مطالعات متفرقه (خارج از سیر مطالعاتی)

دانش نامه دین(اشه)

آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (از صفحه ۱۷۵ تا ۱۸۷)
URL : http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/449370
دانش نامه دین (۱۳ صفحه)
هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۷۵)


‌ ‌‌‌دانـش‌ نامه دین

 

اَشه (اَشا)

(او: Asha)، به معنای راستی، نظم، درست کرداری، حق‌، حقیقت‌، وفـا‌، دلیـری و داد ]۹۱۹:۱[، مـفهومی هندو ـ ایرانی ]۴۸:۳ [است که اساس تعالیم زرتشت را تشکیل می دهد‌. اشه ی اوستایی متناظر با واژه رته (Rta)ی هـندوان است ]۳۰:۲[. همچنین لایه های مختلف‌ معنایی اشه شباهت بسیاری‌ با‌ واژه دِرمه هندویی دارد که بـه تعبیری به معنای نـظام حـق حاکم بر عالم و انسان است که باید بر وفق آن زیست و با آن هماهنگ شد ]۵۶:۷[. اشه در زمره آن‌ گروه از اصطلاحات محوری ادیان است که معنای فردی ویژه آن، تنها از طریق بررسی همه متونی کـه در آنها از این اصطلاح استفاده شده است، بدست می آید ]۶۹۴:۴[. به همین‌ دلیل‌ نمی توان واژه واحدی را در زبان دیگر، معادل آن دانست و مدعی شد که سخن آخر درباره آن گفته شده است. ]۹۱۹:۱[. با این وجود، در گستره مـباحث جـهانشناختی، در مورد‌ جهان‌ گیتوی، اشه به معنای قانون طبیعی ناظر بر حرکت منظم خورشید، گردش فصل ها و دوام هستی است و شاید بتوان اشه را در این مفهوم بر «حق» تطبیق کرد ]۵۶:۷[ و ادعا‌ نمود‌ که هـمچنانکه سـامانِ آفاق بنابر قانون ابدی آفرینش، حق و حقیقت است و اهورامزدا از آن در برابر انگره مینیو محافظت می کند، مردمان نیز وظیفه دارند تا با راستی و داد و قربانی‌ کردن‌، مطابق‌ حق عمل کنند و یاور اشـه‌ بـاشند‌ ]۳۰‌:۲[.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۷۶)


در مورد عالم مینوی، اشه آن حقیقت نابی است که در آغاز که آن دو مینوی همزاد با یکدیگر سخن گفتند‌، سپند‌ مینیو‌ آن را برگزید ]۱۵:۱[. در سطح مباحث اخلاقی‌، اشه‌ معادل راستی، پاکی، پرهیزکاری، داد، وفا، دلیـری و بـلکه هـرگونه خصال درست بشری است ]۳۰:۲[.

مـری بـویس[۱] مـعنای اشه را‌ «نظم‌» با‌ وسیعترین معنای ممکن می داند. یعنی آن نظم کیهانی که به‌ سبب آن، روز جای شب را می گیرد و فصلهای سال دگرگون می شود; یـا نـظم قـربانی کردن که سبب می شود‌ آهنگ‌ طبیعت‌ نیرو گـرفته و ادامـه یابد، یا نظم اجتماعی که با کمک آن‌ آدمیان‌ می توانند با یکدیگر زیسته و از رفاه بهره مند شوند و سرانجام نظم اخـلاقی یـا راسـتی ]۴۸:۳[. نظام احسن‌، رحمت‌ گسترده‌، عشق ساری در کائنات و حق مخلوقٌ به، تـعابیر ذوقیِ برداشتهای عرفانی از مفهوم‌ اشه‌ است‌ و گاه همه این معانی توأم با یکدیگر لحاظ می شود تا معنای کـامل اشـه را‌ دربـرداشته‌ باشد‌ ]۹۴:۶[. درگاهان منظور از اشه غالباً «اشه و هیشته» (Asha Vahishta) (بهترین اشه) است کـه‌ ایـزد‌ تشخص اصل اشه و هم پیمان «وهومنه»  (Voha Manah)(اندیشه نیک) می باشد ]۹۰۷:۱[. «اشه و هیشته‌» یا‌ اردیبهشت‌ فروزه زیبای اهورامزدا، نـگاهبان مـرغزارها و گـیاهان روی زمین، دشمن دیو خشم و از میان برنده‌ بیماری‌ و مرگ و جادوان و خرفستران، مهمترین امـشاسپندان پس از وهـومنه اسـت ]۹۰۷:۱[. ارتباط خرد و اشه‌ از‌ آن رو‌ است که اهورامزدا پدر هردوی آنها خوانده می شود. اهورامزدا بزرگترین پاسـدار اشـه اسـت و میثره (Mithra‌) و ورونه‌ (Varuna) او را در محافظت از این قانون پایدار یاری می کنند و خود‌ به‌ آن‌ گردن می نهند ]۴۴:۲[. در ایـران نـماینده آسمانی اشه میثره و مظهر زمینی آن آتش است. ارتباط‌ اشه‌ با‌ آتش در آزمون آتـش کـه نـزد ایرانیان و هندیان شناخته شده بود و ریشه‌ در‌ عقاید آنان به آزمون بازپسین (اخروی) داشت، جـلوه دارد ]۶۹۴:۴[.

در هـندو ایران، لازمه داشتن رته‌ یا‌ اشه و یا به درجه (رتوان) یا (اشون)  (ashavan)رسـیدن، عـادل بـودن و درست‌ کردار‌ بودن است ]۴۸:۳[. در کیش زرتشت، اشه‌ تنها‌ راه‌ رستگاری است و پیرو اَشه (اشون) اهـل بـهشت‌ است‌ و افتخار آینده نصیب او خواهد شد

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۷۷)


]۸۲:۵[. زرتشت اهورامزدا را به عنوان سرور‌ اشـه‌ مـی پرستید و از او دیـدار اشه‌ را‌ خواستار بود‌ ]۴۴‌:۲[. «دروج‌»  (Drug)واژه ای است که در اوستا‌ در‌ مقابل اشه قرار می گیرد که به مـعنای دروغ و فـریب اسـت. در هند‌ در‌ مقابل رته (Rta) به معنای راستی‌، واژه ودایی «انرته»  (anrta‌)قرار‌ دارد که به مـعنای «کـسی‌ که‌ تعبد درونی ندارد» و یا «کسی که تعبد او واقعی نیست» می باشد ]۶۹۵:۴[. همچنین‌ برخی‌ دروج را علاوه بر دروغـ‌ و فـریب‌، به‌ معنای انکار نظم‌ آسمانی‌ و انکار آن چیزی که‌ نیروی‌ تقدس را در خود نـهفته دارد مـی دانند ]۴۴:۲[. اهمیت اشه در نیایش «اَشِم وُهو‌»  (AshemVohu‌)یکی از سـه نـیایش مـهم و مشهور‌ زرتشتیان‌ که منثره‌ (manthra‌)ای‌ کوتاه اسـت جـلوه ویژه ای‌ دارد:

«اَشه، نیک (است)، بهترین است، مطابق آرزوست; مطابق آرزو خواهد بود برای مـا; اَشـه‌ از‌ آن اَشه و هیشته است.» ]۶۳:۲[

حضور‌ مـفهوم‌ اشـه‌ در‌ کتیبه ها‌ و آثـار مـکتوب پسـ‌ از‌ زرتشت، گواه استمرار آن در سنت زرتشتی تـا زمـان سلسله ساسانیان است. ]۱۶۳:۲[. سرانجام، کمالِ ظهور‌ معنای‌ اشه‌ با مفهوم سوشیانت ها در پایـان دوره آمـیختگی‌ (گمزشن‌) و آغاز‌ دوره‌ جدایش‌ (وِزارِشن‌) چـنین گره می خورد که:

«درپایـان جهان،اَسـْتوَتْ اِرِتَه(Astvat-ereta)، پیک اهورامزدا به عنوان آخـرین سـوشیانت  (Saoshyant)از دریاچه کاسئویه  (Kasaoya)(کیانسیه) برآید… او دروج را از این جا ـ از‌ جهان اشه ـ بیرون خواهد راند». ]۵۰۲:۱[

 

منابع

۱٫ دوستخواه،جـلیل، اوسـتا،مروارید،۱۳۷۰٫

۲٫ بویس، مری، زردشتیان، تـرجمه: عـسکر بـهرامی، ققنوس، ۱۳۸۱٫

۳٫ بویس، مـری، تـاریخ کیش زرتشت، ج۱، ترجمه: هـمایون صـنعتی زاده، توس، ۱۳۷۴‌.

   ‌ _. Encyclopedia Iranica,Edited by Ehsan Yarshater,Volum II, As¦a,p.694.

۴٫ شهرزادی، رستم، زرتشت و آموزشهای او، فروهر، ۱۳۷۱٫

۵٫ عالیخانی، بابک، بررسی لطایف عرفانی درنصوص عتیق اوستایی، هـرمس،۱۳۷۹٫

۶٫ مـوحدیان عطار، علی‌، آئین‌ هندو، مرکز مـطالعات و تـحقیقات ادیان ومـذاهب، ۱۳۸۲٫

ابـوالقاسم جـعفری

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۷۸)


اعتراف          Confession

در سنت یهودی مـسیحی، اعتراف به گناه به صورت علنی یا شخصی که‌ برای‌ کسب مغفرت الهی ضروری تلقی‌ شـده‌ اسـت.

رسالت پیامبران عهد عتیق این بـود کـه در مـردم احـساس گـناهکاری و پذیرش جرم خـود را بـه صورت شخصی یا جمعی بیدار کنند. پیش‌ از‌ ویران شدن معبد اورشلیم در‌ سال‌ ۷۰، قبل از آمرزش گناه در روز کفّاره (یـوم کـیپور)، اعـتراف جمعی به گناه صورت می گرفت (لاویان ۱۶:۲۱) امـا از هـنگام تـخریب مـعبد، روز آمـرزش هـمچنان در اورشلیم به‌ عنوان‌ روز دعا، روزه و اعتراف ادامه یافته است.

در عهد جدید، پیشاپیش رسالتِ عمومی عیسی، یحیای معمدان قرار داشت که تعمیدهای او با اعتراف عمومی به گناهان توام بـود. رسم اعترافِ‌ مفصل‌ نزد اسقف‌ یا کشیش تقریباً از اوایل تاریخ کلیسا آغاز شد. در کلیسای روم در قرن پنجم، این سنت‌ عبارت بود از شنیدن اعترافات در آغاز روزه و آشتی دادن افراد توبه کار‌ در‌ پنج شنبه‌ مقدس به تـدریج رسـم آشتی دادن یا بخشودن گناهکاران بلافاصله پس از اعتراف و پیش از تحقق توبه مورد ‌‌توجه‌ قرار گرفت. در پایان قرن یازدهم، تنها گناهکاران رسوا و بدنام در روز پنج شنبه‌ مقدس‌ آشتی‌ داده می شدند. اغلب چنین بود که اعـتراف بـه جرم گناهان شدید تا آستانه مرگ به‌ تأخیر می افتاد. برای تصحیح این رویه نادرست، چهارمین شورای لاتران (۱۲۱۵) قانونی را‌ وضع کرد که بر‌ اسـاس‌ آن، هـر مسیحی باید سالی یک بار نـزد کـشیش اعتراف کند.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۷۹)


بر اساس تعالیم کلیسای کاتولیک روم آیین اعتراف یکی از آیین های مقدس است که مسیح پایه گذار آن بوده و اعتراف به همه‌ گناهان بزرگ که بـعد از تـعمید صورت گرفته ضروری اسـت. آمـوزه کلیساهای ارتدوکس شرق در باره اعتراف با آموزه کلیسای کاتولیک روم یکسان است.

اغلب پروتستان ها اعتراف کلی به گناهان و بخشودگی‌ در‌ مراسم عشای ربانی را برای شام خداوند کافی می دانند. به عقیده بسیاری از لوتـری ها، اعـتراف و برائت شخصی از نهضت اصلاحات دینی (Reformation) جان سالم به در برد، اما سرانجام بیشتر اعضای آن‌ از‌ آن روی تافتند. ژان کالون نیز به ارزش اعتراف و برائت شخصی برای آنان که آگاهانه دچار این مشکل شده اند، اذعان داشـت امـا منکر ایـن بود که اعتراف کردن یکی از‌ آیین ها‌ باشد یا آن که برای مغفرت گناهان ضروری باشد. در بعضی از کلیساهای پنجاهه گرا و بـنیادگرا، اعتراف به گناه بخش مهمی از مراسم عبادی است. بسیاری از پروتستان ها اعـتراف مـحرمانه‌ یـا‌ شخصی‌ را غیرمنطبق با کتاب مقدس‌ می دانند‌ و اعترافی‌ را که آیین پنداشته شده، مبتنی بر کتاب مقدس نمی دانند. این پروتـستان ها ‌ ‌بـر این تأکید دارند که تنها خدا می تواند گناهان را‌ ببخشاید‌.

See‌: "Theoshphy" in Merriam – Webster‌’s Encyclopedia‌ of World Religions.

 

الاهیات         Theology

این واژه به مـعنای سـخن گفتن یـا نوشتن در باره خدا یا خدایان است‌ و ریشه‌ در‌ تفکر یونان باستان در باره خدایان اولومپوس  (Gods of Olympus‌)با نـویسندگانی مانند هومر و هسیود دارد. الاهیات در تحولات مربوط به یهودیت، مسیحیت و اسلام به رشته عـلمی مهمی‌ تبدیل‌ شده‌ اسـت. درونـمایه های الاهیات عبارت اند از خدا، بشر، جهان، رستگاری و آخرت شناسی.

با‌ آن که‌ اصطلاح الاهیات ریشه در آثار کسانی چون افلاطون و سایر فیلسوفان یونانی داشت و به معنای تعلیم باورهای‌ اسطوره ای‌ (mythlogical‌) بود، در مسیحیت بود که محتوا و شـیوه متمایزش را کسب کرد. بدین ترتیب‌ الاهیات‌ بیشتر‌ به تأمل بر دغدغه ها و مقولات یک سنت خاص پرداخته است، در نتیجه اگر بخواهد‌ به مثابه‌ یک‌ ابزار بی طرف که بر همه ادیان قابل انطباق است عـمل کـند، مفهومی مشکل ساز خواهد‌ شد‌. به کار

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۸۰)


بردن کورکورانه این چارچوب در سایر ادیان، ممکن است به تشبیهات‌ مصنوعی‌ و نتایج‌ نادرستی بینجامد. در بعضی از سنت های شرقی، برای مثال بودیسم، که به مفهومی از‌ خـدا‌ بـه شکل رایج در غرب قائل نیست، دیگر نمی توان برای الاهیات رسالتی قائل‌ شد‌.

گرچه‌ گستره الاهیات از یک دین به دین دیگر متفاوت است، اما الاهیات تا حدی مدعی‌ عنصری‌ مـعیارین اسـت ـ که برآمده از اقتدار معلمی الاهی، وحیی شخصی یا نوعی‌ دیگر‌ از‌ مواجهه معنوی است که تعهد را به دنبال می آورد. تقدمِ اقتدار است که به شکلی‌ بسیار‌ روشن‌ الاهیات را ازفلسفه ـ کـه پایـه های آن عـموماً بر شواهدی غیرزمان مند استوار اسـت کـه‌ بـه‌ وسیله عقل مستقل و مختار قابل درک است ـ متمایزمی سازد.بااین حال،الالهیات ازعقل درمواجهه بابسیاری ازدغدغه های مشترک با فلسفه‌ بهره‌ می گیرد.

See "Thelogy" in Merriam – Webster’s Encyclopedia of‌ World‌ Religions, 1089.

 

حکمت الهی  Theosophy

(تئوزوفی)

فـلسفه ای‌ دیـنی‌ بـا‌ دغدغه هایی عرفانی که اهمیتی کاتالیزی در تفکر‌ دینی‌ قـرن نـوزدهم و بیستم عمل کرده است. اصطلاح  theosophyبرگرفته از واژه یونانی  theos‌به‌ معنای خدا، و sophia به معنای‌ حکمت‌ است و روی هم رفته‌ به‌ حکمت‌ الهی  (divine wisdom)تـرجمه شـده اسـت‌. اساس‌ همه تأملات این حکمت الهی بر این فرض اسـتوار است که خدا‌، برای‌ این که اصولا بتواند شناخته شود، باید‌ به طور مستقیم تجربه شود‌.

امروزه‌ بسیاری تئوزوفی را بـا آمـوزه هایی‌ بـرابر‌ می دانند که عارف دینی هلینا بلاواتسکی آن را در گروه «جامعه اشراقی» ترویج‌ مـی کرد‌. شـاید این اصطلاح در معنای‌ عام تری‌ برای‌ اشاره به جریان‌ خاصی‌ در تفکر عرفانی به‌ کار‌ رود که نزد مـتفکرانی چـون مـتفکران یونان باستان: فیثاغورث و افلاطون، معلمان گنوسی مانند سیمون‌ ماگ‌ و والنتینیوس، فیلسوفان نـوافلاطونی مـانند فـلوطین و پراکلیوس‌، عارفان‌ شمال اروپا‌ در‌ قرون‌ وسطی مانند مایستر اکهارت‌ و نیکولاس اهل کوزا، عارفان نظری (speculative) در عـصر رنـسانس مـانند پاراتسلزوس و جوردانو برونو، عرفان فلسفی‌ آلمان‌ مانند یاکوب بومی و فیلسوف رمانتیک آلمانی‌ فردریک‌ شـلینگ‌ یـافت‌ می شد‌; اما غنی ترین و ریشه دارترین‌ منبع‌ برای

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۸۱)


دیدگاه های تئوزوفی، تفکر هندویی بوده است کـه آن نـیز مـی تواند ریشه در نوشته های اولیه وداها‌ در‌ ضمن‌ اوپانیشادها و بگود گیتا تا روزگار معاصر داشته‌ باشد‌. عـناصر‌ تـئوزوفی‌ را‌ می توان‌ در سایر ادیان آسیایی، به ویژه در تصوف اسلامی و بودیسم و تائوئیسم یافت.

تأملات تـئوزوفی بـر تـجربه عرفانی تاکید دارد که عبارت اند از وجود واقعیتی معنوی و عمیق تر، امکان‌ برقرار کردن رابطه ای مستقیم با حـقیقت یـادشده در ضمن شهود، تأملات و مکاشفه. تمایز میان تعالیم باطنی یا رمزگونه  (esoteric)و تعالیم ظـاهری یـا هـمه کس فهم  (exoteric)در مجموع پذیرفته شده است و توجه‌ بسیاری‌ به کشف معانی نهفته در متون مقدس داده می شود. بسیاری از تـأملات تـئوزوفی از مـسحورشدن به حوادث فوق طبیعی یا سایر رویدادهای غیرعادی با دستاوردهای قدرت هایی فراروانی (psychic) اعـتقاد بـر‌ آن‌ است که شناخت حکمت الهی راه را برای کشف رازهای طبیعت ووجودعمیق تری ازبشربازمی کند. به رغم پذیرش تفاوتی اساسی مـیان «ظـاهری» و «رمزگونه»، میان جهان پدیده ها و واقعیت‌ معنوی‌ بالاتر و میان بشر و مقام الوهی‌، کـه‌ ثـنویت ( (Dualisnرا می رساند، بسیاری از نویسندگانی که تمایلات تئوزوفی دارنـد، نـوعی وحـدت (Monism = وحدت گرایی) را در ورای آن پذیرفته اند که تمامی تمایزات را در‌ خود‌ جای داده اسـت.

از‌ قـرن‌ نوزدهم، تئوزوفی را با انجمن تئوزوفی یکی دانسته اند که آن را فردی به نام هلینا یـترونا و هـنری استیل آلکوت در سال ۱۸۷۵ در نیویورک سیتی تـأسیس کـردند. انجمن تـئوزوفی اهـداف زیـر‌ را‌ تأیید می کرد: (۱) تشکیل قانون جمعیت بـشردوستان در سـراسر جهان، صرف نظر از تمایزات نزادی، اعتقادی، جنسی، طبقاتی یا رنگِ پوست. (۲) ترغیب بـه مـطالعه در زمینه دین، فلسفه و دانش تطبیقی. (۳) جـستجو در‌ باره‌ قوانین تبیین نشده‌ طـبیعت و تـوانایی های نهفته در افراد بشر. این جـامعه تـأکید می کند که نظام جدیدی در باب تفکر ارائه‌ نمی کند، بلکه تنها بر مفاهیم جـهانی خـاصی مانند خدا، طبیعت و بشریت‌ تـأکید‌ دارد‌ کـه مـی توان آن را در تعالیم همه ادیـان بـزرگ یافت. یکی از پر مناقشه ترین مـدعیات ایـن جامعه ‌‌در‌ باب وجود نوعی برادری میان  Adeptsیا Great Master است که بنا به‌ ادعا‌، خود‌ را کـامل سـاخته و تکامل معنوی بشر را مورد توجه قـرار مـی دهد.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۸۲)


انجمن تـئوزوفی در ایـالات‌ مـتحده امریکا، تقریباً در سال های انـتقال بلاواتسکی و آلکوت به هند، افول کرد. این‌ انجمن در دهه های ۱۸۸۰‌ و ۱۸۹۰‌ به دست ویلیام جاج (۱۸۵۱ ـ ۱۸۹۶)، راهب امـریکایی ایـرلندی تبار، بار دیگر احیا شد. وی موفق شـد کـه بـخش امـریکایی ایـن جامعه را به فـعال ترین بـخش در جنبش جهانی تبدیل کند. با‌ این حال، شاخه امریکایی به دلیل انشعابات در سال های بعد بار دیـگر دچـار انـشقاق شد و متلاشی گشت. به دنبال مرگ بـلاواتسکی در سـال ۱۸۹۱، بـه سـرعت آتـش اخـتلاف میان جاج و آلکوت‌ شعلهور‌ شد که به جدایی جنبش امریکایی از کنترل هندی ها در سال ۱۸۹۵ انجامید. پس از مرگ جاج در سال ۱۸۹۶، کاترین تینگلی (۱۸۴۷ ـ ۱۹۲۶) موفق شد که رهبری بخش امریکایی‌ را‌ به دسـت گیرد و با کوشش های وی، مراکز امریکایی به منطقه یوینت لوما در کالیفرنیا منتقل شد و توجه جنبش در اقداماتش به شکل دهی دوباره جنبش در چارچوبی عمل گرایانه تر بود. در‌ سال های‌ ۱۹۵۰ ـ ۱۹۵۱، مرکز جنبش به پسادنا کالیف منتقل شـد. در ایـن زمان انشعاب تازه ای به وقوع پیوست. این گروه سوم مدعی عرضه تئوزوفی در امریکا بود. در سال های اخیر‌، این‌ انشعابات‌ فرقه ای رو به افول نهاده‌ است‌.

با‌ این که جاج پس از سال ۱۸۹۱ بـر شـاخه امریکایی فائق آمد، آلکوت به دشواری بر این جنبش جهانی نظارت و کنترل‌ داشت‌. به‌ هنگام مرگ آلکوت در سال ۱۹۰۷، آنی بی سنت‌ (۱۸۴۷‌ ـ ۱۹۳۳)، زن انگلیسی فرهمند، در هـند مـقام ریاست را احراز کرد و رهبری او در هـندوها ایـن احساس غروری را‌ ایجاد‌ کرد‌ که آنان اندیشه های مهمی را به غرب صادر می کنند. وی‌ در سال ۱۹۱۱ ادعا  کرد که جیدو کریشنامورتی  Jiddu Krishnamurti(1895 ـ ۱۹۸۶)، نوجوان گمنام هندی، ابزار آمدن مـعلمی جـهانی‌ است‌. این‌ اقدام مـناقشات زیـادی را به دنبال آورد. کریشنامورتی بعدها هر گونه‌ ادعایی‌ مبنی بر معلم جهانی بودن را انکار کرد و به کار نوشتن و تعلیم پرداخت. با شروع دهه ۱۹۲۰‌، او‌ زمان‌ زیادی را در ایالات متحده و اروپاـ جایی که کتاب هایش به شـهرت و مـحبوبیت‌ چشمگیری‌ دست‌ یافت ـ سپری کرد.

تأثیر جامعه تئوزوفی، به رغم اندک بودن طرفدارانش، پیوسته از اهمیت برخوردار‌ بوده‌ است‌. جنبش یادشده

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۸۳)


نیرویی کاتالیزی در احیای بودیسم و هندوئیسم در آسیا در قرن بیستم بوده‌ و نیرویی‌ پیـشتاز در ارتـقای آشنایی عـرب با تفکر شرق بوده است. در ایالات متحده‌ بر‌ رشته ای‌ از جنبش های دینی تأثیر داشته است که از جمله آنـها این جنبش هاست:  I am‌ , ,Rosicrucians‌ ,movementکلیسای لیبرال کاتولیک،  Unity,Psychianaو بخش هایی از جنبش تفکر نو.

See: &‌;quot‌;Theoshphy‌" in Merrian – Webster’s Encyclopedia of World Religions.

 

طـومارهای بـحرالمیت

Dead See Scrolls

در‌ سـال های‌ ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۶ در شمال غربی کرانه بحرالمیت، چند محل اختفای دست نوشته های‌ باستانی‌ که‌ عمدتاً به زبان عبری بودند، کـشف ‌ ‌شـد. این مکتوبات به محل های گوناگونی مربوط می شوند و قدمت‌ آنها‌ به‌ قرن سوم قـبل از مـیلاد تـا قرن دوم پس از میلاد مسیح‌ برمی گردد‌. معمولا واژه فوق بطور خاص به دست نوشته هایی اشاره دارد که در یازده غار در اطـرافِ ویرانه های‌ قُمران‌ (Qumran) قرار داشت. بیشتر دانشمندانْ قمران را منزلگاه جمعی می دانند که این‌ طـومارها‌ به آنان تعلق داشـته اسـت. دوره سکونت‌ در‌ این‌ مکان که مرتبط با طومارها باشد، حدود‌ صد‌ سال قبل از میلاد تا حدود سال ۶۸ بعد از میلاد بوده است‌ و تاریخ‌ خودِ طومارها تقریباً همه به‌ قرن‌ سوم تا‌ قرن‌ نـخست‌ قبل از میلاد مربوط می شود. پانزده‌ هزار‌ قطعه (که بیشتر آنها کوتاه هستند) منعکس کننده بقایای هشتصد تا نهصد دست نویس‌ اصلی‌ هستند. این قطعات به طور معمول‌ با شماره غار و حرف‌ (یا‌ حـروف) اولِ عـنوان عبری مشخص‌ شده اند‌. مثلا  ۱QM(Cave 1, Qumran, Milhamah)، یعنی غارِ ۱، قمران، جنگ یا  (Cave 4, Qumran, Testimonia‌) ۴Q‌ Testیعنی غارِ ۴، قمران، مجموعه‌ اسناد‌)، همچنین‌ به هر دست نوشته‌ یک‌ شماره جداگانه داده اند.

جامعه‌ قمرانی‌ را با بسیاری از فرقه های یهودی آن زمان یـکی دانـسته اند. بیشتر دانشمندان بر این‌ باورند‌ که آنان از اِسِنیان بوده اند; اما‌ بعضی‌ معتقدند که‌ این‌ جماعت‌ شاخه ای از صدوقیان، یا‌ شاید زلوت ها بوده اند. اعتقاد بر این است که این گروه بـه دنـبال مشاجره ای با رهبران‌ روحانی‌ در اورشلیم بر سر تقویم دینی‌ و موضوعات‌ مربوط‌ به‌ تفسیر‌ مُجاز و قانونی، به‌ بیابان‌ یهودیّه فرار کرده یا رانده شدند. این گروه در قمران نه تنها

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۸۴)


اعـتقادات خـود را حـفظ‌ کرد‌، بلکه‌ نوعی جهان بینی فـرقه گرایانه ایـجاد کـرد که سایر‌ یهودیان‌ را‌ ردّ‌ می کرد‌ و از‌ نوعی دیدگاه ثنوی در باب جهان طرفداری کرد ـ دیدگاهی که کاملا بین خیر و شرّ، نور و ظلمت جدایی مـی انداخت ـ و در انـتظار مـکافات قریب الوقوع تبهکاران به سر می برد. آنها‌ همچنین نـوعی زنـدگی گروهی مبتنی بر طهارت شرعی افراطی را پایه گذاری کردند که لازمه انکار مراسم عبادی معبدبود. می توان تاریخ این گروه را، گرچه به طـور مـبهم، از خـلال طومارها مرور کرد. این‌ گروه‌ که خود را «متحدان»  (The Union)می نامیدند، از قـرار معلوم به دست یک شخصیت مسیحایی به نام«معلّم عدالت»  (Teacher of Righteousness)بنیان گذاری شد و احتمالا از یک نهضت بزرگ تر انشعاب یافته اند. گروه‌ مذکور‌ نـمونه ای جـالب از یـک حرکت منتظرِ مسیحا در میان یهودیان را نشان می دهد که شبیه مسیحیان اولیـه اسـت. گاهی شباهت های دیگر بین این‌ دو‌ گروه، مثل تعالیم خاص و این‌ اعتقاد‌ که متون مقدس سرگذشت دوران خـودِ آنـها را پیـشگویی کرده است، را حاکی از ارتباط مستقیم بین این دو دانسته اند، اما این شباهت ها را‌ مـی توان‌ بـه سـادگی از طریق‌ پیشینه‌ یهودی مشترک آنها تبیین کرد.

روشن است که اهمیت این متون در ایـن اسـت کـه مجموعه ای را در اختیار می گذارند که برگرفته از طیف گسترده ای از امور اعتقادی و عملی در‌ یهودیت است‌. یک چهارم ایـن مـتن ها دست نوشته های مربوط به کتاب مقدس اند که رونوشت های آثاری از قبیل کتاب حَنوخ، یووِل ها و طـوبیا را، کـه از پیـش معروف بودند و مختص به این فرقه به حساب‌ نمی آمدند‌، می توان به‌ آنها افزود (اگـرچه در بـسیاری موارد به سختی می توان مطمئن بود که آیا یک متن خاص متنی‌ فـرقه ای اسـت یـا نه). بدین سان، طومارها اطلاعاتی فراتر از فرقه ای که‌ آنها‌ را‌ در اختیار داشته است به ما می دهند. در واقـع، گـفته شده است که طومارهای قُمران عملا نشان دهنده ‌‌محتوای‌ کتابخانه های اورشلیم است کـه پیـش از مـحاصره این شهر به وسیله رومیان، در‌ طی‌ جنگ‌ ۶۶ـ۷۳ با شتاب زدگی پنهان شد و منعکس کننده خاستگاه های کاملا مـتنوعِ یـهودی اسـت. این یک تبیین‌ بعید در مورد پنهان کردن طومارها نیست، زیرا شواهد مـربوط بـه طومارها و محل‌ قمران تا حد زیادی‌ مبتنی‌ بر قرائن است، اما تنوع این

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۸۵)


طومارها، به آن گـستردگی کـه این گزارش بیانگر آن است نیست. واضح است که بسیاری از طومارها از بیرون ایـن فـرقه نشئت گرفته اند، و درک این‌ امر اهمیت آنها را بـرای یـهودیت بـاستانی حتی فراتر از آن صورت که این طومارها هـمه مـربوط به فرقه ای خاص باشند می برد.

مکتوبات فرقه ای  (sectarian writings)بیشترین اهمیت را دارند و می توان‌ آنها‌ را بـه قـرار ذیل طبقه بندی کرد: الف. قوانین، یـا کـتابچه های راهنما، شـبیه کـتاب قـانون گروه )Rule of the Community( که تعالیم، ساختار و مقررات انـجمن مـتّحدان را ترسیم می کند; و طومار جنگ‌  (WarScroll‌)، که چگونگی غلبه نهایی «ابناء نور» بر «ابـناء ظـلمت» را بیان می کند. ب. تفاسیر متون مقدس، مـثل تفاسیر مربوط به کـتاب اشـعیاء، حَبَقّوق، ناحوم یا مزامیر; یـا دسـته بندی موضوعی متون‌ مثل‌ Florilegium یا melchizedek ـ همه اینها نوعاً فقراتی از کتاب مقدس اند که به ایـن فـرقه و زمانه اش مربوط می شوند. ج. متون مـربوط بـه آیـین عبادت شامل سـرودهای قـربانی روز شنبه که بر‌ عـبادت‌ مـلکوتی‌ در معبد آسمان تأکید دارند‌. (این‌ متون‌ بر سنت های عرفانی یهودی تقدم دارند) و سرودهای شـکرگزاری کـه بیانگر احساس عمیق انسان تباه شده ای اسـت کـه از طریق لطـف الهـی بـه‌ رهایی‌ رسیده‌ است. د. مـجموعه ای از قوانین شریعت که بیشتر به‌ اخلاص‌ درعبادت مربوط است; مثل نامه هلاخایی، سند دمشقی و طـومار مـعبد. هـ. رساله های اخلاقی مثلا چندین اثـر حـِکمی و سـرود حـکیمان‌.

ایـن‌ مجموعه‌ منحصر بـه فـرد از مکتوبات فرقه ای و غیرفرقه ای مهم ترین آرشیوی است‌ که برای یهودیت معبد دوم شناخته شده است. دلیل این امـر آن اسـت کـه این مجموعه منعکس کننده باورها‌ و اعمال‌ گروه های‌ یـهودی در طـی دورهـ ای بـسیار نـاپایدار از تـاریخ یهود است. مکتوبات‌ عهد‌ جدید، به عکس، به دست یهودیان آواره شده، و هم غیریهودیان نوشته شد; و مکتوبات حاخامی از یک‌ دوره‌ جدیدتر‌ و اوضاع و احوال کاملا متفاوتی سرچشمه می گیرند.

فـراتر از هر چیز دیگر، این‌ طومارها‌ حاکی‌ از تنوع و انعطاف پذیری قابل توجه تفکر و عمل یهودی است و مجالی برای هیچ گونه تصور از‌ «یهودیتِ‌» اساساً‌ یک دست در آن زمان باقی نمی گذارد. این مجموعه نشان می دهد که بـدون مـعبد هم‌ ممکن‌ بود که به مفهوم قربانی و تقدس فرقه ای پرداخت; این که

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۸۶)


تقویم های مناسکی مختلف (که‌ متضمن‌ زمان های‌ گوناگون برای اعیاد و وظایف مختلف روحانیان در معبد بود) به طور همزمان وجـود داشـت‌; و این که‌ به جای فرق بین قوم بنی اسرائیل و غیریهودیان می توان مفهوم دو گروه مقدرشده اهل‌ نجات‌ و اهل‌ دوزخ را قرار داد; این که عبادت معبد ملکوتی را می توان شاهد بـود و تـوصیف کرد (و این‌ نشانه ای‌ از سنّت عـرفان یـهودی است); و این که کارهای خوب می تواند جای قربانی را‌ بگیرد‌. با‌ این حال، این طومارها همچنین حاکی از ویژگی هایی بسیار گسترده تر بین یهودیان این دوره مشترک‌ است‌: اعـتقاد‌ بـه اوج رسیدن قریب الوقوع تاریخ، ظـهور چـهره مسیحایی، و ضرورت مطلق اطاعت کامل‌ از‌ شریعت ]حضرت [موسی (هر طور که تفسیر شده باشد).

See: "Dead See Scrolls&‌;quot‌; in Merriam – Webster’s Encyclopedia of World Religions, PP. 280-1.

محمدتقی انصاری پور

 

کشیش‌

واژه‌ کشیش (Priest) (از ریشه ost¦ preدر‌ انگلیسی‌ قدیم‌) در اصل از ریشه یونانی presbyteros، پیر‌، شیخ‌) اشتقاق یافته اسـت. در کـلیساهای مسیحی اسقفی یک مقام بلندپایه یا مبلغ که‌ واسطه‌ میان اسقف و شماس است.

مقام‌ کشیشی‌ به تدریج‌ در‌ کلیساهای‌ اولیه مسیحی مطرح شد و این در‌ ابتدا‌ از هنگامی بود که اسقف ها و سپس پیـران یـا «پرسبیترها» شـروع به انجام‌ فعالیت های‌ معین کشیشی، عمدتاً در ارتباط با‌ اجرای تشریفات «آیین عشای‌ ربانی‌»، کردند. در اواخر قرن دومـ‌، اسقف های‌ کلیسا کشیش (به لاتینی sacerdos) نامیده می شدند. با

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۸۷)


آن که مقام کـشیشی اسـاساً بـه‌ اسقف ها‌  (bishop)تفویض شده بود، یک‌ پرسبیتر‌  (persbyter‌)در فعالیت های کشیشی‌ او‌ سهیم بود و در نبود‌ او‌ می توانست کارهای معینی را که به وی واگـذار ‌ ‌شـده بود انجام دهد. با گسترش‌ «مسیحیت‌» و تأسیس کلیسای «محلی»، پرسبیتر یا کشیش‌ مـحلی‌، بـسیاری از‌ فـعالیت های‌ اسقف‌ را عهده دار شد و مجری‌ اصلی «آیین عشای ربانی» گشت. کشیش با این توانایی و نیز شـنیدن «اعتراف» و پذیرش «عضو» سرانجام‌ نقش‌ نماینده بزرگ خدا در میان مردم‌ را‌ به‌ عهده‌ گـرفت‌.

در طول نهضت‌ پروتستانی‌ اصـلاح دیـنی در قرن شانزدهم، مصلحانْ آموزه کاتولیکی قربانی در «شام مقدس» و مفهوم مقام کشیشی را‌ که‌ همراه‌ آن بود انکار کردند. مقام کشیشی همه‌ مسیحیان‌ مورد‌ تأکید‌ قرار‌ گرفت‌. در نتیجه، در کلیسای پروتستان به جز سنّت انـگلیکن مبلغ ها (ministers) جای خود را به کشیش ها دادند.

مقام کشیشی از دیرزمان برای مردان بود. بنابراین، پذیرش زنان‌ به مقام کشیشی در کلیساهای انگلیکن مورد اختلاف واقع شد. زنان در سال های ۱۹۴۴ و ۱۹۷۱ در هنگ کنگ به سمت کشیشی گـماشته شـدند. اسقف های آمریکایی بعد از نزاعی سخت در سال‌ ۱۹۷۶‌ با کشیش شدن زنان موافقت کردند. بعد از این که چند کلیسای انگلیکن دیگر مسیر مشابهی را در پیش گرفتند، کلیسای انگلستان نیز اولین نامزدان زن خود را در سال‌ ۱۹۹۴‌ بـه مـقام کشیشی منصوب کرد.

See "priest" in Merriam – Webster’s Encyclopedia of World Religions, P.884.

[۱]. Mery Boyce

برچسب ها
نمایش بیشتر

شبکه بین المللی مطالعات ادیان

اینفورس (شبکه بین المللی مطالعات ادیان)،‌ بخشی از یک مجموعه فعالیت های فرهنگی است که توسط یک گروه جهادی مجازی انجام می شود. این گروه  بدون مرز، متشکل از اساتید، طلاب، دانشجویان و کلیه داوطلبان باایمان و دغدغه مندی است که علاقمند به فعالیت علمی جهادی در عرصه جنگ نرم هستند. شما هم می توانید یکی از اعضای این گروه باشید(اینجا کلیک کنید). فعالیت های سایت زیر نظر سید محمد رضا طباطبایی، مدرس ادیان و کارشناس صدا و سیماست. موضوعات سایت نیز در زمینه سیر مطالعاتی با رویکرد تقویت بنیه های اعتقادی و پاسخ به شبهات است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن