مطالعات متفرقه (خارج از سیر مطالعاتی)

مونتگمری وات؛ کشیش پیامبر شناس

آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: هفت آسمان » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۳۲ (از صفحه ۲۷۷ تا ۲۹۴)
مونتگمری وات؛ کشیش پیامبر شناس (۱۸ صفحه)
هفت آسمان » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۳۲ (صفحه ۲۷۷)


‌ ‌‌‌مـقاله‌: مونْتگُمری وات; کشیش پیامبرشناس / مهدی فرمانیان

اشاره:

در طول قرن ها حاکمیت کلیسا‌ بر‌ سـرزمین‌ هـای اروپایـی، چهره پیامبر اسلام(ص) با تحریفات فراوان ارائه شده است. از قرن نوزده میلادی‌، آثار علمی بهتری در اروپا عـرضه شد و در قرن بیستم این راه ادامه‌ یافت. ویلیام مونتگُمری وات‌ (۱۹۰۹‌ـ۲۰۰۶) یکی از پیامبرشناسان معروف قـرن بیستم است که بـا عـرضه آثار متعددی، به تحقیق درباره دوران پیامبر اسلام پرداخت. وی در سال ۱۹۵۳ کتاب محمد در مکه و در سال ۱۹۵۶‌ کتاب محمد در مدینه را نوشت و سپس آن دو را در کتابی به نام محمد پیامبر و دولتمرد خلاصه نمود. مونتگمری وات در طول شصت سال تـحقیق و پژوهش پیرامون پیامبر اسلام و رابطه‌ مسلمانان‌ و مسیحیان، بیش از سی کتاب و ده ها مقاله به جامعه علمی عرضه کرد. وی در سال ۱۳۸۵/۲۰۰۶ بعد از ۹۷ سال زندگی در این دنیا، دیده از جهان فرو‌ بست‌. تقارن درگذشت یک پیـامبرشناس و سـال پیامبر اعظم، ما را بر آن داشت تا ضمن معرفی یکی از اسلام شناسان مسیحی عصر حاضر، نیم نگاهی به آثار، افکار و جایگاه وی‌ در‌ میان اسلام شناسان بیندازیم. شهرت مونتگمری وات در جهان اسلام بـه سـبب پنج کتابی است که درباره سیره پیامبر اسلام نوشته است. بهترین کتاب وی دوران شکل گیری تفکر‌ اسلامی‌ است‌ که هنوز به فارسی ترجمه‌ نشده‌ است‌. وات تحت تأثیر مکتب نقد تـاریخی بـه مطالعه درباره اسلام پرداخت و تا حد زیادی جانب انصاف را رعایت کرد; اگرچه بر‌ برخی‌ از‌ آرای او نقدهایی وارد شده است.

هفت آسمان » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۳۲ (صفحه ۲۷۸)


زندگی نامه‌

ویلیام‌ مونتگمری وات[۱] (William Montgomery Watt) در ۱۴ مارس ۱۹۰۹ میلادی در کِرِس در شمال انگلستان (اسکاتلند) مـتولد شـد. در‌ چـهارده‌ ماهگی‌ پدرش را که کشیش پروتستان بـود، از دسـت داد. مـرگ‌ پدر تأثیر عمیقی بر آینده وی گذاشت و وی در نتیجه آن، زندگی سختی را گذراند. تحصیلات دانشگاهی اش‌ را‌ در‌ دهه ۱۹۳۰ میلادی در رشته ادبیات یونانی در دانشگاه ادینبورگ شروع‌ کـرد‌ و در فـلسفه اخـلاق ادامه داد. وی در کالج جرج واتسون و دانشگاه آکسفورد به تـحصیل پرداخـت و در‌ طول‌ شش‌ سال، سه درجه دانشگاهی را کسب کرد. گویا پایان نامه کارشناسی ارشدش‌ درباره‌ کانت‌ بوده است. در سال ۱۹۳۴ مـیلادی، در آلمـان بـا دانش فلسفه آشنا شد و ظهور‌ نازیسم‌ را‌ به چشم خود دیـد.

در سال ۱۹۳۷ میلادی بر اثر حادثه ای اسلام را‌ کشف‌ کرد. بر حسب اتفاق، مستأجر منزل مونتگمری وات در این سال دانشجویی مـسلمان‌ و پاکـستانی‌ از‌ فـرقه احمدیه (قادیانیه) بود. وات در این زمینه می گوید: «این نقطه شروع آشـنایی‌ مـن‌ با اسلام بود; اسلامی که شدیداً از آن ناآگاه بودم.»[۳] (۱۹۳۷م) به چاپ‌ رسید‌.

چگونگی‌ زندگی یک انسان بـا آداب و رسـوم قـدیمی (دانشجوی مسلمان) در دوران مدرنیته، وات را چنان‌ تکان‌ داد که به اسقف کلیسای انگلیکن بیت المـقدس (وابـسته بـه کلیسای پروتستان‌ انگلیس‌)، که‌ در حکم پدرش بود، نامه نوشت و از او راهنمایی خواست. اسقف نیز به او پیـشنهاد‌ کـرد‌ کـه‌ به اورشلیم بیاید تا بتواند بهتر درباره رویکرد عقلانی اسلام مطالعه کند‌. کالج‌ الهـیاتی کـادسدون[۱۱] ترکی و ژاپنی ترجمه شده است.

هفت آسمان » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۳۲ (صفحه ۲۷۹)


در سال ۱۹۶۵ میلادی کتابی منتشر شد که‌ تأثیر‌ فـراوانی بـر مـونتگمری وات گذاشت. نورمن دانیل کتابی به نام اسلام و غرب‌، ساختن‌ یک تصویر[۱۷] را از UCLAدریافت‌ کرد‌ و در‌ سـال ۱۹۹۸ دکـترای افتخاری دانشگاه کراچی پاکستان‌ را‌ گرفت. وی از جامعه ایونا، لقب افتخاری «آخرین شرق شناس» را دریـافت کـرد‌ و در‌ سـال ۲۰۰۶ نیز در فهرست‌ برگزیدگان‌ ششمین همایش‌ جهانی‌ چهره‌ های ماندگار ایران قرار گرفت; اما‌ اجل‌ بـه او مـهلت نداد و در بیست و چهارم اکتبر ۲۰۰۶ مصادف با دوّم‌ آبان‌ ۱۳۸۵ شمسی درگذشت.

