مطالعات متفرقه (خارج از سیر مطالعاتی)

مسیح و شریعت موسوی

آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (از صفحه ۳۱ تا ۵۴)
URL : http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/110305
مسیح و شریعت موسوی (۲۴ صفحه)
نویسنده : صادق نیا،مهراب
هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۳۱)


‌ ‌‌‌اشـاره‌:

ما مسیحیت را بیشتر «مذهبی بدون شریعت» شناخته ایم و تردید نداریم که در‌ ساختار‌ کـاملا‌ اخـلاقی مـسیحیت کنونی، شخص عیسی فراتر از قوانین تشریعی است. اما بحث در خصوص شریعت‌ و نقش آن در نجات آدمی از دیـرباز مورد مناقشه رسولان مسیحی بوده است‌. در مقاله ای با‌ عنوان‌ «پولس و شریعت» که در شماره ۲۵ مـجله انتشار یافت، به پاره ای از ایـن مـباحث پرداخته شد. در این نوشته تلاش شده تا با مراجعه به کتاب مقدس و بررسی سیره رفتاری‌ و گفتاری عیسی مسیح، میزان همراهی او با این باور رایج در جامعه مسیحی ارزیابی شود.

موقعیت ممتاز شـریعت در شاکله دیانت یهود سبب شد که با ظهور مسیح جامعه جوان پیرو‌ او‌ نخستین پرسش خود را از لزوم التزام به شریعت آغاز کند; پرسشی که حجم قابل توجهی از کلمات عیسی را به خود اختصاص داده اسـت. امـا به راستی آیا مسیح‌ آموزگار‌ و مبلغ شریعت بود؟ پاسخ به این پرسش کار ساده ای نیست. مفسران پرشمار کتاب مقدس و الاهیدانان مسیحی در پاسخ به این پرسش هم آوا نیستند. پاسخ های آنان چـنان مـتفاوت‌ است‌ که به خوبی می توان فهمید که این پرسش پرسشی معمولی نیست و خود مسیحیان نیز در پاسخ به آن با مشکلات فراوانی دست به گریبان اند و با تأویلات جدّی‌ و عـمیق‌ کـوشیده‌ اند تا از آنچه مسیح‌ می‌ گوید‌، فهم درستی داشته باشند.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۳۲)


در پاسخ به این پرسش، با سه دیدگاه کاملا متفاوت روبرو هستیم. نخست آن که جماعتی بر‌ این‌ باورند‌ که مـسیح هـرگز نـکوشیده است تا بر مبنای‌ اقـتدار‌ شـخصی خـود اصلی بنا نهد یا فرمانی را که در تعریف آن «فرمانِ خدا» گفته شود پایه ریزی کند‌، (یاسپرس‌، مسیح‌، ص۲۷) بلکه «مسیح بنیان گذار مـذهبی اسـت کـاملا اخلاقی که‌ بر هیچ اصلی از اصول شریعت اسـتوار نـیست» (هگل، استقرار شریعت در مذهب مسیح، ص۴۰). بدین سبب، نباید‌ او‌ را‌ آموزگار شریعت برشمرد.

بر این اساس آنچه مسیح می گوید خـاستگاهی‌ جـز‌ در درون آدمـیان ندارد و اگر هم گاهی از موضع قدرت سخن گفته است یـا برای مردم‌ اعجازی‌ پدید‌ آورده، هرگز بدان روی نبوده که آنان را در برابر فرمان خدا‌ که‌ آن‌ را تشریع کرده خاضع کـند; بـلکه بـدین سبب است که می خواسته توجه ملتی‌ را‌ برانگیزاند‌ که برای شـنیدنِ اخـلاق گوشی شنوا نداشته اند (همان، ص۴۰).

جماعت دوم بر این‌ باورند‌ که بی هیچ تردیدی مسیح در پی آموزش اخـلاق و تـقوا بـود و از این‌ نگاه‌ دریچه‌ ای تازه به روی مردم متعصب دوران خود باز کرد، ولی هرگز نـمی تـوان‌ مـقررات‌ تشریعیو ایجابی او را نادیده گرفت; دستورهایی که آدمی در پرتو عمل به‌ آنها‌، از‌ احسان الهی بـرخوردار خـواهد بـود، احسانی که از نگاه او تنها با رعایت اصول اخلاقی‌ به‌ چنگ نمی آید بلکه عـبادت نـیز لازم است (همان،ص۴۰). با این‌ همه‌، این‌ جماعت با تمام تأکیدی که بر شـریعتمدار بـودن آمـوزه های مسیح دارند، معتقدند که عنصر‌ تشریع‌ از‌ ذاتیات آیین مسیح و جوهره رسالت مسیح بـه شـمار نمی آید. و به همین‌ دلیل‌، از مجموعه آنچه مسیح منادی آن است می تواند جـدا شـود و بـه کناری نهاده شود بی‌ آن‌ که به مجموعه تعالیم اش خللی وارد آید. آنان می گویند کـه‌: «شـریعت‌ یکی از آموزه های مسیح هست ولی‌ به‌ سان‌ اخلاق و تقوا، از ذاتیات آنـها شـمرده نـمی‌ شود‌.» (همان، ص۴۰).

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۳۳)


دیدگاه سوم تقابلی جدی و آشکار با آنچه در تعریف نظریه نخست‌ ذکر‌ شد، دارد و ادعـایی فـراتر از‌ آنـچه‌ در دیدگاه‌ دوم‌ آمد‌ مطرح می کند. این جماعت بر‌ این‌ باورند کـه شـریعت مانند اخلاق و تقوا از اصول اولیه و ذاتیات آموزه های‌ مسیح‌ است و قابل احترام. این دسته در‌ بیان عـقیده خـود گاه‌ چنان‌ از در زیاده روی وارد‌ شده‌ اند که ادعا می کنند که بنای اخـلاق بـر شریعت استوار است; چندان‌ که‌ گاه بـرای شـریعت اهـمیتی بیش‌ از‌ اخلاق‌ بیان می دارند‌ (همان‌، ۴۱). بـی آن کـه‌ خود‌ را گرفتار سرگردانی در گزینش رأی این مفسران و الاهیدانان مسیحی کنیم و بی آن که‌ چشم‌ بـسته تـأویل های آنان را بپذیریم‌ ـ که‌ گـاه چـندان‌ قابل‌ پذیـرش‌ و تـأیید نـیست ـ لازم است‌ با مراجعه مستقیم به آنـچه از مـسیح در عهد جدید، بهویژه در اناجیل همدید، نقل‌ شده‌ برای این پرسش پاسخی مـناسب ارائهـ‌ دهیم‌. اما‌ پیش‌ از‌ هر چیز ذکـر‌ چند‌ نکته را لازم می دانـم:

یـکم: برای ما مسلمانان که قـرآن را یـک مجموعه پیوسته و یک‌ واحدِ‌ کامل‌ می دانیم، توجه به این نکته لازم‌ اسـت‌ کـه‌ در‌ مسیحیت‌ چنین‌ باوری درباره کـتاب مـقدس (عـهد جدید یا عـهدین) وجـود ندارد. آنان معتقدند ایـن کـتاب مجموعه ای است از کتب و رسائل مختلف که هر کدام را نویسنده ای‌ خاص نوشته است و در عـین حـال باور دارند که «واضع این کـتاب خـداوند است و اوسـت کـه حـقیقت این کتاب را به صـورت وحی و الهام به کاتبانی از نوع انسان الهام‌ کرده‌ است» (میشل، کلام مسیحی، ص۴۳). بر این اسـاس، تـفاوت در نوشته های این کتاب امری طـبیعی اسـت و مـسیحیان خـود نـیز آن را انکار نکرده انـد. یـاد آوری این نکته‌ از‌ آن روی مهم است که خواننده محترم با خواندن نکته دوم در شگفت نماند.

دوم: واقعیت آن است که در مـجموعه عـهد جـدید‌ چهار‌ رویکرد کاملا متمایز وجود دارد‌ ( vol‌. ۳, p. 85-89 B The Intetnational Standard Bibleromiley,) که در حـقیقت سـیر جـدایی مـسیحیت را از شـریعت نـشان می دهد; البته در اینجا مدعی اختلاف در‌ میان‌ این رویکردها نیستیم; الف‌. شریعت‌ در اناجیل; ب. شریعت در اعمال رسولان; ج. شریعت در رسائل پولس; د. شریعت در سایر نوشته های عهد جدید.

این نوشته بـر آن است تا رویکرد نخست را تحلیل کند، رویکردی که‌ به‌ مسیح متعلق است، و بیشتر به مسیحیت اولیه برمی گردد. این رویکرد در اناجیل به ویژه اناجیل همدید (متی، مرقس و لوقا) طرح شـده اسـت.

سوم: واژه شریعت[۴]

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۳۴)


که با زیست اجتماعی‌ و سیاسی‌ انسان ها‌ در ارتباط است. تمایز میان این جنبه ها در کارکردهای شریعت در اناجیل کاملا و به روشنی مشخص‌ نیست و عموماً تمام شریعت موسوی مـورد نـظر است. البته در تفسیر‌ مفسران‌ به‌ این تمایزها اشاره شده است ولی در خود عهد جدید به این تفصیل پرداخته نشده است. با ‌‌این‌ همه، گـاه در انـاجیل معانی خاصی از شریعت اراده شده اسـت; مـثلا در‌ یوحنا‌ ۱۰‌:۳۴ و ۱۲:۳۴ و نیز ۱۵:۲۵ مراد از این کلمه کل عهد عتیق است نه‌ صرف شریعت و نیز در لوقا ۲۴:۲۴ مراد از آن خصوص اسفار پنجگانه‌ است (ibid, vol. 3, p. 85‌.).

چهارم‌: واژه شریعت به معنای شـریعت مـوسوی (Nomos) در اناجیل چهارگانه، کارکرد مـتفاوتی دارد. ایـن واژه در انجیل متی هشت بار در انجیل لوقا نه بار و در انجیل یوحنا پانزده بار به‌ کار رفته است و اما در سراسر انجیل مرقس حتی یکبار هم به کار نرفته است; گرچه از آن سخن گـفته شـده است (ibid., v.3, p. 85) و البته به لحاظ بحث نیز این چهار‌ انجیل‌ به یک اندازه به آن نپرداخته اند و در سه انجیل نخست که اصطلاحاً آنها را اناجیل همدید نام نهاده اند (متی، مرقس، لوقا) تـأکید بـر شریعت فـزون تر از انجیل‌ چهارم‌ (یوحنا) است و مباحث بیشتری درباره آن طرح شده است. از میان اناجیل چهارگانه، انجیل متّی تـأکید بیشتری بر شریعت دارد و این تأکید چندان قوی است که جماعتی از مـتکلمان‌ مـسیحی‌ را بـر آن داشته تا ادعا کنند که انجیل متی برای تبلیغ مسیحیت در میان یهودیان نوشته شده است (فرانس، التـفسیر ‌ ‌الحـدیث للکتاب المقدس، ص۴۲). آنان بر این باورند‌ که‌ برای‌ تبلیغ مسیحیت و آموزه های مـسیح‌ در‌ مـیان‌ بـنی اسرائیل راهی جز نبود آن که متّی در انجیل خود در پیش گرفت. به باور اینان، این کـتاب در اصل‌ به‌ زبان‌ عبری نوشته شده و بعدها به زبان یونانی برگردانده‌ شده‌ اسـت (مبانی مسیحیت، ص۴۰).

پس از ذکر ایـن چـهار نکته به بیان شریعت از نگاه اناجیل چهارگانه که در‌ واقع‌ بیانگر‌ دیدگاه مسیح درباره شریعت است می پردازیم. محورهای کلی بحث‌ از این قرار است: ۱٫ مسیح و تأکید بر شریعت موسوی ۲٫ مسیح و اصلاح شـریعت موسوی ۳٫ شریعت و رستگاری از نگاه مسیح‌.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۳۵)


۱٫ مسیح‌ و تأکید‌ بر شریعت موسوی;

میزان اهتمام و تأکید مسیح بر شریعت حضرت موسی‌ در‌ چهار انجیل یکسان نیست و گاه تفاوت های اندکی در نوع بیانات نقل شده از مـسیح در‌ ایـن‌ اناجیل‌ به چشم می خورد; با این حال برجسته ترین مطلبی که به‌ روشنی‌ و بی‌ هیچ تأویلی از کلمات مسیح در این اناجیل قابل فهم و درک است، تأکید و اصرار‌ او‌ بر‌ شریعت موسوی اسـت. او در نـخستین بیانیه های تبلیغی خود که «به موعظه روی‌ کوه‌» شهرت یافته، آشکارا اعلام می کند: «گمان مبرید که آمده ام تا تورات‌ یا‌ صحف‌ انبیا را باطل نمایم» (متی ۵:۱۷).

شکل ایـراد ایـن موعظه و قرار گرفتن مسیح بر‌ فراز‌ کوه، یادآور شیوه گرفتن شریعت توسط موسی است و شاید گمان شود حالت مسیح‌، حالت‌ بیان‌ و اعلام یک شریعت تازه است (فرانس، التفسیر الحـدیث لکـتاب المـقدس، ص۴۲) و همان گونه که موسی‌ بـر‌ فـراز کـوه شریعت خود را از خداوند گرفت، مسیح نیز چنین کرده‌ است‌; ولی‌ بی تردید این جمله بدون کمترین نیاز به تأویل و تفسیر حـکایت از آن دارد کـه‌ عـیسی‌ هرگز‌ در مقام آوردن شریعتی تازه نبوده و نفی شریعت مـوسوی نـبود و نمی خواست‌ که‌ در این عرصه به نوآوری دست زده و قانونِ عهد عتیق را باطل سازد یا حتی اندکی‌ از‌ سیطره و اهمیت آن بـکاهد (الفـغالی، دراسـات بیبلیه، ج۱۴، ص۷۷). او در پایبندی‌ خود‌ به شریعت موسوی اعلام می کند: «لیـکن‌ آسان‌ تر‌ است آسمان و زمین زایل شود از آن‌ که‌ نقطه ای از تورات ساقط گردد.» (لوقا ۱۶:۱۷) و در دیگر بیان تاکید‌ مـی‌ کـند: «زیـرا هر آینه به‌ شما‌ می گویم‌ تا‌ آسمان‌ و زمین زایل نـشود، هـمزه یا نقطه‌ ای‌ از تورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع گردد» (متی ۵:۱۸‌).

عیسی‌ گاه چـون یـک فـریسی تمام عیار‌ در مقام موعظه بر‌ آمده‌ و ضمن بیان احکام تورات مردم‌ را‌ بـه انـجام دادن ایـن احکام فرا می خواند: «پس هر کس یکی از‌ این‌ احکام کوچک ترین را بشکند‌ و مردم‌ را‌ چـنین تـعلیم دهـد‌، در‌ ملکوت آسمان کمترین شمرده‌ می‌ شود; اما هر کس به عمل آورد و تعلیم نماید، او در مـلکوت آسـمان بزرگ‌ خوانده‌ خواهد شد» (متی ۵:۱۹) و در جایی‌ دیگر‌ و در پاسخ‌ به‌ پرسش‌ جوانی که از او‌ راه رسـیدن بـه زنـدگی ابدی را درخواست می کند، می گوید: «اگر بخواهی داخل در‌ حیات‌ ابدی بشوی احکام را نـگاه دار‌. (و وقـتی‌ آن‌ جوان‌ با‌ تعجب پرسید:) بدو‌ گفت‌ کدام احکام

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۳۶)


را؟ عیسی گفت: قتل مـکن، زنـا مـکن، دزدی مکن، شهادت دروغ مده، پدر و مادرت را‌ حرمت‌ دار‌ و همسایه خود را مثل نفس خود دوست‌ بدار‌ (متی‌ ۱۹‌:۱۶‌ـ۱۹‌).

هر کـس بـه اجمال عهد جدید را مطالعه کند، خواهد دید که مسیح با فرقه فـریسیان کـه مـبلّغان احکام شرعی تورات بودند، مشاجرات فراوانی داشت. با این‌ هم، شگفت آور خواهد بود که بـدانیم مـسیح در راه تـأکید بر احکام شرعی و شریعت تورات به یاران خود اعلام می کند کـه بـا همه اختلافی که با فریسیان دارد‌، وقتی‌ آنها یک فریسی را بر منبر موعظه و بیان احکام تشریعی مـوسی دیـدند، باید از آنچه او می گوید اطاعت کنند: «آن گاه عیسی آن جماعت و شاگردان خود را خـطاب‌ کـرده‌، گفت کاتبان و فریسیان بر کرسی موسی نـشسته انـد; پس آنـچه به شما گویند نگاه دارید و به جـای آوریـد» (متی ۲۳:۱ـ۴) و جالب تر وقتی‌ است‌ که به پیروانش توصیه می‌ کند‌ که در زمـینه عـمل به شریعت نه چون یـک فـریسی بلکه بـیش از او بـه شـریعت عمل کنند ( The international Bromily,standard Bible Encyclopedia‌ P.85‌.) «لیکن مثل اعمال ایـشان‌ مـکنید‌ زیرا می گویند و نمی کنند» (متی ۲۳:۴).

علاوه بر این آیات، آیات دیـگری نـیز هست که حکایتگر تأکیدهای عیسی (ع) بـر شریعت موسوی است، امـا جـالب تر این که در کنار‌ ایـن‌ آیـات، آیاتی دیگر نیز وجود دارد که در ترسیم چهره عیسی مسیح، اعتقاد و تقیّد عملی او بـه احـکام را تشریعی شریعت موسوی را نشان مـی دهـند: «در روز اول عـید‌ فطیر‌ که در‌ آن فـصح را ذبـح می کردند، شاگردانش بـه وی گـفتند می خواهی کجا برویم و تدارک ببینیم تا‌ فصح را بخوری. پس دو نفر از شاگردانش را فرستاد بر‌ ایـشان‌ گـفت‌ به شهر بروید و شخصی با سـبوی آب بـه شما خـواهد بـرخورد از عـقب وی روید. و به هر ‌‌جـای‌ که در آید صاحب خانه را گوئید استاد می گوید مهمانخانه کجاست تا‌ فصح‌ را‌ با شاگردان خـود در آنـجا صرف کنم. و او بالاخانه بزرگ و مفروش و آمـاده ای را بـه‌ شـما نـشان مـی دهد آنجا از بـهر مـا تدارک ببینید» (مرقس; ۱۴:۱۲‌ـ۱۵)

بر اساس آنچه‌ گذشت‌ و با توجه به این مجموعه از آیات به روشنی مـی تـوان دریـافت که «عیسی هرگز از حمایت شریعت دست نـکشید» (بـولس، المـعجم اللاهـوتی، ص۴۴۷) و بـا پذیـرش جوهره قانون نشان داد که‌ در مقام عمل نیز به آن پایبند است (, vol. 5, p.191The Interprenter””s Bible).

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۳۷)


در یکی از تفاسیر عهد جدید درباره میزان اهتمام عیسی به شریعت موسوی تفصیلی وارد شده است که‌ اشاره‌ بـه آن خالی از فایده نیست. بر اساس این تفسیر و همان گونه که پیش از این یاد شد، شریعت موسوی دارای سه جنبه متفاوت است. جنبه نخست یعنی شریعت اخلاقی‌ و یا‌ بعد اخلاقی شریعت مـوسوی کـه در ده فرمان جلوگر شده است، اوامری هستند فارغ از زمان و مکان و همیشه جاری و لازم الاجرا خواهند بود. از این روی عیسی مسیح اطاعت‌ از‌ این فرمان ها را به همه سفارش، و خود نیز به آنها عـمل کـرد; اما دیگر جنبه این شریعت، یعنی شریعت آیینی یا مناسکی و نیز شریعت مدنی و اجتماعی در زمان‌ موسی‌ و پیش‌ از آمدن مسیح لازم الاجرا‌ بوده‌، ولی‌ از آن جـا کـه با وضعیت زمانی حضور عـیسی سـازگار و قابل انطباق نیست نه بر او و نه بر هیچ کس دیگری‌ واجب‌ نیست‌ و بر این اساس مسیح نه تن دادن به‌ این‌ احکام را سفارش می کـرد و نـه خود به این احـکام عـمل می کرد. البته مسیح روح حاکم بر این‌ احکامِ‌ منسوخ‌ شده را پذیرفت و بر اساس آن رفتار کرد; مثلا در‌ احکام آیینی،مسیح همیشه به جوهره ساری در این احکام یعنی محبت پروردگار و پرستش او کـه مـبدأصدور این‌ احکام‌ است‌،توجه داشت (تفسیر تطبیقی عهد جدید،ص۲۵). با این همه، به‌ اجرای‌ صورت این احکام اصراری نداشت.

گرچه سفارش مسیح به احکام اخلاقی در اناجیل چهارگانه فزون تر‌ از‌ تـأکیدی‌ اسـت که او بـر سایر احکام تشریعی یهود دارد، اما نمی توان‌ به‌ سادگی‌ تفسیر یادشده را پذیرفت; چون در مجموعه این اناجیل گـاه صحبت از تن دادن‌ مسیح‌ به‌ احکام آیینی و غیر آن نیز شده اسـت، مـانند آنـچه از او درباره اعمال عید‌ فصح‌ نقل شد.

تاریخ نیز مؤید آن است که جماعت اولیه مسیحی در سایه‌ تأکیدات‌ فـراوان‌ ‌ ‌عـیسی مسیح بر انجام اعمال تشریعی و التزام به شریعت موسوی و اعلام روشنی که بـر‌ دوامـ‌ و بـقای این شریعت داشت، یک جماعت شریعت مدار بود و در التزام به انجام‌ اعمال‌ تشریعی‌ تلاش فـراوانی داشت (شبلی، مقارنه الادیان، ج ۲، ص۱۹۴). این جماعت هرگز خود را از پیکره ملت‌ یهود‌ جدا نـدانست و بر این اعتقاد بـود کـه بخشی از بنی اسرائیل است‌ و با‌ آنها‌ در انجام اعمال تشریعی مشارکت دارد و تنها تمایزش از سایر یهودیان این است که مسیحابودن‌ عیسی‌ را‌ باور دارد (ویور، درآمدی بر مسیحیت، ص۱۰۱). این باور به آن حد‌ پیش‌ رفته بـود که مسیحیانِ نخستین، با عنوان «فرقه ناصری» در شمار فرقه های یهودی قرار گرفتند‌ (مبانی‌ مسیحیت، ص۴۰).

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۳۸)


۲٫ مسیح و اصلاح شریعت موسوی:

«شنیده اید که به اولین گفته‌ شد‌… لیکن من به شما مـی گـویم …» این‌ عبارت‌ در‌ انجیل متی باب پنجم از آیات ۲۱‌ به‌ بعد بارها تکرار شده سرآغاز نوعی نونگری عیسی به شریعت موسوی است. این‌ آیه‌ ها، شاهد موضعگیری تازه رفتاری‌ کاملا‌ متفاوت از‌ آنـچه‌ پیـش‌ از آن از عیسی شنیده بودیم‌، است‌; موضعی که پیش از این از آن چنین یاد کرده بود: «نیامده‌ ام‌ تا باطل نمایم بلکه تا تمام‌ کنم» (متی ۵:۱۷). این‌ رویکرد‌ رویکردی اصلاحی است که در‌ پرتـو‌ ایـن آیات و آیات دیگر ارائه می شود.

موضع اصلاحی مسیح با پرسش های‌ اساسی‌ همراه است. نخست این که‌ ضعفی‌ که‌ این کلام به‌ دلالت‌ التزامی به آن اشاره‌ دارد‌ چیست؟ دوم، مراد مسیح از اکـمال و اتـمام شـریعت چیست و او چگونه و به چه وسـیله ایـ‌ مـی‌ خواهد نقص و ضعف شریعت را جبران‌ کند؟

الف‌: ضعف شریعت‌ موسوی‌ از‌ نگاه مسیح:

کاوش در‌ اناجیل چهارگانه و توجه عمیق به آموزه های عیسی آشـکار مـی کـند که از نگاه مسیح‌، شریعت‌ موسوی با تمام خـوبی هـایش، برای‌ رهانیدن‌ آدمی‌ و رستگاری‌ او‌ کافی نیست و رسیدن‌ به‌ او «ملکوت» آسمان ها تنها با التزام به شریعت موسوی به دسـت نـمی آیـد. او بر‌ این‌ باور‌ است که انسان تنها با توقف بـر‌ شریعت‌ و التزام‌ به‌ قواعد‌ خشک‌ آن نمی تواند به آنچه اراده خدا در قبال آدمی است دست یابد و «اشتباه است کـه تـورات را مـو به مو اجرا کنید و به خواسته های بزرگ‌ تر خدا چـشم بـبندید» (کارپنتر، خدایان و آدمیان،ص۸۷). او می گوید: «وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار که نعناع و شبت و زیره را عشر مـی دهـید و اعـظم احکام شریعت یعنی‌ عدالت‌ و رحمت و ایمان را ترک کرده اید. می بایست آنـها را بـجا آورده ایـن را نیز ترک نکرده باشید» (متی: ۲۳:۲۳). او در جایی دیگر و در پاسخ به جوانی‌ که‌ در پی راه یافتن به مـلکوت آسـمان هـا و زندگی جاودانی است، می گوید: «احکام را می دانی، زنا مکن، قتل مکن، دزدی مکن‌، شـهادت‌ دروغ مـده، دَغا ]=دغل بازی[ مکن‌، پدر‌ و مادر خود را حرمت دار» (مرقس ۱۰:۱۸ـ۱۹)، اما آن جوان قانع نگشته و با اعـتراف بـه نـاکافی بودن این وصایا برای رسیدن به‌

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۳۹)


رستگاری‌ می گوید: «ای استاد‌ این‌ همه را از طفولیت نـگاه داشـتم» (مرقس ۱۰:۲۰). با این جمله که گویا از خواست عیسی حکایت می کند، عیسی بـه وی نـگریسته او را مـحبت نموده و گفت: ترا‌ یک‌ چیز ناقص است; برو آنچه داری بفروش و به فقرا بده که در آسـمان گـنجی خواهی یافت; آنگاه بیا و صلیب را برداشته مرا پیروی کن» (مرقس ۱۰:۲۱).

این گـفتوگوی کـوتاه‌ عـیسی‌ با جوانی‌ ثروتمند، آشکارا نشان دهنده آن است که شریعت گرچه در نگاه عیسی و حتی آن جوان پرسـشگر در‌ رسـاندن آدمـی به سعادت و رستگاری لازم است، ولی کافی نیست.

شریعت‌ در‌ نگاه‌ مسیح نصاب خواستِ خـدا از آدمـی است و نه غایت و سقف آن; کمترین خواسته خدا است که تنها ‌‌به‌ تصرفات رفتاری انسان می پردازد نـه بـه افکاری که در پس این رفتارها‌ وجود‌ دارد‌ و آنها را جهت می دهد (المرشد الی الکتاب المـقدس، ص۴۷۸). از نـگاه او، تورات تنها‌ درباره اعمال یهودیان قانون وضـع کـرده و نـه افکار آنان و به همین دلیل نباید‌ بـه آن بـسنده کرد‌. به‌ همین دلیل است که می گوید: «گفته شده است هر کـس کـه مرتکب قتل شود محکوم بـه مـرگ است; امـا مـن مـی گویم هر کس در قلب خود نـسبت بـه برادر‌ خویش خشمگین باشد سزاوار حکم شود» (متی ۵:۲۱). عیسی بر آن است تـا بـا این جمله اعلام کند که در شـریعت تورات گرچه صرفاً بـرای گـناه قتل حکم آمده ولی فکر‌ قـتل‌ و صـفت خشم را نمی توان از نهی خالی دانست. از نگاه مسیح، این جا جایی است کـه نـقص شریعت عیان می شود. او بـه پیـروان خـود می آموزد کـه نـمی‌ توان‌ نقص های اخـلاقی را در پرده اعـمال و آداب دینی پنهان ساخت (یاسپرس، همان، ص۴۷) و هشدار می دهد که اگر مثل فریسیان باشند بـه مـلکوت آسمان راه نخواهند یافت (رک‌: متی‌: ۲۳) و بـرای رسـتگاری چیزی فـراتر از قـواعد خـشک تشریعی و آنچه فریسیان مـی کنند نیاز است p. 80) The International Standard Bible Encyclopedia. (Bromiley,و به همین دلیل است که می گوید‌: «زیرا‌ به‌ شما می گـویم تـا عدالت‌ شما‌ بر‌ عدالت کاتبان و فـریسیان افـزون نـشود، بـه مـلکوت آسمان هرگز داخـل نـخواهید شد.» (متی ۵:۲۰). عدالت نه رفتاریِ صرف، بلکه روحیه و تفکری‌ است‌ که‌ رفتار آدمی را سامان می بـخشد و در مـسیر‌ عـدل‌ نگه می دارد.

عیسی بر آن است تا اعـلام کـند کـه انـجام اعـمال تـشریعی نباید آدمی را گرفتار عجب‌ کند‌ و به‌ این خیال خام اندازد که هر آنچه خوبی است به‌ جای آورده و به رضایت الهی

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۴۰)


دست یافته است. او بر آن است تا بـگوید که «قواعد جزمی به‌ تنهایی‌ کافی‌ نیست و معلوم نیست که اطاعت کورکورانه از خدا و صرف اجرای شریعت‌ و تن‌ دادن به آن، نهایت خواست خدا باشد. تن دادن به شریعت خوب است ولی کافی نیست‌. بـاید‌ در‌ مـوردی داوری کرد و سپس مشیت الهی را یافت و بر آن اساس رفتار‌ کرد‌» (کارپنتر‌، عیسی، ص۸۵). خلاصه این که او هرگز شریعت را نفی نکرد، ولی به کفایت‌ آن‌ برای‌ رستگاری هم رأی نداد و به همین دلیل مـعتقد بـود که در برابر ضرورت و لزوم‌ پیروی‌ از خداوند در ملکوت هر تکلیفی هیچ است (یاسپرس، مسیح،ص۴۸). با این‌ بیان‌ روشن‌ می شود که او در حقیقت قانون مـطلق را مـردود می شمرد نه مطلق‌ قـانون‌ را (کـارپنتر، عیسی، ص۲۱). در مجموع می توان صفت شریعت را از نگاه‌ مسیح‌ در‌ بی توجهی آن به افکار آدمی و ناکافی بودن آن در رساندن او به ملکوت دانست‌.

ب: مسیح‌ و اکمال شریعت موسوی

پرسـش دوم نـیز پرسشی اساسی است: مـسیح چـگونه می‌ خواهد‌ شریعت‌ یادشده را کامل کند و اساساً مراد او از اکمال شریعت چیست؟

مفسران در پاسخ به این‌ پرسش‌ بحث‌ های گوناگونی را طرح کرده اند. با این حال، هیچ مفسری باور‌ ندارد‌ که مـسیح بـر آن بود تا با افزودن حکم یا احکامی به شریعت موسوی آن را‌ کامل‌ کرده یا احکام تازه ای را به جای احکام پیشین نشاند (الفغالی‌، دراسات‌ بیبلیه، ج۱، ص۲۴۰)، و البته اگر کسی به ضعفی‌ از‌ شریعت‌ کـه مـسیح بدان اشـاره دارد، توجه کند‌، در‌ خواهد یافت که افزودن حکم یا احکامی به مجموعه شریعت پیشین نمی تواند‌ از‌ ضعف آن بـکاهد; چون مسیح‌ ضعف‌ شریعت را‌ در‌ اختصاص‌ آن به رفتار بیرونی آدمیان و بیگانگی‌ اشـ‌ از تـفکراتی مـی دانست که در ورای این افعال وجود داشته، این‌ افعال‌ را پدید می آوردند. این ضعف‌ با افزایش حکم یـا‌ ‌ ‌فـرمانی‌ از همان سنخ قابل رفع‌ نیست‌ چون حکم جدید هم مثل احکام پیشین بـه رفـتار آدمـی توجه دارد.

برخی‌ از‌ مفسران معتقدند که تکامل شریعت‌ موسوی‌ در‌ شخصیت عیسی مسیح‌ نهفته‌ است، و هم او اسـت‌ که‌ کمال شریعت است )New Catholic Encyclopedia, vol. 8, P. 403(، بدان معنا که مسیح و آمدن او‌ تحقق‌ وعده های تـورات و پیامبران بنی اسرائیل‌ اسـت‌ و بـه همین‌ دلیل‌، کمال‌ آنهاست (بنکرتن، تفسیر انجیل‌ متی، ص۷۴). البته این تفسیر هیچ مؤیدی

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۴۱)


در گفته های مسیح ندارد و مسیح نیز در‌ هیچ‌ کلامی خود را چنین معرفی نکرده‌ است‌. البته‌ اگر‌ مکمّل‌ بودن شـخص مسیح‌ برای‌ شریعت بدان معنا باشد که سیره عملی او مکمّل شریعت است، در این صورت با این‌ گفته‌ های‌ مسیح تأیید خواهد شد: «بیایید نزد من‌ ای‌ تمام‌ زحمت‌ کشان‌ و گرانباران‌ و مـن شـما را آرامی خواهم بخشید. یوغ مرا بر خود گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا حلیم و افتاده دل می باشم و در نفوس خود آرامی خواهید یافت‌، زیرا یوغ من خفیف است و بار من سبک» (مـتی ۱۱:۲۸ـ۳۰).

مـسیح این را به کسانی پیشنهاد می کند که خود اهل شریعت اند. تعبیرِ گرانباران اشاره به کسانی‌ است‌ که بار گرانِ شریعت را بر دوش دارند. بر این اساس، مسیح یوغ خـود و پیـروی از خود را به عنوان مکمل شریعت به آنها توصیه کرد و این می تواند‌ به‌ معنای مکمّل بودن مسیح برای شریعت باشد. The International Standard Bible (Bromiley,, P._86)Encyclopedia او در جایی دیگر و در برابر خواهش جوانِ ثروتمندی‌ که‌ در پی حیات جـاودانی اسـت‌، ابـتدا‌ انجام تمام اعمال شرعی را سـفارش مـی کـند و سپس می افزاید «و بیا صلیب را برداشته، مرا پیروی کن» (مرقس ۱۰:۲۱). این عبارت نیز‌ به‌ روشنیِ عبارت پیشین، بر‌ این‌ ادعای مـفسران دلالت دارد کـه مـسیح، خود، مکمّل شریعت است و البته این پیروی و تـکمیل بـه معنای افزایش حکم یا احکامی بر شریعت نیست، بلکه مکمّل اطاعت حرفی از آن است‌; اطاعتی‌ که به فریسیان و کاتبان نـسبت داده مـی شـد (متی ۱۵: ۱ـ۹) و مکمل تأثیر شریعت بر حوزه فکر و اندیشه است (فـرانس، التفسیر الحدیث للکتاب المقدس، ص۴۳).

در مقابل این تفسیر، تکمیل شریعت‌ به‌ دست عیسی‌ می تواند معنای دیگری هم داشـته بـاشد; مـعنایی که در تفاسیر عهد جدید به آن اشارات زیادی‌ شده است و از نگاه نـگارنده مـی تواند بر تفسیر نخست ترجیح‌ داده‌ شود‌. بر اساس این تفسیر، عیسی مسیح شعار تکمیل شـریعت را بـا ارائه رویـکردی تازه نسبت به آن ‌‌تحقق‌ بخشید New Catholic (, Vol. 8, P. 403Encyclopedia و نیز فرانس، التفسیر الحدیث لکتاب المقدس، ص۴۲). او‌ بـا‌ نـقد‌ رویـکرد متداول به شریعت و درک رایجی که از آن وجود داشت، تلاش کرد تا جماعت‌ بنی اسرائیل و پیـروان خـود را بـه فهمی تازه از شریعت فرا خواند و این‌ نواندیشی در فهم شریعت‌ و نگاه‌ تازه مسیح به جـامعه مـعنای تکمیل شریعت است.

فریسیان و کاتبان، دو فرقه مهم از جماعت بنی اسرائیل، نماینده تفکری هـستند کـه

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۴۲)


مـسیح در پی نقد آن است و به همین دلیل این‌ دو فرقه از انتقادات او سهم بیشتری بردند. مسیح گاه آنـان را مـتهم می کرد که میل و خواست خود را بر احکام موسوی مقدّم داشته اند (مـتی ۱۵: ۳ـ۶) و بـه هـمین دلیل‌ است‌ که می گوید «هر نهالی که پدر آسمانی من نکاشته است کنده شود» (مـتی ۱۵:۱۳) و گـاه آنان را متهم می کند که صرفاً با زبان خود به احکام و شـریعت‌ مـوسوی‌ پای بـندند نه با دل و جان خود، و به همین منظور به گفته ای از اشعیا استدلال می کند که «ایـن مـردم بـا زبان خود به من احترام می نهند‌ اما‌ دلشان از من دور است» (مـتی ۱۵:۸). گـاه این دو فرقه را به ریاکاری متهم می کند; ریاکارانی که «بیرون پیاله و بشقاب را پاک می کنند و از درون آلوده‌ انـد‌» (مـتی‌ ۲۳:۲۵) و چون گورهای سفیدشده‌ اند‌ که‌ بیرونشان نیکو است و در درون پر از آلودگی ها و نجاسات انـد (مـتی ۲۳:۲۷). مسیح بر این باور است که آنـان‌ در‌ تـن‌ دادن بـه شریعتِ جامع رفتار نکرده اند و به‌ هـمین‌ دلیـل به پاره ای از احکام تن می دهند و شماری دیگر را که شاید از مهم ترین احکام بـاشد‌، بـه‌ جای‌ نمی آورند. به هـمین دلیـل است کـه «پشـه را صـافی‌ می کنند و عشر شوید و نعنا را مـی دهـند، ولی بزرگ ترین احکام الهی یا همان رحمت و عدالت را‌ غافل‌ می‌ شوند.» (مـتی ۲۳:۲۳). او در ایـن عبارات تند و صریح، و حملاتِ‌ شدید‌ بـه تلقی و قرائت فریسیان و کـاتبان از شـریعت، گام به گام در پی بیان رویـکرد تـازه ای‌ به‌ شریعت‌ است، رویکردی که سرانجام این جماعت متعصب را نخست خشمگین کـرد. بـرای‌ درک‌ رویکرد‌ مسیح به شـریعت بـیش از هـر چیز بهتر آن اسـت کـه به پاره ای‌ از‌ مسائل‌ مـورد مـناقشه میان او و فریسیان بپردازیم. اگرچه در لابلای این مشاجره ها می توان‌ فهمید‌ که آنچه مـسیح از شـریعت می گوید و آنچه فریسیان و کاتبان مـی فـهمند چه‌ تـفاوتِ‌ آشـکاری‌ دارد; بـا این همه پس از اشاره بـه چند نمونه از موضوعات مورد مشاجره‌ آشکارتر‌ از رویکرد عیسی سخن خواهیم گفت.

روز هفتم (سبت):

نخستین مـورد از مـوارد‌ پر‌ مناقشه‌ میان عیسی و فریسیان، مسئله حـرمت روز هـفتم اسـت. حـرمت روز هـفتم از احکام دهگانه عـهد‌ عـتیق‌ است (خروج ۲۰:۸) و در آیین توراتی جایگاهی بلند دارد و روز خدا لقب‌ گرفته‌ است‌ (خروج ۲۰:۱۰) و بخشی از پیمان خدا با بـنی اسـرائیل بـه شمار می آید (فرانس‌، التفسیر‌ الحدیث‌ لکـتاب المـقدس، ص۲۲۸).

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۴۳)


اهـمیت ایـن روز و نـگه داشـتن حرمت آن، و موضع ویژه‌ ای‌ که عیسی در قبال آن گرفت سبب مشاجرات فراوانی بین او و فریسیان شد که در اناجیل‌ چهارگانه‌ نقل شده است. داوری درباره موضع گیری عیسی در این زمینه کـار‌ دشواری‌ است و مفسران را تا بدان پایه به‌ حیرت‌ فرو‌ برده که برخی از آنان بر این‌ باورند‌ که «مقررات روز هفتم تنها مورد از مجموعه ده فرمان است که به‌ صراحت‌ در رفتار و گفتار عـیسی نـقض‌ شده‌ است» (تسین‌، الهیات‌ مسیحی‌، ص۱۶۳) و پاره دیگری از مفسران ـ که‌ شمارشان‌ بیشتر است ـ تلاش گسترده ای انجام داده اند تا ثابت کنند که‌ در‌ این مسئله مثل همه فرمان های‌ تشریعی تورات نافرمانی و نـقضی‌ از‌ سـوی مسیح صورت نگرفته است‌» (بولس‌، الفغالی، همان، و نیز بنکرتن، همان، ص۱۹۷). نکته دیگری که در نگاه نخست بر‌ حیرت‌ آدمی می افزاید، این است‌ کـه‌ در‌ مـجموعه اناجیل آیاتی‌ وجود‌ دارد که از نـگهداری‌ حـرمت‌ روز هفتم از سوی مسیح حکایت می کند (مرقس ۱:۲۱)، اما آیاتی از اناجیل‌، به‌ حکایت از عیسی، به مفهوم سبت‌ و روز‌ هفتم حمله‌ می‌ کنند‌ و حکایت از آن دارند‌ که مـسیح در ایـن روز مرتکب عملی شد کـه از نـگاه فریسیان آشکارا نقض احکام‌ مربوط‌ به آن است. کم نیستند اعمالی‌ چون‌ شفای‌ بیماران‌ در‌ روز هفتم که‌ در‌ اناجیل از آنها یاد شده است (مرقس: ۳:۱ـ۶ و متی: ۱۲:۱۴ و لوقا: ۶:۶ـ۱۱) و البته مسیح به دلیل‌ این‌ رفتار‌ هـدف حـمله فریسیان و کاتبان بود و به نقض‌ شریعت‌ متهم‌. اما‌ آیا‌ او‌ خود چنین باور داشت؟ آیا آن گاه که بیماری را شفا داد و فلجی را از ناتوانی رهاند با باورِ نقض شریعت چنین کرد؟ اساس تمایز رویکرد مسیح بـا فـریسیان‌ (دست کـم در مسئله سبت) در پاسخ به این پرسش نهفته شده است. در حالی که این اعمال در نگاه فریسیان حرمت شـکنی روز هفتم انگاشته می شود و آنان را‌ به‌ گونه ای به به خشم فـرو مـی بـرد که بی آن که از عمل خارق العاده شفای بیمار به دست مسیح در شگفت شوند فریاد نقض شریعت را سـر‌ ‌ ‌مـی‌ دادند; خود او چنین اعتقادی ندارد و این اعمال را نافی حرمت روز هفتم نمی داند و بـر مـدعای خـود چون احبار یهودی به کتاب‌ مقدس‌ استدلال کرده (کارپنتر، عیسی، ص۸۱‌) و می‌ گوید: «در تورات نخوانده ایـد که در روزهای سبت کَهَنه در هیکل سبت را حرمت نگه نمی دارند و بی گناه هـستند» (متی ۱۲:۵). او‌ با‌ این اسـتدلال بـر آن‌ است‌ که کاهنان را به این نکته متوجه کند که حال شما بر اساس کتاب مقدس خدمت رسانی کاهنان را به معبد در روز هفتم خلاف نگهداری حرمت آن روز نمی‌ دانید‌ و آنها را گناهکار

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۴۴)


نمی پنـدارید چگونه است که رفتار من را در خدمت کردن به انسان ها گناه تعبیر می کنید؟! (بنکرتن، تفسیر انجیل متی) در حالی که آدمی شأنش از‌ معبد‌ فزون تر‌ است; «در این جا شخص بزرگ تر از هـیکل اسـت» (متی ۱۲:۶) و خدمت به او مهم تر‌ است از خدمت به هیکل و معبد، و اگر خدمت کاهنان در روز‌ هفتم‌ به‌ معبد با حرمت این روز منافات ندارد، پس خدمت به انسان هم در این روز با حرمت ‌‌آن‌ نـاسازگار نـیست.

در این مشاجره، عیسی در پی آن است که کار خود‌ را‌ با‌ سبت و حرمت آن همخوان نشان دهد و این باور خوش را آشکار سازد که این اعمال‌ در روز هفتم گناه نیست و او با نیت نقض شریعت چـنین رفـتاری را‌ انجام نداده است، چون‌ در‌ نگاه او انجام دادن هر عملی با حرمت روز هفتم در تضاد نیست: «از شما چیزی می پرسم که در روز سبت کدام رواست، نیکویی کردن یا بدی؟ رهانیدن جان یا هلاک‌ کردن؟» (لوقـا ۶:۹) ولی او اسـتدلال دیـگری دارد که بر این فرض اسـتوار اسـت کـه رفتار او در روز هفتم حرام است. عیسی در این جا نیز مثل استدلال پیشین به شیوه حاخامی‌ به‌ آیات کتاب مقدس (عهد عتیق) اسـتدلال مـی کـند و با مقایسه رفتار خود با حضرت داود، پیامبر بـزرگ بـنی اسرائیل، فریسیان را به این نکته توجه می دهد که ممکن است‌ عملی‌ در شرایط عادی حرام باشد و گناه شمرده شـود ولی در شـرایط غـیرعادی حکم گناه نخواهد داشت: «ایشان را گفت مگر نخوانده اید آنـچه داود و رفیقانش کردند، وقتی که گرسنه‌ بودند‌ چطور به خانه خدا در آمده نان های تقدمه را خوردند، (در حالی) که خـوردن آن بـر او و رفـیقانش حلال نبود» (متی ۱۲:۳ و۴ و نیز لوقا ۶:۱ـ۵ و مرقس ۲:۲۳ـ۳۸). با‌ این‌ استدلال‌، عیسی در پی آن اسـت‌ کـه‌ شما‌ در این شرایط خاص زمانی رفتار داود را گناه نمی دانید، پس رفتار من در شفای بیماران و رفتار اصحاب مـن در‌ خـوردن‌ خـوشه‌ های گندم در روز هفتم را که ممکن‌ است‌ در شرایط عادی عملی حرام باشد، گـناه تـلقی نـکنید. این رفتار ممکن است خلاف قانون روز هفتم باشد ولی‌ خلاف‌ مشیت‌ الهی نخواهد بـود (کـارپنتر، هـمان، ص۸۴).

با این بیان، او‌ به فریسیان تفهیم می کند که نباید به قانون و شریعت، چـنان خـشک و بی انعطاف نگریست که در مقام‌ تزاحم‌ با‌ امر اخلاقی و مصلحت برتر نتوان از آن دسـت کـشید. بـه همین‌ دلیل‌، با مثالی دیگر مقصود خود را چنین بیان می کند: «کیست از شما کـه یـک گوسفند‌ داشته‌ باشد‌ و هر گاه آن در روز سبت به حفره افتد او را نخواهد‌ گرفت‌ و بیرون‌ آورد» (مـتی ۱۲:۱۱) آیـا آدمـی در این شرایط به بهانه این که در‌ روز‌ هفتم‌ انجام هر

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۴۵)


کاری حرام است گوسفند را به حـال خـود رها کرده و تا روزی‌ دیگر‌ صبر می کند؟ روشن است که هیچ کـس چـنین نـخواهد کرد (کارپینتر، عیسی، ص۸۴‌).

در‌ مشاجره‌ روز هفتم، مسیح بیان دیگری هم دارد که می تواند نقطه اوج تفاوت نـگاه‌ او‌ و فـریسیان بـه شریعت باشد. او بر این باور است که سبت و شریعت مربوط‌ به‌ آنـ‌ بـرای انسان آفریده شده است: «زیرا که پسر انسان مالک روز سبت است» (متی ۱۲‌:۸) و به‌ همین دلیل بـاید در خـدمت انسان باشد و به زندگی او قوام بخشد‌ (بنکرتن‌، عیسی‌، ص۱۹۷). پاره ای از مفسران این آیه را چـنین مـعنا کرده اند که مراد از‌ پسر‌ انسان‌ شـخص مـسیح اسـت و عبارت او مالک روز هفتم است بدان معناست کـه‌ او‌ مـی تواند در احکام مربوط به آن تغییراتی به وجود آورد (یعقوب ملطی، الانجیل بحسب القدیس‌ مـتی‌، ص۳۱۴)، ولی سـایر آیات و قرائن موجود بیانگر آن اسـت کـه عیسی بـر‌ آنـ‌ اسـت تا معنایی برتر از این را‌ بیان‌ کـند‌ و آن ایـن که شریعت خادم آدمی است‌ نه‌ مخدوم او، و هر رویکردی به شریعت کـه مـانع خدمت رسانی شریعت به آدمی‌ بـاشد‌ و سبب شود که شـریعت نـتواند‌ مسئولیت‌ مهم خود‌ را‌ در‌ قوام بـخشی زنـدگی آدمی و نظام دادن‌ به‌ آن انجام دهد باید به کناری رود. به همین دلیل، رهـا کـردن‌ گوسفند‌ در چاه و وانهادن بیمار فـلج در‌ درد و رنـج و تـحمل گرسنگیِ‌ بسیار‌ بـه بـهانه حرمت نگه داشتن‌ بـرای‌ شـریعت روز هفتم با رویکرد شریعت خادم سازگار نیست.

طلاق

یکی دیگر از‌ مسایل‌ مورد مناقشه عـیسی و فـریسیان، مسئله‌ طلاق‌ است‌. نگاهی به آنـچه‌ مـسیح‌ درباره طـلاق مـی گـوید‌ به‌ روشنی نشان دهـنده رویکرد خاص او در رابطه با شریعت است. بر اساس تورات‌، طلاق‌ عملی جایز است و اگر مـردی بـه‌ هر‌ دلیلی زنِ‌ خود‌ را‌ نپسندد، مـی تـواند او‌ را طـلاق دهـد: «چـون کسی زنی گـرفته بـه نکاح خود در آورد، اگر در نظر‌ او‌ پسند نیاید از این که چیزی‌ ناشایست‌ در‌ او‌ یابد‌، آنگاه طلاق نامه‌ نوشته‌، بـه دسـتش دهـد و او را از خانه رها کند و از خانه او روانه شده بـرود و زنـِ‌ دیـگری‌ شـود‌» (تـثنیه ۲۴: ۱و۲). آن گـونه که آشکار است‌، در‌ این‌ حکم‌ طلاق‌ به‌ صورت مطلق و به صرف خوش نیامدن مرد از زن روا شمرده شده و یهودیان که ازدواج را وسیله ازدیاد نسل می دانستند، با تمسک به ایـن حکم زنان‌ خود را تنها به دلیل نازایی طلاق می دادند و

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۴۶)


برای فسخ ازدواج دلیل دیگری لازم نمی دانستند (کارپنتر، همان، ص۷۰). قانون تلمود نیز به این معنا اشاره دارد که اگر‌ زن‌ و شوهری بـخواهند از یـکدیگر جدا شوند، اشکالی نیست. در آن جا می خوانیم: «زن برای شوهر مانند جذام است. علاجش چیست؟ او را طلاق دهد و از جذام شفا یابد» (کهن‌، گنجینه‌ ای از تلمود، ص۱۸۵، به نقل از یواموت، ۶۳ب)، و گاه طلاق وظیفه دینی و شـرعی تـلقی شده است: «مردی که همسرش بد است وظیفه‌ دینی‌ اوست که وی را طلاق‌ گوید‌» (همان، ص۱۸۵).

اما آنچه از عیسی درباره طلاق در اناجیل گفته شده (دسـت کـم) در نگاه نخست با اطلاق ایـن حـکم سازگار نیست. او‌ در‌ جایی چنین می گوید‌: «هر‌ که زن خود را طلاق گوید و دیگری را نکاح کند، در حق وی زنا کرده است و اگر زن از شوهر خود جدا شود و بـه نـکاح دیگری در آید مرتکب زنـا‌ شـده‌ است» (مرقس ۱۰:۱۱ و ۱۲). در این دو آیه طلاق به صورت مطلق حرام شمرده شده و این اطلاق با اطلاق جواز طلاق ناسازگار است. اما در جایی دیگر او با‌ کمی‌ تنزّل، از‌ اطلاق آن دست برداشته و طلاق را در پاره ای از مـوارد جـایز می شمرد: «و به شما می‌ گویم هر کس زن خود را به غیر از علت زنا‌ طلاق‌ گوید‌ و دیگری را نکاح کند زانی است و هر کس زن طلاق داده شده را نکاح کند زنا کرده ‌‌است‌» (مـرقس ۱۹:۹). ایـن حکمِ عـیسی با آنچه قانون موسوی می گوید کاملا منطبق‌ است‌: «زنی‌ که مرتکب زنای محصنه شده شوهرش بـاید او را طلاق گوید» (کهن، همان، ص۱۸۵). با‌ این حال، در نگاه نخست با حـکم طـلاق در یـهودیت همسان نیست.

با‌ این همه، فریسیان از‌ آنچه‌ مسیح درباره طلاق می گوید در تحیر فرو رفته و از او می پرسـند: «‌ ‌آیـا جایز است مرد زن خود را به هر علتی طلاق گوید؟» (متی ۱۹: ۳). او در جواب ایشان به‌ شـیوه حـاخامی و بـا استدلال به کتاب مقدس می گوید: «مگر نخوانده اید که خالق در ابتدا ایشان را مرد و زن آفـرید و گفت از این جهت مردْ پدر و مادر خود را رها‌ کرده‌ و به زن خویش بپیوندد و هر دو یـک تن خواهند بود. بـنابراین بـعد از آن، دو نیستند که یک تن هستند. پس آنچه را خدا پیوسته انسان جدا نسازد» (متی ۱۹‌: ۴ـ۶). عیسی‌ آشکارا طلاق را غیر جایز می شمرد و فریسیان از این پاسخ برآشفته شده، پرسیدند: پس چرا موسی این عمل را روا شمرد؟ پاسخ مـسیح به این پرسش دقیقاً همان تمایز‌ و تفاوت‌ رویکرد او و فریسیان به مسئله شریعت است. او آنچه را موسی به عنوان حکم طلاق مطرح کرده، رد نکرد ولی آن را چیزی جز یک مصالحه نمی داند (کارپنتر‌، عیسی‌، ص۷۳‌)

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۴۷)


و بـه هـمین سبب می گوید‌: «موسی‌ به‌ سبب سنگدلی شما، شما را اجازت داد که زنان خود را طلاق دهید، لیکن از ابتدا چنین نبود» (متی ۱۹:۸). این‌ عبارت‌ شاید‌ به آن معنا باشد که موسی به دلیـل‌ تـوان‌ و میزان انقیادی که در بنی اسرائیل سراغ داشت چنین حکم کرد و اگر آنان بر اساس آن رفتار کنند، اگرچه‌ معاقب‌ نیستند‌ ولی به تمام خواست و اراده خدا گردن ننهاده اند، چون‌ تمام خـواست خـدا این نیست و به دلیل مصلحت این میزان از خواست خدا طرح شده است. در این‌ مسئله‌، عیسی‌ در حقیقت در مقام بیان حکم اخلاقی طلاق است و می خواهد‌ به‌ بنی اسرائیل بفهماند کـه اگـرچه بـر اساس آنچه موسی گفته، طـلاق عـملی رواسـت، ولی نباید به‌ هر‌ دلیل‌ واهی و بدون در نظر گرفتن مصالح اخلاقی زن و شوهر از هم جدا‌ شوند‌. این‌ مطلبی است که در تفاسیر عهد عـتیق در مـسئله طـلاق هم به آن اشاره‌ شده‌ و طلاق‌ را در عین جایز شـمردن مـنفور خدا (کهن، گنجینه ای از تلمود، ص۱۸۶) دانسته‌ و اعلام‌ می دارد که «حتی قربانگاه معبد هم در طلاق اشک می ریزد» (همان‌، ص۱۸۶‌).

نتیجه‌ ایـن کـه عـیسی با حکم شرعی طلاق که از نگاه او بر پایه مصلحت‌ انـدیشی‌ صادر شده، مخالفتی ندارد; ولی معتقد است از نگاه اخلاق این رفتار نمی‌ تواند‌ بی‌ جهت باشد و رفتار منفوری اسـت.

نـجاسات

نـمونه دیگری از مناقشات عیسی و فریسیان درباره شریعت، مسئله‌ نجاست‌ است. به راسـتی چـه چیزی نجس است؟ برخی از مفسران عهد جدید باور‌ دارند‌ که‌ عیسی وعده داده بود که چیزی از شریعت مـوسوی نـقض نـکند، اما آن را نقض‌ کرده‌ است‌» (الفغالی، دراسات بیبلیه، ص۴۴۵). با این همه، به سـادگی نـمی تـوان رأی‌ این‌ مفسران را پذیرفت و عیسی را به این دید نگریست.

مشاجره از این پرسش توبیخی فـریسیان آغـاز‌ مـی‌ شود: «چون است که شاگردان تو به تقلید مشایخ سلوک نمی نمایند‌، بلکه‌ بـه دسـت های ناپاک غذا می خورند‌»؟ (مرقس‌ ۷:۵) و او‌ در پاسخ گفت: «هیچ چیز نیست که‌ از‌ بـیرونِ آدم داخـل گـشته و او را نجس سازد» (مرقس ۷:۱۵).

نمی توان تعارض‌ ظاهری‌ این سخن را با تلقی‌ فریسیانه‌ از شریعت‌ تـورات‌ نـادیده‌

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۴۸)


انگاشت ولی پرسش این است که‌ عیسی‌ قصد داشت چه مطلبی را به پیروان خـود بیاموزد؟ آیـا او مـی خواست‌ شرایع‌ مربوط به تغذیه را به هم‌ بزند و آنچه را که‌ شریعت‌ قدیم نجس می انـگاشت، پاکـ‌ معرفی‌ کند؟

توجه به دو نکته می تواند ما را از این ابهام برهاند. نخست‌ ایـن‌ کـه عـیسی آن گاه که‌ بر‌ این‌ احکام می تازد‌، آنها‌ را بخشی از احکام‌ تشریعی‌ عهد عتیق نمی دانـد، بـلکه مـعتقد است که این احکام قواعدی است که فریسیان‌ بر‌ اساس تقلیدی انـسانی از مـشایخ خویش‌ به‌ دست آورده‌ اند‌ و به‌ همین دلیل عیسی این‌ تقلید را ناپسند دانسته و محکوم می کـرد: «زیـرا که رسوم انسانی را به جای فرایض‌ تعلیم‌ می دهند، زیرا که حـکم خـدا‌ را‌ ترک‌ گفته‌ و تقلید‌ انسان را نگاه‌ می‌ دارنـد، چـون شـستن آفتابه ها و پیاله ها و چنین رسوم دیـگر بـسیار به عمل می آورید» (مرقس‌ ۷:۹ـ۵ و متی‌ ۱۵‌:۸).

آن گونه که از این جمله پیداست‌، عیسی‌ تـقدم‌ تـقلید‌ انسانی‌ بر‌ تقلید الهی و حـدیث مـنقول بر نـص تـورات را مـردود می دانست (کارپنتر، عیسی، ص۸۵) و از آن نهی مـی کـرد، نه احکام تشریعی عهد عتیق را، و به فریسیان‌ متذکر می شد که چـگونه حـکم خود در مسئله احترام به پدر و مادر را بـر حکم خدا مقدم داشـته انـد و چون می شنود که فـریسیان از سـخن او ناراحت شده‌ اند‌، می گوید: «هر نهالی که پدر آسمانیِ من نکاشته باشد کـنده شـود». (متی ۱۵:۱۳) یعنی این حکم بـرساخته دسـت فـریسیان است و نبودن آن رواتـر اسـت. پس در این‌ جا‌ نیز مـثل مـشاجره بر سر روز هفتم آن گاه که مسیح بر این احکام می تازد آنها را شریعت آسـمانی و الهـی قلمداد نمی‌ کند‌، بلکه چون آنـها را سـاختگی‌ می‌ دانـد بـر آنـها خرده می گیرد.

امـا نکته دوم این است که در این جا نیز عیسی به مانند آنچه در حکم طلاق گفته‌ شـد‌، در پی تـبلیغ اصولی‌ است‌ که آنها را بزرگ تـر و مـهم تـر از احـکام تـشریعی صرف می دانـد و از آنـها به خواسته های عالی تر خدا یاد می کند. و البته خواسته هایی که عیسی آنها‌ را‌ اراده مـهم خـدا در قـبال انسان می دانست و از آنها به عنوان احـکام بـزرگ شـریعت یـاد مـی کـرد، اصولی کاملا اخلاقی اند. وی این قواعد را چنین معرفی می کند‌: اعظم‌ احکام شریعت‌ یعنی عدالت و رحمت و ایمان را ترک کرده اید (متی ۲۳: ۲۴ـ۲۳).

مسیح در آموزه هایی از‌ این دست در حـقیقت با خود شریعت و جوهره آن منازعه نمی‌ کند‌، بلکه‌ او انسان ها را از نوعی برداشتِ ناقص از شریعت بر حذر می دارد و آنها را

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۴۹)


به ‌‌فهم‌ عمیق شریعتِ الهی و هدف نهایی و اصلی آن فرامی خواند (تفسیر تـطبیقی، ص۲۴). او‌ بـا‌ برداشتی‌ از شریعت مبارزه می کند که آن را در همان قواعد خشک محدود می کند‌، برداشت کسانی که قواعد شریعت چشم آنها را بسته و غافل اند که خدا‌ خواسته هایی فراتر از‌ این‌ قـواعد هـم دارد که نباید از آنها چشم پوشید.

* * *

پس از بیان سه نمونه از مشاجرات مسیح و فریسیان درباره پاره ای از مسایل شریعت موسوی، آسان تر می توان کلیت رویکرد‌ مسیح بـه شـریعت را دریافت. فضای کلی حاکم بـر مـشاجرات، حکایت از آن دارد که شریعت موسوی چیزی جز قواعدی خشک تلقی نمی شد و مقلدان این شریعت چون ماشین هایی بی‌ جان‌ بدون توجه به روح حاکم بـر آن صـرفاً در پی آن بودند که به آن تـن دهـند (هگل، استقرار شریعت در مذهب، ص۴۱) و عیسی با انتقاد از این وضعیت بر‌ آن‌ بود تا آدمی را با اعماق این قوانین آشنا سازد. به همین سبب، پیوسته تلاش می کرد تا ریشه هـای درونـی شریعت را نگاه داشته و تقویت کند» (The Interpreters‌ Bible‌, vol. 7, P. 202)او برای آن که آدمیان را از درون در برابر شریعت فروتن سازد و بدین وسیله شریعت موسوی را تکامل بخشد، در تلاش بود تا قوانین خویش را‌ در‌ نهان‌ آدمی برده، آنها را به‌ قوانین‌ درونـی‌ تـبدیل کند» The Interpreters Bible, vol. 7, P. 292)و نـیز، نگ، القمص تادرس، همان، ص۱۳۰) و به همین دلیل باور داشت که «خداوند قوانین‌ خود‌ را‌ بر لوح هایی از جنس قـلب آدمیان (و نه‌ سنگ‌) نوشته است» The Interpreters Bible, vol. 7, P. 292)یعقوب ملطی، الانجیل بحسب القدیس مـتی، هـمان، ص۱۳۰). او مـعتقد بود که‌ اگر‌ اطاعت‌ در صورت پیروی ظاهری از الزام های معینی چون یک‌ مجموعه قوانین باشد بسنده نیست، بـلکه «‌ ‌سـرشت آدمی باید مطیع شریعت خدا باشد، سرشتی که خواست خدا نسبت‌ به‌ آدمـی‌ در آن نـهفته اسـت» (یاسپرس، همان، ص۱۷) و این همان انتقاد جدی‌ مسیح‌ به فریسیان است که با استشهاد به گـفته اشعیا مطرح می کند: «این قوم به زبان‌ های‌ خود‌ به من تـقرب می جویند و به لب هـای خـود مرا تمجید می‌ کنند‌ اما‌ دلشان از من دور است» (متی ۱۵:۸). روشن است که در صورت تحقق چنین‌ آرمانی‌ توسط‌ مسیح و کشاندن شریعت به درون آدمی و تبدیل آن به یک شریعت باطنی جایی برای‌ ریا‌ و تـظاهر، خودفریبی و عجب و سایر اوصافی که مورد انتقاد مسیح و اتهام فریسیان بود باقی‌ نمی‌ ماند‌. شریعت با آن ارزش و موقعیت که در

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۵۰)


تورات دارد و با آن مسئولیتی که برای‌ تنظیم‌ امور زندگی آدمیان بر عهده دارد با اطـاعت حـرفی و بیرونی نمی تواند به‌ چنین‌ نتیجه‌ ای ختم گردد (فرانس، التفسیر الحدیث

لکتاب المقدس، ص۴۲).

او با این رویکرد: «عبادات و احکام‌ تشریعی‌ را به فرمان هایی اخلاقی مبدل ساخت و در قالب توصیه های برای‌ درکـ‌ نـیازهای‌ انسانی قوانین خود را به چیزی فراتر از دست از کار کشیدن در روز هفتم‌ کشاند‌ و در‌ واقع او به روح قانون تأکید می کرد» ( The Interpreter””s, vol‌ .۷, P. 292Bible‌) نه شکل و قالب آن و به همین دلیل بر پاکی روح تأکید داشت و اعلام مـی کـرد که‌ گناهکاری‌ صرفاً با ارتکاب رفتار خلاف شریعت پدید نمی آید، بلکه اگر کسی‌ در‌ نهان خانه دل خود به گناه اندیشه‌ کند‌ گناهکار‌ است: «هر کس به زنی نظر شـهوت‌ انـدازد‌، هـمان دم در دل خود با او زنا کرده اسـت» (مـتی ۵:۲۸).

یـا‌ این‌ که می گوید: «هر کس‌ در‌ فکرِ خشم‌ بر‌ برادر‌ خود باشد سزاوار حکم می شود‌» (متی‌ ۵:۲۲) و درست به همین دلیـل اسـت کـه از نگاه او «آدمیان را‌ نباید‌ با اعمالشان داوری کرد بلکه بـا‌ نـیت های درونی شان‌» (پارکس‌، خدایان و آدمیان، ص۴۲۸).

با چنین‌ باوری‌ است که عیسی تمام تلاش خود را به کار می گـیرد تـا درونـ‌ آدمیان‌ را اصلاح کند و آن مناقشه‌ معروف‌ درباره‌ این که چه‌ چـیزی‌ نجس است به همین‌ مسئله‌ اشاره دارد: «هیچ چیز نیست که از بیرون آدم داخل گشته، بتواند او را‌ نجس‌ سازد بلکه آنـچه از درونـش صـادر‌ می‌ شود آن‌ است‌ که‌ آدم را ناپاک می‌ سازد» (مرقس: ۷:۱۵ و ۱۶).

عیسی در تـمام مـشاجره های خود با فریسیان بر آن است‌ تا‌ آنان و پیروان خود را از خضوع‌ رفتاری‌ صرف‌ در‌ برابر‌ شریعت بـر حـذر‌ دارد‌ و آنـان را به عمقی فزون تر از شریعت و التزام رفتاری صرف فرو برد. تمثیل زیـبایی کـه‌ بـه‌ تمثیل‌ زراعت شهرت یافته نمایانگر همین واقعیت است‌ (یعقوب‌ ملطی‌، الانجیل‌ بحسب‌ القدیس‌ مـتی، ص۱۳۵). او در آن جـا مـی گوید: «گوش گیرید اینک برزگری به جهت تخم پاشی بیرون رفت و چون تخم مـی پاشـید قدری بر راه ریخته شده‌ و مرغان هوا آمده، آنها را بر چیدند و پاره ای بر سنگلاخ پاشـیده شـد، در جـایی که خاک بسیار نبود. پس چون که زمین عمق نداشت به زودی رویید و چون آفتاب‌ بـرآمد‌ سـوخته شد و از آن او که ریشه نداشت خشکید و قدری در میان خارها ریخته شد و خارها نمو کـرده آن را خـفه نـمود که ثمری نیاورد. مابقی در زمین نیکو‌ افتاد‌ و حاصل پیدا کرد که رویید و نمو کرد و بـار آورد، بـعضی سی و

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۵۱)


بعضی شصت و بعضی صد» (مرقس: ۴:۳ـ۸). در این تمثیل زیبا، مسیح به خـوبی‌ بـیان‌ مـی دارد که اگر شریعت‌ در‌ نهان آدمی نباشد و آدمی در وجود خود در برابر آن خاضع شود، مثل بذری اسـت کـه در خـاک کم عمق قرار گرفته است: زود‌ رشد‌ می کند و عیان می‌ شود‌ ولی بـه سـرعت نابود می گردد.

در حقیقت عیسی به مانند یک آموزگارِ شریعت ظاهر می شود و مرجعیت سنتی شـریعت را بـاور دارد و در عین حال مفهوم اطاعت از شریعت‌ را‌ به معنایی اساسی و همه جانبه تبدیل مـی کـند; اطاعتی که نه فقط مستلزم اطاعت ظـاهری از شـریعت بـلکه مستلزم تعیّن یافتن کل وجود آدمی بـر مـبنای تقاضاهای اساسی آن شریعت‌ است‌ (فرگوسن، متفکران‌ بزرگ مسیحی، ص۱۴۰).

خاتمه:

ممکن است اصرار مـسیح در تـوجه به روح و عمق شریعت سبب شـود کـه‌ جماعتی تـصور کـنند کـه او و پیروانش اهل طریقت اند; برای نـخستین‌ بـار‌ در‌ اعمال رسولان باب نهم، جماعت مسیحی به اهل طریقت توصیف شده انـد. در آن جـا می خوانیم‌: «و ‌‌از‌ او نامه ها خواست بـه سوی کنایس که در دمـشق بـود تا اگر‌ کسی‌ از‌ اهل طـریقت خـواه مرد و خواه زن بیابد ایشان را بند بر نهاده به اورشلیم بیاورد‌» (اعمال رسولان ۹:۲)، امـا نـمی توان چنین تصوری را درست شـمرد. تـوجه بـه مجموعه‌ آموزه هـای مـسیح در‌ اناجیل‌ چهارگانه با ایـن بـاور سازگار نیست. نوآوری عیسی در فهم شریعت و رویکرد تازه او هرگز به معنای طرد شریعت نـیست و در حـقیقت سخن عیسی از این قرار است کـه اراده خـدا‌ و فرمان او تـنها در احـکام تـشریعی او خلاصه نمی شود و بـرای رسیدن به خواست او پیروی از تورات به تنهایی کافی نیست، بلکه باید بر اساس اخلاق رفـتار کـرده; و این به‌ معنای‌ چیزی است فـراتر از شـریعت، و بـیان دیـگرش در تـوجه به ریشه هـای شـریعت موسوی از این قرار است که: «یک دین نمی تواند از ریشه های خود دست بکشد و البته‌ بـا‌ ایـن هـمه نمی تواند بدون رشد شاخه های جـدید زنـدگی کـند. هـر قـانونی مـثل قانون فراگیر ما که قانون موسوی است، وقتی که از پیشینه اش جدا شود پژمرده‌ می‌ گردد و البته با این حال بدون تفسیرهای مکرر و همیشگی و بدون گسترش نمی تـواند پایدار بماند» (متی ۹:۱۶ و نیز مرقس ۲:۲۱).

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۵۲)


اگر چه مسیح بارها اعلام کرد که بر پیراهن‌ کهنه‌ پارچه‌ نو وصله نمی کنند (متی‌ ۹:۱۷‌ و نیز‌ مرقس ۲:۲۱) و یا این که شراب نو را در مشک هـای کـهنه نمی ریزند (متی ۹:۱۷) و بدین وسیله در پی نوعی‌ نوآوری‌ در‌ ادراک شریعت بود، ولی با همان صراحت می‌ پذیرد‌ که «شراب نو را از انگور کهنه می گیرند» , vol. 7, P. 291)The Interpreters Bible( و بدین وسیله بر تعهد خود‌ و پیروانش‌ بر‌ شـریعت مـوسوی تأکید می کرد.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۵۳)


کتابنامه

آکادمی شوروی، مبانی مسیحیت‌، ترجمه اسدالله مبشری. بابل: کتابسرای بابل، ۱۳۶۶٫

الفغالی، خوری بولس، دراسات بیبلیه (متی). لبنان: مؤسسه الدکـاش للطـباعه، ۱۹۹۵‌.

المرشد‌ الی‌ الکتاب المقدس. بـیروت: دارالکـتاب المقدس، ۱۹۹۶٫

بارکلی، ویلیام، تفسیر العهد الجدید‌. قاهره‌: دارالثقافه المسیحیه، ۱۳۰۴٫

بنکرتن، بنیامین، تفسیر انجیل متی. قاهره: مطبعه کنیسه الاخوه، ۱۹۸۰٫

پارکس، هنری بمفورد‌، خدایان‌ و آدمیان‌، تـرجمه مـحمد بقایی. تهران: قصیده، ۱۳۸۰٫

تـیسین، هـنری، الاهیات مسیحی، ترجمه طاها‌ میکائیلیان‌. تهران‌: انتشارات حیات ابدی.

شلبی، احمد، مقارنه الادیان. قاهره: مکتبه النهضه المصریه، ۱۹۹۲٫

فرانس، ر. ت، التفسیر‌ الحدیث‌ لکتاب‌ المقدس (متی). قاهره: دارالثقافه، ۱۹۹۰٫

فرگوسن، دیوید، متفکران بزرگ مـسیحی (رودلف بـولتمان)، ترجمه رحمتی‌. تهران‌: انتشارات گام نو، ۱۳۸۲٫

کارپنتر، همفری، عیسی، ترجمه حسن کامشاد. تهران: انتشارات طرح‌ نو‌، ۱۳۵۷‌.

کارل، یاسپرس، مسیح، ترجمه احمد سمیعی گیلانی. تهران: خوارزمی، ۱۳۷۳٫

کهن، آبراهام، گنجینه ای‌ از‌ تـلمود تـرجمه فریدون گـرگانی. تهران: انتشارات یهودا حی، ۱۳۵۶٫

معجم اللاهوت الکتابی. بیروت‌: دارالمشرق‌، ۱۹۹۱‌.

میشل، توماس، کلام مسیحی، ترجمه حسین توفیقی. قـم: مرکزمطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، ۱۳۷۷٫

ویور، مری‌ جو‌، درآمدی به مسیحیت، تـرجمه حـسن قـنبری. قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب‌، ۱۳۸۱‌.

هاریسون‌، ر. ک، تفسیر الحدیث للکتاب المقدس (لوقا). قاهره: دارالثقافه، ۱۹۹۴٫

هگل، فریدریش، اسـتقرار ‌ ‌شـریعت در مذهب، ترجمه‌ باقر‌ پرهام‌. تهران: انتشارات قصیده، ۱۳۸۰٫

یعقوب ملطی، تادرس، الانجیل بحسب القـدیس مـتی. لازقـیه‌: منشورات‌ مطرانیه الروم الارثوذکسی، ۱۹۹۵٫

Bromiley, Geoffry, The International Standard Bible Encyclopedia. michigan, 1988.

Harmon, Nolan, The‌ Interpreters‌ Bible. America, 1995.

New Contholic Encyclopedia, Law in Christian Life, Gale.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۵۴)


برچسب ها
نمایش بیشتر

شبکه بین المللی مطالعات ادیان

اینفورس (شبکه بین المللی مطالعات ادیان)،‌ بخشی از یک مجموعه فعالیت های فرهنگی است که توسط یک گروه جهادی مجازی انجام می شود. این گروه  بدون مرز، متشکل از اساتید، طلاب، دانشجویان و کلیه داوطلبان باایمان و دغدغه مندی است که علاقمند به فعالیت علمی جهادی در عرصه جنگ نرم هستند. شما هم می توانید یکی از اعضای این گروه باشید(اینجا کلیک کنید). فعالیت های سایت زیر نظر سید محمد رضا طباطبایی، مدرس ادیان و کارشناس صدا و سیماست. موضوعات سایت نیز در زمینه سیر مطالعاتی با رویکرد تقویت بنیه های اعتقادی و پاسخ به شبهات است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن