سیر قرآن و عهدین

بن‌مایه‌های مشترک در مزامیر و احادیث مربوط به داود علیه السلام در متون اسلامی(۲۱ص)

 

بن‌مایه‌های مشترک در مزامیر و احادیث مربوط به داود علیه السلام در متون اسلامی


نویسندگان: حسین حیدری، فاطمه حاجی‌ اکبری

معرفت ادیان، سال پنجم، شماره سوم، پیاپی ۱۹، تابستان ۱۳۹۳، ص ۴۵ ـ ۶۵

فرمت pdf برای استفاده در سیستم های مختلف با نمایش ساختار اصلی کتاب

دانلود مقاله به فرمت pdf

چکیده

مزامیر یا زبور حضرت داود (۱۰۱۵- ۱۰۸۵ ق.م.) مجموعه‌ای از شعر و سرود با مضمون نیایش، پرستش و توکل بر خداوند است. بسیاری از مفاهیم یکصد و پنجاه باب آن، قابل انطباق با مضامین قرآن و احادیث است. در برخی احادیث اسلامی، حضرت داود علیه السلام مورد خطاب مستقیم پروردگار قرار گرفته‌ است.
این تحقیق برای رسیدن به آموزه‌های مشترک ادیان ابراهیمی، صرف‌نظر از طرح حجیت آنها، به بررسی درون‌مایه‌های مشترک میان مزامیر و احادیث خطابی به حضرت داود می‌پردازد. «ستایش»، «حمد و تسبیح»، «توکل»، «امید»، «توبه»، «شکرگزاری»، «رحمت خداوند»، «عدم تلبس به لباس دشمنان»، «دوری از تکبر» و «کمک به نیازمندان»، ازجمله آموزه‌های مشترک در مزامیر و احادیث خطابی به حضرت داود است. در بسیاری از موارد، بجز جهت‌گیری کلی و اشتراکات مضمونی، در عبارات، ترکیبات، استدلال‌ها نیز توارد و همانندی وجود دارد. این امر، فی‌الجمله می‌تواند گواه اصالت آسمانی مزامیر باشد.

کلید‌واژه‌ها: کتاب مزامیر، حضرت داود، احادیث اسلامی، اسرائیلیات.

مقدمه

بی تردید دردها، دغدغه ها، تعالیم و آموزه های مشترک ادیان، نقش کلیدی در فراهم سازی گفتمان میان ادیان داشته و در شکل گیری جامعه ای اخلاق مدارانه در میان ابنای بشر تأثیر بسیار دارد. ترانه های توکل، سرود های روحانی، سرود مناجات اسرائیل، کتاب تسبیحات، و صد و پنجاه تصنیف برای عبادت، ازجمله توصیفاتی است که برای مزامیر به کار برده می شود. درحقیقت، زبور حضرت داود علیه السلام با لطیف ترین بیان به شکل حروف الفبا با قلب انسان ها سخن گفته و دل ها را به نرمی و عواطف فرامی خواند. از سوی دیگر، بسیاری از سخنان منقول از انبیای الهی، بخشی از روایات معتبر در منابع حدیثی اسلام به شمار می رود که مباحث اخلاقی مشترک و یکسانی با تعالیم سایر ادیان دارند. در میان احادیث اسلامی، برخی ویژگی ها و موضوعات مرتبط با حضرت داود علیه السلام ذکر شده است که دسته ای از آنها، خطاب های خداوند به حضرت داود است.

این مقاله، در پی استخراج درون مایه های مشترک دو میراث احادیث اسلامی و مزامیر عهد عتیق است. بررسی درون مایه ها در احادیث، بر پایه خطاب هایی است که به حضرت داود شده، نه بررسی همه احادیثی که از ایشان سخن به میان آمده است؛ یعنی روایاتی که طلیعه آنها قالَ اللهُ إلی داود و مشابه آن است. همچنین مزامیر و احادیث خطابی به حضرت داود، به مثابه یک متن و فارغ از بررسی اثبات حجیت سندی آنها، در نظر گرفته شده است.

در این تحقیق، مضمون های مشترک به صورت جست وجوی کتابخانه ای و نرم افزاری در مزامیر و احادیث جمع آوری شده است. گرچه در زمینه مقایسه و بررسی تطبیقی کتاب مقدس با روایات، به صورت کلی پژوهش هایی صورت گرفته، اما هیچ یک، به طور مستقل به مزامیر و احادیث خطابی به حضرت داود نپرداخته اند.

۱-۱-۱٫جایگاه وحیانی مزامیر در متون مقدس یهودیان

اکثر کتب روایی در بخش کتاب مقدس عبری، صورت نهایی خود را در قرن ششم ق.م. یا پس از آن یافته اند (هینلز، ۱۳۸۶، ص ۱۸۱). بنا بر سنت یهودیان، عزرای کاتب و سایر اعضای انجمن کبیر قانون گذاری (کنست هگدولا)، کتب مقدس یهود را که طی دوره تقریباً نهصد سال (از زمان حضرت موسی علیه السلام در قرن سیزدهم ق.م، تا پس از اسارت بابلی در قرن پنجم ق.م.) به صورت مکتوب و شفاهی برجای مانده بود، در مجموعه ۳۹ بخشی تورات، نبوت و حکمت، به ترتیب زیر تنظیم و ارائه کردند:

۱٫ پنچ بخش تورات (تکوین، خروج، لاویان، اعداد، تثنیه)؛ ۲٫ چهار بخش انبیای نخستین ( یوشع، داوران، سموئیل اول و دوم، پادشاهان اول و دوم)؛ ۳٫ پانزده بخش انبیای متأخر ( اشعیا، ارمیا، حزقیال، هوشع، یوئیل، عاموس، عوبدیا، یونس، میکا، ناحوم، حبقوق، صفنیا، حجّی، زکریا و ملاکی )؛ ۴٫ یازده جلد کتوبیم شامل: مزامیر، امثال سلیمان، ایوب، غزل غزل ها، روت، مراثی، جامعه، استر، دانیال، عزرا، نِحِمیا و تواریخ ایام یک و دو (آنترمن، ۱۳۸۵، ص۱۲ـ۱۱ ).

در نگاه یهودیان سنتی، همه متون مذکور آسمانی است؛ با این تفاوت که ۵ جلد تورات دیکته شده از سوی خداوند به موسی علیه السلام است، هشت جلد انبیا در رؤیا به انبیا وحی شده، ولی با نگارش انبیاست، و یازده جلد کتوبیم، در بیداری با قدرت روح هَقودِش (روح القدس) نگاشته شده اند.

هارامبام (ابن میمون)، بزرگ ترین عالم دینی یهودیان، در شرح مراتب نبوت، به درجه ای اشاره می کند که انسان در بیداری احساس می کند حالتی در وجود او حادث شده و نیرویی او را به سخن می آورد و او سخنان لطیف و حکمت آمیز و یا ستایش گرانه یا نصایح و حتی مطالب اجتماعی و الهیات بر زبان می راند. وی این فیض عقلانی را که از جانب خدا نازل می گردد، روح هقودش می نامد و می گوید: کتاب تهیلیم (مزامیر) حضرت داوید ازجمله این کتب است که با درجه روح هقودش تألیف شده است. به همین دلیل، در زمره کتوبیم؛ یعنی با الهام نوشته شده، از مجموعه سه گانه تَنَخ ( تورات، نوییم، کتوبیم) جای گرفته است. همچنین درباره همین الهام داوید می فرماید: کلام او بر زبانم جاری است. بر این اساس، هرچند که در کتب انبیا خدا به انسان ها سخن می گوید، در کتوبیم ازجمله تهیلیم (مزامیر)، انسان ها با خدا سخن می گویند. در عین حال، این سخنان را خدا بر زبان آنان جاری می گرداند (حکاکیان، ۱۳۸۹، ص۶).

روایتی به نقل از تلمود (باوابَترا ۱۴ ب) می گوید: داوید تهیلیم را به همراهی ده تن از بزرگان، یعنی آدم، ملکی صدق (به قولی لقب سام فرزند نوح)، ابراهیم، موسی، هِمان، یدوتون، آصاف و فرزندان قورَح سروده است و داود با روح هقودش دریافت و گردآوری کرده است (همان، ص۵). به دلیل تقدس ویژه تهیلیم، لاوی ها، از نوادگان لوی یکی از فرزندان یعقوب، که مسئول تشریفات معبد مقدس بوده اند، بسیاری از مزامیر را همراه با مراسم قربانی در خانه خدا با آهنگ و نواهای متنوع موسیقی می سراییده اند و با تناسب نوع سرودها، آلات و آهنگ خاص انتخاب می کردند (همان).

لازم به یادآوری است که سیمای داود (حاکم فلسطین در ۱۰۵۷-۱۰۱۷ ق.م.)، در عهد عتیق با قرآن کریم متفاوت است. ازجمله اینکه در عهد عتیق، وی پادشاه (مسیح) و متهم به گناه است (در عهد قدیم بجز کتاب مزامیر، سه کتاب دیگر نیز مرتبط با احوال و آثار داود است: کتاب دوم سموئیل و کتاب اول پادشاهان گزارشگر سلطنت اوست و کتاب اول سموئیل نیز به مقدمات حکومت وی پرداخته است)، ولی یهودیان از این خرده گیری ها نسبت به چنین سلطانی که حق حیات بر گردن بنی اسرائیل دارد، چشم پوشی می کنند (ر.ک: سلیمانی اردستانی، ۱۳۸۴، ص ۱۲۲؛ لوی ۱۳۳۹، ج ۱، ص۶۵ـ۶۴). ولی در قرآن کریم، او داور عادل و تیزهوش، نبی و خلیفه خداست؛ هموست که کوه ها و پرندگان با او هم آوازی داشتند (یزدان پرست لاریجانی، ۱۳۸۰، ص۶۳۳).

۱-۱-۲٫جایگاه حضرت داود در اسلام

نام حضرت داود علیه السلام، شانزده مرتبه در سوره های بقره، انبیاء، نمل، سبأ و ص بیان شده است. در این آیات، سیمای انسانی ملکوتی ترسیم شده که از نظر ویژگی ها در درجه بسیار بالایی قرار دارد که کمتر پیامبری به این پایه از مقام رسیده است. این ویژگی ها عبارتند از: خدا به او مقام نبوت و کتابت ارزانی داشت (نساء: ۱۶۳)، با علم و حکمت همراه ساخت (بقره: ۲۵۱)، صنعت به او آموخت (انبیاء: ۸۰)، فرزند صالح عطا فرمود (ص: ۳۰)، حکومت و فرمانروایی به او بخشید (ص: ۱۷ـ۲۰)، از نظر قدرت و توانایی به درجه ای رسید که آهن در دست او نرم شد (سبأ: ۱۰)، و طبیعت مسخر او گشت (انبیاء: ۷۹؛ سبحانی، ۱۳۸۲، ج۱۲، ص۲۴۹).

امیرالمؤمنین علی علیه السلام در نهج البلاغه خطبه ۱۵۹، داود صاحب کتاب مزامیر را الگوی کار برای امرار معاش معرفی کرده است: از داود علیه السلام، که صاحب مزامیر و زبور بود و خواننده اهل بهشت می باشد، پیروی کن، به دست خود از لیف خرما زنبیل ها می بافت و به همنشینان خود می گفت: کدام یک از شما در فروختن آنها مرا کمک می کند؟ و از بهای آنها خوراک او یکدانه نان جو بود.

۱-۱-۳٫زمینه های پیدایش و چگونگی مواجهه با اسرائیلیات

اسرائیلیات اصطلاحی است که نقل های دخیل غیراسلامی وارد روایات اسلامی شده اند. درحقیقت، این واژه گاهی فقط بر روایات منتقل شده از راویان یهودی تبار، گاهی روایات یهودی ـ مسیحی و گاهی در مفهومی گسترده تر، بر هر نوع روایت و حکایت از منابع غیراسلامی که به هدف تشویش چهره اسلام و تباه ساختن عقاید مؤمنان وارد اسلام گردیده، اطلاق می شود. با توجه به اینکه نقش عنصر یهودی بر سایر عناصر غالب بوده و در صدر اسلام، عرب ها با آنها تعامل و مراجعه بیشتری داشتند، سرآغاز این اصطلاح، به نفوذ فرهنگ یهودی به فرهنگ عرب صدر اسلام بازمی گردد. ذهبی در تعریف جامعی از اسرائیلیات می نویسد:

واژه اسرائیلیات گرچه ظاهراً نشانگر نفوذ فرهنگ یهود در تفاسیر می‏باشد، لیکن مقصود ما از اسرائیلیات، مفهومی گسترده‏تر و فراگیرتر از این است و آن عبارت است از: تأثیرپذیری تفاسیر از فرهنگ یهودی و مسیحی و غلبه رنگ این دو فرهنگ ـ و مانند آنها ـ بر تفاسیر. اما ازآنجاکه از صدر اسلام تا زمان عالمگیر شدن آن، همواره یهودیان بیش از سایرین با مسلمانان معاشرت داشته و از نظر تعداد هم بیش از هم قطاران خود بوده‏اند، بدین جهت ـ در مقایسه با مسیحیت و سایر فرقه‏ها ـ بیشترین تأثیر را در تفاسیر (و سایر منابع اسلامی) بر جای گذارده‏اند (ذهبی، ۱۳۹۶ق، ج ۱، ص۱۶).

تاریخ امت های پیشین، به ویژه تاریخ زندگی پیامبران الهی، داستان ها و افسانه های پیشینیان درباره خلقت، اسرار آفرینش، ازجمله موضوعاتی بوده که اعراب پیش از اسلام، مرجع این مسائل تاریخی را تورات و اهل کتاب می دانست و از آنها پرس وجو می کردند. ازاین رو، مضمون بسیاری از اسرائیلیات را تشکیل می دهد.

اما درخصوص زمینه های پیدایش، با توجه به منع صریح پیامبر از مراجعه به اهل کتاب، اسرائیلیات در زمان ایشان شکل کم رنگی داشت. اوج دوره پیدایش اسرائیلیات در عرصه تفسیر و حدیث را می توان دوره وفات پیامبر و ظهور طبقه تابعان برشمرد (معرفت، بی تا، ج ۲، ص۱۱۴). چنان که ابوشبهه گفته است: دهه دوم پس از رحلت پیامبر، عصر رواج اسطوره ها، افسانه ها و اسرائیلیات است (ابوشبهه، ۱۴۰۸ق، ص۸۹). ذهبی، ورود اسرائیلیات در حوزه تفسیر را به عهد صحابه بازمی گرداند، معتقد است: در مواردی قرآن و تورات اتفاق نظر داشتند. اما قرآن به اختصار و ایجاز و با اکتفا به مسائل عبرت انگیز از آنها سخن گفته و تورات به تفصل بیان کرده است، مسلمانان به اهل کتاب مراجعه می کردند (ذهبی، ۱۳۹۶ق، ج۱، ص۸۹).

علّامه طباطبائی، دو عامل مهم را ریشه و اساس پیدایی و گسترش روایات اسرائیلی دانسته اند: یکی اینکه داستان سرایی بسیار مورد توجه اهل کتاب بوده و مسلمانان نیز در اقتباس و حفظ روایات و گسترش آنها زیاده روی نموده اند و به ویژه صحابه و تابعین، بسیاری از اطلاعات درباره پیشینیان را از گروهی از دانشمندان نوآیین و تازه مسلمان اهل کتاب، که با آنان ارتباط داشته، فراگرفته اند. دیگر اینکه، شیوه قرآن کریم در نقل داستان ها، گزیده گویی و بیان نکته های سودمند و مهم بوده است. برخلاف داستان های اهل کتاب که همواره با ذکر جزئیات و شرح و بسط های بی فایده همراه بوده است (طباطبایی، ۱۳۹۳ق، ج۱۲، ص ۲۹۱).

از نگاهی دیگر، اسرائیلیات را به اعتبار متن به سه دسته تقسیم کرده اند:

الف. در منابع معتبر شواهد و دلایلی بر کذب آنها وجود دارد. ب. درستی یا نادرستی آنها مشخص نیست. ج. شواهدی بر صحت و درستی آنها وجود دارد.

دسته اول، مردود و غیرقابل قبول شمرده می شوند. در مقابلِ دسته دوم سکوت کرده و آنها نه پذیرفته و نه ردّ می شوند. دسته سوم، تنها مواردی از اسرائیلیات اند که مورد پذیرش قرار می گیرند (معرفت، بی تا، ج۲، ص۱۲۱ ).

از مفهوم برخی آیات قرآنی، این گونه استنباط می شود که صرف اسرائیلی بودن، دلیلی برای ردّ کردن آنها نیست. چنان که بیان کلماتی چون منهم یا فریق منهم، در آیات مربوط به نکوهش اهل کتاب، نشاگر عدم اشتمال آیات بر همه آنها و درست گویی و راست کرداری برخی دیگر از آنان است (ر.ک: بقره: ۱۴۶، ۲۴۶؛ آل عمران: ۶۴،۷۵، ۷۸،۲۳).

آیا طمع دارید که [اینان‏] به شما ایمان بیاورند؟ با آنکه گروهی از آنان سخنان خدا را می‏شنیدند، سپس آن را بعد از فهمیدنش تحریف می‏کردند، و خودشان هم می‏دانستند (بقره: ۷۵) و [بعضی‏] از آنان بی‏سوادانی هستند که کتاب [خدا] را جز خیالات خامی نمی‏دانند، و فقط گمان می‏برند (بقره: ۷۸). و مگر نه این بود که [یهود] هرگاه پیمانی بستند، گروهی از ایشان آن را دور افکندند؟ بلکه [حقیقت این است که‏] بیشترشان ایمان نمی‏آورند (بقره: ۱۰۰).

۱-۱-۴٫اعتبار احادیث خطابی به حضرت داود

با مقایسه دقیق تر احادیث حضرت داود علیه السلام با اسرائیلیات، مشخص می شود که راویان احادیث خطابی به حضرت داود، با ناقلان روایات اسرائیلی متفاوت است؛ ناقلان اسرائیلیات بیشتر یهودیان نومسلمان بودند، حال آنکه احادیث حضرت داود اغلب از زبان امامان یا راویان معتبرحدیثی نقل شده اند. همچنین موضوع اسرائیلیات بیشتر داستان ها و افسانه های پیامبران گذشته و امت های پیشین است. درحالی که بیشتر احادیث خطابی به حضرت داود علیه السلام آموزه های اخلاقی است. افزون بر این، اهداف هرکدام با یکدیگر کاملاً متفاوت است. بنابراین، هرچند از دیرباز نگاه منفی به نقل های دخیل و غیراسلامی می شده است، اما محققان معاصر همه آنچه را که تحت عنوان اسرائیلیات مطرح می شود، جعلی نمی دانند.

درون مایه های مشترک

با توجه به آنچه گذشت، این تحقیق در پی یافتن آموزه های مشترک در مزامیر و روایات خطابی به حضرت داود است. درنتیجه، آیات قرآنی و یا روایات دیگری که به توصیف و یا ویژگی های حضرت داود پرداخته اند، مدنظر قرار نگرفته است. هرچند بجز اشتراک داود، خداوند به صالحان وعده وراثت زمین می دهد: وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أنَّ الْأرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ؛ و درحقیقت در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد. تعبیر دقیق وراثت و استخلاف، در آیات دیگر (نور: ۵۵؛ أعراف: ۱۲۸؛ قصص: ۵) هم عیناً آمده است. همین مضمون و حتی اصطلاح وراثت در مزامیر موجود نیز آمده است: صالحان وارث زمین خواهند بود و در آن تا به ابد سکونت خواهند نمود (مزامیر، ۳۷: ۲۹). در ادامه، با ذکر عناوین مشترک استخراجی، ابتدا احادیث اسلامی حضرت داود، سپس مضمون یا تعبیرات مشابه از مزامیر آورده می شود.

لازم به یادآوری است سطح متون حدیثی مذکور متفاوت بوده و از منابع متقدم و متأخر کنار هم به کار گرفته شده است. همچنین پیشینه ترجمه کامل یکی از عهدین به اوایل قرن نوزدهم بازمی گردد. در سال ۱۸۱۲م، هنری مارتین، به کمک میرزا سیدعلی خان در شیراز، عهد جدید را از یونانی به فارسی برگرداند. در سال ۱۸۴۵ ویلیام گلن و محمدجعفر شیرازی، ترجمه کامل عهد عتیق را با ترجمه گلن و عهد جدید را که با ترجمه مارتین بوده، منتشر کردند. رابرت روس، به کمک اوهانس اهل جلفا و چند نفر دیگر این ترجمه را تجدیدنظر و اصلاح کردند. حاصل کوشش آنان، در ۱۹۸۵ منتشر شده که تاکنون بهترین و دقیق ترین ترجمه عهدین محسوب می شود.

۱-۱-۴-۱٫۱٫ دعــا

روی أن داود علیه السلام لما قال هذا التحمید أوحی الله تعالی إلیه أتعبت الحفظه و هو اللهم لک الحمد دائما مع دوامک و لک الحمد باقیا مع بقائک و لک الحمد خالدا مع خلودک و لک الحمد کما ینبغی لکرم وجهک و عز جلالک یا ذا الجلال و الإکرام (مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج۹۲، ص۱۷۵)؛ چون داود بر وصف تحمید این دعا را خواند از حضرت عزت وحی آمد که ملائکه کرام الکاتبین را از بسیاری نوشتن ثواب این دعا به زحمت انداختی، آن دعا این است: اللهم لک الحمد دائما… .

مهج، [مهج الدعوات‏] رَوَیْنَا بِإِسْنَادِنَا إِلَى سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ مِنْ کِتَابِ فَضْلِ الدُّعَاءِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أبِی جَعْفَرٍ علیه السلام (همان، ص۱۶۷).

همچنین امام باقر علیه السلام حدیثی با همین مضمون به نام یکی از انبیاء الهی بیان کرده اند که با توجه به شباهت مضمونی دو حدیث احتمال می رود مراد حضرت داود باشد:

عَنِ الْبَاقِرِ علیه السلام قَالَ إِنَّ نَبِیّاً مِنَ الْأنْبِیَاءِ علیهم السلام حَمِدَ اللَّهَ بِهَذِهِ الْمَحَامِدِ فَأوْحَى اللَّهُ تَعَالَى جَلَّتْ عَظَمَتُهُ لَقَدْ شَغَلْتَ الْکَاتِبِینَ قَالَ اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ کَثِیراً طَیِّباً مُبَارَکاً فِیهِ کَمَا یَنْبَغِی لَکَ أنْ تُحْمَدَ وَکَمَا یَنْبَغِی لِکَرَمِ وَجْهِکَ وَعِزِّ جَلَالِکَ (همان، ج ۹۰، ص۲۱۲).

از سوی دیگر، از اشتراک لفظی و تعبیرات قرآن کریم با مزامیر موجود، می توان نتیجه گرفت که از نگاه فرد مسلمان، مزامیر فی الجمله کلام خداست. برای مثال، در قرآن کریم (انبیاء: ۱۰۵) به نقل از زبور دل حمد خواهم گفت. جمیع عجایب تو را بیان خواهم کرد (مزامیر: ۱:۹).

تا جلالم ترا سرود خواند و خاموش نشود، ای یهوه خدای من، تو را حمد خواهم گفت تا ابدالآباد ( ۲۱:۳۰).

جلال نام او را بسرایید، و در تسبیح او جلال او را توصیف نمایید! ( ۲:۶۶).

و سرودی تازه در دهانم گذارد؛ یعنی حمد خدای ما را (۳:۴۰).

و نام خدا را با سرود تسبیح خواهم خواند و او را با حمد تعظیم خواهم نمود ( ۶۹: ۳۰).

ای صالحان در خداوند شادی نمایید؛ زیرا تسبیح خواندن راستان را می شاید (۳۳ـ۱).

مزامیر ۱۴۶ تا ۱۵۰ به مزامیر هللویاه معروفند؛ زیرا این کلمه (به معنی خدا را حمد گویید)، در آغاز و پایان هریک از این مزامیر دیده می شود (هلی، ۲۰۰م، ص۲۵۵).

هّللویاه؛ زیرا خدای ما را سراییدن نیکو است و دل پسند، و تسبیح خواندن شایسته است ( ۱۴۷-۱).

هرکه جان در بدن دارد، خدا را ستایش کند؛ هللویاه (۱۵۰:۶).

تا زنده هستم، خداوند را حمد خواهم گفت. مادامی که وجود دارم، خدای خود را خواهم سرایید ( ۱۴۶:۲).

اسم عظیم و مهیب تو را حمد بگویند، که او قدوس است ( ۹۹:۳).

۱-۱-۴-۲٫۲٫ هرچه کنی به خود کنی

در کتاب من لایحضره الفقیه آمده است:

عَنْ أبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ کَانَتِ امْرَأهٌ عَلَی عَهْدِ دَاوُدَ علیه السلام یَاْتِیهَا رَجُلٌ یَسْتَکْرِهُهَا عَلَی نَفْسِهَا فَألْقَی اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ فِی نَفْسِهَا فَقَالَتْ لَهُ إِنَّکَ لَا تَاْتِینِی مَرَّهً إِلَّا وَعِنْدَ أهْلِکَ مَنْ یَاْتِیهِمْ قَالَ فَذَهَبَ إِلَی أهْلِهِ فَوَجَدَ عِنْدَ أهْلِهِ رَجُلًا فَأتَی بِهِ دَاوُدَ علیه السلام فَقَالَ یَا نَبِیَّ اللَّهِ أتَی إِلَیَّ مَا لَمْ یُؤْتَ إِلَی أحَدٍ قَالَ وَمَا ذَاکَ قَالَ وَجَدْتُ هَذَا الرَّجُلَ عِنْدَ أهْلِی فَأوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلَی دَاوُدَ قُلْ لَهُ: کَمَا تَدِینُ تُدَانُ (صدوق، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص ۲۱ـ۲۲)؛ امام صادق علیه السلام می فرماید: در زمان داود پیامبر زنی بود که مردی پیوسته مزاحم او می ‏شد و از او درخواست عمل نامشروع می کرد. درحالی که زن امتناع می ‏ورزید، اما او به زور او را مجبور می ‏کرد، تا اینکه خداوند بر دل آن زن انداخت، و به آن مرد گفت: هیچ گاه تو نزد من نمی آیی، مگر اینکه مرد دیگری با همسرت ارتباط نامشروع دارد. مرد به سوی خانه خود رفت و مردی را در کنار همسر خود دید، او را نزد داود علیه السلام آورد و شکایت کرد. گفت: ای پیامبر خدا بلایی به سرم آمده که بر سر کسی نیامده است. پرسید آن چیست؟ مرد گفت: این شخص را در کنار همسرم در خانه‏ ام یافتم. خداوند متعال به داود وحی فرستاد، به او بگو همان که تو خود درباره دیگران کردی به سرت آمد.

همچنین در سخنى حکیمانه فرمود: یا زارع السیئات انت تحصد شوکها و حسکها (ابن کثیر، ۱۳۸۷، ج ۲، ص۲۶۰)؛ اى کشت کننده گناهان و بدى ها، بدان که تو تنها خار و خاشاک درو خواهى کرد.

اما در مزامیر در همین زمینه آمده است:

ای خداوند رحمت نیز از آن تو است؛ زیرا به هر کس موافق عملش جزا خواهی داد ( ۶۲:۱۲).

آنها(شریران) را به حسب کردار ایشان و موافق اعمال زشت ایشان بده، آنها را مطابق عمل دست ایشان بده و رفتار ایشان را به خودشان ردّ نما ( ۲۸:۴).

بدی را بر دشمنان من خواهد برگردانید ( ۵۴:۵).

۱-۱-۴-۳٫۳٫ امید به خدا

وَرَوَی ألشَّیْخُ ألْعَارِفُ رَجَبٌ ألْحَافِظُ ألْبُرْسِیُّ قَالَ: إِنَّ أللَّهَ تَعَالَی قَالَ لِدَاوُدَ: یَا دَاوُدُ، وَعِزَّتِی وَجَلألِی لَوْ أنَّ أهْلَ سَمَاوَاتِی وَأرْضِی أمَّلُونِی فَأعْطَیْتُ کُلَّ مُؤَمِّلٍ أمَلَهُ وَبِقَدْرِ دُنْیَاکُمْ سَبْعِینَ ضِعْفاً لَمْ یَکُنْ ذَاکَ إِلأ کَمَا یَغْمِسُ أحَدُکُمْ بِإِبْرَهٍ فِی ألْبَحْرِ وَیَرْفَعُهَا، فَکَیْفَ یَنْقُصُ شَیْءٌ أنَا قَیِّمُهُ؟ (حر عاملی، ۱۳۸۰، ص۱۹۵)؛ شیخ عارف رجب حافظ برسی گفته است: خداوند به داود علیه السلام فرمود: ای داود، قسم به عزت و جلالم، اگر همه اهل آسمان و زمین به من امیدوار باشند و از من بخواهند، من خواسته های هرکدام از آنها را برآورده می کنم. اگرچه آن خواسته ها به اندازۀ هفتاد برابر دنیای شما باشد، انجام این کار برای من مانند این است که اگر هرکدام از شما سوزنی را به دریا فرو ببرید و آن را بیرون بیاورید. آیا آن کار چیزی را از آب کم می کند؟

در مزامیر می خوانیم:

و اما من دائماً امیدوار خواهم بود و بر همه تسبیح تو خواهم افزود (۷۱:۱۴).

جان من فقط برای خدا خاموش می شود؛ زیرا که نجات من از جانب اوست (۶۲:۱).

ای جان من فقط برای خدا خاموش شو؛ زیرا که امید من از وی است ( ۶۲:۵ ).

ای خداوند رحمت تو بر ما باد، چنان که امیدوار تو بودیم (۲۲:۳۳).

منتظر خداوند باش و طریق او را نگاه دار تا تو را به وراثت زمین برافرازد؛ چون شریران منقطع شوند آن را خواهی دید (۳۷:۳۴).

زیرا تو مددکار من بوده ای و زیر سایه بال های تو شادی خواهم کرد (۷:۶۳).

۱-۱-۴-۴٫۴٫ توکل

در کافی، در باب تفویض و توکل بر خداوند آمده است:

الف. عَنْ أبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ أوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلَی دَاوُدَ علیه السلام مَا اعْتَصَمَ بِی عَبْدٌ مِنْ عِبَادِی دُونَ أحَدٍ مِنْ خَلْقِی عَرَفْتُ ذَلِکَ مِنْ نِیَّتِهِ ثُمَّ تَکِیدُهُ السَّمَاوَاتُ وَالْأرْضُ وَمَنْ فِیهِنَّ إِلَّا جَعَلْتُ لَهُ الْمَخْرَجَ مِنْ بَیْنِهِنَّ وَمَا اعْتَصَمَ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِی بِأحَدٍ مِنْ خَلْقِی عَرَفْتُ ذَلِکَ مِنْ نِیَّتِهِ إِلَّا قَطَعْتُ أسْبَابَ السَّمَاوَاتِ وَالْأرْضِ مِنْ یَدَیْهِ وَأسَخْتُ الْأرْضَ مِنْ تَحْتِهِ وَلَمْ اُبَالِ بِأیِّ وَادٍ هَلَکَ (کلینی، ۱۳۶۵، ج ۲، ص۶۳ )؛ امـام صـادق علیه السلام فـرمـود: خـدای عـزوجـل به داود علیه السلام وحی فرستاد: هیچ یک از بندگانم بـدون تـوجه به احدی از مخلوقم به من پناهنده نشود که من بدانم نیت و قصد او همین است. سپس آسمان ها و زمین و هر که در آنهاست، با او نیرنگ بازند، جز آنکه راه چاره از میان آنها را بـرایش فراهم آورم و هیچ یک از بندگانم به یکی از مخلوقم پناه نبرد که بدانم قصدش همانست، جز آنکه اسباب و وسایل آسمان ها و زمین را از دستش ببرم زیر پایش را فرو برم و بهر وادی هلاکتی افتد باک ندارم.

ب. قَالَ أمِیرُ ألْمُؤْمِنِینَ علیه السلام: أوْحَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَی دَاوُدَ علیه السلام یَا دَاوُدُ تُرِیدُ وَاُرِیدُ وَلَا یَکُونُ إِلَّا مَا اُرِیدُ فَإِنْ أسْلَمْتَ لِمَا اُرِیدُ أعْطَیْتُکَ مَا تُرِیدُ وَإِنْ لَمْ تُسْلِمْ لِمَا اُرِیدُ أتْعَبْتُکَ فِیمَا تُرِیدُ ثُمَّ لَا یَکُونُ إِلَّا مَا اُرِید (مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج۵، ص۱۰۴)؛ از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده است که حضرت فرمود: خدای عزوجل به داود وحی کرد: ای داود! تو اراده می کنی و من هم اراده می کنم و جز آنچه من اراده می کنم، واقع نمی شود. پس اگر در برابر آنچه که من می خواهم تسلیم شوی، من خواسته هایت را به تو عطا می کنم و اگر تسلیم آنچه من می خواهم نشوی، تو را در آنچه که می خواهی به زحمت می اندازم. پس از آن، چیزی جز آنچه که من می خواهم واقع نمی شود [و تو اجری هم نخواهی برد].

در مزامیر می خوانیم:

قربانی های عدالت را بگذرانید و بر خداوند توکل نمایید (۴:۵).

همه متوکلانت شادی خواهند کرد و تا به ابد ترنم خواهند نمود؛ زیرا که ملجا ایشان تو هستی (۵:۱۱ ).

آنانی که نام تو را می شناسند بر تو توکل خواهند داشت؛ زیرا که ای خداوند تو طالبان خود را هرگز ترک نکرده ای (۹:۱۰).

ای خداوند مرا محافظت فرما؛ زیرا برتو توکل دارم (۱۶:۱).

خداوند را همیشه پیش روی خود می دارم؛ چون که به دست راست من است، جنبش نخواهم خورد (۱۶:۸).

بر خداوند توکل داشته ام، پس نخواهم لرزید (۲۶:۱).

خوشا به حال کسی که بر خداوند توکل دارد و به متکبران ظالم و مرتدان دروغ مایل نشود (۴۰:۴).

طریق خود را به خداوند بسپار و بر وی توکل کن که آن را انجام خواهد داد (۳۷:۵ ؛ باب های: ۹۱ـ۱۸ـ۳۷ـ۵۲ـ۵۷ـ۶۲ـ۶۴).

ای خداوند، مرا داد بده؛ زیرا که من در کمال خود رفتار نموده ام و بر خداوند توکل داشته ام، پس نخواهم لغزید (۲۶:۱).

اما من به رحمت تو توکل می دارم ؛ دل من در نجات تو شادی خواهد کرد (۱۳:۵).

و مرد صالح در خداوند شادی می کند و بر او توکل می دارد و جمیع راست دلان ، فخر خواهند نمود (۱۰:۶۴ ).

اگر بدی در دل خود منظور می داشتم، خداوند مرا نمی شنید ( ۶۶ـ۱۸).

دل مرا به عمل بد مایل مگردان تا مرتکب اعمال زشت با مردان بدکار نشوم و از چیزهای لذیذ ایشان نخورم (۴:۱۴۱) .

۱-۱-۴-۵٫۵٫ زیست روحانی و پرهیز از شهوت و بطالت

الف. …أوْحَی اللَّهُ إِلَی دَاوُدَ [یَا دَاوُدُ] حَذِّرْ وَأنْذِرْ أصْحَابَکَ عَنْ حُبِّ الشَّهَوَاتِ فَإِنَّ الْمُعَلَّقَهَ قُلُوبُهُمْ بِشَهَوَاتِ الدُّنْیَا قُلُوبُهُمْ مَحْجُوبَهٌ عَنِّی (مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۱۵۴)؛ خداوند به حضرت داود علیه السلام وحی فرمود: ای داود، خودت و اصحابت را از همه شهوات برحذر بدار؛ زیرا دل هایی که اسیر شهوات دنیا باشند، قلب شان نمی تواند مرا درک کند.

ب. وَفِی أخْبَار دَاوُدَ: ما لِأوْلِیَائِی وَألْهَمَّ بِالدُّنْیَا، إِنَّ ألْهَمَّ یُذْهِبُ حَلأوَهَ مُنَاجَاتِی مِنْ قُلُوبِهِمْ. یَا دَاوُدُ، إِنَّ مَحَبَّتِی مِنْ أوْلِیَائِی أنْ یَکُونُوا رُوحَانِیِّینَ لأ یَغْتَمُّونَ (همان، ج ۷۹، ص۱۴۳)؛ در اخبار داود علیه السلام آمده که خداوند فرمود: اولیای من دل به دنیا نمی بندند؛ زیرا علاقه به دنیا، شیرینی مناجات مرا از دل های آنان بیرون می کند. ای داود! من می خواهم اولیای من روحانی باشند که امور دنیا نتواند آنها را غمناک و متأثر کند.

اما در مزامیر موارد زیر در این زمینه قابل بازیابی است:

شریر به شهوات نفس خود فخر می کند و آن که می رباید، شکر می کند و خداوند را اهانت می کند ( ۳:۱۰).

اینک روزهایم را یک وجب ساخته ای و زندگانی ام در نظر تو هیچ است. یقیناً هر آدمی محض بطالت قرار داده شد ( ۳۹:۵ ).

اینک انسان در خیال رفتار می کند و محض بطالت مضطرب می گردد و نمی داند کیست که از آن تمتع خواهد برد (۳۹: ۶ ).

پس خوردند و نیکو سیرشدند و موافق شهوات ایشان بدیشان داد (۳۰). ایشان از شهوت خود دست نکشیدند. و غذا هنوز در دهان ایشان بود (۳۱) که غضب خدا برایشان افروخته شده؛ تنومندان ایشان را بکشت وجوانان اسرائیل را هلاک ساخت (۳۲) با وجود این همه، باز گناه ورزیدند و به اعمال عجیب او ایمان نیاوردند (۳۳). بنابراین، روزهای ایشان را در بطالت تمام کرد و سال های ایشان را در ترس (فراز ۷۸، آیات ۲۹ـ۳۳).

۱-۱-۴-۶٫۶٫ یاد خدا در تنگی

عُدَّهُ الدَّاعِی، فِیمَا أوْحَی اللَّهُ إِلَی دَاوُدَ علیه السلام… %B

برچسب ها
نمایش بیشتر

شبکه بین المللی مطالعات ادیان

اینفورس (شبکه بین المللی مطالعات ادیان)،‌ بخشی از یک مجموعه فعالیت های فرهنگی است که توسط یک گروه جهادی مجازی انجام می شود. این گروه  بدون مرز، متشکل از اساتید، طلاب، دانشجویان و کلیه داوطلبان باایمان و دغدغه مندی است که علاقمند به فعالیت علمی جهادی در عرصه جنگ نرم هستند. شما هم می توانید یکی از اعضای این گروه باشید(اینجا کلیک کنید). فعالیت های سایت زیر نظر سید محمد رضا طباطبایی، مدرس ادیان و کارشناس صدا و سیماست. موضوعات سایت نیز در زمینه سیر مطالعاتی با رویکرد تقویت بنیه های اعتقادی و پاسخ به شبهات است.

دکمه بازگشت به بالا
بستن