هفت آسمان » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۳۲ (صفحه ۲۸۰)


او اگرچه آثـار‌ بـسیاری پیـرامون تاریخ و عقاید‌ مسلمانان‌ نوشت، اولین و آخرین کتابش درباره‌ مسیحیت‌ بود و سال ها در سمت کشیش پروتـستان خـدمت کـرد; با این همه هیچ‌ گاه‌ از گفتوگو میان مسیحیان و مسلمانان‌ دست‌ نکشید‌ و یـکی از طـرفداران‌ دیالوگ‌ بود. او به مسلمانان‌ نصیحت‌ می کرد که اگر می خواهید در ساختن این دنیا سهیم بـاشید، بـاید جنبه‌ های‌ دنیوی یا غیر روحانی فرهنگ جهانیِ‌ در‌ حال ظهور‌ را‌ بپذیرید‌. بـه نـظر وی، اگر‌ مسلمانان مایلند تا سهم کاملی در حـیات سـیاسی دنـیا داشته باشند، باید دست از انحصارگرایی‌ و بنیادگرایی‌ بـردارند.[۱۸]

افـکار و اندیشه ها

برای‌ فهم‌ آراء‌ و افکار‌ وات‌ باید به تأثیر‌ اندیشه‌ هایی چون نـظریه زبـان دین ویتگنشتاین، تفکر پلورالیستی جـان هـیک، مکتب نـقد تـاریخی و مـکتب آنال در‌ تفکرات‌ وی‌ توجه ویژه ای کـرد. وی در کـتاب‌ برخورد‌ آرای‌ مسلمانان‌ و مسیحیان‌، برخی‌ از مبانی فکری خود را بیان کرده، به پیـروی از بـرخی از متفکران جدید الهیات پروتستانی، در معنای وحـی تصرف کرده، می نـویسد:

هفت آسمان » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۳۲ (صفحه ۲۸۱)


بـر طبق نظر علمای‌ برجسته امـروز مـسیحی، پیامبر شخصی است که پیام های خدا را برای قومش در شرایط مکانی و زمانی مـربوط بـه آنان ابلاغ می کند… قـرآن… مـصرانه مـی گوید که ایـن قـرآن‌ عربی‌ است… و می دانـیم کـه زبان هر قوم تمامی شیوه تفکر آن قوم درباره جهان و انسان را در خود جای می دهـد… ]لذا [مـسلمانان باید به تأمل دوباره در ماهیت‌ نـبوت‌ بـپردازند… از نظر مـسیحیان، پیـامبر حـامل پیامی از خداوند برای زمـان و مکان خود است; در حالی که سنّت مسلمانان می گوید که پیامبران‌ کلام‌ حقیقی خدا را بـدون امـتزاج‌ با‌ هیچ عامل بشری به جـز زبـان، دریـافت مـی کـنند… در تمام نوشته هـایم دربـاره محمّد(ص) از چهل سال پیش تاکنون همواره این نظر را‌ ابراز‌ کرده ام که محمد‌(ص) در‌ این گفته که قـرآن تـصنیف او نـبوده، بلکه از بالا به او الهام شده، صداقت داشـته اسـت. از ایـن رو، در مـورد احـکام قـرآنی هیچ گاه نگفته ام «محمد می‌ گوید‌»، هر چند متهم به آن شده ام; بلکه ترجیح داده ام تا بنویسم «قرآن می گوید.» از سال ۱۹۵۳ ]که کتاب محمد در مکه را نوشتم[ تاکنون مدافع ایـن هستم‌ که‌ قرآن فعل‌ الهی است… اما برخی از ویژگی های قرآن اساساً به بشریت محمّد(ص) ارتباط پیدا می کند. اخیراً‌ گفته ام آیات الهی را می توان وساطت ضمیر ناخودآگاه یک‌ پیـامبر‌ هـم‌ به شمار آورد که نهایتاً از جانب خدا وحی می شود… ]اما این نظرم با دیدگاه اسلامی ‌‌مغایرت‌ دارد[. بر اساس دیدگاه اسلامی، قرآن تماماً از خداست و محمّد(ص) هیچ سهمی در‌ آن‌ ندارد‌… (بـرخورد آرای مـسلمانان و مسیحیان، تفاهمات و سوءتفاهمات، ص۴۱ـ۴۸).

مونتگمریوات با توجه به مکتب نقد تاریخیو‌ تأثیر آراءو افکار زمانه بر برداشت های وحیانی پیامبر اسلام، برخی مطالب قرآن‌ را از پیـامبر دانـسته‌، در‌ این زمینه می گوید:

قـبول روش شـناسی یا تحلیل تاریخی سؤالات خطیری را پیش روی مسلمانان در مقابل قرآن می گذارد… و به نظریه مسلمانان در مورد ماهیت وحی مرتبط می شود‌… اگر مسلمانان معتقد بـاشند کـه قرآن سخن محض و خـالص خـداست و با هیچ سخن بشری آمیخته نشده، در این صورت متقاعد کردن مسلمانان به چنین اشتباهاتی ناممکن می شود. خود قرآن نظر‌ مسلمانان‌ در مورد ماهیت وحی را تأیید نمی کند; زیرا می گـوید کـه این قرآن عربی است و عربی هم یک زبان بشری است… (همان، ص۲۳۱).

هفت آسمان » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۳۲ (صفحه ۲۸۲)


امّا وی بر خلاف مطالبی که‌ در‌ این کتاب آورده، در آثاری که پیرامون پیامبر اسلام نوشته، از وحی پیامبر اسلام با عنوان «تـخیّل خـلاق» سخن گـفته است. وی در کتاب محمد پیامبر و سیاستمدار می نویسد‌:

…در‌ بعضی اشخاص نیرویی است که آن را تخیّلِ خلاّق می گویند… کـارهای بزرگ تخیّل خلاق دارای کلیت است و بیان احساسات و تمایلات تمام نسل بـه شـمار مـی رود. البته همه‌ آنها‌ تخیلی‌ نیستند; زیرا با مسائل واقعی‌ و حقیقی‌ سروکار‌ دارند… که ورای فهم و عقل بشر اسـت. ‌ ‌بـه عقیده نگارنده، انبیاء و رهبران دینی جزء این دسته از صاحبان تخیّل خلاق هستند‌. افـکار‌ و عـقایدی‌ را بـیان می کنند که نزدیکی با عمیق‌ ترین‌ و مرکزی ترین کارهای بشری دارد و مربوط به نیازمندی هـای موجود آنها و نسل های آینده است. نشانه بزرگی یک پیغمبر‌ این‌ است‌ کـه افکار او مورد توجه مـردمی واقـع شود که مخاطب‌ او هستند. این افکار از کجا می آید؟… شاید بتوان گفت این افکار تخیّل خلاّق حاصل زندگانی کسی است‌ که‌ از‌ قوم خود بزرگتر است… (محمد پیامبر و سیاستمدار، ص۲۹۸).

از نظرات و دیدگاه‌ های‌ دیـگر وات که تأثیر عمیقی بر نگرش وی بر فهم اسلام، بلکه فهم کلیّت دین نهاده‌، مسئله‌ زبان‌ دین است: آیا سخن گفتن درباره مسائل دینی حقیقی است یا نمادین؟ غالب‌ فیلسوفان‌ معاصر‌ غرب، زبـان دیـن را واجد معنای معرفت بخشی موجّهی می دانند. دیدگاه های گوناگون‌ فیلسوفان‌ دین‌، سخنان ناظر به خدا را تفسیری نمادین می کنند. بسیاری از الهیدانان جدید معتقدند‌ که‌ وقتی خدا موضوع یک جـمله واقـع می شود، همه اوصاف و نسبت ها نمادین‌ می‌ شود‌. این اعتقاد از این طرز تلقی نشئت می گیرد که خدا متعالی یا «به‌ کلّی‌ دیگر» است (عقل و اعتقاد دینی، ص۲۷۴ـ۲۷۹).

