مطالعات متفرقه (خارج از سیر مطالعاتی)

پژوهشی درباره نام، سن و کیفیت طفل شیرخوار امام حسین علیه السلام

آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (از صفحه ۷۱ تا ۹۰)
پژوهشی درباره نام، سن و کیفیت طفل شیرخوار امام حسین علیه السلام (۲۰ صفحه)
نویسنده : رنجبر،محسن

چکیده

نوشتار حاضر، ابتدا به پژوهش درباره نام طفل شیرخوار امام حسین(علیه السلام) پرداخته و سپس به بررسی سن وی و نقد دیدگاه برخی منابع معاصر در این باره می پردازد. در ادامه به کیفیت شهادت این طفل و در پایان، به معرفی و نقد دیدگاه یکی از محققان معاصر درباره دو نفر بودن علی اصغر و عبدالله پرداخته است.

کلمات کلیدی

طفل شیرخوار، امام حسین(علیه السلام)، عبدالله و علی اصغر.
تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۷۱)


‌ ‌‌‌چـکیده‌

نوشتار حاضر، ابتدا به پژوهش درباره نام طفل شیرخوار امام حسین(علیه السـلام‌) پرداخـته‌ و سـپس‌ به بررسی سن وی و نقد دیدگاه برخی منابع معاصر در این باره می پردازد. در‌ ادامه به کیفیت شـهادت این طفل و در پایان، به معرفی و نقد دیدگاه یکی‌ از محققان معاصر درباره‌ دو‌ نفر بـودن علی اصغر و عبدالله پرداخـته اسـت.

واژگان کلیدی: طفل شیرخوار، امام حسین(علیه السلام)، عبدالله و علی اصغر.

مقدمه

از مصائب بزرگ روز عاشورا و حوادث مسلم این روز، شهادت طفل شیرخوار‌ امام حسین(علیه السلام) است که توسط سپاه عمر سـعد با کمال بی رحمی و در آغوش امام(علیه السلام) به شهادت رسید. در برخی منابع کهن، از نام این طفل، سخنی‌ به‌ میان نیامده، اما در

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۷۲)


برخی دیگر با نام عبدالله بن الحسین یا عـبدالله رضـیع از او یاد شده است. هم چنین بسیاری از منابع، در باره سن او سکوت کرده‌ اند‌. از طرف دیگر، برخی مورخان و مقتل نگاران، اصل تیر خوردن و شهادت او را به اختصار بیان کرده و بعضی دیگر گفته انـد کـه در کنار خیمه در آغوش امام(علیه‌ السلام‌) هدف تیر قرار گرفت. گروه سوم، گزارش کرده اند که امام(علیه السلام) او را در برابر سپاه کوفه گرفت و تشنگی او را مطرح کرد و در این هنگام رویـ‌ دسـت‌ امام‌(علیه السلام) با تیر دشمنان‌ به‌ شهادت‌ رسید.

اینک ابتدا نام و سن این طفل و سپس کیّفیت شهادت او را با استناد به منابع قدیمی (که برخی، از برخی‌ دیگر‌ گرفته‌ انـد یـا یـک گزارش را یکی به اختصار‌ و دیـگری‌ بـه تـفصیل آورده است) بررسی می کنیم و در پایان به نقد تحلیل یکی از محققان معاصر در این باره‌ می‌ پردازیم‌.

نـام کودک

منابع تاریخی، نام ایـن طـفل را گـوناگون نوشته‌ اند؛ در برخی منابع از او (بدون ذکر نام) تـعبیر بـه «صبی» شده،۲ چنان که در روایتی، امام‌ باقر‌(علیه‌ السلام) نیز از این طفل، تعبیر به «صبی» کرده است.۳ دسته‌ ایـ‌ از مـنابع نـیز با عنوان «صغیر»۴ از او یاد کرده اند. فضیل بن زبیر (از اصـحاب‌ امام‌ باقر‌(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام)) هم به صراحت نام او را‌ عبدالله‌ ضبط‌ کرده است.۵ ابومخنف در خـبری کـه از حـُمَید بن مسلم نقل کرده، به نقل‌ از‌ برخی‌، نام او را عبدالله دانسته اسـت،۶ امـا در جای دیگر، به صراحت نام او‌ را‌ می آورد.۷ مورخان و رجال شناسان بعدی، همانند

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۷۳)


محمد بن حبیب بغدادی۸ (م ۲۴۵ ق)، بـلاذری‌۹ (م ۲۷۹‌ ق)، ابـونصر‌ بـخاری۱۰(زنده تا ۳۴۱ ق)، ابوالفرج اصفهانی۱۱ (م ۳۵۶ ق) طبرانی۱۲ (م ۳۶۰ ق)، قاضی نعمان‌ مصری‌۱۳ (م ۳۶۳ ق)، بلعمی۱۴ (م ۳۶۳ ق)، شیخ مفید۱۵ (کـه بـیشترین گـزارش عاشورا را‌ از‌ ابومخنف‌ نقل کرده است) و به پیروی او، طبرسی۱۶ و شیخ طوسی۱۷ به صراحت نام او‌ را‌ عـبدالله نـوشته انـد. بسیاری از منابع متأخر نیز با همین نام از‌ او‌ یاد‌ کرده اند.۱۸

ابن اعثم (م ۳۱۴ق) نخستین مـورخی اسـت که از طفل شیرخوار با نام‌ «علی‌» یاد‌ کرده و از او با نام «علیٌ فی الرضـاع» تـعبیر کـرده است.۱۹‌ خوارزمی‌ (م ۵۶۸ ق) نیز (که بسیاری از مطالب مقتل خود را از ابن اعثم گرفته) از او به‌ «علیٌ‌ الطـفل» (بـدون ذکر اصغر) تعبیر کرده است.۲۰

اما تا جایی که‌ بررسی‌ ها نشان مـی دهـد، اولیـن کسی که‌ نام‌ یکی‌ از فرزندان

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۷۴)


امام(علیه السلام) را (افزون‌ بر‌ علی اکبر و امام چهارم(عـلیه السـلام) و عبدالله) «علی اصغر» دانسته است، طبری شیعی‌۲۱‌ (از علمای قرن چهارم) است‌. پسـ‌ از او‌ ابـن‌ خـشاب‌ بغدادی۲۲(م۲ ۵۶۷ ق) و ابن شهرآشوب۲۳‌ (م ۵۸۸‌ ق) نام این طفل را «علی اصغر» نگاشته اند. و از آن پس، این‌ اسم‌ به برخی از مـنابع مـتأخرتر، راهـ‌ یافته است.۲۴

سن‌ کودک‌

درباره سن او باید گفت‌ که‌ بسیاری از منابع تـاریخی چـنان که در گزارش های آن ها ملاحظه خواهد‌ شد‌ سخنی از سن وی به‌ میان‌ نیاورده‌ و تنها به عناوینی‌، هـمانند‌ صـبی، صغیر، طفل و رضیع‌ (شیرخوار‌) اکتفا کرده اند. البته برخی مورخان و مقتل نـویسان، هـمانند فضیل بن زبیر رسان (زنده‌ تا‌ عـصر امـام صـادق(علیه السلام)) و یعقوبی‌ (م ۲۸۴‌ ق) بر این‌ باورند‌ کـه‌ ایـن طفل در روز‌ عاشورا به دنیا آمده است.۲۵

اما گزارش های قابل اعتنا که در آن هـا‌ بـه‌ سن این طفل اشاره شـده، گـزارش‌ های‌ ذیـل‌ اسـت‌ کـه‌ البته سن وی‌ را‌ متفاوت نوشته انـد، از ایـن رو باید اذعان کرد که هیچ وجه جمعی برای این گزارش‌ ها‌ وجـود‌ نـدارد.

نخستین گزارش به ترتیب قدمت آنـ‌ ها‌ گزارش‌ محمد‌ بـن‌ سـعد‌ (م ۲۳۰ ق)

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۷۵)


است که از پسری سه سـاله بـرای امام حسین(علیه السلام) سخن به میان آورده که عقبه بن بشر اسدی، او را بـا تـیری شهید کرد‌.۲۶

بلعمی، از مورخان قـرن چـهارم، ذیـل گزارش چگونگی شـهادت طـفل شیرخوار، او را یک ساله دانـسته اسـت.۲۷ و بالأخره در بیتی به جای مانده از کسائی مروزی، شاعر قرن‌ چهارم‌ از طفلی پنج ماهه، یـاد شـده است:

آن پنج ماهه کودک، باری چـه کـرد ویحک *** کـز پای تـا بـه تارک، مجروح شد مفاجا؟۲۸چـنان که ملاحظه می شود، هیچ‌ وجه‌ جمعی بین سه قول یاد شده وجود ندارد، اگـرچه شـاید بتوان گفته بلعمی را به دلایلی تـرجیح داد، زیـرا بـرخی مـنابع بـه شیرخواره‌ بودن‌ ایـن طـفل اشاره کرده اند‌ که‌ طبیعتاً با قول ابن سعد سازگاری ندارد و برخی دیگر چنان که خـواهد آمـد گـفته اند که امام(علیه السلام) او را در دامانش نـشاند‌ کـه‌ ایـن امـر بـا پنـج‌ ماهه‌ بودن کودک (گفته کسائی مروزی) ناسازگار است، زیرا این کودک طبیعتاً بایستی به سنی از رشد رسیده باشد که نشستن او در دامان پدر ممکن باشد، از این رو این‌ دو‌ ویژگی یـاد شده با هم، با یک ساله بودن کودک سازگار است. اگرچه به این نکته نیز باید اذعان کرد که گفته بلعمی مرسل و بدون استناد به گفته راویانی است‌ که‌ او از‌ آن هـا نـقل کرده است.

نقد و بررسی دیدگاهی مشهور

اما در برابر گزارش منابع کهن در باره‌ سن طفل شیرخوار، دیدگاهی است که سن این

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۷۶)


طفل را شش‌ ماهه‌ دانسته‌ و چنان روی این دیدگاه در یکی دو قـرن اخـیر، تبلیغ شده است که امروزه در منابر و محافل ‌‌روضه‌ خوانی، شهرت خاصی دارد و حتی در سال های اخیر، برخی برای او جشن‌ تولد‌ گرفته‌ و تولّد وی را با مـحاسبه بـرگشت به شش ماه پیش از عـاشورای سـال ۶۱ق در‌ ده رجب سال ۶۰ق می دانند! بلکه این امر تا آن جا پیش‌ رفته است که این‌ تاریخ‌، در برخی از تقویم های مذهبی به عنوان سالروز ولادت وی ثبت شـده اسـت، در حالی که این گـفته هـیچ مدرک معتبری ندارد و تنها مأخذ آن، گزارشی است که در کتاب‌ محرّف و منسوب به ابومخنف آمده۲۹ و به تدریج به مآخذ معاصران راه یافته است.

چگونگی شهادت طفل شیرخوار

امّا درباره چگونگی شهادت طـفل شـیرخوار نیز، منابع کهن، نوعاً شهادت او را‌ در‌ آغوش یا در دامان امام(علیه السلام) در کنار خیمه ها نوشته اند.

فضیل بن زبیر در این باره نوشته است: عبدالله بن حسین(علیه السلام) مادرش ربـاب، دخـتر امرؤالقیس‌۳۰‌ اسـت که حرمله بن کاهل اسدی والبی او را کشت. عبدالله در (روز عاشورا) زمان جنگ به دنیا آمد و در حالی که حـسین(علیه السلام)نشسته بود، نزد وی‌ آورده‌ شد. حسین(علیه السـلام) او را در دامـان خـود قرار داد و با آب دهان خود، کام او را برداشت و او را عبدالله نامید. ناگاه حرمله بن کاهل تیری۳۱‌ به‌ او‌ زد و او را

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۷۷)


کشت، پس‌ حـسین‌(‌ ‌عـلیه‌ السلام) خون او را گرفت و جمع کرد و به آسمان پرتاب کرد و قطره ای از آن بر زمین نـریخت. امـام بـاقر(علیه‌ السلام‌) فرمود‌: اگر قطره ای از آن خون بر زمین‌ می‌ ریخت، عذاب نازل می شد.۳۲

یـعقوبی نیز نگاشته است: حسین(علیه السلام) بر اسبش سوار بود که نوزادی‌ کـه‌ در‌ همان لحظه به دنـیا آمـده بود، نزد وی آورده شد‌، پس در گوش وی اذان گفت و کام او را برداشت، ناگاه تیری در حلق کودک نشست و او را‌ کشت‌، حسین‌(علیه السلام)تیر را از گلویش خارج کرد و او را به‌ خونش‌ آغشته کرده، فرمود: به خدا سوگند، تو گرامی تـر از ناقه ]صالح(علیه السلام)[ نزد خدا‌ هستی‌. و محمد‌ ( نزد خدا از صالح( گرامی تر و عزیزتر است. سپس حسین(علیه السلام‌) آمد‌ و او‌ را کنار ]جنازه[ فرزندان و برادرزادگانش گذاشت.۳۳

طبری نیز می نویسد: چون حـسین(عـلیه‌ السلام‌) (جلوی‌ خیمه گاه) نشست، کودکی را که عبدالله بن حسین(علیه السلام) دانسته اند، نزدش‌ آوردند‌، پس او را در دامانش نشاند. ابومخنف از قول عقبه بن بشیر (بشر‌) اسدی‌ گوید‌ : ابوجعفر محمد بن عـلی (امـام باقر(علیه السلام)) به من گفت: ای بنی اسد‌، خونی‌ از ما پیش شما هست. گفتم: ای ابوجعفر، خدا رحمتت کند، گناه من‌ در‌ آن‌ چیست و چگونه است؟ فرمود: کودکی نزد حسین(علیه السـلام) آورده شـد و او در دامان حسین(علیه‌ السلام‌) بود که یکی از شما بنی اسد، تیری به سوی او انداخت‌ و او‌ را‌ کشت. پس حسین(علیه السلام) خون او را گرفت و چون دستش پر شد، بر زمین‌ ریخت‌ و گفت‌: پروردگارا، اگـر یـاری رسـانی از آسمان را از ما بازداشته ای، آن‌ را‌ در چـیزی کـه بـرای ما بهتر است، قرار ده و انتقام ما را از این ستم گران‌ بگیر‌.۳۴

در خبر دیگری که عمّار دُهْنی از امام باقر(علیه السلام‌) نقل‌ کـرده، آمـده اسـت که چون پسر

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۷۸)


حسین‌(علیه‌ السلام‌) در دامانش هـدف تـیر قرار گرفت، گفت‌: خدایا‌ خود بین ما و قومی که ما را دعوت کردند، تا یاری مان کنند‌، اما‌ ما را کـشتند، حـکم کـن‌.۳۵‌

بلعمی هم‌ می‌ نگارد‌:

و حسین(علیه السلام) را پسری بود‌ یـک‌ ساله شیرخواره، نامش عبدالله، آواز از او بشنید، دلش بسوخت و او را‌ بخواست‌ و در کنار نهاد و همی گریست، و مردی‌ ازبنی اسد، تیری بینداخت‌ و به‌ گـوش آن کـودک فـرو شد‌ و همان‌ گاه بمرد. حسین آن کودک از کنار بنهاد و گفت: انّا لله و انـّا الیـه‌ راجعون‌. یا ربّ، مرا بدین مصیبت‌ ها‌ شکیبایی‌ ده.۳۶

شیخ‌ مفید‌ و به پیروی او طبرسی‌، می‌ نویسند: سـپس حـسین(عـلیه السلام) جلوی خیمه نشست و پسرش عبدالله بن حسین که طفلی‌ بیش‌ نـبود نـزدش آورده شـد، پس او‌ را‌ در دامانش‌ نشانید‌. آن‌ گاه مردی از بنی‌ اسد تیری به سوی عبدالله انداخت و او را کشت، پس حـسین(عـلیه السـلام) خون این‌ طفل‌ را گرفت و چون دستش پر شد‌، بر‌ زمین‌ ریخت‌ و گفت‌: پروردگارا، اگر یـاری‌ رسـانی‌ از آسمان را از ما بازداشته ای، آن را در چیزی که برای ما بهتر است‌، قرار‌ ده‌ و انتقام مـا را از ایـن قـوم ستم‌ گر‌ بگیر‌، سپس‌ او‌ را‌ برداشت و کنار شهدای دیگر اهل بیت(علیهم السلام) قرار داد.۳۷

ابـوالفرج اصـفهانی (م ۳۵۶ ق) و ابن شهرآشوب نوشته اند که حسین(علیه السلام)خون های گلوی این کـودک‌ را گـرفته و بـه سوی آسمان (نه به زمین) پرتاب می کرد و چیزی از آن بازنگشت و گفت: خدایا (کشتن) این طـفل نـزد تو آسان تر از (کشتن) ناقه صالح (پیامبر(صلی‌ الله‌ علیه وآله)) نیست.۳۸

امـا ابـن اعـثم، خوارزمی و طبرسی در این باره می نویسند: چون تمام یاران و

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۷۹)


خویشان حسین(علیه السلام) شهید شـدند، امـام حـسین(علیه السلام) تنها ماند‌ و با‌ او جز دو نفر باقی نماند، یکی فرزندش عـلی زیـن العابدین(علیه السلام) و دیگری پسری شیرخوار که نامش عبدالله۳۹ (یا علی)۴۰‌ بود‌. پس حسین(علیه السلام)(بـرای‌ وداعـ‌ با اهل بیت خود) به درِ خیمه آمد و فرمود: آن طفل را بیاورید تا بـا او وداع کـنم، پس کودک را به وی دادند‌. امام‌(علیه السلام)او را‌ مـی‌ بـوسید و مـی فرمود : ای پسرکم، وای بر این مردم اگر دشـمن آنـان جدّت محمد(صلی الله علیه وآله) باشد. پس در همان حال که کودک در دامان حضرت بود، حـرمله‌ بـن‌ کاهل اسدی۴۱ تیری به آن کـودک زد و او را در دامـن پدر به شـهادت رسـاند. حـسین(علیه السلام)با دست خود خـون هـا را گرفت تا دستش پر شد‌ و سپس‌ به طرف‌ آسمان پاشید و گفت: بارالها! اگـر امـروز فتح و نصرت خویش را از ما بازداشته ای، آن را در‌ چـیزی که برای ما بـهتر اسـت، قرار ده.۴۲ آن گاه‌ حسین‌(علیه‌ السـلام)از اسـب فرود آمد و با غلاف شمشیر خود، قبری برای او حفر کرده و پیکر خون آلود ‌‌او‌ را در پارچـه ای پیـچیده و بر او نماز خواند۴۳ و او را دفن‌ کـرد‌.۴۴‌ البـته چـنان

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۸۰)


که گذشت بـرخی نـوشته اند که حسین(عـلیه السـلام) بدن این طفل را‌ آورد و کنار بدن دیگر شهدا قرار داد.۴۵

سید ابن طاووس در این‌ باره مـی نـویسد: چون‌ حسین‌(علیه السلام) مرگ جـوانان و یـاران و عزیزان خـود را دیـد، تـصمیم گرفت تا قوم (سـپاه دشمن) را با خون خویش ملاقات کند از این رو فریاد زد: آیا حمایت کننده ای هست‌ که از حرم رسـول خـدا حمایت کند؟ آیا یگانه پرستی هست کـه در بـاره مـا از خـدا بترسد؟ آیـا فریاد رسی هـست کـه امید به فریاد رسی ما داشته باشد؟ آیا یاری کننده ای‌ هست‌ که در یاری ما به آن چـه نـزد خـداست، امیدوار باشد؟ در این هنگام صدای زنان به فـریاد بـلند شـد، حـسین(عـلیه السـلام)به درِ خیمه آمد و به زینب(علیها السلام‌) فرمود‌: فرزند کوچکم را به من بده تا با او وداع کنم. پس او را گرفت و خواست او را ببوسد که حرمله بن کاهل تیری به سوی ایـن کودک زد‌. تیر‌ در گلوی کودک نشست و او را کشت. حسین(علیه السلام) به زینب(علیها السلام) فرمود: این کودک را بگیر. سپس خون این کودک را با دو دستش گرفت تا‌ پر‌ شد‌ و به سوی آسمان پاشـید و فـرمود‌: آن‌ چه‌ برای من پیش آمده است، آسان است، چون خدا آن را می بیند. امام باقر(علیه السلام) فرمود: حتی یک قطره‌ از‌ آن‌ بر زمین نیفتاد.۴۶

سبط ابن جوزی بـه‌ نـقل‌ از هشام بن محمد کلبی (شاگرد ابومخنف و راوی مقتل وی) در این باره، گزارش دیگری نقل کرده که قابل‌ توجّه‌ است‌: حسین(علیه السلام) متوجّه کودکی شـد کـه از تشنگی می‌ گریست، حضرت او را ]در بـرابر سـپاه [روی دست، بلند کرد و فرمود: ای قوم، اگر بر من رحم‌ نمی‌ کنید‌، بر این طفل رحم کنید،۴۷ پس مردی از لشکر عمر‌ سعد‌ تیری به سوی ایـن کـودک انداخت و او را کشت. پس حسین(عـلیه السـلام) گریه کرد و گفت‌: خدایا‌، بین‌ ما و قومی که ما را دعوت کردند تا یاری مان

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۸۱)


کنند، اما‌ ما‌ را‌ کشتند، حکم کن. آن گاه ندایی از آسمان بلند شد که ای حسین، او‌ را‌ رها‌ کن، چـرا کـه برای او شیر دهنده ای در بهشت است.۴۸

در برخی‌ منابع‌ آمده است که امام(علیه السلام) پس از شهادت طفل شیرخوار، ایستاد و فرمود‌:۱٫ این‌ قوم‌ کافر شدند و از دیر باز از (ایمان به) پاداش خدا، پروردگار جن و انـس، رو‌ بـرتافتند‌.

۲٫ در گذشته، عـلی و فرزندش، حسنِ نیک سیرت را که از سوی پدر و مادر‌ نسبتی‌ با‌ کرامت دارد کشتند،

۳٫ به سبب کینه ای که از خاندان پیـامبر(صلی الله علیه وآله‌) به‌ دل داشتند، گفتند: اینک گرد هم آیید تـا هـمگی حـسین را بکشیم‌.

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۸۲)


۴٫ آه‌ از‌ دست مردم فرومایه که جماعت را برای ]کشتن ساکنان [دو حرم (مکه و مدینه) گرد آوردند‌.

۵٫ سپس‌ رفـتند‌ ‌ ‌و یـکدیگر را سفارش کردند که به سبب خشنودی ملحدان، مرا نابود کنند‌.۶٫ در‌ ریختن خون مـن بـرای عـبیدالله، زاده کافران، از خدا نترسیدند.

۷٫ و پسر سعد و سپاهیانش با زور، باران‌ تیر‌ را بر سر من ریختند.

۸٫ از من هـیچ گناهی پیش از آن‌ سرنزده‌ بود، جز این که به نور دو‌ ستاره‌ افتخار‌ مـی کردم.

۹٫ (یعنی) به عـلی نـیکوخصال پس‌ از‌ پیامبر و پیامبری که پدر و مادرش از قریش بودند.

۱۰٫ پدر و مادرم هر دو‌ از‌ برگزیدگان خدا بودند، بنابراین من‌ فرزند‌ دو برگزیده‌ هستم‌.

۱۱‌. نقره ای که از طلا برآمده‌، پس‌ من آن نقره و زاده دو طلا هستم.

۱۲٫ در مردم کیست که‌ جدّی‌ مـانند جدّ من یا پدری چون‌ پدرم داشته باشد؟ پس من‌ فرزند‌ دو ماه هستم.

۱۳٫ فاطمه‌ زهرا‌(علیها السلام) مادر من است و پدرم درهم کوبنده کفر در بدر و حنین است‌.

۱۴‌. دست گیره دین ، علی مرتضی‌، نابودکننده‌ سپاه‌ ]کفر [و کـسی‌ کـه‌ به دو قبله نماز‌ گزارده‌ است؛

۱۵٫ جنگ او در روز احد، سینه ها را با پراکنده ساختن دو‌ سپاه‌ ]کفر و شرک [ از کینه شفا بخشید‌.

۱۶‌. سپس در‌ روز‌ احزاب‌ و فتح مکه، اعضای دو‌ سپاه انبوه ]کفر و شرک[ نابود شدند.

۱۷٫ امـّت بـد ، در راه خدا با هر دو‌ عترت‌ چه کردند.

۱۸٫ عترتِ مصطفای نیک‌ و پرهیزکار‌ و علی‌، آقا‌ و سرور‌، در روز دو‌ سپاه‌ بزرگ،

۱۹٫ او در جوانی خداوند را می پرستید، در حالی که قریش دو بت (لات‌ و عزّی‌)را‌ می پرستید؛

۲۰٫ او از ]پرستش [دو‌ بـت‌ بـی‌ زاری‌ جسته‌ و هرگز‌ حتی یک چشم به هم زدن، همراه قریش بر آن ها سجده نکرد.

۲۱٫ هنگامی که قهرمانان در جنگ های بدر، تبوک و حنین ]در برابرش [نمایان شدند‌، او آنان را نابود کرد.۴۹

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۸۳)


آیـا عـلی اصـغر غیر از عبدالله شیرخوار است؟

محقق شـهید قـاضی طـباطبایی با ملاحظه گزارش های مختلف تاریخی در باره چگونگی شهادت طفل شیرخوار، به‌ این‌ نتیجه رسیده است که امام حسین(علیه السـلام) سـه طـفل خردسال داشته است: یکی، نوزادی که در روز عاشورا بـه دنـیا آمده و یعقوبی از آن خبر داده است، دیگری‌ عبدالله‌ که شش ماهه و شیرخوار بوده و سومی علی

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۸۴)


اصغر که شش سال داشته اسـت. امـا مـورخان در ضبط و ثبت گزارش شهادت این سه نفر‌، دقت‌ لازم را نکرده و جـریان شهادت‌ هر‌ یک را با دیگری خلط کرده و هر یک را به جای دیگری نوشته و به مرور زمان، این سـه کـودک، یـک نفر به حساب آمده‌ اند‌ که منابع کهن او‌ را‌ عبدالله رضیع و مـنابع مـتأخر، او را علی خوانده اند. وی در ادامه نوشتار خود قراین و شواهدی برای مدعای خود می آورد که به اختصار و اضـافاتی چـنین اسـت:

۱٫ شهادت عبدالله رضیع‌ این‌ گونه است که امام برای وداع این طفل، جـلوی خـیمه آمـده و بر زمین نشسته و طفل شیرخوار را در آغوش می گیرد و آن طفل در دامان امام(علیه السلام) هـدف تـیر‌ قـرار‌ گرفته، شهید‌ می شود. این امر، حاکی از آن است که عبدالله غیر از علی اصغر بـوده اسـت، زیرا‌ شهادت علی در حالی رخ داد که امام(علیه السلام)سوار‌ بر‌ اسب‌ بود و در مـیدان جـنگ مـقابل لشکر دشمن ایستاده بود و بنابر گزارش سبط بن جوزی، از آنان برای ‌‌این‌ کودک تـشنه، آب طـلب کرد، اما چون آن طفل، هدف تیر قرار گرفته‌ و شهید‌ شد‌، حضرت از اسب پیـاده شـده و … .

۲٫ در جـریان شهادت علی اصغر، حضرت بر او نماز می‌ گذارد که طبق نظر فقها، خواندن نماز مـیت بـر کم تر از شش‌ سال واجب نیست و استحباب‌ آن‌ نیز معلوم نیست و بـنابر تـحقیق، مـورد اشکال است، در حالی که در جریان شهادت عبدالله، چنین اتفاقی رخ نداده است. از این رو نماز خواندن امـام(عـلیه السـلام) بر طفلی که‌ دست کم شش سال دارد با شیرخواره بودن طفل، سـازگاری نـدارد و نمی شود این دو نفر، یک نفر باشند.

۳٫ پس از شهادت طفل شیرخوار، امام(علیه السلام) او را کنار شهدای‌ دیـگر‌ قـرار می دهد، در حالی که در باره علی اصغر نقل شده است که حـضرت پس از خـواندن نماز بر او، او را دفن کرد. پس معلوم می شـود کـه‌ عـبداللّه‌ رضیع غیر از علی اصغر بوده که دسـت کـم شش سال داشته است.

۴ سبط بن جوزی در باره همین طفل شش ساله نـوشته اسـت که چون از تشنگی گریه‌ مـی‌ کـرد، امام(عـلیه السـلام) او را در بـرابر لشکر عمر سعد قرار داد و از آنان بـرای او آب طـلب کرد، اما در باره طفل شیرخوار چنین گزارشی نشده و تنها‌ جریان‌ وداع‌ آن حـضرت بـا آن طفل‌، آن‌ هم‌ جلوی خیمه گـاه (نه در میدان نبرد) گـزارش شـده است.۵۰

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۸۵)


نقد و بررسی

اگرچه قـراین و شـواهدی که محقق قاضی طباطبایی برای‌ اثبات‌ مدعای‌ خود آورده در ابتدا و ظاهر امر، درخور تـوجه‌ اسـت‌ و حتی چنان که گذشت گـزارش طـبری امـامی و ابن خشاب در بـاره تـعداد فرزندان امام(علیه السـلام) حـاکی از این‌ بود‌ که‌ عبدالله غیر از علی اصغر است، اما با اندکی تأمّل‌ و دقّت، ایـن پرسـش مطرح می شود که اگر عـلی اصـغر غیر از عـبدالله رضـیع بـوده است، چرا منابع‌ مـتقدم‌ سخنی‌ از او به میان نیاورده اند و افرادی همانند ابومخنف که معتبرترین‌ گزارش‌ های تاریخ عاشورا را بـا یـک یا دو واسطه بیان کرده و شیخ مـفید نـیز ایـن گـزارش‌ هـا‌ را‌ پذیرفته است، نـامی از عـلی اصغر نبرده اند و تنها از قرن چهارم‌ به‌ بعد‌ چنین مطلبی آن هم به اجمال، مطرح شده است؟ چـرا وجـود کـودکی شش ساله که‌ امام‌(علیه‌ السلام)بـر او نـماز خـوانده اسـت، تـنها در گـزارش ابن اعثم که کتاب خود‌ را‌ بیش از دو قرن و نیم بعد از حادثه عاشورا نگاشته است و این خبر‌ را‌ بدون‌ ذکر سند نقل کرده، منعکس شده و در منابع متقدم، از او با نام «عـلی‌» و چگونگی‌ شهادتش، یادی نشده است؟

اما درباره اختلاف روایات کیفیت شهادت طفل شیرخوار که این‌ محقق‌ به‌ آن استدلال کرده، باید گفت که برخی منابع، کیفیت شهادت او را به گونه ای‌ نوشته‌ انـد کـه هم با گزارش ابومخنف و شیخ مفید و هم با نقل ابن‌ اعثم‌ و خوارزمی‌، هم سو و موافق است، چنان که طبرسی (م ۵۶۰ ق)، هم آمدن امام حسین(علیه السلام) را‌ به‌ درِ‌ خیمه گاه نـوشته و هـم این که حضرت بر اسب سوار بوده و پس‌ از‌ شهادت طفل شیرخوار از اسب پیاده شده و پس از حفر قبر، او را دفن کرده است‌. البته‌ او چون بر ایـن بـاور بوده که این طفل، شـیرخوار بـوده، در‌ گزارش‌ خود سخنی از نماز خواندن امام(علیه‌ السلام‌)بر‌ این طفل به میان نیاورده است.۵۱‌ همین‌ طور اگر آغاز گزارش سبط بن

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۸۶)


جوزی بـه ادعـای این محقق، حاکی از‌ شـش‌ سـاله بودن این کودک باشد‌، اما‌ پایان گزارش‌ وی‌، یعنی‌ بلند شدن ندای آسمانی که حسین‌ این‌ طفل را رها کن که برای او شیردهنده ای در بهشت است‌، شیرخواره‌ بودن طفل را اثبات می کـند‌. بـه تعبیر دیگر، در‌ گزارش‌ یاد شده، هم از به‌ میدان‌ آوردن و در برابر لشکر قرار دادن این طفل توسط امام(علیه السلام) سخن‌ به‌ میان آمده است و هم از‌ شیرخواره‌ بودن‌ این طفل، بنابراین‌، از‌ اختلاف بـرخی گـزارش ها‌ در‌ بـاره چگونگی شهادت طفل شیرخوار، به سهولت نمی توان ادعا کرد که عبدالله و علی‌ اصغر‌ دو نفر بودند کـه اولی شیرخوار‌ و دومی‌، کودکی دست‌ کم‌ شش‌ ساله بوده است.۵۲‌

نکته دیـگری کـه بـاید به آن توجه داشت آن است که بسیاری از مورخان متقدّم‌ و متأخّر‌، از امام سجّاد(علیه السلام) با‌ نام‌ «علی‌ اصـغر‌» ‌ ‌یـاد‌ کرده اند۵۳‌ که‌ این نکته، حاکی از آن است که از دیدگاه آنان، «اصغر» صفت بـرای امـام زیـن العابدین‌(علیه‌ السلام‌) (نه برای طفل

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۸۷)


شیرخوار) بوده است، چنان‌ که‌ برخی‌ دیگر‌، بر‌ عـلی‌ اکبر (جوان شهید شده) علی اصغر اطلاق کرده اند،۵۴ حتی به تصریح مـُحَلّی، عقیقی۵۵ و بسیاری از طالبی هـا، بـه امام سجاد(علیه السلام)، علی اکبر‌ و به علی اکبر شهید، علی اصغر گویند و بسیاری از اهل نسب، از جمله کلبی و مصعب زبیری، امام سجّاد(علیه السلام) را علی اصغر، و علی اکبر شهید را علی اکـبر خوانند‌.۵۶‌ بنابراین، هیچ یک از این دو گروه یاد شده، طفل شیرخوار را علی اصغر ندانسته اند.

افزون براین، مورخان، تعبیر «اصغر» را به عنوان لقب، در مقابل علی اکبر‌، برای‌ توصیف سن امام علی بـن الحـسین(علیه السلام)به کار برده اند، چنان که ابوحنیفه دینوری می نویسد: یکی از نجات یافتگان علی‌ اصغر‌ بود که بالغ شده بود‌.۵۷‌

نتیجه

آن چه می توان در این باره با اطـمینان گـفت، آن است که در کربلا، کودک و طفلی از حضرت شهید شده است که‌ منابع‌ دسته اول او را‌ «عبدالله‌» خوانند. در این میان، فضیل بن زبیر و یعقوبی بر این باورند که او در همان روز عاشورا به دنیا آمـده و بـه گفته ابن زبیر، نامش عبدالله بوده است، اما در‌ گزارش‌ ابومخنف که طبری، ابوالفرج اصفهانی و شیخ مفید و برخی دیگر، آن را آورده اند، سخنی از تولّد او در روز عاشورا به میان نیامده است. با آن که سـخن امـام حـسین‌(علیه‌ السلام) درباره‌ شهادت ایـن طـفل، در گـزارش ابوالفرج اصفهانی و ابن شهرآشوب با گزارش یعقوبی مشابهت دارد، اما چنان که‌ گذشت هیچ کدام از دو منبع یاد شده نگفته اند که‌ تـولد‌ طـفل‌ شـیرخوار،

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۸۸)


روز عاشورا بوده است. بنابراین، تنها از قرن چهارم بـه بـعد، برخی منابع، از او با ‌‌نام‌ علی یاد کرده اند و با توجه به نماز خواندن امام(علیه السلام)بر‌ او‌ (که‌ در بـرخی مـنابع ایـن دسته آمده)، چنین برداشت شده که وی دست کم شش سـال‌ داشته است.

کتاب نامه

۱٫ ابن ابی الغنائم عمری، علی بن محمدبن علی، المجدی‌ فی انساب الطالبیین، تحقیق‌ احـمد‌ مـهدوی دامـغانی، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۹ق.

۲٫ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، تـحقیق مـکتب التراث، بیروت، دار احیاء التراث، ۱۴۰۸ق.

۳٫ ابن ادریس حلی، محمدبن منصور، السرائر، تحقیق لجنه التحقیق‌، قم، مؤسسه النـشر الاسـلامی، ۱۴۱۰ق.

۴٫ ابـن اعثم کوفی، ابومحمداحمد، کتاب الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۱۱ق.

۵٫ ابن جـوزی، ابـوالفرج عـبدالرحمان بن علی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، بیروت، دارالکتب الاسلامیه‌، ۱۴۱۲‌ق.

۶٫ ابن جوزی، ابوالفرج عـبدالرحمان بـن عـلی، صفه الصفوه، حلب، دارالوعی، ۱۳۸۹ق.

۷٫ ابن حبیب بغدادی، محمد، کتاب المحبر، تصحیح ایلزه لیختن شـتیتر، بـیروت، دارالآفاق الجدیده، ]بی تا[.

۸٫ ابن خشاب بغدادی، عبدالله‌ بن‌ نصر، تاریخ موالید الأئمـه و وفـیاتهم، قـم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۶ق.

۹٫ ابن خیاط، ابوعمرو خلیفه بن خیاط، تاریخ خلیفه بن خـیاط، تـحقیق سهیل بن زکار، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴‌ق.

۱۰‌. ابن داود حلی، تقی الدین، رجال ابن داود، نجف المـطبعه الحـیدریه، ۱۳۹۲ق.

۱۱٫ ابـن سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر، ]بی تا[.

۱۲٫ ابن سعد، محمد، «ترجمه الحسین‌ و مقتله‌»، فـصلنامه‌ تـراثنا، سال سوم، ش ۱۰، ۱۴۰۸‌ق.

۱۳‌. ابن‌ شهرآشوب مازندرانی، ابوجعفر محمدبن علی، مناقب آل ابی طالب، تـحقیق یـوسف بـقاعی، قم، انتشارات ذوی القربی (افست دارالاضواء)، ۱۳۷۹٫

۱۴٫ ابن‌ صباغ‌ مالکی‌، علی بن محمد بن احمد، الفصول المـهمه، تـهران‌، مـؤسسه‌ الاعلمی، ]بی تا[.

۱۵٫ ابن طاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، قم، الأنوار الهـدی، ۱۴۱۷ق.

۱۶٫ ابـن طقطقی، محمدبن علی‌ بن‌ طباطبا‌، الاصیلی فی أنساب الطالبیین، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی‌، ۱۴۱۸ق.

۱۷٫ ابن طـلحه شـافعی، کمال الدین محمد، مطالب السؤول فی مناقب الرسول، تحقیق ماجد بن احـمد عـطیه‌، چاپ‌ اول‌: بیروت، مؤسسه ام القری، ۱۴۲۰ق.

۱۸٫ ابن فتال نـیشابوری، مـحمد، روضـه‌ الواعظین‌، قم، منشورات الشریف الرضی، ]بی تـا[.

۱۹٫ ابـن کثیر دمشقی، البدایه و النهایه، تحقیق علی شیری، بیروت‌، داراحیاء‌ التراث‌ العربی، ۱۴۰۸ق.

۲۰٫ ابن مـُحَلّی، حـمید بن احمد، الحدائق الوردیه فـی مـناقب‌ الأئمه‌ الزیـدیّه‌، تـحقیق مـرتضی بن زید محطوری حسنی، چاپ اول: صـنعاء، مـکتبه بدر، ۱۴۲۳ق.

۲۱٫ ابن‌ مطهر‌ حلی‌، حسن بن یوسف، خلاصه الاقوال فی معرفه الاقـوال، قـم، مؤسسه نشر الفقاهه، ۱۴۱۷ق.

۲۲‌. ابن‌ نما حـلی، نجم الدین جعفر بـن مـحمد، مثیرالأحزان، نجف، منشورات المطبعه الحـیدریه، ۱۳۶۹‌ ق.

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۸۹)


۲۳‌. اربـلی‌، علی بن حسین، کشف الغمه فی معرفه الأئمه(علیهم السلام)، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ق.

۲۴‌. اصـفهانی‌، ابـوالفرج علی بن حسین، مقاتل الطـالبیین، بـا مـقدمه کاظم مظفر، قـم، مـؤسسه دارالکتاب‌، ۱۳۸۵‌ق.

۲۵‌. باعونی، محمدبن احـمد، جـواهر المطالب فی مناقب الامام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، تحقیق‌ محمدباقر‌ محمودی، قـم، مـجمع احیاء الثقافه الاسلامیه، ۱۴۱۵ق.

۲۶٫ بخاری، ابونصر سـهل بـن‌ عبدالله‌، سـر‌ السـلسله العـلویه، تعلیق سید محمدصادق بـحرالعلوم، قم، منشورات الشریف الرضی، ۱۳۷۱٫

۲۷٫ بلاذری، احمدبن یحیی‌ بن‌ جابر‌، انساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریـاض زرکـلی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۲۰ق.

۲۸٫ بلخی‌، ابوزید‌ احمد بـن سـهل، البـدء و التـاریخ، چـاپ اول: بیروت، دارالکتب العـلمیه، ۱۴۱۷ق.

۲۹٫ بـلعمی، ابوعلی محمد، تاریخنامه‌ طبری‌، تصحیح محمد روشن، چاپ اول: تهران، سروش، ۱۳۷۷٫

۳۰٫ تمیمی مغربی، ابوحنیفه‌ نعمان‌ بن مـحمد، شـرح الأخـبار فی فضائل الأئمه‌ الأطهار‌، تحقیق‌ سیدمحمد حـسینی جـلالی، قـم، مـؤسسه النـشر الاسـلامی‌، ]بی‌ تا[.

۳۱٫ خراسانی قائنی بیرجندی، محمدباقر، کبریت احمر فی شرائط المنبر، تهران، اسلامیه‌، ۱۳۷۶‌.

۳۲٫ خوارزمی، ابوالمؤید موفق بن‌ احمد‌، مقتل الحسین‌(علیه‌ السلام‌)، تحقیق محمد سماوی، قم، دارانـوار الهدی‌، ۱۴۱۸‌ق.

۳۳٫ دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود، الأخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر ]بی جا[‌، داراحیاء‌ الکتب العربیه، ۱۹۶۰م.

۳۴٫ ذهبی، شمس‌ الدین محمدبن احمد، تاریخ‌ الإسلام‌، تحقیق عمر عبدالسلام تدمُری، چاپ‌ دوم‌: بیروت، دارالکتاب العـربی، ۱۴۱۸ق.

۳۵٫ ذهـبی، شمس الدین محمدبن احمد، سیر أعلام النبلاء‌، بیروت‌، مؤسسه الرساله، ۱۴۱۳ق.

۳۶٫ سبط‌ بن‌ جوزی‌، یوسف بن عبدالرحمن‌ قز‌ أوغلی، تذکره الخواص، با‌ مقدمه‌ سید صادق بحرالعلوم، تهران، مکتبه نینوی الحـدیثه، ]بـی تا[.

۳۷٫ سپهر، میرزا محمدتقی، ناسخ‌ التواریخ‌، (حضرت سید الشهداء(علیه السلام)) قم‌، انتشارات‌ کتابفروشی محمدی‌، ]بی‌ تا[‌.

۳۸٫ سید ابن طاووس‌، الإقبال بالأعمال الحـسنه فـیما یعمل مره فی السنه، تـحقیق جـواد قیومی اصفهانی، قم، مکتب الاعلام‌ الاسلامی‌، ۱۴۱۴ ق.

۳۹٫ شیخ صدوق، الأمالی، قم‌، مؤسسه‌ البعثه‌، ۱۴۱۷‌ ق.

۴۰‌. شیخ طبرسی، إعلام‌ الوری‌ بأعلام الهدی، قم، تحقیق مؤسسه آل البیت(علیهم السـلام) لاحـیاء التراث، ۱۴۱۷ق.

۴۱٫ شیخ طوسی، رجـال‌ الطـوسی‌، تحقیق‌ جواد قیومی اصفهانی، قم، مؤسسه النشر الاسلامی‌، ۱۴۱۵‌ق.

۴۲‌. شیخ‌ مفید‌، الاختصاص‌، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، منشورات الجماعه المدرسین، ]بی تا[.

۴۳٫ شیخ مفید، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، قـم، تـحقیق مؤسسه آل البیت(علیهم السلام‌) لاحیاء التراث، ۱۴۱۳ ق.

۴۴٫ صاحبکاری، ذبیح الله، سیری در مرثیه عاشورایی، چاپ اول: مشهد، عاشورا، ۱۳۷۹٫

۴۵٫ صفدی، صلاح الدین خلیل بن ابیک، الوافی بالوفیات، بیروت، المعهد الألمانی.

۴۶٫ طبرانی‌، سلیمان‌ بن احمد، المـعجم الکـبیر، تحقیق حـمدی عبدالمجید سلفی، چاپ دوم: قاهره، مکتبه ابن تیمیه، ۱۴۰۵ق.

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » زمستان ۱۳۸۵ – شماره ۱۲ (صفحه ۹۰)


۴۷٫ طبرسی، ابومنصور احمدبن علی، الاحتجاج، تعلیق سید محمدباقر خرسان، نـجف، دارالنعمان، ۱۳۸۶ق.

۴۸‌. طبری‌، محب الدین، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، قاهره، مـکتبه القـدسی، ۱۳۵۶ق.

۴۹٫ طـبری، محمدبن جریر، المنتخب من ذیل المذیل من تاریخ الصحابه‌ و التابعین‌، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۵۸‌ق.

۵۰‌. طبری، محمدبن جـریربن ‌ ‌رسـتم، دلائل الامامه، چاپ اول: قم، مؤسسه البعثه، ۱۴۱۳ق.

۵۱٫ طبری، محمدبن جریر، تاریخ الأمم والملوک، بیروت، مـؤسسه الاعـلمی للمـطبوعات، ۱۴۰۹‌ق.

۵۲‌. فاضل دربندی، آغا بن‌ عابد‌ شیروانی حائری، اکسیر العبادات فی اسرار الشهادات، تحقیق محمد جـمعه بادی و عباس ملاعطیه الجمری، چاپ اول: بحرین، شرکه المصطفی للخدمات الثقافیه، ۱۴۱۵ق.

۵۳٫ قاضی طباطبایی، سـید محمدعلی، تحقیق درباره اول‌ اربـعین‌ حـضرت سیدالشهداء(علیه السلام)، چاپ سوم: قم، بنیاد علمی و فرهنگی شهید آیت الله قاضی طباطبایی، ۱۳۶۸٫

۵۴٫ قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده لذوی القربی، تحقیق سید علی جمال‌ اشرف‌ حسینی، ]بی‌ جا[، دارالاسوه، ۱۴۱۶ق.

۵۵٫ کـوفی اسدی، فضیل بن زبیر بن عمر بن درهم، «تسمیه من قتل مع‌ الحسین (علیه السلام)»، تحقیق سید محمدرضا حسینی جلالی، فصلنامه تراثنا، شماره‌ ۲، ۱۴۰۶‌ق.

۵۶‌. مازندرانی، محمدمهدی، معالی السبطَیْن، قم، منشورات الشریف الرضـی، ۱۳۶۳٫

۵۷٫ مـجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳‌ق.

‌‌۵۸‌. محدث قمی، شیخ عباس، نفس المهموم، ترجمه و حاشیه از ابوالحسن شعرانی، چاپ اول‌: قم‌، هجرت‌، ۱۳۸۱٫

۵۹٫ مزی، جمال الدین حجاج یوسف، تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، بیروت، مـؤسسه الرسـاله‌، ۱۴۱۳ق.

۶۰٫ مستوفی، محمد بن احمد، ترجمه الفتوح ابن اعثم، تصحیح غلام رضا‌ طباطبایی مجد، تهران، انتشارات‌ و آموزش‌ انقلاب اسلامی، ۱۳۷۲٫

۶۱٫ مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، بورسعید، مکتبه الثقافه، ]بی تـا[.

۶۲٫ مـوصلی شافعی، عمر بن شجاع الدین، النعیم المقیم لعتره النبأ العظیم، تحقیق سامی غریری، قم‌، دارالکتاب الاسلامی، ۱۴۲۳ ق.

۶۳٫ میرخواند، میرمحمد بن سید برهان الدین، روضه الصفا فی سیره الانبیاء و الملوک و الخـلفاء، تـصحیح جـمشید کیان فر، چاپ اول: تهران، اسـاطیر، ۱۳۸۰٫

۶۴٫ نـویری، احـمدبن عبدالوهاب، نهایه‌ الإرب‌ فی فنون الأدب، تحقیق عبدالمجید ترحینی و عماد علی حمزه، چاپ اول: بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۴ق.

۶۵٫ واعظ کاشفی، ملاحسین، روضه الشهداء، تـصحیح عـبدالرحیم عـقیقی بخشایشی، قم، انتشارات نوید اسلام، ۱۳۸۱‌.

۶۶‌. وقعه الطف، تـحقیق مـحمدهادی یوسفی غروی، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۷ق.

۶۷٫ یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب بن واضح، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، ]بی تا[.

برچسب ها
نمایش بیشتر

شبکه بین المللی مطالعات ادیان

اینفورس (شبکه بین المللی مطالعات ادیان)،‌ بخشی از یک مجموعه فعالیت های فرهنگی است که توسط یک گروه جهادی مجازی انجام می شود. این گروه  بدون مرز، متشکل از اساتید، طلاب، دانشجویان و کلیه داوطلبان باایمان و دغدغه مندی است که علاقمند به فعالیت علمی جهادی در عرصه جنگ نرم هستند. شما هم می توانید یکی از اعضای این گروه باشید(اینجا کلیک کنید). فعالیت های سایت زیر نظر سید محمد رضا طباطبایی، مدرس ادیان و کارشناس صدا و سیماست. موضوعات سایت نیز در زمینه سیر مطالعاتی با رویکرد تقویت بنیه های اعتقادی و پاسخ به شبهات است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن