مطالعات متفرقه (خارج از سیر مطالعاتی)

بررسی روایت تاریخ طبری و تهدید عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)

بررسی روایت تاریخ طبری و تهدید عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
 

طرح شبهه:

عبد الرحمن دمشقیه، نویسنده معاصر وهّابی، در مقاله اش با عنوان « قصه حرق عمر رضی الله عنه لبیت فاطمه رضی الله عنها» که در سایت «فیصل نور» آمده، در باره روایت محمد بن جریر طبری و تهدید عمر برای آتش زدن خانه فاطمه سلام الله علیها می نویسد:

۲ – «حدثنا ابن حمید قال حدثنا جریر عن مغیره عن زیاد بن کلیب قال أتی عمر منزل علی وفیه طلحه والزبیر ورجال من المهاجرین فقال والله لأحرقن علیکم أو لتخرجن إلی البیعه فخرج علیه الزبیر مصلتا بالسیف فعثر فسقط السیف من یده فوثبوا علیه فأخذوه» (تاریخ الطبری۲/۲۳۳).

فی الروایه آفات وعلل منها:

جریر بن حازم وهو صدوق یهم وقد اختلط کما صرح به أبو داود والبخاری فی التاریخ الکبیر (۲/۲۲۳۴).

المغیره وهو ابن المقسم. ثقه إلا أنه کان یرسل فی أحادیثه لا سیما عن إبراهیم. ذکره الحافظ ابن حجر فی المرتبه الثالثه من المدلسین وهی المرتبه التی لا یقبل فیها حدیث الراوی إلا إذا صرح بالسماع.

عمر، به طرف منزل علی [علیه السلام] که طلحه و زبیر و گروهی از مهاجریان نیز در آن بودند آمد و گفت: به خدا سوگند! برای بیعت با ابوبکر بیایید و گر نه خانه را به آتش می کشم. زبیر شمشیر به دست بیرون آمد؛ ولی ناگهان بر زمین افتاد و شمشیر از دستش افتاد، به وی حمله ور شدند و او را دستگیر کردند.

در این روایت آفت هایی است که یکی از آن ها وجود جریر بن حازم است؛ اگر چه وی راستگو است؛ ولی گاهی دچار وهم و اشتباه شده و درست و نادرست را آن چنانکه ابوداوود گفته است بهم می آمیخته است.

دومین آفت مغیره بن مقسم است که ثقه است؛ ولی احادیث او مرسل است. ابن حجر او را در مرتبه سوم از مدلسین که روایاتشان پذیرفتنی نیست، قرار داده است؛ مگر این که تصریح به شنیدن کرده باشد.

اشکالات دیگری نیز مطرح شده است؛ از جمله گفته اند: سند روایت «تاریخ طبری» در ابتدا و انتها، دو اشکال دارد؛ زیرا نخستین راوی آن یعنی ابن حمید، متهم به دروغ پردازی است و آخرین راوی نیز خود شاهد آن ماجرا نبوده و با واسطه روایت می کند؛ لذا روایت هم ساختگی است و هم منقطع.

نقد و بررسی:

اصل روایت:

حدثنا ابن حُمَیْدٍ قال حدثنا جریر عن مغیره عن زِیَادِ بن کُلَیْبٍ قال أتی عمر بن الخطاب منزل علی وفیه طلحه والزبیر ورجال من المهاجرین فقال والله لأحرقن علیکم أو لتخرجن إلی البیعه فخرج علیه الزبیر مصلتا بالسیف فعثر فسقط السیف من یده فوثبوا علیه فأخذوه.

عمر بن خطاب به خانه علی آمد در حالی که گروهی از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. به آنان گفت: به خدا سوگند خانه را به آتش می کشم؛ مگر اینکه برای بیعت بیرون بیایید. زبیر از خانه بیرون آمد درحالی که شمشیر کشیده بود، ناگهان پای او لغزید و شمشیر از دستش افتاد، در این موقع دیگران هجوم آوردند و شمشیر را از دست او گرفتند.

الطبری، أبی جعفر محمد بن جریر (متوفای۳۱۰هـ)، تاریخ الطبری، ج ۲، ص ۲۳۳، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت.

بررسی سند روایت:

محمد بن حمید:

ذهبی در باره او می نویسد :

محمد بن حمید. ابن حیان العلامه الحافظ الکبیر أبو عبد الله الرازی مولده فی حدود الستین ومئه

قال أبو زرعه من فاته محمد بن حمید یحتاج ان ینزل فی عشره آلاف حدیث.

وقال عبد الله بن أحمد سمعت أبی یقول لا یزال بالری علم ما دام محمد بن حمید حیا.

وقال أبو قریش الحافظ قلت لمحمد بن یحیی ما تقول فی محمد بن حمید فقال ألا ترانی أحدث عنه.

وقال أبو قریش وکنت فی مجلس محمد بن إسحاق الصاغانی فقال حدثنا ابن حمید فقلت تحدث عنه فقال ومالی لا احدث عنه وقد حدث عنه أحمد ویحیی بن معین.

علاّمه و حافظ بزرگ محمد بن حمید که ولادتش در حدود سال ۱۶۰هـ بوده است، ابوزرعه در باره او گفته است: کسی که محمد بن حمید را درک نکرده باشد، ده هزار حدیث را از دست داده است.

عبد الله بن احمد بن حنبل می گوید: از پدرم شنیدم که می گفت: تا زمانیکه محمد بن حمید در شهر ری زنده بود، علم ودانش پایدار بود.

ابو قریش محمد بن جمعه بن خلف می گوید: به محمد بن یحیی گفتم: در باره محمد بن حمید چه می گوئی؟ گفت: مگر نمی بینی از او حدیث نقل می کنم، سپس گفت: در مجلس محمد بن اسحاق بودم، دیدم از محمد بن حمید روایت نقل می کند، گفتم: از محمد بن حمید حدیث روایت می کنی؟ گفت: چرا من از وی حدیث نقل نکنم، وحال آنکه احمد حنبل و یحیی بن معین از وی حدیث روایت کرده اند.

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای۷۴۸هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج ۱۱، ص ۵۰۳، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: التاسعه، ۱۴۱۳هـ.

مزی در تهذیب الکمال در ترجمه وی می نویسد:

وَقَال أبو بکر بن أَبی خیثمه: سئل یحیی بن مَعِین عن محمد بن حمید الرازی فقال: ثقه. لیس به بأس، رازی کیس.

وَقَال علی بن الحسین بن الجنید الرازی: سمعت یحیی ابن مَعِین یقول: ابن حمید ثقه، وهذه الاحادیث التی یحدث بها لیس هو من قبله، إنما هو من قبل الشیوخ الذین یحدث عنهم.

وَقَال أبو العباس بن سَعِید: سمعت جعفر بن أَبی عثمان الطیالسی یقول: ابن حمید ثقه، کتب عنه یحیی وروی عنه من یقول فیه هو أکبر منهم.

… از یحیی بن معین در باره او سؤال شد؛ در پاسخ گفت: مورد اطمینان است و ایرادی در او نیست، او اهل ری و باهوش است. علی بن الحسین رازی گفته است: از یحیی بن معین شنیدم که می گفت: ابن حمید مورد اعتماد است.

و علی بن حسین بن جنید رازی گفته است: احادیثی که ابن حمید نقل کرده است، از خود او نیست؛ بلکه از استادان نقل کرده است.

ابو العباس بن سعید می گوید: از جعفر بن عثمان طیالسی شنیدم که می گفت: ابن حمید مورد اطمینان است؛ یحیی از او نقل روایت کرده و کسی از او روایت کرده است که خود از شهرت بر خوردار و از همه ایشان ( راویان ) بزرگتر است ( احمد بن حنبل).

المزی، یوسف بن الزکی عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفای۷۴۲هـ)، تهذیب الکمال، ج ۲۵، ص ۱۰۰، تحقیق د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۰هـ – ۱۹۸۰م.

البانی، روایت محمد بن حمید را تصحیح می کند:

محمد ناصر البانی، نویسنده معاصر وهابی در کتاب صحیح وضعیف سنن الترمزی و سلسله احادیث الصحیحهاحادیثی تصحیح کرده است که در اسناد آن محمد بن حمید قرار دارد. به چند مورد اشاره می کنیم:

«رضیت لأمتی ما رضی لها ابنُ أمِّ عبدٍ »…

و قد روی الحدیث بزیاده فیه بلفظ: ” و کرهت لأمتی ما کره لها ابن أم عبد “. قال فی ” المجمع ” ( ۹ / ۲۹۰): ” رواه البزار و الطبرانی فی ” الأوسط ” باختصار الکراهه، و رواه فی ” الکبیر ” منقطع الإسناد، و فی إسناد البزار محمد بن حمید الرازی و هو ثقه و فیه خلاف و بقیه رجاله وثقوا “.

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ)، سلسله احادیث الصحیحه، ج۳، ص۲۲۵، ح ۱۲۲۵، ناشر: مکتبه المعارف للنشر والتوزیع، طبعه جدیده منقحه ومزیده، ۱۴۱۵ هـ _ ۱۹۹۵ م.

( سنن الترمذی )

۶۰۶ حدثنا محمد بن حمید الرازی حدثنا الحکم بن بشیر بن سلمان حدثنا خلاد الصفار عن الحکم بن عبد الله النصری عن أبی إسحق عن أبی جحیفه عن علی ابن أبی طالب رضی الله عنه أن رسول الله صلی الله علیه وسلم قال ستر ما بین أعین الجن وعورات بنی آدم إذا دخل أحدهم الخلاء أن یقول بسم الله قال أبو عیسی هذا حدیث غریب لا نعرفه إلا من هذا الوجه وإسناده لیس بذاک القوی وقد روی عن أنس عن النبی صلی الله علیه وسلم أشیاء فی هذا.

تحقیق الألبانی:

صحیح، ابن ماجه ( ۲۹۷ )

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ)، صحیح وضعیف سنن الترمذی، ج۲، ص۱۰۶، طبق برنامه المکتبه الشامله، اصدار الثانی.

( سنن الترمذی )

۱۷۶۲ حدثنا محمد بن حمید الرازی حدثنا أبو تمیله والفضل بن موسی وزید بن حباب عن عبد المؤمن بن خالد عن عبد الله بن بریده عن أم سلمه قالت کان أحب الثیاب إلی النبی صلی الله علیه وسلم القمیص قال أبو عیسی هذا حدیث حسن غریب إنما نعرفه من حدیث عبد المؤمن بن خالد تفرد به وهو مروزی وروی بعضهم هذا الحدیث عن أبی تمیله عن عبد المؤمن بن خالد عن عبد الله بن بریده عن أمه عن أم سلمه.

تحقیق الألبانی:

صحیح، ابن ماجه ( ۳۵۷۵ )

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ)، صحیح و ضعیف سنن الترمذی، ج۲، ص۲۶۲٫

( سنن الترمذی )

۲۴۷۸ حدثنا محمد بن حمید الرازی حدثنا عبد العزیز بن عبد الله القرشی حدثنا یحیی البکاء عن ابن عمر قال تجشأ رجل عند النبی صلی الله علیه وسلم فقال کف عنا جشاءک فإن أکثرهم شبعا فی الدنیا أطولهم جوعا یوم القیامه قال أبو عیسی هذا حدیث حسن غریب من هذا الوجه وفی الباب عن أبی جحیفه.

تحقیق الألبانی:

حسن، ابن ماجه ( ۳۳۵۰ – ۳۳۵۱ ).

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ)، صحیح وضعیف سنن الترمذی، ج۵، ص۴۷۸٫

( سنن الترمذی )

۲۹۳۶ حدثنا محمد بن حمید الرازی حدثنا نعیم بن میسره النحوی عن فضیل بن مرزوق عن عطیه العوفی عن ابن عمر أنه قرأ علی النبی صلی الله علیه وسلم ( خلقکم من ضعف ) فقال ( من ضعف ) حدثنا عبد بن حمید حدثنا یزید بن هارون عن فضیل بن مرزوق عن عطیه عن ابن عمر عن النبی صلی الله علیه وسلم نحوه قال أبو عیسی هذا حدیث حسن غریب لا نعرفه إلا من حدیث فضیل بن مرزوق.

تحقیق الألبانی:

حسن، الروض النضیر ( ۵۳۰ ).

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ)، صحیح وضعیف سنن الترمذی، ج۶، ص۴۰۶٫

( سنن الترمذی )

۳۵۳۳ حدثنا محمد بن حمید الرازی حدثنا الفضل بن موسی عن الأعمش عن أنس أن رسول الله صلی الله علیه وسلم مر بشجره یابسه الورق فضربها بعصاه فتناثر الورق فقال إن الحمد لله وسبحان الله ولا إله إلا الله والله أکبر لتساقط من ذنوب العبد کما تساقط ورق هذه الشجره قال أبو عیسی هذا حدیث غریب ولا نعرف للأعمش سماعا من أنس إلا أنه قد رآه ونظر إلیه.

تحقیق الألبانی:

حسن، التعلیق الرغیب ( ۲ / ۲۴۹ )

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ)، صحیح وضعیف سنن الترمذی، ج۸، ص۳۳٫

با توجه به جایگاهی که البانی در میان عالمان وهابی دارد، برای اثبات وثاقت محمد بن حمید، توثیق و تصحیح او کفایت می کند.

بی اعتباری تضعیف نسائی و جوزجانی:

برخی از عالمان جرح و تعدیل؛ همانند نسائی و جوزجانی محمد بن حمید را تضعیف کرده اند؛ مزی می نویسد:

وقال النسائی: لیس بثقه. وقال إبراهیم بن یعقوب الجوزجانی: ردئ المذهب غیر ثقه.

نسائی گفته است محمد بن حمید ثقه نیست، و ابراهیم بن یعقوب جوزجانی او را غیر مطمئن و دارای مذهب پست معرفی نموده است.

المزی، یوسف بن الزکی عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفای۷۴۲هـ)، تهذیب الکمال، ج ۲۵، ص ۱۰۵، تحقیق د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۰هـ – ۱۹۸۰م.

نسائی ابو حنیفه را نیز تضعیف کرده است

آیا تضعیف این دو نفر ارزش واعتباری دارد؟

تضعیف نسائی و جوزجانی اعتبار ندارد و غیر قابل قبول است؛ زیرا نسائی از افراد سختگیر در توثیق است؛ تا جائی که، رئیس احناف یعنی ابوحنیفه را نیز تضعیف کرده است؛ لکنوی در الرفع و التکمیل می نویسد:

ولم یقبل جرح النسائی فی أبی حنیفه وهو ممن له تعنت وتشدد فی جرح الرجال المذکور فی میزان الاعتدال ضعفه النسائی من قبل حفظه.

آنچه که نسائی در باره وارد کردن عیب بر ابوحنیفه گفته است، مقبول نیست؛ زیرا وی در کتاب میزان الإعتدال در وارد کردن عیب بر افراد سختگیری کرده است.

اللکنوی الهندی، أبو الحسنات محمد عبد الحی (متوفای۱۳۰۴هـ)، الرفع والتکمیل فی الجرح والتعدیل، ج ۱، ص ۱۲۱، تحقیق: عبد الفتاح أبو غده، ناشر: مکتب المطبوعات الإسلامیه – حلب، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷هـ

بنابراین تضعیف نسائی با معیار سختگیری در توثیق مردود خواهد بود.

و اما جوزجانی او کسی است که در دشمنی با امیرمؤمنان علی علیه السلام مشهور و معروف است.

ذهبی و ابن حجر در باره وی می نویسند:

وکان من الحفاظ المصنفین والمخرجین الثقات، لکن فیه انحراف عن علی.

او از حافظان و نویسندگان است که افزون بر آن راویان ثقه و مورد اعتماد را نیز معین کرده است؛ ولی از امیر مؤمنان (علیه السلام) انحراف داشت ( از دشمنان او محسوب می شد).

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای۷۴۸هـ)، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج ۷، ص ۲۷۲، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۹۹۵م

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای۸۵۲هـ) لسان المیزان، ج ۶، ص ۳۰۱، تحقیق: دائره المعرف النظامیه – الهند، ناشر: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۶هـ – ۱۹۸۶م.

حدیث راوی «مختلف فیه» «حسن» می شود:

حتی اگر فرض کنیم که تضعیفات نسائی و جوزجانی ارزش داشته باشد، بازهم سبب نخواهد شد که از روایت محمد بن حمید دست برداریم؛ زیرا اولاً: کسانی همچون یحیی بن معین، احمد بن حنبل و طیالسی وی را توثیق کرده اند که از ائمه جرح و تعدیل محسوب می شوند و تضعیفات نسائی که از متشددین و سختگیران محسوب می شود و یا جوزجانی که از دشمنان امیرمؤمنان علیه السلام بوده است، نمی تواند در برابر توثیق یحیی بن معین مقاومت نماید؛

ثانیاً: با چشم پوشی از همه این موارد، فرض را بر این می گیریم که عده ای وی را تضعیف و عده ای او را توثیق کرده باشند، بازهم روایت وی مورد قبول است؛ زیرا طبق قواعد رجال اهل سنت، روایت چنین شخصی در مرتبه «حسن» قرار می گیرد و روایت حسن نزد عالمان اهل سنت حجت است که در این مورد می توان به نمونه هایی بعنوان مثال اشاره نمائیم.

ابن حجر عسقلانی در باره قزعه بن سوید می نویسد:

أما قزعه بن سوید… واختلف فیه کلام یحیی بن معین فقال عباس الدوری عنه ضعیف وقال عثمان الدارمی عنه ثقه وقال أبو حاتم محله الصدق ولیس بالمتین یکتب حدیثه ولا یحتج به وقال ابن عدی له أحادیث مستقیمه وأرجو أنه لا بأس به وقال البزار لم یکن بالقوی وقد حدث عنه أهل العلم وقال العجلی لا بأس به وفیه ضعیف.

فالحاصل من کلام هؤلاء الأئمه فیه أن حدیثه فی مرتبه الحسن والله أعلم.

سخنان اهل دانش در باره او متفاوت است، برخی او را تضعیف کرده و گروهی او را راستگو و یا ثقه دانسته ولی گفته اند حدیثش نوشته می شود؛ ولی احتجاج و استدلال به آن نمی شود، وعده ای حدیث او را پذیرفته اگر چه قوی نیست.

ولی ابن حجر خودش سرانجام چنین نتیجه گیری می کند:

از سخنان پیشوایان رجال وحدیث چنین استفاده می شود که روایت وحدیث قزعه بن سوید در مرتبه حسن است.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای۸۵۲هـ)، القول المسدد فی الذب عن المسند للإمام أحمد، ج ۱، ص ۳۰، تحقیق: مکتبه ابن تیمیه، ناشر: مکتبه ابن تیمیه – القاهره، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۱هـ.

و در تهذیب التهذیب در ترجمه عبد الله بن صالح می نویسد:

وقال ابن القطان هو صدوق ولم یثبت علیه ما یسقط له حدیثه إلا أنه مختلف فیه فحدیثه حسن.

ابن قطان عبد الله بن صالح را راستگو دانسته و می گوید: چیزی که باعث کنارنهادن حدیثش شود، ثابت نشده و اختلاف در باره او وجود دارد؛ ولی حدیثش حسن است.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای۸۵۲هـ) تهذیب التهذیب، ج ۵، ص ۲۲۸، ناشر: دار الفکر – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۴هـ – ۱۹۸۴م

زرکشی در اللآلئ المنثوره می نویسد:

وقد أخرجه ابن ماجه فی سننه عن کثیر بن شنظیر عن محمد سیرین… وکثیر بن شنظیر مختلف فیه فالحدیث حسن.

ابن ماجه در سننش حدیث عبد الله بن صالح را از طریق کثیر بن شنطیر از محمد بن سیرین آورده است؛ اگر چه در باره کثیر بن شنطیر اختلاف است؛ ولی در عین حال حدیثش صحیح است.

الزرکشی، بدر الدین (متوفای۷۹۴ هـ) اللآلئ المنثوره فی الأحادیث المشهوره المعروف بـ ( التذکره فی الأحادیث المشتهره )، ج ۱، ص ۴۲، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیه ـ بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۶ هـ، ۱۹۸۶م .

حافظ هیثمی در مجمع الزوائد می نویسد:

رواه أحمد وفیه عبدالله بن محمد بن عقیل وهو سیء الحفظ قال الترمذی صدوق وقد تکلم فیه بعض أهل العلم من قبل حفظه وسمعت محمد بن إسماعیل یعنی البخاری یقول کان أحمد بن حنبل وإسحق بن إبراهیم والحمیدی یحتجون بحدیث ابن عقیل قلت فالحدیث حسن والله أعلم.

عبد الله بن محمد بن عقیل حافظه خوبی نداشت، ترمزی او را راستگو دانسته و بعضی از دانشمندان در باب قدرت حافظه اش سخنانی گفته اند، بخاری می گفت: احمد حنبل و اسحاق بن ابراهیم و حمیدی به حدیثش استدلال می کردند، سپس نتیجه می گیرد که حدیث ابن عقیل حسن است.

الهیثمی، علی بن أبی بکر (متوفای۸۰۷ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج ۱، ص ۲۶۰، ناشر: دار الریان للتراث / دار الکتاب العربی – القاهره، بیروت – ۱۴۰۷هـ.

حافظ ابن قطان در بیان الوهم والإیهام، در موارد متعددی به همین قاعده استناد می کند که ما به دو مورد اشاره می کنیم:

وهو إنما یرویه ابن وهب، عن أسامه بن زید اللیثی، عن نافع عنه. وأسامه مختلف فیه، فالحدیث حسن. وقد تقدم ذکر أسامه فی هذا الباب.

در نقل روایت از اسامه بن زید اختلاف شده است؛ ولی حدیث از او حسن است، و در باره اسامه بن زید لیثی نیز به همین شیوه سخن گفته و سرانجام حدیثش را در رتبه حسن قرار داده است.

ابن القطان الفاسی، أبو الحسن علی بن محمد بن عبد الملک (متوفای۶۲۸هـ)، بیان الوهم والإیهام فی کتاب الأحکام، ج ۴، ص ۴۲۰، تحقیق: د. الحسین آیت سعید، ناشر: دار طیبه ـ الریاض، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۸هـ،۱۹۹۷م.

وهو حدیث یرویه سلام أبو المنذر، عن ثابت، عن أنس. وهو سلام بن سلیمان القارئ، صاحب عاصم، وهو مختلف فیه، فالحدیث حسن.

در باره سلام بن سلمان قاری اختلاف وجود دارد؛ ولی حدیثش «حسن» است.

ابن القطان الفاسی، أبو الحسن علی بن محمد بن عبد الملک (متوفای۶۲۸هـ)، بیان الوهم والإیهام فی کتاب الأحکام، ج ۴، ص ۴۶۲ ـ ۴۶۳، تحقیق: د. الحسین آیت سعید، ناشر: دار طیبه ـ الریاض، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۸هـ،۱۹۹۷م.

و ملا علی قاری پس از نقل یک حدیث که در اسناد آن ابوالمنیب قرار دارد می نویسد:

ورواه الحاکم وصححه وقال أبو المنیب ثقه ووثقه ابن معین أیضاً وقال ابن أبی حاتم سمعت أبی یقول صالح الحدیث وأنکر علی البخاری ادخاله فی الضعفاء وتکلم فیه النسائی وابن حبان وقال ابن عدی لا بأس به فالحدیث حسن.

حاکم این روایت را نقل و آن را تصحیح کرده و گفته: ابوالمنیب ثقه است و ابن معین هم او را توثیق کرده است و ابن أبی حاتم می گوید: از پدرم شنیدم می گفت: ابوالمنیب حدیثش صحیح است و به بخاری که نام او را در ردیف افراد ضعیف آورده است اعتراض می کرد، نسائی در باره او تردید کرده و ابن حبان و ابن عدی گفته اند که اشکالی در او نیست؛ پس حدیث حسن است.

القاری، علی بن سلطان محمد (متوفای۱۰۱۴هـ)، مرقاه المفاتیح شرح مشکاه المصابیح، ج ۳، ص ۳۰۵، تحقیق: جمال عیتانی، ناشر: دار الکتب العلمیه – لبنان/ بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۲هـ – ۲۰۰۱م.

و مناوی در فیض القدیر می نویسد:

طب عن عبد الله بن زید الأنصاری الأوسی ثم الخطمی کوفی شهد الحدیبیه قال الهیثمی: وفیه أحمد بن بدیل وثقه النسائی وضعفه أبو حاتم أی فالحدیث حسن

احمد بن بدیل را نسائی توثیق و ابوحاتم تضعیف کرده است ولی حدیثش در مرتبه حسن قرار دارد.

المناوی، عبد الرؤوف (متوفای۱۰۳۱ هـ)، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج ۱، ص ۳۶۹، ناشر: المکتبه التجاریه الکبری – مصر، الطبعه: الأولی، ۱۳۵۶هـ.

و محیی الدین نووی، شوکانی و مبارکفوری پس از نقل روایتی می نویسند:

وفی إسْنَادِهِ عبد الرحمن بن حَبِیبِ بن أزدک (أردک) وهو مُخْتَلَفٌ فیه قال النَّسَائِیّ مُنْکَرُ الحدیث وَوَثَّقَهُ غَیْرُهُ قال الْحَافِظُ فَهُوَ علی هذا حَسَنٌ

در سندش عبد الرحمن بن حبیب بن ازدک قرار دارد که وضعیتش مورد اختلاف است؛ ولی در هر صورت حدیثش حسن است.

النووی، أبی زکریا محیی الدین (متوفای۶۷۶ هـ) المجموع، ج ۱۷، ص ۶۸، ناشر: دار الفکر للطباعه والنشر والتوزیع، التکمله الثانیه.

الشوکانی، محمد بن علی بن محمد (متوفای ۱۲۵۵هـ)، نیل الأوطار من أحادیث سید الأخیار شرح منتقی الأخبار، ج ۷، ص ۲۰، ناشر: دار الجیل، بیروت – ۱۹۷۳٫

المبارکفوری، محمد عبد الرحمن بن عبد الرحیم أبو العلا (متوفای۱۳۵۳هـ)، تحفه الأحوذی بشرح جامع الترمذی، ج ۴، ص ۳۰۴، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت.

و زیلعی در نصب الرایه پس از آوردن حدیثی می نویسد:

حدیث آخر أخرجه الترمذی… وقال غریب ورواه أحمد فی مسنده قال بن القطان فی کتابه وأبو معشر هذا مختلف فیه فمنهم من یضعفه ومنهم من یوثقه فالحدیث من أجله حسن انتهی.

ابو معشری در سند این حدیث وجود دارد، بعضی او را تضعیف کرده و برخی توثیق کرده اند؛ بنابراین به جهت وجود او در سند، رتبه حدیث می شود حسن.

الزیلعی الحنفی، عبدالله بن یوسف أبو محمد الحنفی (متوفای۷۶۲هـ)، نصب الرایه لأحادیث الهدایه، ج ۴، ص ۱۲۱، تحقیق: محمد یوسف البنوری، ناشر: دار الحدیث – مصر – ۱۳۵۷هـ.

اکنون و با توجه به آنچه گذشت، اختلاف علما در توثیق و تضعیف راوی سبب اسقاط حدیث از درجه اعتبار نمی شود بلکه روایت در رتبه «حسن» قرار می گیرد و روایت حسن نیز همانند روایت صحیح حجت و مورد قبول عالمان اهل سنت است.

عمل به این قاعده ، اختصاص به دانشمندان قدیم ندارد؛ بلکه عالمان معاصر اهل سنت نیز صحت آن را پذیرفته و به آن پایبند هستند.

محمد ناصر البانی که جایگاه ویژه ای در میان وهابی ها دارد، فقط در کتاب سلسله احادیث الصحیحه، بیش از پنجاه مورد با استفاده از همین قاعده روایات را تصحیح کرده است که به ۱۵ مورد از کتاب های گوناگون وی اشاره می کنیم.

۱٫ قلت: وهذا إسناد حسن، رجاله کلهم ثقات رجال البخاری غیر ابن ثوبان واسمه عبد الرحمن بن ثابت وهومختلف فیه.

سند این حدیث حسن است؛ چون رجال این حدیث، همگی از رجال بخاری و همگی ثقه هستند، غیر از ابن ثوبان که در باره او اختلاف شده است.

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ)، سلسله احادیث الصحیحه، ح۱۱۵، طبق برنامه مکتبه الشامله.

۲٫ وصالح بن رستم وهو أبو عامر الخزاز البصری لم یخرج له البخاری فی صحیحه إلا تعلیقا، وأخرج له فی الأدب المفرد أیضا ثم هو مختلف فیه، فقال الذهبی نفسه فی الضعفاء: وثقه أبو داود، وقال ابن معین: ضعیف الحدیث. وقال أحمد: صالح الحدیث.

وهذا هو الذی اعتمده فی المیزان فقال: وأبو عامر الخزاز حدیثه لعله یبلغ خمسین حدیثا، وهو کما قال أحمد: صالح الحدیث .

قلت: فهو حسن الحدیث إن شاء الله تعالی، فقد قال ابن عدی: وهو عندی لا بأس به، ولم أر له حدیثا منکرا جدا. وأما الحافظ فقال فی التقریب: صدوق، کثیر الخطأ . وهذا میل منه إلی تضعیفه. والله أعلم.

ابوعامر خزّار بصری بخاری از وی حدیثی نقل نکرده؛ مگر به نحو تعلیق، در باره او اختلاف شده است. ذهبی در قسمت راویان ضعیف می نویسد: ابوداوود خزّار بصری را توثیق کرده و ابن معین گفته است ضعیف است و احمد بن حنبل وی را صالح الحدیث نامیده است و در کتاب المیزان به همین سخن اعتماد شده و گفته شده است.

البانی سپس می گوید:

حدیث ابوعامر در رتبه حسن قرار می گیرد؛ چون ابن عدی گفته است: از نظر من ابوعامر اشکالی ندارد و حدیث منکری از وی نقل نشده است. ابن حجر در کتاب التقریب گفته است: ابوعامر راستگو است؛ ولی خطایش بسیار است که گویا میل به تضعیف وی داشته است.

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ) سلسله احادیث الصحیحه، ص۲۱۶٫

۳٫ قلت: وهذا إسناد حسن رجاله ثقات معرفون غیر سلیمان بن عتبه وهو الدمشقی الدارانی مختلف فیه،فقال أحمد: لا أعرفه وقال ابن معین: لا شیء، وقال دحیم: ثقه، ووثقه أیضا أبو مسهر والهیثم ابن خارجه وهشام بن عمار وابن حبان ومع أن الموثقین أکثر، فإنهم دمشقیون مثل المترجم فهم أعرف به من غیرهم من الغرباء، والله أعلم.

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ) سلسله احادیث الصحیحه، ح۵۱۴٫

سند حدیث «حسن» است؛ چون رجال آن شناخته شده و مورد اعتماد هستند؛ غیر از سلیمان بن عتبه دمشقی دارانی که در باره او اختلاف شده است. احمد گفته است: او را نمی شناسم. ابن معین می گوید: جایگاهی ندارد. دحیم او را مورد اعتماد دانسته و ابومسهر و هیثم بن خارجه و هشام بن عمار و ابن حبان نیز او را مورد اعتماد دانسته اند، و چون توثیق کنندگانش بیشتر هستند و از طرفی همه آنان دمشقی می باشند؛ پس باید نتیجه بگیریم که آنان آگاه تر از دیگران نسبت به راویان ناشناس هستند.

۴٫ وإسناد أحمد حسن رجاله ثقات رجال مسلم غیر محمد بن عبد الله بن عمرو وهو سبط الحسن الملقب بـ ( الدیباج ) وهو مختلف فیه.

سند احمد «حسن» است؛ چون رجال او ثقه و از رجال صحیح مسلم می باشند؛ غیر از محمد بن عبد الله بن عمر که در باره او اختلاف شده است.

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ) سلسله احادیث الصحیحه، ح۵۴۶٫

۵٫ قلت: وإسناده خیر من إسناد حدیث عیاض رجاله ثقات رجال الشیخین غیر سنان بن سعد وقیل: سعد بن سنان وهو مختلف فیه، فمنهم من وثقه ومنهم من ضعفه. قلت: فهو حسن الحدیث.

سند حدیث رجالش مورد اعتماد و از رجال بخاری و مسلم هستند؛ غیر از سنان بن سعد که گفته در باره او اختلاف وجود دارد، بعضی او را توثیق و بعضی تضعیف کرده اند؛ اما حدیثش «حسن» است.

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ) سلسله احادیث الصحیحه، ح۵۷۰٫

۶٫ وروی منه ابن ماجه ( ۳۳۷۶ ) القضیه الوسطی منه من طریق أخری عن سلیمان بن عتبه به. قال البوصیری فی الزوائد: إسناده حسن، وسلیمان بن عتبه مختلف فیه وباقی رجال الإسناد ثقات .

قلت: وهو کما قال.

رجال سند این حدیث مورد اعتماد هستند؛ غیر از سلیمان بن عتبه. بوصیری در الزوائد گفته: سند این حدیث «حسن» است، و در سلیمان بن عتبه اختلاف شده است، بقیه راویان مورد اعتماد هستند.

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ) سلسله احادیث الصحیحه، ح ۶۷۵٫

۷٫ وإبراهیم بن المهاجر وهو البجلی مختلف فیه، فقال أحمد: لا بأس به وقال یحیی القطان: لم یکن بقوی، وفی التقریب: صدوق لین الحفظ.

قلت: فهو حسن الحدیث أن شاء الله تعالی.

در باره ابراهیم بن مهاجر بجلی، اختلاف شده است. احمد می گوید: اشکالی در وی نیست و یحیی بن قطان گفته است: قوی نیست، در تقریب آمده است: راستگو است؛ ولی حافظه ای اندکی داشته است؛ در هر حال حدیثش «حسن» است.

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ) سلسله احادیث الصحیحه، ح۶۹۷٫

۸٫ قلت: وهذا إسناد حسن، رجاله ثقات رجال الصحیح غیر الأجلح وهو ابن عبد الله الکندی وهو صدوق کما قال الذهبی والعسقلانی. والحدیث قال فی الزوائد (۱۳۱ / ۲ ): هذا إسناد فیه الأجلح بن عبد الله مختلف فیه، ضعفه أحمد وأبو حاتم والنسائی وأبو داود وابن سعد، ووثقه ابن معین والعجلی ویعقوب بن سفیان وباقی رجال الإسناد ثقات.

رجال سند، همگی مورد اعتماد و از رجال صحیح بخاری هستند؛ غیر از اجلج بن عبد الله کندی که راستگو است؛ چنانچه ذهبی و ابن حجر همین را گفته اند. در [مجمع] الزوائد گفته شده: در اسناد این حدیث اجلج بن عبد الله که احمد، ابوحاتم و ابن سعد او را تضعیف کرده اند؛ ولی ابن معین، عجلی و یعقوب بن سفیان او را توثیق کردده آند؛ ولی بقیه رجال حدیث ثقه هستند.

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ)، سلسله احادیث الصحیحه، ح۱۰۹۳٫

۹٫ أخرجه ابن ماجه ( ۲ / ۴۰۷ ) من طریق سعد بن إبراهیم بن عبد الرحمن بن عوف عن معبد الجهنی عن معاویه مرفوعا. وفی الزوائد: إسناده حسن لأن معبد الجهنی مختلف فیه وباقی رجال الإسناد ثقات.

قلت: وهو کما قال.

در [مجمع] الزوائد آمده است: در سند حدیث، معبد جهنی است که در باره او اختلاف شده است؛ ولی بقیه رجال سند ثقه است.

من می گویم: سخن او درست است.

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ) سلسله احادیث الصحیحه، ح۱۲۸۴٫

۱۰٫ قلت: ورجاله ثقات رجال مسلم غیر الباهلی هذا، وهو مختلف فیه، وقال الحافظ فی التقریب: صدوق له أوهام . قلت: فهو حسن الحدیث إن شاء الله تعالی.

رجال سند حدیث همان رجال صحیح مسلم است که ثقه هستند؛ غیر از باهلی که حافظ در تقریب او را راستگوی خطاکار معرفی می کند؛ ولی حدیثش «حسن» است.

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ) سلسله احادیث الصحیحه، ح۲۸۴۱٫

۱۱٫ قلت: وهذا إسناد حسن علی الخلاف المعروف فی الاحتجاج بروایه عمرو بن شعیب عن أبیه عن جده، و الذی استقر علیه عمل الحفاظ المتقدمین و المتأخرین الاحتجاج بها، و حسب القاریء أن یعلم قول الحافظ الذهبی فیه فی کتابه المغنی : مختلف فیه، و حدیثه حسن، و فوق الحسن.

اسناد حدیث «حسن» است؛ چون در استدلال به روایت عمرو بن شعیب از پردش و از جدش اختلاف است؛ ولی حافظان متأخر و متقدم به روایت وی استناد و استدلال کرده اند. در باره این مطلب این سخن ذهبی کافی است که می گوید: در باره عمرو بن شعیب اختلاف است؛ ولی حدیثش «حسن» بلکه بالاتر از آن است.

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ) سلسله احادیث الصحیحه، ح۲۹۸۰٫

۱۲٫ إسناده حسن رجاله کلهم ثقات غیر عمر بن یزید النصری وهو مختلف فیه کما تقدم آنفا وقد خرجت الحدیث فی الصحیحه.

رجال موجود در سند این حدیث همگی مورد اعتماد هستند؛ غیر از عمر بن یزید نصری که در باره او اختلاف شده است؛ چنانچه پیش از این گذشت. من حدیث او را در کتاب الصحیحه آورده ام.

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ)، ضلال الجنه، ج۱، ص۱۳۱، ح ۳۲۳، طبق برنامه المکتبه الشامله.

۱۳٫ حدیث صحیح إسناده حسن ورجاله ثقات غیر سکین بن عبد العزیز وهو مختلف فیه والراجح عندی أنهحسن الحدیث.

حدیث «صحیح» و سندش «حسن» است، رجال آن همگی مورد اعتماد هستند؛ غیر از سکین بن عبد العزیز که در باره او اختلاف شده است؛ اما سخن راجح نزد من این است که روایت او «حسن» است.

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ)، ضلال الجنه، ج۲، ص۲۹۴، ۱۱۲۵٫

۱۴٫ قلت: وهذا سند حسن بما قبله فإن داود هذا مختلف فیه وجزم الذهبی فی المیزان بأنه ضعیف. ووثقه ابن حبان ( ۱ / ۴۱ ) وقال أبو حاتم: تغیر حین کبر وهو ثقه صدوق وقال النسائی: لیس بالقوی ).

سند حدیث «حسن» است؛ زیرا در این حدیث فقط در باره داوود اختلاف شده است. ذهبی در المیزان یقین به ضعف وی دارد؛ اما قول راجح نزد من این است که حدیث او «حسن» است.

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ)، ارواء الغلیل فی تخریج احادیث منار السبیل، ج۳، ص۴۰۲، کتاب الزکاه، تحقیق: إشراف: زهیر الشاویش، ناشر: المکتب الإسلامی – بیروت – لبنان، الطبعه: الثانیه، ۱۴۰۵ – ۱۹۸۵ م.

۱۵٫ قلت: وهذا إسناده حسن رجاله ثقات رجال الشیخین غیر عبد الله بن دکین وهو أبو عمر الکوفی البغدادیمختلف فیه قال الذهبی فی المغنی : معاصر لشعبه وثقه جماعه وضعفه أبو زرعه وقال الحافظ فی التقریب : صدوق یخطئ.

رجال موجود در سند این حدیث همگی مورد اعتماد هستند؛ چون از رجال صحیح بخاری و مسلم هستند؛ غیر از عبد الله بن دکین کوفی که ذهبی در کتاب المغنی می گوید: وی معاصر شبعه بوده و گروهی او را توثیق کرده اند؛ ولی ابوزرعه تضعیف کرده است. حافظ ابن حجر هم در کتاب التقریب وی را راستگوی خطاکار معرفی کرده است.

البانی، محمد ناصر (متوفای ۱۴۲۰هـ)، تحریم آلات الطرب، ج۱، ص۱۴۸، طبق برنامه المکتبه الشامله.

از آنچه گذشت این نکته به وضوح به اثبات می رسد که عالمان جرح و تعدیل، روایتی که در باره یکی از راویان آن به اختلاف سخن گفته شده و برخی او را تأیید و بعضی تصدیق کرده باشند، آن روایت را «حسن» می نامند.

در نتیجه حتی اگر فرض کنیم که جرح نسائی و جوزجانی و برخی دیگر از عالمان سنی، در باره محمد بن حمید مورد قبول نیز باشد، بازهم ضرری به اعتبار روایت نمی زند؛ زیرا حد اکثر محمد بن حمید می شود «مختلف فیه» و روایت راوی مختلف فیه طبق قاعده ای که گذشت، می شود «حسن» و روایت حسن نیز همانند روایت صحیح نزد اهل سنت معتبر و قابل قبول است.

جریر بن عبد الحمید بن قُرْط الضَبِّی:

وی از راویان صحیح بخاری و مسلم است و مزی در تهذیب الکمال در ترجمه وی می نویسد:

قال محمد بن سعد: کان ثقه کثیر العلم، یرحل إلیه. و قال محمد بن عبد الله بن عمار الموصلی: حجه کانت کتبه صحاحا.

محمد بن سعد می گوید: جریر مورد اطمینان و دارای علم زیادی بود، مردم برای کسب دانش نزد وی می رفتند. محمد بن عبد الله موصلی می گوید: او حجت بود و همه کتاب هایش صحیح.

المزی، یوسف بن الزکی عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفای۷۴۲هـ)، تهذیب الکمال، ج ۴، ص ۵۴۴، تحقیق د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۰هـ – ۱۹۸۰م.

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای۷۴۸هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج ۹، ص ۱۱، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: التاسعه، ۱۴۱۳هـ.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای۸۵۲هـ) تهذیب التهذیب، ج ۲، ص ۶۵، ناشر: دار الفکر – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۴هـ – ۱۹۸۴م.

بنابراین، اشکال عبد الرحمن دمشقیه که گفته است:

جریر بن حازم وهو صدوق یهم وقد اختلط کما صرح به أبو داود والبخاری فی التاریخ الکبیر (۲/۲۲۳۴).

بی اساس است و دو ایراد مهم دارد:

اولاً: محمد بن حمید رازی، روایت را از جریر بن عبد الحمید نقل کرده است نه جریر بن حازم و این نشان دهنده عدم دقت دمشقیه در سند روایت است.

ثانیاً: حتی اگر فرض کنیم که جریر بن حازم نیز باشد، در توثیق او نمی توان تردید کرد؛ چرا که او نیز از راویان بخاری، مسلم و بقیه صحاح سته است؛ بنابراین اشکال دمشقیه کاملا بی اساس است.

مغیره بن مِقْسَم ضَبِّی:

وی نیز از راویان بخاری، مسلم و بقیه صحاح سته است.

مزی در تهذیب الکمال در باره وی می نویسد:

عن أبی بکر بن عیاش: ما رأیت أحدا أفقه من مغیره، فلزمته.

وقال أحمد بن سعد بن أبی مریم، عن یحیی بن معین: ثقه، مأمون.

قال عبد الرحمن بن أبی حاتم: سألت أبی، فقلت: مغیره عن الشعبی أحب إلیک أم ابن شبرمه عن الشعبی؟ فقال: جمیعا ثقتان.

وقال النسائی: مغیره ثقه.

ابو بکر عیاش می گوید: کسی را داناتر از مغیره ندیدم که بخواهم با او همراه شوم. یحیی بن معین می گوید: او مورد اطمینان و امین است. ابن أبی حاتم می گوید: از پدرم سؤال کردم که آیا روایت مغیره از شعبی برای تو دوست داشتنی تر است یا روایت شبرمه از شعبی؟ گفت: هر دو مورد اطمینانند. نسایی می گوید: مغیره مورد اطمینان است.

المزی، یوسف بن الزکی عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفای۷۴۲هـ)، تهذیب الکمال، ج ۲۸، ص ۳۹۹، تحقیق د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۰هـ – ۱۹۸۰م.

از این رو، اشکال دمشقیه که گفته بود:

المغیره وهو ابن المقسم. ثقه إلا أنه کان یرسل فی أحادیثه لا سیما عن إبراهیم. ذکره الحافظ ابن حجر فی المرتبه الثالثه من المدلسین وهی المرتبه التی لا یقبل فیها حدیث الراوی إلا إذا صرح بالسماع.

مغیره بن مقسم ثقه است؛ فقط نکته ای که هست این است که او احادیثش را مرسل نقل کرده اس نه مسند؛ به ویژه از ابراهیم. ابن حجر او را در مرتبه سوم از مدلسین که روایاتشان پذیرفتنی نیست ذکر می کند؛ مگر تصریح به شنیدن کرده باشد.

ارزش علمی ندارد. اگر او مدلس بوده، چرا بخاری، مسلم و… از او روایت نقل کرده اند؟

زیاد بن کُلَیب:

وی نیز از راویان صحیح مسلم، ترمذی و… است.

مزی در تهذیب الکمال در ترجمه وی می گوید:

قال أحمد بن عبد الله العجلی: کان ثقه فی الحدیث، قدیم الموت.

وقال النسائی: ثقه.

وقال ابن حبان: کان من الحفاظ المتقنین، مات سنه تسع عشره و مئه.

عجلی گفته است: او در روایت مورد اطمینان بود. نسایی گفته است: او مورد اطمینان است. ابن حبان گفته است: او از حافظان ثابت قدم و محکم کاربود، در سال ۱۱۹ از دنیا رفت.

المزی، یوسف بن الزکی عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفای۷۴۲هـ)، تهذیب الکمال، ج۹، ص۵۰۵، تحقیق د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۰هـ – ۱۹۸۰م.

شبهه انقطاع سند:

اولاً: همان طور که در روایت بلاذری اشاره شد، همین که شخصی از بزرگان اهل تسنن در قرن اول هجری، به چنین مطلبی اعتراف کرده باشد، برای اثبات مطلب کفایت می کند؛ حتی اگر خودش شاهد ماجرا نیز نبوده باشد؛

ثانیاً: تمام روایاتی که زیاد بن کلیب نقل می کند، از افرادی است که همه آن ها از نظر بزرگان اهل سنت به طور قطع ثقه هستند. استادان وی از این قراراند:

۱٫ ابراهیم نخعی: او فردی فقیه و دانشمند و ورعش باعث تعجب همگان و اهل خیر بود، از شهرت گریزان و در علم سرشناس بود.

ابراهیم النخعی: الفقیه کان عجبا فی الورع و الخیر، متوقیا للشهره، رأسا فی العلم.

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای۷۴۸هـ)، الکاشف فی معرفه من له روایه فی الکتب السته، ج ۱ ص ۲۲۷، تحقیق محمد عوامه، ناشر: دار القبله للثقافه الإسلامیه، مؤسسه علو – جده، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۳هـ – ۱۹۹۲م.

۲٫ سعید بن جبیر: مورد اعتماد در نقل و فقیه ودانشمند در دین واحکام بود.

سعید بن جبیر: ثقه ثبت فقیه.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای۸۵۲هـ) تقریب التهذیب، ج ۱ ص ۲۳۴، رقم: ۲۲۷۸، تحقیق: محمد عوامه، ناشر: دار الرشید – سوریا، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۶هـ ـ ۱۹۸۶م.

۳٫ عامر شعبی: مورد اعتماد و بلند آوازه و دانشمند در دین و برجسته بود.

عامر الشعبی: ثقه مشهور فقیه فاضل.

تقریب التهذیب، ج ۱ ص ۲۸۷، رقم: ۳۰۹۲٫

۴٫ فضیل بن عمرو فقیمی: مورد اعتماد است.

فضیل بن عمرو الفقیمی: ثقه.

تقریب التهذیب، ج ۱، ص۴۴۸، رقم: ۵۴۳۰٫

نتیجه:

سند روایت کاملاً صحیح است و اشکالات عبد الرحمن دمشقیه همگی بی اساس و نشان دهنده عدم توجه و دقت او است، انقطاع سند نیز ضرری به حجیت آن نمی زند.

 

 

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

شبکه بین المللی مطالعات ادیان

اینفورس (شبکه بین المللی مطالعات ادیان)،‌ بخشی از یک مجموعه فعالیت های فرهنگی است که توسط یک گروه جهادی مجازی انجام می شود. این گروه  بدون مرز، متشکل از اساتید، طلاب، دانشجویان و کلیه داوطلبان باایمان و دغدغه مندی است که علاقمند به فعالیت علمی جهادی در عرصه جنگ نرم هستند. شما هم می توانید یکی از اعضای این گروه باشید(اینجا کلیک کنید). فعالیت های سایت زیر نظر سید محمد رضا طباطبایی، مدرس ادیان و کارشناس صدا و سیماست. موضوعات سایت نیز در زمینه سیر مطالعاتی با رویکرد تقویت بنیه های اعتقادی و پاسخ به شبهات است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن