر ابن العوام وخالد بن سعید بن العاص وسعد بن عباده الانصاری ثم ان الجمیع بایعوا بعد موت فاطمه بنت رسول اللّه صلی اللّه علیه وسلم الا سعد بن عباده فانه لم یبایع أحدا الی ان مات وکانت بیعتهم بعد سته أشهر علی القول الصحیح وقیل غیر ذلک.

علی و بنی هاشم، زبیر، خالد بن سعید بن عاص و سعد بن عباده انصاری از بیعت با ابوبکر سر باز زده و امتناع کردند، سپس بعد از فوت فاطمه (سلام الله علیها) همگی بیعت کردند، مگر سعد بن عباده که تا آخر عمرش با هیچ کس بیعت نکرد تا از دنیا رفت، و بیعت آن افراد بنابر قول صحیح، پس از گذشت شش ماه بود؛ اگر چه غیر از این هم گفته شده است.

الجزری، عز الدین بن الأثیر أبی الحسن علی بن محمد (متوفای۶۳۰هـ)، أسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج ۳، ص ۳۳۹، تحقیق عادل أحمد الرفاعی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت / لبنان، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۷ هـ – ۱۹۹۶ م.

تخلف سعد بن عباده:

سعد بن عباده، صحابی مشهور رسول خدا و رئیس قبیله خزرج از کسانی است که هرگز با ابوبکر بیعت نکرد؛ اما در تاریخ دیده نشده است که طرفداران خلیفه به خانه او هجوم آورده باشند و به زور بخواهند از او بیعت بگیرند.

ابن عبد البر قرطبی در الإستیعاب می نویسد:

وتخلف سعد بن عباده عن بیعه أبی بکر رضی الله عنه وخرج من المدینه ولم ینصرف إلیها إلی أن مات بحوران من أرض الشام لسنتین ونصف مضتا من خلافه عمر رضی الله عنه

سعد بن عباده از بیعت با ابوبکر امتناع کرده و کناره گیری نمود و به همین جهت از شهر مدینه خارج شد و دیگر بازنگشت تا آن که در مکانی به نام حوران در سر زمین شام، پس از گذشت دو سال و نیم از خلافت عمر، از دنیا رفت.

إبن عبد البر، یوسف بن عبد الله بن محمد (متوفای۴۶۳هـ)، الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، ج ۲، ص ۵۹۹، تحقیق علی محمد البجاوی، ناشر: دار الجیل – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۲هـ.

المزی، یوسف بن الزکی عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفای۷۴۲هـ)، تهذیب الکمال، ج ۱۰، ص ۲۸۱، تحقیق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۰هـ – ۱۹۸۰م.

ابن حجر می نویسد:

وقصته فی تخلفه عن بیعه أبی بکر مشهوره.

داستان تخلف سعد بن عباده از بیعت با ابوبکر، مشهور است. »

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای۸۵۲ هـ)، الإصابه فی تمییز الصحابه، ج ۳، ص ۶۶، تحقیق علی محمد البجاوی، ناشر: دار الجیل – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۲هـ – ۱۹۹۲م.

ابن قتیبه دینوری در الإمامه والسیاسه، طبری و ابن أثیر در تاریخشان نویری در نهایه الأرب و حلبی در السیره الحلبیه می نویسند:

ثم بُعث إلیه أن أقبل فبایع فقد بایع الناس وبایع قومک فقال: أما والله حتی أرمیکم بما فی کنانتی من نبل وأخضب سنان رمحی وأضربکم بسیفی ما ملکته یدی وأقاتلکم بأهل بیتی ومن أطاعنی من قومی فلا أفعل.

وأیم الله لو أن الجن اجتمعت لکم مع الانس ما بایعتکم حتی أعرض علی ربی وأعلم ما حسابی.

فلما أتی أبو بکر بذلک قال له عمر لا تدعه حتی یبایع فقال له بشیر بن سعد إنه قد لج وأبی ولیس بمبایعکم حتی یقتل ولیس بمقتول حتی یقتل معه ولده وأهل بیته وطائفه من عشیرته فاترکوه فلیس ترکه بضارکم إنما هو رجل واحد فترکوه وقبلوا مشوره بشیر بن سعد واستنصحوه لما بدا لهم منه فکان سعد لا یصلی بصلاتهم ولا یجمع معهم ویحج ولا یفیض معهم بإفاضتهم فلم یزل کذلک حتی هلک أبو بکر رحمه اللّه.

افرادی نزد سعد بن عباده فرستاده شد که مردم همه بیعت کرده اند، تو هم بیعت کن، گفت: به خدا سوگند اگر با نیزه ها شما را هدف قرار دهم و نیزه ام را با خون شما رنگین کنم و با شمشیر شما را از پای درآورم و با قبیله ام و هر کسی که مرا اطاعت کند با شما درگیر شوم، دست در دست شما نخواهم گذاشت، به خدا سوگند اگر جن و انس در کنار شما قرار بگیرند، من با شما بیعت نخواهم کرد تا با خدای خودم دیدار کنم و حساب خویش را ببینم.

پس از آن که این گزارش را برای ابوبکر آوردند، عمر گفت: او را رها نکن تا بیعت کند، بشیر بن سعد گفت: او سر پیچی کرده و با شما بیعت نمی کند؛ مگر آن که خود و فرزندان و طائفه اش را قربانی کند، او را رها کنید که ضرر نمی کنید.

در نتیجه وی را رها کرده و مشورت و نصیحت بشیر بن سعید را پذیرفتند. سعد با آنان نماز نمی خواند و در نماز جمعه آنان شرکت نمی کرد و در سفر حج با آنان همراه نمی شد تا آنکه ابوبکر از دنیا رفت.

الدینوری، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبه (متوفای۲۷۶هـ)، الإمامه والسیاسه، ج ۱، ص ۱۴، تحقیق: خلیل المنصور، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت – ۱۴۱۸هـ – ۱۹۹۷م؛

الطبری، أبی جعفر محمد بن جریر (متوفای۳۱۰هـ)، تاریخ الطبری، ج ۲، ص ۲۴۴، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت؛

الشیبانی، أبو الحسن علی بن أبی الکرم محمد بن محمد بن عبد الکریم (متوفای۶۳۰هـ)، الکامل فی التاریخ، ج ۲، ص ۱۹۴ تحقیق عبد الله القاضی، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه الثانیه، ۱۴۱۵هـ؛

النویری، شهاب الدین أحمد بن عبد الوهاب (متوفای۷۳۳هـ)، نهایه الأرب فی فنون الأدب، ج ۱۹، ص ۲۲ تحقیق مفید قمحیه وجماعه، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۴هـ – ۲۰۰۴م؛

الحلبی، علی بن برهان الدین (متوفای۱۰۴۴هـ)، السیره الحلبیه فی سیره الأمین المأمون، ج ۳، ص ۴۸۳، ناشر: دار المعرفه – بیروت – ۱۴۰۰٫

حال پرسش ما این است که چرا ابوبکر و دار و دسته اش با دیگر متخلفان از بیعت، همان رفتار با فاطمه زهرا سلام الله علیها را انجام نداند؟

چرا در میان تمام خانه های مدینه، فقط خانه دختر رسول خدا نا امن بود؟

شبهه سوم (عمر فقط تهدید کرد):

عبد الرحمن دمشقیه در اشکال دلالی بر این روایت می گوید:

ولئن احتججتم بهذه الروایه أبطلتم اعتقادکم بحصول التحریق إلی التهدید بالتحریق. وأبطلتم اعتقادکم بأن علیا لم یبایع لأن هذه الروایه تقول: فلم یرجعوا إلی فاطمه حتی بایعوا أبا بکر.

اگر به این روایت استدلال کنید، اعتقادتان را نسبت به آتش زدن باطل و فقط تهدید به آتش زدن را ثابت کرده اید و همچنین این عقیده شما که علی بیعت نکرد، نیز باطل می شود؛ چون این روایت می گوید: به خانه بازنگشتند تا آن که با ابوبکر بیعت کردند.

پاسخ:

اولاً: فرمایش حضرت فاطمه سلام الله علیها در بخش پایانی حدیث نشان دهنده جدی بودن تهدید عمر بن خطاب است.

ثانیاً: با توجه به جدی بودن تهدید، حضرت فاطمه سلام الله علیها برای جلوگیری از آتش زدن خانه و از بین رفتن فرزندان پیامبر به آنان گوشزد می کند که دیگر این جا نیایید.

ثالثاً: عبارت «فلم یرجعوا إلیها حتی بایعوا لا بی بکر» دروغ محض است که توسط ایادی بنی امیه به حدیث افزوده شده است تا ثابت کنند که تهدید عملی نشده است با این که در صحیح بخاری و مسلم با صراحت آمده است که حضرت علی علیه السلام تا شش ماه با ابوبکر بیعت نکرد.

بخاری می نویسد:

فَوَجَدَتْ فَاطِمَهُ علی أبی بَکْرٍ فی ذلک فَهَجَرَتْهُ فلم تُکَلِّمْهُ حتی تُوُفِّیَتْ وَعَاشَتْ بَعْدَ النبی صلی الله علیه وسلم سِتَّهَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّیَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌّ لَیْلًا ولم یُؤْذِنْ بها أَبَا بَکْرٍ وَصَلَّی علیها وکان لِعَلِیٍّ من الناس وَجْهٌ حَیَاهَ فَاطِمَهَ فلما تُوُفِّیَتْ اسْتَنْکَرَ عَلِیٌّ وُجُوهَ الناس فَالْتَمَسَ مُصَالَحَهَ أبی بَکْرٍ وَمُبَایَعَتَهُ ولم یَکُنْ یُبَایِعُ تِلْکَ الْأَشْهُرَ فَأَرْسَلَ إلی أبی بَکْرٍ أَنْ ائْتِنَا ولا یَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَکَ کَرَاهِیَهً لِمَحْضَرِ عُمَرَ.

فاطمه بر ابوبکر خشم گرفت و با او قهر نمود و با او سخن نگفت تا اینکه از دنیا رفت و پس از رسول خدا شش ماه زنده بود؛ هنگامی که از دنیا رفت همسرش او را شبانه دفن کرد؛ و در باره دفن وی به ابوبکر اطلاع نداد و خود بر وی نماز خواند؛ و تا فاطمه زنده بود علی علیه السلام از آبروی خاصی برخوردار بود. و چون فاطمه از دنیا رفت، چهره های مردم را خوش برخورد نیافت و مصلحت را در بیعت با ابوبکر دید؛ زیرا تا آن زمان بیعت نکرده بود. ولذا شخصی را نزد ابوبکر فرستاد و پیغام داد که تو خودت نزد ما بیا و هیچ کس همراه تو نباشد؛ چون از حضور عمر بدش می آمد!!!»

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج ۴، ص ۱۵۴۹، ح ۳۹۹۸، کتاب المغازی، باب غزوه خیبر، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫

النیسابوری، مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری (متوفای۲۶۱هـ)، صحیح مسلم، ج ۳، ص ۱۳۸۰، ح ۱۷۵۹، کتاب الجهاد والسیر، باب قول النبی لانورث، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

نتایج این روایت:

ما اصلا فرض را بر این می گیریم که طبق این روایت نمی توان هجوم به خانه و آتش زدن آن را ثابت کرد؛ اما این روایت چیزهای دیگری را ثابت می کند که عواقب آن برای اهل سنت کمتر از هجوم به خانه وحی و… نیست و اصل مبنای مشروعیت خلافت ابوبکر را زیر سؤال می برد.

الف: اثبات قصد عمر برای سوزاندن خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها:

این روایت در خوشبینانه ترین حالت، قصد عمر را برای سوزاندن خانه فاطمه زهرا اثبات می کند و سخن حضرت زهرا علیها السلام «أیم الله لیمضین لما حلف علیه» تأکید بر تصمیم جدی عمر می باشد؛ در حالی که قصد بد نسبت به اهل مدینه، گناه نا بخشودنی است و رسول خدا قسم خورده است که خداوند چنین کسی را در آتش ذوب خواهد کرد؛ همان طور که نمک در آب، حل می شود.

مسلم نیشابوری در صحیحش در باب « بَاب من أَرَادَ أَهْلَ الْمَدِینَهِ بِسُوءٍ أَذَابَهُ الله » شش روایت نقل کرده است که اگر کسی قصد بدی نسبت به اهل مدینه داشته باشد، خداوند او را همانند نمک در آب، حل خواهد کرد:

عن أبی عبد اللَّهِ الْقَرَّاظِ أَنَّهُ قال أَشْهَدُ علی أبی هُرَیْرَهَ أَنَّهُ قال قال أبو الْقَاسِمِ (ص) من أَرَادَ أَهْلَ هذه الْبَلْدَهِ بِسُوءٍ یَعْنِی الْمَدِینَهَ أَذَابَهُ الله کما یَذُوبُ الْمِلْحُ فی الْمَاءِ.

هر کس قصد بدی نسبت به مردم مدینه داشته باشد، خداوند او را (در آتش) ذوب می کند؛ همان گونه که نمک در آب حل می شود.

النیسابوری، مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری (متوفای۲۶۱هـ)، صحیح مسلم، ج ۲، ص ۱۰۰۷، ح ۱۳۸۶ کتاب الحج، بَاب من أَرَادَ أَهْلَ الْمَدِینَهِ بِسُوءٍ أَذَابَهُ الله، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

آیا کسی حق دارد که تنها یادگار رسول خدا و سیده زنان اهل بهشت را تهدید کند که خانه ات را آتش خواهم زد؟

ب: نمایش دموکراسی وبیعت با تهدید وخشونت:

این روایت ثابت می کند که بیعت ابوبکر با توسل به تهدید و خشونت صورت گرفته و بحث دموکراسی، اجماع صحابه، اتفاق اهل حل و عقد (ریش سفیدان و بزرگان)، بیعت مردم و… افسانه ای بیش نیست که همین مطلب به تنهایی مشروعیت خلافت اهل سنت را زیر سؤال می برد؛ چرا که طبق مبنای اهل سنت، خلیفه با آرای مردم انتخاب می شود؛ در حالی که در این روایت عکس آن مشاهده می شود.

پس ابوبکر نه از جانب خدا و رسولش انتخاب شده است و نه مردم او را به خلافت برگزیده اند (طبق این روایت)؛ بلکه با زور، خشونت و تهدید به خلافت رسیده است.

در این صورت چه تفاوتی است میان خلافت ابوبکر و دیگر سلاطین زورگو و مستبد که با سر نیزه و شمشیر بر مردم مسلط می شدند؟

ج: مخالفت امیر مؤمنان و اصحاب ایشان با خلافت ابوبکر:

نتیجه سوم و از همه مهمتر این است که فاطمه زهرا، امیر مؤمنان علیهما السلام و اصحاب و یاران او، با خلافت ابوبکر مخالف بوده و خلافت را حق امیر مؤمنان علیه السلام می دانسته اند ولذا امیر مؤمنان با اصحاب در خانه فاطمه زهرا جمع می شدند، تا راهکاری برای خلافت خویش پیدا کنند. و این یعنی، خروج امیر مؤمنان علیه السلام از اجماع بر خلافت ابوبکر.

حال بار دیگر سخن ابن حزم اندلسی را یاد آ ور می شویم که بر اجماعی که امیر مؤمنان در آن حضور ندارد، لعنت فرستاده است:

وَلَعْنَهُ اللَّهِ علی کل إجْمَاعٍ یَخْرُجُ عنه عَلِیُّ بن أبی طَالِبٍ وَمَنْ بِحَضْرَتِهِ من الصَّحَابَهِ.

لعنت خداوند بر هر اجماعی که علی بن ابوطالب بیرون از آن باشد و صحابه ای که در خدمت او هستند، در آن اجماع نباشند.

إبن حزم الظاهری، علی بن أحمد بن سعید أبو محمد (متوفای۴۵۶هـ)، المحلی، ج ۹، ص ۳۴۵، تحقیق: لجنه إحیاء التراث العربی، ناشر: دار الآفاق الجدیده – بیروت.

لعنت خدا و ملائکه وتمام مردم بر کسی که اهل مدینه را بترساند:

مطلب دیگری که این روایت ثابت می کند، این است که خلیفه دوم با این تهدید حد اقل مردم مدینه را ترسانده است که در این صورت پاسخ اهل سنت از روایت « من أخاف أهل المدینه أخافه الله، وعلیه لعنه الله والملائکه والناس أجمعین» چه خواهد بود؟

ذهبی در تاریخ الإسلام می نویسد:

قال یزید بن الهاد، عن أبی بکر بن المنکدر، عن عطاء بن یسار، عن السائب بن خلاد، أنه سمع رسول الله صلی الله علیه وسلم یقول: من أخاف أهل المدینه أخافه الله، وعلیه لعنه الله والملائکه والناس أجمعین. رواه مسلم بن أبی مریم، وعبد الله بن عبد الرحمن بن أبی صعصعه، عن عطاء عن السائب، وخالفهم موسی بن عقبه، عن عطاء فقال: عن عباده بن الصامت، والأول أصح.

سائب بن خلاد می گوید: از رسول خدا شنیدم فرمود: هر کس مردم مدینه را بترساند خدا اورا بترساند، و بر چنین کسی باد لعنت خدا و ملائکه و تمام مردم.

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای۷۴۸هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج ۵، ص ۲۶، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمری، ناشر: دار الکتاب العربی – لبنان/ بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۷هـ – ۱۹۸۷م.

بررسی سند روایت:

یزید بن عبد الله:

او از راویان بخاری است، وابن حجر او را ثقه دانسته و از کسانی معرفی می کند که حدیث زیاد نقل کرده است.

یزید بن عبد الله بن أسامه بن الهاد اللیثی أبو عبد الله المدنی ثقه مکثر من الخامسه.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای۸۵۲هـ) تقریب التهذیب، ج ۱، ص ۶۰۲، رقم: ۷۷۳۷، تحقیق: محمد عوامه، ناشر: دار الرشید – سوریا، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۶هـ – ۱۹۸۶م.

أبو بکر بن المنکدر:

او از راویان بخاری است. و ابن حجر او را ثقه می نامد.

أبو بکر بن المنکدر بن عبد الله التیمی المدنی ثقه.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای۸۵۲هـ) تقریب التهذیب، ج ۱، ص ۶۲۴، رقم: ۷۹۸۹، تحقیق: محمد عوامه، ناشر: دار الرشید – سوریا، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۶هـ – ۱۹۸۶م.

عطاء بن یسار:

از راویان بخاری است و ابن حجر او را ثقه و دارای فضل و اهل موعظه و عبادت معرفی کرده است.

عطاء بن یسار الهلالی أبو محمد المدنی مولی میمونه ثقه فاضل صاحب مواعظ وعباده.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای۸۵۲هـ) تقریب التهذیب، ج ۱، ص ۳۹۲، رقم: ۴۶۰۵، تحقیق: محمد عوامه، ناشر: دار الرشید – سوریا، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۶هـ – ۱۹۸۶م.

سائب بن خلاد:

او صحابی است و صحابه از دیدگاه اهل سنت عدالتشان قطعی است.

محمد ناصر البانی در السلسه الصحیحه می نویسد:

[ من أخاف أهل المدینه أخافه الله ]. ( وهذا إسناد حسن ) وروی عن جابر بن عبد الله به إلا أنه لم یقل: أخافه الله وزاد: فعلیه لعنه الله وغضبه لا یقبل منه صرفا ولا عدلا. وإسناده صحیح. وقد صح الحدیث عن جابر بلفظ: من أخاف أهل المدینه فقد أخاف ما بین جنبیّ. أخرجه أحمد.

این روایت که اگر کسی مردم مدینه را بترساند خدا او را می ترساند، سندش صحیح است، و از جابر نیز نقل شده است، فقط در نقل او جمله اخافه الله نیست، اگر چه جمله: پس بر او باد لعنت وخشم خدا، وجود دارد، و سندش نیز صحیح است.

وهمچنین با سند صحیح از جابر آمده است که فرمود: هر کس مردم مدینه را بترساند قلب مرا ترسانده است.

البانی، محمد ناصر (متوفای۱۴۲۰هـ)، السلسله الصحیحه (مختصره)، ج۵، ص۳۸۲، رقم ۲۳۰۴، ناشر: مکتبه المعارف – الریاض.

نتیجه:

این روایت از نظر سندی هیچ مشکلی ندارد، از نظر دلالی نیز حد اقل تهدید به آتش زدن، بیعت گرفتن اجباری و… ثابت می کند که مساوی است با عدم مشروعیت خلافت أبوبکر.

 
 
 
 

 

شبکه بین المللی مطالعات ادیان

اینفورس (شبکه بین المللی مطالعات ادیان)،‌ بخشی از یک مجموعه فعالیت های فرهنگی است که توسط یک گروه جهادی مجازی انجام می شود. این گروه  بدون مرز، متشکل از اساتید، طلاب، دانشجویان و کلیه داوطلبان باایمان و دغدغه مندی است که علاقمند به فعالیت علمی جهادی در عرصه جنگ نرم هستند. شما هم می توانید یکی از اعضای این گروه باشید(اینجا کلیک کنید). فعالیت های سایت زیر نظر سید محمد رضا طباطبایی، مدرس ادیان و کارشناس صدا و سیماست. موضوعات سایت نیز در زمینه سیر مطالعاتی با رویکرد تقویت بنیه های اعتقادی و پاسخ به شبهات است.

0 0 رای ها
شما هم امتیاز بدهید..
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست دارم، لطفا نظر دهیدx
()
x