وات بـا تـأثیرپذیری از این مباحث‌ در‌ فضای‌ غرب به زبان نمادین به عنوان یکی از مسائل اساسی دینی عصر جدید توجه کرده‌، می‌ نویسد:

…یکی از مسائلی که علوم و تاریخ غربی پیش روی ما نهاده‌، قـصور‌ در‌ فـهم جـایگاه اسطوره یا نماد در مذهب یـا، آن طـور کـه من می گویم، کوتاهی‌ در‌ فهم‌ جایگاه زبان تصویری در مذهب… است… زبان انسان در درجه اوّل به‌ اشیایی‌… توجه می کند که می تـواند آنـها را حـسّ کند… اما در توصیف دنیا… یا خدا‌….. از‌ واژه هایی بـا مـعنی ثانوی استفاده می کند… من با جان هیک‌ در‌ کتاب اسطوره

هفت آسمان » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۳۲ (صفحه ۲۸۳)


حلول خدا در به کار‌ بردن‌ معنای‌ اسطوره در معنای «عـاری از حـقیقت» هـم‌ نظر‌ نیستم… زیرا اسطوره معنای مثبتی هم دارد که در آن، حقیقتِ مـذهب به‌ زبان‌ ثانوی توصیف می شود… لذا‌ به‌ جای لفظ‌ اسطوره‌ بهتر‌ است از لفظ نمادین یا زبان‌ تصویری‌… اسـتفاده کـنیم… مـنظور ما از تصویر، ارائه یا باز نمود دو بعد‌ از‌ یک شییء سه بعدی اسـت; گـرچه‌ این تصویر، تمام ابعاد‌ را‌ بر ما معلوم نمی کند‌; با‌ این حال می تواند بیان یـک واقـعیت بـه شمار آید… بنابراین، ملاکی برای‌ صدق‌ و کذب واقعی مذاهب و ادیان نداریم‌… امـا‌ مـلاک‌ دیـگری برای مقایسه‌ ادیان‌ و مذاهب داریم و آن ثمرات‌ عینی‌ یا میوه مذاهب و ادیان است… اگر کـیفیت زنـدگی یـا حیات پیروان یک نظام عقیدتی‌ ]مثل‌ اسلام یا مسیحیت [عموماً خوب باشد‌، می‌ تـوان گـفت‌ آن‌ نظام‌ عقیدتی کمابیش صادق است‌…» (برخورد آرای مسیحیان و مسلمانان، ص۲۲۱ـ۲۲۶).

وی در ادامه با پذیرش مـطلق نـتایج عـلوم تجربی‌ و روش‌ شناسی تحلیل تاریخی در حوزه مذهب‌، اصطلاح‌ مابعدالطبیعه‌ را‌ اصطلاحی‌ می داند که‌ رنـگ‌ خـود را از دست داده و معتقد است که می توان آن را با معیار و ضابطه ثمراتشان‌ سنجید‌ و ارزیابی‌ کـرد; امـا دیـگر به این موضوع نپرداخته‌ است‌ که‌ اگر‌ مفهوم‌ خدا‌ ضابطه ثمربخشی خود را از دست داد، آیا بـاز سـخن گفتن از مفهوم خدا و صفاتش جایی در زندگی بشر دارد یا نه؟

مونتگمری وات به سبب پذیـرش نـتایج‌ عـلوم تجربی، نظریه داروین را می پذیرد و قائل است که خلقت عالم به دست خدا به قـلمرو فـوق عـلم مربوط است و شناختی برای انسان از راه علم به آنچه کتب‌ وحیانی‌ می گـویند، نـیست و قرآن و کتاب مقدس هم کتاب علمی نیستند و از واقعیت پرده برنمی دارند، بلکه زبان تصویری و نمادین اند. وی در ایـن زمـینه می نویسد:

…مسیحیان …سفر پیدایش‌ را‌ یک بیانیه علمی تلقی می کردند. بـعدها مـتفکران مسیحی به این نتیجه رسیدند که حـکم خـلقت عـالم به دست خدا به قلمرو فوق‌ عـلم‌ مـربوط است… ]اما[ بسیاری از‌ مسلمانان‌ هنوز واقعیتِ تکامل ]نظریه داروین [را نمی پذیرند… مؤمن بـه خـدا ]اعم از مسلمان و مسیحی [ناگزیر اسـت بـه نگرش دنـیوی غـربی تـن دهد و حوزه‌ روش‌ شناسی یا تـحلیل تـاریخی‌ را‌ به رسمیت بشناسد… وقتی ادوارد سعید تأکید می کند که مستشرقان، اسلام را بـد

هفت آسمان » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۳۲ (صفحه ۲۸۴)


فـهمیده اند و این بدفهمی در زبان، فرهنگ و حـال و هوای سیاسی شان ریـشه دارد، یـعنی عمدتاً محیط‌ زندگیشان‌ در نگرش آنـها بـه اسلام تأثیر گذاشته است. این حرف صحیحی است… اما هر جا معیار اسـلوب هـای تاریخیِ منطقی توانست واقعیت عـینی را تـصدیق نـماید، انسان باید آن واقـعیت‌ را‌ قـبول کند‌… مثل همان بـحث اسـطوره… که حکایت آدم و حوا از نمونه های آن است و برای مبادی نژاد آدمی‌، توصیف علمی به شـمار نـمی آید… انسان امید آن را دارد‌ تا‌ مسلمانان‌ هـمچنین تـوصیفی از اشاره قـرآن بـه ابـراهیم و اسماعیل در مکه را بپذیرند; زیـرا یقین داریم که ابراهیم ‌‌به‌ مکّه نرسیده… اما ارتباط اسلام یا سنّت اسلام با سـنّت ابـراهیمی را در‌ قالب‌ یک‌ تصویر نشان می دهـد… (هـمان، ص۲۲۶ـ۲۳۰).

هـمچنین وات داسـتان آیـات شیطانی یا واقـعه غـرانیق‌ را پذیرفته، حتی آن را مرزی میان دو دوره تاریخی در برخورد پیامبر‌ با مشرکان می داند‌. وی‌ در فصل محمد(ص) از کتاب تـاریخ اسـلام کـمبریج می نویسد:

قرآن حداقل یک بار بـه دخـالت شـیطان در وحـی ای کـه بـر محمد نازل شده بود، اشاره می کند… محمد(ص) امیدوار‌ بود تا با تجار بزرگ به توافقی دست یابد. وحی نازل می شود و نام الهه لات، عزی و منات در آن ذکـر می شود. دو یا سه آیه دیگر نیز وساطت این‌ الهه‌ را مورد تأیید قرار می دهند. کمی بعد محمّد پیام دیگری دریافت می کند که آیه های قبلی را نسخ می کـند… بـه هر صورت، به مرور زمان، او باید‌ پی‌ برده باشد که خویشتن داری… در مقابل چنین نیایشی جنبه های مهم تعالیمش را به مخاطره می اندازد… از این زمان به بعد، تأکید بر یـگانگی خـدا است که‌ مشخصه‌ منحصر به فرد اسلام شد… (تاریخ اسلام کمبریج، ج۱، ص۷۴ـ۷۵).

پذیرش دخالت شیطان در وحی و تأکید بر این که این پیامبر است کـه در مـسیر راه به این نتیجه‌ می‌ رسـد‌ کـه از توجه به الهه‌ ها‌ دست‌ بردارد، از جمله انتقادات مسلمانان به تحلیل های وات است; زیرا نمی توان پذیرفت که فردی رسول خدا باشد و شیطان بـتواند‌ در‌ دریـافت‌ وحی او دخالت کند; زیـرا دیـگر هیچ اعتمادی‌ به‌ هیچ یک از گفته های وی نخواهد بود (ر.ک: جعفریان، «تأملی در فصل محمد(ص) تاریخ اسلام کمبریج» در تأملات تاریخی‌).

هفت آسمان » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۳۲ (صفحه ۲۸۵)


نقدها‌

آثار‌ وات مورد توجه و تحسین مسلمانان قرار گرفته و تعدادی از تألیفات‌ وی ترجمه شـده اسـت; اما نقدهایی نیز از سوی اندیشمندان ایرانی و عرب، به ویژه در باب سیره نبوی‌ بر‌ آثار‌ ایشان منتشر شده است. آیت الله شعرانی تعلیقاتی بر کتاب محمّد‌ پیامبر‌ و دولتمرد نوشت، همچنان که اسـتاد سـید جعفر شـهیدی تعلیقاتی بر کتاب فلسفه و کلام اسلامی دارد. سید‌ محمد‌ ثقفی‌ در مقاله ای در نقد کتاب های محمد در مکه و محمد در‌ مـدینه‌ نگاشت‌.[۱۹]پایان نامه کارشناسی ارشد جناب آقای رزّاقی در رشته تاریخ اسـلام مـؤسسه آمـوزشی‌ و پژوهشی‌ امام‌ خمینی قم با عنوان «نقد و بررسی دیدگاه های مونتگمری وات درباره سیره نبوی» از‌ مفصل‌ ترین ایـن ‌ ‌نـقدهاست.

سید عطاء الله مهاجرانی در مقاله ای به نقد کتاب‌ برخورد‌ آرای‌ مسلمانان و مسیحیان پرداخته، در کـتاب اسـلام و غـرب می نویسد:

… مونتگمری وات که از قضا‌، سلمان‌ رشدی درس تاریخ اسلام را پیش او خوانده است، در کتاب محمد پیـامبر‌ و دولتمرد‌ بحث‌ درس ناخواندگی و مکتب نرفتن پیامبر اسلام را انکار می کند و باور دارد که نـمی توان‌ پذیرفت‌ که تـاجر جـوانی مثل محمّد، درس نخوانده باشد…[۲۰]

سید مصطفی حسینی‌ طباطبایی‌ نیز‌ در نقد آثار خاورشناسان به نقد دیدگاه وات در باب ماهیت وحی پرداخته، برخی از‌ اشتباهات‌ وی‌ را متذکر می شود.[۲۵]

هفت آسمان » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۳۲ (صفحه ۲۸۶)


دانشمندان مسلمان عرب نیز در باب سـیره‌ نبوی‌ به نقد تفکرات مونتگمری وات پرداخته اند; از جمله، عمادالدین خلیل در کتاب المستشرقون و السیره النبویه‌ به‌ تفصیل در دو فصل مجزّا به نقد برخی از آرای وات در‌ کتاب‌ محمد در مکه و کتاب محمد در مدینه‌ پرداخته‌ است‌.[۲۹] به نـقد تـفکر وات پرداخته اند‌.

با‌ این حال، باید به این نکته اذعان کرد که مونتگمری وات یکی از‌ مستشرقان‌ باانصافی است که به بسیاری‌ از‌ خطاهای مستشرقان‌ و نقاط‌ قوت‌ اسلام و تمدن اسلامی اذعان کرده، بـه‌ خـاورشناسان‌ توصیه می کند که:

به منظور ارتباط خوب با مسلمانان لازم است‌ کاملا‌ به مدیون بودن خودمان به فرهنگ‌ اسلامی اعتراف کنیم… پنهان‌ ساختن‌ آن نشانه غرور و مباهات بی‌ جا‌ و غـلط اسـت… من مسلمانان را… نمایندگان یک تمدن با دستاوردهای بزرگ می دانم‌… وظیفه‌ ما اروپاییان… این است که‌… به‌ وامدار‌ بودن عمیق خویش‌ به‌ عرب و جهان اسلام اعتراف‌ کنیم‌…[۳۰]

آثار

مـونتگمری وات در طـول شـصت سال کار علمی خویش (۱۹۳۷ـ۲۰۰۶) بـه‌ غـیر‌ از تـدریس، بیش از سی کتاب‌ و ده‌ ها مقاله‌ درباره‌ اسلام‌ و تاریخ آن و نیز روابط‌ مسیحیان و مسلمانان نوشت. مهم ترین اثر ماندگار او دو جلد کتاب مـحمّد در مـکّه و مـحمّد‌ در‌ مدینه و خلاصه آن به نام محمد‌، پیامبر‌ و دولتمرد‌ اسـت‌ کـه‌ بنابر دیدگاه نویسنده‌ مقاله‌ «ویلیام

هفت آسمان » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۳۲ (صفحه ۲۸۷)


مونتگمری وات» در مجله تایمز لندن، «در نیم قرن اخیر کار قابل مقایسه ای با‌ کتاب‌ محمد‌، پیـامبر و دولتـمرد مـونتگمری وات نداریم».

کتاب ها‌ (به‌ غیر‌ از‌ آنهایی‌ که‌ در بخش زندگانی مـعرفی کردیم)

۱٫ Islam and the Integration of Society (1961);[31]

۲٫ The Formative Period of Islamic Thought (1973, 1998, 2002);[32]

۳٫ Islam Political Thought (1968‌, ۱۹۸۰, ۱۹۹۸);[۳۳]

۴٫ Islamic Philosophy and Theology (1962, 1979, 1985, 1992, 1995, 1996);[34]

۵٫ Islamic Creeds, A Selection (1995);[35]

۶٫ The Faith and Practice of Al-Ghazali (1953, 1994, 2000, 2004‌);[۳۶‌]

۷٫ A Short History of Islam (1995);[37]

۸٫ History at Islamic Spain (1965);[38]

۹٫ Influence of Islam on Medival Europe (1972);[39]

۱۰٫ Islam and Christianity Today (1984);[40]

۱۱٫ Muhammad‌’s Mecca‌: History from the Quran (1988);[41]

۱۲٫ Islamic Fundamentalism and Modernity (1988);[42]

۱۳٫ Der Islam (1980, 1985);[43]

هفت آسمان » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۳۲ (صفحه ۲۸۸)


۱۴٫ Bell’s Introduction to‌ the‌ Quran (1970, 1977);[44]

۱۵‌. History‌ of Islam (1982);[45]

۱۶٫ Religious truth for our time (1995);[46]

۱۷٫ Companion to the Qur’a¦n (1967, 1994);[47]

۱۸٫ Early Islam: Collected‌ Articles‌ (۱۹۹۱);[۴۸]

۱۹٫ The‌ Majesty‌ That Was Islam: The Islamic world 661-1100 (1974);[49]

۲۰٫ Al-ghazali The Muslim Intellectual (2003);[50]

۲۱٫ The History of Al-Tabari: The Foundation of the Community (1975‌);[۵۱‌]

۲۲٫ Al-Ghazali: Deliverance from Error and The Beginning of Guidance (2005);[52]

۲۳٫ Al-Biruni and the Study of Non Islamic Religions (1973);[53]

۲۴٫ Muslim Intellectual: A Study of‌ Al‌-Ghazali (1971‌);[۵۴]

۲۵٫ Islamic Studies in Scotland (1965);[55]

۲۶٫ The Reality of God (1957);[56]

۵۷٫ The‌ Cure for Human Troubles: A Statement of the Christian Message in Modern‌ Terms‌ (۱۹۵۹‌);[۵۷]

هفت آسمان » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۳۲ (صفحه ۲۸۹)


۲۸٫ Islam: Past Influence and Present Challenge (1989);[58]

۲۸٫ Islamic Revelation in the Modern World‌ (‌‌۱۹۶۹‌).[۵۹]

همچنین جناب آقای ثواقب در کتاب نگرشی تاریخی بر رویارویی غرب با‌ اسلام[‌۶۱‌]

مقالات

_. The Short Creed of As-Sanusi, in Journal of Turkish studies, (1994).[62]

_. A Contemporary‌ Muslim Thinker,in Scotlish Journal of Religious Studies. (1985)[63]

_. The Origin of‌ the Islamic Doctrine of‌ Acquisition‌, in Juornal of the Royal Asiatic Society. (1943)[64]

_. The Rafidites; a priliminary Study, in Oriens (1962)[65]

_. The political Attitudes of the Mutazilah, in Journal of the Royal Asiatic Society (1963‌)[۶۶]

_. Early Discussions about the Quran, Muslim World; (1950)[67]

_. Some Muslim Discussions of Anthropomorphism, in Transactions of the Glasgow University Oriental Society. (1953)[68]

_.

هفت آسمان » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۳۲ (صفحه ۲۹۰)


A Forgery in al Ghazali’s in Mishkat‌, Journal‌ of the Royal Asiatic Society. (1949)[69]

_. The Authenticity of the works Attributed to al-Ghazali, Journal of the Royal Asiatic Society. (1952)[70]

_. The Condemnation of the Jews of‌ Banu‌ Qurayzah, Muslim World (1952)[71]

_. Created in his Image, Transactions of the Glasgow University Oriental Society. (1961)[72]

_. The Muslim Yearning for a Saviour: Aspects of Early Abbasid shiism; The‌ Saviour‌ God ed. Brandon, Oxford 1963.[73]

_. Shiism Under the Umayyads; JRAS (Journal of the Royal Asiatic Society). (1960)[74]

_. Islamic Conceptions of the Holy War; Holy War, edited Thomas‌ Patric‌ Murphy‌. (۱۹۷۹)[۷۵]

_. Women in the‌ Earliest‌ Islam‌; Studia Missionalia. (1991);[76]

_. A Muslim Account of Christian Doctrine, Hamdard Islamicus (1983);[77]

_. Ash-Shahrastani’s Account of Christian Doctrine, Islamochristiana / Dirasat‌ Islamiya‌ Masihiya‌, (۱۹۸۳);[۷۸]

_. The significance of the Early Stages‌ of‌ Imami Shi’ism, N R, Religion and Politics in Iran: Shi’ism form Qrietism to Revolution. New Haven: Yale University Press‌, ۱۹۸۳‌;[۷۹‌]

_. Muhammad’s Contribution in the Field of Ultimate Reality and Meaning‌, Ultimate Reality and Meaning 1982.[80]

_. The Quran and belief in a "high God", R Peters‌, Proceedings‌ of‌ the Ninth Congress of the Union Europeenne des Arabisants et Islamisants‌, Amsterdam‌, ۱۹۷۸٫ Publications of

هفت آسمان » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۳۲ (صفحه ۲۹۱)


Netherlands Inst. Cairo, Leiden: Brill (1981);[81]

_. Die Bedeutung der Fruhstadien der imamitischen‌ Shi‌’ah‌, Mardom Nameh, 1981, pp.45-57.[82]

_. Was Wasil a Kharijite?, Islamwissenschaftliche Abhandlungen‌ F. Meier‌, ۱۹۷۴‌;[۸۳]

_. The study of the Development of the Islamic Sects, Acta Orientalia Neerlandica, Edited‌ by‌ pp‌. W. Pestman 1971.[84]

_. The Conception of Iman in Islamic Theology, Islam, 43 (1967), pp‌.۱-۱۰‌.[۸۵]

_. …, Thoughts on Muslim-Christian dialogue, Muslim World, 57 (1967), pp.19-23‌.[۸۶‌]

_. …, Reflections‌ on Al-Ghazali’s Political Theory, Glasg. Or. Soc. Trans (1965-6);[87]

_. …, The Reappraisal of‌ Abbasid‌ Shi’ism, Arabic and Islamic Studies in Honor of H. A. B. Gibb (1965);[88]

_. …, Islamic‌ Theology‌ and‌ the Christian Theologians, Hibbert journal (1950-51);[89]

_. …, Early Discussions about the Qur’an, Muslim‌ World‌ (۱۹۵۰);[۹۰]

مدخل های دائره المعارف اسـلام، )Encyclopaedia of Islam( چـاپ لیـدن‌:

وات‌ در‌ نگارش دائره المعارف اسلام نیز مشارکت داشته، مدخل های گوناگونی را بـرای ایـن دانش نامه‌ به‌ نگارش‌ در آورده است از جمله:

جلد سوم: مدخل های أحابش (ص۸); حلیه بنت‌ ذوئیب‌ (ص۹۴); همدان (ص۱۲۳); حـنیف (ص۱۶۵); هـاشم بـن عبدمناف (ص۲۶۰); هوازن (ص۲۸۵); هجرت (ص۳۶۶); حراء (ص۴۶۲); حدیبیه‌ (ص۵۳۹‌); حمص (ص۵۷۸); ابن فورک (ص۷۶۷); ابن هشام (ص۸۰۰); عجل (ص۱۰۲۳); إرم (ص۱۲۷۰‌);

در‌ جـلد چـهارم: اسـحاق (ص۱۰۹); اسکندر مقدونی (ص۱۲۷‌); کعب‌ الاشراف‌ (ص۳۱۵); خدیجه (ص۸۹۸); خندق (ص۱۰۲۰); خزرج (ص۱۱۸۷‌);

هفت آسمان » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۳۲ (صفحه ۲۹۲)


جلد‌ پنجم: کلاب بن ربیع (ص۱۰۱); کنان بـن خـزیمه (ص۱۱۶); قـریش (ص۴۳۴ـ۴۳۶); معد‌ (ص۸۹۴‌); مدینه (ص۹۹۴ـ۹۹۸);

جلد ششم‌: مکه‌ (ص۱۴۴ـ۱۴۷‌);

جلد‌ هفتم‌: مؤاخات (ص۲۵۳); مهاجران (ص۳۵۶); مسیلمه (ص۶۶۴‌); نوفل‌ (ص۱۰۴۵);

جلد هشتم: رقـیه (ص۵۹۴); سـعد بن بکر (ص۶۹۷); سعد بن عباده‌ (ص۶۹۸‌).

در جلد نهم، دهم و یازدهم مدخلی‌ ندارد و محققان جـوان تـر‌ جـای‌ او را گرفته اند.

هفت آسمان » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۳۲ (صفحه ۲۹۳)


کتابنامه‌

الویری‌، حسن: مطالعات اسلامی در غرب. تهران: انتشارات سمت، ۱۳۸۱٫

پترسون و دیگران: عـقل و اعـتقاد‌ دینی‌، درآمدی بر فلسفه دین، ترجمه‌ احمد‌ نراقی‌ و ابراهیم سلطانی. تهران‌: انتشارات‌ طـرح نـو، ۱۳۷۹٫

ثـواقب‌، جهانبخش‌: نگرشی تاریخی بر رویارویی غرب با اسلام. قم: مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حـوزه‌ عـلمیه‌ قم، ۱۳۷۹٫

ثقفی، سید محمد: «نقد‌ کتاب‌ محمد(ص) در‌ مکه‌ و مدینه‌» در مجله کیهان انـدیشه‌، شـماره ۴۷، فـروردین و اردیبهشت ۱۳۷۲٫

جمعی از نویسندگان: مناهج المستشرقین فی الدراسات العربیه الاسلامیّه. عربستان‌ سعودی‌: المنظمه العربیه و الثقافه و العـلوم و مـکتب التـربیه‌ العربی‌ لدول‌ الخلیج‌، ۱۴۰۰‌ق.

حسینی طباطبایی، سیدمصطفی‌: نقد‌ آثار خاورشناسان. تهران: انتشارات چاپخش، ۱۳۷۵٫

خـلیل، عـمادالدین: المستشرقون و السیره النبویه. بیروت: دار ابن کثیر، ۱۴۲۵‌.

رحمتی‌، محمدکاظم‌: «مأخذشناسی پژوهش های کلامی در غرب»، در‌ مجله‌ هفت‌ آسـمان‌، شـماره‌ ۱۹‌، پاییز ۱۳۸۲٫

رزّاقی موسوی، سیدقاسم: نقد و بررسی دیدگاه های مونتگمری وات درباره سیره نـبوی، پایـان نامه کارشناسی ارشد رشته تاریخ اسلام، مـوسسه آمـوزشی و پژوهـشی امام خمینی (ره‌)، ۱۳۸۵٫

لالانی، ارزینا: نخستین انـدیشه هـای شیعی، تعالیم امام باقر(ع)، ترجمه فریدون بدره ای. تهران: نشر و پژوهش فرزان روز، ۱۳۸۱٫

مهاجرانی، سـیدعطاءالله: اسـلام و غرب. تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۸۲٫

هـالم، هـاینس‌: تشیّع‌، تـرجمه مـحمدتقی اکـبری. قم: نشر ادیان، ۱۳۸۵٫

وات ویلیام، مونتگمری: اسـپانیای اسـلامی، ترجمه محمدعلی طالقانی. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۹٫

ـــــــــــــــ : برخورد آرای مسلمانان و مسیحیان، تـفاهمات و سـوءتفاهمات، ترجمه‌ محمدحسین‌ آریا. تهران: دفتر نـشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۳٫

ـــــــــــــــ : تأثیر اسـلام بـر اروپای قرون وسطی، ترجمه حسین عـبدالمحمدی. قـم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی‌، ۱۳۷۸‌.

ـــــــــــــــ : حقیقت دینی در عصر‌ ما‌، ترجمه ابوالفضل محمودی. قـم: مـرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حـوزه عـلمیه قـم، ۱۳۷۹٫

هفت آسمان » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۳۲ (صفحه ۲۹۴)


ـــــــــــــــ : فلسفه و کلام اسـلامی، تـرجمه ابوالفضل عزتی. تهران: شـرکت انـتشارات علمی‌ و فرهنگی‌، ۱۳۸۰٫

ـــــــــــــــ : محمد فی‌ المدینه‌، تعریب شعبان برکات. بیروت: منشورات مکتبه العصریّه.

ـــــــــــــــ : محمّد فـی مـکّه، تعریب شعبان برکات. بیروت: منشورات مـکتبه العـصرّیه.

هولت و دیـگران: تـاریخ اسـلام کمبریج، ترجمه احمد آرام: انـتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۷٫

ـــــــــــــــ‌ : تاریخ‌ اسلام کمبریج، ترجمه تیمور قادری. تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۳٫

:yremogtnoM mailliW ,ttaWthguohT cimalsI fo doireP evitamroF ehT ,dlroW enO ..2002 :drofxO

: _________naruQ eht ot noitcudortnI s’lleB .7791 ,sserP ytisrevinU hgrubnidE‌ :dnalgnE‌ .

: _________naruQ eht‌ ot noinapmoC .4991 ,dlroW enO :drofxO .

: _________malsI fo aidepolcycnE .0002-6891 :nedieL .

: _________ygoloehT dna yhposolihP cimalsI .5991‌ ,sserP ytisrevinU hgrubnidE .

: _________ilazahG-lA fo ecitcarP dna htiaF ehT .4002‌ ,dlroW‌ enO‌ :drofxO .

سایت های اینترنتی

WWW.ClearVisionPK.com

WWW.FrontlistBooks.com

WWW.Wikipedia.org

WWW.alastairmcintosh.com

WWW‌.‌‌guardian‌.co.uk

WWW2.dw-World.de

WWW.findarticles.com

WWW.amazon.com

WWW‌.times‌.com‌

[۱]. بیشتر مـطالب ایـن زیست نامه از سایت های اینترنتی مـجله تـایمز لنـدن و گـاردین اخـذ شده‌ است.

[۲]. Richard Holloway, Guardian News, Tuesday November 14, 2006.

[۳]. Christians and Pacifism.

[۴]. Cuddesdon‌ Theological College.

[۵]. Deacon.

[۶]. St‌ Mary‌’s, The Boltons, Kensington.

[۷]. “Free Will and Predestination in Early Islam”

[۸]. Muhammad at Mecca.

[۹]. Muhammad at Medina.

[۱۰]. ایـن دو کـتاب به عربی ترجمه شده، ولی هنوز به فارسی ترجمه نشده‌ است: محمد فی المدینه و محمد فی مـکّه، تـعریب شـعبان برکات، مکتبه العصریه، بیروت.

[۱۱]. محمد پیامبر و سـیاستمدار، تـرجمه اسـماعیل والی زاده، کـتابفروشی اسـلامیّه، ۱۳۴۴ش.

[۱۲]. Islam and the West: the Making‌ of‌ an Image.

[۱۳]. Companion to the Quran.

[۱۴]. Muslim-Christian Encounters: Perceptions and Misconceptions.

[۱۵]. ایـن کتاب به قلم محمدحسین آریا ترجمه و به وسیله دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شده‌ است‌.

[۱۶]. A Christian Faith for Today.

[۱۷]. Levi Della Vida Medal.

[۱۸]. برخورد آرای مسلمانان و مسیحیان، تفاهمات و سوءتفاهمات، ص۲۳۲ـ۲۳۴٫

[۱۹]. کیهان اندیشه، شماره ۴۷، اردیبهشت ۱۳۷۲٫

[۲۰]. اسلام و غرب‌، ص۱۸۴‌.

[۲۱]. نـقد آثار خاورشناسان، ص۱۴۹ـ۱۵۴٫

[۲۲]. مطالعات اسلامی در غرب، ص۱۱۳ـ۱۱۴٫

[۲۳]. نگرشی تاریخی…، ص۲۸۲ـ۲۸۳٫

[۲۴]. برای گزارشی از این کتاب بنگرید: مجله طلوع، ش۱۷ـ۱۸‌.

[۲۵‌]. مینو‌ صمیمی، محمد در اروپا، ترجمه‌ پرویز‌ عطایی‌، ص۳۴۲ـ۳۴۳٫

[۲۶]. المستشرقون و السیره النبویه، ص۴۷ـ۱۱۹٫

[۲۷]. مناهج المستشرقین، ج۱، ص۱۱۳ـ۲۴۷٫

[۲۸]. فی الفکر الاسلامی: الاستشراق: دراسـات تـحلیلیه تقویمیه‌، ص۱۰۷‌ـ۱۰۸‌ و ۱۳۷ـ۱۴۰٫

[۲۹]. آراء المستشرقین حول القرآن الکریم‌ و تفسیره‌، دراسه و نقد، ص۱۰۷ـ۱۱۱٫

[۳۰]. تأثیر اسلام بر اروپای قرون وسطی، ترجمه حسین عبدالمهدی، ص۱۴۳٫

.[۳۱]هعماج م اجسنا و م لاسا‌

.[۳۲‌]ی‌ ملاسا رکفت یریگلکش ن ارود

.[۳۳]م لاسا ی سایس رکفت

.[۳۴‌]ی ملاسا م لاک و هفسلف.ت سـا هـدش پ اچ ی تّزع لضفلاوبا همجرت اب ب اتک ن یا ;

.[۳۵]ی ملاسا دیاقع زا‌ ی اهدیزگ‌.ت سا‌ ی ملاسا ه مانداقتعا ک ی زا ت او همجرت ب اتک ن یا ;

.[۳۶]ی لازغ لمع‌ و ن امیا‌ ب اتک زا یشنیزگ زین ب اتک ن یا ; ل لاضلا ن م ذقـنملا دوخ هـمجرت اب ی لازغ ل ئاسر رگید و.ت سا وا‌

.[۳۷‌]م‌ لاسـا رصـتخم خ یرات

.[۳۸]ی ملاسا ی ایناپسا رد خ یرات م ان ه ب ی ناقلاط یلعدمحم‌ همجرت‌ اب‌ ش۹۵۳۱ ل اس رد ب اتک ن یا ; ی ملاسا ی ایناپسا.ت سا هدش رشتنم

.[۳۹]یطسو نورق ی اپورا‌ رب‌ م لاسا‌ ریثأت نیسح و ۹۵۳۱ ل اس رد دنژآ بوقعی زا هـمجرت ود اب ب اتـک ن یا ;.ت سا‌ هدیسر‌ پ اچ ه ب ۸۷۳۱ ل اس رد یـدمحملادبع

.[۴۰]رصـاعم ن اهج رد تیحیسم و م لاسا پ اچ ه ب ۸۹۹۱‌ ل اس‌ رد‌ هرهاق رد و هدش همجرت ی برع ن ابز ه ب ب اتک ن یا ;.ت سا هدیسر

.[۴۱]ن آرق زا‌ یخیرات‌ ،دّمحم هکم

.[۴۲]هتینردم و ی ملاسا ی یارگداینب

.[۴۳]م لاسا ه ب ت او یرمگتنوم ملق ه ب ن آ تسخن‌ دلج‌ ود‌ ه ک هدش هتشون ی ناملآ ن ابز ه ب دلج ه س رد ب اتک ن یـا ;.ت سـا هدش همجرت ی ناملآ ن ابز ه ب رفوه ایولیس‌ رتکد‌ م ناخ ط سوت سپس ،هدمآرد ش راگن

.[۴۴]ن آرق رب لِ ب ه مدقم ،ت او‌( .ت سا‌ هدش‌ رشتنم ی هاشمرخ ن یدلاءاهب همجرت اب ب اتک ن یا ;ن آرق خ یرات رب یدمآرد ، اب ه ک ت سا لِ ب دراچیر‌ ش راگن‌ ب اتک‌ ل صا )۲۸۳۱ ،دیجم ن آرق هـمجرت زکـرم :م ق .ی هاشمرخ ن یـدلاءاهب همجرت.ت سا هدیسر پ اچ‌ ه ب ت او‌ ب یذهت

.[۴۵]م لاسا خ یرات ،نوتبمل و ت لوه( ت سا هدیسر پ اچ ه ب ی رداق رومیت و م ارآ دمحا زا همجرت‌ ود‌ اب ب اتک ن یا ;ج یربمک م لاسـا خ یرات ،ومه ;۷۷۳۱ ،ریبکریما ت اراشتنا :ن ارهت .م ارآ‌ دمحا‌ همجرت ،ج یربمک م لاسا خ یرات هـمجرت ،.ت سـا ت او‌ فـیلأت‌ )ص(دمحم‌ ترضح ینعی ن آ مود لصف و )ی رداق رومیت

.[۴۶‌]ام‌ رصع ی ارب ینید تقیقح ،ت او :ت سا هدش رشتنم ت اصخشم ن یا اب ب اتک ن یـا‌ ‌ ‌امـ‌ رصع رد ینید تقیقح همجرت‌ ،.۹۷۳۱‌ ،لوا پ اچ‌ ،ی ملاسا‌ ت اغیلبت‌ رتفد :م ق .ی دومحم لضفلاوبا

.[۴۷]ن آرق‌ ی امنهار‌

.[۴۸]ت لااقـم ه عـومجم :نـیتسخن م لاسا لوا نرق ه س رد ن اناملسم ت ارکفت نوماریپ‌ ت او‌ یرمگتنوم ت لااقم ه عومجم ; یو ب اتک لمکم‌ ی عون ه ب ه ک یرجهی ملاسا ت ارکـفت‌ یریگلکش‌ ن ارود.ت سا

.[۴۹] ی دلایم ۰۰۱۱‌ ات‌ ۱۶۶ ی اهل اس رد م لاسا ن اهج ،ت شاد م لاسا ه ک ی هوکش ایم لاسا دنـمهوکش هتشذگ‌

.[۵۰‌]ن املسم زرودرخ ،ی لازغ

.[۵۱‌]هعماج‌ ک ی ن ایـنب‌ :یـربط خ یراتدلانودکم ی راکمه‌ اب‌ ;

.[۵۲]ت یاده عورش‌ و ی هارمگ‌ زا ت اجن :ی لازغ همجرت ;ل لاضلا ن م ذقنملا

.[۵۳] ن ایدا ه رابرد هعلاطم و ی نوریب]رگید[م لاسا زاریغ

.[۵۴‌]ی‌ لازغ ه رابرد ی اهعلاطم ،ن املسم زرودرخ

.[۵۵‌]دنلتاکسا‌ رد ی ملاسا‌ ت اعلاطم‌

.[۵۶‌]ادخ تیعقاو

.[۵۷]دیدج‌ ن ایب ه ب حیسم م ایپ زا یتئارق :ن اسنا ت لاکـشم ج لاع

.[۵۸]ی نونک ی اهش لاچ و هتشذگ ریثأت‌ ،م لاساایپاک‌ و چ لو ،درفلآ ،ت او ;

.[۵۹]ن ردم‌ ی ایند‌ رد‌ ی ملاسا‌ ی حو‌

[۶۰]. نگرش تاریخی‌…، ص۳۹۱‌.

[۶۱]. رزّاقی، سیدقاسم، نقد و بررسی دیدگاه های مونتگمری وات درباره سیره نبوی، پایان نامه کارشناسی ارشد‌ موسسه‌ امام‌ خمینی، سال ۱۳۸۵، ص۴۶ـ۴۷٫

دیـاقع زا‌ ی اهـدیکچ‌ .[۶۲‌]]یدهمدیس[‌ هلجم‌ رد‌ ی سونسلا ی کرت ت اعلاطم

هلجم رد ن املسم رصاعم رکفتم ک ی .[۶۳]دنلتاکسا ینید ت اعلاطم.ت سا نوکرا دمحم راکفا و ءارآ ه رابرد ه لاقم ن یا ;

هلجم رد بسک ِی ملاسا ه یرظن أشنم‌ .[۶۴]یتنطلس ی یایسآ نمجنا

هلجم رد ی تامدقم هـعلاطم ;ن ایـضفار .[۶۵]قرش

هلجم رد ه لزتعم ی سایس ی اهشرگن .[۶۶]یتنطلس ی یایسآ نمجنا

هلجم رد ن آرق نوماریپ هیلوا ی اهثحب .[۶۷]م لاسا ن اهج‌

ب اتک‌ رد هیبشت نوماریپ ن اناملسم ت اثحابم ی خرب .[۶۸]وگسلاگ ه اگشناد ی قرش نمجنا ت ارکاذم ه صلاخ

رد یلعج .[۶۹] راونلاا هوکـشم هـلجم رد ی لازغیتنطلس ی یایسآ نمجنا

هلجم رد ی لازغ ه ب بوسنم راثآ رابتعا‌ و تحص‌ ب اب رد .[۷۰]یتنطلس ی یایسآ نمجنا

هلجم رد هظیرقینب ن ایدوهی تیموکحم .[۷۱]م لاسا ن اهج

ب اتک رد دیرفآ ش یوخ ت روص رب .[۷۲]وگسلاگ‌ ه اگشناد‌ ی قرش نمجنا ت ارکاذم ه صلاخ

ب اتک‌ رد‌ ،نیتسخن ی سـابع عـیشت زا ی یـاههبنج ،یجنم ه ب ن اناملسم ق ایتشا .[۷۳]یجنم ی ادخ

هـلجم رد هـّیماینب ن ارود رد هـعیش .[۷۴]یتنطلس ی یایسآ نمجنا

ب اتک رد سّدقم‌ گنج‌ زا ی ملاسا ی اهت شادرب‌ .[۷۵‌]سدقم گنج

.م لاسا ردص رد ن انز .[۷۶]

هلجم رد یحیسم ه زومآ زا ی ملاسا یریرقت .[۷۷]سکیملاسا دردمه

یـحیسم ه زومـآ زا ی نـاتسرهش ریرقت .[۷۸]

ی ماما عیشت هیلوا ل حارم تیمها .[۷۹]

ت کراشم‌ .[۸۰‌]]تـرضح[دمحم ]صـ[ی یاغ تّیعقاو و ینعم ه زوح رد

ل اعتم ی ادخ ه ب داقتعا و ن آرق .[۸۱]

)ی ناملآ ه ب( ی ماما عّیشت ه رابرد .[۸۲]

؟دوب ج راوخ زا ءاطعن ب ل صاو ایآ .[۸۳]

ی ملاسا ی اهه قرف شرتسگ و روطت ی سررب .[۸۴‌]

ی مـلاسا‌ م لاک رد‌ ن امـیا مـوهفم .[۸۵]

تیحیسم و م لاسا یوگوتفگ ه رابرد ی یاهه اگدید .[۸۶]

ی لازغ ی سایس ه یرظن ه رابرد ی یـاهاگدید .[۸۷]

ن ایسابع‌ یرگیعیش زا ی ددجم ی بایزرا .[۸۸]

یحیسم ن املکتم و ی ملاسا م لاک .[۸۹]

ن آرق‌ ه ب طوبرم‌ ت اشقانم‌ نیلوا .[۹۰]

نمایش بیشتر

شبکه بین المللی مطالعات ادیان

اینفورس (شبکه بین المللی مطالعات ادیان)،‌ بخشی از یک مجموعه فعالیت های فرهنگی است که توسط یک گروه جهادی مجازی انجام می شود. این گروه  بدون مرز، متشکل از اساتید، طلاب، دانشجویان و کلیه داوطلبان باایمان و دغدغه مندی است که علاقمند به فعالیت علمی جهادی در عرصه جنگ نرم هستند. شما هم می توانید یکی از اعضای این گروه باشید(اینجا کلیک کنید). فعالیت های سایت زیر نظر سید محمد رضا طباطبایی، مدرس ادیان و کارشناس صدا و سیماست. موضوعات سایت نیز در زمینه سیر مطالعاتی با رویکرد تقویت بنیه های اعتقادی و پاسخ به شبهات است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن