مطالعات متفرقه (خارج از سیر مطالعاتی)

ربی عقیوا

آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (از صفحه ۱۳۷ تا ۱۴۶)
URL : http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/449367
ربی عقیوا (۱۰ صفحه)
نویسنده : طالبی دارابی،باقر
نویسنده : هری فریدمن،
هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۳۷)


‌ ‌‌‌اشـاره[‌۱]

هنگامی که سخن از شریعت به میان می آید، ذهن های همه، اعم از محققان‌ و مردم‌ عـادی‌، بـه قـدر توان خویش به سمت «بایدها و نبایدها»ی آن دین و نیز آنان که این بایدها‌ و نبایدها را از متون مـقدس بیرون می کشند و چونان «رساله ای عملیه» در دسترس قرار‌ می دهند رهنمون می شود. آنان‌ در‌ فرهنگ اسـلامی «فقیه» نامیده می شوند و هـنگامی کـه نتیجه تفاسیر و برداشت های مبتنی بر «اصول استنباط احکام» خود را در مجموعه ای به جامعه عرضه می دارند، در مقام «مرجعیت» قرار می گیرند و دیگران در جایگاه‌ «مقلد». همین الگو با اندکی تفاوت در تاریخ یهودیت نیز جاری بـوده، و حاصل آن با آنچه در میان اهل سنت به «مکاتب فقهی چهارگانه»، معروف است، بی شباهت نیست. در رأس مکاتب فقهی‌ یهودیت‌ نیز عالمانی قرار داشته اند که جهت گیری ها و دیدگاه های خاص خود را داشته و تاریخی بس دراز در تلاش برای فـهم کـلام آسمانی پشت سر گذاشته اند. آگاهی از آن میراث برای همه به ویژه‌ تلاشگران‌ عرضه فقه و اصول بایسته است. در این نوشتار، نویسنده به معرفی یکی از عالمان و فقیهان یهودی که خود صاحب مکتب خاصی بـوده، پرداخـته است.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۳۸)


عقیوا (حدود ۵۰ ـ ۱۳۵م.) یکی‌ از‌ تناهای برجسته و شاید مشهورترین دانشمندِ عصر خویش است; میهن پرست و شهیدی که تأثیر ژرفی در رشد و تحول هلاخا داشت. عقیوا بن یوسف در مناطق جلگه ای یهودیه به دنیا آمـد. هـلِوی(۱) عقیده‌ دارد‌ که‌ زمان تولد عقیوا بسیار پیش تر‌ از‌ این‌ تاریخ است. او مدعی است که حتی پیش از تخریب معبد (در سال ۷۰ میلادی)، عقیوا یکی از دانشمندان پیشتاز بود‌. زندگی‌ عقیوا‌ در تاریخ یهودیت حـاخامی بـسیار چـشمگیر است. در‌ باره‌ او بیشتر به زبـان حـکایت سـخن گفته شده است، اما واقعیت این است که او در سال های اولیه زندگی‌ نه‌ تنها‌ فردی بی سواد، که دشمن کینه توز دانشمندان و عالمان بـوده اسـت: چـنان که‌ خود در این باره بیان می کند «وقتی یک غـم هـاآرِص (از مردم عوام و بی سواد) بودم، با خود گفتم‌: اگر‌ دانشمندی‌ در چنگ خود داشته باشم با او به سان یک الاغ رفتار‌ خواهم‌ کـرد.»[۵] مـخالفت بـعدی بارکالبا با ازدواج دخترش، راحیل، با عقیوا میان این دو و پدر فاصله انـداخت‌. راحیل‌ حتی‌ از شدت تنگدستی یک بار موی خود را فروخت تا از پول‌ آن‌ غذایی‌ تهیه نماید. راحیل ازدواج خود با عـقیوا را مـشروط بـه این دانست که او‌ زندگی اش‌ را‌ صرف مطالعه و تحصیل تورات نماید. عقیوا، بـرخلاف انـتظار، زودتر از هر دانش آموز عادی به‌ پیشرفت های‌ علمی نایل آمد تا آن جا که به چهره ای سرشناس و بـرجسته، در زنـدگی جـدیدی‌ که‌ آغاز‌ کرده بود، مبدل شد.

روشن است که او نمی توانست بی درنگ بـه تـحصیلات عـالی بپردازد‌. ابتدا‌ باید همراه پسرش با الفبا آشنا می شد.(۲) چند سال بعد از ازدواج به‌ نـاچار‌ بـرای‌ حـضور در یکی از مدارس علمیه بزرگ لیدّا[۹].

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۳۹)


برخلاف آنچه در رساله آوُوتِ ربی ناتان‌ آمده‌ است ـ کـه او پیـش از آن که به مقام استادی برسد سیزده سال‌ به‌ تحصیل‌ اشتغال داشت. تلمود اظـهار مـی دارد کـه وقتی عقیوا همراه با دوازده هزار طلبه بعد از‌ غیبتی‌ دوازده‌ ساله به منزل مراجعت کـرد، شـنید که همسرش خطاب به همسایه می گوید‌: «اگر‌ شوهرم بتواند دوازده سال دیگر به تـحصیلش ادامـه دهـد و اندوخته علمی خود را دو برابر کند‌، من‌ این مدت را مشتاقانه و با میل تحمل می کنم.» عقیوا بـا شـنیدن این‌ کلمات‌، بدون دیدار با همسرش، آن جا را ترک‌ کرد‌ و دوازده‌ سال بـعد بـازگشت.(۵)

در ایـن زمان، رفته رفته‌ عقیوا‌ را «یکی از پدران عالَم» به حساب می آوردند.(۶) ثروت و اعتبار او به نظام مند‌ کردن‌ میدراشِ هـلاخاها و مـیدراشِ آگـاداها (یا‌ اصولی‌ که این‌ دو‌ میدراش‌ بر آن بنا شده بودند)(۷) برمی گردد‌. احترام‌ فـراوان هـم دوره ای های عقیوا از این ناشی می شد که او به هنگام تکفیر‌ و طردشدن‌ ربی الیعزر انتخاب گردید تا اخبار‌ را بـه اطـلاع او‌ برساند‌.(۸) علاوه بر این ها در مشاجره ای‌ بزرگ‌ که میان ربّان گملیئل دوم و ربی یـشوعا بـر سر جواز وصلت یک نو‌ آیین‌ عـمّونی[۱۰] بـا یـک خانواده‌ یهودی‌ در‌ گرفت و منجر به‌ برکناری‌ گـملیئل از سـِمتش شد‌، ربی‌ عقیوا به رغم آن که جانشین بلامنازع وی بود، صلح و آشتی را میان آنـان بـرقرار‌ کرد‌(۹) و در نهایت این که او یکی از‌ اعـضای‌ هـیأت نمایندگی‌ اعـزامی‌ بـه‌ دربـار روم بود که‌ برضد دستورهای دربار در مـمنوعیت عـمل و آموختن یهودیت، دادخواهی کرد. عقیوا یکی از اساتید برجسته‌ عصر‌ خویش نیز بـود. در مـیان شاگردان‌ او‌ حکیمان‌ مشهور‌ نسل‌ بعدی مـانند ربی‌ مئیر‌، ربی شـیمعون بـَریوحای، ربی یوسه بَرحَلَفْتا، ربی الیـعزر بـن شموعا، ربی نحمیا دیده می شوند.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۴۰)


در سال ۱۳۲‌ میلادی‌ شورشی‌ تمام عیار علیه روم به رهبری بَرْکوخبا رخـ‌ داد‌. سـهم‌ عقیوا‌ در‌ این‌ شورش روشن نـیست. بـدون شـک، او با شور و اشـتیاق از ایـن شورش استقبال کرد و ظـاهراً بـَرْکوخبا را مسیحیای موعود معرفی کرد که بنی اسرائیل سال های طولانی انتظارش را‌ می کشد تا آنها را از دست ظـالمینِ سـتمکار نجات دهد و این آیه را که «سـتاره ای از یـعقوب طلوع خـواهد کـرد و عـصایی از اسرائیل خواهد برخاست و اطـراف موآب را خواهد شکست‌ و جمیع‌ فتنه گران را هلاک خواهد ساخت» (اعداد ۲۴:۱۷) در باره او تأویل برد. اما هم ردیفان او بـسیار مـتزلزل و مردد بودند. اندکی بعد، رومیان ربـی عـقیوا را بـه اتـهام تـدریس‌ و تعلیم‌ علنی تـورات، کـه بنا به حکم دربار روم ممنوع شده بود، دستگیر و به زندان انداختند.(۱۰) او را فوراً اعدام نکردند و ظاهراً دورانـ‌ زنـدانی‌ بـودن، چندان بدو سخت نگرفتند‌; چرا‌ که او مـجاز بـود بـا کـسانی کـه بـه دیدار وی می آمدند، ملاقات کند.(۱۱) اما این امتیاز سرانجام می بایست از او سلب می شد، چون‌ یکی‌ از شاگردان او برای‌ دستیابی‌ به حکم شرعی مجبور شد تا از طریق پنجره سلول او، حکم را دریـافت کند که ظاهراً نگهبانان متوجه نشدند.(۱۲) عقیوا که به سن پیری پاگذاشته بود، از سوی‌ دربار‌ روم به شکنجه و اعدام محکوم شد و جسم او با سرنیزه های آهنین پاره پاره شد. او شکنجه و رنج را نعمتی برای خـویش مـی دانست و از شهادت به سان تنها شانس عمل به حکم‌ شرعی‌ مذکور در‌ این آیه، استقبال کرد: «خداوندخدای خود را با تمام وجود و از صمیم قلب دوست بدارید… حتی اگر‌ مجبور باشید در این راه از جان خـود مـایه بگذارید.»[۱۱‌]

عقیوا‌ نسبت‌ به فقیران احساس و عواطف عمیقی نشان می داد و رنج سفرهای بسیار را به جان می خرید تا برای آنها ‌‌اعانات‌ و کمک جمع آوری کـند.[۱۴]

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۴۱)


امـا فروتنی سد راه پیشرفت و افتخار او نـشد. او‌ دیـدگاه های‌ ربّان‌ گملیئل را با ترشرویی رد کرده بود(۱۴) و بر حاکمیت نظر اکثریت (بر خلاف نظر‌ گملیئل) تأکیدی دوباره ورزید.

از سوی دیگر، از اعتبار مقام ناسی حمایت مـی کرد‌ و بـه همین منظور، به‌ آیـه ای‌ از کـتاب مقدس استناد می جست تا ثابت کند که «هر آن چه را ربی گملیئل انجام می دهد باید پذیرفت و از آن پیروی کرد.»[۱۸] این مسئله با حکایت «وارد باغ شدن» (یعنی‌ وارد شدن در تأملات عرفانی و دورنی) آن چهار مـرد مـطابقت دارد. ربی بن عَزَی دیوانه شد و مرد، ربی بن زوما عقل خود را از دست داد; عاحِر (ربی اِلیشاع بن أوویا) گیاهان را از‌ ریشه‌ درمی آورد (یعنی مرتد شد); تنها عقیوا سرفراز بیرون آمد یعنی با موفقیت به درک آمـوزه های عـرفانی نائل آمـد.

عقیوا الهام بخش شاگردش اکیلای نوآیین گردید، تا ترجمه یونانی کتاب مقدس عبرانی‌ را‌ در پرتو تعالیم او به رشته تـحریر درآورد[۲۰]ب

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۴۲)


نابراین عقیوا به تقسیم بندی سه گانه موضوعات هلاخایی نیز                 است: ۱٫ هلاخای مـدون (یـعنی مـیشنا); ۲٫ توسفتا; ۳٫ میدراش هلاخا. بخش سوم دربردارنده‌ مجموعه هایی‌ است به نام مخیلتای ربی شمعون بن یوحای در تفسیر سـفر ‌ ‌خـروج، سیفرا در شرح سفر لاویان و سیفرئی زوتا (سیفرئیِ کوچک) در تفسیر سفر اعداد (که خـلاصه ای از آنـ‌ در‌ یـالکوت‌ شمعونی و در میدراش ها گادول‌ که‌ بقایای‌ آنها در گنیزاه و سفرئیِ قاهره، در شرح سفر تثنیه، یافت شـده است. تمامی این مجموعه ها بر اساس روش تفسیری ربی عقیوا‌ نوشته‌ شده اند‌.

اصل راهـنما در نظام تفسیری ربی عـقیوا ایـن‌ است‌ که: تورات از خدا گرفته شد و هیچ چیز در آن زائد نیست و حتی املای خاص یک واژه (در جایی‌ که‌ برای‌ آن واژه چند نوع املا ممکن باشد) هدف و غرض معینی‌ دارد. او می گوید هر جای تورات که حرف اضـافه إت (et) در آن به کار رفته، ظاهراً دارای‌ اهمیت‌ و ارج‌ هلاخایی است.(۱۷) تلمود نقل می کند که خود موسی نمی توانست به‌ احکامی‌ که از تأملات ژرف در آکادمی عقیوا به دست آمد دست یابد و تنها در صورتی ذهن‌ مـوسی‌ آسـوده‌ می شد که عقیوا خود بیان

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۴۳)


دارد که «این حکم هلاخایی است که‌ بر‌ طور‌ سینا بر موسی نازل شده است.»(۱۸) در همین مطلب به عقیوا مباهات می شود‌ که‌ توانسته‌ است حتی آرایـه های حـروف را که به طور سنتی برای آرایش کلمات به کار‌ رفته اند‌، تفسیر کند; تفسیری که در هیچ یک از نوشته های تلمودی و میدراشی نمی توان یافت‌. روش‌ عقیوا‌ مخالفان خاص خودش را داشت که در رأس هـمه ربـی ییشماعِل بود. او بر‌ این‌ باور بود که زبان تورات تابع استعمال عرفی کلمات نزد آدمیان است.(۱۹‌) در‌ نگاه‌ عقیوا مطالعه تورات برای یهودیان raison  detreبود. در زمان و دوران سخت و دشوار هادِرْیانی که‌ مـطالعه‌ تـورات و عـمل به یهودیت ممنوع بود، بـحث مـهمی در بـاره این که آیا‌ مطالعه‌ بر‌ عمل ترجیح دارد درگرفت. عقیوا عقیده داشت که مطالعه تورات بر عمل به آن ترجیح‌ دارد‌، چون‌ «مطالعه مقدمه عـمل اسـت.»[۲۳

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۴۴)


] و نـیز از تعلق خاطر شخصی اش به إرِصِ‌ ییسرائل‌ (سرزمین بـنی اسرائیل) پرده بـرداشت: کسی نباید خاک اسرائیل را ترک کند، مبادا که در دامن بت پرستی‌ گرفتار‌ آید: کسی که در سرزمین اسرائیل دفن شود، مـثل آن اسـت کـه‌ در‌ زیر مذبح معبد و حتی در زیر کرسی‌ خدا‌ دفن‌ شده اسـت.(۲۴) این آموزه او که‌ تمام‌ بنی اسرائیل پسرانِ پادشاهان اند،(۲۵) نه تنها از روحیه میهن پرستی افراطی او که از‌ میل‌ به دمکراتیک کردن شـریعت حـکایت‌ دارد‌ کـه مطابق‌ آن‌ دارد‌ هیچ دستاویزی برای برتری و برخورداری بیشتر‌ غنی‌ در مقابل فـقیر وجـود ندارد.

عقیوا از خوش بینی بسیار بالایی برخوردار بود‌: «هر‌ آن چه خدا انجام می دهد خیر محض‌ است.»(۲۶) بـر اسـاس‌ ایـن‌ خوش بینی بود که به رغم وضعیت‌ رنج آور‌ آن دوران بارها هم قطارانش را نسبت به رهایی مـلی امـیدوار و مـطمئن می ساخت. این‌ خبر‌ به طرز شگفت انگیزی در یک‌ عبارت‌ بسیار‌ محرّک در انتهای‌ رساله‌ مکّوت(۲۴b) آمـده اسـت‌. بـه‌ هنگامی که همقطاران ربی عقیوا در وضعیت بغرنجی قرار گرفته بودند، به گونه ای که‌ نـمی توانستند‌ مـانع از گریستن خود شوند و چون‌ شغال‌، از درد‌ خرابی‌ معبد‌ زوزه می کشیدند، ربی عقیوا‌ با اشاره بـه ایـن که بـه محض سپری شدن این وضعیتِ غمبار معبد نیز بازسازی خواهد شد‌، امید‌ را در دل ها زنده کـرد. او‌ بـسیار‌ جدی‌ و با‌ صلابت‌ از آموزه های اختیار‌ انسان‌ و علم مطلق خدا طرفداری می کرد: «هر چـیزی قـابل پیـش بینی است، و اختیار (برای آدمی) مقرر شده است‌»(۲۷‌) و هیچ‌ توجهی به تعارض آشکار میان آنها نـمی کرد‌ (اگـر‌ چه‌ زافویی‌ zafui‌ به‌ «پیش بینی» ترجمه شده است اما می تواند صرفاً به مـعنای «وحـی شده» بـاشد). او به این می اندیشید که: «ای بنی اسرائیل چه خوشبخت هستید! چه کسی شما را پاک کرده‌ است؟ پدر شما در آسمان ها.»(۲۸) او بـا آن کـه فـکرش را به صفت عدالت خدا معطوف کرده بود، صفت رحمت خدا را تعدیل کـننده آن مـی دانست.(۲۹) روحیه جهان شمولی در‌ تعالیم‌ و آموزه های عقیوا ظهور و بروز خاص دارد، «انسان به خاطر این که به صورت خدا آفـریده شـده، محبوب و خواستنی است.»(۳۰) در یکی از جمله های مشهورش این بیان تورات را اصل‌ بنیادین‌ تـورات مـعرفی می کند: «باید خدای خود را مثل خودتان دوسـت بـدارید.»

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۴۵)


کـتاب نامه

L. Finkelstein, akiva, scholar, saint and martyr (1936, 19622); Bacher, tann, 1 (1903‌); Weiss‌, Dor, 2 (1904), 97_106; Frankel‌, Mishnah‌ (۱۹۲۳۲). ۱۱۸-۳۰; Halevi, Dorot, 7 (1923), 455-67, 620 – 659 – 64; Derenbourg Hist, 326ff…395ff…418ff; Hyman, Toledot, 988 – 1008; J. S. Zuri, Rabbi akiva (Heb‌., ۱۹۲۴‌); Alon Tolebot, 1 (1958) index‌; I. Konovitz‌, Rabbi akiva (Heb., 19652).

 

پی نوشت ها

_. Dorot, 5, Pt. 1 (1939), 455-67.

_. ARN 6:15.

_. Ibid.

_. Sifra 4:9.

_. Ned. 50a.

_. T. J. Shek. 3:1. 47b.

_. J. J. Shek. 5:1. 48c.

_. BM 59b.

_. Ber. 27b-28c.

_. Sanh. 12a.

_. Pes. 112a.

_. Yev‌. ۱۲‌:۵, ۱۵d.

_. ARN 2:6; Cf. Lev. R.1:5.

_. Tosef., Ber. 4:12.

_. Meg. 3a.

_. T. J. Shek, 5:1, 48c.

_. Pes. 21b.

_. Men. 29b.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۳ – شماره ۲۳ (صفحه ۱۴۶)


برچسب ها
نمایش بیشتر

شبکه بین المللی مطالعات ادیان

اینفورس (شبکه بین المللی مطالعات ادیان)،‌ بخشی از یک مجموعه فعالیت های فرهنگی است که توسط یک گروه جهادی مجازی انجام می شود. این گروه  بدون مرز، متشکل از اساتید، طلاب، دانشجویان و کلیه داوطلبان باایمان و دغدغه مندی است که علاقمند به فعالیت علمی جهادی در عرصه جنگ نرم هستند. شما هم می توانید یکی از اعضای این گروه باشید(اینجا کلیک کنید). فعالیت های سایت زیر نظر سید محمد رضا طباطبایی، مدرس ادیان و کارشناس صدا و سیماست. موضوعات سایت نیز در زمینه سیر مطالعاتی با رویکرد تقویت بنیه های اعتقادی و پاسخ به شبهات است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن