مطالعات متفرقه (خارج از سیر مطالعاتی)

گوشه هائی از شمائل خدای وهابیت!

 
گوشه هائی از شمائل خدای وهابیت!
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مقدمه:

اهمیت «توحید» در شریعت اسلام:

آشنائی اجمالی با فرقه «وهابیت»:

 

تجسیم خداوند، شاخصه اصلی توحید وهابیت!

 

برخی صفات بارز خدای وهابیت:

 

خدای وهابیت «چشم» دارد!!

 

خدای وهابیت «پا» دارد!!

 

خدای وهابیت «دست» دارد!!

 

خدای وهابیت، موی سرش فرفری است!!

 

خدای وهابیت سوار بر «الاغ» می شود!

 

خدای وهابیت سوار بر شتر در منی دیده شده است!!

 

خدای وهابیت مریض می شود!!

 

وقتی خدای وهابیت به زیارت قبر «احمد بن حنبل» می رود!!

 

عرش الهی از سنگینی خدای وهابیت ناله می کند!!

 

خداوند بعد از خلقت جهان به پشت خوابید و پای خود را روی پای دیگر انداخت!!

 خدای وهابیت را چهار فرشته حمل می کنند!!

 

مقدمه:

فرقه ضاله وهابیت، فرقه ای است که بعد از ظهورش در شبه جزیره عربستان، خود را طلایه دار توحید و یگانه پرستی معرفی نموده، و بسیاری از مسلمانها را در سراسر جهان اسلام، با اتهام به شرک، به خاک و خون کشید. در این مقاله بر آن هستیم، تا گوشه ای بسیار مختصر، از خدائی که وهابیت به آن دعوت می کنند را ترسیم کنیم.

اهمیت «توحید» در شریعت اسلام:

بی شک، دین مبین اسلام، به عنوان کامل ترین و جامع ترین شریعت، در میان سایر ادیان بوده، و دین برگزیده خداوند محسوب می شود. لذا خداوند می فرماید:

(إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام)‏

دین در نزد خدا، اسلام است.

سوره آل‏عمران(۳) : آیه ۱۹‏

نکته اساسی این است که حقیقت دین «اسلام»، به عنوان دین منتخب الهی، «توحید» است. در قرآن کریم مضامین گوناگونى مطرح شده است که شعار اصلى و سرلوحه دعوت همه پیامبران الهی را، توحید و پرستش خداوند مى‌داند:

(وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی کُلِّ أُمَّه رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ)

ما در هر امتى رسولى فرستادیم [تا بگوید:]خداى یکتا را بپرستید، و از طاغوت اجتناب کنید.

سوره نحل(۱۶): آیه ۳۶

در همین راستا، دعوت اصلى پیامبر گرامی اسلام (صلى الله علیه وآله) نیز، شهادت به توحید و دعوت به یگانه پرستی بوده است:

«و هُوَ یَقُولُ یَا أَیُّهَا النَّاسُ قُولُوا لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّهُ‏ تُفْلِحُوا»

و پیامبر می گفت: ای مردم! لااله الا الله بگوئید تا رستگار شوید.

بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۱۸، ص۲۰۲

در حدیث معروف «سلسله الذهب» هم به خوبى اهمیت و جایگاه شعار توحید بیان شده است: امام رضا(سلام الله علیه) وقتى در سفر خود از مدینه به سوى مرو، به نیشابور رسیدند، در جمع علما و محدثان ـ به نقل از اجداد بزرگوارشان ـ فرمودند که خداوند فرمود:

«کَلِمَهُ لاَ إلهَ إلاَّ اللهُ حِصْنِى فَمَنْ قالَهَا دَخَلَ حِصْنِى وَ مَن دَخَلَ حِصْنِى أَمِنَ مِنْ عَذَابِى»

کلمه لا إلهَ إلاَّ الله دژ محکم من است؛ هر کس به آن گواهى دهد داخل دژ محکم من شده است و کسى که به دژ من داخل شود، از عذابم در امان است.

کشف الغمه فی معرفه الأئمه (ط- قدیمیه)، ج۲، باب مولد الرضا، ص ۳۰۸؛ بحارالأنوار (ط – بیروت)، ج۴۹، ص ۱۲۷، ح۳

از آنجائی که دین اسلام، ترسیم کننده جهت زندگى و تکامل حیات انسانى است، لازم است که ابعاد گوناگون زندگى انسان (رفتار، افکار، عقاید، اخلاق و معاشرت هاى فردى و اجتماعى اش) جهت خدایى داشته باشد و حرکت او در همه شئون حیات فردى و اجتماعى به سوى خدا باشد.

بنابراین اگر این حقیقت را پذیرفتیم که اسلام به حرکت انسان به سوى کمال مطلق و قرب الهى جهت مى‌دهد و هدایتگر وى در همه شئون زندگى است، این واقعیت آشکار مى‌شود که محتواى دین «اسلام»، چیزى غیر از توجه دادن به خداى واحد نیست. همه احکام و دستورات فرعى اسلام ـ حتى احکام واجب یا مستحبى که به رفتار و کارهاى حیوانى انسان تعلّق دارند ـ براى این است که به همه رفتارهاى انسان و از جمله رفتار حیوانى او رنگ خدایى بزند؛ چون اگر همین رفتار حیوانى جهت خدایى داشته باشد و در جهت اطاعت از خداوند و کسب رضاى او انجام پذیرد، ارزش پیدا خواهد کرد.

آشنائی اجمالی با فرقه «وهابیت»:

مسلک «وهابیت»، مسلکی است که در سال ۱۱۴۳ هجری قمری در شبه جزیره‌ عربستان بوجود آمده است و منسوب به شیخ محمد فرزند «عبدالوهاب نجدی» در قرن دوازدهم است که این نسبت «وهابیت»، از نام پدر او «عبدالوهاب» گرفته شده است!

حقیقت آن است که «محمد بن عبدالوهاب» مبدع و مبتکر این فرقه انحرافی نیست. بلکه احیاگر عقائد باطل «احمد بن عبدالحلیم»، معروف به «ابن تیمیه» به شمار می‌رود. «ابن تیمیه» در قرن هشتم می‌زیست و او نیز خود را پیرو «احمد بن حنبل»، امام حنبلی های اهل سنت و متوفای ۲۴۱هجری می‌دانست!

نکته اساسی در این است که در همان زمان ظهور افکار ابن تیمیه، علمای اهل سنت با عقائد و دیدگاه های ابن تیمیه مخالفت کرده و حتی او را کافر دانستند! مثلاّ «ذهبى» متوفای۷۴۸ هجری دانشمند بلند آوازه عصر «ابن تیمیّه» در نامه اى خطاب به وى مى نویسد:

«یا خیبه من اتبعک فإنه معرض للزندقه و الانحلال… فهل معظم أتباعک إلا قعید مربوط خفیف العقل أو عامی کذاب بلید الذهن أو غریب واجم قوی المکر أو ناشف صالح عدیم الفهم؟»

اى بى چاره، آنان که از تو متابعت مى کنند در پرتگاه زندقه و کفر و نابودى قرار دارند… نه این است که عمده پیروان تو عقب مانده، گوشه گیر، سبک عقل، عوام، دروغگو، کودن، بیگانه، فرومایه، مکّار، خشک، ظاهر الصلاح، و فاقد فهم هستند.

السَّیفُ الصَّقِیلُ فی الرَّدِّ عَلَى ابنِ زَفِیل، تقی الدین السبکی، ص ۲۱۸؛ مکتبه زهران مصر

در ظهور و توسعه وهابیت، «محمدبن ‌عبدالوهاب» در «دین» و «محمد بن‌سعود» در «قدرت» مؤثر بودند و با همفکری و همسو با سیاست‌های استعماری انگلیس توانستند تسلطی بر دیگر مسلمین پیدا کنند. و با گذشت حدود سه قرن از پیدایش آن، بسیاری از ممالک اسلامی و به خصوص مرکز پیدایش اسلام، سرزمین حجاز را تحت تأثیر خود در آورند.

این فرقه منحرف، در بسیاری از اصول عقاید و احکام شرعی با مذاهب دیگر تفاوت دارد. وهابیها خود را مسلمانان حقیقی و دیگر مسلمانان را منحرف و مشرک می‌دانند، و به آنان به دیده‌ی حقارت می‌نگرند. فرقه وهابیت در طول سالیان تأسیس خود، از شیوه‌ی زور و سنگدلی و قساوت در تحمیل افکار غیرمنطقی خود بر مسلمانان، استفاده می‌کند.

بدون تردید سوء استفاده از نام «اسلام»، برای تثبیت قدرت، هدف اصلی فرقه وهابیت محسوب می‌شود. حاکمیت وهابیت، در واقع امپراطوری ظالمانه‌ای بود که با سوء استفاده از شعارهای اسلامی و بهره‌گیری از اهرم اسلام، قدرت ظالمانه خود را تحکیم نمود. وهابیت از زمان شکل گیری خود، مرتکب شنیع ترین جنایات شده است. قتل و عام مسلمین، از مرد و زن و کودک؛ شیعه و سنی و… از ارکان به قدرت رسیدن این فرقه شوم بوده است. اکنون نیز «وهابیت»، اسم اسلام و شعارهای اسلامی را در خدمت اهداف سیاسی خود قرار داده است و هدفی جز تسلط بر ممالک اسلامی، آنهم زیر چتر حمایتی ظالمانی همچون آمریکا و رژیم صهیونیستی، برای به انحراف کشیدن آموزه های اصیل اسلامی ندارد.

به تصریح علمای سرشناس اهل سنت، هدف نهائی وهابیت از تاسیس این فرقه و تکفیر و قتل مسلمانها؛ رسیدن به حکومت و اموال و ثروت و دارائی های مسلمانها بوده است. آقای کوثری – ازعلمای بزرگ دانشگاه الازهر مصر – در این زمینه می نویسد:

«و لیس قصد أول من آثار هذه الفتنه، سوى استباحه أموال المسلمین لیؤسس حکمه بأموالهم على دمائهم باسم أنهم مشرکون»

قصد اولیه وهابیون از فتنه وهابیت، مباح کردن اموال مسلمین بود تا حکومت خودشان را با این اموال تقویت بکنند. اینها خون مسلمین را مباح می کنند به اسم این که اینها مشرک هستند.

مقالات کوثری، ج۱، ص ۳۲۶

تجسیم خداوند، شاخصه اصلی توحید وهابیت!

توحیدی که وهابیت، دیگر مسلمین را به آن دعوت می کند، توحیدی است خاص، با شاخصه های خاص تر! توحید وهابیت، توحیدی است که ما را به خدایی راهنمایی می کند که دارای خصوصیات مادی خاصی است. اول نکته ای که در توحید «ابن تیمیه»، به عنوان مؤسس فرقه وهابیت، واضح و روشن است، مسأله تجسیم است. وی وقتی می خواهد خدای عالم را با آن دید مادی به مردم معرفی کند، صراحتاً اعلام می کند:

«لیس فی کتاب الله و لا سنه رسوله و لا قول احد من سلف الامه و ائمتها انه لیس بجسم»

نه در کتاب خدا و نه در سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و نه در اقوال امت اسلامی و ائمه اهل سنت ، نداریم که خداوند جسم نباشد.

بیان تلبیس الجهمیه، ابن تیمیه، ج۱، ص۱۰۱؛دار النشر: مطبعه الحکومه – مکه المکرمه – ۱۳۹۲، الطبعه: الأولى ، تحقیق: محمد بن عبد الرحمن بن قاسم

برخی صفات بارز خدای وهابیت:

در اینجا به برخی از صفات بارز خدایی که وهابیت، آن را «توحید ناب» معرفی می کند و خود را در جوامع اسلامی موحد حقیقی می شمارد و دیگر مسلمین را به پیروی از آراء و افکار خویش فرا می خواند، اشاره می کنیم:

خدای وهابیت «چشم» دارد!! 

توحیدی که وهابیت از آن دم می زند، ما را به خدائی هدایت می کند که «چشم» دارد:

«ذَکَرَ النَّبِیُّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، یَوْمًا بَیْنَ ظَهْرَیِ النَّاسِ المَسِیحَ الدَّجَّالَ، فَقَالَ: ” إِنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِأَعْوَرَ، أَلاَ إِنَّ المَسِیحَ الدَّجَّالَ أَعْوَرُ العَیْنِ الیُمْنَى»

رسول اکرم روزی در میان مردم از مسیح دجال سخن به میان آورد. در ضمن گفتارش فرمود: خداوند کور نیست! ولی مسیح دجال چشم راستش کور است.

صحیح بخاری ج۳، ص ۱۲۶۹، باب ۴۹، ح ۳۲۵۶؛ دار النشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت – ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷، الطبعه: الثالثه، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا

خدای وهابیت «پا» دارد!!

خدای وهابیت علاوه بر چشم، «پا» هم دارد، و اتفاقاً با همان پا، وارد جهنم هم می شود:

«قَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: ” لاَ تَزَالُ جَهَنَّمُ تَقُولُ: هَلْ مِنْ مَزِیدٍ، حَتَّى یَضَعَ رَبُّ العِزَّهِ فِیهَا قَدَمَهُ، فَتَقُولُ: قَطْ قَطْ وَ عِزَّتِکَ »

پیغمبرفرمود: در روز قیامت اهل جهنم به آتش انداخته می شوند، و جهنم مدام تقاضای زیادت می کند؛ تا اینکه خداوند پای خود را در جهنم می گذرد. در اینجاست که جهنم می گوید تو را به عزتت سوگند بس است بس است.

صحیح بخاری ج۸، ص ۱۳۴، بَابُ الحَلِفِ بِعِزَّهِ اللَّهِ وَصِفَاتِهِ وَکَلِمَاتِهِ، ح ۶۶۶۱؛ المحقق: محمد زهیر بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاه، مصوره عن السلطانیه بإضافه ترقیم ترقیم محمد فؤاد عبد الباقی، الطبعه: الأولى، ۱۴۲۲هـ

خدای وهابیت «دست» دارد!!

«حَدَّثَنَا أَبُو هُرَیْرَهَ، عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «إِنَّ یَمِینَ اللَّهِ مَلْأَى لاَ یَغِیضُهَا نَفَقَهٌ…، أَرَأَیْتُمْ مَا أَنْفَقَ مُنْذُ خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضَ، فَإِنَّهُ لَمْ یَنْقُصْ مَا فِی یَمِینِهِ… وَ بِیَدِهِ الأُخْرَى الفَیْضُ – أَوِ القَبْضُ – یَرْفَعُ وَ یَخْفِضُ»

ابوهریره می گوید: رسول خدا فرمود: دست راست خداوند پر است، و از انفاق و احسانش کم نمی شود. و از آن روزی که آسمانها و زمین را آفریده است احسان می کند و از آنچه در دست او است کم ننموده است. و در دست دیگر خدا فیض و احسان است.

صحیح بخاری ج۶ ص۲۶۹۹ کتاب التوحید، باب وکان عرشه علی الماء، ح ۶۹۸۳؛ دار النشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت – ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷ ، الطبعه: الثالثه، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا

خدای وهابیت، موی سرش فرفری است!!

خدایی که وهابیت به مسلمانها معرفی می کند، موهای سرش فرفری است و موی صورتش در نیامده، و «أمرد» است:

«قال رسول الله (صلى الله علیه وسلم) رأیت ربی فی صوره شاب أمرد له وفره جعد قطط فی روضه خضراء»

ابن عباس می گوید: پیامبرفرمود: پروردگارم را به صورت یک جوان دیدم که هنوز مو در صورت نداشت. و موی سرش هم مجعد و فرفری بود.

بیان تلبیس الجهمیه، ابن تیمیه، ج۷ ص ۲۹۰؛ المحقق: مجموعه من المحققین، الناشر: مجمع الملک فهد لطباعه المصحف الشریف، الطبعه: الأولى، ۱۴۲۶ه

توحید وهابیت، توحیدی است که، ما را به یک همچین خدائی دعوت می کنند. خدائی که دست دارد، پا دارد، و…

جالب این است که «ابویعلی» به عنوان یکی از لیدرهای وهابی، بعد از نقل این روایت می گوید:

«هذا حدیث رواه الکبّر عن الکبّر عن الصحابه عن النبی و من شک فی ذلک لا تقبل شهادته و لایسلم علیه و لایعاد فی مرضه»     

این روایتی است که بزرگان ما از بزرگان و از صحابه و صحابه هم از پیامبر اکرم نقل کرده است و هرکس در این شک کند، شهادتش قبول نیست و کسی نباید به او سلام کند و زمانی که مریض شد، کسی به عیادتش نرود.

طبقات الحنابله، ابی یعلی، ج۳، ص۸۱ ، ح ۸۲ چاپ مکتبه عبیکان، مکه مکرمه؛ طبقات الحنابله، ج۲، ص۴۶، چاپ دار المعرفه بیروت، تحقیق محمد حامد الفقی

خدای وهابیت سوار بر «الاغ» می شود!

البته خدای وهابیت، نه تنها چشم دارد، دست دارد، و موهای فرفری دارد، بلکه گاهاً سوار «الاغ» هم می شود!!

«ابن عساکر» می نویسد:

«إنه ینزل بذاته و یتردد علی حمار»

خدا از آسمان به زمین می آید و سوار یک الاغ می شود.

تبیین کذب المفتری، ابن عساکر، ج۱، ص۳۱۱؛ دار النشر: دار الکتاب العربی – بیروت – ۱۴۰۴، الطبعه: الثالثه

وقتی این وهابی ها می گویند ما موحد هستیم؛ یعنی آن خدایی را قبول داریم که، الاغ سوار و مو فرفری است.

علامه حلی (ره( از علمای بزرگ شیعه در این باره می نویسد که در «بغداد» بعضی از این آقایانی که قائل به جسمانیت خداوند هستند، بعضی شب ها، بر پشت بام خود علف و یونجه، می گذارند:

«وذهب بعضهم إلى أن الله ینزل کل لیله جمعه بشکل أمرد راکبا على حمار حتى أن بعضهم ببغداد وضع على سطح داره معلفا یضع کل لیله جمعه فیه شعیرا وتبنا لتجویز أن ینزل الله تعالى على حماره على ذلک السطح فیشتغل الحمار بالأکل و یشتغل الرب بالنداء هل من تائب هل من مستغفر تعالى الله عن مثل هذه العقائد الردیه فی حقه تعالى.»

بعضی از اهل سنت معتقد هستند که خداوند در هر شب جمعه به صورت یک جوان و سوار بر الآغ بر زمین نازل می شود، به طوری که بعضی از اینها در بغداد، در شب های جمعه روی پشت بام های خود در ظرف هایی علوفه، جو و یونجه می ریزند تا خدایی که با الاغ از آسمان پایین می آید ، این علوفه و یونجه را ببیند و بر بام آن شخص نازل شود و مشغول خوردن آنها شود و خدای عالم هم مشغول ندا دادن باشد که آیا توبه کننده ای هست تا او را ببخشم و از اینگونه عقاید مردود و باطل در حق خداوند متعال.

منهاج الکرامه فی معرفه الإمامه، علامه حلی، ص ۳۹؛ تحقیق: عبدالرحیم مبارک، مؤسسه عاشوراء للتحقیقات و البحوث الإسلامیه

الاعقائد الاسلامیه، مرکز المصطفی، ج ۲، ص ۲۷۷؛ مرکز المصطفی للدراسات الإسلامیه، الطبعه الأولی، محرم الحرام ۱۴۱۹ه

خدای وهابیت سوار بر شتر در منی دیده شده است!!

«عن أبی رزین عن النبی قال رأیت ربی بمنى عند النفر على جمل أورق علیه جبه»

أبی رزین می گوید: پیامبر فرمود: من خدای عالم را در منی دیدم، آن زمانی که از طرف منی به طرف مکه کوچ می کردند که روی شتری با رنگ های سیاه و سفید داشت و بر دوش خداوند، یک پیراهن بلندی بود.

سیر اعلام النبلاء ذهبی، ج ۱۸، باب أحمد بن محمد بن عبدوس الزعفرانی، ص ۱۶؛ دارالنشر: مؤسسه الرساله – بیروت – ۱۴۱۳، الطبعه: التاسعه، تحقیق: شعیب الأرناؤوط محمد نعیم العرقسوسی

لسان المیزان عسقلانی، جلد ۲، باب من اسمه حسن، صفحه ۲۳۸؛ دار النشر: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات – بیروت – ۱۴۰۶ – ۱۹۸۶، الطبعه: الثالثه، تحقیق: دائره المعرف النظامیه – الهند

خدای وهابیت مریض می شود!!

و جالب است که خدای وهابیت بعضی مواقع مریض هم می شود، چشم درد می گیرد، و ملائکه نیز به عیادت خداوند می روند!!

«اشتکت عیناه فعادته الملائکه»

بعضی وقت ها، خداوند چشم درد می گیرید، و ملائکه به ملاقات او می رود.

الملل و النحل، شهرستانی، ج۱، ص۱۰۶؛ دار النشر: دار المعرفه – بیروت – ۱۴۰۴، تحقیق: محمد سید کیلانی

معمولاً کسی که به عیادت مریضی می رود، یک آب میوه ای، کمپوتی با خودش می برد. حالا اگر خدای اینها هم اهل خورد و خوراک باشد برای خدا می برند، وگر نه وقتی به عیادت خدا می روند، شاید کاهی، یونجه ای برای الاغ خدا می برند!!

وقتی خدای وهابیت به زیارت قبر «احمد بن حنبل» می رود!!

«ابن جوزی» نقل می کند:

«حدثنی ابوبکر بن مکارم ابن ابی یعلی الحربی – وکان شیخاً صالحاً – قال: کان قد جاء فی بعض السنین مطر کثیر جداً قبل دخول رمضان بأیام فنمت لیله فی رمضان فأریت فی منامی کأنی قد جئت علی عادتی الی قبر الإمام أحمد بن حنبل أزوره فرأیت قبره قد إلتصق بالأرض، حتی بقی بینه و بین الأرض مقدار ساف أو سافین، فقلت: إنما تم هذا علی قبر الإمام أحمد من کثره الغیث! فسمعته من القبر و هو یقول: لا، بل هذا من هیبه الحق عز و جل لأنه عز و جل قد زارنی!»

ابوبکر بن مکارم که مرد صالحی بود برای من نقل می کرد که در یکی از سال ها، باران خیلی زیادی آمد. من در شبی از شبهای ماه رمضان خوابیدم و درخواب دیدم که طبق عادت همیشگی خودم، آمدم کنار قبر آقای احمد بن حنبل تا او را زیارت کنم. دیدم که قبر او، به زمین چسبیده است، با خودم گفتم که شاید به خاطر بارش باران بوده که این قبر، آثارش را که باید مقداری بلند باشد، از بین برده است. همان گونه که داشتم به این مسئله فکر می کردم، یک دفعه شنیدم که ندائی از قبر آمد و آقای احمد بن حنبل گفت: نه، این که می بینی قبر من با زمین یکسان شده و هیچ برآمدگی ندارد، از هیبت خداوند است؛ زیرا خداوند به زیارت قبر من آمده بود!

آقایان وهابی ها داد و فریاد می کنند که رفتن به زیارت قبر امام رضا (علیه السلام) شرک است، ولی در اینجا می گویند که خداوند به زیارت قبر احمد بن حنبل می رود!! چه می دانیم شاید خداوند هم نعوذبالله مشرک شده است!!

راوی می گوید که «احمد بن حنبل» ادامه داد و گفت:

«فسألته عن سرّ زیارته إیای فی کل عام، فقال عز وجل: یا أحمد! لأنک نصرت کلامی، فهو ینشر و یتلی فی المحاریب»

سؤال کردم از خدا: چرا هر سال به زیارت قبر من می آیی؟ خداوند فرمود: ای احمد! تو کلام مرا در میان مردم منتشر کردی؛ کلام من در میان مردم خوانده می شود و در محراب ها تلاوت می شود.

برای اینکه وهابیت، غلوّ نکنند و بگویند حتما آقای احمد بن حنبل به قدری مقامش بالاست که خداوند به زیارتش می آید، می گویند:

«فقال لی: یا بنی! لیس هذا کرامه لی و لکن هذا کرامه لرسول الله! لأن معی شعرات من شعره! ألا و من یحبنی یزورنی فی شهر رمضان! قال ذلک مرتین»

احمد بن حنبل به من گفت: فرزندم! خداوند که به زیارت قبر من می آید، به خاطر جایگاه من نیست، بلکه به خاطر کرامت رسول الله است؛ زیرا همراه من، موئی از موهای پیامبر است و به خاطر آن است که خداوند هر سال به زیارت قبر من می آید.

مناقب الإمام احمد بن حنبل، ابن جوزی، باب الثانی والتسعون، فصل فی ذکر المنامات التی رئی فیها احمد بن حنبل، ص ۶۰۷ ؛ تحقیق: د. عبدالله بن عبدالمحسن الترکی؛ دارالنشر: هجر للطباعه والنشر

عرش الهی از سنگینی خدای وهابیت ناله می کند!!

در بسیاری از منابع معتبر اهل سنت، روایت عجیبی از طریق خلیفه دوم عمر بن خطاب، به پیامبر نسبت داده شده است:

«عن عمر رضی الله عنه: أن امرأه أتت النبی صلی الله علیه و سلم فقالت: أدع الله أن یدخلنی الجنه، فعظم الرب تبارک و تعالی و قال: إن کرسیه وسع السماوات و الأرض و إن له أطیطا کأطیط الرحل الجدید، إذا رکب من ثقله»

عمر بن خطاب نقل می کند: زنی آمد نزد نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) گفت: دعا کن که خداوند مرا وارد بهشت گرداند. پیغمبر بعد از حمد و ثنای الهی گفت: عرش خداوند به وسعت آسمانها و زمین است و وقتی خداوند سوار بر عرش می شود، عرش خداوند مانند یک شتر جوان و نوپایی است که وقتی تازه می خواهند بر آن سوار شوند، از سنگینی خداوند ناله می کند.

تفسیر طبری، ج۳، ص۱۰؛ دار النشر : دار الفکر – بیروت – ۱۴۰۵

مجمع الزوائد للهیثمی، ج۱، ص۸۳؛ دار النشر: دار الریان للتراث/‏دار الکتاب العربی – القاهره، بیروت – ۱۴۰۷

کنز العمال للمتقی الهندی، ج۱۰، کتاب العظمه من قسم الأفعال، ص۱۶۹، ح ۲۹۸۶۳؛ دار النشر: دار الکتب العلمیه – بیروت – ۱۴۱۹هـ-۱۹۹۸م، الطبعه: الأولى، تحقیق: محمود عمر الدمیاطی

تفسیر إبن کثیر، ج۱، ص۳۱۱؛ دار النشر: دار الفکر – بیروت – ۱۴۰۱

الدر المنثور للسیوطی، ج۲، ص۱۷؛ دار النشر: دار الفکر – بیروت – ۱۹۹۳

جامع الأحادیث سیوطی، ج۱۴، ص ۳۳۹، باب مسند عمر بن خطاب، ح۳۷۳۵

البدایه والنهایه، ج۱، ص۱۱؛ دار النشر: مکتبه المعارف – بیروت

بیان تلبیس الجمهیه، ج۱، ص۵۷۲؛ دار النشر: مطبعه الحکومه – مکه المکرمه – ۱۳۹۲ ، الطبعه: الأولى، تحقیق: محمد بن عبد الرحمن بن قاسم

آقای «هیثمی» این روایت را نقل می کند و می گوید:

«رواه البزار و رجاله رجال الصحیح»

این روایت را آقای بزار در مسند خود نقل کرده و تمام راویان آن صحیح هستند.

مجمع الزوائد للهیثمی، ج۱، ص۸۴؛ دار النشر: دار الریان للتراث/‏دار الکتاب العربی – القاهره، بیروت – ۱۴۰۷

خداوند بعد از خلقت جهان به پشت خوابید و پای خود را روی پای دیگر انداخت!!

آقای «طبرانی» در روایتی صحیح السند نقل می کند:

« عَنْ عُبَیْدِ بْنِ حُنَیْنٍ، قَالَ: بَیْنَا أَنَا جَالِسٌ إِذْ جَاءَنِی قَتَادَهُ بْنُ النُّعْمَانِ، فَقَالَ لِی: انْطَلَقْ بِنَا یَا ابْنَ حُنَیْنٍ إِلَى أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ، فَإِنِّی قَدْ أُخْبِرْتُ أَنَّهُ قَدِ اشْتَکَى، فَانْطَلَقْنَا عَلَى أَبِی سَعِیدٍ فَوَجَدْنَاهُ مُسْتَلْقِیًا رَافِعًا رِجْلَهُ الْیُمْنَى عَلَى الْیُسْرَى، فَسَلَّمْنَا وَجَلَسْنَا، فَرَفَعَ قَتَادَهُ بْنُ النُّعْمَانِ یَدَهُ إِلَى رِجْلِ أَبِی سَعِیدٍ فَقَرَصَهَا قَرْصَهً شَدِیدَهً، فَقَالَ أَبُو سَعِیدٍ: سُبْحَانَ اللهِ یَا ابْنَ آدَمَ لَقَدْ أَوْجَعَنِی، فَقَالَ لَهُ: ذَلِکَ أَرَدْتُ، فَقَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: ” إِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ لَمَّا قَضَى خَلْقَهُ اسْتَلْقَى فَوَضَعَ إِحْدَى رِجْلَیْهِ عَلَى الْأُخْرَى، وَقَالَ: لَا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِی أَنْ یَفْعَلَ هَذَا “، فَقَالَ أَبُو سَعِیدٍ: لَا جَرَمَ، وَاللهِ لَا أَفْعَلُهُ أَبَدًا.»

عبید بن حنین می گوید: من نشسته بودم که قتاده بن نعمان به پیش من آمد و گفت: پاشو با هم به پیش ابوسعید خدری برویم ای ابا حنین! من خبری شنیدم که از او شاکی شدم. ما رفتیم خدمت أبو سعید خدری و دیدیم که به پشت خوابیده است و پای راستش را روی پای چپ خود انداخته است. بر او سلام کردیم و قتاده آمد نیشگونی شدید از پای أبو سعید گرفت و أبو سعید گفت: سبحان الله! این پسر آدم! مرا به درد آوردی. قتاده گفت: من هم همین را می خواستم. پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فرمود: خداوند وقتی خلقت جهان را تمام کرد، به پشت خوابید و یکی از پاهایش را روی پای دیگرش انداخت و فرمود: سزاوار نیست برای هیچ یک از بندگانم که هم چنین کاری را بکند. أبو سعید گفت: به خدا قسم! من هم دیگر این کار را نمی کنم.

المعجم الکبیر للطبرانی، ج۱۹، ص۱۳، باب عُبَیْدُ بْنُ حُنَیْنَ، عَنْ قَتَادَهَ بْنِ النُّعْمَانِ، ح۱۸؛ المحقق: حمدی بن عبد المجید السلفیا، دار النشر: مکتبه ابن تیمیه – القاهره، الطبعه: الثانیه

آقای «أبو یعلی» بعد از این که این روایت را نقل می کند می نویسد:

«قال أبو محمد الخلال: هذا حدیث إسناده کلهم ثقات و هم مع ثقتهم شرط الصحیحین.»

أبو محمد خلال می گوید: این روایتی است که تمام راویانش ثقه هستند و تمام شرایط صحیح بخاری و صحیح مسلم در این روایت هست.

إبطال التأویلات لأخبار الصفات، أبی یعلی، ج۱، ص۱۸۸ و ۱۸۹؛ دارالنشر: مکتبه دارالامام الذهبی، کویت،۱۴۱۰ق

خدای وهابیت را چهار فرشته حمل می کنند!!

«إبن خزیمه» در کتاب «توحید»، روایتی را نقل می کند که «عبدالله بن عمر»، فردی را به سوی «عبدالله بن عباس» فرستاد و گفت:

«هل رأی محمد ربه؟ فأرسل إلیه عبدالله بن عباس أن نعم، فردّ علیه عبدالله بن عمر رسوله أن کیف رآه؟ فأرسل انه رآه فی روضه خضراء، دونه فراش من ذهب علی کرسی من ذهب، یحمله أربعه من الملائکه، ملک فی صوره رجل و ملک فی صوره ثور و ملک فی صوره نسر و ملک فی صوره أسد.»

آیا پیامبر، خدا را دیده است؟ عبدالله بن عباس می گوید: بله. عبدالله بن عمر باز هم آن فرد را فرستاد و گفت: خدا را چگونه دیده است؟ عبدالله بن عباس گفت: خدا را در یک چمن زار سرسبز دیده است که در زیر خداوند، رختخوابی از طلا بود که بر روی تختی از طلا بود و ۴ نفر از ملائکه، او را حمل می کنند و یک ملک به صورت مرد است و یک ملک به صورت گاو است و یک ملک به صورت کرکس است و یک ملک هم به صورت شیر است.

توحید إبن خزیمه، ج۲، ص۴۸۳، باب بَابُ ذِکْرِ الْأَخْبَارِ الْمَأْثُورَهِ فِی إِثْبَاتِ رُؤْیَهِ النَّبِیِّ، دار النشر: مکتبه الرشد – السعودیه – الریاض – ۱۴۱۴هـ – ۱۹۹۴م ، الطبعه: الخامسه، تحقیق: عبد العزیز بن إبراهیم الشهوان

جالب این است که در اول این کتاب، آقای إبن خزیمه شرط کرده است که من در این کتاب، جز احادیث صحیح که با سند ثقه به پیامبر رسیده باشد، نیاورده ام. یعنی تمام روایات کتاب من، سنداً صحیح است و راویانش تا پیامبر، ثقه هستند.

توحید لإبن خزیمه، ج۱، ص۱۱

آنچه نقل شد، مختصری بود از خصوصیات و ویژگی های خدائی که فرقه ضاله وهابیت، به عنوان توحید اصلی و حقیقی مطرح می کند و دیگر مسلمانها را به دلیل پیروی نکردن از این توحید، متهم به شرک و کفر می کند و بعد هم فتوای قتل آنها را صادر می کند.

این نکته، قابل توجه است که بهترین جائی که وهابیت زمین گیر می شود، بحث از «خدای وهابیت» است. مطالب عجیب و غریب، و نسبت های ناروا و دور از شأن حضرت رب العالمین، که به واسطه نبی مکرم(صلی الله علیه و آله)، و یا از طریق صحابه ایشان، به خداوند متعال نسبت داده شده است که با عقل سلیم بشری، و با تأملی اندک در آیات نورانی قرآن کریم، بطلان تمامی این ادعاها و نسبت ها روشن خواهد شد.

 

والسلام علی من اتبع الهدی

واحد تدوین مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر

(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

شبکه بین المللی مطالعات ادیان

اینفورس (شبکه بین المللی مطالعات ادیان)،‌ بخشی از یک مجموعه فعالیت های فرهنگی است که توسط یک گروه جهادی مجازی انجام می شود. این گروه  بدون مرز، متشکل از اساتید، طلاب، دانشجویان و کلیه داوطلبان باایمان و دغدغه مندی است که علاقمند به فعالیت علمی جهادی در عرصه جنگ نرم هستند. شما هم می توانید یکی از اعضای این گروه باشید(اینجا کلیک کنید). فعالیت های سایت زیر نظر سید محمد رضا طباطبایی، مدرس ادیان و کارشناس صدا و سیماست. موضوعات سایت نیز در زمینه سیر مطالعاتی با رویکرد تقویت بنیه های اعتقادی و پاسخ به شبهات است.

هیچ نظری وجود ندارد

دکمه بازگشت به بالا
بستن