سیر شیعه شناسی

مرده ها می شنوند و قادر به پاسخگویی هستند

مرده ها می شنوند و قادر به پاسخگویی هستند
 

 

دانلود فایل pdf این مقاله

 

 

مقدمه:

ریشه تاریخی این تفکر وهابیت

۱٫ ادله وهابیون و نقد آنها

بررسی ادله این نظریه

پاسخ علمای اهل سنت از این آیات :

۲٫ مردگان علاوه بر قدرت شنیدن، پاسخ زندگان را نیز داده اند

الف: دلیل قرآنی

ب: ادله روایی

۳٫ ادله آگاهی مردگان به احوال زندگان و شنیدن و دیدن عالم مادی:

ا : ادله قرآنی

ب: ادله روایی

۴٫ ادله حیات پس از مرگ

أ. آیاتی که دلالت بر حیات بعد از مرگ می کنند

ب: روایاتی که دلالت بر حیات پس از مرگ می کنند

۵٫ نظر علمای اهل سنت درمورد شنیدن مردگان

۱٫ محمد بن اسماعیل بخاری:

۲٫ مسلم بن الحجاج نیشابوری:

۳٫ ابن تیمیه

۴٫ ابن قیم الجوزیه:

۵٫ ابن کثیر دمشقی سلفی

۶٫ ابن جریر طبری

۷٫ انصاری قرطبی

۸٫ آلوسی بغدادی

۹٫ محیی الدین نووی

۱۰٫ ابن حجر هیثمی

۱۱٫ محمد بن حسن شیبانی

۱۲٫ إبن بطال بکری قرطبی

۱۳٫ جلال الدین سیوطی

۱۴٫ أحمد بن إدریس صنهاجی

۱۵٫ تمیمی حنبلی

۱۶٫ جکنی شنقیطی

۱۷٫ محمد بن عبدالوهاب

نتیجه گیری:

مقدمه:

فرقه وهابیت بر این باور هستند که انسان بعد از مردن، درک و قدرت بر ارتباط با این عالم را ندارد؛ از این رو نمی تواند صدای کسی را بشنود؛ تا چه رسد به اینکه جواب دهد.

بر هیچ کس پوشیده نیست که هدف وهابیت از این سخن و اعتقاد ، زیر سؤال بردن اعمال و رفتار تمام مسلمانان در زیارت قبر رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم، ائمه اطهار علیهم السلام و دیگر اولیاء و بندگان صالح خداوند است ؛ به این دلیل که آن ها صدای ما را نمی شنوند و نمی توانند جواب دهند!

برای توضیح بیشتر لازم است به پاسخ گروه افتاء عربستان در جواب سؤالی که در این باره شده است، توجه نماییم:

سألت اللجنه الدائمه للإفتاء:

قرأت فی کتاب الحاوی للفتاوی للإمام السیوطی أن المیت یسمع کلام الناس، وثنائهم علیه، وقولهم فیه، وکذلک یعرف من یزوره من الأحیاء، وإنّ الموتی یتزاورون، فهل هذا حسن؟ فقد اعتمد علی بعض الأحادیث وبعض الآثار، وذلک فی ج ۲ / ۱۶۹ ، ۱۷۰ ، ۱۷۱ .

از مجمع دائمی افتاء عربستان سؤال شد : در کتاب فتاوای امام سیوطی آمده است که مرده صدای مردم ، مدح و ثنای مردم در باره مردگان و گفتار بازماندگان را در باره مرده ها، می شنود و هم چنین، مرده کسانی را که او را زیارت می کنند می شناسد و این که مردگان به زیارت همدیگر می روند. آیا این مطالب درست است؟ سیوطی به برخی از روایات و آثار استدلال کرده است و این مطلب در جلد ۲ صفحه ۱۶۹ ، ۱۷۰ ، ۱۷۱ آمده است.

أجابت اللجنه الدائمه:

الأصل عدم سماع الأموات کلام الأحیاء، إلاّ ما ورد فیه النص؛ لقول الله سبحانه یخاطب نبی (ص): «فَإِنَّکَ لا تُسْمِعُ الْمَوتی (روم/ ۵۲) الآیه، وقوله سبحانه: « وَما أَنْتَ بِمُسْمِع مَنْ فِی القُبُور». (فاطر/۲۲) وبالله التوفیق وصلی الله علی نبینا محمد وآله وصحبه وسلم .

جواب گروه افتاء : اصل این است که مردگان صدای زندگان را نمی شنوند مگر در جایی که دلیل خاص وارد شده باشد دلیل ما بر نشنیدن مردگان، این آیه است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم را مخاطب قرار داده و می فرماید: «تو نمی توانی مردگان را بشنوانی» ، و نیز می فرماید: «تو نمی توانی مردگان در قبرها را شنوا سازی»، و از خدا توفیق می خواهیم و درود و سلام خدا بر پیامبر ما حضرت محمد و آل و اصحابش باد.

اللجنه الدائمه للبحوث العلمیه والإفتاء، عضو: عضو الرئیس

عضو: عبد الله بن قعود. عضو: عبد الله بن غدیان. نائب رئیس اللجنه: عبد الرزاق عفیفی. الرئیس: عبد العزیز بن عبد الله بن باز. فتاوی اللجنه الدائمه للبحوث العلمیه والإفتاء، جمع أحمد بن عبد الرزاق الدویش، ج ۹، ص۷۸، الفتوی رقم ۹۲۱۶٫

متن سؤال و جواب فوق در سایت های زیر آمده است:

http://www.alifta.net/fatawa/fatawaDetails.aspx?BookID=3

http://www.startimes.com/f.aspx?t=25133285

با توجه به این فتاوای علمای وهابی، لازم است دیدگاه و ادله آنها را در این نوشتار در ضمن چند بخش مورد بررسی و نقد قرار دهیم.

قبل از ذکر ادله و نقد آنها، به صورت اختصار به ریشه تاریخی این تفکر اشاره می کنیم:

ریشه تاریخی این تفکر وهابیت

با بررسی روایات و تاریخ اسلام به این نتیجه می رسیم که این تفکر وهابیت ریشه در تفکر و اعمال حاکمان بنی امیه دارد و نمونه های بسیاری را می توان از رفتار و گفتار آنان در این باره ارائه داد.

مروان بن حکم و منع از زیارت قبر مطهر رسول خدا (ص)

حاکم نیشابوری و احمد بن حنبل نقل می کنند:

مروان بن حکم (متوفای۶۱هجری) ، در مسجد نبوی، ابو ایوب انصاری، صحابه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) را می بیند که روی قبر حضرت نشسته و اظهار عشق و ارادت می کند، گردن او را گرفت و به او اعتراض کرد و او را از این کار باز داشت. متن گفتگوی او با این صحابه دلباخته رسول خدا صلی الله علیه وآله این است:

۸۵۷۱ حدثنا أبو العباس محمد بن یعقوب ثنا العباس بن محمد بن حاتم الدوری ثنا أبو عامر عبد الملک بن عمر العقدی ثنا کثیر بن زید عن داود بن أبی صالح قال أقبل مروان یوما فوجد رجلا واضعا وجهه علی القبر فأخذ برقبته وقال أتدری ما تصنع قال نعم فأقبل علیه فإذا هو أبو أیوب الأنصاری رضی الله عنه فقال جئت رسول الله صلی الله علیه وسلم ولم آت الحجر سمعت رسول الله صلی الله علیه وسلم یقول لا تبکوا علی الدین إذا ولیه أهله ولکن ابکوا علیه إذا ولیه غیر أهله هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه

داود بن ابی صالح نقل می کند که روزی مروان شخصی را دید که صورت بر قبرپیامبر گذاشته است ، گردنش را گرفت و گفت می دانی داری چه می کنی ، وقتی آمد جلوتر دید که ابوایوب انصاری است ، جواب داد : بله آمدم نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم و نزد سنگ قبر نیامدم ، من از پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم شنیدم که می فرمود : بر دین گریه نکنید اگر به دست اهلش باشد ، بر آن گریه کنید اگر به دست نا اهلان افتاد .

حاکم نیشابوری در پایان اعتراف به صحت روایت می کند:

این روایت صحیح السند است و شیخین آن را نیاوردند .

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفای ۴۰۵ هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج۴ ، ص۵۶۰،تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت الطبعه: الأولی، ۱۴۱۱هـ – ۱۹۹۰م.

احمد بن حنبل یکی از ائمه مذاهب چهارگانه اهل سنت در کتاب مسند خود همین روایت را آورده است :

الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفای۲۴۱هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج ۵، ص۴۲۲،ناشر: مؤسسه قرطبه – مصر.

سمهودی از بزگان اهل سنت نیز همین روایت را آورده و گفته که سندش حسن است :

قلت رواه أحمد بسند حسن.

علی بن عبد الله بن أحمد الحسنی السمهودی (المتوفی : ۹۱۱هـ) الوفاه: ۹۱۱ ، خلاصه الوفا بأخبار دار المصطفی ، ج۱، ص۵۹٫

ابن عساکر الدمشقی الشافعی، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبه الله بن عبد الله (متوفای۵۷۱هـ)، تاریخ مدینه دمشق وذکر فضلها وتسمیه من حلها من الأماثل، ج۵۷، ص۲۴۹،تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامه العمری، ناشر: دار الفکر – بیروت – ۱۹۹۵٫

حمزه الزین، محقق مشهور و معاصر اهل سنت که کتاب مسند احمد بن حنبل را تحقیق کرده است، این روایت را صحیح می داند و در ادامه کلام جالبی علیه ابن تیمیه و وهابی ها دارد که خواندن آن خالی از لطف نخواهد بود :

(۲۳۴۷۶) اسناده صحیح، کثیر بن زید وثقه احمد ورضیه ابن معین ووثقه ابن عمار الموصلی وابن سعد، وابن حبان، وصلحه ابو حاتم ورضیه ابن عدی لکن ضعفه النسائی ولینه ابو زرعه. وتمسک قوم بتضعیف النسائی وکلام ابی زرعه وترکوا کل هؤلاء لا لشئ الا لیضعفوا هذا الحدیث. وخطاً والحاکم والذهبی لانه صححاه فی المستدرک ۴/۵۱۵ علما بانهم یوثقون کثیر بن زید فی اماکن غیر هذا ومعنی ذلک ان التوثیق والاتهام یخضع للأهواء والمذاهب وهذه خیانه علمیه بحد ذاتها اما لماذا یضعفوه هنا؟ فهذه سقطه علمیه محسوبه علیهم یقولون ان فی هذا دلیل لمن یجوز التمسح بالقبور. وهل کان أبو أیوب یتمسح بقبر النبی؟ وهؤلاء عندهم عقده من أی خبر فیه دنو من القبور وهذا اکبر دلیل علی بطلان مذهبهم، فماذا یرجی من خونه للعلم؟ ولا ندری مذهب هؤلاء. انهم یدعون انهم حنابله تاره ولا مذهبیه تاره اخری. فلا تبعوا الحنابله وقد خالفوا الذهبی وهو حنبلی ولا هم اثبتوا مذهبا واضحا صریحا یعرف لهم وانما فی مذهب کالحیه.

سند روایت صحیح است، کثیر بن زرعه را احمد بن حنبل ثقه دانسته است و ابن معین و ابن عدی او را قبول دارند ، ابن عمار موصلی، ابن سعد، ابن حبان او را توثیق کرده اند. اما نسائی او تضعیف کرده است . و ابوزرعه او را سست می دانند و عده ای تمسک به تضعیف نسائی و ابو زرعه کردند و تمام این توثیقات را ترک کردند تا اینکه این روایات را تضعیف کنند. و قول تضعیف خطاست چونکه حاکم و ذهبی در مستدرک ج۴، ص۵۱۵، این روایت را صحیح السند دانستند، با اینکه معلوم است اینهائی که روایت را تضعیف کردند خودشان در جاهای دیگر کثیر بن زید را توثیق کرده اند و معنای این کار این است که اینها بر طبق هوای نفسشان و به نفع مذهبشان توثیق و تضعیف می کنند و این کار در حد ذاتش خیانت علمی است، اما چرا این روایت را تضعیف کردند؟ می گویند که در این روایت دلیلی برای قائلین به جواز تمسح به قبور است و این سقوط علمی برای آنها محسوب می شود و آیا ابو ایوب انصاری خودش را به قبر پیامبر صلی الله علیه وآله می کشید؟ اینها از هر روایتی که نزدیک شدن به قبر را ثابت کند، عقده و کینه دارند. و این روایت بزرگترین دلیل است بر بطلان مذهب آنان، و از خائنین علم انتظاری غیر از این نمی رود، مذهبشان معلوم نیست. اینها(وهابیها) گاهی می گویند حنبلی هستند و گاهی می گویند که لامذهب هستند. و اینها از حنابله پیروی نکردند و با ذهبی که حنبلی است مخالفت کردند و این طور نیستند که مذهب خاصی برای خودشان داشته باشند بلکه در مذهب مثل مار هستند.

المسند للامام احمد بن حنبل، شرحه و صنع فهارسه حمزه احمد الزین ج۱۷، ص۴۲، ص۴۳، طبع دار الحدیث القاهره.

مرده باد گفتن حجاج بن یوسف بر زائران قبر مطهر نبوی (ص)

ابن ابی الحدید سنی ، اهانت حجاج بن یوسف ثقفی «متوفای ۹۵هجری» به ساحت مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله را ذکر کرده و بزرگان اهل سنت مثل ابن عبد ربه اندلسی ، أبو سعد منصور بن الحسین الآبی ، مبرد از پیشوایان ادبیات عرب ، این جسارت حجاج را موجب تکفیر او توسط علماء و فقهاء اهل سنت دانسته اند :

حجاج بن یوسف ثقفی در ضمن خطبه ای در کوفه گفت:

وخطب الحجاج بالکوفه فذکر الذین یزورون قبر رسول الله صلی الله علیه وسلم بالمدینه ، فقال : تباً لهم إنما یطوفون بأعواد ورمه بالیه هلا طافوا بقصر أمیرالمؤمنین عبد الملک ألا یعلمون أن خلیفه المرء خیر من رسوله .

حجاج بن یوسف ثقفی در کوفه خطبه ای خواند و یادی از زائران قبررسول الله صلی الله علیه وسلم در مدینه کرد و گفت : مرگ بر این ها که بر اطراف استخوان های پوسیده پیامبر می چرخند ـ نستجیر باللّه ـ چرا این ها نمی روند اطراف قصر عبدالملک بگردند، مگر نمی دانند که عبدالملک خلیفه خدا هست و بهتر از رسول و فرستاده خدا است .

إبن أبی الحدید المدائنی المعتزلی، ابوحامد عز الدین بن هبه الله بن محمد بن محمد (متوفای۶۵۵ هـ)، شرح نهج البلاغه، ج۱۵، ص۱۴۲، تحقیق محمد عبد الکریم النمری، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۸هـ – ۱۹۹۸م.

اهانت و جسارت حجاج به مقام عظمای نبوی به حدی است که قلم از نوشتن آن شرم دارد و زبان از بیان آن خجالت می کشد. او با کمال بی شرمی، نه تنها بر زائران دلسوخته مقام نبوی مرگ باد می گوید و بدن شریفش را به استخوانهای پوسیده بی خاصیت تشبیه می کند؛ بلکه بالاتر از آن، مردم را به طواف دور خانه ای که از سنگ و کلوخ برای دشمن خدا و اهل بیت پیامبر و غاصب مسند خلافت رسول الله صلی الله علیه وآله ساخته شده، تشویق می کند و مقام پست او را بالاتر از مقام الهی نبوی می داند.

به خاطر همین جسارت های او است که علمای اهل سنت حجاج را کافر دانسته اند.

ابن عبد ربه اندلسی در عقد الفرید می نویسد که همین امر باعث تکفیر حجاج توسط علماء شده است :

ومما کفرت به العلماء الحجاج قوله ورأی الناس یطوفون بقبر رسول الله صلی الله علیه وسلم ومنبره إنما یطوفون بأعواد ورمه.

از آن مواردی که علما حجاج را به خاطر آن کافر می دانند، سخن او وقتی دید که مردم مشغول طواف قبر و منبر پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله) هستند گفت بر اطراف استخوان های پوسیده پیامبر می چرخند.

الأندلسی، احمد بن محمد بن عبد ربه (متوفای: ۳۲۸هـ)، العقد الفرید، ج ۵، ص۴۳، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت / لبنان، الطبعه: الثالثه، ۱۴۲۰هـ – ۱۹۹۹م.

الآبی، ابوسعد منصور بن الحسین (متوفای۴۲۱هـ)، نثر الدر فی المحاضرات، ج ۵ ،ص۲۳ ، تحقیق: خالد عبد الغنی محفوط، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت /لبنان، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۴هـ – ۲۰۰۴م.

مبرد ، از پیشوایان ادبیات عرب (متوفای ۲۸۶هجری)، نیز می نویسد که همین امر باعث تکفیر حجاج توسط علماء شده است :

إنّ ذلک ممّا کفّرت به الفقهاء الحجاج ، وأنّه إنّما قال ذلک والناس یطوفون بالقبر.

الکامل فی اللغه والأدب، ج ۱، ص۲۲۲ ، چاپ نهضت مصر.

از این رو، فقهاء حجاج را کافر می دانند، زیرا این سخن را در حالی گفت: که مردم پروانه وار دور قبر پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله) می گشتند.

پس منشاء این تفکر در صدر اسلام و از جانب بنی امیه و اتباعش به وجود آمده است و یک تفکر جدیدی نیست.

حال که ریشه و اساس این تفکر را دانستیم، ابتدا ادله آن ها را بررسی کرده و سپس به نقد آنها خواهیم پرداخت.

۱٫ ادله وهابیون و نقد آنها

در قسمت نخست، ادله قرآنی وهابیون را ذکر و سپس به نقد استدلال آنها می پرداریم:

بررسی ادله این نظریه

قائلین به این نظریه، به آیات ذیل از قرآن استدلال کرده اند:

«فَإِنَّکَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَی وَلاَ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَآءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ» (روم/۵۲)

تو نمی توانی مردگان را شنوا سازی و آواز خود را به گوش کرانی که از تو روی می گردانند برسانی.

«وَما یَسْتَوِی الْأَحْیَآءُ وَلاَ الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللّه َ یُسْمِعُ مَن یَشَآءُ وَما أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَن فِی الْقُبُورِ».

(فاطر/۲۲)

و زندگان و مردگان برابر نیستند. خدا هر که را خواهد می شنواند. و تو نمی توانی سخن خود را به مردگانی که در گور خفته اند برسانی .

عائشه و استدلال به این آیه و سپس رجوع از نظر خویش

به نقل علمای اهل سنت، عایشه همسر رسول خدا صلی الله علیه وآله، به این آیه بر نشنیدن مردگان استدلال می کند:

و احتجاج عائشه رضی الله عنها بقوله تعالی : وما أنت بمسمع من فی القبور

احتجاج عایشه رضی الله عنها به قول خداوند متعال : و تو نمی توانی سخن خود را به مردگانی که در گور خفته اند برسانی .

الصالحی الشامی، محمد بن یوسف (متوفای۹۴۲هـ)، سبل الهدی والرشاد فی سیره خیر العباد، ج۴ ، ص۸۵،تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۴هـ.

الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد بن أبی بکر بن فرح (متوفای۶۷۱هـ)، الجامع لأحکام القرآن ج۱۳، ص۲۳۲، ناشر: دار الشعب – القاهره.

السهیلی، أبو القاسم وأبو زید عبد الرحمن بن عبد الله بن أحمد بن اصبغ (متوفای۵۸۱هـ)، الروض الأنف شرح سیره سید ولد آدم المرسلین محمد (ص)، ج۳ ، ص۸۵،طبق برنامه الجامع الکبیر.

السیواسی الحنفی، کمال الدین محمد بن عبد الواحد (متوفای ۶۸۱هـ)، شرح فتح القدیر، ج۲، ص۱۰۴،ناشر:دار الفکر – بیروت، الطبعه: الثانیه.

ابن عابدین الحنفی، محمد أمین بن عمر (متوفای۱۲۵۲هـ) ، حاشیه رد المختار علی الدر المختار شرح تنویر الأبصار فقه أبو حنیفه ، ج۳، ص۸۳۶ ،ناشر : دار الفکر للطباعه والنشر. – بیروت. – ۱۴۲۱هـ – ۲۰۰۰م.

الآلوسی نعمان بن محمود (متوفای۱۳۱۷هـ)، الآیات البینات فی عدم سماع الأموات علی مذهب الحنفیه السادات ،ج۱،ص۱۴، تحقیق : محمد ناصر الدین الألبانی، دار النشر : ، الطبعه : الثانیه ۱۳۹هـ

اما ابن حجر عسقلانی در فتح الباری می نویسد که عایشه از این نظر برگشته است :

فکأنها رجعت عن الإنکار لما ثبت عندها من روایه هؤلاء الصحابه لکونها لم تشهد القصه.

عایشه از نظریه اش که انکار شنیدن مردگان بود، برگشت بخاطر روایاتی که از صحابه در نزد عایشه ثابت شد؛ چونکه خودش در آن قضایا حاضر نبود .

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲ هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری،ج۷، ص۳۰۴ ،تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفه – بیروت.

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفای۹۱۱هـ)، شرح السیوطی لسنن النسائی، ج۴، ص۱۱۱، تحقیق : عبدالفتاح أبو غده ، ناشر : مکتب المطبوعات الإسلامیه – حلب ، الطبعه : الثانیه ، ۱۴۰۶هـ – ۱۹۸۶م

الصالحی الشامی، محمد بن یوسف (متوفای۹۴۲هـ)، سبل الهدی والرشاد فی سیره خیر العباد، ج۴، ص۸۵،تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۴هـ.

التمیمی الحنبلی، حمد بن ناصر بن عثمان آل معمر (متوفای ۱۲۲۵هـ)، الفواکه العذاب فی الرد علی من لم یحکم السنه والکتاب ج۶، ص۲۰۰، طبق برنامه الجامع الکبیر.

الجکنی الشنقیطی، محمد الأمین بن محمد بن المختار (متوفای ۱۳۹۳هـ.)، أضواء البیان فی إیضاح القرآن بالقرآن، ج۶، ص۱۳۵،تحقیق: مکتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفکر للطباعه والنشر. – بیروت. – ۱۴۱۵هـ – ۱۹۹۵م.

حتی اگر از این نظر نیز بر نگشته باشد ، علمای اهل سنت استدلال وی را به این آیات مردود می دانند .

تمیمی حنبلی می نویسد:

وقد رأیته أخرج عن صحابیین جلیلین ، هما ابن عمر ، وأبو طلحه النبی صلی الله علیه وسلم بأن أولئک الموتی یسمعون ما یقول لهم ، ورد عائشه لروایه ابن عمر بما فهمت من القرآن مردود کما ستری إیضاحه إن شاء الله تعالی .

و به تحقیق که بخاری از صحابه جلیل القدری مثل ابن عمر و ابوطلحه روایت نقل کرده است که رسول خدا (ص) فرمودند : آن مردگان (کشتگان بدر) کلام من را می شنوند ، و عایشه که روایت ابن عمر را رد کرده است به خاطر فهمش از قرآن بوده است و نظر او مردود است همانگونه که توضیحش را خواهید دید .

التمیمی الحنبلی، حمد بن ناصر بن عثمان آل معمر (متوفای ۱۲۲۵هـ)، الفواکه العذاب فی الرد علی من لم یحکم السنه والکتاب، ج۶، ص۲۳۵ ، طبق برنامه الجامع الکبیر.

جکنی شنقیطی می نویسد:

تصریح النبیّ صلی الله علیه وسلم بأن أُولئک الموتی یسمعون ما یقول لهم ، وردّ عائشه لروایه ابن عمر بما فهمت من القرءان مردود ، کم ستری إیضاحه إن شاء اللَّه تعالی

و تصریح رسول خدا (ص) به اینکه آن مردگان (کشتگان بدر) کلام من را می شنوند ، و عایشه که روایت ابن عمر را رد کرده است به خاطر فهمش از قرآن بوده است و نظر او مردود است همانگونه که توضیحش را خواهید دید .

الجکنی الشنقیطی، محمد الأمین بن محمد بن المختار (متوفای ۱۳۹۳هـ.)، أضواء البیان فی إیضاح القرآن بالقرآن، ج۶، ص۱۳۰، تحقیق: مکتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفکر للطباعه والنشر. – بیروت. – ۱۴۱۵هـ – ۱۹۹۵م.

پاسخ علمای اهل سنت از این آیات :

علمای اهل سنت از آیات مورد استدلال وهابیون، پاسخ های متعددی را ارائه کردند که در این قسمت به آنها اشاره می کنیم:

أ. هیچ یک از آیات قرآن صراحت در نشنیدن مردگان ندارد

حمد بن ناصر بن عثمان آل معمر می نویسد:

وأنه لیس فی القرآن ما ینفی السماع الثابت للموتی فی الأحادیث الصحیحه .

وإذا علمت به أن القرآن لیس فیه ما ینفی السماع المذکور ، علمت أنه ثابت بالنص الصحیح ، من غیر معارض .

وبه تحقیق که در قرآن مطلبی که معارض باشد، با شنیدن مردگان که با احادیث صحیح ثابت شده است وجود ندارد ، و اگر دانستی که در قرآن آیه ای نیست که با شنیدن مردگان منافات داشته باشد ، می دانید که شنیدن مردگان ثابت است با روایات صحیح بدون معارض .

الفواکه العذاب فی الرد علی من لم یحکم السنه والکتاب التمیمی الحنبلی، حمد بن ناصر بن عثمان آل معمر (متوفای ۱۲۲۵هـ)، الفواکه العذاب فی الرد علی من لم یحکم السنه والکتاب، ج۶، ص۱۳۹، طبق برنامه الجامع الکبیر.

ب. مراد عدم قدرت زندگان بر شنوا ساختن مردگان به صورت استقلالی است ، و نه با واسطه قدرت خدا

علامه اهل سنت آلوسی می نویسد:

«وما أنت بمسمع من فی القبور» ترشیح لتمثیل المصرین علی الکفر بالأموات وأشباع فی إقناطه علیه الصلاه والسلام من إیمانهم والباء مزیده للتأکید أی وما أنت مسمع والمراد بالسماع هنا ما أرید به فی سابقه ولا یأبی إراده السماع المعروف ماورد فی حدیث القلیب لأن المراد نفی الأسماع بطریق العاده وما فی الحدیث من باب «وما رمیت إذ رمیت ولکن الله رمی» وإلی هذا ذهب البعض وقد مر الکلام فی ذلک فلا تغفل.

و آیه : تو نمی توانی مردگان را شنوا سازی ، شرح می دهد مثال آوردن اصرارکنندگان بر کفر به مردگان و مبالغه در نا امیدی حضرت از ایمان آوردنشان و حرف باء (در بمسمع) زائده است برای تأکید یعنی تو نمی توانی مردگان را شنوا سازی و منظور از اسماع در اینجا آن معنای گذشته است و سماع و شنیدن معروف را رد نمی کند آن سماعی که در حدیث چاه بدر آمده است چون مراد از نفی سماع، نفی عادی و استقلالی آن است و حدیث از باب ، تو تیر نانداختی و خدا تیر انداخت ، و مثل این ، و بعضی قائل به آن شدند و کلام در این باره گذشت پس غفلت نکن .

الآلوسی البغدادی الحنفی، أبو الفضل شهاب الدین السید محمود بن عبد الله (متوفای۱۲۷۰هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج ۲۲، ص ۱۸۶ ، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

توضیح استدلال :

آیات فراوانی در قرآن کریم به این صورت آمده است که به مردم نشان دهد تنها خداوند مسبب الاسباب است .

أَفَرَأَیْتُمْ ما تَحْرُثُونَ أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ. (الواقعه ۶۳/۶۴)

و آیا آنچه را کشت می کنید ملاحظه کرده اید؟! آیا شما آن را زراعت می کنید یا ما زراعت کننده ایم؟!

در این آیات، زراعت به خداوند متعال نسبت داده شده است و حال آنکه بر همه واضح است که کشاورز زراعت می کند ، پس چرا در این آیه زراعت به خداوند نسبت داده شده است؟ جواب این است که خداوند متعال می خواهد به همه بفهماند که مسبب اصلی خداست ، اوست که قدرت را به کشاورز می دهد .

فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمی وَ لِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنینَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ. (الانفال/۱۷)

شما آنان را نمی کشتید، خدا بود که آنها را می کشت. و آن گاه که تیر می انداختی، تو تیر نمی انداختی، خدا بود که تیر می انداخت، تا به مؤمنان نعمتی کرامند ارزانی دارد. هرآینه خدا شنوا و داناست. (انفال/۱۷)

خداوند متعال در این آیات کشتن کافران و حتی تیر انداختن به طرف کفار را به خودش نسبت می دهد و حال اینکه واضح است که مسلمانان تیر می انداختند و کافران را می کشتند ، پس دلیل اینکه خداوند متعال این کار را به خود نسبت می دهد این است که مسبب الاسباب و کسی که قدرت را به مسلمانان داده است خداست .

نمونه های زیادی از این قبیل در قرآن کریم وجود دارد ، در آیه (انک لا تسمع الموتی) یعنی اینکه تو بدون اجازه خداوند متعال و قدرت خداوند متعال نمی توانی مردگان را شنوا سازی و این دلیل بر نشنیدن مردگان نمی شود .

ج. مردگان می شنوند ولی شنیدن سودی به حال مردگان ندارد

ابن عابدین از بزرگان اهل سنت می گوید: تشبیه کفار به مردگان در این آیات به این دلیل است که شنیدن سودی به آنان نمی رساند نه اینکه مردگان صدا را نمی شنوند:

ابن حجر از بزرگان اهل سنت می نویسد: منظور این است که سخن تو فایده ای برای مردگان نمی رساند؛ نه این که آنها نمی شنوند:

وأما استدلالها بقوله تعالی: فَإِنَّکَ لا تُسْمِعُ الْمَوتی (الروم/۵۲) .فقالوا: معناها لا تسمعهم سماعاً ینفعهم أو لا تسمعهم إلاّ أن یشاء اللّه.

و اما استدلال عایشه به فرمایش خداوند که فرموده : ( تو نمی توانی سخنت را به مردگان برسانی ) (روم/۵۲)، علما گفته اند : منظور این است که سخن تو فایده ای برای مردگان نمی رساند، یا نمی توانی سخنت را به آنها برسانی مگر اینکه خدا بخواهد.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲ هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری،ج۳،ص۲۳۴، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفه – بیروت.

د. مردگان می شنوند ولی سودی از امر و نهی پیامبر (ص) نمی برند

ابن تیمیه رهبر فکری وهابیت می نویسد: منظور از شنیدن در این آیات شنیدنی است که امتثال به دنبال داشته باشد نه مطلق شنیدن ، پس این دلیل بر مدعای منکرین شنیدن مردگان نمی شود:

فإن المراد بذلک سمع القبول والامتثال فان الله جعل الکافر کالمیت الذی لا یستجیب لمن دعاه وکالبهائم التی تسمع الصوت ولا تَفْقَهُ المعنی فالمیت وان سمع الکلام وفقه المعنی فإنه لا یمکنه إجابه الداعی ولا امتثال ما أُمر به ونُهی عنه فلا ینتفع بالأمر والنهی وکذلک الکافر لا ینتفع بالأمر والنهی وان سمع الخطاب وفهم المعنی کما قال تعالی {ولو علم الله فیهم خیرا لأسمعهم} وأما رؤیه المیت فقد روی فی ذلک آثار عن عائشه وغیرها.

پس منظور از نفی شنیدن برای مردگان ، شنیدنی است که امتثال به دنبال داشته باشد ، خداوند در این آیه کافر را همانند مرده قرار داده است که به کسی که او را می خواند نمی تواند جواب دهد و همانند چهارپایان که سخن را می شنوند ولی معنی آن را نمی فهمند ، پس مرده اگرچه سخن را می شنود و معنی آن را می فهمد ولی نمی تواند جاب دهد و امر و نهی را امتثال کند ، پس امر ونهی سودی به حال او نمی رساند ، همانگونه که کافر از امر و نهی فایده ای نمی برد اگرچه سخن را می شنوند و معنی آن را می فهمند ، همانطور که خداوند می فرماید : (و اگر خدا خیری در آنان می یافت سخنش را به آنها می رساند) و اما درمورد دیدن مردگان روایاتی از عایشه و دیگران وجود دارد .

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفای ۷۲۸ هـ)، کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیه، ج۲۴، ص۳۶۳ ، ص۳۶۴، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ناشر: مکتبه ابن تیمیه، الطبعه: الثانیه.

ه. بعضی از مردگان نمی شنوند و بعضی دیگر می شنوند:

ابن قتیبه از بزرگان اهل سنت می نویسد که این دو آیه دلالت بر عدم شنیدن همه مردگان نمی کند؛ چون منظور از مردگان در اینجا جاهلان و کفار از مردگان است:

وأما قوله تعالی فَإِنَّکَ لا تُسْمِعُ الْمَوتی (الروم/۵۲) . وَما أَنْتَ بِمُسْمِع مَنْ فِی القُبُور، (فاطر/۲۲) . فلیس من هذا فی شئ؛ لأنّه أراد بالموتی ههنا الجهّال، وهم أیضاً أهل القبور یرید إنّک لا تقدر علی إفهام من جعله اللّه تعالی جاهلاً ولا تقدر علی إسماع من جعله اللّه تعالی أصمّ عن الهدی.

وفی صدر هذه الآیات دلیل علی ما نقول، لأنّه قال: وَمَا یَسْتَوِی الاَْعْمَی وَالْبَصِیرُ (فاطر/۱۹)یرید بالاعمی: الکافر، وبالبصیر المؤمن.

(وَلاَ الظُّـلُمَـتُ وَ لاَ النُّورُ). (فاطر/۲۰). یعنی بالظلمات: الکفر، وبالنور: الایمان.

(وَلاَ الظِّـلُّ وَ لاَ الْحَرُورُ). (فاطر/۲۱). یعنی بالظلّ: الجنه، وبالحرور: النار.

وَمَا یَسْتَوِی الاَْحْیَآءُ وَلاَ الاَْمْوَ تُ یعنی بالآحیاء: العقلاء، وبالاموات: الجهلاء.

ثمّ قال: إِنَّ اللَّهَ یُسْمِعُ مَن یَشَآءُ وَمَآ أَنتَ بِمُسْمِع مَّن فِی الْقُبُورِ. (فاطر/ ۲۲)

یعنی: أنّک لا تسمع الجهلاء الذین کأنّهم موتی فی القبور، ومثل هذا کثیر فی القرآن، ولم یرد بالموتی الذین ضربهم مثلاً للجهلاء شهداء بدر، فیحتجّ بهم علینا، أولئک عنده أحیاء کما قال اللّه عزوجل.

واما فرمایش خداوند متعال که فرمود : (تو نمی توانی مردگان را شنوا سازی و آواز خود را به گوش کرانی که از تو روی می گردانند برسانی). (روم/۵۲) و ( و تو نمی توانی سخن خود را به مردگانی که در گور خفته اند برسانی). (فاطر/۲۲)، دلیلی بر مدعای اینها نمی شود ، چون منظور از مردگان در در اینجا جاهلان است ، و این جاهلان نیز اهل قبور هستند ، منظور این است که تو نمی توانی کسی که خداوند اورا جاهل قرار داده را بفهمانی و صدایت را نمی توانی به کسی که خداوند او را کر نسبت به هدایت قرار داده است برسانی ، ودر صدر این آیات دلیلی بر قول ما است ، چون خداوند فرمود : (نابینا و بینا برابر نیستند)، (فاطر/۱۹) منظور از نابینا : کافر و منظور از بینا : مؤمن است ، (و نه تاریکی و روشنی)، (فاطر/۲۰) منظور از تاریکی : کفر و منظور از نور : ایمان است ، (و نه سایه و حرارت آفتاب) (فاطر/۲۱) منظور از سایه : بهشت و منظور از حرارت آفتاب : جهنم است ، (و زندگان و مردگان برابر نیستند) منظور از زندگان : صاحبان خرد و منظور از مردگان : جاهلان است . سپس فرمود : (و زندگان و مردگان برابر نیستند. خدا هر که را خواهد می شنواند. و تو نمی توانی سخن خود را به مردگانی که در گور خفته اند بشنوانی) (فاطر/۲۲) منظور این است که تو نمی توانی سخن خود را به جاهلانی که مانند مردگان در قبر هستد برسانی ، و مانند این در آیات قرآن بسیار است ، و منظور از مردگانی که مثال آورده آنها را برای جاهلان ، شهدای بدر نیست تا اینکه بوسیله آن بر علیه ما استدلال شود چون شهداء زنده هستند و نزد خدا روزی می خورند ، همانگونه که خداوند فرموده است .

الدینوری، ابومحمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبه (متوفای۲۷۶هـ)، تأویل مختلف الحدیث، ج۱، ص۱۵۲، تحقیق : محمد زهری النجار ، ناشر : دار الجیل – بیروت – ۱۳۹۳هـ – ۱۹۷۲م

نتیجه :

به اقرار علمای اهل سنت، این آیات به هیچ وجه نمی تواند کلام وهابیون را در باره این که «مردگان مطلقا نمی شنوند»، تایید کنند.

۲٫ مردگان علاوه بر قدرت شنیدن، پاسخ زندگان را نیز داده اند

مطلب مهم در این بحث این است که از دیدگاه آیات و روایات، مردگان علاوه بر این که قدرت بر شنیدن دارند، پاسخ سخنان زندگان زائر را نیز می دهند.

الف: دلیل قرآنی

از دیدگاه قرآن، آیه ذیل، ناب ترین دلیل بر اثبات مطلب فوق است:

وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَهً یُعْبَدُونَ. زخرف/۴۵

از پیامبران ما که پیش از تو فرستاده ایم بپرس: آیا جز خدای رحمان ، خدایان دیگری را برای پرستش آنها قرار داده بودیم؟

در نگاهی که مفسران اهل سنت به تفسیر این آیه دارند ثابت می شود که پیامبرانی که از دنیا رفته اند صدا را می شنوند و می توانند پاسخ دهند .

قرطبی امام اهل سنت در تفسیرش داستان سؤال رسول خدا صلی الله علیه وآله را از محضر پیامبران در شب معراج و پاسخ آنان را با آوردن روایات نقل کرده و در پایان، این تفسیر را صحیح می داند:

قال بن عباس وبن زید : لما أسری برسول الله صلی الله علیه وسلم من المسجد الحرام إلی المسجد الأقصی وهو مسجد بیت المقدس بعث الله له آدم ومن ولد من المرسلین وجبریل مع النبی صلی الله علیه وسلم فأذن جبریل صلی الله علیه وسلم ثم أقام الصلاه ثم قال : یا محمد تقدم فصل بهم فلما فرغ رسول الله صلی الله علیه وسلم قال له جبریل صلی الله علیه وسلم : «سل یا محمد من أرسلنا من قبلک من رسلنا أجعلنا من دون الرحمن آلهه یعبدون فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم : لا أسأل قد اکتفیت». قال بن عباس : وکانوا سبعین نبیا منهم إبراهیم وموسی وعیسی علیهم السلام فلم یسألهم لأنه کان أعلم بالله منهم

فی غیر روایه عن بن عباس : فصلوا خلف رسول الله صلی الله علیه وسلم سبعه صفوف المرسلون ثلاثه صفوف والنبیون أربعه وکان یلی ظهر رسول الله صلی الله علیه وسلم إبراهیم خلیل الله وعلی یمینه إسماعیل وعلی یساره إسحاق ثم موسی ثم سائر المرسلین فأمهم رکعتین فلما انفتل قام فقال : إن ربی أوحی إلی أن أسألکم هل أرسل أحد منکم یدعو إلی عباده غیر الله فقالوا : یا محمد إنا نشهد إنا أرسلنا أجمعین بدعوه واحده أن لا إله إلا الله وأن ما یعبدون من دونه باطل وإنک خاتم النبیین وسید المرسلین قد استبان ذلک لنا بإمامتک إیانا وأن لا نبی بعدک إلی یوم القیامه إلا عیسی بن مریم فإنه مأمور أن یتبع أثرک

وقال سعید بن جبیر فی قوله تعالی : واسأل من أرسلنا من قبلک من رسلنا قال : لقی الرسل لیله أسری به وقال الولید بن مسلم فی قوله تعالی : واسأل من أرسلنا من قبلک من رسلنا قال : سألت عن ذلک خلید بن دعلج فحدثنی عن قتاده قال : سألهم لیله أسری به لقی الأنبیاء ولقی آدم ومالک خازن النار.

قلت : هذا هو الصحیح فی تفسیر هذه الآیه.

ابن عباس از زید نقل می کند : در شب معراج وقتی پیامبر از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی (بیت المقدس) سیر داده شد ، خداوند حضرت آدم و بقیه پیامبران را فرستاد و جبرئیل همراه پیامبر بود ، پس جبرئیل اذان داد ، سپس به من گفت ای محمد بیا جلو و امام جماعت باش ، بعد از نماز جبرئیل گفت : از پیامبران گذشته سؤال کن آیا غیر از خداوند اللهی قرار دادیم که او را عبادت کنند پس رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند : سؤال نمی کنم به تحقیق که من به حد کفایت دانستم ، ابن عباس می گوید : هفتاد پیامبر در آن جا بودند ،از جمله ابراهیم و موسی و عیسی علیهم السلام که پیامبر از آنها سؤال نکرد چونکه خودش علمش نسبت به خداوند از آنها بیشتر بود.

در روایتی دیگر از ابن عباس : هفت صف از پیامبران پشت سر رسول الله صلی الله علیه وسلم نماز خواندند ، سه صف مرسلین و چهار صف نبیین و پشت سر رسول الله صلی الله علیه و سلم ابراهیم خلیل الله و اسماعیل طرف راست و اسحاق طرف چپ ، سپس موسی و بقیه پیامبران پش سر حضرت ایستاده بودند ، پس دو رکعت به امامت رسول الله صلی الله علیه و سلم خواندند ، بعد از تمام شدن نماز حضرت فرمود : خداوند به من وحی کرد که آیا کسی از شما برای دعوت به غیر خدا فرستاده شده است ، پس همگی گفتند : ای محمد ما شهادت می دهیم که همگی برای دعوت به یک چیز فرستاده شدیم و آن کلمه( لا اله الا الله) هیچ معبودی جز الله نیست و هر معبودی جز او باطل است و تو خاتم انبیاء و سرور مرسلین هستی و این با امامت تو بر ما روشن شد و هیچ پیامبری بعد از تو تا روز قیامت نیست مگر عیسی بن مریم که مأمور است که از دین تو پیروی کند.

سعید بن جبیر در مورد این آیه : از پیامبران ما که پیش از تو فرستاده ایم بپرس ، می گوید : پیامبر شب معراج با پیامبران ملاقات کرد و ولید بن مسلم درمورد این آیه می گوید : از خلید بن دعلج درمورد این آیه پرسیدم ، پس از قتاده برای من چنین نقل کرد : که شب معراج پیامبر با انبیاء ملاقات کرد ، با حضرت آدم و مالک خازن آتش ملاقات کرد .

نظر من این است که تفسیر صحیح این آیه همین است که ما ذکر کردیم .

الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد بن أبی بکر بن فرح (متوفای۶۷۱هـ)، الجامع لأحکام القرآن، ج۱۶، ص۹۴، ص۹۵، ناشر: دار الشعب – القاهره.

علمای دیگر نیز روایت ملاقات پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم با پیامبران گذشته در شب معراج و سؤال کردن از آنها را آوردند:

النحاس المرادی المصری، أبو جعفر أحمد بن محمد بن إسماعیل (متوفای۳۳۸هـ)، معانی القرآن الکریم ، ج۶، ص۳۶۵، تحقیق : محمد علی الصابونی ، ناشر : جامعه أم القری – مکه المرمه ، الطبعه : الأولی ، ۱۴۰۹هـ.

البغوی، الحسین بن مسعود (متوفای۵۱۶هـ)، تفسیر البغوی، ج۴، ص۱۴۱، تحقیق: خالد عبد الرحمن العک، ناشر: دار المعرفه – بیروت.

الزمخشری الخوارزمی، ابوالقاسم محمود بن عمرو بن أحمد جار الله (متوفای۵۳۸هـ)، الکشاف عن حقائق التنزیل وعیون الأقاویل فی وجوه التأویل، ج۴، ص۲۵۸، تحقیق: عبد الرزاق المهدی، بیروت، ناشر: دار إحیاء التراث العربی.

ابن الجوزی الحنبلی، جمال الدین ابوالفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (متوفای ۵۹۷ هـ)، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج۷، ص۳۱۹، ناشر: المکتب الإسلامی – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۴هـ.

الرازی الشافعی، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (متوفای۶۰۴هـ)، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، ج ۲۷ ،ص ۱۸۵،ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۱هـ – ۲۰۰۰م.

الثعالبی ، عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف (متوفای۸۷۵هـ) ، الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن ، ج۸، ص۹۴، ناشر : مؤسسه الأعلمی للمطبوعات – بیروت.

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفای۹۱۱هـ)، الإتقان فی علوم القرآن، ج۱، ص۶۳،تحقیق: سعید المندوب، ناشر: دار الفکر – لبنان، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۶هـ- ۱۹۹۶م.

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفای۹۱۱هـ)، الدر المنثور، ج۷، ص۳۸۱،ناشر: دار الفکر – بیروت – ۱۹۹۳٫

الحلبی، علی بن برهان الدین (متوفای۱۰۴۴هـ)، السیره الحلبیه فی سیره الأمین المأمون، ج۲، ص۸۲، ناشر: دار المعرفه – بیروت – ۱۴۰۰٫

الشوکانی، محمد بن علی بن محمد (متوفای۱۲۵۵هـ)، فتح القدیر الجامع بین فنی الروایه والدرایه من علم التفسیر، ج۴، ص۵۵۷، ناشر: دار الفکر – بیروت.

الآلوسی البغدادی الحنفی، أبو الفضل شهاب الدین السید محمود بن عبد الله (متوفای۱۲۷۰هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج۲۱، ص۱۳۷،ص۱۳۸،ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

نتیجه:

خداوند متعال به پیامبر خود دستور می دهد که از پیامبران گذشته سؤال کند ، در نتیجه اگر کسی بگوید که پیامبران گذشته از این دنیا که رفتند دیگر صدای ما را نمی شنوند باید ملتزم به این باشد که خداوند متعال دستور به یک کار بیهوده ای داده است و خداوند حکیم پاک و منزه است از اینکه دستور به کار بیهوده دهد.

ب: ادله روایی

روایات ذیل نیز در منابع اهل سنت، دلیل بر اثبات مطلب فوق است:

شهدای احد از درون قبر جواب سلام دادند و زائر قبر صدا را شنید:

بیهقی از علمای بزرگ اهل سنت می نویسد که زائران قبور شهدای احد سلام شهدا را از درون قبر شنیدند:

قال العطاف وحدثتنی خالتی أنها زارت قبور الشهداء قالت ولیس معی إلا غلامان یحفظان علی الدابه فسلمت علیهم فسمعت رد السلام وقالوا والله إنا نعرفکم کما یعرف بعضنا بعضا قالت فاقشعررت وقلت یا غلام أدننی بغلتی فرکبت.

عاطف می گوید خاله ام به من گفت که روزی به زیارت قبر شهدای احد رفتم و فقط دو غلامی که مرکب من را محافظت می کردند همراه من بودند ، پس بر قبر شهدا سلام کردم و جواب سلامشان را شنیدم و گفتند که ما شما را می شناسیم همانگونه که همدیگر را می شناسیم ، گفت : از مدهوش شدم و گفتم غلام قاطر من را بیار ، پس سوار شدم.

در صفحه دیگر کتاب آورده :

قال الواقدی وکانت فاطمه الخزاعیه تقول لقد رأیتنی وقد غابت الشمس بقبور الشهداء ومعی أخت لی فقلت لها تعالی نسلم علی قبر حمزه فقالت نعم فوقفنا علی قبره فقلنا السلام علیک یا عم رسول الله فسمعنا کلاما رد علینا وعلیکم السلام ورحمه الله قالت وما قربنا أحد من الناس ….

أخبرنا أبو عبد الله الحافظ قال سمعت أبا یعلی حمزه بن محمد العلوی یقول سمعت هاشم بن محمد العمری من ولد عمر بن علی یقول أخذنی أبی بالمدینه إلی زیاره قبور الشهداء فی یوم جمعه بین طلوع الفجر والشمس وکنت أمشی خلفه فلما انتهی إلی المقابر رفع صوته فقال سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار قال فأجیب وعلیک السلام یا أبا عبد الله قال فالتفت أبی إلی فقال أنت المجیب یا بنی فقلت لا قال فأخذ بیدی فجعلنی عن یمینه ثم أعاد السلام علیهم ثم جعل کلما سلم علیهم یرد علیه حتی فعل ذلک ثلاث مرات قال فخر أبی ساجدا شکرا لله عز وجل.

واقدی می گوید فاطمه خزاعیه می گفت که در کنار قبور شهدای احد بودم که خورشید غروب کرد و یکی از خواهرانم همراهم بود پس به او گفتم بیا به قبر حضرت حمزه سلام کنیم ، کنار قبر ایستادیم و گفتیم سلام بر تو ای عموی رسول خدا ، پس صدائی شنیدیم که جواب ما را داد و علیکم السلام و رحمه الله و برکاته ….

عمر بن علی می گوید روز جمعه بین طوع فجر و طلوع خورشید پدرم من را به زیارت قبر شهدای احد برد ومن پشت سر او راه می رفتم ، پدرم رو به شهدا گفت سلام بر شما بهترین جایگاه برای شماست بخاطر صبری که کردید ، پس جواب آمد علیک السلام ای ابا عبد الله ، پدرم رو به من کرد و گفت تو جواب دادی پسرم ، گفتم خیر ، پدرم دستم را گرفت و من را طرف راست خود قرار داد سپس دوباره به شهدا سلام کرد پس هر وقت سلام می کرد جواب سلامش را می دادند تا سه مرتبه این کار را تکرار شد سپس پدرم سجده شکر کرد.

البیهقی، أبی بکر أحمد بن الحسین بن علی (متوفای۴۵۸هـ)، دلائل النبوه ، ج۳، ص۳۰۷، ص۳۰۸، ص۳۰۹، ناشر: دار الکتب العلمیه ـ بیروت، الطبعه: الأولی.

علی بن عبد الله بن أحمد الحسنی السمهودی (المتوفی : ۹۱۱هـ) خلاصه الوفا بأخبار دار المصطفی ، ج۱، ص۲۶۵، علی طبق برنامج جامع الکبیر .

القرشی البغدادی، أبو بکر عبد الله بن محمد بن عبید ابن أبی الدنیا (متوفای۲۸۱هـ) ، من عاش بعد الموت، ج۱، ص۳۹، تحقیق: محمد حسام بیضون، دار النشر: مؤسسه الکتب الثقافیه – بیروت، الطبعه: الأولی ۱۴۱۳

سیوطی نیز تصریح می کند که روایت فوق را ابن جریر در تهذیب الآثار، ابن ابی الدنیا در «من عاش بعد الموت» و بیهقی در «دلائل النبوه» آورده اند:

۳۹ وأخرج إبن جریر فی تهذیب الآثار وإبن أبی الدنیا فی کتاب من عاش بعد الموت والبیهقی فی الدلائل عن العطاف بن خالد قال حدثتنی خالتی قالت رکبت یوما إلی قبور الشهداء وکانت لا تزال تأتیهم قالت فنزلت عند قبر حمزه رضی الله عنه فصلیت عنده وما فی الوادی داع ولا مجیب فلما فرغت من صلاتی قلت السلام علیکم فسمعت رد السلام علی یخرج من تحت الأرض أعرفه کما أعرف أن الله خلقنی وکما أعرف اللیل والنهار فاقشعرت کل شعره منی.

السیوطی، جلال الدین عبد الرحمن (متوفای۹۱۱هـ)، شرح الصدور بشرح حال الموتی والقبور، ج۱، ص۲۰۷، تحقیق: عبد المجید طعمه حلبی، دار النشر: دار المعرفه – لبنان، الطبعه: الأولی۱۴۱۷هـ – ۱۹۹۶م

از آنجایی که این بزرگان اهل سنت، روایت فوق را در کتابهای معتبرشان نقل کرده اند، روشن می شود که روایت از نظر آنها معتبر و قابل استدلال است.

در نتیجه، از دیدگاه آیات و روایات، مردگان هم قدرت بر شنیدن دارد و هم می توانند پاسخ بدهند.

۳٫ ادله آگاهی مردگان به احوال زندگان و شنیدن و دیدن عالم مادی:

مطلب دیگری که باید در این پژوهش مورد بررسی قرار گیرد، نقل ادله آگاهی مردگان به احوال زندگان و دیدن و شنیدن آنها است. این مطلب در آیات قرآن و رویات فراوان آمده است که در این قسمت به آن اشاره می کنیم:

ا : ادله قرآنی

۱٫ دیدار رسول خدا (ص) با حضرت موسی (ع)

وَلَقَدْ آتَیْنا مُوسَی الْکِتابَ فَلا تَکُنْ فی مِرْیَهٍ مِنْ لِقائِهِ وَجَعَلْناهُ هُدیً لِبَنی إِسْرائیلَ. (السجده/۲۳)

هرآینه به موسی کتاب دادیم پس از دیدار کردن با او در تردید مباش . و آن کتاب را هدایت گر بنی اسرائیل قرار دادیم .

خداوند متعال وعده دیدار با حضرت موسی را به رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم داده است. مفسرین بزرگ اهل سنت می گویند این دیدار در دنیا بعد از رحلت حضرت موسی بوده است، پس حضرت موسی بعد از مردن حیات دارد که پیامبر صلی الله علیه وآله با ایشان ملاقات می کند و صحبت می کند.

بخاری در صحیح خودش می نویسد این دیدار رسول خدا با حضرت موسی و نیز با حضرت عیسی علیهم السلام در شب معراج صورت گرفته است:

۳۰۶۷ حدثنا محمد بن بَشَّارٍ حدثنا غُنْدَرٌ حدثنا شُعْبَهُ عن قَتَادَهَ وقال لی خَلِیفَهُ حدثنا یَزِیدُ بن زُرَیْعٍ حدثنا سَعِیدٌ عن قَتَادَهَ عن أبی الْعَالِیَهِ حدثنا بن عَمِّ نَبِیِّکُمْ یَعْنِی بن عَبَّاسٍ رضی الله عنهما عن النبی صلی الله علیه وسلم قال رأیت لَیْلَهَ أُسْرِیَ بِی مُوسَی رَجُلًا آدَمَ طُوَالًا جَعْدًا کَأَنَّهُ من رِجَالِ شَنُوءَهَ وَرَأَیْتُ عِیسَی رَجُلًا مَرْبُوعًا مَرْبُوعَ الْخَلْقِ إلی الْحُمْرَهِ وَالْبَیَاضِ سَبِطَ الرَّأْسِ وَرَأَیْتُ مَالِکًا خَازِنَ النَّارِ وَالدَّجَّالَ فی آیَاتٍ أَرَاهُنَّ الله إِیَّاهُ (فلا تَکُنْ فی مِرْیَهٍ من لِقَائِهِ) قال أَنَسٌ وأبو بَکْرَهَ عن النبی صلی الله علیه وسلم تَحْرُسُ الْمَلَائِکَهُ الْمَدِینَهَ من الدَّجَّالِ.

به نقل از ابن عباس از رسول الله صلی الله علیه و سلم که فرمودند : در شب معراج موسی را دیدم که قدش بلند و سبزه مثل مردان قبیله شنوءه بود و عیسی را دیدم که قد متناسب و سرخ و سفید بود و مالک خازن آتش و دجال را دیدم ، درآیاتی که خداوند به پیامبرش نشان داد ، پس از دیدار او در تردید مباش ، انس و ابوبکره از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل کردند که فرشته ها مدینه را از شر دجال محافظت می کنند.

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج۳، ص۱۱۸۲ ،تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫

مسلم نیشابوری نیز در صحیحش همین روایت را آورده است :

۱۶۵ وحدثنا عبد بن حُمَیْدٍ أخبرنا یُونُسُ بن مُحَمَّدٍ حدثنا شَیْبَانُ بن عبد الرحمن عن قَتَادَهَ عن أبی الْعَالِیَهِ حدثنا بن عَمِّ نَبِیِّکُمْ صلی الله علیه وسلم بن عَبَّاسٍ قال قال رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم مَرَرْتُ لَیْلَهَ أُسْرِیَ بِی علی مُوسَی بن عِمْرَانَ علیه السَّلَام رَجُلٌ آدَمُ طُوَالٌ جَعْدٌ کَأَنَّهُ من رِجَالِ شَنُوءَهَ وَرَأَیْتُ عِیسَی بن مَرْیَمَ مَرْبُوعَ الْخَلْقِ إلی الْحُمْرَهِ وَالْبَیَاضِ سَبِطَ الرَّأْسِ وَأُرِیَ مَالِکًا خَازِنَ النَّارِ وَالدَّجَّالَ فی آیَاتٍ أَرَاهُنَّ الله إِیَّاهُ «فلا تَکُنْ فی مِرْیَهٍ من لِقَائِهِ» قال کان قَتَادَهُ یُفَسِّرُهَا أَنَّ نَبِیَّ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قد لَقِیَ مُوسَی علیه السَّلَام

به نقل از ابن عباس از رسول الله صلی الله علیه و سلم که فرمودند : در شب معراج موسی را دیدم که قدش بلند و سبزه مثل مردان قبیله شنوءه بود و عیسی را دیدم که قد متناسب و سرخ و سفید بود و مالک خازن آتش و دجال را دیدم ، درآیاتی که خداوند به پیامبرش نشان داد ، پس از دیدار او در تردید مباش ، ( قتاده اینگونه این آیه را تفسیر می کرد که پیامبر صلی الله علیه وسلم با موسی ملاقات کرد)

النیسابوری القشیری ، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفای۲۶۱هـ)، صحیح مسلم، ج۱، ص۱۵۱، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

معظم مفسرین نیز این آیه را اینگونه تفسیر کرده اند و ما با ذکر روایت صحیح بخاری و مسلم که از اصح الکتب نزد اهل سنت است، احتیاجی به ذکر بقیه کتب نمی بینیم .

۲٫ خداوند، رسول خدا و مردگان اعمال زندگان را می بینند :

وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلی عالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهادَهِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ. (التوبه/۱۰۵)

بگو: عمل کنید ، که خدا و پیامبرش و مؤمنان اعمال شما را خواهند دید و شما به نزد دانای نهان و آشکارا بازگردانده می شوید و او از اعمالتان آگاهتان خواهد کرد.

در این آیه خداوند متعال می فرماید: پیامبر و مؤمنین اعمال ما را می بینند واین نشان می دهد که پیامبر بعد از رحلتش حیات دارد که می تواند اعمال را ببیند.

با رجوع به روایات این مطلب روشن می شود .

روایت اول؛ پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم اعمال بندگان را می بیند :

هیثمی از علمای بزرگ اهل سنت روایت عرضه شدن اعمال امت بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بعد از وفات حضرت را آورده و می گوید که روایت صحیح است :

– باب ما یحصل لأمته صلی الله علیه وسلم من استغفاره بعد وفاته

عن عبدالله بن مسعود عن النبی صلی الله علیه وسلم قال إن لله ملائکه سیاحین یبلغون عن أمتی السلام قال وقال رسول الله صلی الله علیه وسلم حیاتی خیر لکم تحدثون وتحدث لکم ووفاتی خیر لکم تعرض علی أعمالکم فما رأیت من خیر حمدت الله علیه وما رأیت من شر استغفرت الله لکم.

رواه البزار ورجاله رجال الصحیح.

باب استغفار پیامبر صلی الله علیه وسلم بعد از وفاتش برای امت خود :

به نقل از عبدالله بن مسعود به نقل از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وسلم که فرمودند خداوند فرشته هائی دارد که سلام امت من را به من می رسانند و نیز فرمودند : زنده بودن من برای شما سود دارد با من حرف می زنید من هم با شما حرف می زنم و وفاتم نیز برای شما سود دارد کردار شما بر من عرضه می شود پس هر وقت کار خیری از شما ببینم خدا را شکر می کنم و هر وقت کار شر از شما دیدم برای شما استغفار می کنم .

بزار این را روایت کرده و راویان روایت همه راویان صحیح بخاری هستند .(پس روایت صحیح است)

الهیثمی، ابوالحسن نور الدین علی بن أبی بکر (متوفای ۸۰۷ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج۹، ص۲۴ناشر: دار الریان للتراث/ دار الکتاب العربی – القاهره، بیروت – ۱۴۰۷هـ.

روایت دوم؛ مؤمنین هم بعد از مرگ اعمال مردم را می بینند و حیات دارند و صداها را می شنوند :

امام اهل سنت احمد بن حنبل در مسندش از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم روایت آورده که اعمال مردم بر نزدیکانشان که از دنیا رفته اند عرضه می شود :

حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا عبد الرَّزَّاقِ ثنا سُفْیَانُ عَمَّنْ سمع أَنَسَ بن مَالِکٍ یقول قال النبی صلی الله علیه وسلم ان أَعْمَالَکُمْ تُعْرَضُ علی أَقَارِبِکُمْ وَعَشَائِرِکُمْ مِنَ الأَمْوَاتِ فان کان خَیْراً اسْتَبْشَرُوا بِهِ وان کان غیر ذلک قالوا اللهم لاَ تُمِتْهُمْ حتی تَهْدِیَهُمْ کما هَدَیْتَنَا.

پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: اعمال شما بر نزدیکانتان که از دنیا رفتند عرضه می شود ، اگر اعمال شما خیر باشد خوشحال می شوند، واگر اعمالتان خیر نبود، می گویند خدایا آنها را نمیران تا اینکه هدایتشان کنی همانگونه که ما را هدایت کردی.

الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفای۲۴۱هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج۳، ص۱۶۴، ح۱۲۷۰۶ ناشر: مؤسسه قرطبه – مصر.

دیگر بزرگان اهل سنت همین روایت را آوردند:

ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفای۷۷۴هـ)، تفسیر القرآن العظیم،ج۲، ص۳۸۸،ناشر: دار الفکر – بیروت – ۱۴۰۱هـ.

الطبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفای۳۶۰هـ)، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۲۹، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبه الزهراء – الموصل، الطبعه: الثانیه، ۱۴۰۴هـ – ۱۹۸۳م.

الهیثمی، ابوالحسن نور الدین علی بن أبی بکر (متوفای ۸۰۷ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج۲، ص۳۲۸،ناشر: دار الریان للتراث/ دار الکتاب العربی – القاهره، بیروت – ۱۴۰۷هـ.

جلال الدین عبد الرحمن بن أبی بکر السیوطی الوفاه: ۹۱۱هـ ،الفتح الکبیر فی ضم الزیاده إلی الجامع الصغیر، ج۱، ص۲۷۲، دار النشر : دار الفکر – بیروت / لبنان – ۱۴۲۳هـ – ۲۰۰۳م ، الطبعه : الأولی ، تحقیق : یوسف النبهانی

الهیثمی، ابوالعباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر (متوفای۹۷۳هـ)، الفتاوی الکبری الفقهیه، ج۲، ص۲۹، دار النشر : دار الفکر

الهندی، علاء الدین علی المتقی بن حسام الدین (متوفای۹۷۵هـ)، کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال،ج۱۵،ص۳۲۶،تحقیق: محمود عمر الدمیاطی، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۹هـ – ۱۹۹۸م.

ابو داود در کتاب «الزهد» روایت دیگری را با سندی که همه رجال آن موثق هستند نقل کرده و در آن تصریح شده است که اعمال بندگان بر عشیره و اقوام شان عرض می شود، آنها از اعمال صالح شاد و از اعمال زشت ناراحت می شوند:

حدثنا ابو داود قال: نا مُوسَی بْنُ إِسْمَاعِیلَ، قَالَ: نا ابْنُ الْمُبَارَکِ، قَالَ: أنا صَفْوَانُ بْنُ عَمْرِو عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ جُبَیْرِ بْنِ نُفَیْرٍ، قَالَ: قَالَ أَبُو الدَّرْدَاءِ: أَلا إِنَّ أَعْمَالَکُمْ تُعْرَضُ عَلَی عَشَائِرِکُمْ، فَمُسَاءُونَ وَمُسَرُّونَ، فَأَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَعْمَلَ عَمَلا یَخْزَی بِهِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ رَوَاحَهَ و هو اخوه من امه.

الأزدی السَِّجِسْتانی، أبو داود سلیمان بن الأشعث بن إسحاق بن بشیر بن شداد بن عمرو (متوفای۲۷۵هـ)، الزهد لأبی داود، ج۱، ص۲۲۷، دار النشر: طبق برنامه الجامع الکبیر.

این روایت در کتاب «المنامات» نیز آمده است:

القرشی البغدادی، أبو بکر عبد الله بن محمد بن عبید ابن أبی الدنیا (متوفای۲۸۱هـ)، المنامات، ج۱، ص۹، تحقیق : عبد القادر أحمد عطا، دار النشر: مؤسسه الکتب الثقافیه – بیروت، الطبعه: الأولی ۱۴۱۳ – ۱۹۹۳

حاکم در مستدرک روایتی دیگری را نقل کرده که اعمال ما بر اهل قبور عرضه می شود و در پایان به صحت روایت تصریح می کند:

أخبرنا أبو النضر الفقیه وإبراهیم بن إسماعیل القارئ قالا ثنا عثمان بن سعید الدارمی ثنا یحیی بن صالح الوحاظی ثنا أبو إسماعیل السکونی قال سمعت مالک بن أدی یقول سمعت النعمان بن بشیر رضی الله عنهما یقول وهو علی المنبر سمعت رسول الله صلی الله علیه وسلم یقول ألا إنه لم یبق من الدنیا إلا مثل الذباب تمور فی جوها فالله الله فی إخوانکم من أهل القبور فإن أعمالکم تعرض علیهم .

هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه .

نعمان بن بشیر می گوید: از رسول خدا صلی الله علیه وسم شنیدم که فرمود: …. خدا را خدا را در باره اهل از برادران تان؛ چرا که اعمال شما بر آنها عرضه می شود.

این روایت صحیح است و لی مسلم و بخاری آن را نیاورده اند.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفای۴۰۵ هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج۴، ص۳۴۲، ح۷۸۴۹ ،تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت الطبعه: الأولی، ۱۴۱۱هـ – ۱۹۹۰

ب: ادله روایی

۱٫ سخن گفتن پیامبر (ص) با کشتگان بدر:

بخاری در سه جای صحیحش آورده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با کشتگان بدر سخن گفت و عمر بن الخطاب به حضرت اعتراض کرد :

حدثنی عبد اللَّهِ بن مُحَمَّدٍ سمع رَوْحَ بن عُبَادَهَ حدثنا سَعِیدُ بن أبی عَرُوبَهَ عن قَتَادَهَ قال ذَکَرَ لنا أَنَسُ بن مَالِکٍ عن أبی طَلْحَهَ أَنَّ نَبِیَّ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم أَمَرَ یوم بَدْرٍ بِأَرْبَعَهٍ وَعِشْرِینَ رَجُلًا من صَنَادِیدِ قُرَیْشٍ فَقُذِفُوا فی طَوِیٍّ من أَطْوَاءِ بَدْرٍ خَبِیثٍ مُخْبِثٍ وکان إذا ظَهَرَ علی قَوْمٍ أَقَامَ بِالْعَرْصَهِ ثَلَاثَ لَیَالٍ فلما کان بِبَدْرٍ الْیَوْمَ الثَّالِثَ أَمَرَ بِرَاحِلَتِهِ فَشُدَّ علیها رَحْلُهَا ثُمَّ مَشَی وَاتَّبَعَهُ أَصْحَابُهُ وَقَالُوا ما نُرَی یَنْطَلِقُ إلا لِبَعْضِ حَاجَتِهِ حتی قام علی شَفَهِ الرَّکِیِّ فَجَعَلَ یُنَادِیهِمْ بِأَسْمَائِهِمْ وَأَسْمَاءِ آبَائِهِمْ یا فُلَانُ بن فُلَانٍ وَیَا فُلَانُ بن فُلَانٍ أَیَسُرُّکُمْ أَنَّکُمْ أَطَعْتُمْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فانا قد وَجَدْنَا ما وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّکُمْ حَقًّا قال فقال عُمَرُ یا رَسُولَ اللَّهِ ما تُکَلِّمُ من أَجْسَادٍ لَا أَرْوَاحَ لها فقال رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم وَالَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ بیده ما أَنْتُمْ بِأَسْمَعَ لِمَا أَقُولُ منهم قال قَتَادَهُ أَحْیَاهُمْ الله حتی أَسْمَعَهُمْ قَوْلَهُ تَوْبِیخًا وَتَصْغِیرًا ونقمه وَحَسْرَهً وَنَدَمًا.

به نقل از ابی طحه ، پیامبر صلی الله علیه وسلم دستور داد که بیست و چهار نفر از بزرگان قریش را درچاله ای از چاله های بدر که خیلی کثیف و آلوده بود انداختند….پیامبر صلی الله علیه وسلم در کنار آن چاله ایستاد و آن کشته ها را با اسم خودشان و پدرانشان صدا زد …. ما آنچه که پروردگارمان وعده کرده بود را حق یافتیم آیا شما وعده پروردگارتان را حق یافتید پس عمر گفت ای فرستاده خدا چرا با جسدهائی حرف می زنی که روح ندارند پس پیامبر صلی الله علیه وسلم جواب دادند : قسم به خدائی که جان من محمد در دست اوست شما شنوا به آنچه می گویم از آنها نیستید قتاده گفت خداوند آنها را زنده کرد تا قول پیامبر را بشنوند برای خوارکردن و توبیخ کردن و حسرت خوردن آنها بود .

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج۴، ص۱۴۶۱، ح۳۷۵۷ ، ص۱۴۷۶، ح۱۳۰۴، ج۱، ص۴۶۲، ح۳۸۰۲، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫

مسلم نیشابوری در صحیح خود روایت حرف زدن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با کشته های بدر و اعتراض عمر و جواب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که آنها شنواتر از شما هستند، را آورده است :

النیسابوری القشیری ، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفای۲۶۱هـ)، صحیح مسلم، ج۴، ص۲۲۰۲- ۲۲۰۳، ح۲۸۷۴، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

پس واضح است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با کشتگان بدر صحبت کرده و عمر اعتراض کرد و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم جواب داد که آنها از شما شنواتر هستند ، طبق این روایت ثابت می شود که مردگان می شنوند همانگونه که علمای اهل سنت به این روایت بر شنیدن مردگان استناد کردند .

استدلال محمد بن عبد الوهاب به این روایت برای شنیدن مردگان:

حتی ابن عبد الوهاب امام وهابیت به این روایت و روایت های دیگر بر شنیدن مردگان استدلال می کند :

أخرج أحمد وغیره عن أبی سعید أن النبی صلی الله علیه وسلم قال: إن المیت یعرف من یغسله ویحمله ومن یکفنه ومن یدلیه فی حفرته.

وأخرج أبو نعیم وغیره عن عمرو بن دینار قال : ما مِن میّت یموت إلا روحه فی ید ملک الموت ینظر إلی جسده ، کیف یغسل ، وکیف یکفن ، وکیف یمشی به ، ویقال له وهو علی سریره: اسمع ثناء الناس علیک.

وأخرج ابن أبی الدنیا معناه عن جماعه من التابعین بلفظ : بید ملک . بلا إضافه .

وللشیخین عن أنس: أن النبی صلی الله علیه وسلم وقف علی قتلی بدر فقال: یا فلان بن فلان یا فلان بن فلان هل وجدتم ما وعد ربکم حقاً؟ فإنی وجدت ما وعدنی ربی حقاً’ فقال عمر: یا رسول الله، کیف تکلم أجساداً لا أرواح فیها؟ فقال: ما أنتم بأسمع لما أقول منهم ، غیر أنهم لا یستطیعون أن یردوا علی شیئاً.

احمد بن حنبل و دیگران از ابی سعید خدری از رسول الله صلی الله علیه وسلم نقل کردند که فرمود : مرده شخصی که او را غسل می دهد و کسی که جنازه او را برمی دارد و کسی که او را کفن می کند و کسی که بدن را در قبر می گذارد، را می شناسد.

و ابو نعیم و دیگران از عمرو بن دینار نقل کرده اند که گفته : هر کس که بمیرد روحش در دست فرشته مرگ است و به جسدش نگاه می کند ، چگونه غسلش می دهند و چگونه کفنش می کنند و روی دوش می برند و در حالی که در تابوت است به او گفته می شود که : ثنای مردم را بر خودت بشنو .

و ابن ابی دنیا این روایت را به همین مضمون از جماعتی از تابعین با این لفظ نقل کرده است : بید ملک، بودن هیچ اضافه ای .

مسلم و بخاری از انس نقل می کنند : پیامبر صلی الله علیه وسلم کنار کشته های بدر ایستاد پس فرمود : ای فلان بن فلان ، ای فلان بن فلان آیا آنچه که خدا به شما وعده داده بود را حق یافتید ؟ همانا که من آنچه را که خداوند به من وعده داده بود را حق یافتم ، پس عمر گفت : ای رسول الله ، چگونه با اجسادی حرف می زنی که روح در آنها نیست ؟ پس پیامبر فرمود : شماها شنواتر از آنها به آنچه می گویم نیستید ، غیر از اینکه آنها نمی توانند پاسخ دهند.

محمد بن عبد الوهاب (متوفای ۱۲۰۶ هـ )، أحکام تمنی الموت ، ج۱، ص۴۵۸، تحقیق : الشیخ عبد الرحمن بن محمد السّدحان ، والشیخ عبد الله بن عبد الرحمن الجبرین ، ناشر : مطابع الریاض – الریاض ، الطبعه : الأولی .

عمومیت این روایت برای تمامی مردگان کفار

علمای اهل سنت تصریح کرده اند که شنیدن و آگاهی، مخصوص کشتگان بدر نیست؛ بلکه شامل سایر مردگان نیز می شود.

تمیمی حنبلی:

وی بعد از نقل روایت نظر خودش را در باره تعمیم مفاد روایت این گونه می نویسد:

وهو نص صحیح صریح فی سماع الموتی ، ولم یذکر صلی الله علیه وسلم فی ذلک تخصیصاً ،

روایات شنیدن کشتگان بدر بعد از مرگ روایت صریحی در اثبات شنیدن مردگان است و پیامبر صلی الله علیه وسلم در شنیدن مردگان نفرموده که مختص به کشتگان بدر است .

التمیمی الحنبلی، حمد بن ناصر بن عثمان آل معمر (متوفای ۱۲۲۵هـ)، الفواکه العذاب فی الرد علی من لم یحکم السنه والکتاب، ج۶، ص۱۹۵، طبق برنامه الجامع الکبیر.

جکنی شنقیطی:

وی نیز بعد از نقل روایت فوق می نویسد:

وهو نص صحیح صریح فی سماع الموتی ، ولم یذکر صلی الله علیه وسلم فیه تخصیصًا .

الجکنی الشنقیطی، محمد الأمین بن محمد بن المختار (متوفای ۱۳۹۳هـ.)، أضواء البیان فی إیضاح القرآن بالقرآن، ج۶، ص۱۳۰ تحقیق: مکتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفکر للطباعه والنشر. – بیروت. – ۱۴۱۵هـ – ۱۹۹۵م.

او در جای دیگر بعد از نقل روایت قرع نعال که بعدا ذکر می کنیم، نیز بر شنیدن اموات تصریح کرده است:

وهو نصّ صحیح صریح فی سماع الموتی، وظاهره العموم فی کل من دفن وتولّی عنه قومه، کما تری.

أضواء البیان، ج ۶، ص۱۳۱

۲٫ مرده صدای پای مردم را می شنود:

مسلم نیشابوری در صحیح خودش آورده است که مرده صدای نعلین مردم را هنگام رفتنشان از کنار قبر، می شنود:

وحدثنا محمد بن مِنْهَالٍ الضَّرِیرُ حدثنا یَزِیدُ بن زُرَیْعٍ حدثنا سَعِیدُ بن أبی عَرُوبَهَ عن قَتَادَهَ عن أَنَسِ بن مَالِکٍ قال قال رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم إِنَّ الْمَیِّتَ إذا وُضِعَ فی قَبْرِهِ إنه لَیَسْمَعُ خَفْقَ نِعَالِهِمْ إذا انْصَرَفُوا.

به نقل از انس بن مالک از پیامبر صلی الله علیه وسلم که فرمود : وقتی که مرده را در قبر می گذارند ، مرده صدای نعلین مردم را هنگام رفتنشان از کنار قبر را می شنود .

النیسابوری القشیری ، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفای۲۶۱هـ)، صحیح مسلم، ج۴، ص۲۲۰۱، ح۲۸۷۰ و ج۴، ص۲۲۰۰ ، ح۲۸۷۰تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

بخاری در صحیحش همین روایت را با تفصیل بیشتر آورده است :

۶۶ بَاب الْمَیِّتُ یَسْمَعُ خَفْقَ النِّعَالِ

صحیح البخاری، ج۱، ص۴۴۸

و در جای دیگر می نویسد:

حدثنا عَیَّاشُ بن الْوَلِیدِ حدثنا عبد الأعلی حدثنا سَعِیدٌ عن قَتَادَهَ عن أَنَسِ بن مَالِکٍ رضی الله عنه أَنَّهُ حَدَّثَهُمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قال إِنَّ الْعَبْدَ إذا وُضِعَ فی قَبْرِهِ وَتَوَلَّی عنه أَصْحَابُهُ وَإِنَّهُ لَیَسْمَعُ قَرْعَ نِعَالِهِمْ ……

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج۱، ص۴۶۲ ، ح۱۳۰۸، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫

استدلال ابن تیمیه به این روایت برای اثبات توانایی مردگان بر شنیدن :

حتی ابن تیمیه رئیس تفکر وهابیت به این روایت بر شنیدن مردگان استدلال می کند:

فان المیت یسمع النداء کما ثبت فی الصحیح عن النبی صلی الله علیه وسلم أنه قال ( انه لیسمع قرع نعالهم ، وأنه قال (ما أنتم بأسمع لما أقول منهم) وأنه أمرنا بالسلام علی الموتی فقال: ما من رجل یمر بقبر الرجل کان یعرفه فی الدنیا فیسلم علیه الا رد الله روحه حتی یرد علیه السلام (والله أعلم).

پس مرده صدا را می شنود همانگونه که در روایت صحیح از پیامبر صلی الله علیه وسلم : مرده صدای نعلین تشیع کندگان را می شنود ….

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفای ۷۲۸ هـ)، کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیه، ج۲۴، ص۲۹۷، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ناشر: مکتبه ابن تیمیه، الطبعه: الثانیه.

و در جای دیگر می گوید:

فلا ریب أن الموتی یسمعون خفق النعال کما ثبت عن رسول الله ( وما من رجل یمر بقبر الرجل کان یعرفه فی الدنیا فیسلم علیه الا رد الله علیه روحه حتی یرد علیه السلام ( ۲ صح ذلک عن النبی إلی غیر ذلک من الأحادیث.

بدون شک و تردید، مردگان صدای نعلین زندگان را می شنوند؛ چنانچه این مطلب در روایت رسول خدا ثابت شده است …. این روایت از رسول خدا صحیح است و روایات دیگر.

کتب ورسائل وفتاوی ابن تیمیه فی الفقه، ج ۲۴، ص۱۷۳

پس طبق روایات بخاری و مسلم که از صحیح ترین کتابها بعد از قرآن نزد اهل سنت هست ، ثابت می شود که مرده آهسته ترین صداها را هم می شنود حتی صدای پای تشییع کنندگان.

۳٫ سلام پیامبر به اموات:

زیارت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از مردگان و سلام کردن به آنها در قبرستان یکی دیگر از ادله توانایی مردگان بر شنیدن است ؛ به خصوص که در این روایات آمده است که رسول خدا (ص) آنها را با ضمیر مخاطب «کم» خطاب قرار داده است ؛ و اگر آنها توانایی شنیدن نداشتند ، چنین کاری لغو و بیهوده بود :

۲۴۹ حدثنا قُتَیْبَهُ بن سَعِیدٍ حدثنا عبد الْعَزِیزِ یَعْنِی الدَّرَاوَرْدِیَّ ح وحدثنی إسحاق بن مُوسَی الْأَنْصَارِیُّ حدثنا مَعْنٌ حدثنا مَالِکٌ جمیعا عن الْعَلَاءِ بن عبد الرحمن عن أبیه عن أبی هُرَیْرَهَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم خَرَجَ إلی الْمَقْبُرَهِ فقال السَّلَامُ عَلَیْکُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ وَإِنَّا إن شَاءَ الله بِکُمْ لَاحِقُونَ بِمِثْلِ حدیث إسماعیل بن جَعْفَرٍ غیر أَنَّ حَدِیثَ مَالِکٍ فَلَیُذَادَنَّ رِجَالٌ عن حَوْضِی.

ابوهریره نقل می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم خارج شد به سمت قبرستان پس فرمود : سلام بر شما اهل دیار مؤمنین و ما انشاء الله به شما ملحق می شویم ، مثل حدیث اسماعیل بن جعفر و حدیث مالک با این اضافه است که بعضی از اصحاب من روز قیامت از کنار حوض من رانده می شوند.

النیسابوری القشیری ، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفای۲۶۱هـ)، صحیح مسلم، ج ۱،ص۲۱۸،تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

ابن تیمیه

ابن تیمیه رهبر فکری وهابیت اعتراف می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستور به سلام کردن به مردگان داده است:

وقد ثبت عنه فی الصحیحین من غیر وجه أنه کان یأمر بالسلام علی أهل القبور ویقول (قولوا السلام علیکم أهل الدیار من المؤمنین والمسلمین وانا ان شاء الله بکم لاحقون ویرحم الله المستقدمین منا ومنکم والمستأخرین نسأل الله لنا ولکم العافیه اللهم لا تحرمنا أجرهم ولا تفتنا بعدهم واغفر لنا ولهم ، فهذا خطاب لهم وإنما یخاطب من یسمع

و ثابت است روایت در صحیح بخاری و مسلم از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از طرق مختلف که دستور به سلام کردن بر مردگان داده است و می فرمود ( بگویید سلام بر شما ای اهل دیار مؤمنین و مسلمین و ما انشاء الله به شما ملحق می شویم و خداوند مستقدمین و مستأخرین از ما و شما را رحمت کند و از خداوند برای ما و شما طلب عافیت داریم ، خدایا ما از اجر و پاداششان محروم نکن و ما و آنها را ببخش. و این خطاب به مردگان است و فقط کسی که می شنود مورد خطاب قرار می گیرد.

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفای ۷۲۸ هـ)، کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیه، ج۲۴، ص۳۶۳، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ناشر: مکتبه ابن تیمیه، الطبعه: الثانیه.

۴٫ مردگان افراد زنده کنار قبر خود را می بینند

احمد بن حنبل امام اهل سنت در مسند خود می نویسد که عایشه اعتقاد دارد که عمر از درون قبر می بیند :

۲۵۷۰۱ حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا حَمَّادُ بن أُسَامَهَ قال أنا هِشَامٌ عن أبیه عن عَائِشَهَ قالت کنت أَدْخُلُ بیتی الذی دُفِنَ فیه رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم وأبی فاضع ثوبی فَأَقُولُ إنما هو زوجی وأبی فلما دُفِنَ عُمَرُ مَعَهُمْ فَوَاللَّهِ ما دَخَلْتُ إِلاَّ وأنا مَشْدُودَهٌ عَلَیَّ ثیابی حَیَاءً من عُمَرَ.

عایشه می گوید : داخل خانه ام که پیامبر صلی الله علیه وسلم و پدرم در آن دفن بودند ، می شدم و حجاب خودم را می گذاشتم کنار و می گفتم که پدر و شوهرم فقط اینجا هستند ، پس وقتی که عمر با آنها دفن شد ، به خدا قسم دیگر وارد نشدم مگر اینکه لباسهایم را به خودم می پیچیدم به خاطر اینکه از عمر خجالت می کشیدم .

الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفای۲۴۱هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج۶، ص۲۰۲، ناشر: مؤسسه قرطبه – مصر.

حاکم نیشابوری در مستدرک همین روایت را آورده و تصریح می کند که این روایت صحیح است :

هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین ولم یخرجاه.

این حدیث صحیح است بر طبق شرایط صحت روایت در صحیح مسلم و صحیح بخاری و در کتابشان نیاورده اند .

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفای ۴۰۵ هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۶۳، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت الطبعه: الأولی، ۱۴۱۱هـ – ۱۹۹۰م

هیثمی نیز این روایت را ذکر می کند و می نویسد : تمام راویان آن از راوت صحیح بخاری هستند :

رواه أحمد ورجاله رجال الصحیح.

احمد بن حنبل این روایت کرده و راویان این روایت ، راویان صحیح بخاری است .

الهیثمی، ابوالحسن نور الدین علی بن أبی بکر (متوفای ۸۰۷ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج۸، ص۲۶، ناشر: دار الریان للتراث/ دار الکتاب العربی – القاهره، بیروت – ۱۴۰۷هـ.

پس طبق این روایت نظر عایشه این است که عمری که مرده و دفن شده است از درون قبر او را می بیند و عایشه مجبور می شود که با حجاب کنار قبر برود.

۵٫ پاسخ مردگان به سلام زنده ها:

مرده از درون قبر به کسانی که در کنار قبر وی به او سلام می کنند نگاه می کند و جواب سلامشان را می دهد :

أخبرنا أبو عبد الله عبید بن محمد قراءه منی علیه سنه تسعین وثلاثمائه فی ربیع الأول قال أملت علینا فاطمه بنت الریان المستملی فی دارها بمصر فی شوال سنه اثنتین وأربعین وثلاث مئه قالت حدثنا الربیع بن سلیمان المؤذن صاحب الشافعی قال حدثنا بشر بن بکیر عن الأوزاعی عن عطاء عن عبید بن عمیر عن بن عباس قال قال رسول الله صلی الله علیه وسلم «ما من أحد مر بقبر أخیه المؤمن کان یعرفه فی الدنیا فسلم علیه إلا عرفه ورد علیه السلام».

از ابن عباس به نقل از پیامبر صلی الله علیه وسلم : هر کسی که به قبر برادر مؤمن خود بگذر که در دنیا او را می شناخت پس به او سلام کند میت از درون قبر او را می شناسد و جواب سلام او را می دهد .

النمری القرطبی المالکی، ابوعمر یوسف بن عبد الله بن عبد البر (متوفای ۴۶۳هـ)، الاستذکار الجامع لمذاهب فقهاء الأمصار فی شرح الموطأ، ج۱، ص۱۸۵ تحقیق: سالم محمد عطا – محمد علی معوض، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۲۰۰۰م.

تصحیح روایت توسط عینی :

بدر الدین عینی شارح صحیح بخاری می نویسد سند روایت صحیح است :

وعند ابن عبد البر ، بسند صحیح : « ما من أحد یمر بقبر أخیه المؤمن کان یعرفه فی الدنیا فیسلم علیه إلاَّ عرفه ورد علیه السلام » . ولما أخرج الترمذی حدیث بریده ، قال : والعمل علی هذا عند أهل العلم : لا یرون بزیاره القبور بأسا . وهو قول ابن المبارک والشافعی وأحمد وإسحاق .

و از ابن عبد البر با سند صحیح روایت شده : هر کسی که به قبر برادر مؤمن خود بگذر که در دنیا او را می شناخت پس به او سلام کند میت از درون قبر او را می شناسد و جواب سلام او را می دهد ، و ترمذی وقتی که حدیث بریده را آورده گفته : اهل علم به این روایت عمل کردند : و علما زیارت قبور را جایز می دانند ، و این قول ابن مبارک و شافعی و احمد بن حنبل و اسحاق است .

العینی الغیتابی الحنفی، بدر الدین ابومحمد محمود بن أحمد (متوفای ۸۵۵هـ)، عمده القاری شرح صحیح البخاری، ج۸، ص۶۹، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

تصحیح روایت توسط ابن تیمیه:

ابن تیمیه می گوید که این روایت از پیامبر ثابت و صحیح است :

کما ثبت عن رسول الله «وما من رجل یمر بقبر الرجل کان یعرفه فی الدنیا فیسلم علیه الا رد الله علیه روحه حتی یرد علیه السلام» صح ذلک عن النبی إلی غیر ذلک من الأحادیث.

روایت ثابت است از پیامبر هر کسی که به قبر برادر مؤمن خود بگذر که در دنیا او را می شناخت پس به او سلام کند میت از درون قبر او را می شناسد و خدا روحش را برمی گرداند و جواب سلام او را می دهد و این روایت ثابت است از پیامبر و روایات دیگر هم وجود دارد .

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفای ۷۲۸ هـ)، کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیه، ج۲۴، ص۱۷۳تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ناشر: مکتبه ابن تیمیه، الطبعه: الثانیه.

أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیه الحرانی أبو العباس الوفاه: ۷۲۸ ، قاعده جلیله فی التوسل والوسیله ، ج۱، ص۱۵۰ دار النشر : المکتب الإسلامی – بیروت – ۱۳۹۰ – ۱۹۷۰ ، تحقیق : زهیر الشاویش

أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیه الحرانی أبو العباس الوفاه: ۷۲۸ ، الرد علی الأخنائی واستحباب زیاره خیر البریه ، ج۱، ص۸۸ دار النشر : المطبعه السلفیه – القاهره ، تحقیق : عبد الرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفای ۷۲۸ هـ)، منهاج السنه النبویه، ج۲، ص۴۴۲، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسه قرطبه، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۶هـ.

نقل تصحیح روایت توسط محمد بن عبد الوهاب:

حتی محمد بن عبد الوهاب امام وهابیت این روایت را آورده و می نویسد که عبد الحق روایت را تصحیح کرده است :

أخرج ابن عبد البر عن ابن عباس قال : قال رسول الله صلی الله علیه وسلم : ‘ ما من أحد یمرّ بقبر أخیه المؤمن – کان یعرفه فی الدنیا – فیسلم علیه ، إلا عرفه ورد علیه السلام ‘ صححه عبد الحق ، وفی الباب عن أبی هریره وعائشه .

محمد بن عبد الوهاب (متوفای ۱۲۰۶ هـ )، أحکام تمنی الموت ، ج۱، ص۴۶، تحقیق : الشیخ عبد الرحمن بن محمد السّدحان ، والشیخ عبد الله بن عبد الرحمن الجبرین ، ناشر : مطابع الریاض – الریاض ، الطبعه : الأولی .

۶٫ جواب پیامبر (ص) در قبر به سلام حضرت عیسی علیه السلام

ابو یعلی موصلی در کتابش آورده که پیامبر فرمود: در زمانی که حضرت عیسی نازل می شود اگر کنار قبر من بایستد و مرا بخواند و من جوابش را می دهم:

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عِیسَی، حَدَّثَنَا ابْنُ وَهْبٍ، عَنْ أَبِی صَخْرٍ، أَنَّ سَعِیدًا الْمَقْبُرِیَّ أَخْبَرَهُ، أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا هُرَیْرَهَ، یَقُولُ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وسلم) یَقُولُ: ” وَالَّذِی نَفْسُ أَبِی الْقَاسِمِ بِیَدِهِ، لَیَنْزِلَنَّ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ إِمَامًا مُقْسِطًا وَحَکَمًا عَدْلا، فَلَیَکْسِرَنَّ الصَّلِیبَ، وَلَیَقْتُلَنَّ الْخِنْزِیرَ، وَلَیُصْلِحَنَّ ذَاتَ الْبَیْنِ، وَلَیُذْهِبَنَّ الشَّحْنَاءَ، وَلَیُعْرَضَنَّ عَلَیْهِ الْمَالُ فَلا یَقْبَلُهُ، ثُمَّ لَئِنْ قَامَ عَلَی قَبْرِی، فَقَالَ: یَا مُحَمَّدُ لأُجِیبَنَّهُ “.

از رسول الله (صلی الله علیه وسلم) نقل می کند که فرمود : به تحقیق عیسی بن مریم نازل می شود و حال اینکه امامی عدات گستر و حاکمی عادل است ، پس صلیب را می شکند و گراز را می کشد ، و اختلافات و کینه و دشمنی را از بین می برد و اموال بر او عرضه می شود او قبول نمی کند ، سپس وقتی که بر قبر من بایستد و بگوید : ای محمد ، من جواب او را خواهم داد .

سند حدیث معتبر است ، تمام راویان آن از روات بخاری و مسلم است ، غیر از ابوصخر حمید که فقط از روات مسلم است و هر کس که از راویان مسلم و بخاری باشد در نزد اهل سنت ثقه است؛ چرا که همه، روایات بخاری و مسلم را صحیح می دانند و شک در آن را جایز نمی دانند.

حسین سلم أسد در ذیل این روایت می نویسد:

إسناده صحیح.

أبو یعلی الموصلی التمیمی، أحمد بن علی بن المثنی (متوفای۳۰۷ هـ)، مسند أبی یعلی، ج۱۱، ص۴۶۲، ح۶۵۸۴،تحقیق: حسین سلیم أسد، ناشر: دار المأمون للتراث – دمشق، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۴ هـ – ۱۹۸۴م.

البانی این روایت را «روایت: ۲۷۳۳ – (الصحیحه)» آورده است :

السلسله الصحیحه – (ج ۶ / ص ۲۳۶)

السلسله الصحیحه المجلدات الکامله طبق نرم افزار مکتبه شامله نیز این روایت را آورده و کلام البانی را درمورد روایت نقل می کند:

۲۷۳۳ – ” والذی نفس أبی القاسم بیده لینزلن عیسی ابن مریم إماما مقسطا و حکما عدلا ، فلیکسرن الصلیب و لیقتلن الخنزیر و لیصلحن ذات البین و لیذهبن الشحناء و لیعرضن علیه المال فلا یقبله ، ثم لئن قام علی قبری فقال : یا محمد لأجبته ” .

قال الألبانی فی ” السلسله الصحیحه ” ۶ / ۵۲۴ :

أخرجه أبو یعلی فی ” مسنده ” ( ۴ / ۱۵۵۲ ) : حدثنا أحمد بن عیسی أخبرنا ابن وهب عن أبی صخر أن سعید المقبری أخبره أنه سمع أبا هریره یقول : سمعت رسول الله

صلی الله علیه وسلم : فذکره . قلت : و هذا إسناد جید رجاله کلهم ثقات رجال

الشیخین غیر أبی صخر – و هو حمید ابن زیاد الخراط – فمن رجال مسلم وحده ، و قد تکلم فیه بعضهم ، و صحح له ابن حبان و الحاکم و البوصیری ، و مشاه المنذری ،

بعد از نقل روایت گفته : و سند این روایت خوب است و همه راویانش ثقه هستند و راویان صحیح بخاری و مسلم هستند غیر از ابی صخر که از روات مسلم است و ابن حبان و بوصیری و مشاه المنذی او را توثیق کردند .

السلسله الصحیحه المجلدات الکامله ۱-۹ – (ج۶ ،ص۲۳۲)

هیثمی همین روایت را آورده و می نویسد که راویان آن از راویان صحیح بخاری و مسلم هستند :

رواه أبو یعلی ورجاله رجال الصحیح.

الهیثمی، ابوالحسن نور الدین علی بن أبی بکر (متوفای ۸۰۷ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج۸، ص۲۱۱، ناشر: دار الریان للتراث/ دار الکتاب العربی – القاهره، بیروت – ۱۴۰۷هـ.

ابن عساکر الدمشقی الشافعی، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبه الله بن عبد الله (متوفای۵۷۱هـ)، تاریخ مدینه دمشق وذکر فضلها وتسمیه من حلها من الأماثل، ج۴۷، ص۴۹۴، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامه العمری، ناشر: دار الفکر – بیروت – ۱۹۹۵٫

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲هـ)، المطالب العالیه بزوائد المسانید الثمانیه، ج۱۵، ص۲۱۱و ج ۱۸، ص ۴۰۱، تحقیق: د. سعد بن ناصر بن عبد العزیز الشتری، ناشر: دار العاصمه/ دار الغیث، الطبعه: الأولی، السعودیه – ۱۴۱۹هـ .

الآلوسی البغدادی الحنفی، أبو الفضل شهاب الدین السید محمود بن عبد الله (متوفای۱۲۷۰هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج۲۲، ص۳۵، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفای۹۱۱هـ)، الحاوی للفتاوی فی الفقه وعلوم التفسیر والحدیث والاصول والنحو والاعراب وسائر الفنون، ج۲، ص۱۵۴، تحقیق: عبد اللطیف حسن عبد الرحمن، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۱هـ – ۲۰۰۰م.

صالحی شامی روایتی آورده که پیامبر جواب سلام حضرت عیسی را می دهد و می گوید سند روایت صحیح است.

وروی محمد بن یحیی بن أبی عمر – برجال ثقات – عن أبی هریره – رضی الله تعالی عنه – أن رسول الله – صلی الله علیه وسلم – قال : ( إن عیسی ابن مریم یکون مارا بالمدینه حاجا أو معتمرا ولئن سلم علی لأردن علیه ) .

الصالحی الشامی، محمد بن یوسف (متوفای۹۴۲هـ)، سبل الهدی والرشاد فی سیره خیر العباد، ج۱۲، ص۳۵۷، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۴هـ.

پس این روایت دلالت می کند بر اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بعد از جان دادن هم صدای دیگران را می شنوند و هم می تواند جواب دهد و اختصاصی به حضرت عیسی ندارد همانطور که سیره صحابه و تابعین این بود که می آمدند و به حضرت سلام می دادند همانند روایت ابو ایوب انصاری که در اول بحث آوردیم و روایات فراوانی که این مطلب را تأیید می کند .

۷٫ دستور رسول خدا (ص) به زیارت شهدای احد ، و کلام حضرت در مورد جواب سلام آنها

واقدی از علمای بزرگ اهل سنت این روایت را در کتاب مغازی آورده است :

ومر رسول الله صلی الله علیه وسلّم علی مصعب بن عمیر فوقف علیه ، ودعا ، وقرأ : ‘ رجالٌ صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه ومنهم من ینتظر وما بدلوا تبدیلاً ‘ ، أشهد أن هؤلاء شهداء عند الله یوم القیامه ، فأتوهم وزوروهم وسلموا علیهم والذی نفسی بیده ، لا یسلم علیهم أحدٌ إلی یوم القیامه إلا ردوا علیه .

وکان أبو سعید الخدری یقف علی قبر حمزه فیدعو ویقول لمن معه : لا یسلم علیهم أحدٌ إلا ردوا علیه السلام ، فلا تدعوا السلام علیهم وزیارتهم .

وکان أبو سفیان مولی ابن أبی أحمد یحدث أنه کان یذهب مع محمد بن مسلمه وسلمه بن سلامه بن وقش فی الأشهر إلی أحد ، فیسلمان علی قبر

وکانت أم سلمه زوج النبی صلی الله علیه وسلّم تذهب فتسلم علیهم فی کل شهرٍ فتظل یومها ، فجاءت یوماً ومعها غلامها نبهان ، فلم یسلم فقالت : أی لکع ، ألا تسلم علیهم ؟ والله لا یسلم علیهم أحدٌ إلا ردوا إلی یوم القیامه .

وکان أبو هریره یکثر الاختلاف إلیهم . وکان عبد الله بن عمر إذا رکب إلی الغابه فبلغ ذباب ، عدل إلی قبور الشهداء فسلم علیهم ، ثم رجع إلی ذباب حتی استقبل الطریق طریق الغابه ویکره أن یتخذهم طریقاً ، ثم یعارض الطریق حتی یرجع إلی طریقه الأولی .

وکانت فاطمه الخزاعیه قد أدرکت تقول : رأیتنی وغابت الشمس بقبور الشهداء ومعی أختٌ لی ، فقلت لها : تعالی ، نسلم علی قبر حمزه وننصرف . قالت : نعم . فوقفنا علی قبره فقلنا : السلام علیک یا عم رسول الله . فسمعنا کلاماً رد علینا : وعلیکما السلام ورحمه الله .

رسول الله صلی الله علیه وسلّم بر مصعب بن عمیر پس ایستاد و دعا کرد و این آیه را خواند : از مؤمنان مردانی هستند که به پیمانی که با خدا بسته بودند وفا کردند. بعضی بر سر پیمان خویش جان باختند و بعضی چشم به راهند و هیچ پیمان خود دگرگون نکرده اند. (احزاب/۲۳) ، سپس فرمودند : نزد قبورشان بیایید و آنها را زیارت کنید و بر آنها سلام کنید ، قسم به خدائی که جان من در دست قدرت اوست ، کسی بر آنها سلام نمی کند تا روز قیامت مگر اینکه جواب سلام او را می دهند ،….

الواقدی، ابوعبد الله محمد بن عمر بن واقد (متوفای۲۰۷ هـ)، کتاب المغازی، ج۱، ص۲۶۷، ص۲۶۸، تحقیق: محمد عبد القادر أحمد عطا، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۴ هـ – ۲۰۰۴ م.

الأصبهانی، ابو نعیم أحمد بن عبد الله (متوفای۴۳۰هـ)، حلیه الأولیاء وطبقات الأصفیاء، ج۱، ص۱۰۸، ناشر: دار الکتاب العربی – بیروت، الطبعه: الرابعه، ۱۴۰۵هـ.

إبن أبی الحدید المدائنی المعتزلی، ابوحامد عز الدین بن هبه الله بن محمد بن محمد (متوفای۶۵۵ هـ)، شرح نهج البلاغه، ج۱۵، ص۲۵، تحقیق محمد عبد الکریم النمری، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۸هـ – ۱۹۹۸م.

السیواسی الحنفی، کمال الدین محمد بن عبد الواحد (متوفای ۶۸۱هـ)، شرح فتح القدیر، ج۳، ص۱۸۳، ناشر:دار الفکر – بیروت، الطبعه: الثانیه.

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفای۹۱۱هـ)، جامع الاحادیث (الجامع الصغیر وزوائده والجامع الکبیر)، ج۱، ص۴۵۳، طبق برنامه الجامع الکبیر.

الهندی، علاء الدین علی المتقی بن حسام الدین (متوفای۹۷۵هـ)، کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، ج۱۰، ص۱۷۳، تحقیق: محمود عمر الدمیاطی، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۹هـ – ۱۹۹۸م.

این روایت ، ثابت می کند که تعداد زیادی از صحابه و بزرگان اهل سنت به زیارت قبر شهدای احد رفته ، و سلام کرده و جواب سلام نیز گرفته اند که به برخی از آنها اشاره می کنیم :

ابوسعید خدری ؛ أبو سفیان مولی ابن أبی أحمد ؛ محمد بن مسلمه ؛ سلمه بن سلامه بن وقش ؛ ام المؤمنین أم سلمه زوج النبی صلی الله علیه وسلّم ؛ أبو هریره ؛ عبد الله بن عمرو؛ فاطمه الخزاعیه

محمد بن عبد الوهاب و نقل تصحیح این روایت:

محمد بن عبد الوهاب امام وهابیت می گوید حاکم نیشابوری روایت را صحیح می داند :

وللحاکم وصححه عن عبد الله بن أبی فروه أن النبی صلی الله علیه وسلم زار قبور الشهداء بأحد ، فقال : ‘ اللهم إن عبدک ونبیک یشهد أن هؤلاء شهداء ، وأن من زارهم أو سلم علیهم إلی یوم القیامه ردوا علیه.

وحاکم تصحیح کرده از عبد الله بن ابی فروه اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم قبرهای شهدای احد را زیارت کرده و فرموده : خدایا شاهد باش که بنده تو و پیامبر تو شهادت می دهد که اینها شهید هستند و هرکس که به زیارت آنان بیاید و به آنان سلام کند جواب او را می دهند تا روز قیامت .

محمد بن عبد الوهاب (متوفای ۱۲۰۶ هـ )، أحکام تمنی الموت ، ج۱، ص۴۷، تحقیق : الشیخ عبد الرحمن بن محمد السّدحان ، والشیخ عبد الله بن عبد الرحمن الجبرین ، ناشر : مطابع الریاض – الریاض ، الطبعه : الأولی

آلوسی و تصحیح روایت:

علامه اهل سنت آلوسی می گوید روایت صحیح است :

وبما رواه البیهقی والحاکم وصححه وغیرهما عن أبی هریره أن النبی صلی الله علیه وسلم وقف علی مصعب بن عمیر وعلی أصحابه حین رجع من أحد فقال : أشهد أنکم أحیاء عند الله تعالی فزوروهم وسلموا علیهم فوالذی نفسی بیده لا یسلم علیهم أحد إلا ردوا علیه إلی یوم القیامه وبما أخرج إبن عبدالبر وقال عبدالحق الأشبیلی إسناده صحیح.

الآلوسی البغدادی الحنفی، أبو الفضل شهاب الدین السید محمود بن عبد الله (متوفای۱۲۷۰هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج۲۱، ص۵۵، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

۸٫ استحباب تلقین میت در قبر و میت تلقین را می شنود:

ابن حجر عسقلانی در کتاب تخلیص الحبیر در این باره می نویسد:

الطَّبَرَانِیُّ عن أبی أُمَامَهَ إذَا أنا مِتُّ فَاصْنَعُوا بِی کما أَمَرَنَا رسول اللَّهِ صلی اللَّهُ علیه وسلم أَنْ نَصْنَعَ بِمَوْتَانَا أَمَرَنَا رسول اللَّهِ صلی اللَّهُ علیه وسلم فقال إذَا مَاتَ أَحَدٌ من إخْوَانِکُمْ فَسَوَّیْتُمْ التُّرَابَ علی قَبْرِهِ فَلْیَقُمْ أحدکم علی رَأْسِ قَبْرِهِ ثُمَّ لْیَقُلْ یا فُلَانُ بن فُلَانَهَ فإنه یَسْمَعُهُ وَلَا یُجِیبُ ثُمَّ یقول یا فُلَانُ بن فُلَانَهَ فإنه یَسْتَوِی قَاعِدًا ثُمَّ یقول یا فُلَانُ بن فُلَانَهَ فإنه یقول أَرْشِدْنَا یَرْحَمْکَ اللَّهُ وَلَکِنْ لَا تَشْعُرُونَ فَلْیَقُلْ اُذْکُرْ ما خَرَجْت علیه من الدُّنْیَا شَهَادَهَ أَنْ لَا إلَهَ إلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَأَنَّک رَضِیت بِاَللَّهِ رَبًّا وَبِالْإِسْلَامِ دِینًا وَبِمُحَمَّدٍ نَبِیًّا وَبِالْقُرْآنِ إمَامًا فإن مُنْکَرًا وَنَکِیرًا یَأْخُذُ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا بِیَدِ صَاحِبِهِ وَیَقُولُ انْطَلِقْ بِنَا ما یُقْعِدُنَا عِنْدَ من لُقِّنَ حُجَّتُهُ قال فقال رَجُلٌ یا رَسُولَ اللَّهِ فَإِنْ لم یَعْرِفْ أُمَّهُ قال یَنْسُبُهُ إلَی أُمِّهِ حَوَّاءَ یا فُلَانُ بن حَوَّاءَ.

وَإِسْنَادُهُ صَالِحٌ وقد قَوَّاهُ الضِّیَاءُ فی أَحْکَامِهِ وَأَخْرَجَهُ عبد الْعَزِیزِ فی الشَّافِی.

سعید بن عبد الله اودی ابا امامه را در هنگام جان دادن دیدم که می گفت اگر جان دادم همان کاری را انجام دهید که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرموده است برای مردگانتان انجام دهید ، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم دستور داد که اگر کسی از شما از دنیا رفت و او را دفن کردید و خاک روی او ریختید یکی بر سر قبرش بایستد و بگوید ای فلانی فرزند فلان زن پس آن مرده می شنود ولی جواب نمی دهد سپس می گوید ای فلانی فرزند فلان زن پس آن مرده می نشیند و می گوید من را ارشاد کن خدا رحمتت کند ولی شما نمی شنوید پس ذکر کنید عقیده ای که در دنیا داشتی از شهادت لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ والله را به عنوان رب قبول داری و اسلام را به عنوان دین و محمد را به عنوان پیامبر و قرآن را به عنوان امام قبول دارم و پس نکیر و منکر دست همدیگر را می گیرند و می گویند برویم و نمی نشینیم نزد کسی که حجتش را تلقین شده است و خدا حجت او می شود ، شخصی سؤال کرد ای رسول خدا اگر مادر میت را ندانیم کیست چه بگوییم فرمود: نسبتش دهید به حوا و گفته شود ای فلانی فرزند حوا .

سند این روایت صالح است و ضیاء المقدصی این روایت را در کتاب احکامش تقویت کرده و عبد العزیز آن را در شافی آورده است.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲هـ)، تلخیص الحبیر فی أحادیث الرافعی الکبیر، ج۲، ص۱۳۶، تحقیق السید عبدالله هاشم الیمانی المدنی، ناشر: – المدینه المنوره – ۱۳۸۴هـ – ۱۹۶۴م.

شوکانی نیز همین روایت و کلام ابن حجر را نقل کرده است:

قال الْحَافِظُ فی التَّلْخِیصِ وَإِسْنَادُهُ صَالِحٌ.

الشوکانی، محمد بن علی بن محمد (متوفای ۱۲۵۵هـ)، نیل الأوطار من أحادیث سید الأخیار شرح منتقی الأخبار، ج۴، ص۱۳۹، ناشر: دار الجیل، بیروت – ۱۹۷۳٫

ابن جوزی می نویسد که ابن حجر گفته است: سند روایت صالح است و ضیاء این روایت را تقویت کرده است:

الأول الحافظ ابن حجر رحمه الله تعالی ذکر فی التخلیص ( ۱ ۱۳۵ – ۱۳۶ ) حدیث أبی أمامه المرفوع فی تلقین المیت علی القبر بعد دفنه فقال إسناده صالح وقد قواه الضیاء فی أحکام.

اول حافظ ابن حجر ره در کتاب تلخیص ذکر کرده است که حدیث ابا امامه که مرفوع است در تلقین میت بعد از دفن پس ابن حجر گفت سند روایت صالح و درست است و ضیاء در کتاب احکام این اروایت را تقویت کرده است .

ابن الجوزی الحنبلی، جمال الدین ابوالفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (متوفای ۵۹۷ هـ)، دفع شبه التشبیه بأکف التنزیه ، ج۱، ص۲۹۸، تحقیق : حسن السقاف ، ناشر : دار الإمام النووی – الأردن ، الطبعه : الثالثه ، ۱۴۱۳هـ – ۱۹۹۲م.

صنعانی می نویسد:

قال المصنف إسناده صالح.

الأمیر الصنعانی ، محمد بن إسماعیل (متوفای۱۱۸۲هـ) ، سبل السلام شرح بلوغ المرام من أدله الأحکام ، ج۲، ص۱۱۳، تحقیق : محمد عبد العزیز الخولی ، ناشر : دار إحیاء التراث العربی – بیروت ، الطبعه : الرابعه ، ۱۳۷۹ هـ .

انصاری شافعی بعد از ذکر روایت می نویسد که سند آن هیچ مشکلی ندارد و حافظ ابو منصور آن را در جامع الدعاء الصحیح آورده است و امام احمد تلقین میت را جایز می داند :

إسناده لا أعلم به بأسًا ( ۱۷۲۰ ) ، وذکره الحافظ أبو منصور فی ( جامع الدعاء الصحیح ) ، وزاد بعد قوله 🙁 قد لقن حجته ): ( ویکون الله حجته ) ( ۱۷۲۱ ) دونهما ). قال : وقد أرخص الإمام أحمد بن حنبل فی تلقین المیت ، وأعجبه ذلک ( ۱۷۲۲ ) ،

الأنصاری الشافعی، سراج الدین أبی حفص عمر بن علی بن أحمد المعروف بابن الملقن(متوفای۸۰۴هـ)، البدر المنیر فی تخریج الأحادیث والأثار الواقعه فی الشرح الکبیر، ج۵، ص۳۳۴، تحقیق: مصطفی ابوالغیط و عبدالله بن سلیمان ویاسر بن کمال، ناشر: دار الهجره للنشر والتوزیع – الریاض-السعودیه، الطبعه: الاولی، ۱۴۲۵هـ-۲۰۰۴م.

ملا علی قاری می نویسد که ابن حجر می گوید : در این روایت اشاره ای به تلقین میت بعد از تمام شدن دفن و کیفیت آن مشهور است و تلقین میت سنت است بر آنچه مورد اعتماد است نزد اهل سنت خلاف کسانی که آن را بدعت دانسته اند و حدیث صریحی در جواز تلقین میت هست که به آن عمل می شود در مستحبات اتفاق دارند، بلکه این حدیث تقویت می شود بوسیله شواهدی وتا حد درجه حسن می رسد:

وقال ابن حجر : وفیه إیماء إلی تلقین المیت بعد تمام دفنه وکیفیته مشهوره وهو سنه علی المعتمد من مذهبنا خلافاً لمن زعم أنه بدعه کیف وفیه حدیث صریح یعمل به فی الفضائل اتفاقاً ، بل اعتضد بشواهد یرتقی بها إلی درجه الحسن.

ملا علی القاری، نور الدین أبو الحسن علی بن سلطان محمد الهروی (متوفای۱۰۱۴هـ)، مرقاه المفاتیح شرح مشکاه المصابیح، ج۱، ص۳۲۷، تحقیق: جمال عیتانی، ناشر: دار الکتب العلمیه – لبنان/ بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۲هـ – ۲۰۰۱م .

عمل علمای اهل سنت به این روایت:

امام اهل سنت نووی می نویسد که جماعت زیادی از علماء قائل به استحباب تلقین میت بعد از دفن هستند:

۴۷۰ وروینا فی سنن البیهقی بإسناد حسن أن ابن عمر استحب أن یقرأ علی القبر بعد الدفن أول سوره البقره وخاتمتها

فصل وأما تلقین المیت بعد الدفن فقد قال جماعه کثیرون من أصحابنا باستحبابه وممن نص علی استحبابه القاضی حسین فی تعلیقه وصاحبه أبو سعد المتولی فی کتابه التتمه والشیخ الإمام الزاهد أبو الفتح نصر بن إبراهیم بن نصر المقدسی والإمام أبو القاسم الرافعی وغیرهم ونقله القاضی حسین عن الأصحاب وأما لفظه فقال الشیخ نصر إذا فرغ من دفنه یقف عند رأسه ویقول یا فلان بن فلان اذکر العهد الذی خرجت علیه من الدنیا شهاده أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له وأن محمد عبده ورسوله وأن الساعه آتیه لا ریب فیها وأن الله ببعث من فی القبور قل رضیت بالله ربا وبالإسلام دینا وبمحمد صلی الله علیه وسلم نبیا وبالکعبه قبله وبالقرآن إماما وبالمسلمین إخوانا ربی الله لا إله إلا هو وهو رب العرش العظیم هذا لفظ الشیخ نصر المقدسی فی کتابه التهذیب ولفظ الباقین بنحوه وفی لفظ بعضهم نقص عنه ثم منهم من یقول یا عبد الله بن أمه الله ومنهم من یقول یا عبد الله بن حواء ومنهم من یقول یا فلان باسمه ابن أمه الله أو یا فلان بن حواء….

و در سنن بیهقی با سند حسن از ابن عمر روایت شده است که خواندن اول و آخر سوره بقره بر قبر مستحب است ، فصل : جماعت زیادی از علماء قائل به استحباب تلقین میت بعد از دفن هستند ، از کسانی که قائل به استحباب شدند : قاضی حسین در تعلیقش و ابوسعید متولی در کتاب تتمه و شیخ و امام زاهد ابوالفتح نصر بن ابراهیم بن نصر مقدسی و امام ابو القاسم رافعی و دیگر علما…

النووی الشافعی، محیی الدین أبو زکریا یحیی بن شرف بن مر بن جمعه بن حزام (متوفای۶۷۶ هـ)، الأذکار المنتخبه من کلام سید الأبرار، ج۱، ص۱۲۹، دار النشر: دار الکتب العربی – بیروت – ۱۴۰۴هـ – ۱۹۸۴م.

اشبیلی همین روایت را آورده و باب خاصی برای تلقین میت بعد از دفن دارد :

الباب السابع تلقین المیت بعد الدفن والدعاء له وقراءه القرآن عنده وذکر محاسنه والسکوت عن مساوئه.

الإشبیلی أبو محمد عبد الحق بن عبد الرحمن بن عبد الله الوفاه: ۵۸۱ ، العاقبه فی ذکر الموت ، ج۱، ص۱۸۲،دار النشر : مکتبه دار الأقصی – الکویت – ۱۴۰۶ – ۱۹۸۶ ، الطبعه : الأولی ، تحقیق : خضر محمد خضر

بهاء الدین جندی بعد از ذکر روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم می نویسد به حکم این روایت تلقین میت در قبر واجب است:

ومن غریب ما أورده عن هانی مولی عثمان بن عفان بسند متصل أنه قال قال رسول الله صلی الله علیه وسلم إن القبر أول منزل من منازل الآخره فمن نجا منه فما بعده أیسر منه ومن لم ینج فما بعده أشر قال وکان صلی الله علیه وسلم إذا فرغ من دفن المیت قال استغفروا لصاحبکم واسألوا الله تعالی له التثبیت فإنه الآن یسأل قال وفی هذا الحدیث دلیل علی وجوب تلقین المیت إذا ألحد بالشهادتین.

الجندی الکندی بهاء الدین محمد بن یوسف بن یعقوب الوفاه: قبل سنه ۷۳۲هـ ، السلوک فی طبقات العلماء والملوک ، ج۱، ص۲۸۲، ص۲۸۳، دار النشر : مکتبه الإرشاد – صنعاء – ۱۹۹۵م ، الطبعه : الثانیه ، تحقیق : محمد بن علی بن الحسین الأکوع الحوالی

ابن تیمیه رهبر فکری وهابیت می گوید تلقین میت جایز است :

وسئل «هل یشرع تلقین المیت الکبیر والصغیر أو لا»

فأجاب وأما تلقین المیت فقد ذکره طائفه من الخراسانیین من أصحاب الشافعی واستحسنوه أیضا ذکره المتولی والرافعی وغیرهما وأما الشافعی نفسه فلم ینقل عنه فیه شیء ومن الصحابه من کان یفعله کأبی أمامه الباهلی وواثله بن الإسقع وغیرهما من الصحابه ومن أصحاب أحمد من استحبه والتحقیق أنه جائز ولیس بسنه راتبه والله أعلم.

سؤال «آیا تلقین میت بزرگ و کوچک جایز است یا نه ؟»

جواب:

تلقین میت را گروهی از خراسانیها و اصحاب شافی ذکر کردند و آن را حسن دانستند و همچنین متولی و رافعی و دیگران ذکر کردند ولی از شافعی چیزی در این باره ذکر نشده است و بعضی از صحابه تلقین را انجام می دادند مثل اباامامه و واثبه بن الاسقع و دیگر صحابه و اصحاب احمد بن حنبل تلقین را حسن دانسته اند و قول تحقیق شده این است که تلقین میت جایز است و سنت نیست و الله اعلم.

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفای ۷۲۸ هـ)، کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیه، ج۲۴، ص۲۹۹، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ناشر: مکتبه ابن تیمیه، الطبعه: الثانیه.

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفای ۷۲۸ هـ)، الفتاوی الکبری لشیخ الإسلام ابن تیمیه ، ج۱، ص۲۸۹، تحقیق : قدم له حسنین محمد مخلوف ، ناشر : دار المعرفه – بیروت .

زرعی دمشقی می نویسد:

عمل مسلمانان از قدیم تا الآن این بوده که مرده را تلقین می کردند و اگر مرده نمی شنید این کار عبث و بی فایده بود و از امام احمد درمورد تلقین میت در قبر سؤال شد گفت حسن است و بر عمل مسلمانان بر آن استدلال کرد :

فصل ویدل علی هذا أیضا ما جری علیه عمل الناس قدیما وإلی الآن من تلقین المیت فی قبره ولولا أنه یسمع ذلک وینتفع به لم یکن فیه فائده وکان عبثا وقد سئل عنه الإمام أحمد رحمه الله فاستحسنه واحتج علیه بالعمل.

الزرعی الدمشقی أبو عبد الله شمس الدین محمد بن أبی بکر بن أیوب بن سعد الوفاه: ۷۵۱ هـ ،الروح فی الکلام علی أرواح الأموات والأحیاء بالدلائل من الکتاب والسنه ، ج۱، ص۱۳ دار النشر : دار الکتب العلمیه – بیروت – ۱۳۹۵ – ۱۹۷۵

حدادی عبادی حنفی می نویسد: تلقین میت در قبر نزد اهل سنت جایز است:

وَأَمَّا تَلْقِینُ الْمَیِّتِ فِی الْقَبْرِ فَمَشْرُوعٌ عِنْدَ أَهْلِ السُّنَّهِ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی یُحْیِیه فِی الْقَبْرِ وَصُورَتُهُ أَنْ یُقَالَ یَا فُلَانُ بْنَ فُلَانٍ أَوْ یَا عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ اُذْکُرْ دِینَک الَّذِی کُنْت عَلَیْهِ وَقَدْ رَضِیت بِاَللَّهِ رَبًّا وَبِالْإِسْلَامِ دِینًا وَبِمُحَمَّدٍ نَبِیًّا .

الحدادی العبادی الحنفی ، أبو بکر بن علی بن محمد (متوفای۸۰۰هـ)، الجوهره النیره شرح مختصر القدوری، ج۱، ص۳۹۸، طبق برنامه الجامع الکبیر.

شنقیطی می نویسد:

ابن قیم برای جواز تلقین میت در قبر ادله ای آورده است ، که از آن ادله، حسن دانستن امام احمد و عمل مسلمانان که در همه زمانها بوده و متصل به زمان پیامبر است بدون انکار کسی از مسلمانان .

وقد رأیت ابن القیم استدلّ له بأدلّه ، منها : أن الإمام أحمد رحمه اللَّه سئل عنه فاستحسنه. واحتجّ علیه بالعمل . ومنها : أن عمل المسلمین اتّصل به فی سائر الأمصار والأعصار من غیر إنکار .

الجکنی الشنقیطی، محمد الأمین بن محمد بن المختار (متوفای ۱۳۹۳هـ.)، أضواء البیان فی إیضاح القرآن بالقرآن، ج۶، ص۱۳۸، تحقیق: مکتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفکر للطباعه والنشر. – بیروت. – ۱۴۱۵هـ – ۱۹۹۵م.

التمیمی الحنبلی، حمد بن ناصر بن عثمان آل معمر (متوفای ۱۲۲۵هـ)، الفواکه العذاب فی الرد علی من لم یحکم السنه والکتاب، ج۶، ص۲۰۳ طبق برنامه الجامع الکبیر

۴٫ ادله حیات پس از مرگ

قسمت چهارم این نوشتار را به نقل ادله حیات پس از مرگ قرار می دهیم.

بررسی این ادله از آن جهت اهمیت دارد که وقتی حیات پس از مرگ ثابت شود ، دیگر لفظ «میت» که وهابیون روی آن تکیه فراوان داشتند از کار افتاده و شنیدن مردگان بعد از مرگ با همین استدلال ممکن می شود.

ابن قتیبه می گوید :

وهذه أشیاء مشهوره کأنها عیان فإذا جاز أن یکون هؤلاء الشهداء أحیاء عند ربهم یرزقون وجاز أن یکونوا فرحین ومستبشرین فلم لا یجوز أن یکون أعداؤهم الذین حاربوهم وقتلوهم أحیاء فی النار یعذبون وإذا جاز أن یکونوا أحیاء فلم لا یجوز أن یکونوا یسمعون وقد أخبرنا رسول الله صلی الله علیه وسلم وقوله الحق.

سالم بودن اجساد شهدا و حیاتشان اینقدر مشهور است که گویا آشکار و ثابت است ، پس اگر ثابت باشد که شهدا زنده هستند و نزد پروردگارشان روزی می خورند و خوشحال و مستبشر هستند؛ پس چرا جایز نباشد که دشمنان آنها که با آنها جنگیدند و آنها را کشتند در آتش جهنم زنده باشند و عذاب شوند و اگر جایز باشد که زنده باشد چرا جایز نباشد که بشنوند و حال این است که رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدن آنها را به ما خبر داده است و حق فرمایش حضرت است .

الدینوری، ابومحمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبه (متوفای۲۷۶هـ)، تأویل مختلف الحدیث، ج۱، ص۱۵۱- ۱۵۲، تحقیق: محمد زهری النجار ، ناشر : دار الجیل – بیروت – ۱۳۹۳هـ – ۱۹۷۲م

بنا براین ، اگر ثابت شود کسی بعد از مرگ زنده شده است ، دیگر نمی توان به صورت مطلق حکم به عدم سماع وی کرد.

ادله حیات پس از مرگ را از نظر قرآن و روایات بررسی می کنیم:

أ. آیاتی که دلالت بر حیات بعد از مرگ می کنند

آیات متعددی از قرآن کریم، بر حیات پس از مرگ دلالت دارند:

آیه اول؛ زنده بودن شهداء

خداوند متعال در قرآن کریم تصریح می کند که شهداء زنده و در نزد او متنعم هستند .

وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُون * فَرِحینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُون * یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَه مِّنَ اللَّهِ وَفَضْل وَأَنَّ اللَّهَ لاَ یُضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ . (آل عمران/ ۱۶۹-۱۷۱)

هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده اند، مرده مپندار، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند. به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمانند، و برای کسانی که از پی ایشانند و هنوز به آنان نپیوسته اند شادی می کنند که نه بیمی بر ایشان است و نه اندوهگین می شوند. بر نعمت و فضل خدا و اینکه خداوند پاداش مؤمنان را تباه نمی گرداند، شادی می کنند.

در این آیات، بهره مندی شهیدان از نعمتهای الهی و خوشنودی از آنچه به دست آورده اند دلیل بر حیات و زندگی مجدّد آنان است .

سخنان علمای اهل سنت درباره این آیه

۱٫ احمد بن حنبل (متوفای۲۴۱هـ):

احمد بن حنبل امام اهل سنت می گوید که شهداء زنده هستند:

الشهداء أحیاء یرزقون ویقول إن الشهداء بعد القتل باقون یأکلون أرزاقهم.

شهداء زنده اند و روزی داده می شوند. شهداء بعد از کشته شدن باقی هستند روزی خود را می خورند .

الشیبانی، أحمد بن محمد بن حنبل أبو عبد الله (متوفای۲۴۱هـ)، العقیده روایه أبی بکر الخلال، ج۱،ص۱۲۱، تحقیق: عبد العزیز عز الدین السیروان، دار النشر: دار قتیبه – دمشق، الطبعه: الأولی ۱۴۰۸

ابو یعلی حنبلی در کتاب «طبقات الحنابله»، نیز عقیده احمد بن حنبل را بازگو می کند:

ویقول إن الشهداء بعد القتل باقون یأکلون أرزاقهم

وکان یقول إن الأنبیاء أحیاء فی قبورهم یصلون وأن المیت یعلم بزائره یوم الجمعه بعد طلوع الفجر وقبل طلوع الشمس.

احمد بن حنبل می گوید : شهیدان بعد شهادت حیات دارند و روزی می خورند و نیز می گفت که انبیاء در قبرهایشان زنده هستند و نماز می خوانند و مرده از زائر قبرش در وقت طلوع فجر روز جمعه قبل از طلوع خورشید آگاهی دارد .

البغدادی الحنبلی، أبو الحسین محمد بن أبی یعلی بن الفراء (متوفای۵۲۱هـ) ، ذیل طبقات الحنابله ،ج۱،ص۳۰۳،تحقیق : محمد حامد الفقی ، ناشر : دار المعرفه – بیروت .

۲٫ قرطبی (متوفای۶۷۱هـ):

قرطبی امام اهل سنت بعد از نقل شأن نزول آیه می نویسد: بیشتر علماء بر این عقیده هستند که شهداء زنده هستند :

فالذی علیه المعظم هو ما ذکرناه وأن حیاه الشهداء محققه.

آن مطلبی که معظم علماء به آن معتقد هستند این است که ما ذکر کردیم به این که زنده بودن شهدا ثابت شده است .

الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد بن أبی بکر بن فرح (متوفای۶۷۱هـ)، الجامع لأحکام القرآن ، ج۴، ص۲۶۹، ناشر: دار الشعب – القاهره.

۳٫ نووی شافعی:

نووی از بزرگان اهل سنت و شارح صحیح مسلم این آیه را دلیل بر حیات مردگان می آورد:

لقول الله تعالی فی الشهداء أحیاء عند ربهم یرزقون والأحادیث السابقه أن أرواح الشهداء تأکل من ثمار الجنه.

قول خداوند متعال درمورد شهدا که زنده هستند و نزد پروردگارشان روزی می خورند و روایات گذشته که ثابت می کند ارواح شهدا از میوه های بهشتی می خورند .

النووی الشافعی، محیی الدین أبو زکریا یحیی بن شرف بن مر بن جمعه بن حزام (متوفای۶۷۶ هـ)، شرح النووی علی صحیح مسلم، ج۱۳، ص۶۱، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، الطبعه الثانیه، ۱۳۹۲ هـ.

۴٫ ادعای تواتر روایات این باب از فخر رازی:

فخر رازی از بزرگان اهل سنت در ذیل این آیه روایات مختلفی را مطرح می کند که دلالت بر زنده شدن دوباره شهدا بعد از مردن دارد و سپس این روایات را متواتر می داند :

وسئل ابن مسعود رضی الله عنه عن هذه الآیه ، فقال : سألنا عنها فقیل لنا ان الشهداء علی نهر بباب الجنه فی قبه خضراء ، وفی روایه فی روضه خضراء ، وعن جابر بن عبدالله قال : قال رسول الله صلی الله علیه وسلم : « ألا أبشرک أن أباک حیث أصیب باحد أحیاه الله ثم قال : ما ترید یا عبدالله بن عمرو أن فعل بک فقال یا رب أحب أن تردنی إلی الدنیا فأقتل فیها مره أخری» والروایات فی هذا الباب کأنها بلغت حد التواتر ، فکیف یمکن انکارها.

و از ابن مسعود در مورد ای آیه سؤال شد ، جواب داد: ما در مورد این آیه سؤال کردیم گفتند شهیدان بر رودی کنار در بهشت در گنبد سبزی هستند ، و در روایتی دیگر گفته در باغی سرسبز هستند ، و به نقل از جابر بن عبد الله که پیامبر (ص) به پسر عبد الله بن عمرو فرمودند: بشارت بدهم به تو که پدرت وقتی در احد شهید شد خدا او را زنده کرد سپس فرمود: خدا به عبد الله بن عمرو فرمود که چه می خواهی؟ گفت خدایا دست دارم که مرا به دنیا برگردانی تا بار دیگر کشته شوم ، و روایات این باب که شهدا حیات دارند به حد تواتر رسیده است پس چگونه می شود آن را منکر شد ؟

الرازی الشافعی، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (متوفای۶۰۴هـ)، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، ج۹، ص۷۴، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۱هـ – ۲۰۰۰م.

۵٫آلوسی

علامه اهل سنت آلوسی می نویسد: حیات برزخی انبیاء برتر از حیات شهداء است که خداوند درمورد آنها فرموده: بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند، و این مطلب با احادیث صحیح ثابت است.

أما حیاه الأنبیاء علیهم الصلاه والسلام الحیاه البرزخیه التی هی فوق حیاه الشهداء الذین قال الله تعالی فیهم بَل أحیَاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ فأمر ثابت بالأحادیث الصحیحه.

الآیات البینات فی عدم سماع الأموات ج۱ ص۳۹ للآلوسی النعمان بن محمود

۶٫ السبکی

سبکی می گوید: حیات انبیاء و شهدا مثل حیاتشان در دنیا است:

قال الحلبی المتوفی ۱۰۴۴: وروی أبو یعلی عن أبی هریره رضی الله تعالی عنه لَیَنْزِلَنَّ عیسی بن مریم علیه السلام ثم إن قام علی قبری وقال یا محمد لأجبته ومن ثم قال الإمام السبکی حیاه الأنبیاء والشهداء کحیاتهم فی الدنیا ویشهد له صلاه موسی علیه السلام فی قبره فإن الصلاه تستدعی جسدا حیا وکذا الصفات المذکوره فی الأنبیاء لیله الإسراء کلها صفات الأجسام

السیره الحلبیه ج۲، ص۴۳۲ ، دار النشر : دار المعرفه – بیروت – ۱۴۰۰٫

۷٫ اقرار ابن تیمیه : این حیات پس از مرگ مختص شهیدان نیست.

ابن تیمیه رهبر فکری وهابیت می گوید حیات بعد از مرگ مختص به شهیدان نیست و شامل دیگران مردگان هم می شود :

وأما ما أخبر الله به من حیاه الشهید ورزقه وما جاء فی الحدیث الصحیح من دخول أرواحهم الجنه فذهب طوائف إلی أن ذلک مختص بهم دون الصدیقین وغیرهم والصحیح الذی علیه الأئمه وجماهیر أهل السنه ان الحیاه والرزق ودخول الأرواح الجنه لیس مختصا بالشهید کما دلت علی ذلک النصوص الثابته ویختص الشهید بالذکر لکون الظان یظن أنه یموت فینکل عن الجهاد فأخبر بذلک لیزول المانع من الإقدام علی الجهاد والشهاده.

واما خبر دادن خداوند متعال به حیات شهید و روزی خوردنش وآنچه که در روایت صحیح آمده است که ارواح شهداء داخل در بهشت می شوند ، گروهی گفتند که این حیات مختص شهداء است و شامل صدیقین و دیگران نمی شود ، ولی قول صحیحی که ائمه و علمای اهل سنت بر آن هستند ، این است که حیات و روزی و داخل شدن ارواح به بهشت مختص به شهداء نیست ، همانگونه که نصوص ثابت بر آن دلالت می کند و اختصاص شهید به ذکر کردنش در قرآن برای این است که کسی فکر نکند که شهید می میرد و از جهاد کردن امتناع کنند و خبر دادن به حیات شهداء برای از بین بردن مانع جهاد و شهادت است .

ابن تیمیه أحمد عبد الحلیم الحرانی أبو العباس (متوفای ۷۲۸ هـ)، کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیه، ج۲۴، ص۳۳۲، دار النشر : مکتبه ابن تیمیه ، الطبعه : الثانیه ، تحقیق : عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی

قسمتی از سخنان علمای اهل سنت را بر این که حیات مخصوص شهداء و یا تنها کشتگان بدر نیست، در ذیل روایت سخن گفتن رسول خدا با کشتگان بدر، ذکر کردیم. و آن سخنان نیز بهترین دلیل بر این است که حیات پس از مرگ مخصوص شهیدان نیست.

آیه دوم؛ حبیب نجّار پس از شهادتش زنده است و روزی داده می شود

حبیب نجّار در میان افراد قبیله و خویشاوندانش از شرایع آسمانی تبلیغ و دفاع می کرد، و در این راه آزار و اذیّت فراوانی را به جان خرید، تا سرانجام بدست همان افراد به شهادت رسید.

حال بعد از شهادتش بلا فاصله به او گفته شد وارد بهشت شوید. قرآن کریم این مطلب را در آیه ذیل بازگو می کند:

قِیلَ ادْخُلِ الْجَنَّهَ.

گفته شد وارد بهشت شوید.

از این جا به بعد آیه کریمه گفته های این مجاهد را بیان کرده که در باره قومش با خداوند در میان گذاشته است. او بعد از این که در بهشت قبرش قرار گرفت گفت:

قَالَ یَــالَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ بِمَا غَفَرَ لِی رَبِّی وَ جَعَلَنِی مِنَ الْمُکْرَمِینَ. (یس/۲۶ /۲۷)

ای کاش ، قوم من می دانستند، که پروردگارم چگونه مرا آمرزید و در زمره گرامی شدگان درآورد.

بزرگان اهل سنت گفته اند که حبیب نجار هم در حال حیات ، هم بعد از شهادت، قبیله خود را نصیحت کرده است. نصیحت قبل از حیات او را آیه قبل این گونه گزارش کرده است:

وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِینَهِ رَجُلٌ یَسْعی قالَ یا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ اتَّبِعُوا مَنْ لا یَسْئَلُکُمْ أَجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُونَ وَ ما لِیَ لا أَعْبُدُ الَّذِی فَطَرَنِی وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ أَ أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَهً إِنْ یُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لا تُغْنِ عَنِّی شَفاعَتُهُمْ شَیْئاً وَ لا یُنْقِذُونِ إِنِّی إِذاً لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ إِنِّی آمَنْتُ بِرَبِّکُمْ فَاسْمَعُونِ. (یس/۲۰- ۲۵)

علمای اهل سنت گفته اند که حبیب نجار (حی یرزق)؛ یعنی زنده است و روزی می خورد :

ابن جریر طبری:

طبری از بزرگان اهل سنت می نویسد که حبیب نجار زنده است و روزی می خورد :

ذلک حدثنا بن حمید قال ثنا سلمه قال ثنی بن إسحاق عن بعض أصحابه أن عبد الله بن مسعود کان یقول قال الله له ادخل الجنه فدخلها حیا یرزق فیها قد أذهب الله عنه سقم الدنیا وحزنها ونصبها فلما أفضی إلی رحمه الله وجنته وکرامته قال یا لیت قومی یعلمون بما غفر ربی وجعلنی من المکرمین.

ابن مسعود می گوید: خداوند به حبیب نجار فرمود: وارد بهشت شوید؛ پس او وارد بهشت شد در حالی زنده است و به او روزی داده می شود، خداوند بیماری دنیوی و حزن را از وی برداشته است. هنگامی که خداوند او را به سوی رحمت خودش بر و در بهشت و رحمتش جای داد گفت: ای کاش قوم من می دانستند که خداوند مرا بخشیده و از جمله بندگان گرامی داشته خود قرار داده است.

الطبری، أبو جعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب (متوفای۳۱۰)، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، ج۲۲، ص۱۶۱ ، ناشر: دار الفکر، بیروت – ۱۴۰۵هـ

این روایت را دیگر بزرگان اهل سنت نیز نقل کرده اند:

الآلوسی البغدادی الحنفی، أبو الفضل شهاب الدین السید محمود بن عبد الله (متوفای۱۲۷۰هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج۲۲، ص۲۲۹، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

العمادی، أبو السعود محمد بن محمد (متوفای ۹۵۱هـ)، إرشاد العقل السلیم إلی مزایا القرآن الکریم (تفسیر أبی السعود )، ج۷، ص۱۶۴، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

ابن عادل الدمشقی الحنبلی، ابوحفص عمر بن علی (متوفای بعد ۸۸۰ هـ)، اللباب فی علوم الکتاب، ج۱۶، ص۱۹۶، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود والشیخ علی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۹ هـ ـ ۱۹۹۸م

الزمخشری الخوارزمی، ابوالقاسم محمود بن عمرو بن أحمد جار الله (متوفای۵۳۸هـ)، الکشاف عن حقائق التنزیل وعیون الأقاویل فی وجوه التأویل، ج۴، ص۱۳ ،تحقیق: عبد الرزاق المهدی، بیروت، ناشر: دار إحیاء التراث العربی.

السمعانی، ابوالمظفر منصور بن محمد بن عبد الجبار (متوفای۴۸۹هـ)، تفسیر القرآن، ج۴ ، ص۳۷۳ ،تحقیق: یاسر بن إبراهیم و غنیم بن عباس بن غنیم، ناشر: دار الوطن – الریاض – السعودیه، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۸هـ- ۱۹۹۷م.

انصاری قرطبی:

قرطبی امام اهل سنت درکتاب الجامع لأحکام القرآن می نویسد که حبیب نجار زنده است و روزی داده می شود و بعد از مردن هم قوم خود را نصیحت کرد و سابقون امتها سه نفر هستند که حتی یک لحظه به خدا کافر نشدند : علی بن ابی طالب که افضل آنهاست و مؤمن آل فرعون وصاحب یس (حبیب نجار) اینان صدیقین هستند:

قلت : والظاهر من الآیه أنه لما قتل قیل له ادخل الجنه قال قتاده : أدخله الله الجنه وهو فیها حی یرزق أراد قوله تعالی : ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله أمواتا بل أحیاء عند ربهم یرزقون علی ما تقدم فی [آل عمران] بیانه والله أعلم قوله تعالی : (قال یا لیت قومی یعلمون) مرتب علی تقدیر سؤال سائل عما وجد من قوله عند الفوز العظیم الذی هو (بما غفر لی ربی وجعلنی من المکرمین) وقریء من المکرمین وفی معنی تمنیه قولان : أحدهما أنه تمنی أن یعلموا بحاله لیعلموا حسن مآله وحمید عاقبته الثانی تمنی ذلک لیؤمنوا مثل إیمانه فیصیروا إلی مثل حاله ….. وقال بن أبی لیلی : سباق الأمم ثلاثه لم یکفروا بالله طرفه عین : علی بن أبی طالب وهو أفضلهم ومؤمن آل فرعون وصاحب یس فهم الصدیقون.

و از ظاهر این آیه به دست می آید که وقتی حبیب نجار کشته شد به او گفته شد وارد بهشت شوید ، قتاده می گوید : خداوند او را وارد بهشت کرد و او در بهشت زنده و متنعم است ، مرادش فرمایش خداوند است که فرمود : (هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده اند، مرده مپندار، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند) که در سوره آل عمران ذکرش گذشت ، و خداوند اعلم است به آن ، گفت: ای کاش ، قوم من می دانستند، در اینجا سؤال ، سؤال کننده ای در تقدیر است که درمورد گفته او هنگام رستگاریش است ( که پروردگارم چگونه مرا آمرزید و در زمره گرامی شدگان درآورد). و از گرامی شدگان شمرده شده است و در مراد از آرزویش دو قول است : قول اول این است که آرزو کرد که قومش از حالش آگاه شوند تا اینکه حسن عاقبتش را بدانند ، قول دوم : آن آرزو را کرد تا از حالش آگاه شوند و تا اینکه قومش به آنچه که ایمان آورده بود ایمان بیاورند و عاقبت بخیر شوند .

الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد بن أبی بکر بن فرح (متوفای۶۷۱هـ)، الجامع لأحکام القرآن، ج۱۵، ص۲۰، ناشر: دار الشعب – القاهره.

آیه سوم؛ زنده بودن و عذاب شدن کفار بعد از مرگ :

به شهادت آیاتی از قرآن کریم ، کفار پس از مرگ زنده و از عذاب الهی در امان نخواهند بود.

وَحَاقَ بِـَالِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْهَا غُدُوًّا وَ عَشِیًّا وَ یَوْمَ تَقُومُ السَّاعَهُ أَدْخِلُواْ ءَالَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ. (غافر/۴۵ – ۴۶)

(و فرعونیان را عذاب سخت فرو گرفت، هر صبح و شام بر آتش عرضه می شوند، و روزی که رستاخیز برپا شود ]فریاد می رسد که [فرعونیان را در سخت ترین ]انواع [عذاب در آورید).

عذاب این گروه از کافران به دو بخش و زمان مستقل تقسیم شده است:

بخش اوّل بعد از مردن و قبل از روز قیامت ، که می فرماید : صبح و شام بر آتش عرضه می شوند.

بخش دوم روز قیامت است که شدیدترین عذابها در انتظار آنهاست؛ پس آنها بعد از مردن حیات دارند که عذاب می شوند و لازمه عذاب شدن حیات داشتن است.

و به اقرار علمای اهل سنت ، عذاب فرع بر حیات است :

والتعذیب مشروط بالحیاه.

الرازی الشافعی، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (متوفای۶۰۴هـ)، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، ج۹، ص۷۳، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۱هـ – ۲۰۰۰م.

سخنان علمای اهل سنت در اثبات عذاب قبر و حیات کفار پس از مرگ در ذیل آیه

بزرگان علمای اهل سنت بر اثبات عذاب قبر برای کافران و حیات آنها پس از مرگ اعتراف کرده اند که به بخشی از سخنان آنان اشاره می کنیم:

۱٫ محمد بن اسماعیل بخاری:

بخاری امام اهل سنت در صحیح خودش این آیه را در باب عذاب قبر آورده و درباره این مطلب به این آیه و آیات دیگر استدلال کرده است :

بَاب ما جاء فی عَذَابِ الْقَبْرِ وَقَوْلُهُ تَعَالَی «إِذْ الظَّالِمُونَ فی غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلَائِکَهُ باسطوا أَیْدِیهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَکُمْ الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونُ» هو الْهَوَانُ وَالْهَوْنُ الرِّفْقُ وَقَوْلُهُ جَلَّ ذِکْرُهُ «سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَیْنِ ثُمَّ یُرَدُّونَ إلی عَذَابٍ عَظِیمٍ» وَقَوْلُهُ تَعَالَی «وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ النَّارُ یُعْرَضُونَ علیها غُدُوًّا وَعَشِیًّا وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَهُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ».

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج۱، ص۴۶۱ ، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫

۲٫ محمد شوکانی:

شوکانی در فتح القدیر نیز دلالت این آیه را بر عذاب در عالم برزخ واضح و آشکار می داند:

فإن قوله «ویوم تقوم الساعه أدخلوا آل فرعون أشد العذاب» یدل دلاله واضحه علی أن ذلک العرض هو فی البرزخ .

پس فرمایش خداوند : و روزی که رستاخیز برپا شود ]فریاد می رسد که [فرعونیان را در سخت ترین ]انواع [عذاب در آورید) دلالتش بر اینکه این عذاب در عالم برزخ است واضح و آشکار است.

الشوکانی، محمد بن علی بن محمد (متوفای۱۲۵۵هـ)، فتح القدیر الجامع بین فنی الروایه والدرایه من علم التفسیر، ج۴، ص۴۹۵ ناشر: دار الفکر – بیروت.

۳٫ ابن قتیبه دینوری:

ابن قتیبه از بزرگان اهل سنت توسط این آیه بر وجود عالم برزخ و اثبات عذاب قبر برای کفار استدلال کرده است:

نحن نقول إنه إذا جاز فی المعقول وصح فی النظر وبالکتاب والخبر أن الله تعالی یبعث من فی القبور بعد أن تکون الأجساد قد بلیت والعظام قد رمت جاز أیضا فی المعقول وصح فی النظر وبالکتاب والخبر أنهم یعذبون بعد الممات فی البرزخ.

فأما الکتاب فإن الله تعالی یقول النار یعرضون علیها غدوا وعشیا ویوم تقوم الساعه أدخلوا آل فرعون أشد العذاب فهم یعرضون بعد مماتهم علی النار غدوا وعشیا قبل یوم القیامه ویوم القیامه یدخلون أشد العذاب .

ما می گوییم که اگر عقلا جایز و در قرآن و احادیث ثابت باشد که خداوند متعال خدا همه کسانی را که در گورها هستند زنده می کند بعد از آن که اجسادشان از بین رفته و استخوانهایشان پودر شده است، همچنین عقلا جایز است و در نظر صحیح است ودر قرآن و روایات ثابت است که مردگان در برزخ بعد از مردن عذاب می شوند، اما دلیل از قرآن فرمایش خداوند : هر صبح و شام بر آتش عرضه می شوند ، و روزی که رستاخیز برپا شود (فریاد می رسد که ) فرعونیان را در سخت ترین (انواع) عذاب در آورید). پس آل فرعون بعد از مردنشان صبح و شام بر آتش عرضه می شوند و این قبل از روز قیامت است و روز قیامت سخت ترین عذاب را می چشند.

الدینوری، ابومحمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبه (متوفای۲۷۶هـ)، تأویل مختلف الحدیث ، ج۱، ص۱۵۰، تحقیق : محمد زهری النجار ، ناشر : دار الجیل – بیروت – ۱۳۹۳هـ – ۱۹۷۲م

ابن قتیبه در جای دیگر چنین می نویسد :

وقد أعلمنا الله تعالی فی کتابه أنه یعذب قوما قبل یوم القیامه إذ یقول «النار یعرضون علیها غدوا وعشیا ویوم تقوم الساعه أدخلوا آل فرعون أشد العذاب».

خداوند متعال در قرآن به ما خبر داده است که گروهی را قبل از قیامت عذاب می کند چون می فرماید : هر صبح و شام بر آتش عرضه می شوند ، و روزی که رستاخیز برپا شود (فریاد می رسد که) فرعونیان را در سخت ترین (انواع ) عذاب در آورید .

الدینوری، ابومحمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبه (متوفای۲۷۶هـ)، تأویل مختلف الحدیث ، ج۱، ص۲۴۷، تحقیق : محمد زهری النجار ، ناشر : دار الجیل – بیروت – ۱۳۹۳هـ – ۱۹۷۲م

۴٫ ابن تیمیه حرانی:

ابن تیمیه حرانی شیخ الاسلام وهابیت به عالم برزخ و عذاب شدن کفار قبل از قیامت اعتراف می کند:

وهذا إخبار عن فرعون وقومه أنه حاق بهم سوء العذاب فی البرزخ وأنهم فی القیامه یدخلون أشد العذاب وهذه الآیه أحد ما استدل به العلماء علی عذاب البرزخ.

و این روایت درمورد فرعون و قوم اوکه گرفتار بدترین عذاب شدند در برزخ است و در روز قیامت وارد سخترین عذاب خواهند شد و این آیه یکی از دلایل علماء برای اثبات عالم برزخ است.

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفای ۷۲۸ هـ)، دقائق التفسیر الجامع لتفسیر ابن تیمیه، ج۲، ص۲۵۵، تحقیق : د. محمد السید الجلیند ، ناشر : مؤسسه علوم القرآن – دمشق ، الطبعه : الثانیه ، ۱۴۰۴هـ .

۵٫ ابن کثیر دمشقی:

ابن کثیر دمشقی سلفی نیز می نویسد که این آیه دلالت بر عالم برزخ و عذاب قبر دارد:

«وحاق» أی أحاط «بآل فرعون سوء العذاب النار یعرضون علیها غدوا وعشیا» أی تعرض أرواحهم فی برزخهم صباحا ومساء علی النار «ویوم تقوم الساعه أدخلوا آل فرعون أشد العذاب» وقد تکلمنا علی دلاله هذه الآیه علی عذاب القبر فی التفسیر ولله الحمد.

عذاب آل فرعون را در بر گرفت ، هر صبح و شام بر آتش عرضه می شوند (یعنی ارواحشان در برزخ هر صبح و شام بر آتش عرضه می شود ) و روز قیامت آل فرعون را وارد سخت ترین عذاب می شوند ، و درمورد دلالت این آیه بر عالم برزخ و عذاب قبر قبلا در تفسیر ذکر کردیم و لله الحمد .

ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفای۷۷۴هـ)، البدایه والنهایه، ج۱، ص۲۶۴، ناشر: مکتبه المعارف – بیروت.

و متن سخن ابن کثیر در تفسیرش این است:

وهذه الآیه أصل کبیر فی استدلال أهل السنه علی عذاب البرزخ فی القبور وهی قوله تعالی ) النار یعرضون علیها غدوا وعشیا) ..

این آیه، یک اصل بزرگ در استدلال اهل بر اثبات عذاب قبر در عالم برزخ است و آن این سخن خداوند است که می فرماید: آتش جهنم هر صحبگاهان و شام بر آل فرعون عرضه می شود.

ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفای۷۷۴هـ)، تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۸۲ ناشر: دار الفکر – بیروت – ۱۴۰۱هـ.

۶ . محیی الدین نووی:

نووی یکی از شارحان صحیح مسلم تصریح می کند که مذهب و عقیده اهل سنت اثبات عذاب قبر است :

اعلم أن مذهب أهل السنه اثبات عذاب القبر وقد تظاهرت علیه دلائل الکتاب والسنه قال الله تعالی النار یعرضون علیها غدوا وعشیا الآیه وتظاهرت به الأحادیث الصحیحه عن النبی صلی الله علیه وسلم.

بدانید که مذهب و عقیده اهل سنت اثبات عذاب قبر است و دلایل از قرآن و سنت بر این مطلب فراوان است ، خداوند متعال می فرماید : هر صبح و شام بر آتش عرضه می شوند ، و احادیث صحیح از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و سلم در اثبات این مطلب فراوان وجود دارد .

النووی الشافعی، محیی الدین أبو زکریا یحیی بن شرف بن مر بن جمعه بن حزام (متوفای۶۷۶ هـ)، شرح النووی علی صحیح مسلم،ج۱۷، ص۲۰۰، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، الطبعه الثانیه، ۱۳۹۲ هـ

آیه چهارم؛ منافقین در عالم قبر عذاب می شوند

یکی از آیات مورد استدلال بر حیات پس از مرگ، آیه ذیل است:

وَمِمَّنْ حَوْلَکُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدینَهِ مَرَدُوا عَلَی النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَیْنِ ثُمَّ یُرَدُّونَ إِلی عَذابٍ عَظیمٍ. (توبه/۱۰۱)

گروهی از عربهای بادیه نشین که گرد شما را گرفته اند منافقند و گروهی از مردم مدینه نیز بر نفاق اصرار می ورزند ، تو آنها را نمی شناسی ، ما می شناسیمشان و دو بار عذابشان خواهیم کرد و به عذاب بزرگ گرفتار می شوند.

خداوند متعال در این آیه می فرماید که منافقین را دو بار عذاب می کنیم. بزرگان مفسرین اهل سنت گفته اند که یک عذاب در قبر بعد از مردن و دیگری در قیامت است؛ پس در قبر حیات وجود دارد که عذاب می شوند.

فخررازی در تفسیر این آیه می نویسد که طبق این آیه، مردگان در عالم قبر نیز حیات دارند؛ و این آیه شامل عذاب دنیا و قبر می شود:

والأولی أن یقال مراتب الحیاه ثلاثه: حیاه الدنیا، وحیاه القبر، وحیاه القیامه، فقوله: «سَنُعَذّبُهُم مَّرَّتَیْنِ» المراد منه عذاب الدنیا بجمیع أقسامه، وعذاب القبر. وقوله : «ثُمَّ یُرَدُّونَ إِلَی عَذَابٍ عَظِیمٍ» المراد منه العذاب فی الحیاه الثالثه، وهی الحیاه فی القیامه .

وقول اولَی و صحیح در این آیه این است که قائل شویم به اینکه مراتب حیات سه قسم است : حیات در دنیا و حیات در قبر و حیات در قیامت ، پس فرمایش خداوند : دو بار عذابشان خواهیم کرد (مراد از آن دو عذاب : عذاب دنیا با تمام اقسامش و عذاب قبر ، وفرمایش خداوند : و به عذاب بزرگ گرفتار می شوند (مراد از آن عذاب در حیات قسم سوم است و آن حیات در قیامت است).

الرازی الشافعی، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (متوفای۶۰۴هـ)، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، ج۱۶، ص۴۷۹، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۱هـ – ۲۰۰۰م.

بخاری نیز در صحیح خودش این آیه را در باب عذاب قبر آورده و به آن استدلال کرده است:

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج۱، ص۴۶۱، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫

حتی ابن تیمیه حرانی وهابی نیز بر طبق این آیه، اعتراف به عذاب و حیات برزخی دارد :

وقال عن المنافقین «سنعذبهم مرتین ثم یردون إلی عذاب عظیم» قال غیر واحد من العلماء المره الأولی فی الدنیا والثانیه فی البرزخ «ثم یردون إلی عذاب عظیم» فی الآخره.

خداوند در مورد منافقین می فرماید: و دو بار عذابشان خواهیم کرد و به عذاب بزرگ گرفتار می شوند ، کثیری از علماء گفتند که عذاب اول در دنیا و عذاب دوم در برزخ است و (به عذاب بزرگ گرفتار می شوند) عذاب در آخرت است.

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفای ۷۲۸ هـ)، کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیه، ج۴، ص۲۶۶، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ناشر: مکتبه ابن تیمیه، الطبعه: الثانیه.

وقال قتاده وغیره فی قوله تعالی (وممن حولکم من الأعراب منافقون) إلی قوله (سنعذبهم مرتین) قالوا فی الدنیا القتل وفی البرزخ عذاب القبر.

قتاده و دیگران در مورد این آیه (از اعرابی که نزد تو هستند منافق می باشند) تا اینجا که می فرماید (دو بار عذابشان خواهیم کرد) گفته اند که عذابشان در دنیا کشته شدن است و در عالم برزخ عذاب قبر است .

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفای ۷۲۸ هـ)، الصارم المسلول علی شاتم الرسول، ج۳، ص۶۵۵، دار النشر : دار ابن حزم – بیروت – ۱۴۱۷ ، الطبعه : الأولی ، تحقیق : محمد عبد الله عمر الحلوانی , محمد کبیر أحمد شودری .

دیگر علمائی که یکی از عذابها را در این آیه عذاب قبر دانستند :

الطبری، أبو جعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب (متوفای۳۱۰)، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، ج۱۱، ص۱۰ ، ص۱۱، ناشر: دار الفکر، بیروت – ۱۴۰۵هـ

إبن أبی حاتم الرازی التمیمی، ابو محمد عبد الرحمن بن محمد بن إدریس (متوفای۳۲۷هـ)، تفسیر ابن أبی حاتم، ج۶، ص۱۸۷۰ ،تحقیق: أسعد محمد الطیب، ناشر: المکتبه العصریه – صیدا.

البیهقی، أحمد بن الحسین بن علی بن موسی ابوبکر (متوفای۴۵۸هـ)، شعب الإیمان،ج۱،ص۳۵۵،تحقیق: محمد السعید بسیونی زغلول، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۰هـ.

إثبات عذاب القبر، ج۱، ص۵۶، دار النشر : دار الفرقان – عمان الأردن – ۱۴۰۵ ، الطبعه : الثانیه ، تحقیق : د. شرف محمود القضاه

الواحدی، علی بن أحمد ابوالحسن (متوفای۴۶۸هـ)، الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز(تفسیر الواحدی)، ج۱، ص۴۷۹تحقیق: صفوان عدنان داوودی، ناشر: دار القلم، الدار الشامیه – دمشق، بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۵هـ.

ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفای۷۷۴هـ)، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۳۸۶، ناشر: دار الفکر – بیروت – ۱۴۰۱هـ.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲ هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج۳، ص۲۳۳، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفه – بیروت.

العینی الغیتابی الحنفی، بدر الدین ابومحمد محمود بن أحمد (متوفای ۸۵۵هـ)، عمده القاری شرح صحیح البخاری، ج۸، ص۲۳۳، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

آیه پنجم؛ زنده شدن انسان یک بار دیگر در قبر

آیه ذیل یکی دیگر از آیاتی است که برای استدلال حیات انسان در عالم قبر به آن استدلال شده است:

کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَکُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمیتُکُمْ ثُمَّ یُحْییکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ. (بقره/۲۸)

چگونه خدا را انکار می کنید، در حالی که مُرده بودید و او شما را زنده ساخت، باز می میراند و زنده می کند و آن گاه به نزد او بازگردانده می شوید؟

طبق سخنان مفسران، مقصود از «ثُمَّ یُحْییکُمْ» زنده شدن دوباره در قبر است.

سیوطی از سدی نقل کرده است که می گوید بعد از مرگ نخستین حیات انسان در عالم قبر است و این آیه دلالت می کند که انسان در قبر عذاب می شود:

وذکر الحاکم: أن الموته الأولی فی الدنیا بعد الحیاه والثانیه فی القبر قبل البعث ، والحیاه الأولی فی القبر والثانیه فی الحشر عن الحسن السدی ، وقیل : الحیاه الأولی فی الدنیا والثانیه فی القبر، والآیه تدل علی صحه عذاب القبر واسم الموت علی النطفه مجاز فحمل الکلام علی حقیقته أولی.

حاکم در مورد این آیه ذکر کرده : مردن اول در دنیا بعد از حیات دنیوی است و مردن دوم در قبر است قبل از قیامت ، و زنده شدن اول در قبر و زنده شدن دوم در محشر است ، از حسن سدی است ، و گفته شده است که زنده شدن اولی در دنیا و زنده شدن دوم در قبر است ، و این آیه بر صحت عذاب قبر دلالت دارد و اگر کسی بگوید که نطفه مرده است این مجاز است و حمل کلام بر حقیقت اولی است .

السیوطی، عبد الرحمن بن أبو بکر، جلال الدین (متوفای۹۱۱هـ)، أسماء المدلسین، ج۲، ص۱۰۰، علی طبق برنامج جامع الکبیر

قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَأَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلی خُرُوجٍ مِنْ سَبیل. (غافر/۱۱)

می گویند: ای پروردگار ما، ما را دو بار میرانیدی و دو بار زنده ساختی و ما به گناهانمان اعتراف کرده ایم. آیا بیرون شدن را راهی هست؟

دوبار میراندن و زنده کردن که در این آیه ذکر شده، محقق نمی شود مگر اینکه در قبر هم حیات باشد.

عینی شارح صحیح بخاری می نویسد که این دو بار مردن محقق نمی شود مگر اینکه در قبر حیات و مرگ باشد:

الثانیه: قوله تعالی: ربنا أمتنا اثنتین وأحیینا اثنتین (غافر/۱۱). فإن الله تعالی ذکر الموته مرتین، وهما لا تتحققان إلاَّ أن یکون فی القبر حیاه وموت، حتی تکون إحدی الموتتین ما یتحصل عقیب الحیاه فی الدنیا والأخری ما یتحصل عقیب الحیاه التی فی القبر.

آیه دوم که دلالت بر عذاب قبر و حیات بعد از مرگ می کند : فرمایش خداوند متعال : ای پروردگار ما، ما را دو بار میراندی و دو بار زنده ساختی؛ پس خداوند متعال مرگ را دو بار ذکر کرده است ، و این دو بار مردن محقق نمی شود مگر اینکه در قبر حیات و مرگ باشد ، تا اینکه یک مردن بعد از حیات دنیا باشد و دیگری بعد از حیاتی باشد که در قبر است .

العینی الغیتابی الحنفی، بدر الدین ابومحمد محمود بن أحمد (متوفای ۸۵۵هـ)، عمده القاری شرح صحیح البخاری، ج۸، ص۱۴۶، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

آیه ششم؛ انسان بعد از جان دادن حیات دارد

ششمین دلیل بر حیات پس از مرگ، آیه ذیل است:

فَأَمَّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُقَرَّبینَ فَرَوْحٌ وَرَیْحانٌ وَجَنَّهُ نَعیمٍ وَأَمَّا إِنْ کانَ مِنْ أَصْحابِ الْیَمینِ فَسَلامٌ لَکَ مِنْ أَصْحابِ الْیَمینِ وَأَمَّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُکَذِّبینَ الضَّالِّینَ فَنُزُلٌ مِنْ حَمیمٍ وَتَصْلِیَهُ جَحیمٍ. (واقعه۸۸- ۹۴)

اما اگر از مقربان باشد، برای اوست آسایش و روزی و بهشت پرنعمت. و اما اگر از اصحاب سعادت باشد: پس تو را از اصحاب سعادت سلام است. و اما اگر از تکذیب کنندگان گمراه باشد، به آب جوشان مهمانش کنند، و به دوزخش درآورند.

در این آیات تقسیم بندی مردم در هنگام جان دادن ذکر می شود و این غیر از تقسیم بندی روز قیامت است که در اوائل سوره ذکر شد و این نشان می دهد که انسان بعد از جان دادن حیات دارد که اگر از مقربان باشد، برای اوست آسایش و روزی و بهشت پر نعمت. و اما اگر از تکذیب کنندگان گمراه باشد به آب جوشان مهمانش کنند، و به دوزخش درآورند.

اعتراف ابن تیمیه به حیات پس از مرگ:

ابن تیمیه حرانی شیخ الاسلام وهابیت این آیات را دلیل بر حیات بعد از مرگ می داند:

وقال تعالی لما ذکر أحوال الموتی عند الموت «فأما إن کان من المقربین فروح وریحان وجنه نعیم وأما إن کان من أصحاب الیمین فسلام لک من أصحاب الیمین وأما إن کان من المکذبین الضالین فنزل من حمیم وتصلیه جحیم» وهذا غیر ما ذکره فی أول السوره من انقسامهم یوم القیامه الکبری إلی سابقین وأصحاب یمین ومکذبین فانه سبحانه ذکر فی أول السوره انقسامهم یوم القیامه الکبری وذکر فی آخرها انقسامهم عند الموت وهو القیامه الصغری کما قال المغیره بن شعبه من مات فقد قامت قیامته وکذلک قال علقمه وسعید بن جبیر عن میت أما هذا فقد قامت قیامته أی صار إلی الجنه أو النار وإن کان بعد هذا تعاد الروح إلی البدن ویقعد بقبره ومقصودهم أن الشخص لا یستبطئ الثواب والعقاب فهو اذا مات یکون فی الجنه أو فی النار قال تعالی عن قوم نوح «مما خطیئاتهم أغرقوا فأدخلوا نارا» وقال عن آل فرعون «النار یعرضون علیها غدوا وعشیا ویوم تقوم الساعه أدخلوا آل فرعون أشد العذاب» .

و خداوند متعال وقتی که حال مردگان لحظه جان دادن ذکر می کند می فرماید :

اما اگر از مقربان باشد، برای اوست آسایش و روزی و بهشت پرنعمت. و اما اگر از اصحاب سعادت باشد: پس تو را از اصحاب سعادت سلام است. و اما اگر از تکذیب کنندگان گمراه باشد، به آب جوشان مهمانش کنند، و به دوزخش درآورند.

و این غیر از آن فرمایشی است که اول سوره ذکر کرد از تقسیم کردن مردم در روز قیامت به سابقین و اصحاب یمین و مکذبین ، پس در اول سوره تقسیم بندی روز قیامت کبری را فرمود و در آخر سوره تقسیم بندی هنگام مرگ را فرمود که قیامت صغری است همانگونه که مغیره بن شعبه می گوید: هرکس بمیرد قیامتش برپا می شود و همچنین علقمه و سعید بن جبیر درمورد مرده می گویند : اما انسانی که میمرد پس قیامتش برپا شده است یعنی به بهشت یا جهنم وارد می شود اگرچه بعد از آن روح به بدن برگردانده می شود و مرده در قبر خود می نشیند.

و مقصودشان این است که مرده برای ثواب و عقاب منتظر نمی ماند پس وقتی از دنیا رفت در بهشت یا جهنم وارد می شود، خداوند متعال درمورد قوم نوح چنین می فرماید : به کیفر گناهانشان غرقه شدند و به آتش رفتند، و درمورد آل فرعون می فرماید: هر صبح و شام بر آتش عرضه شوند و روزی که قیامت برپا شود ندا دهند که خاندان فرعون را به سخت ترین عذابها درآورید.

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفای ۷۲۸ هـ)، النبوات، ج۱، ص۱۸۴، ص۱۸۳، دار النشر : المطبعه السلفیه – القاهره – ۱۳۸۶

فخر رازی: روح پس از مرگ بر می گردد:

فخررازی این آیات را دلیل بر حیات بعد از مرگ می داند:

وثالثها: قوله: فَأَمَّا إِن کَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ فَرَوْحٌ وَرَیْحَانٌ وَجَنَّهٍ نَعِیمٍ (الواقعه/۸۸/) وفاء التعقیب تدل علی أن هذا الروح والریحان والجنه حاصل عقیب الموت،

آیه سوم که دلالت بر عذاب قبر و حیات بعد از مرگ دارد : فرمایش خداوند : اما اگر از مقربان باشد، برای اوست آسایش و روزی و بهشت پرنعمت. فاء تعقیب است که دلالت می کند بر اینکه این روح و ریحان و جنت بلافاصله بعد از مردن است .

الرازی الشافعی، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (متوفای۶۰۴هـ)، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، ج۹، ص۷۴، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۱هـ – ۲۰۰۰م.

علامه اهل سنت آلوسی نیز می نویسد که این روح و ریحان بعد از مردن است:

وأخرج الإمام أحمد فی الزهد وابن أبی شیبه وعبد بن حمید وابن المنذر عن الربیع بن خثیم قال فی قوله تعالی: «فأما إن کان من المقربین فروح وریحان»: هذا له عند الموت وفی قوله تعالی: «وجنه نعیم» تخبأ له الجنه إلی یوم یبعث.

امام احمد بن حنبل در زهد و ابن ابی شیبه (استاد بخاری) و عبد بن حمید و ابن منذر عن ربیع بن خثیم در مورد فرمایش خداوند متعال : (اما اگر از مقربان باشد، برای اوست آسایش و روزی) : این هنگام مردن است و فرمایش خداوند (و بهشت پرنعمت) بهشت برای او تا روز قیامت نگه داشته می شود .

الآلوسی البغدادی الحنفی، أبو الفضل شهاب الدین السید محمود بن عبد الله (متوفای۱۲۷۰هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج۲۷، ص۱۶۰، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفای۹۱۱هـ)، الدر المنثور، ج۸ ، ص۳۶، ناشر: دار الفکر – بیروت – ۱۹۹۳٫

پس معلوم می شود که بعد از مردن، انسان حیات دارد و در قبر متنعم یا معذب می شود؛ چون طبق این آیات و تفاسیر علمای اهل سنت که این روح و ریحان هنگام مردن است، اگر حیات نباشد این روح و ریحان بی فایده می شود.

آیه هفتم؛ خدا مؤمنان را به سبب اعتقاد استوارشان در دنیا و آخرت پایدار می دارد

آیه ذیل، هفتمین دلیل بر حیات پس از مرگ است:

یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَفِی الْآخِرَهِ وَیُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمینَ وَیَفْعَلُ اللَّهُ ما یَشاءُ. (ابراهیم/۲۷)

خدا مؤمنان را به سبب اعتقاد استوارشان در دنیا و آخرت پایدار می دارد. و ظالمان را گمراه می سازد و هر چه خواهد همان می کند.

خداوند متعال در دنیا و آخرت مؤمنین را در عقیده ثابت نگه می دارد منظور از آخرت عالم قبر است، پس در قبر حیات وجود دارد که تثبیت در عقیده وجود داشته باشد .

بخاری امام اهل سنت در صحیحش از براء بن عازب از رسول خدا صلی الله علیه وآله آورده است که این آیه درمورد عذاب قبر نازل شده است:

حدثنا حَفْصُ بن عُمَرَ حدثنا شُعْبَهُ عن عَلْقَمَهَ بن مَرْثَدٍ عن سَعْدِ بن عُبَیْدَهَ عن الْبَرَاءِ بن عَازِبٍ رضی الله عنهما عن النبی صلی الله علیه وسلم قال إذا أُقْعِدَ الْمُؤْمِنُ فی قَبْرِهِ أتی ثُمَّ شَهِدَ أَنْ لَا إِلَهَ إلا الله وَأَنَّ مُحَمَّدًا رسول اللَّهِ فَذَلِکَ قَوْلُهُ: «یُثَبِّتُ الله الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ» حدثنا محمد بن بَشَّارٍ حدثنا غُنْدَرٌ حدثنا شُعْبَهُ بهذا وزاد «یُثَبِّتُ الله الَّذِینَ آمَنُوا» نَزَلَتْ فی عَذَابِ الْقَبْرِ.

به نقل از براء بن عازب از پیامبر صلی الله علیه وسلم که فرمودند : وقتی مؤمن در قبرش می نشیند فرشته ها سراغش می آیند سپس شهادت می دهد به لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله ، و این همان فرمایش خداوند است : خدا مؤمنان را به سبب اعتقاد استوارشان در دنیا و آخرت پایدار می دارد ، و نقل کرد محمد بن بشار از غندر از شعبه با این اضافه : این آیه درمورد عذاب قبر نازل شده است .

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج۱، ص۴۶۱، ح۱۳۰۳، و ج۴، ص۱۷۳۵ ، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫

مسلم نیشابوری نیز در صحیحش همان روایت براء بن عازب را آورده است :

۲۸۷۱ حدثنا محمد بن بَشَّارِ بن عُثْمَانَ الْعَبْدِیُّ حدثنا محمد بن جَعْفَرٍ حدثنا شُعْبَهُ عن عَلْقَمَهَ بن مَرْثَدٍ عن سَعْدِ بن عُبَیْدَهَ عن الْبَرَاءِ بن عَازِبٍ عن النبی صلی الله علیه وسلم قال «یُثَبِّتُ الله الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ» قال نَزَلَتْ فی عَذَابِ الْقَبْرِ فَیُقَالُ له من رَبُّکَ فیقول رَبِّیَ الله ونبی مُحَمَّدٌ صلی الله علیه وسلم فَذَلِکَ قَوْلُهُ عز وجل «یُثَبِّتُ الله الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وفی الْآخِرَه».

النیسابوری القشیری ، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفای۲۶۱هـ)، صحیح مسلم، ج۴، ص۲۲۰۱، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

همین روایت در بقیه صحاح آمده است :

السجستانی الأزدی، ابوداود سلیمان بن الأشعث (متوفای ۲۷۵هـ)، سنن أبی داود، ج۴، ص۲۳۸، تحقیق: محمد محیی الدین عبد الحمید، ناشر: دار الفکر.

القزوینی، ابوعبدالله محمد بن یزید (متوفای۲۷۵هـ)، سنن ابن ماجه، ج۲، ص۱۴۲۷، تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار الفکر – بیروت.

الترمذی السلمی، ابوعیسی محمد بن عیسی (متوفای ۲۷۹هـ)، سنن الترمذی، ج۵، ص۲۹۵، تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

النسائی، ابوعبد الرحمن أحمد بن شعیب بن علی (متوفای۳۰۳ هـ)، السنن الکبری، ج۱، ص۶۶۰، تحقیق: د.عبد الغفار سلیمان البنداری، سید کسروی حسن، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۱ – ۱۹۹۱٫

پس در صحاح سته آمده است که این آیه دلالت بر حیات در قبر و عذاب قبر دارد.

ابن تیمیه سؤال فرشتگان از انسان در عالم قبر را یکی از موارد امتحان انسان می داند و تصریح می کند که باید به این مطلب ایمان داشت:

ومن الإیمان بالیوم الآخر الإیمان بکل ما أخبر به النبی صلی الله علیه وسلم مما یکون بعد الموت فیؤمنون بفتنه القبر وبعذاب القبر وبنعیمه فأما الفتنه فإن الناس یفتنون فی قبورهم فیقال للرجل «من ربک وما دینک ومن نبیک» فیثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت فی الحیاه الدنیا وفی الآخره فیقول المؤمن الله ربی والإسلام دینی ومحمد صلی الله علیه وسلم نبیی وأما المرتاب فیقول هاه هاه لا أدری سمعت الناس یقولون شیئا فقلته فیضرب بمرزبه من حدید فیصیح صیحه یسمعها کل شیء إلا الإنسان ولو سمعها الإنسان لصعق.

و از موارد ایمان به آخرت ، ایمان به تمام روایات پیامبر صلی الله علیه وسلم که روایت شده در مورد آنچه که بعد از مرگ اتفاق می افتد ، پس ایمان بیاورد به ابتلاء و عذاب و پاداش در قبر ، و اما ابتلاء و امتحان : مردم در قبرهایشان امتحان می شوند و از آنها سؤال می شود (خدای تو کیست ؟و دین تو چیست؟ و پیامبرت کیست ؟ پس خدا مؤمنان را به سبب اعتقاد استوارشان در دنیا و آخرت پایدار می دارد ، پس مؤمن می گوید : الله خدای من و اسلام دین من و محمد صلی الله علیه وسلم پیامبر من است و اما کسی که شک دارد می گوید : ها ، ها ، نمی دانم شنیدم مردم چیزی می گویند من هم گفتم ، پس با گرزی از آهن به او می زنند و فریادی می کشد که همه موجودات صدای او را می شنوند مگر انسان ، که اگر بشنود از هوش می رود .

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفای ۷۲۸ هـ)، کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیه، ج۳، ص۱۴۵، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ناشر: مکتبه ابن تیمیه، الطبعه: الثانیه.

نتیجه:

این آیه همانگونه که در روایت آمده و علمای اهل سنت هم تصریح کرده اند، اگر ثابت کند که انسان بعد از مردن در عالم قبر مورد بازخواست و سؤال قرار می گیرد، بالطبع ثابت می شود که انسان حیات دارد؛ چرا که سؤال از استخوان ها و پیکر بدون جان و روح که دارای حیات نباشد، غیر ممکن است. در نتیجه حیات انسان در عالم قبر با این آیه ثابت می شود و وقتی انسان زنده بود هم کلام دیگران را می شنوند و هم قدرت بر پاسخگویی دارند.

آیه هشتم؛ قوم نوح بعد از غرق شدن بلافاصه وارد آتش شدند

مِمَّا خَطیئاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً فَلَمْ یَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْصاراً. (نوح/۲۵)

به کیفر گناهانشان غرق شدند و به آتش رفتند و جز خدا برای خود یاوری نیافتند.

این آیه، نیز یکی از آیاتی است که بر حیات انسان پس از مرگ دلالت دارد. سخنان علمای اهل سنت را در استدلال به این آیه، متذکر می شویم:

فخر رازی:

فخر رازی از بزرگان اهل سنت می نویسد که این آیه بر حیات بعد از مرگ دلالت می کند :

وقوله : أُغْرِقُواْ فَأُدْخِلُواْ نَاراً یدل علی أن الإنسان یحیا بعد الموت.

و فرمایش خداوند: غرق شدند و وارد آتش شدند، دلالت می کند بر اینکه انسان بعد از مرگ زنده می شود.

الرازی الشافعی، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (متوفای۶۰۴هـ)، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، ج۲۱، ص۷۴، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۱هـ – ۲۰۰۰م.

فخر رازی در جای که دلایل اثبات حیات شهدا را ذکر می کند ، این آیه را می آورد و می گوید اگر جایز باشد که کفار بعد از مرگ زنده باشند و عذاب شوند؛ پس نیکان هم باید زنده شوند و پاداش خودشان را ببینند :

الحجه الثانیه: انه لا شک أن جانب الرحمه والفضل والاحسان أرجح من جانب العذاب والعقوبه ، ثم إنه تعالی ذکر فی أهل العذاب أنه أحیاهم قبل القیامه لأجل التعذیب فانه تعالی قال: أُغْرِقُواْ فَأُدْخِلُواْ نَاراً (۲۵/ نوح) والفاء للتعقیب، والتعذیب مشروط بالحیاه،

دلیل دوم : شکی نیست که جانب رحمت و فضل و احسان از جانب عذاب و عقوبت ارجحیت دارد و مقدم است ، خداوند متعال درمورد اهل عذاب ذکر کرده است که آنها را قبل از قیامت برای عذاب زنده کرده است فرمایش خداوند : غرق شدند و وارد آتش شدند ، ۲۵ نوح ، و فاء در اینجا برای تعقیب است(یعنی بلافاصله) و عذاب کردن مشروط به حیات داشتن آنهاست .

الرازی الشافعی، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (متوفای۶۰۴هـ)، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، ج۹، ص۷۳، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۱هـ – ۲۰۰۰م.

آلوسی بغدادی:

علامه اهل سنت آلوسی در روح المعانی می نویسد که مقصود از این آیه حیات برزخی و عذاب قبر است :

فأدخلوا نارا (هی نار البرزخ والمراد عذاب القبر).

پس وارد آتش شدند : منظور آتش برزخ و عذاب قبر است .

الآلوسی البغدادی الحنفی، أبو الفضل شهاب الدین السید محمود بن عبد الله (متوفای۱۲۷۰هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج۲۹، ص۷۹، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

ابن تیمیه حرانی:

ابن تیمیه نیز به همین آیه بر عذاب قبر و عالم برزخ استدلال کرده است :

وذکر عذاب القیامه والبرزخ معا فی غیر موضع ذکره فی قصه آل فرعون فقال (وحاق بآل فرعون سوء العذاب النار یعرضون علیها غدوا وعشیا ویوم تقوم الساعه أدخلوا آل فرعون أشد العذاب) وقال فی قصه قوم نوح (مما خطیئاتهم أغرقوا فأدخلوا نارا فلم یجدوا لهم من دون الله أنصارا) مع إخبار نوح لهم بالقیامه فی قوله (والله أنبتکم من الأرض نباتا ثم یعیدکم فیها ویخرجکم إخراجا).

خداوند عذاب قیامت و برزخ را با هم در چند جای ذکر کرده است در قصه آل فرعون (و فرعونیان را عذاب سخت فرو گرفت، هر صبح و شام بر آتش عرضه می شوند، و روزی که رستاخیز برپا شود ]فریاد می رسد که [فرعونیان را در سخت ترین ]انواع [عذاب در آورید) و در قصه نوح (به کیفر گناهانشان غرق شدند و به آتش رفتند و جز خدا برای خود یاوری نیافتند . با اینکه حضرت نوح درمورد قیامت به آنها خبر داده بود ، و خدا شما را چون نباتی از زمین برویانید. باز شما را بدان باز می گرداند و باز از آن بیرون می آورد.

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفای ۷۲۸ هـ)، کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیه، ج۴، ص۲۶۶، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ناشر: مکتبه ابن تیمیه، الطبعه: الثانیه.

دیگر علمائی که این آیه را دلیل بر اثبات عذاب قبر آوردند :

التفتازانی، سعد الدین مسعود بن عمر بن عبد الله (متوفای ۷۹۱هـ)، شرح المقاصد فی علم الکلام، ج۲، ص۲۲۰، ناشر: دار المعارف النعمانیه – باکستان، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۱هـ – ۱۹۸۱م.

النیسابوری، نظام الدین الحسن بن محمد بن حسین المعروف بالنظام الأعرج (متوفای ۷۲۸ هـ)، تفسیر غرائب القرآن ورغائب الفرقان، ج۱، ص۴۳۹ ، تحقیق: الشیخ زکریا عمیران، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۶هـ – ۱۹۹۶م .

ابن عادل الدمشقی الحنبلی، ابوحفص عمر بن علی (متوفای بعد ۸۸۰ هـ)، اللباب فی علوم الکتاب، ج۳، ص۲۲۰، ج۱۹، ص۲۲۰ ، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود والشیخ علی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۹ هـ ـ ۱۹۹۸م

آیه نهم: کفار بدر بعد از مرگ وارد عذاب خوار کننده ای می شوند

نهمین دلیل بر حیات پس از مرگ این آیه است:

وَلَوْ تَری إِذِ الظَّالِمُونَ فی غَمَراتِ الْمَوْتِ وَالْمَلائِکَهُ باسِطُوا أَیْدیهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَکُمُ الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما کُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَی اللَّهِ غَیْرَ الْحَقِّ وَکُنْتُمْ عَنْ آیاتِهِ تَسْتَکْبِرُونَ. (انعام/۹۳)

اگر ببینی آن گاه که این ستمکاران در سکرات مرگ گرفتارند و فرشتگان بر آنها دست گشوده اند که جان خویش بیرون کنید، امروز شما را به عذابی خوارکننده عذاب می کنند، و این به کیفر آن است که درباره خدا به ناحق سخن می گفتید و از آیات او سرپیچی می کردید.

طبق نظر علمای اهل سنت، این آیه بر اثبات عذاب قبر ظالمان بعد مردن دلالت دارد. به سخنان تعدادی از این دانشمندان اشاره می کنیم:

محمد بن اسماعیل بخاری:

بخاری امام اهل سنت در صحیح خودش این آیه را در «باب عذاب قبر» ذکر کرده است :

بَاب ما جاء فی عَذَابِ الْقَبْرِ وَقَوْلُهُ تَعَالَی «إِذْ الظَّالِمُونَ فی غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلَائِکَهُ باسطوا أَیْدِیهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَکُمْ الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونُ» هو الْهَوَانُ وَالْهَوْنُ الرِّفْقُ.

باب آنچه در عذاب قبر ذکر شده است و فرمایش خداوند متعال «آن گاه که این ستمکاران در سکرات مرگ گرفتارند و ملائکه بر آنها دست گشوده اند که: جان خویش بیرون کنید، امروز شما را به عذابی خوارکننده عذاب می کنند» هوان یعنی خواری …

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج۱، ص۴۶۱ ، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫

حسین بغوی:

بغوی نیز این آیه را در کتاب «شرح السنه» در «باب عذاب القبر» آورده است:

البغوی، الحسین بن مسعود (متوفای۵۱۶هـ)، شرح السنه، ج۵، ص۴۲۱، تحقیق: شعیب الأرناؤوط – محمد زهیر الشاویش، ناشر: المکتب الإسلامی – دمشق _ بیروت، الطبعه: الثانیه، ۱۴۰۳هـ – ۱۹۸۳م.

ابن حزم اندلسی:

ابن حزم در کتاب «رساله فی حکم من قال إن أرواح أهل الشقاء معذبه إلی یوم الدین»، از این آیه نتیجه گرفته است که نفس انسان از موقع مردن تا قیامت، در حال عذاب است:

وقال تعالی (ولو تری إذ الظالمون فی غمرات الموت والملائکه باسطو أیدیهم أخرجوا أنفسکم الیوم تجزون عذاب الهون) ( الأنعام : ۹۳ ) فصح أن النفس معذبه کما تری من حین موتها إلی یوم القیامه دون الأجساد.

خداوند فرموده است: اگر ببینی آن گاه که این ستمکاران در سکرات مرگ گرفتارند و فرشتگان بر آنها دست گشوده اند که جان خویش بیرون کنید، امروز شما را به عذابی خوارکننده عذاب می کنند. پس صحیح این است که نفس انسان از هنگام مردنش تا روز قیامت گرفتار عذاب است نه بدن.

الأندلسی، أبو محمد علی بن أحمد بن سعید بن حزم (متوفای۴۵۶ هـ)، رساله فی حکم من قال إن أرواح أهل الشقاء معذبه إلی یوم الدین ، ج۳، ص۲۱۹، تحقیق : د . إحسان عباس، دار النشر: المؤسسه العربیه للدراسات والنشر – بیروت / لبنان، الطبعه : الثانیه، ۱۹۸۷ م

نظام الدین نیشابوری:

وی نیز در «تفسیر غرائب القرآن ورغائب الفرقان»، منظور از کلمه «الیوم» را در این آیه، از هنگام مردن تا عالم برزخ و قیامت است؛ پس انسان در عالم برزخ عذاب می شود:

(الیوم) یرید وقت الإماته أو الوقت الممتد الذی یلحقهم فیه العذاب فی البرزخ والقیامه (تجزون عذاب الهون).

مراد از یوم، وقت مردن، یا وقت ممتدی است که عذاب در برزخ و قیامت به آنها می رسد.

النیسابوری، نظام الدین الحسن بن محمد بن حسین المعروف بالنظام الأعرج (متوفای ۷۲۸ هـ)، تفسیر غرائب القرآن ورغائب الفرقان، ج۳، ص۴۲۱، تحقیق: الشیخ زکریا عمیران، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۶هـ – ۱۹۹۶م.

ابن تیمیه:

ابن تیمیه نیز این آیه را دلیل بر وقوع عذاب بعد از مردن می داند و می نویسد:

وقوله ( الیوم تجزون عذاب الهون ) دل علی وقوع الجزاء عقب الموت

وقال تعالی فی الأنفال (ولو تری إذ یتوفی الذین کفروا الملائکه یضربون وجوههم وأدبارهم وذوقوا عذاب الحریق ذلک بما قدمت أیدیکم وأن الله لیس بظلام للعبید) وهذا ذوق له بعد الموت.

این آیه که می فرماید: امروز عقاب می شوید به عذاب خوار کننده، دلیل بر این است که جزاء بعد از مردن واقع می شود. و خداوند در سوره انفال فرموده: و اگر ببینی کافران را هنگامی که فرشتگان (مرگ)، جانشان را می گیرند و بر صورت و پشت آنها می زنند و (می گویند:) بچشید عذاب سوزنده را (، به حال آنان تأسف خواهی خورد)… این چشدن عذاب، بعد از مرگ است.

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفای ۷۲۸ هـ)، کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیه، ج۴، ص۲۶۷، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ناشر: مکتبه ابن تیمیه، الطبعه: الثانیه.

ابن قیم الجوزیه:

ابن قیم الجوزیه شاگرد ابن تیمیه بعد از نقل آیه می نویسد:

فقول الملائکه الیوم تجزون عذاب الهون المراد به عذاب البرزخ الذی أوله یوم القبض والموت ونظیره قوله تعالی ولو تری إذ یتوفی الذین کفروا الملائکه یضربون وجوههم وأدبارهم وذوقوا عذاب الحریق، فهذه الاذاقه هی فی البرزخ واولها حین الوفاه.

سخن فرشته که می گوید: امروز به عذاب سخت عقاب می شوید، مراد از آن عذاب برزخ است؛ همان برزخی که ابتدای آن روز قبض روح و مردن است. نظیر این آیه، آیه دیگر است که می فرماید: و اگر ببینی کافران را هنگامی که فرشتگان …. این چشاندن در برزخ است که ابتدای آن زمان وفات است.

الزرعی، محمد بن أبی بکر أیوب أبو عبد الله (متوفای۷۵۱هـ)، مفتاح دار السعاده ومنشور ولایه العلم والإراده، ج۱، ص۴۳، دار النشر: دار الکتب العلمیه – بیروت

ب: روایاتی که دلالت بر حیات پس از مرگ می کنند

علاوه بر آیات، روایات نیز بر حیات انسان پس از مرگ دلالت دارند که در این قسمت به این روایات اشاره می شود:

۱٫ پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم صدای عذاب شدن یهود از درون قبر را می شنید:

بخاری در صحیح خود در باب «بَاب التَّعَوُّذِ من عَذَابِ الْقَبْرِ» آورده است که صدای عذاب شدن یهود از درون قبر شنیده می شد؛ پس مردگان حیات دارند که صدای عذاب شدنشان می آمد:

حدثنا محمد بن الْمُثَنَّی حدثنا یحیی حدثنا شُعْبَهُ قال حدثنی عَوْنُ بن أبی جُحَیْفَهَ عن أبیه عن الْبَرَاءِ بن عَازِبٍ عن أبی أَیُّوبَ رضی الله عَنْهُمْ قال خَرَجَ النبی صلی الله علیه وسلم وقد وَجَبَتْ الشَّمْسُ فَسَمِعَ صَوْتًا فقال یَهُودُ تُعَذَّبُ فی قُبُورِهَا وقال النَّضْرُ أخبرنا شُعْبَهُ حدثنا عَوْنٌ سمعت أبی سمعت الْبَرَاءَ عن أبی أَیُّوبَ رضی الله عنهما عن النبی صلی الله علیه وسلم.

روزی پیامبر صلی الله علیه وسلم هنگام غروب خارج شد، صدائی شنید، پس فرمود: عده ای از یهود هستند که در قبرهایشان عذاب می شوند …

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج۱، ص۴۶۳ ، ح ۱۳۰۹، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫

مسلم نیز این روایت را در صحیح خود آورده است :

حدثنا أبو بَکْرِ بن أبی شَیْبَهَ حدثنا وَکِیعٌ ح وحدثنا عُبَیْدُ اللَّهِ بن مُعَاذٍ حدثنا أبی ح وحدثنا محمد بن الْمُثَنَّی وبن بَشَّارٍ قالا حدثنا محمد بن جَعْفَرٍ کلهم عن شُعْبَهَ عن عَوْنِ بن أبی جُحَیْفَهَ ح وحدثنی زُهَیْرُ بن حَرْبٍ وَمُحَمَّدُ بن الْمُثَنَّی وبن بَشَّارٍ جمیعا عن یحیی الْقَطَّانِ واللفظ لِزُهَیْرٍ حدثنا یحیی بن سَعِیدٍ حدثنا شُعْبَهُ حدثنی عَوْنُ بن أبی جُحَیْفَهَ عن أبیه عن الْبَرَاءِ عن أبی أَیُّوبَ قال خَرَجَ رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم بَعْدَ ما غَرَبَتْ الشَّمْسُ فَسَمِعَ صَوْتًا فقال یَهُودُ تُعَذَّبُ فی قُبُورِهَا.

النیسابوری القشیری ، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفای۲۶۱هـ)، صحیح مسلم، ج۴، ص۲۲۰۰، ح۲۸۶۹، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

۲٫ صدای خواندن سوره تبارک میت از درون قبر شنیده شده است :

ترمذی در سنن خود (که یکی از صحاح سته است) روایت آورده که صدای خواندن سوره تبارک میت از درون قبر شنیده شده است بعد می گوید: این روایت معتبر است:

حدثنا محمد بن عبد الْمَلِکِ بن أبی الشَّوَارِبِ حدثنا یحیی بن عَمْرِو بن مَالِکٍ النُّکْرِیُّ عن أبیه عن أبی الْجَوْزَاءِ عن بن عَبَّاسٍ قال ضَرَبَ بَعْضُ أَصْحَابِ النبی صلی الله علیه وسلم خِبَاءَهُ علی قَبْرٍ وهو لَا یَحْسِبُ أَنَّهُ قَبْرٌ فإذا فیه إِنْسَانٌ یَقْرَأُ سُورَهَ تَبَارَکَ الذی بیده الْمُلْکُ حتی خَتَمَهَا فَأَتَی النبی صلی الله علیه وسلم فقال یا رَسُولَ اللَّهِ إنی ضَرَبْتُ خِبَائِی علی قَبْرٍ وأنا لَا أَحْسِبُ أَنَّهُ قَبْرٌ فإذا فیه إِنْسَانٌ یَقْرَأُ سُورَهَ تَبَارَکَ الْمُلْکِ حتی خَتَمَهَا فقال رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم هِیَ الْمَانِعَهُ هِیَ الْمُنْجِیَهُ تُنْجِیهِ من عَذَابِ الْقَبْرِ.

قال أبو عِیسَی هذا حَدِیثٌ حَسَنٌ غَرِیبٌ من هذا الْوَجْهِ وفی الْبَاب عن أبی هُرَیْرَهَ.

ابن عباس می گوید بعضی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم خیمه ای بر قبر برپاکردند و نمی دانستند که قبر است و در درون قبر کسی سوره تبارک را می خواندند و سوره را ختم کرد پس پیامبر صلی الله علیه وسلم آمدند آن صحابی گفت آقا جان من خیمه بر قبری زدم و نمی دانستم قبر است و در قبر شخصی سوره تبارک می خواند تا آن را ختم کرد ، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند سوره تبارک او را از عذاب نجات می دهد ، ابو عیسی می گوید روایت حسن و غریب است (مورد قبول است)

الترمذی السلمی، ابوعیسی محمد بن عیسی (متوفای ۲۷۹هـ)، سنن الترمذی، ج۵، ص۱۶۴ تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

اقرار علمای اهل سنت به اعتبار سند روایت:

دیگر علمای اهل سنت که روایت را آوردند، نیز بر حسن بودن روایت تصریح کرده اند:

سیوطی می نویسد : ترمذی روایت را آورده است و گفته روایت حسن است و حاکم نیشابوری روایت را صحیح دانسته است:

وأخرج الترمذی وحسنه والحاکم وصححه والبیهقی عن ابن عباس قال ضرب بعض أصحاب النبی صلی الله علیه وسلم خباءه علی قبر وهو لا یحسب انه قبر فإذا فیه إنسان یقرأ سوره الملک حتی ختمها فأتانی النبی صلی الله علیه وسلم فأخبره فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم وهی المانعه هی المنجیه باب ما وقع فی حمراء الاسد من الآیات.

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفای۹۱۱هـ)، الخصائص الکبری، ج۱، ص۳۶۴، ناشر:دار الکتب العلمیه – بیروت – ۱۴۰۵هـ – ۱۹۸۵م.

اشبیلی ازدی نیز سخن ترمذی را در تحسین روایت نقل کرده است:

قال أبو عیسی : هذا حدیث حسن غریب من هذا الوجه .

الاشبیلی الازدی ، أبو محمد عبد الحق بن عبد الرحمن بن عبد الله (معروف بابن الخراط) (متوفای۵۸۱هـ) ، الأحکام الشرعیه الکبری ، ج۴، ص۳۴، تحقیق : أبو عبد الله حسین بن عکاشه ، ناشر : مکتبه الرشد – السعودیه / الریاض ، الطبعه : الأولی ، ۱۴۲۲هـ – ۲۰۰۱م .

قرطبی می نویسد :

قال حدیث حسن غریب.

الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد بن أبی بکر بن فرح (متوفای۶۷۱هـ)، الجامع لأحکام القرآن، ج۱۸، ص۲۰۵، ناشر: دار الشعب – القاهره.

زرعی دمشقی می گوید :

قال الترمذی هذا حدیث حسن غریب.

أبو عبد الله شمس الدین محمد بن أبی بکر بن أیوب بن سعد الزرعی الدمشقی الوفاه: ۷۵۱ هـ ، الروح فی الکلام علی أرواح الأموات والأحیاء بالدلائل من الکتاب والسنه ، ج۱، ص۸۰ دار النشر : دار الکتب العلمیه – بیروت – ۱۳۹۵ – ۱۹۷۵

محمد بن عبد الوهاب نیز می گوید :

امام وهابیت روایت را آورده و می نویسد که ترمذی آن را آورده و گفته روایت حسن است :

وللترمذی وحسنه عن ابن عباس قال : ضرب بعض أصحاب النبی صلی الله علیه وسلم خباءه علی قبر ، وهو لا یحسب أنه قبر ، فإذا فیه إنسان یقرأ سوره الملک حتی ختمها ، فأتی النبی صلی الله علیه وسلم فأخبره فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم : ‘ هی المانعه ، هی المنجیه ، تنجیه من عذاب القبر ‘ .

محمد بن عبد الوهاب (متوفای ۱۲۰۶ هـ )، أحکام تمنی الموت ، ج۱، ص۴۰، تحقیق : الشیخ عبد الرحمن بن محمد السّدحان ، والشیخ عبد الله بن عبد الرحمن الجبرین ، ناشر : مطابع الریاض – الریاض ، الطبعه : الأولی .

از عبارات فوق، روشن می شود که ناقلان تحسین ترمذی و تصحیح حاکم نیز به اعتبار سند این روایت اعتقاد داشته اند و گرنه تعلیقه ای بر آن می افزودند.

۳٫ عذاب شدن سخن چین در زمان پیامبر (ص):

در صحیح بخاری باب خاصی برای عذاب قبر تحت عنوان «۸۷ بَاب عَذَابِ الْقَبْرِ من الْغِیبَهِ وَالْبَوْلِ» وجود دارد، و هنگامی که عذاب ثابت شد، حیات هم ثابت می شود:

حدثنا قُتَیْبَهُ حدثنا جَرِیرٌ عن الْأَعْمَشِ عن مُجَاهِدٍ عن طَاوُسٍ قال بن عَبَّاسٍ رضی الله عنهما مَرَّ النبی صلی الله علیه وسلم علی قَبْرَیْنِ فقال إِنَّهُمَا لَیُعَذَّبَانِ وما یُعَذَّبَانِ من کَبِیرٍ ثُمَّ قال بَلَی أَمَّا أَحَدُهُمَا فَکَانَ یَسْعَی بِالنَّمِیمَهِ وَأَمَّا أَحَدُهُمَا فَکَانَ لَا یَسْتَتِرُ من بَوْلِهِ قال ثُمَّ أَخَذَ عُودًا رَطْبًا فَکَسَرَهُ بِاثْنَتَیْنِ ثُمَّ غَرَزَ کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا علی قَبْرٍ ثُمَّ قال لَعَلَّهُ یُخَفَّفُ عنهما ما لم یَیْبَسَا.

پیامبر صلی الله علیه وسلم بر دو قبر گذشت؛ پس فرمود این دو نفر دارند عذاب می شوند و به خاطر گناه کبیره عذاب نمی شوند سپس فرمود بله اما یکی از آن دو خبر چین بود و دیگری در جلوی مردم ادرار می کرد سپس حضرت یک چوب تر برداشت و دو قسمتش کرد و روی قبر شان گذاشت و فرمود بلکه خدا قبل از خشک شدن چوب در عذابشان تخفیف دهد.

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج۱، ص۴۶۴ ، ح۱۳۱۲، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫

۴٫ پناه بردن رسول خدا از عذاب قبر:

در صحیح بخاری باب خاصی برای پناه بردن به خدا از عذاب قبر «بَاب التَّعَوُّذِ من عَذَابِ الْقَبْرِ» وجود دارد که خود رسول خدا صلی الله علیه وآله از عذاب قبر به خداوند پناه بره است و در این باره به دو روایت آن اشاره می کنیم.

روایت اول:

حدثنا مُعَلًّی حدثنا وُهَیْبٌ عن مُوسَی بن عُقْبَهَ قال حَدَّثَتْنِی ابْنَهُ خَالِدِ بن سَعِیدِ بن الْعَاصِ أنها سَمِعَتْ النبی صلی الله علیه وسلم وهو یَتَعَوَّذُ من عَذَابِ الْقَبْرِ.

از دختر خالد نقل می کند که از پیامبر صلی الله علیه وسلم شنید که حضرت از عذاب قبر به خدا پناه می برند .

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج۱، ص۴۶۳، ح۱۳۱۰، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫

روایت دوم:

حدثنا مُسْلِمُ بن إبراهیم حدثنا هِشَامٌ حدثنا یحیی عن أبی سَلَمَهَ عن أبی هُرَیْرَهَ رضی الله عنه قال کان رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم یَدْعُو اللهم إنی أَعُوذُ بِکَ من عَذَابِ الْقَبْرِ وَمِنْ عَذَابِ النَّارِ وَمِنْ فِتْنَهِ الْمَحْیَا وَالْمَمَاتِ وَمِنْ فِتْنَهِ الْمَسِیحِ الدَّجَّالِ.

ابوهریره گفت : پیامبر صلی الله علیه وسلم این گونه دعا می کردند : خدایا به تو پناه می برم از عذاب قبر و عذاب دوزخ و فتنه زنده شدن و مردن و فتنه مسیح دجال.

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج۱، ص۴۶۳، ح۱۳۱۱ ، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫

نتیجه این روایات این است که لازمه عذاب در قبر، حیات و زنده بودن در قبر است؛ چرا که عذاب بدون حیات امکان ندارد پس مرده در قبر حیات دارد.

۵٫ سؤال پرسیدن از میت در قبر:

طبق روایت دیگر، رسول خدا صلی الله علیه وآله از سؤال در قبر سخن گفت و مسلمانان که این سخن را شنیدند ضجه زدند:

حدثنا یحیی بن سُلَیْمَانَ حدثنا بن وَهْبٍ قال أخبرنی یُونُسُ عن بن شِهَابٍ أخبرنی عُرْوَهُ بن الزُّبَیْرِ أَنَّهُ سمع أَسْمَاءَ بِنْتَ أبی بَکْرٍ رضی الله عنهما تَقُولُ قام رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم خَطِیبًا فذکر فِتْنَهَ الْقَبْرِ التی یَفْتَتِنُ فیها الْمَرْءُ فلما ذَکَرَ ذلک ضَجَّ الْمُسْلِمُونَ ضَجَّهً زاد غندر عذاب القبر حق.

پیامبر صلی الله علیه وسلم در خطبه ای امتحان در قبر و اینکه از انسان در قبر سؤال می شود را ذکر کرد و مسلمانان در این هنگام ضجه زدند و گریه کردند، غندر اضافه کرد که عذاب قبر حق است.

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج۱، ص۴۶۲ ، ح۱۳۰۷، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫

۶٫ شنیده شدن صدای عذاب شدن مردگان در قبر:

مسلم نیشابوری امام اهل سنت در صحیح خودش آورده است که صدای عذاب شدن مردگان در قبر را می شود شنید :

حدثنا محمد بن الْمُثَنَّی وبن بَشَّارٍ قالا حدثنا محمد بن جَعْفَرٍ حدثنا شُعْبَهُ عن قَتَادَهَ عن أَنَسٍ أَنَّ النبی صلی الله علیه وسلم قال لَوْلَا أَنْ لَا تَدَافَنُوا لَدَعَوْتُ اللَّهَ أَنْ یُسْمِعَکُمْ من عَذَابِ الْقَبْرِ.

از انس نقل می کند که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند : اگر نمی ترسیدم که از دفن همدیگر امتناع کنید دعا می کردم تا صدای عذاب شدن مردگان در قبر را می شنیدید .

النیسابوری القشیری ، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفای۲۶۱هـ)، صحیح مسلم، ج۴، ص۲۲۰۰، ح۲۸۶۸، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

استدلال ابن تیمیه به شنیدن اموات:

حتی ابن تیمیه به این روایت بر شنیدن مردگان (که فرع بر زنده بودن آنها است) استدلال می کند :

وثبت عنه فی الصحیح أنه قال لولا أن لا تدافنوا لسألت الله أن یسمعکم عذاب القبر مثل الذی أسمع وثبت عنه فی الصحیح أنه نادی المشرکین یوم بدر لما ألقاهم فی القلیب وقال ما أنتم بأسمع لما أقول منهم والآثار فی هذا کثیره منتشره والله أعلم .

و ثابت است این روایت از پیامبر در صحیح مسلم که پیامبر فرمود : اگر نمی ترسیدم که از دفن همدیگر امتناع کنید دعا می کردم تا صدای عذاب شدن مردگان در قبر را می شنیدید همانطوری که من می شنوم و ثابت شده در صحیح بخاری و مسلم که پیامبر با کشته شدگان مشرکین وقتی که در چاه بدر انداخت صحبت کرد و فرمود شما شنواتر آنها نیستید و روایات در این باره زیاد است و الله اعلم .

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفای ۷۲۸ هـ)، کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیه، ج۴، ص۲۷۳، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ناشر: مکتبه ابن تیمیه، الطبعه: الثانیه.

۷٫ حیات طفلان شیرخواره در بهشت

ابراهیم فرزند رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در بهشت مرضعه (دایه) دارد.

بخاری امام اهل سنت در صحیح خودش روایت را از پیامبر صلی الله علیه و آله این گونه نقل کرده است:

حدثنا أبو الْوَلِیدِ حدثنا شُعْبَهُ عن عَدِیِّ بن ثَابِتٍ أَنَّهُ سمع الْبَرَاءَ رضی الله عنه قال لَمَّا توفی إِبْرَاهِیمُ علیه السَّلَام قال رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم إِنَّ له مُرْضِعًا فی الْجَنَّهِ.

براء می گوید : وقتی ابراهیم علیه السلام(فرزند پیامبر) از دنیا رفت ، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند : در بهشت کسی هست که ابراهیم را شیر می دهد .

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج۱، ص۴۶۵، ح۱۳۱۶، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫

پس حضرت ابراهیم زنده است و بعد از مردن حیات دارد.

عمومیت این حکم برای تمام اطفال مسلمان :

این روایت طبق نظر شارحین صحیح بخاری اختصاصی به ابراهیم فرزند رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ندارد و شامل اطفال مسلمانان می شود.

ابن بطال قرطبی می نویسد:

وعلی هذا القول جمهور علماء المسلمین أن أطفال المسلمین فی الجنه إلا المجبره ، فإنهم عندهم فی المشیئه ، وهو قول مجهول مردود بإجماع الحجه الذین لا یجوز علیهم الغلط ، ولا یسوغ مخالفتهم .

و بنا بر این قول است که جمهور علماء مسلمانان عقیده دارند که اطفال مسلمانان وارد بهشت می شوند غیر از فرقه مجبره …

إبن بطال البکری القرطبی، ابوالحسن علی بن خلف بن عبد الملک (متوفای۴۴۹هـ)، شرح صحیح البخاری، ج۳، ص۳۶۸ تحقیق: ابوتمیم یاسر بن إبراهیم، ناشر: مکتبه الرشد – السعودیه / الریاض، الطبعه: الثانیه، ۱۴۲۳هـ – ۲۰۰۳م.

بدر الدین عینی می نویسد:

حدَّثنا أبُو الوَلِیدِ قال حدَّثنا شُعْبَهُ عنْ عَدِیِّ بنِ ثَابِتٍ أنَّهُ سَمِعَ البَرَاءَ رضی الله تعالی عنهُ . قال لَمَّا تُوُفِّیَ أبْرَاهِیمْ علیه السلاَمُ قال رسولُ الله صلی الله علیه وسلم إنَّ لَهُ مُرْضِعا فِی الجَنَّهِ .

مطابقته للترجمه من حیث إن النبی ، صلی الله علیه وسلم ، أخبر أن لأبنه إبراهیم مرضعا فی الجنه ، وهذا یدل علی أن أولاد المسلمین الأطفال فی الجنه .

….طبق روایت ذکر شده بخاطر اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر داد که برای فرزندش ابراهیم مرضعه است در بهشت و این دلیل است بر اینکه اطفال مسلمانان در بهشت هستند.

العینی الغیتابی الحنفی، بدر الدین ابومحمد محمود بن أحمد (متوفای ۸۵۵هـ)، عمده القاری شرح صحیح البخاری، ج۸، ص۲۱۱ ، ح۲۸۳۱، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

اجماع اهل سنت ، بر حیات اطفال بعد از مرگ :

ابو بکر حدادی در پاسخ سؤالی گفته است: به اجماع اهل سنت تمام فرزندان آدم که دارای روح هستند در عالم قبر مورد سؤال واقع می شوند:

فَإِنْ قِیلَ هَلْ یُسْأَلُ الطِّفْلُ الرَّضِیعُ فَالْجَوَابُ أَنَّ کُلَّ ذِی رُوحٍ مِنْ بَنِی آدَمَ فَإِنَّهُ یُسْأَلُ فِی الْقَبْرِ بِإِجْمَاعِ أَهْلِ السُّنَّهِ لَکِنْ یُلَقِّنُهُ الْمَلَکُ فَیَقُولُ لَهُ مَنْ رَبُّک ثُمَّ یَقُولُ لَهُ قُلْ اللَّهَ رَبِّی ثُمَّ یَقُولُ لَهُ مَا دِینُک ثُمَّ یَقُولُ لَهُ قُلْ دِینِی الْإِسْلَامُ ثُمَّ یَقُولُ لَهُ مَنْ نَبِیُّک ثُمَّ یَقُولُ لَهُ قُلْ نَبِیِّی مُحَمَّدٌ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَقَالَ بَعْضُهُمْ لَا یُلَقِّنُهُ بَلْ یُلْهِمُهُ اللَّهُ حَتَّی یُجِیبَ کَمَا أُلْهِمَ عِیسَی عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی الْمَهْدِ.

پس اگر گفته شود آیا از طفل شیرخوار سؤال می شود؟ جواب این است که به اجماع اهل سنت تمام ذی روح از فرزندان آدم در عالم قبر مورد سؤال قرار می گیرند، ولی فرشته به او تلقین می کند که پروردگارت خداوند و دینت اسلام و پیامبرت رسول خدا صلی الله علیه وسلم است. برخی گفته است که فرشته به او تلقین نمی کند بلکه خداوند به او الهام می کند تا این که جواب بدهد همانگونه که به حضرت عیسی علیه السلام در گهوار الهام شد.

الحدادی العبادی الحنفی ، أبو بکر بن علی بن محمد (متوفای۸۰۰هـ)، الجوهره النیره شرح مختصر القدوری، ج۱، ص ۳۹۸ ، طبق برنامه الجامع الکبیر.

۸٫ پرواز برخی افراد بهشتی با فرشتگان

پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: جعفر بن ابی طالب را در بهشت دیدم با دو بال همراه فرشته پرواز می کند پس حضرت جعفر بعد از شهادت حیات دارد:

۶۴۶۴ حدثنا أحمد بن المقدام حدثنا عبد الله بن جعفر المدینی وکان خیرا من أبیه إن شاء الله حدثنا العلاء عن أبیه عن أبی هریره قال قال رسول الله صلی الله علیه وسلم رأیت جعفر بن أبی طالب ملکا یطیر مع الملائکه بجناحین فی الجنه.

ابوهریره از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل می کند که فرمود : جعفر بن ابی طالب را در بهشت دیدم با دو بال همراه فرشته پرواز می کند .

أبو یعلی الموصلی التمیمی، أحمد بن علی بن المثنی (متوفای۳۰۷ هـ)، مسند أبی یعلی، ج۱۱، ص۳۵۰، تحقیق: حسین سلیم أسد، ناشر: دار المأمون للتراث – دمشق، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۴ هـ – ۱۹۸۴م.

همین روایت را حاکم نیشابوری در مستدرک آورده است و می گوید این روایت صحیح است :

أخبرنی أحمد بن کامل القاضی ثنا الهیثم بن خلف الدوری ثنا محمد بن المثنی حدثنی عبید الله بن عبد المجید الحنفی ثنا ربیعه بن کلثوم عن سلمه بن وهرام عن عکرمه عن بن عباس رضی الله عنهما قال قال رسول الله صلی الله علیه وسلم دخلت الجنه البارحه فنظرت فیها فإذا جعفر یطیر مع الملائکه وإذا حمزه متکئ علی سریر.

صحیح الإسناد ولم یخرجاه هذه أحادیث ترکها فی الإملاء.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفای ۴۰۵ هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۲۱۷،ح۴۸۹۰، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت الطبعه: الأولی، ۱۴۱۱هـ – ۱۹۹۰م

و در جای دیگر آورده است:

حدثنا أبو محمد المزنی ثنا الهیثم بن خلف الدوری ثنا محمد بن المثنی حدثنی عبید الله بن عبد المجید الحنفی ثنا زمعه بن صالح عن سلمه بن وهرام عن عکرمه عن بن عباس رضی الله عنهما قال قال رسول الله صلی الله علیه وسلم دخلت الجنه البارحه فنظرت فیها فإذا جعفر یطیر مع الملائکه وإذا حمزه متکئ علی سریر. هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفای ۴۰۵ هـ)، المستدرک علی الصحیحین،ج۳،ص۲۳۱، ح۴۹۳۳، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت الطبعه: الأولی، ۱۴۱۱هـ – ۱۹۹۰م

بزرگان اهل سنت در کتابهای ذیل، این روایت را آورده اند :

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای ۷۴۸ هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج۱، ص۲۱۲، تحقیق : شعیب الأرناؤوط , محمد نعیم العرقسوسی ، ناشر : مؤسسه الرساله – بیروت ، الطبعه : التاسعه ، ۱۴۱۳هـ .

ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفای۷۷۴هـ)، السیره النبویه، ج۳، ص۴۶۷، طبق برنامه الجامع الکبیر.

الهیثمی، ابوالحسن نور الدین علی بن أبی بکر (متوفای ۸۰۷ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج۹، ص۲۷۳، ناشر: دار الریان للتراث/ دار الکتاب العربی – القاهره، بیروت – ۱۴۰۷هـ.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲ هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج۷، ص۷۶،تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفه – بیروت.

العینی الغیتابی الحنفی، بدر الدین ابومحمد محمود بن أحمد (متوفای ۸۵۵هـ)، عمده القاری شرح صحیح البخاری، ج۸، ص۲۲،ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

الهندی، علاء الدین علی المتقی بن حسام الدین (متوفای۹۷۵هـ)، کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، ج۵، ص۲۸۷، تحقیق: محمود عمر الدمیاطی، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۹هـ – ۱۹۹۸م.

پس طبق این روایت حضرت جعفر بن ابی طالب بعد از شهادت در بهشت متنعم است و با دو بالی که خداوند به او داده است همراه فرشته ها پرواز می کند ، و این بعد از شهادت است و در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بوده است .

۹٫ حضرت موسی (ع) در قبرش زنده است و نماز می خواند:

امام اهل سنت مسلم نیشابوری در کتاب صحیح خود روایت آورده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شب معراج حضرت موسی را دید که در قبر خود نماز می خواند:

حدثنا هَدَّابُ بن خَالِدٍ وَشَیْبَانُ بن فَرُّوخَ قالا حدثنا حَمَّادُ بن سَلَمَهَ عن ثَابِتٍ الْبُنَانِیِّ وَسُلَیْمَانَ التَّیْمِیِّ عن أَنَسِ بن مَالِکٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قال أَتَیْتُ وفی رِوَایَهِ هَدَّابٍ مَرَرْتُ علی مُوسَی لَیْلَهَ أُسْرِیَ بِی عِنْدَ الْکَثِیبِ الْأَحْمَرِ وهو قَائِمٌ یُصَلِّی فی قَبْرِهِ.

وحدثنا عَلِیُّ بن خَشْرَمٍ أخبرنا عِیسَی یَعْنِی بن یُونُسَ ح وحدثنا عُثْمَانُ بن أبی شَیْبَهَ حدثنا جَرِیرٌ کلاهما عن سُلَیْمَانَ التَّیْمِیِّ عن أَنَسٍ ح وحدثناه أبو بَکْرِ بن أبی شَیْبَهَ حدثنا عَبْدَهُ بن سُلَیْمَانَ عن سُفْیَانَ عن سُلَیْمَانَ التَّیْمِیِّ سمعت أَنَسًا یقول قال رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم مَرَرْتُ علی مُوسَی وهو یُصَلِّی فی قَبْرِهِ وزاد فی حدیث عِیسَی مَرَرْتُ لَیْلَهَ أُسْرِیَ بِی.

النیسابوری القشیری ، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفای۲۶۱هـ)، صحیح مسلم، ج۴، ص۱۸۴۵، ح۲۳۷۵، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

این روایت در کتابهای ذیل نیز آمده است:

إبن أبی شیبه الکوفی، ابوبکر عبد الله بن محمد (متوفای۲۳۵ هـ)، الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، ج۷، ص۳۳۵، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ناشر: مکتبه الرشد – الریاض، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۹هـ.

الصنعانی، ابوبکر عبد الرزاق بن همام (متوفای۲۱۱هـ)، المصنف، ج۳، ص۵۷۷، تحقیق حبیب الرحمن الأعظمی، ناشر: المکتب الإسلامی – بیروت، الطبعه: الثانیه، ۱۴۰۳هـ.

الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفای۲۴۱هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج۳، ص۱۲۰، ناشر: مؤسسه قرطبه مصر.

البزار، ابوبکر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفای۲۹۲ هـ)، البحر الزخار (مسند البزار) ج۱۴، ص۱۲۰، تحقیق: د. محفوظ الرحمن زین الله، ناشر: مؤسسه علوم القرآن، مکتبه العلوم والحکم – بیروت، المدینه الطبعه: الأولی، ۱۴۰۹ هـ.

النسائی، ابوعبد الرحمن أحمد بن شعیب بن علی (متوفای۳۰۳ هـ)، السنن الکبری، ج۱، ص۴۱۹، تحقیق: د.عبد الغفار سلیمان البنداری، سید کسروی حسن، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۱ – ۱۹۹۱٫

أبو یعلی الموصلی التمیمی، أحمد بن علی بن المثنی (متوفای۳۰۷ هـ)، مسند أبی یعلی، ج۷، ص۱۲۶، تحقیق: حسین سلیم أسد، ناشر: دار المأمون للتراث – دمشق، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۴ هـ – ۱۹۸۴م.

سیوطی: ادعای تواترروایات این باب

سیوطی عالم بزرگ اهل سنت می نویسد: حیات پیامبران در قبر معلوم و در نزد ما علمی قطعی است به خاطر ادله و روایات متواتر در این باب.

فأقول حیاه النبی صلی الله علیه وسلّم فی قبره هو وسائر الأنبیاء معلومه عندنا علماً قطعیاً لما قام عندنا من الأدله فی ذلک وتواترت [ به ] الأخبار ، وقد ألف البیهقی جزءاً فی حیاه الأنبیاء فی قبورهم .

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفای۹۱۱هـ)، الحاوی للفتاوی فی الفقه وعلوم التفسیر والحدیث والاصول والنحو والاعراب وسائر الفنون، ج۲، ص۱۳۹، تحقیق: عبد اللطیف حسن عبد الرحمن، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۱هـ – ۲۰۰۰م.

السبکی:

عقیده ما این است که انبیاء در قبرهایشان زنده هستند

ومن عقائدنا: أنّ الأنبیاء أحیاء فی قبورهم فأین الموت؟.

طبقات الشافعیه الکبری، ج۳، ص۳۸۴ ، دار النشر : هجر للطباعه والنشر والتوزیع – ۱۴۱۳هـ ، الطبعه : ط۲ ، تحقیق : د. محمود محمد الطناحی د.عبد الفتاح محمد الحلو

قسطلانی

حیات انبیاء ثابت و معلوم است

ولا شک أن حیاه الأنبیاء علیهم الصلاه والسلام ثابته معلومه مستمره ونبینا أفضلهم ، وإذا کان کذلک فینبغی أن تکون حیاته أکمل وأتم من حیاه سائرهم.

المواهب اللدنیّه: ج۳ ص ۴۱۳٫

زینی دحلان

زینی دحلان مفتی اعظم عربستان می نویسد: حیات انبیاء در نزد اهل سنت ثابت است.

وحیاه الأنبیاء علیهم الصلاه والسلام فی قبورهم ثابته عند أهل السنه بأدلّه کثیره منها حدیث مررت علی موسی لیله أسری بی یصلی فی قبره

الدرر السنیه فی الرد علی الوهابیه، ص۱۳٫

نتیجه:

با توجه به آیات و روایات فوق، روشن می شود که مردگان پس از رفتن از این دنیا زنده هستند و طبق نظر علمای اهل سنت، حیات پس از مرگ مختص به شهدا نیست؛ بلکه شامل تمامی اموات می شود.

۱۰٫ عذاب قبر حق است:

در روایت دیگر آمده است که عایشه از رسول خدا از عذاب قبر سؤال کرد، حضرت فرمود: عذاب قبر حق است:

حدثنا عَبْدَانُ أخبرنی أبی عن شُعْبَهَ سمعت الْأَشْعَثَ عن أبیه عن مَسْرُوقٍ عن عَائِشَهَ رضی الله عنها أَنَّ یَهُودِیَّهً دَخَلَتْ علیها فَذَکَرَتْ عَذَابَ الْقَبْرِ فقالت لها أَعَاذَکِ الله من عَذَابِ الْقَبْرِ فَسَأَلَتْ عَائِشَهُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم عن عَذَابِ الْقَبْرِ فقال نعم عَذَابُ الْقَبْرِ حق قالت عَائِشَهُ رضی الله عنها فما رأیت رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم بَعْدُ صلی صَلَاهً إلا تَعَوَّذَ من عَذَابِ الْقَبْرِ.

یک زن یهودی بر عایشه وارد شد پس از عذاب قبر سخن گفت و به عایشه گفت خدا تو را از عذاب قبر حفظ کند پس عایشه از پیامبر صلی الله علیه وسلم درمورد عذاب قبر سؤال کرد پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود عذاب قبر حق است ، عایشه می گوید که پیامبر صلی الله علیه وسلم بعد از هر نماز از عذاب قبر به خدا پناه می برد.

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج۱، ص۴۶۲ ،ح۱۳۰۶، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫

۱۱٫انبیاء درون قبر نماز می خوانند

ابو یعلی در مسند خود روایت کرده است که انبیاء درون قبر زنده هستند و نمار می خوانند:

حدثنا أبو الجهم الأزرق بن علی حدثنا یحیی بن أبی بکیر حدثنا المستلم بن سعید عن الحجاج عن ثابت البنانی عن أنس بن مالک قال رسول الله صلی الله علیه وسلم الأنبیاء أحیاء فی قبورهم یصلون.

انس بن مالک می گوید پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: انبیاء در قبرهایشان زنده هستند و نماز می خوانند.

أبو یعلی الموصلی التمیمی، أحمد بن علی بن المثنی (متوفای۳۰۷ هـ)، مسند أبی یعلی، ج۶، ص۱۴۷، حدیث۳۴۲۵، تحقیق: حسین سلیم أسد، ناشر: دار المأمون للتراث – دمشق، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۴ هـ – ۱۹۸۴م.

هیثمی می گوید که راویان این روایت همه ثقه هستند و روایت صحیح است.

رواه أبو یعلی والبزار ورجال أبی یعلی ثقات

الهیثمی، ابوالحسن نور الدین علی بن أبی بکر (متوفای ۸۰۷ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج۸، ص۲۱۱، ناشر: دار الریان للتراث/ دار الکتاب العربی – القاهره، بیروت – ۱۴۰۷هـ.

ملا علی قاری می نویسد روایت صحیح است.

وصح خبر ( الأنبیاء أحیاء فی قبورهم ، یصلون )

ملا علی القاری، نور الدین أبو الحسن علی بن سلطان محمد الهروی (متوفای۱۰۱۴هـ)، مرقاه المفاتیح شرح مشکاه المصابیح، ج۳، ص۴۱۵، تحقیق: جمال عیتانی، ناشر: دار الکتب العلمیه – لبنان/ بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۲هـ – ۲۰۰۱م .

مناوی می نویسد روایت صحیح است.

وهو حدیث صحیح

المناوی، محمد عبد الرؤوف بن علی بن زین العابدین (متوفای ۱۰۳۱هـ)، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج۳، ص۱۸۴، ناشر: المکتبه التجاریه الکبری – مصر، الطبعه: الأولی، ۱۳۵۶هـ.

البانی نیز روایت را صحیح دانسته است.

الألبانی, سلسله الأحادیث الصحیحه: ج۲ ص۱۸۷ـ ۱۸۹, حدیث رقم:۶۲۱٫

تواتر روایات و اجماع علمای اهل سنت بر حیات انبیاء بعد از وفات

ابن حجر هیتمی از بزرگان اهل سنت می نویسد: علمای اهل سنت بر حیات انبیاء بعد از مردن اجماع دارند و روایات متواتر بر این مطلب وجود دارد.

الْإِجْمَاعِ علی حَیَاهِ الْأَنْبِیَاءِ کما تَوَاتَرَتْ بِهِ الْأَخْبَارُ .

الهیثمی، ابوالعباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر (متوفای۹۷۳هـ)، الفتاوی الکبری الفقهیه ، ج۲، ص۱۳۵، ناشر : دار الفکر

پس روایت از نظر بزرگان اهل سنت صحیح است و ثابت می کند که انبیاء بعد از مردن در قبر زنده هستند.

۱۲٫ رسول الله ص بعد از وفات جواب سلام را می دهد

حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا عبد اللَّهِ بن یَزِیدَ ثنا حَیْوَهُ ثنا أبو صَخْرٍ أَنَّ یَزِیدَ بن عبد اللَّهِ بن قُسَیْطٍ أخبره عن أبی هُرَیْرَهَ عن رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قال ما من أَحَدٍ یُسَلِّمُ علی الا رَدَّ الله عزوجل إلی روحی حتی أَرُدَّ علیه السَّلاَمَ.

پیامبر ص فرمودند: هر کس که به من سلام می کند خداوند روح من را برمی گرداند تا جواب سلامش را بدهم.

الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفای۲۴۱هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج۲، ص۵۲۷، حدیث۱۰۸۲۷، ناشر: مؤسسه قرطبه – مصر.

همین روایت در سنن ابی داود نیز آمده است.

السجستانی الأزدی، ابوداود سلیمان بن الأشعث (متوفای ۲۷۵هـ)، سنن أبی داود، ج۲، ص۲۱۸، تحقیق: محمد محیی الدین عبد الحمید، ناشر: دار الفکر.

تصحیح سند روایت توسط علمای اهل سنت:

نووی از بزرگان اهل سنت می گوید سند روایت صحیح است:

۳۳۴ وروینا فیه أیضا بإسناد صحیح عن أبی هریره أیضا أن رسول الله صلی الله علیه وسلم قال ) ما من أحد یسلم علی إلا رد الله علی روحی حتی أرد علیه السلام .

الإمام النووی الوفاه: ۶۷۶هـ ، الأذکار المنتخبه من کلام سید الأبرار ، ج۱، ص۶۶ دار النشر : دار الکتب العربی – بیروت – ۱۴۰۴هـ – ۱۹۸۴م.

نووی: سند روایت صحیح است.

رواه أبو داود بإسناد صحیح

أبو زکریا یحیی بن شرف النووی الوفاه: ۶۷۶ هـ ، ریاض الصالحین من کلام سید المرسلین ، ج۱، ص۲۵۵، دار النشر : دار الفکر – بیروت – ۱۴۲۱هـ -۲۰۰۰م ، الطبعه : الثالثه

النووی الشافعی، محیی الدین أبو زکریا یحیی بن شرف بن مر بن جمعه بن حزام (متوفای۶۷۶ هـ)، المجموع، ج۸، ص۲۰۰، ناشر: دار الفکر للطباعه والنشر والتوزیع، التکمله الثانیه.

رواه أبو داود بإسناد صحیح .

یحیی بن مری بن حسن بن حسین بن محمد بن جمعه بن حزام الحزامی، الحورانی، أبو زکریا، محیی الدین الدمشقی الشافعی الوفاه: ۲۴ / ۶۷۶ هـ ، خلاصه الاحکام فی مهمات السنن وقواعد الاسلام ، ج۱، ص۴۴۱ دار النشر : مؤسسه الرساله – لبنان – بیروت – ۱۴۱۸هـ – ۱۹۹۷م ، الطبعه : الاولی ، تحقیق : حققه وخرج أحادیثه: حسین إسماعیل الجمل

ابن تیمیه رهبر فکری وهابیت می نویسد: این روایت بر طبق تصحیح مسلم نیشابوری است و ائمه اهل سنت طبق آن فتوی دادند به جواز سلام کردن بر قبر پیامبر ص :

وهذا الحدیث علی شرط مسلم

أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیه الحرانی أبو العباس الوفاه: ۷۲۸ ،اقتضاء الصراط المستقیم مخالفه أصحاب الجحیم ، ج۱، ص۳۲۴، دار النشر : مطبعه السنه المحمدیه – القاهره – ۱۳۶۹ ، الطبعه : الثانیه ، تحقیق : محمد حامد الفقی

وعلی هذا الحدیث اعتمد الأئمه فی السلام علیه عند قبره صلوات الله وسلامه علیه

أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیه الحرانی أبو العباس الوفاه: ۷۲۸ ، قاعده جلیله فی التوسل والوسیله ، ج۱، ص۷۱، دار النشر : المکتب الإسلامی – بیروت – ۱۳۹۰ – ۱۹۷۰ ، تحقیق : زهیر الشاویش

انصاری شافعی می نویسد: سند روایت صحیح است.

قلت : رواه أبو داود ( ۱۳۵۰ ) بإسناد جید ،

الأنصاری الشافعی، سراج الدین أبی حفص عمر بن علی بن أحمد المعروف بابن الملقن(متوفای۸۰۴هـ)، البدر المنیر فی تخریج الأحادیث والأثار الواقعه فی الشرح الکبیر، ج۵، ص۲۹۰ تحقیق: مصطفی ابوالغیط و عبدالله بن سلیمان ویاسر بن کمال، ناشر: دار الهجره للنشر والتوزیع – الریاض-السعودیه، الطبعه: الاولی، ۱۴۲۵هـ-۲۰۰۴م.

عمر بن علی بن أحمد الوادیاشی الأندلسی

رواه أبو داود بإسناد علی شرط الصحیح

عمر بن علی بن أحمد الوادیاشی الأندلسی الوفاه: ۸۰۴ ، تحفه المحتاج إلی أدله المنهاج ، ج۲، ص۱۹۰، دار النشر : دار حراء – مکه المکرمه – ۱۴۰۶ ، الطبعه : الأولی ، تحقیق : عبد الله بن سعاف اللحیانی

ابن حجر عسقلانی می گوید روایت صحیح است:

ورواته ثقات

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲ هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج۶، ص۴۸۸، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفه – بیروت.

الشربینی الخطیب الشافعی

رواه أبو داود بإسناد صحیح

الشربینی الخطیب الشافعی ، شمس الدین محمد (متوفای۹۷۷هـ) ، مغنی المحتاج إلی معرفه معانی ألفاظ المنهاج، ج۱، ص۵۱۲، ناشر: دار الفکر – بیروت.

الزرقانی

أخرجه أبو داود ورجاله ثقات

الزرقانی، محمد بن عبد الباقی بن یوسف (متوفای۱۱۲۲هـ) شرح الزرقانی علی موطأ الإمام مالک، ج۴، ص۳۵۷، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۱هـ.

علمای اهل سنت: لازمه این روایت حیات علی الدوام و همشگی پیامبر ص است:

سیوطی از بزرگان اهل سنت می نویسد از این روایت حیات همیشگی برای پیامبر ص ثابت می شود :

روینا فی الترمذی قال : قال رسول الله صلی الله علیه وسلّم : ( ما من أحد یسلم علی إلا رد الله علی روحی حتی أرد علیه السلام ) یؤخذ من هذا الحدیث أن النبی صلی الله علیه وسلّم حی علی الدوام وذلک أنه محال عاده أن یخلو الوجود کله من واحد مسلم علی النبی صلی الله علیه وسلّم فی لیل أو نهار فإن قلت : قوله علیه السلام : (إلا رد الله إلی روحی) لا یلتئم مع کونه حیاً علی الدوام بل یلزم منه أن تتعدد حیاته ووفاته فی أقل من ساعه إذ الوجود لا یخلو من مسلم یسلم علیه کما تقدم بل یتعدد السلام علیه فی الساعه الواحده کثیراً . فالجواب : والله أعلم أن یقال : المراد بالروح هنا النطق مجازاً فکأنه قال علیه السلام إلا رد الله إلی نطقی وهو حی علی الدوام ،

در کتاب ترمذی روایت کردیم که پیامبر ص فرمودند: هر کس که به من سلام می کند خداوند روح من را برمی گرداند تا جواب سلامش را بدهم. از این حدیث استفاده می شود که پیامبر ص همیشه زنده است ؛ زیرا محال است که در شبانه روز کسی نباشد که بر پیامبر صلی الله علیه وآله سلام نفرستد.

اگر گفته شود که این فرمایش حضرت ، تناسبی با حیات همیشگی و علی الدوام ندارد؛ بلکه لازم می آید تعدد حیات و وفات پیامبر صلی الله علیه واله در کمتر از یک ساعت؛ چون عالم خالی نمی شود از مسلمانی که بر پیامبر ص سلام می فرستد؛ بلکه در یک ساعت سلامهای متعددی بر حضرت می شود، جواب: منظور از روح در این حدیث مجازاً نطق و حرف زدن است پس اینگار پیامبر صلی الله علیه وآله فرموده باشند که خدا قدرت حرف زدن را به من برمی گرداند و پیامبر صلی الله علیه وآله حیات همیشگی و علی الدوام دارد.

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفای۹۱۱هـ)، الحاوی للفتاوی فی الفقه وعلوم التفسیر والحدیث والاصول والنحو والاعراب وسائر الفنون، ج۲، ص۱۴۳، تحقیق: عبد اللطیف حسن عبد الرحمن، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۱هـ – ۲۰۰۰م.

صالحی شامی

الصالحی الشامی، محمد بن یوسف (متوفای۹۴۲هـ)، سبل الهدی والرشاد فی سیره خیر العباد، ج۱۲، ص۳۶۴، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۴هـ.

مناوی

المناوی، محمد عبد الرؤوف بن علی بن زین العابدین (متوفای ۱۰۳۱هـ)، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج۵، ص۴۶۷، ناشر: المکتبه التجاریه الکبری – مصر، الطبعه: الأولی، ۱۳۵۶هـ.

سخاوی

السخاوی, القول البدیع فی الصلاه علی الحبیب الشفیع: ص۲۴۳٫

پس طبق این حدیث حضرت حیات دارد و جواب سلام مسلمان را از درون قبر می دهد.

مسلمانان در هر نماز بر پیامبر ص سلام می دهند به سلام خطاب، السلام علیک أیها النبی ورحمه الله وبرکاته و حتی لجنه افتاء عربستان نیز به آن فتوی داده است و ابن تیمیه رهبر فکری وهابیت می گوید: سلام خطابی به کسی می شود که صدا را می شنود.

جواب لجنه افتاء عربستان در مورد کیفیت تشهد و سلام نماز:

صفه التشهد الذی کان یقوله رسول الله ( ص ) فی صلاته ویأمر أصحابه بها هی ما أخرجه الشیخان فی الصحیحین عن عبد اللّه بن مسعود رضی الله عنه قال : علمنی رسول الله (ص) کفی بین کفیه کما یعلمنی السوره من القرآن التحیات لله والصلوات والطیبات السلام علیک أیها النبی ورحمه الله وبرکاته السلام علینا وعلی عباد الله الصالحین أشهد أن لا إله إلا الله وأشهد أن محمدا عبده ورسوله.

وهذا هو الأصح لأن النبی ( ص ) علمه أصحابه ولم یقل إذا مت فقولوا السلام علی النبی . . وبالله التوفیق وصلی الله علی نبینا محمد وآله وصحبه وسلم.

طریقه تشهد که رسول خدا (ص) در نماز خود می خواند و به اصحابش دستور می داد، همان روایتی است که بخاری و مسلم در صحیحین از ابن مسعود : پیامبر (ص) به من تعلیم داد در حالی که دستم در دستش بود همانگونه که سوره ای از قرآن یادم می داد، السلام علیک أیها النبی ورحمه الله وبرکاته السلام علینا وعلی عباد الله الصالحین أشهد أن لا إله إلا الله وأشهد أن محمدا عبده ورسوله.

و این صحیح است چونکه پیامبر (ص) به صحابه تعلیم داد و نفرمود که اگر از دنیا رفتم بگویید: السلام علی النبی . . وبالله التوفیق وصلی الله علی نبینا محمد وآله وصحبه وسلم.

فتاوی اللجنه الدائمه للبحوث العلمیه والإفتاء، ج ۷، ص ۷، الفتوی رقم ۶۰۳۵٫

http://www.alifta.net/Fatawa/FatawaChapters.aspx?View=Page&PageID=2195&PageNo=1&BookID=3

ابن تیمیه رهبر فکری وهابیت:

وقد ثبت عنه فی الصحیحین من غیر وجه أنه کان یأمر بالسلام علی أهل القبور ویقول ( قولوا السلام علیکم أهل الدیار من المؤمنین والمسلمین وانا ان شاء الله بکم لاحقون ویرحم الله المستقدمین منا ومنکم والمستأخرین نسأل الله لنا ولکم العافیه اللهم لا تحرمنا أجرهم ولا تفتنا بعدهم واغفر لنا ولهم ، فهذا خطاب لهم وإنما یخاطب من یسمع

و ثابت است روایت در صحیح بخاری و مسلم از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از طرق مختلف که دستور به سلام کردن بر مردگان داده است و می فرمود ( بگویید سلام بر شما ای اهل دیار مؤمنین و مسلمین و ما انشاء الله به شما ملحق می شویم و خداوند مستقدمین و مستأخرین از ما و شما را رحمت کند و از خداوند برای ما و شما طلب عافیت داریم ، خدایا ما از اجر و پاداششان محروم نکن و ما و آنها را ببخش. و این خطاب به مردگان است و فقط کسی که می شنود مورد خطاب قرار می گیرد.

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفای ۷۲۸ هـ)، کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیه، ج۲۴، ص۳۶۳، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ناشر: مکتبه ابن تیمیه، الطبعه: الثانیه.

۱۳٫ صلوات مسلمانان بر پیامبر صلی الله علیه وآله در قبر عرضه می شود

روایت در مصنف ابن ابی شیبه استاد بخاری، مسند احمد، سنن دارمی، سنن ابی داود، سنن ابن ماجه، سنن نسائی و… آورده اند:

حدثنا حُسَیْنُ بن عَلِیٍّ عن عبد الرحمن بن جَابِرٍ عن أبی الأَشْعَثِ الصَّنْعَانِیِّ عن أَوْسِ بن أَوْسٍ قال قال رسول اللهِ صلی الله علیه وسلم ان من أَفْضَلِ أَیَّامِکُمْ یوم الْجُمُعَهِ فیه خُلِقَ آدَم وَفِیهِ النَّفْخَهُ وَفِیهِ الصَّعْقَهُ فاکثروا عَلَیَّ من الصَّلاَه فیه فإن صَلَاتَکُمْ مَعْرُوضَهٌ عَلَیَّ فقال رَجُلٌ یا رَسُولَ اللهِ کَیْفَ تُعْرَضُ صَلَاتُنَا عَلَیْکَ وقد أَرَمْتَ یعنی بَلِیتَ فقال إنَّ اللَّهَ حَرَّمَ علی الأَرْضِ أَنْ تَأْکُلَ أَجْسَادَ الأَنْبِیَاءِ

رسول الله ص می فرماید: روز جمعه از برترین روزهاست در این روز حضرت آدم آفریده شده و دمیدن روح و نفخه صور در این روز است پس زیاد بر من در این روز درود بفرستید پس همانا که درود شما بر من عرضه می شود، پس شخصی گفت: ای پیامبر خدا چگونه بر شما عرضه می شود در حالی که بدن شما از بین می رود، پس حضرت فرمود: خداوند بر زمین حرام کرده است که اجساد انبیاء را از بین ببرد.

إبن أبی شیبه الکوفی، ابوبکر عبد الله بن محمد (متوفای۲۳۵ هـ)، الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، ج۲، ص۲۵۳، حدیث۸۶۹۷، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ناشر: مکتبه الرشد – الریاض، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۹هـ.

الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفای۲۴۱هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج۴، ص۸، ناشر: مؤسسه قرطبه – مصر.

الدارمی ، أبو محمد عبدالله بن عبدالرحمن (متوفای۲۵۵هـ) ، سنن الدارمی ، ج۱، ص۴۴۵، تحقیق : فواز أحمد زمرلی / خالد السبع العلمی ، ناشر : دار الکتاب العربی – بیروت ، الطبعه : الأولی ، ۱۴۰۷هـ

السجستانی الأزدی، ابوداود سلیمان بن الأشعث (متوفای ۲۷۵هـ)، سنن أبی داود، ج۱، ص۲۷۵، تحقیق: محمد محیی الدین عبد الحمید، ناشر: دار الفکر.

القزوینی، ابوعبدالله محمد بن یزید (متوفای۲۷۵هـ)، سنن ابن ماجه، ج۱، ص۳۴۵، تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار الفکر – بیروت.

النسائی، ابوعبد الرحمن أحمد بن شعیب بن علی (متوفای۳۰۳ هـ)، السنن الکبری، ج۱، ص۵۱۹، تحقیق: د.عبد الغفار سلیمان البنداری، سید کسروی حسن، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۱ – ۱۹۹۱٫

تصحیح روایت توسط علمای اهل سنت:

حاکم نیشابوری: این حدیث طبق شرایط صحت روایات صحیح بخاری و مسلم است.

هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین ولم یخرجاه

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفای ۴۰۵ هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج۴، ص۶۰۴، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت الطبعه: الأولی، ۱۴۱۱هـ – ۱۹۹۰م.

ذهبی نیز در تعلیقه بر مستدرک: این حدیث طبق شرایط صحت روایات صحیح بخاری و مسلم است.

تعلیق الذهبی قی التلخیص : علی شرط البخاری ومسلم

المستدرک علی الصحیحین للحاکم مع تعلیقات الذهبی فی التلخیص – (ج ۴ / ص ۶۰۴)

البانی: سند روایت صحیح است.

وإسناده صحیح وأخرجه أبو داود ( رقم ۱۰۴۷ و ۱۵۳۱ ) والنسائی ( ۱ / ۲۰۳ – ۲۰۴ ) والدارمی ( ۱ / ۳۶۹ ) وابن ماجه ( رقم ۱۰۸۵ و ۱۶۳۶ ) والحاکم ( ۱ / ۲۷۸ ) وأحمد ( ۴ / ۸ )

إرواء الغلیل – (ج ۱ / ص ۳۴)

سلسله الأحادیث الصحیحه: ج۴ ص۳۲, مکتبه المعارف للنشر والتوزیع, الریاض.

الألبانی, إرواء الغلیل: ج۱ ص۳۴ـ ۳۵, الناشر: المکتب الإسلامی, بیروت ـ لبنان, الطبعه: الثانیه,

۱۴۰۵ – ۱۹۸۵م.

نووی: این حدیث صحیح است، ابو داود و نسائی و دیگران با سند صحیح آن را آورده اند.

حدیث أوس بن أوس هذا صحیح ، رواه أبو داود والنسائی وغیرهما بأسانید صحیحه ،

النووی الشافعی، محیی الدین أبو زکریا یحیی بن شرف بن مر بن جمعه بن حزام (متوفای۶۷۶ هـ)، المجموع، ج۴، ص۴۶۹، ناشر: دار الفکر للطباعه والنشر والتوزیع، التکمله الثانیه.

رواه أبو داود بإسناد صحیح

أبو زکریا یحیی بن شرف النووی الوفاه: ۶۷۶ هـ ،ریاض الصالحین من کلام سید المرسلین ، ج۱، ص۲۲۱ دار النشر : دار الفکر – بیروت – ۱۴۲۱هـ -۲۰۰۰م ، الطبعه : الثالثه

الحزامی

رواه أبو داود بإسناد صحیح .

یحیی بن مری بن حسن بن حسین بن محمد بن جمعه بن حزام الحزامی، الحورانی، أبو زکریا، محیی الدین الدمشقی الشافعی الوفاه: ۲۴ / ۶۷۶ هـ ، خلاصه الاحکام فی مهمات السنن وقواعد الاسلام ، ج۱، ص۴۴۱ دار النشر : مؤسسه الرساله – لبنان – بیروت – ۱۴۱۸هـ – ۱۹۹۷م ، الطبعه : الاولی ، تحقیق : حققه وخرج أحادیثه: حسین إسماعیل الجمل

الزرعی

إسناده صحیح

الزرعی الدمشقی الحنبلی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أبی بکر أیوب (مشهور به ابن القیم الجوزیه ) (متوفای۷۵۱هـ)، جلاء الأفهام فی فضل الصلاه علی محمد خیر الأنام، ج۱، ص۸۰ تحقیق: شعیب الأرناؤوط – عبد القادر الأرناؤوط، ناشر: دار العروبه – الکویت، الطبعه: الثانیه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫

ابن حجر عسقلانی: سند روایت صحیح است.

سنده صحیح

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲ هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج۶، ص۴۸۸، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفه – بیروت.

الأنصاری الشافعی

رَوَاهُ أبو دَاوُد وَغَیْرُهُ بِأَسَانِیدَ صَحِیحَهٍ

الأنصاری الشافعی ، أبویحیی زکریا (متوفای۹۲۶هـ) ، أسنی المطالب فی شرح روض الطالب ، ج۱، ص۲۶۸، تحقیق : د . محمد محمد تامر ، ناشر : دار الکتب العلمیه – بیروت ، الطبعه : الأولی ، ۱۴۲۲ هـ – ۲۰۰۰

الصالحی الشامی

وروی ابن ماجه – برجال ثقات

الصالحی الشامی، محمد بن یوسف (متوفای۹۴۲هـ)، سبل الهدی والرشاد فی سیره خیر العباد، ج۱۲، ص۴۴۴، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۴هـ.

الشربینی

رواه أبو داود وغیره بأسانید صحیحه

الشربینی الخطیب الشافعی ، شمس الدین محمد (متوفای۹۷۷هـ) ، مغنی المحتاج إلی معرفه معانی ألفاظ المنهاج، ج۱، ص۲۹۵، ناشر: دار الفکر – بیروت.

پس طبق این روایت صحیح ثابت می شود که صلوات مسلمانان بر پیامبر عرضه می شود و حضرت آن را درک می کند و بدن حضرت نیز سالم می ماند، این را اگر حیات نگوییم چه بگوییم.

۵٫ نظر علمای اهل سنت درمورد شنیدن مردگان

بخش پایانی این مقاله را با ذکر سخنان علمای اهل سنت را در باره شنیدگان مردگان به پایان می بریم:

۱٫ محمد بن اسماعیل بخاری:

بخاری در کتاب صحیح بخاری که اصح کتب نزد اهل سنت بعد از قرآن است باب خاصی در باره شنیدن مردگان صدایی پای تشیع کنندگان دارد :

۶۶ بَاب الْمَیِّتُ یَسْمَعُ خَفْقَ النِّعَالِ.

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج۱، ص۴۴۸ تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷

و روایتش را قبلا متذکر شدیم.

۲٫ مسلم بن الحجاج نیشابوری:

وی نیز در صحیح خودش می نویسد که مرده، حتی صدای پای تشیع کنندگان را که از کنار قبر برمی گردند، می شنود .

إِنَّ الْمَیِّتَ إذا وُضِعَ فی قَبْرِهِ إنه لَیَسْمَعُ خَفْقَ نِعَالِهِمْ إذا انْصَرَفُوا.

النیسابوری القشیری ، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفای۲۶۱هـ)، صحیح مسلم، ج۴، ص۲۲۰۱، ح۲۸۷۰، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

روایات این کتاب را نیز در بحث های قبلی متذکر شدیم.

۳٫ ابن تیمیه

ابن تیمیه رهبر فکری وهابیت به این آیات و روایات بر شنیدن مردگان استدلال کرده است :

سئل هل یتکلم المیت فی قبره؟

فقال وأما سؤال السائل هل یتکلم المیت فی قبره فجوابه أنه یتکلم وقد یسمع أیضا من کلمه کما ثبت فی الصحیح عن النبی أنه قال إنهم یسمعون قرع نعالهم وثبت عنه فی الصحیح أن المیت یسأل فی قبره فیقال له من ربک وما دینک ومن نبیک فیثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت فیقول الله ربی والإسلام دینی ومحمد نبی ویقال له ما تقول فی هذا الرجل الذی بعث فیکم فیقول المؤمن هو عبد الله ورسوله جاءنا بالبینات والهدی فآمنا به واتبعناه وهذا تأویل قوله تعالی (یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت فی الحیاه الدنیا وفی الآخره). (ابراهٍیم/۲۷).

از ابن تیمیه سؤال شد : آیا مرده در قبرش حرف می زند ؟

جواب : و اما در مورد این سؤال که آیا مرده در قبرش حرف می زند ؟ جواب این است که مرده هم حرف می زند و هم می تواند صدای کسی را که با او حرف می زند، بشنود ، همانگونه که در حدیث صحیح از نبی مکرم آمده که فرمود : مردگان صدای نعلین را می شنوند و ثابت شده در حدیث صحیح که از مرده در قبر سؤال می شود، پس به او گفته می شود خدای تو کیست؟ دینت چست؟ و پیامبرت کیست؟ پس خدا مؤمنین را در گفتار استوار قرار می دهد ، پس مؤمن جواب می دهد الله پروردگار و اسلام دین و محمد پیامبر من است ، پس از مؤمن سؤال می شود در مورد آقائی که به سوی شما مبعوث کردیم چه عقیده ای داری؟ پس مؤمن جواب می دهد که ایشان بنده و فرستاده خداست ، با آیات آشکار و هدایت به سوی ما آمد پس ما ایمان آوردیم و از ایشان پیروی کردیم و این تأویل ای آیه است.

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفای ۷۲۸ هـ)، کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیه، ج۴، ص۲۷۳ تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ناشر: مکتبه ابن تیمیه، الطبعه: الثانیه

همچنین در جای دیگر می گوید :

وسئل عن الأحیاء إذا زاروا الأموات هل یعلمون بزیارتهم وهل یعلمون بالمیت إذا مات من قرابتهم أو غیره؟

فأجاب الحمد لله نعم قد جاءت الآثار بتلاقیهم وتساؤلهم وعرض أعمال الأحیاء علی الأموات کما روی إبن المبارک عن أبی أیوب الأنصاری قال (إذا قبضت نفس المؤمن تلقاها الرحمه من عباد الله کما یتلقون البشیر فی الدنیا فیقبلون علیه ویسألونه فیقول بعضهم لبعض أنظروا أخاکم یستریح فإنه کان فی کرب شدید قال فیقبلون علیه ویسألونه ما فعل فلان وما فعلت فلانه هل تزوجت) الحدیث

وأما علم المیت بالحی إذا زاره وسلم علیه ففی حدیث إبن عباس قال قال رسول الله (ما من أحد یمر بقبر أخیه المؤمن کان یعرفه فی الدنیا فیسلم علیه إلا عرفه ورد علیه السلام) قال إبن المبارک ثبت ذلک عن النبی صلی الله علیه وسلم وصححه عبد الحق صاحب الأحکام.

از ابن تیمیه سؤال شد وقتی زنده ها به زیارت قبرهای مردگان می روند ، آیا مردگان، زائر قبر را می شناسند؟ و آیا اگر کسی از خویشاوندانشان بمیرد از حال او آگاه می شوند؟

جواب داد : بعد از حمد و سپاس خدا ، بله، روایت در اثبات ملاقات مردگان با هم و عرضه شدن اعمال زندگان بر آنها آمده است ، مثل روایت ابن مبارک از ابوایوب انصاری که گفته : وقتی جان مؤمن گرفته می شود بندگان خدا به استقبال او می آیند همانگونه که در دنیا مردم به استقبال کسی می روند که مژده آورده است و از او سؤال می کنند ، بعضی از آنان می گویند اجازه دهید برادر مؤمنتان استراحت کند ، او در سختی و شدت بوده است ، سپس از او سؤال می کنند فلانی چکار کرد و آیا فلانی ازدواج کرد ؟ ………

و اما درمورد آگاهی مردگان به کسی که به زیارتشان می آید و به آنان سلام می کند ، در روایت ابن عباس از پیامبر آمده است ( هر کسی که به قبر برادر مؤمن خود که در دنیا او را می شناخت برود و به او سلام بدهد مرده او را می شناسد و جواب سلام او را می دهد ) ابن مبارک می گوید این روایت از پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت شده است و عبد الحق صاحب کتاب الاحکام این روایت را تصحیح کرده است .

ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفای ۷۲۸ هـ)، کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیه، ج۲۴،ص۳۳۱، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ناشر: مکتبه ابن تیمیه، الطبعه: الثانیه.

۴٫ ابن قیم الجوزیه:

او نیز بر تواتر روایاتی که حاکی این مطلب که میت زائران قبرش را می شناسند، تصریح کرده است:

وقد تواترت الآثار عنهم بأن المیت یعرف زیاره الحی له ویستبشر به

روایات متواتر است که مرده زائر قبرش را می شناسد و خوشحال می شود.

أبو عبد الله شمس الدین محمد بن أبی بکر بن أیوب بن سعد الزرعی الدمشقی،الروح فی الکلام علی أرواح الأموات والأحیاء بالدلائل من الکتاب والسنه ، ج۱، ص۵ ،الوفاه: ۷۵۱ هـ ، دار النشر : دار الکتب العلمیه – بیروت – ۱۳۹۵ – ۱۹۷۵

۵٫ ابن کثیر دمشقی سلفی

ابن کثیر دمشقی سلفی از بزرگان اهل سنت در تفسیرش تصریح می کند که روایات متواتر وجود دارد که مردگان، زائران قبرشان را می شناسند و با دیدن آنها خوشحال می شوند:

وقد تواترت الاثار عنهم بأن المیت یعرف بزیاره الحی له ویستبشر فروی ابن أبی الدنیا فی کتاب القبول عن عائشه رضی الله عنها قالت قال رسول الله صلی الله علیه وسلم ما من رجل یزور قبر أخیه ویجلس عنده إلا استأنس به ورد علیه حتی یقوم وروی عن أبی هریره رضی الله عنه قال إذا مر الرجل بقبر یعرفه فسلم علیه رد علیه السلام

وبه درستی که روایت متواتر از صحابه وجود دارد که مرده زائر قبرش را می شناسد و خوشحال می شود ، ابن ابی دنیا در کتاب قبول از عایشه روایت کرده که گفت : پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود هر کس که به زیارت قبر برادر مؤمنش برود و در کنار قبرش بنشیند ، از درون قبر جوابش را می دهد و از آمدنش خوشحال می شود تا اینکه از کنار قبر برود ، و ابو هریره از پیامبر نقل می کند که فرمود : هرگاه که شخصی به قبر کسی گذر کند که او را می شناسد و سلام کند جواب سلامش را می دهد.

ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفای۷۷۴هـ)، تفسیر القرآن العظیم، ج۳، ص۴۳۹ ناشر: دار الفکر – بیروت – ۱۴۰۱هـ.

۶٫ ابن جریر طبری

محمد بن جریر طبری از بزرگان اهل سنت می نویسد که بیشتر علما قائل به شنیدن مردگان هستند و روایات این باب را تصحیح کرده اند:

فقال جماعه یکثر عددها بتصحیحها وتصحیح القول بظاهرها وعمومها وقالوا المیت بعد موته یسمع کلام الأحیاء ولذلک قال النبی صلی الله علیه وسلم لأهل القلیب بعدما ألقوا فیه ما قال قالوا وفی قوله لأصحابه إذ قالوا أتکلم أقواما قد ماتوا وصاروا أجسادا لا أرواح فیها فقال (ما أنتم بأسمع لما أقول منهم).

جماعت زیادی از علما روایات سماع مردگان در جنگ بدر را تصحیح کردند و عمل به ظاهر آن روایات کردند و قائل شدند کهانسان بعد از مردن صدای زندگان را می شنود و بخاطر این است که پیامبر صلی الله علیه وسلم با کشتگان بدر صحبت کردند بعد از انداختنشان در چاه و فرمایش پیامبر به اصحابش وقتی اعتراض کردند و گفتند با مردگانی صحبت می کنید که جسد بون روح هستند پس حضرت جواب داد : شما شنواتر از آنها به حرفهای من نیستید

الطبری، أبو جعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب (متوفای۳۱۰)، تهذیب الآثار، ج۲، ص۴۹۱ تحقیق: محمود محمد شاکر ، ناشر: مطبعه المدنی ـ مصر، الطبعه: الأولی.

۷٫ انصاری قرطبی

امام اهل سنت قرطبی می نویسد، اگر مرده نمی شنید به او سلام نمی شد؛ پس مرده می شنود واین مطلب واضح است و به تحقیق ما آن را در کتاب تذکره بیان کردیم .

وبأن المیت یسمع قرع النعال إذا انصرفوا عنه إلی غیر ذلک فلو لم یسمع المیت لم یسلم علیه وهذا واضح وقد بیناه فی کتاب التذکره.

الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد بن أبی بکر بن فرح (متوفای۶۷۱هـ)، الجامع لأحکام القرآن، ج۱۳، ص۲۳۳ ،ناشر: دار الشعب – القاهره.

۸٫ آلوسی بغدادی

آلوسی علامه اهل سنت می نویسد که قول حق این است که مردگان می شنوند:

والحق أن الموتی یسمعون فی الجمله.

الآلوسی البغدادی الحنفی، أبو الفضل شهاب الدین السید محمود بن عبد الله (متوفای۱۲۷۰هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج۲۱، ص۵۷، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

۹٫ محیی الدین نووی

نووی شارح صحیح مسلم می نویسد که مرده صدای کسانی که کنار قبر هستند را می شنود:

اثبات فتنه القبر وسؤال الملکین وهو مذهب أهل الحق ومنها استحباب المکث عند القبر بعد الدفن لحظه نحو ما ذکر لما ذکر وفیه أن المیت یسمع حینئذ من حول القبر.

اثبات سؤال منکر و نکیر در قبر مذهب اهل حق است و به خاطر این است که بعد از دفن مستحب است که چند لحظه ای در کنار قبر بمانند و اینکه مرده صدای کسانی که دور قبر هستند را می شنود .

النووی الشافعی، محیی الدین أبو زکریا یحیی بن شرف بن مر بن جمعه بن حزام (متوفای۶۷۶ هـ)، شرح النووی علی صحیح مسلم، ج۲، ص۱۳۹ ، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، الطبعه الثانیه، ۱۳۹۲ هـ.

۱۰٫ ابن حجر هیثمی

وی در پاسخ سؤالی می گوید: مردگان کلام مردم را می شنوند:

هل یَسْمَعُ الْمَیِّتُ کَلَامَ الناس فَأَجَابَ بِقَوْلِهِ نعم لِحَدِیثِ أَحْمَدَ وَجَمَاعَهٍ إنَّ الْمَیِّتَ یَعْرِفُ من یُغَسِّلُهُ وَیَحْمِلُهُ وَیُدْلِیهِ فی قَبْرِهِ.

آیا مرده کلام مردم را می شنود ، جواب : بله بخاطر روایت احمد بن حنبل و جماعتی از علما که مرده کسی را که او را غسل می دهد و جنازه اش را حمل می کند و کسی که او را در قبر می گذارد را می شناسد .

ابن حجر الهیتمی (متوفای۹۷۳هـ )، الفتاوی الکبری الفقهیه ، ج۲، ص۲۹، دار النشر : دار الفکر

۱۱٫ محمد بن حسن شیبانی

وی نیز اجماع اکثر صحابه را بر شنیدن مردگان گزارش کرده است:

واجماع اکثر الصحابه علیه.

الشیبانی ، أبو عبد الله محمد بن الحسن (متوفای ۱۸۹ هـ) ، الجامع الصغیر وشرحه النافع الکبیر ، ج۱، ص۲۷۳ ، دار النشر : عالم الکتب – بیروت – ۱۴۰۶ ، الطبعه : الأولی

۱۲٫ إبن بطال بکری قرطبی

ابن بطال نیز در شرح بخاری همچنین سخنی دارد:

۵۲ – بَاب الْمَیِّتُ یَسْمَعُ خَفْقَ النِّعَالِ

إبن بطال البکری القرطبی، ابوالحسن علی بن خلف بن عبد الملک (متوفای۴۴۹هـ)، شرح صحیح البخاری، ج۳، ص۳۲۰ تحقیق: ابوتمیم یاسر بن إبراهیم، ناشر: مکتبه الرشد – السعودیه / الریاض، الطبعه: الثانیه، ۱۴۲۳هـ – ۲۰۰۳م.

۱۳٫ جلال الدین سیوطی

سیوطی بر شنیدن مردگان اعم از انبیاء و غیر آنها، تصریح دارد:

وأما الإدراکات کالعلم والسماع فلا شک أن ذلک ثابت لهم ولسائر الموتی.

و اما ادراکات مثل علم و شنیدن، شکی نیست که ثابت است برای انبیاء و برای دیگر مردگان.

السیوطی جلال الدین عبد الرحمن الوفاه: ۹۱۱هـ ، شرح الصدور بشرح حال الموتی والقبور ، ج۱، ص۲۰۲، دار النشر : دار المعرفه – لبنان – ۱۴۱۷هـ – ۱۹۹۶م ، الطبعه : الأولی ، تحقیق : عبد المجید طعمه حلبی

وی در پاسخ این پرسش که آیا میت سخن مردم و مدح و ثنای آن را می شنوند؟ گفته است که مردگان می شنوند. متن استفتاء و جواب آن این است:

وأما المسأله الثالثه : وهی هل یسمع المیت کلام الناس وثناءهم علیه وقولهم فیه ؟ فنعم أیضاً ، أخرج الإمام أحمد فی مسنده ، والمروزی فی الجنائز ، وابن أبی الدنیا ، وغیرهم من طریق أبی عامر العقدی عن عبد الملک بن الحسن المدنی عن سعد بن عمرو بن سلیم عن معاویه أو ابن معاویه وعن أبی سعید الخدری قال : قال رسول الله صلی الله علیه وسلّم : ( إن المیت یعرف من یغسله ویحمله ویدلیه فی قبره ) وأخرجه الطبرانی فی الأوسط من طریق آخر عن أبی سعید ،

واما مسئله سوم : آیا مردگان کلام و ثناء زندگان را می شنوند ؟ بله احمد حنبل در مسند خود و مروزی در کتاب جنائز و ابن ابی دنیا و دیگران از ابی عامر از عبد الملک بن الحسن مدنی از سعد بن عمرو بن سلیم از معاویه یا ابن معاویه و از ابی سعید خدری نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه وسلّم فرمودند : مرده کسی را که او را غسل می دهد و جنازه اش را حمل می کند و کسی که او را در قبر می گذارد را می شناسد .

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفای۹۱۱هـ)، الحاوی للفتاوی فی الفقه وعلوم التفسیر والحدیث والاصول والنحو والاعراب وسائر الفنون، ج۲، ص۱۶۲، تحقیق: عبد اللطیف حسن عبد الرحمن، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۱هـ – ۲۰۰۰م.

۱۴٫ أحمد بن إدریس صنهاجی

وی می نویسد که مردگان در قبرهایشان موعظه و قرآن و ذکر و تسبیح و تهلیل (سبحان الله و لااله الا الله) را می شنوند :

وکذلک الموتی یسمعون فی قبورهم المواعظ والقرآن والذکر والتسبیح والتهلیل ولا ثواب لهم فیه علی الصحیح لأنهم غیر مأمورین بعد الموت ولا منهیین فلا إثم ولا ثواب لعدم الأمر والنهی هذا أحد أسباب المثوبات.

و همچنین مردگان در قبرهایشان موعظه و قرآن و ذکر و تسبیح و تهلیل (سبحان الله و لااله الا الله) را می شنوند و بنابر قول صحیح ثواب و عقاب ندارند چون مردگان بعد از مردن مأمور و منهی نیستند و پس نه گناهی برآنان است و نه ثوابی به خاطر نبود امر ونهی که از اسباب ثواب و عقاب است .

أبو العباس أحمد بن إدریس الصنهاجی القرافی الوفاه: ۶۸۴هـ ، الفروق أو أنوار البروق فی أنواء الفروق (مع الهوامش ) ، ج۴، ص۳۹۲ ، دار النشر : دار الکتب العلمیه – بیروت – ۱۴۱۸هـ – ۱۹۹۸م ، الطبعه : الأولی ، تحقیق : خلیل المنصور

۱۵٫ تمیمی حنبلی

وی نیز در کتاب «الفواکه» بعد از نقل روایات مربوط به کشتگان بدر می نویسد:

وهو نص صحیح صریح فی سماع الموتی ، ولم یذکر صلی الله علیه وسلم فی ذلک تخصیصاً ،

روایات شنیدن کشتگان بدر بعد از مرگ روایت صریحی در اثبات شنیدن مردگان است و پیامبر صلی الله علیه وسلم در شنیدن مردگان نفرموده که مختص به کشتگان بدر است .

التمیمی الحنبلی، حمد بن ناصر بن عثمان آل معمر (متوفای ۱۲۲۵هـ)، الفواکه العذاب فی الرد علی من لم یحکم السنه والکتاب، ج۶، ص۱۹۵، طبق برنامه الجامع الکبیر.

۱۶٫ جکنی شنقیطی

وی نیز در ذیل روایتی می نویسد:

وهو نص صحیح صریح فی سماع الموتی ، ولم یذکر صلی الله علیه وسلم فیه تخصیصًا .

الجکنی الشنقیطی، محمد الأمین بن محمد بن المختار (متوفای ۱۳۹۳هـ.)، أضواء البیان فی إیضاح القرآن بالقرآن، ج۶، ص۱۳۰ تحقیق: مکتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفکر للطباعه والنشر. – بیروت. – ۱۴۱۵هـ – ۱۹۹۵م.

۱۷٫ محمد بن عبدالوهاب

ابن عبد الوهاب نیز اعتراف به شنیدن مردگان دارد :

أخرج أحمد وغیره عن أبی سعید أن النبی صلی الله علیه وسلم قال : ‘ إن المیت یعرف من یغسله ویحمله ومن یکفنه ومن یدلیه فی حفرته ‘ .

وأخرج أبو نعیم وغیره عن عمرو بن دینار قال : ما مِن میّت یموت إلا روحه فی ید ملک الموت ینظر إلی جسده ، کیف یغسل ، وکیف یکفن ، وکیف یمشی به ، ویقال له وهو علی سریره : اسمع ثناء الناس علیک .

وأخرج ابن أبی الدنیا معناه عن جماعه من التابعین بلفظ : بید ملک . بلا إضافه .

وللشیخین عن أنس : أن النبی صلی الله علیه وسلم وقف علی قتلی بدر فقال : ‘ یا فلان بن فلان یا فلان بن فلان هل وجدتم ما وعد ربکم حقاً ؟ فإنی وجدت ما وعدنی ربی حقاً ‘ فقال عمر : یا رسول الله ، کیف تکلم أجساداً لا أرواح فیها ؟ فقال : ‘ ما أنتم بأسمع لما أقول منهم ، غیر أنهم لا یستطیعون أن یردوا علی شیئاً ‘ .

احمد بن حنبل و دیگران از ابی سعید خدری از رسول الله صلی الله علیه وسلم نقل کردند که فرمود : مرده شخصی که او را غسل می دهد و کسی که جنازه او را برمی دارد و کسی که او را کفن می کند و کسی که بدن را در قبر می گذارد را می شناسد.

و ابو نعیم و دیگران از عمرو بن دینار نقل کردن که گفته : هر کس که بمیرد روحش در دست فرشته مرگ است و به جسدش نگاه می کند ، چگونه غسلش می دهند و چگونه کفنش می کنند و روی دوش می برند و در حالی که در تابوت است به او گفته می شود که : ثنای مردم را بر خودت بشنو .

و ابن ابی الدنیا این روایت را به همین مضمون از جماعتی از تابعین با این لفظ نقل کرده است : بید ملک ، بودن هیچ اضافه ای .

مسلم و بخاری از انس نقل می کنند : پیامبر صلی الله علیه وسلم کنار کشته های بدر ایستاد پس فرمود : ای فلان بن فلان ، ای فلان بن فلان آیا آنچه که خدا به شما وعده داده بود را حق یافتید ؟ همانا که من آنچه را که خدایم وعده داده بود را حق یافتم ، پس عمر گفت : ای رسول الله ، چگونه با اجسادی حرف می زنی که روح در آنها نیست ؟ پیامبر فرمود : شماها شنواتر از آنها به آنچه می گویم نیستید ، غیر از اینکه آنها نمی توانند پاسخ دهند.

محمد بن عبد الوهاب (متوفای ۱۲۰۶ هـ) ، أحکام تمنی الموت، ج ۱، ص ۴۵۸، تحقیق : الشیخ عبد الرحمن بن محمد السّدحان ، والشیخ عبد الله بن عبد الرحمن الجبرین ، ناشر: مطابع الریاض – الریاض ، الطبعه : الأولی.

همچنین از بسیاری دیگر از علمای اهل سنت ، تصحیح روایات مربوط به شنیدن مردگان و پاسخ دادن آنها را آوردیم که به همین مقدار بسنده می کنیم .

نتیجه گیری:

۱٫ به اقرار علمای اهل سنت ، آیاتی که وهابیون برای مقصود خویش به آن استدلال می کنند ، دلالت بر مدعای آنها ندارد .

۲٫ تنها کسی از بزرگان اهل سنت ، به وی قول به عدم سماع موتی نسبت داده شده است ، عائشه است و وی نیز از نظر خود برگشته است .

۳٫ آیات فراوانی وجود دارد که به اقرار علمای اهل سنت ، دلالت بر حیات برزخی اموات ، قدرت شنیدن آنها و پاسخگویی آنها دارد .

۴٫ اجماع اهل سنت بر حیات برزخی اموات ، و قدرت شنیدن آن و پاسخگویی آنها است .

۵٫ احادیث اهل سنت در حیات برزخی اموات ، و قدرت شنیدن آنها و پاسخگویی آنها متواتر و بسیاری از آنها صحیح و یا حسن است .

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)

 

برچسب ها