مطالعات متفرقه (خارج از سیر مطالعاتی)

گفتگو: چشم انداز گفت و گوی اسلام و مسیحیت

آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (از صفحه ۱۷ تا ۳۹)
URL : http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/345445
گفتگو: چشم انداز گفت و گوی اسلام و مسیحیت (۲۳ صفحه)
مصاحبه شونده : عادل تئودور خوری،
هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۱۷)


هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۱۸)


هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۱۹)


‌ ‌‌‌چـشم‌ انداز گفتوگوی اسلام و مسیحیت در گفتوگو با پروفسور عادل تئودور خوری

عادل تئودور‌ خـوری‌، مـتألّه‌، حـکیم و مفسر شهیر مسیحیت کاتولیک در سال ۱۹۳۰ در کشور لبنان متولد گردید. بسیاری از‌ افراد خانواده خوری های لبـنان از شخصیت های دینی و مذهبی مسیحی هستند و تعلق‌ خاطر آنها به اسلام‌ و فرهنگ‌ اسـلامی شهرت فراوان دارد. ایشان تـحصیلات مـقدماتی را در لبنان و دکتری خود را در کشور فرانسه به پایان رسانید. موضوع رساله دکتری وی «موضوع عقل و عقلانیت در حوزه فکر اسلامی» بود‌. خوری سپس به کشور آلمان رفت و به عنوان پروفسور الاهیات مسیحی در دانشگاه شـهر مونتسر به تدریس اشتغال یافت. پرورش و بالندگی وی در دو بستر فرهنگ دینی اسلام و مسیحیت از وی‌ شخصیتی‌ چند بعدی ساخت، به گونه ای که آثار فراوان او در حوزه اندیشه دینی مسیحیت کاتولیک، وی را به عنوان عالم متأله مـسیحی مـعرفی نمود، در عین حال اشراف و وقوف‌ وی‌ به علوم اسلامی اعم از الاهیات، کلام و فلسفه، حدیث و تفسیر، وی را در جهان اسلام و در نزد عالمان و اندیشمندان مسلمان به عنوان شخصیتی برجسته و آگاه به علم دین مـطرح‌ نـمود‌.

از پروفسور عادل خوری صدها اثر در قالب کتاب و مقاله دینی به زبان های گوناگون انتشار یافته که عمدتاً با هدف معرفی اسلام به جوامع مسیحی جهان انجام گرفته‌ است‌. در‌ مـیان آثـار او به زبان‌ آلمانی‌ که‌ به عنوان منابع شناخت اسلام در حوزه آلمانی زبان مطرح است می توان به دو اثر فاخر ایشان، یعنی ترجمه قرآن‌ کریم‌ و دوازده‌ جلد تفسیر قرآن کـریم بـه زبـان آلمانی اشاره‌ نمود‌ که حـجم آن بـالغ بـر ۸۰۰۰

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۲۰)


صفحه است. رویکرد عادل تئودور خوری به تفسیر قرآن کریم به عنوان یک‌ مسیحی‌ کاتولیک‌ مبنی بر توجه به آراء و اندیشه هـای مـفسران مـسلمان قرآن‌ کریم چون قرطبی، رازی، زمخشری و علامه طباطبایی در کـنار آراء و انـدیشه های خود ایشان و تطبیق با متون مقدس‌ است‌. پروفسور‌ عادل تئودور خوری به دلیل مقام شامخ علمی ای که در‌ مـیان‌ جـامعه مـسیحیت به ویژه مذهب کاتولیک دارد در تحقیقات و مطالعات اسلامی مورد استناد مـجامع علمیِ اروپایی‌ بوده‌ است‌. به طور مثال می توان به استناد پاپ بندیکیت شانزدهم در سخنرانی‌ معروفش‌ در‌ دانشگاه رگزنبورک آلمـان بـه پایـان نامه دکتری ایشان اشاره نمود. خوری به دلیل اقامت‌ طولانی‌ در‌ آلمـان بـا پاپ بندیکیت شانزدهم سابقه دوستی طولانی دارد و از وی به عنوان یکی‌ از‌ شخصیت های مورد اعتماد پاپ یاد می شود. آثـار فـراوان وی در حـوزه‌ فکر‌ اسلامی‌ موجب حضور نامبرده در بسیاری از گفتوگوهای اسلامی مسیحی بوده که بـه یـمن ایـن‌ ارتباطات‌ دوستان فراوانی را در میان اندیشمندان و علمای مسلمان برای خود به ویژه در‌ مجامع‌ دانشگاهی‌ فـراهم آورده اسـت.

از فـرصت حضور جناب خوری در مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب بهره‌ جستیم‌ و گفتوگویی صریح و صمیمانه را بـا ایـشان ترتیب دادیم. در این دیدار و گفتوگو‌، پروفسور‌ جرج‌ خوّام رئیس مرکز پژوهش های ادیـان و نـیز رئیـس دانشکده قدیس پولس در حریصای لبنان، دکتر‌ علی‌ رهبر‌ رئیس کانون معنویت ایران در آلمان، و از ایران جـناب اسـتاد توفیقی، جناب‌ آقای‌ نجفعلی میرزایی و جناب دکتر میردامادی و تنی چند از اعضای هیئت عـلمی و دانـشجویان مـرکز حضور و مشارکت فعال‌ داشتند‌. جهت تکمیل محتوای علمی این مصاحبه، گفتوگویی را که سال گذشته جـناب‌ آقـای‌ بوذر جمهری به نمایندگی از فصلنامه با‌ ایشان‌ انجام‌ داده بودند ضمیمه نموده ایـم. فـرصت را‌ مـغتنم‌ می شماریم از همراهی همه این عزیزان و نیز از وزارت محترم خارجه که‌ میزبان‌ اصلی این هیئت بـودند سـپاسگزاری‌ مـی‌ نماییم.

در‌ آغاز‌ کمی‌ درباره مؤسسه علمی و دانشگاهی ای که‌ در‌ آن مشغول به تحقیق و تـدریس هـستید توضیح دهید.

n پیشتر، از این که‌ در‌ مؤسسه شما حضور دارم خوشحال هستم‌. نظیر این مؤسسه را‌ ما‌ در آلمان داریـم. مـن در‌ اینجا‌ احساس می کنم که در میان همکارانم هستم. در مؤسسه ما دانشکده کـاتولیکی‌ هـست‌. در دانشگاه مونستر هم دپارتمان‌ ادیان‌ داریم‌ کـه مـن بـرای‌

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۲۱)


مدتی‌ طولانی مدیر آن بودم‌. این‌ دپارتمان بـه دیـن و دینداری و مظاهر آن می پردازد. از این قبیل است: روابط خدا‌ و انسان‌، وحی، کتاب های مـقدس، راه هـای‌ مختلف‌ نجات و شعائر‌ دینی‌. در‌ ایـن پژوهـش ها هـمه‌ ادیـان مـورد بررسی قرار می گیرد. پژوهش در بـاب ادیـان شرقی، مثل آیین های بودا‌، هندو‌ و کنفوسیوس و نیز آیین زرتشت، و یهودیت و مـسیحیت‌ از‌ مـحورهای‌ اصلی‌ مطالعات‌ و فعالیت های این‌ دپارتـمان‌ است. من و برخی از هـمکارانم در مـطالعاتمان تأکید زیادی بر اسلام داریـم و مـناسبات اسلام و مسیحیت را‌ در‌ گذشته‌ و حال و نیز چشم اندازهای آینده را مورد‌ مطالعه‌ قرار‌ می‌ دهـیم‌.

آیـا‌ این مرکز دانشگاهی زیر نـظر پاپ و واتـیکان فـعالیت می کند؟

n این مـؤسسه، نـهادی است دولتی، اما اخـتیارات و اجـازه هایی هم از طرف کلیسای کاتولیک دارد. دولت آلمان و واتیکان‌ با هم همکاری هایی دارند و در اداره این دانـشگاه هـر دو سهیم هستند. چند دانشگاه کاتولیکی رسـمی هـم وجود دارد کـه زیـر نـظر پاپ فعالیت می کنند. دانـشگاه های کاتولیکی‌ متعددی‌ هم هستند که زیر نظر دولت اداره می شوند.

از دلشمغولی های خودتان می گـفتید.

n بـله، در تمام سال های گذشته دل مشغولی اصـلی مـن پشـت سـر گـذاشتن تاریخ‌ قدیم‌ در مـناسبات و نـزاع ها و دشمنی های فیمابین مسلمانان و مسیحیان است. چهارده قرن منازعه کافی است. باید به نگرشی نـوین نـایل شـویم. باید گفتوگو‌ و همکاری‌ جایگزین برخورد و تقابل شـود، زیـرا‌ مـا‌ در یـک دنـیا زنـدگی می کنیم و ابزارهای ارتباطی فاصله را کم کرده اند. آنچه در ایران رخ می دهد به گوش ما می رسد‌ و آنچه‌ در دیگر سوی دنیا‌ اتفاق‌ می افتد به گوش شـما می رسد. ما در دنیایی زندگی می کنیم که به تعبیری روز به روز کوچک تر می شود.

مسائل و قضایایی که ذهن ما و شما را‌ به‌ خود مشغول می دارد و با آنها روبه رو هستیم بـه هـم شبیه هستند. ما بدون پاگذاشتن در دنیایی جدید و بدون روابطی نوین و همدلانه نمی توانیم از عهده این مسائل برآییم‌.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۲۲)


مسیحیت‌ با همه‌ فرقه هایش و اسلام با همه مذاهبش باید با هـم هـمکاری داشته باشند. نظر و دغدغه ما همین است‌. میان اسلام و مسیحیت و میان هر کدام از این دو با دیگر‌ ادیان‌ مؤلفه‌ های مشترکی وجود دارد که بـرای نـاظر بیرونی و برای پژوهشگر ژرف بین کـاملا قـابل درک و استخراج است‌. ‌‌این‌ چیزی است که ما در پی آن هستیم.

این رویکرد جدیدی که ما‌ پیگیر‌ آن‌ هستیم به نفع ملت هاست. ما می دانیم کـه هـر دینی راه و طریقت خاص خـود‌ را دارد و مـا نمی خواهیم این اختلافات را نادیده بگیریم، اما می توانیم‌ به مشترکات توجه کنیم‌ و بر‌ پایه آنها با همدیگر همکاری کنیم. مشترکات را شناسایی کنیم و در پی تقویت آنها برآییم. اختلافات موجود را هم تـا مـی توانیم کاهش دهیم و از شدت آنها بکاهیم. بدون آن که‌ بخواهیم از حق و حقیقتی که بدان معتقدیم دست بکشیم می توانیم فاصله ها را کمتر کنیم. باید بیاموزیم و تمرین کنیم که اختلافات موجود صـفا و صـمیمیتِ میان مـا را از بین نبرد‌. این‌ مودت و دوستی ای که قرآن کریم میان مسیحیان و مسلمانان ایجاد کرده است می تواند مـبنای تعامل و همکاری باشد.

سخن دیگر آن که صرف پژوهش و تحقیق کفایت نـمی کـند. ایـن تحقیقات‌ و مطالعات‌ بسیار مهم هستند، اما مهم تر آن است که این معرفت و آگاهی را گسترش دهیم و به دیـگران ‌ ‌هـم منتقل کنیم و شناخت مسیحیان نسبت به اسلام و شناخت مسلمانان نسبت به‌ مسیحیت‌ را افـزایش دهـیم تـا زمینه محبت و صمیمیت میان پیروان این دو دین فراهم شود. برای من خیلی مایه خوشحالی اسـت که شما مطالعات خود را در زمینه دیگر ادیان‌ انتشار‌ می‌ دهید و در اختیار دیگران قـرار‌ می‌ دهید‌. سخنرانی هـا و سـمینارهای توجیهی و نشست های مشترک هم می تواند در این زمینه بسیار مؤثر باشد.

ما مؤسسه ای هم در‌ لبنان‌ داریم‌ که با مراکز اسلامیِ لبنان مناسبات بسیار خوبی‌ دارد‌. از ۴۰ سال پیش تاکنون ما با مـؤسسات اسلامی زیادی در ارتباط بوده ایم. خیلی مایلیم با فعالیت ها‌ و برنامه‌ های‌ در دست اقدام شما هم بیشتر آشنا شویم. جناب دکتر‌ رهبر هم در آلمان مؤسسه بسیار مهمی دارد که با آن هم هـمکاری هـایی داریم. ما بدون همکاری‌ با‌ یکدیگر‌ نمی توانیم این شناخت و آگاهی را بسط دهیم و باب گفتوگو و تفاهم‌ را‌ باز نگه داریم. ما با مساعدت های ایشان، با تشیع و نوع نگاه شیعیان بـیشتر آشـنا شده‌ ایم‌. ما‌ پیش از این بیشترین آشنایی ای که داشتیم با اسلام سنی بوده‌ است‌. در‌ جوامع و محیط های ما کاستی و خلأ بزرگی در خصوص دیدگاه ها و معارف شیعی وجود‌ دارد‌. این‌ آشـنایی هـا هرچه بیشتر شود دامنه گفتوگو و تفاهم نیز گسترده تر و فراگیرتر می شود‌.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۲۳)


آخرین‌ نکته ای که باید در این بخش یادآور شوم این است که گفتوگوی‌ موردنظر‌ ما‌ این نیست کـه در پیـرامون یـک میز بنشینیم، یکی در طرفی و دیـگری در طـرف‌ مـقابل‌، بلکه باید با هم و در کنار هم و در یک طرف بنشینیم و با هم‌ در‌ خصوص‌ قضایای مشترک در دنیای یگانه مان تأمل کنیم و هر کـدام از مـا از خـویش بپرسد‌ که‌ چگونه دین او می تواند در جهت حـل ایـن معضلات مشترک مساعدت‌ نماید‌، سپس‌ هر کدام از ما همین پرسش را از دیگری بپرسد. با هم همفکری کنیم تا‌ به‌ راهـ‌ حـلی مـشترک و مقبول همگان برای مواجهه با این مشکلات دست یابیم. ایـن‌ گونه‌ نباشد که هر کسی در پی راه حل خاص خود باشد. یافتن راه حل های مشترک‌ می‌ طلبد که ما بـا پژوهـش هـایی که شما در این مرکز انجام‌ می‌ دهید آشنا شویم تا بـه دسـتاوردهایی که‌ مورد‌ قبول‌ ما و شماست دست یابیم و با همکاری همدیگر‌ پایه‌ های صلح و عدالت را در جهان اسـتوار سـازیم.

جـرج خوّام: مایلم به اختصار‌ درباره‌ محور فعالیت هایمان در زمینه‌ گفتوگوی‌ ادیان تـوضیح‌ دهـم‌. پیـش‌ از این، من هم به نوبه‌ خودم‌ تشکر و تقدیر خود را از مسئولان و اعضای هیئت علمی ایـن مـؤسسه ابـراز‌ می‌ کنم که ما را دعوت کردند‌ و پذیرای ما شدند. آنچه‌ مایه‌ خوشحالی بیشتر مـن اسـت این‌ است‌ که با افرادی از جمع حاضر پیش از این در سفری که به‌ لبـنان‌ داشـتند آشـنایی پیدا کرده بودم‌.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۲۴)


می‌ دانید‌ که لبنان از‌ نظر‌ وجود و کثرت ادیان و مذاهب‌ گوناگون‌ وضـعیت ویـژه ای دارد. هم مسیحیت و هم مسلمانان در درون خود نیز تنوع بسیاری‌ دارند‌. همه این ادیان و مـذاهب نـهادهای فـکری‌ و علمی‌ و کوشش های‌ تربیتی‌ و فرهنگی‌ خود را دارند که‌ از این جهت قابل ستایش هستند. به خـصوص پس از جـنگ های داخلی ۱۹۷۵ دین‌ نقش‌ جدی تر پیدا کرد و مرزهایی را‌ برای‌ جلوگیری‌ از‌ تـداوم‌ خـصومت هـا به‌ وجود‌ آورد و موضوع و موضع دینی به سلاح اثرگذاری در دست بزرگان قوم تبدیل شد. روشن شـد کـه‌ هـر‌ کدام‌ از فرقه ها ظرفیت ها و توانمندی های‌ زیادی‌ از‌ لحاظ‌ فکری‌ و از‌ لحاظ شـخصیت هـای بارز دارند. حتی از نظر توانمندی های مالی هم در حدی بودند که سمینارها و نشست هایی فکری و دیـنی را بـرگزار کنند. در یکی از‌ این نشست ها رؤسای دانشگاه ها و دانشکده های لبنان گـرد هـم آمدند و توافق کردند که کاری مشترک را صـورت دهـند. بـحمدالله اولین نشست در حریصا در مؤسسه ما (دانشکده پولسـ‌ قـدیس‌) برگزار شد، همان جایی که دوستان شما از آن دیدار کردند. پس از جلسات مختلفی که در مـؤسسات مـختلف برگزار شد و هم بعد عـلمی داشـت و هم بـعد فـرهنگی و عـملی‌، توانستیم‌ فعالیت های مختلف فرهنگی ای را آغـاز کـنیم که نخستین آنها همایشی بود که در سالن یونسکو در بیروت تشکیل شد و در آنـ‌ هـمه‌ نهادهای فرهنگی، علمی و دینی حضور‌ یـافتند‌ ـ از دورترین نقطه شمال لبـنان تـا جنوبی ترین نقطه آن. این اولیـن گـام پیشروانه و موفق بود. در این جلسات تصمیم گرفتیم همایشی دیگر برگزار‌ شود‌ که فـقط اسـتادان دانشکده‌ ها‌ در آن شرکت کنند. مـوضوعات ایـن هـمایش در سطحی بالاتر طـرح شـد.

سومین همایش در سطح دانـشجویان بـرگزیده دانشکده ها برگزار شد. برنامه بعدی که به خاطر کشته شدن نخستوزیر‌ سابق‌، رفـیق حـریری برگزار نشد، ناظر به تلاش زیـست مـحیطی مشترک بـود کـه از هـمه دانشکده ها از ادیان مـختلف قرار بود گروهی شرکت کنند و هر کدام از بُعدی این بحث‌ را‌ مورد تأمل‌ و توجه قرار دهـند و بـه نتایجی مورد توافق دست یابیم. در کـنار ایـن فـعالیت هـای فـرهنگی و تربیتی، هم‌ زمـان نـشست هایی دوجانبه نیز برگزار می شد، مثلا نشستی میان‌ دانشکده‌ ای‌ مسیحی با دانشکده ای مسلمان در سـطح دانـشجویان در پیـرامون موضوعی خاص برگزار شد.

باید تأکید کـنم ‌‌کـه‌ مـوضوع گـفتوگوی ادیـان بـرای دانشگاه ما یک مسئله اساسی و

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۲۵)


مهم است. به این‌ موضوع‌ به‌ ویژه در سطح استادان باید بیشترین توجه را مبذول کنیم، زیرا استاد در ضمن تدریس‌ یک موضوع می تـواند به گونه ای برخورد و طرح بحث کند که روحیه‌ گفتوگو را در دانشجویانی‌ که‌ بعدها کرسی های تدریس را عهده دار خواهند شد ایجاد کند.

دکتر رهبر: این دومین باری است که من افتخار حـضور در ایـن مرکز را پیدا می کنم. قبل از هر‌ چیزی عرض کنم که «بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود». نام مؤسسه ما «کانون معنویت ایران» است که در آلمان فعالیت دارد. حلقه اصـلی ایـن کانون را حدود ۶ هزار نفر‌ تشکیل‌ می دهند و کسانی که همکاری های متفرقه با ما دارند حدود ۴۰۰ نفر هستند. چون در اروپا و به ویژه در مناطق آلمـانی زبـان آگاهی های اندکی در مورد تـشیع وجـود‌ دارد‌، شیعیان در اقلیتی مضاعف قرار دارند. چون شیعه در محیطی مسیحی زندگی می کند که اگر با اسلام هم آشنایی ای داشته باشد از نگاه اهل سنت اسـت. در‌ مـیان‌ مسلمانان مقیم هم اقـلیت هـستیم، تاکنون آثاری چند را به زبان آلمانی درباره شیعه منتشر ساخته ایم. مرحوم پروفسور عبدالجواد فلاطوری در این زمینه نقشی بسزا داشتند. نهج البلاغه‌ را‌ به‌ آلمانی ترجمه کردیم (با تکیه‌ بر‌ بـیش‌ از ۳۰۰ تـرجمه و شرح و تفسیر). این کتاب را در ۱۸۰۰ صفحه منتشر خواهیم کرد.

جناب استاد خوری قرآن مجید را در‌ ۱۲‌ جلد‌ تفسیر کرده اند و برای اولین بار نظریات شیعه‌ را‌ در یک تفسیری که یک غیرمسلمان می نویسد راه دادنـد. مـی خواهیم صـحیفه سجادیه را هم به آلمانی ترجمه‌ کنیم‌. خانم‌ پروفسور آنِ ماری شیمل کتابی را تحت عنوان بهترین دعاها‌ از دنـیای اسلام منتشر ساخت. ما می خواهیم این کار را با محوریت صـحیفه سـجادیه انـجام دهیم.

ما‌ هم‌ اکنون‌ از لحاظ مالی به هیچ جایی وابسته نیستیم و در تنگنا هم‌ قرار‌ داریم. این اسـتقلال ‌ ‌بـاعث شده تا با تمام قدرت با همه و در خدمت همه باشیم. کارهای‌ ما‌ فـقط‌ تـحقیقی اسـت و امکان برگزاری سمینار و مانند آن را نداریم. تاکنون ۴۸ عنوان‌ کتاب‌ را‌ در دستور کار قرار داده ایم و امیدواریم در سال هـای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ آنها‌ را‌ منتشر‌ کنیم.

از سردبیر فصلنامه هفت آسمان تشکر می کنم که نـوشته جناب تئودور خوری‌ را‌ کـه مـا در فصلنامه ایران زمین چاپ کرده بودیم در شماره ۳۲ منتشر‌ کردند‌. امیدواریم‌ این تیتری که برای آن نوشته برگزیدند، یعنی «تفکیک ناپذیری اسلام و مسیحیت» برای نشان‌ دادن‌

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۲۶)


کوشش های بی دریغ استاد خوری کـافی باشد.

آخرین سخن این که:

من‌ اگر‌ ما‌ نشوم تنهایم *** تو اگر ما نشوی تنهایی

چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم‌ *** خانه‌ اش ویران باد خانه اش ویران باد

با تـشکر از لطـف جناب‌ دکتر‌ رهبر‌، گفتوگو را ادامه می دهیم. سخنرانی مشهور جناب پاپ در آلمان در خصوص عقلانیت اسلام‌ همچنان‌ جای‌ بحث و گفتوگو دارد. با توجه به این که ایشان در آن سخنرانی‌ به‌ برخی از آثار شما اسـتناد کـردند خواهشمند است برداشت و تحلیل خودتان را از این سخنرانی و مفاد‌ آن‌ بیان نمایید. طبعاً هر بحث و نقدی می باید در ابتدا بر نگرش‌ و برداشتی‌ همه جانبه و واقع نمون مبتنی باشد. مایلیم‌ قـبل‌ از‌ هـر سخن دیگری، تفسیر شما را از‌ این‌ موضوع بشنویم.

n به واقع جناب پاپ در پی آن نبود که اسلام را‌ مورد‌ تعرض یا حمله قرار دهد‌. این‌ نکته ای‌ است‌ روشن‌ و صریح که خود ایشان بـدان تـصریح‌ کـردند‌. هر کسی که این مـتن را بـه طـور کامل بخواند می تواند‌ این‌ نکته را دریابد. ای کاش قبل‌ از آن که رسانه‌ های‌ خبری این سخنان را با‌ شیوه‌ های ژورنالیستی منتشر کـنند نـسخه کـاملی از آن در اختیار مسلمانان قرار می‌ گرفت‌ و چه بسا ایـن انـدازه سوءتفاهم‌ پیدا‌ نمی‌ شد و بسیاری از‌ اتفاقات‌ بعدی رخ نمی داد‌.

آنچه‌ در سخنان پاپ بحث برانگیز بود نقل قول ایشان بود، نه گـفته هـای خـود‌ ایشان‌. پاپ سخن امپراتور ایمانوئل را نقل‌ کرد‌، او که‌ در‌ اواخر‌ قرن شـانزدهم با دانشمندی‌ ایرانی سخن می گفت در اثنای بحث، این موضوع را مطرح کرد که از میان‌ شرایع‌ موسی، عیسی و مـحمد کـدام یـک برتر‌ هستند‌. هر‌ دو‌ قبول‌ داشتند که اسلام‌ و مسیحیت‌ از آیین یهود بـرتراند، امـا این که در میان اسلام و مسیحیت کدام یک برترند به موضوع‌ بحث‌ و مجادله‌ تبدیل شد. در اینجاست کـه آن عـبارت‌ تـحریک‌ کننده‌ را‌ ایمانوئل‌ می‌ گوید و پاپ آن را نقل می کند و احساسات مسلمانان را بر می انـگیزاند. روی سـخن پاپ در واقـع با دنیای معاصر و به ویژه با اروپا و با ایدئولوژی‌ های موجود در زمان ما بود. پاپ ایـن گـفته ایـمانوئل را غریب و نامقبول می شمارد. اما این عبارت را رسانه ها نقل نکردند.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۲۷)


هم چنین هـر مـتنی را باید با‌ توجه‌ به محیطی که در آن گفته شده و مخاطبانی که روی سخن با آنـها بـوده خـواند و فهمید. زمانی که متن نهایی منتشر شد پاپ اعلام کرد که این نقل قول‌ نـظر‌ مـن نیست و من آن را قبول ندارم. پاپ می خواست موضوع مشخصی را مورد توجه و تأکید قرار دهـد. امـپراتور ایـمانوئل در گفتوگویش با‌ دانشمند‌ ایرانی می خواهد بگوید که‌ اسلام‌ برای نشر تعالیمش از شمشیر استفاده کـرد، حـال آن که عقل نمی پذیرد که خشونت در خدمت دین قرار بگیرد. دین و خـشونت هـرگز بـا‌ همدیگر‌ سازگار نیستند. پاپ می‌ خواهد‌ نتیجه بگیرد که عقل استفاده از خشونت را برای اهداف دینی نـمی پذیـرد و بـه کارگرفتن زور و خشونت با ساحت الاهی سازگار نیست، یعنی خدایی که خودش عـقل را آفـریده مفاد‌ آن‌ را رد و نفی نمی کند. اگر چنین تفکری در اسلام وجود داشته قطعاً مربوط به کسانی اسـت کـه به «ارادیت مطلق» قائل هستند و اراده خدا را تعیین کننده خوب و بد‌، و درست‌ و نـادرست مـی‌ دانند و به حسن و قبح ذاتی باور نـدارند. بـنا بـه این دیدگاه، اراده خداوند به هیچ چیزی مـحدود‌ نـیست و خداوند اراده محض است، نه اراده و عقل.

این دیدگاهی است‌ افراطی‌ که‌ طبعاً جایی در تـفکر اصـیل اسلامی ندارد. این دیدگاه اشـعریان اسـت. ابوالحسن اشـعری در کـتاب اللمـع به ‌‌تفصیل‌ از «اراده گرایی» بحث می کـند. پاپ نـمی خواهد بگوید که در اسلام‌، جایی‌ برای‌ عقل یا مباحث کلامی وجود نـدارد، بـلکه می خواهد بگوید که چنین طـرز تفکری در‌ میان مسلمانان مـطرح بـوده است. خواسته بگوید که در تـاریخ اسـلام، خشونت وجود‌ داشته است و خشونت با‌ عقل‌ و با ساحت الاهی سازگار نیست، زیـرا خـدا فقط اراده نیست، بلکه اراده است و عـقل. در ایـنجا پاپ فـقط این جریان افـراطی مـوجود در اسلام را مورد انتقاد قـرار نـمی دهد، بلکه‌ به طور کلی قائلان به این نوع نگرش را در همه ادیان مورد انـتقاد قـرار می دهد. در الاهیات مسیحی و در تاریخ مـسیحیت هـم این نـوع نـگرش و ایـن جریان افراطی وجود‌ داشـته‌ است. اسکاتس از کسانی است که همین دیدگاه را دارد. پاپ می خواهد هر دو جریان افراطی را نفی کند و نـشان دهـد که خداوند هم اراده دارد و هم عقل، و خـود‌ اوسـت‌ کـه مـفاهیم عـقلانی را آفریده و به خـردهای آدمـیان افاضه کرده است.

بعد دیگر سخنان پاپ ناظر به نوع نگاه غربیان سکولار و لائیک به عقل اسـت. کـسی کـه به یافته‌ های‌ عقلانی بسنده می کـند و در عـقل و خـردش جـایی را بـرای ایـمان باز نمی کند

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۲۸)


و دریچه خرد خود را به روی ایمان نمی گشاید، به واقع از خرد ناتمامی برخوردار‌ است‌. پاپ‌ در پایان می گوید که‌ راه‌ حل‌ اساسی گفتوگوی ادیان است. زمـانی که پس از سخنان پاپ قیامتی به پا شد و دنیای اسلام به حرکت در آمد، پاپ‌ سفیران‌ و نمایندگان‌ کشورهای اسلامی را دعوت کرد و به آنان تصریح‌ کرد‌ که احترام زیادی برای اسلام و مسلمانان قائل است و نمی خـواسته احـساسات مسلمانان را جریحه دار کند. من به نوبه‌ خودم‌ می‌ دانم که شیعیان از «ارادیّون» نیستند و طبعاً شما از این‌ گفته پاپ بیشتر شگفت زده شدید که چگونه این همه عقلانیت موجود در اسلام، آنچنان کـه تـشیع ارائه‌ می‌ کند‌ از دید پاپ مخفی مانده است.

من وضوح و رسوخ عقل گرایی‌ را‌ در تفکر شیعی قبول دارم و می دانم که ما باید در شناساندن این گـرایش بـه دنیای‌ مسیحیت‌ تلاش‌ کنیم. در کـتابی کـه در آلمان به زبان آلمانی منتشر شد و حاوی‌ متن‌ کامل‌ سخنان پاپ بود تعلیقاتی هم از من منتشر شد که در آنها به اختصاص‌ گرایش‌ ناهمساز‌ با عـقل بـه برخی از مذاهب اسلامی کـه هـمان «اراده گرایان» هستند اشاره کردم‌ و گفتم‌ که اکثریت اعتدال گرا به عقل باور دارند و با خشونت میانه ای ندارند‌ و شیعیان‌ به‌ عدل و عقل اعتقاد دارند.

در اینجا سخنانی در نقد و طعن اشاعره گفته شـد. مـا‌ در‌ اینجا فقط هوادار تفاهم ادیان نیستیم، بلکه به مطالعات مذاهبی و تقریب بین مذاهب‌ اسلامی‌ هم‌ اهتمام ویژه ای داریم و مایل نیستیم که در مورد هیچ کدام از مذاهب اسلامی افراط‌ و اجحافی‌ صورت بـگیرد. مـسلک اشعری بـه ویژه با تفسیر و اصلاح غزالی و فخر رازی‌ تا‌ اندازه‌ ای به عقل و دریافت انسانی و بر همین اساس بـه مباحث کلامی اهمیت می دهد و اگر‌ اشاعره‌ نبودند‌ اهل حدیث در مـحیط و در شـرایطی کـه دیگر، معتزله با افراط های‌ عقلی‌ و تندروی هایشان در مقابل مخالفانشان، امکان دوام و استمرار نداشت بر اندیشه اهل سـنت ‌ ‌چـیره و غالب می‌ شدند‌ و معلوم نبود که چه سرنوشتی برای جهان اسلام رقم مـی خـورد. آنـچه‌ ما‌ امروزه با آن روبه رو هستیم و منشأ‌ سوء‌ تفاهم‌ ها و سوء استفاده های زیادی در دنیای‌ امـروز‌ به ویژه در مغرب زمین و در میان مسیحیان شده است زاییده افراطی ترین‌ گرایش‌ هـای حدیثی و سلفی است کـه‌ در‌ کـنار مبارزه‌ با‌ تفکر‌ شیعی و تصوف سنی با اشاعره و ماتریدیه‌

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۲۹)


نیز‌ تقابل جدی دارد و در نقد ابوالحسن اشعری، ابومنصور ماتریدی، غزالی و فخررازی و همه‌ کسانی‌ که کم یا زیاد گرایش عقلی‌ و رویکرد کلامی دارند کـتاب‌ نوشته‌ اند و می نویسند. ما باید‌ توجه‌ داشته باشیم که فقط این سلفی گری افراطی است که عقل را از‌ بین‌ بیخ و بن نفی می کند‌ و با‌ فلسفه‌ و حتی با علم‌ کلام‌ سـر سـتیز دارد.

نجفعلی‌ میرزایی‌: به نظرم اساساً سخن گفتن به طور کلی و یکجا درباره عقل گرایی یا عقل‌ ستیزی‌ یک مذهب کاری درست و علمی نیست‌. در‌ همه مذاهب‌ اسلامی‌ و همینطور‌ در همه مذاهب ادیـان‌ دیـگر، هم جریان های عقل گرا وجود دارند هم جریان های عقل ستیز.

اما در‌ خصوص‌ سخنرانی پاپ عرض کنم که ایشان‌ سخنانی‌ را‌ نقل‌ می‌ کند که احکام‌ تند‌ و سختی را علیه اسـلام صـادر کرده و نقل این سخنان و استشهاد به آنها به صراحت نشانگر تأیید‌ آن‌ است‌. درست است در پایان، جناب ایشان به‌ گفتوگوی‌ ادیان‌ دعوت‌ کرده‌، اما‌ قبل از این که چنین گـفتوگویی بـخواهد آغـاز شود احکام خود را که تـند و شـدید اسـت علیه اسلام صادر کرده است. اساساً این نوع نگاه و مواجهه، گزینشی‌ است. همان طور که شما گفتید در میان هواداران برخی از مـذاهب اسـلامی ایـن نگرش وجود دارد. اگر جناب پاپ در گفتوگو جدی است کـه مـا هم این حسن ظن‌ را‌ به ایشان داریم می باید در خصوص موضوع گفتوگو و طرف گفتوگو اطلاعات کامل و دقیقی داشته بـاشد.

مـن بـه صراحت بگویم همانند دیگر مسلمانان ما هم از این سخنان رنـجیدیم‌ و آزرده‌ خاطر شدیم. من متن سخنرانی را به طور کامل خواندم. این نقل قول بجا نبود. ولی من می خـواهم بـگویم کـه تأکیدها و تصریح‌ های‌ بعدی پاپ را هم باید‌ در‌ نظر بگیریم. پاپ می گوید کـه گـرچه این گفته را نقل کرده، اما هوادار آن نیست و نیز هرگز فکر نمی کرده که این سخنان‌ ایـن‌ قـدر بـازتاب داشته باشد‌ و از‌ آن این گونه تعبیرها شود و احساسات مسلمانان از آن آزرده شود، یعنی نمی خـواسته اسـت احـساسات مسلمانان را جریحه دار کند و آنها را مورد تعرض قرار دهد.

این هم درست‌ است‌ که پاپ از آنـچه در جـهان اسـلام می گذرد و از اندیشه های اسلامی اطلاعات کافی نداشته و با حساسیت های مسلمانان آشنایی لازم را نـداشته اسـت.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۳۰)


پاپ در این سخنان اصلا‌ نظرش‌ به مسلمانان‌ نبوده و می خواسته بنا به رویکرد دائمـی اش ذهـنیت غـربی ها را مورد نقد و انتقاد قرار دهد‌ و سخنش را با تأکید بر عقل گرایی مسیحیت آغـاز کـرده تا‌ بتواند‌ افراط‌ غربی ها را در کمک گرفتن از عقل و نادیده گرفتن ایمان مورد انـتقاد قـرار دهـد.

زمانی این ‌‌سخنان‌ پاپ گفته شد که دشمنان اسلام مسلمانان را به افراط و تندروی متهم می‌ کـنند‌ و بـه‌ بهانه مبارزه با تروریسم و خشونت به اشغال سرزمین های اسلامی اقدام کـرده انـد. در چـنین‌ شرایطی کوچک ترین اشاره به عقل ستیزی و خشونت گرایی مسلمانان می تواند بسیار‌ معنادار، حـساسیت بـرانگیز و مـایه‌ سوء‌ استفاده باشد. همینطور همه می دانند که نقل یک گفته و اسـتشهاد بـه آن و عدم نفی و ردّ آن به معنای تأیید آن است.

زمانی که من اشاره پاپ به استفاده مسلمانان از‌ شمشیر برای نـشر دعـوت اسلامی را شنیدم یاد این سخنان نقل شده از مسیح در انجیل متی افتادم: «گـمان مـبرید که آمده ام تا سلامتی بر زمین بـگذارم; نـیامده ام تـا‌ سلامتی‌ بگذارم، بلکه شمشیر را» (انجیل متی ۱۰:۳۴) مـا مـایلیم از این فضا و از این لحن و ادبیات فاصله بگیریم. از بداقبالی های پاپ کنونی این است کـه ایـشان جانشین پاپ‌ ژان‌ پل دوم شده که بـه گـفتوگو و مدارا بـا مـسلمانان مـعتقد بود.

اگر بخواهیم به فضاهای جـدلی بـرگردیم همه می دانند که عقل گرایی و عقل پذیری اسلام به مراتب بـیشتر‌ از‌ مـسیحیت است. اساساً نباید پاپ به مقایسه مـیان اسلام و مسیحیت در این خـصوص مـی پرداخت. بجا بود بگوید کـه هـمه ادیان برای عقل احترام قائل هستند و باید گرایش های‌ عقلانی‌ را‌ در همه ادیان مـورد تـأکید‌ قرار‌ داد‌.

در هر حال این سـخنان گـفته شـده است. همه بـاید ایـن سخنان و این قطعه از زمـان را فـراموش کنیم و به فکر‌ آینده‌ باشیم‌. لازم است قبل از طرح چنین سخنانی با‌ مشاوران‌ امین و آگـاه مـثل جنابعالی مشورت کنند. این سخنان در جـمعی مـحدود و پشت درهـای بـسته ایـراد نشده است و بعدها بـرای‌ عموم‌ مردم‌ هم منتشر شده و این مشکل را دو چندان کرده است‌.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۳۱)


ما باید در پی فهم بهتر از هـمدیگر بـاشیم. شما در این مرکز مشاهده کردید کـه مـا در‌ آثـارمان‌ و در‌ فـصلنامه مـان در پی رد و نفی دیگر ادیـان نـیستیم و آثار آنها‌ را‌ منتشر می کنیم. ما مایلیم همان طور که شما به گفتوگو دعوت کردید هـمه بـه ایـن‌ راه‌ رو‌ آورند و گذشته ها را به فراموشی بـسپرند. مـا بـاید آفـاق نـوینی از‌ نـور‌ و محبت‌ را بگشاییم، آنچنان که هم اسلام و هم مسیحیت هر دو آیین محبت هستند.

جرج‌ خوّام‌: ما‌ در برابر یک رویداد مشخصی قرار گرفته ایم که در برابر دیدگان عموم صـورت‌ گرفته‌ است. باید بگویم که گزینش یک حادثه تاریخی که در قرن پانزدهم میلادی‌ صورت‌ گرفته‌ و قراردادن آن در آغاز یک سخنرانی از نظر روش شناختی و از بُعد آکادمیک کاری‌ است‌ ناصواب. ممکن است اتفاقی در مـقطع تـاریخی خاصی صورت گرفته و ثبت و ضبط شده‌ باشد‌، اما‌ انتخاب این اتفاق و قراردادن آن در سرآغاز سخن از نظر علمی کاری است ناموفق.

نکته‌ دیگر‌ این که جاری شدن این متن و عبارت بـر زبـان پاپ معنایی بیشتر‌ از‌ معنای‌ مطابقیِ متن دارد و ابعاد دیگری را بر اصل معنای متن می افزاید.

نکته سوم این‌ که‌ پاپ‌ می خواهد بر موضوعی انگشت بـگذارد کـه به غرب مربوط می شـود‌. بـگذارید‌ بیشتر بر یک چیز مشخصی توافق کنیم. سخنرانی پاپ در چارچوب گفتوگوی میان ادیان نمی گنجد‌. اگر‌ این نکته را بپذیریم می توانیم بحث را ادامه دهیم. پیـام پاپ‌ بـه‌ واقع متوجه اندیشه سـکولار و لائیـک غربی است‌ که‌ می‌ خواهد عقل را از حوزه ایمان جدا‌ کند‌. عقلانیت مادی گرا و رفاه زده غرب، دین را از جامعه انسانی کنار گذاشته‌ است‌. پاپ می خواهد این معضل‌ غرب‌ را مورد‌ بررسی‌ و نقد‌ قـرار دهـد و بگوید که این نوعی‌ خشونت‌ طلبی است. دورکردن دین از دغدغه های انسانی با عقل ناسازگار است‌ و این‌ خود از مصادیق خشونت است.

با‌ این همه، این موضوع‌ و سخن‌ تحت تأثیر مـقدمه سـخنرانی قرار‌ گـرفت‌، آن هم مقدمه ای ناموفق و ظرف زمانی خاص نیز آن را تحت تأثیر‌ خود‌ در آورد و رسانه ها نیز‌ به‌ آن‌ دامن زدنـد. من‌ شخصاً‌ همواره از سخن گفتن‌ با‌ رسانه ها و مطبوعات می تـرسم، زیـرا هـر گاه آنچه را گفته ام دوباره می‌ خوانم‌ می بینم چیز دیگری از کار‌ در‌ آمده است‌! بخش‌ هایی‌ را با سـلیقه ‌ ‌خـودشان‌ برش می دهند، گفته را پس و پیش می کنند و… . مطبوعاتی ها تحصیلکرده و متخصص در موضوعات‌ خـاص‌ نـیستند. دغـدغه اصلی آنها

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۳۲)


گفتن سخنی‌ است‌ که‌ نظرها‌ را‌ جلب کند و در‌ پی‌ آن هستند که عنوانی خیره کـننده را برگزیند. رسانه های غربی بی درنگ به نقل بخش‌ هایی‌ از‌ سخنان پاپ اقدام کـردند و عباراتی را از‌ چارچوب‌ متن‌، و فـارغ‌ از‌ ظـرف‌ زمانی و مخاطبان آن جدا و نقل کردند و عنوان هایی تحریک کننده را برگزیدند و شد آنچه شد.

نمی خواهم از سخنان من این گونه برداشت شود که گویا در‌ پی توجیه کردن واقعه رخ داده هستم. من می خواهم اتـفاق صورت گرفته را وصف کنم. یک بار دیگر می گویم که پاپ می توانست سخنانش را به گونه ای‌ دیگر‌ و در قالبی دیگر بیان کند، همان طور که آنچه پس از آن سخنان اتفاق افتاد به موازات و مـطابق بـا آن رویداد نبود. برخی از مسلمانان با آنچه انجام دادند‌ عملا‌ آنچه را که پاپ گفت مورد تأیید قرار دادند، یعنی قدرت و خشونت را به نمایش گذاشتند. البته این قابل درک است. زمانی که‌ احساسات‌ تـحریک مـی شود، عقل و خرد‌ دیگر‌ آنچنان که باید میاندار نخواهد بود. این امکان وجود داشت که در واکنش به سخنرانی پاپ به صورت روشمند بر نقاط ضعف آن تأکید‌ می‌ شد و ناراحتی مـسلمانان از‌ مـفاد‌ آن به شیوه ای دیگر ابراز می شد تا یک بار دیگر به کمک رسانه ها تصویر مشوّهی از اسلام و مسلمانان ساخته و ارائه نمی شد. رسانه ها در انعکاس واکنش‌ ها‌ و عکس العمل هـای مـسلمانان تـصویری را از اسلام القاء کردند که بـه

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۳۳)


هـیچ وجـه با واقعیت اسلام و مسلمانان سازگاری ندارد.

به مناسبت بد نیست اشاره ای به یک روایت تاریخی‌ در‌ قرآن مجید‌ بکنیم که ماجرای گـفتوگو و بـه واقـع مناظره حضرت ابراهیم(ع) را با نمرود نقل می کـند. در ایـن‌ داستان حضرت ابراهیم می فرماید که خدای من کسی است که‌ زنده‌ می‌ کند و می میراند و نمرود می گـوید مـن هـم کسانی را می کشم و کسانی را از مرگ حتمی ‌‌نجات‌ می دهم. حـضرت ابراهیم می گوید: پروردگارم خورشید را از مشرق ظاهر می‌ سازد‌ تو‌ آن را از مغرب بیاور. این داستان کاملا رویکرد عقلانی حـضرت ابـراهیم و نـیز قرآن کریم‌ را که آن حضرت را به عنوان الگوی شایسته معرفی می کـند نـشان‌ می دهد. حضرت ابراهیم‌ با‌ استدلال عقلی با یک ملحد مدعی الوهیت مواجه می شود و گـفتوگو مـی کـند. متأسفانه در عهد عتیق اساساً به این داستان اشاره ای نشده است. روایت تـاریخی دیـگر گـفتوگوی حضرت ابراهیم‌ با کسانی است که به جای پرستش خداوند به عبادت ماه و خـورشید و دیـگر سـتاره ها رو آورده اند. حضرت با هر کدام از این گروه ها در آغاز به ظاهر همراهی‌ مـی‌ کـند و هنگامی که هر کدام از این اجرام آسمانی غروب می کند می فرماید کـه مـن «غـروب کنندگان» و موجوداتی را که افول می کنند و از میان می روند دوست ندارم‌. من‌ خدایی را مـی پرسـتم که هرگز افول و غروب و زوالی نداشته باشد. این حاوی و مؤید تمسک به عقل و اسـتدلال عـقلی اسـت، به ویژه آنجا که روی سخن با کسانی است‌ که‌ باورها و مبانی ما را قبول ندارند. هـمین رویـکرد را در ماجرای بت شکنی حضرت ابراهیم نیز می بینم. این دو ماجرا نیز در عـهد عـتیق نـیامده است.

n درست است‌ که‌ به‌ این روایات تاریخی در عهد‌ عتیق‌ اشاره‌ نشده، اما در تفاسیر یـهودی هـمه آنـها آمده و نقل شده است.

مقصود شما همان تلمود است؟

n غیر از تلمود ما مـجموعه ایـ‌ از‌ تفاسیر‌ داریم که توسط ربی های یهودی فراهم آمده‌ و مورد‌ استناد و اعتماد است. این ماجراها در آن تـفاسیر نـقل شده و من در تفسیر قرآنی که نوشته ام به این‌ نکته‌ اشاره‌ کرده ام.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۳۴)


در یـک نـگاه کلی به نظر شما ظرفیت‌ عقلانی و عـقل پذیـری اسـلام بیشتر است یا مسیحیت؟

n در دنیای غرب یک جـریان وجـود دارد که مجال را به‌ طور‌ کامل‌ در برابر عقل گشوده و در همه زمینه های علمی، فـلسفی و دیـنی‌ فقط‌ بر پایه داده های عـقلانی عـمل می کـند.

پرسـش مـا ناظر به افکار عمومی غربی هـا‌ نـیست‌. و نیز‌ سخن از عقل گرایی محض و انحصاری در برابر ایمان گرایی نیست. این‌ پرسـش‌ روشـ‌ شناختی ناظر به میزان عقل پذیـری مسیحیت در قیاس با اسـلام اسـت، یعنی با‌ حفظ‌ حوزه‌ ایـمان و بـا پذیرفتن محدوده های عقل گریز در دین، می پرسیم که دامنه گزاره‌ های‌ عـقل پذیـر و نیز عقل ستیز در مسیحیت بـیشتر اسـت یـا در اسلام؟

n اگر علم‌ کـلام‌ اسـلامی‌ یا لاهوت مسیحی را مـبنا قـرار دهیم از نقطه نظر روش شناختی، عقل در‌ هر‌ دو جایگاه بالایی را دارد و از این جهت هر دو دین همتراز هـستند‌. تـفاوت‌ اصلی‌ مسیحیت و اسلام در ناحیه فقه و شـریعت اسـت که اسـلام بـه بـعد فقهی و تقنین در عرصه‌ هـای‌ اجتماعی بیشتر از مسیحیت اهتمام میورزد.

مناسب است پرسش هایی هم در‌ خصوص‌ گفتوگوی‌ ادیان داشته بـاشیم. مـا همچنانکه در سرمقاله شماره ۳۲ که ویژه پیـامبر اعـظم و ادیـان اسـت‌ (و مـقاله‌ کوتاهی‌ هم در هـمین شـماره از جناب استاد خوری چاپ شده) نوشته ایم‌، برخلاف‌ بسیاری از برخوردهایی که با سخنان پاپ صورت گرفته تـرجیح مـی دهـیم این سخنرانی را نه‌ یک‌ اهانت یا تـهدید، کـه فـرصتی مـناسب بـرای مـعرفی ابعاد عقلانی اسلام و نیز‌ گفتوگو‌ با مسیحیان تلقی کنیم. پرسش ما این‌ است‌ که‌ گفتوگوهایی که تاکنون میان مسلمانان و مسیحیان صورت‌ گرفته‌ (و می دانیم که طرف مـسیحی بیشتر از طرف مسلمان به این گفتوگو اقبال‌ نشان‌ می دهد و اهتمام میورزد و افراد‌ کارآزموده‌ بیشتری برای‌ این‌ گفتوگو‌ در اختیار دارد) آیا این گفتوگوها‌ موفق‌ بوده است و این اهتمام مسیحیان ـ به ویـژه مـسیحیت کاتولیک ـ به گفتوگو

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۳۵)


تا‌ چه‌ اندازه جدی بوده است؟ و تا چه اندازه‌ از سنخ گپوگفت های‌ دیپلماتیک‌ و مجاملات و تعارف های صوری و ظاهری‌ است؟

n به‌ واقع، اگر ما به گذشته ها نگاه کـنیم مـعمولا هر دینی در پی‌ نفی‌ و رد دین دیگری بوده است‌. امروزه‌ دوران‌ این نوع مواجهه‌ ها‌ گذشته و ما وارد دنیایی‌ جدید‌ و مرحله ای تازه شده ایم. مـا واقـعاً باید آماده و دست اندرکار گـفتوگوهایی حـقیقی بشویم‌. برای‌ توفیق در این گفتوگو باید از‌ هر‌ نوع پیش‌ داوری‌ پرهیز‌ کنیم. نباید پیش از‌ شنیدن سخن و تفسیر دیگری، درباره او و باورهایش حکمی را صادر کنیم. پیـش داوری نـتیجه ای‌ جز‌ سرکوب عـلم و مـعرفت ندارد. هم چنین‌ باید‌ فضایی‌ آکنده‌ از‌ صمیمیت و اعتماد متقابل‌ را‌ به وجود آوریم و حتی در موارد اختلافی نیز از روی دوستی و خیرخواهی با همدیگر بحث و گفتوگو‌ کنیم‌. کوشش‌ های فراوانی در مسیحیت کاتولیک برای گـفتوگو‌ صـورت‌ گرفته‌ و به‌ نظر‌ من‌ موفق هم بوده است، زیرا در میان کاتولیک ها و در محیط های دینی توانسته ضرورت این گفتوگو را بقبولاند، یعنی همه پذیرفته اند که بدیل و جایگزینی برای‌ گفتوگو وجـود نـدارد. در دنیای مـعاصر هیچ چاره ای جز همکاری مسلمانان و مسیحیان وجود ندارد.

این گفتوگوها و همکاری ها اگر تداوم یابد و قرین تـوفیق باشد می تواند در خدمت همه‌ انسان‌ ها قرار بگیرد. ما در پی ایـجاد فـضایی مـناسب برای گفتوگوهایی دامنه دارتر و گسترده تر هستیم. باید از تشنج های گذشته و از سوء تفاهم های قدیمی پرهیز کـنیم ‌ ‌تـا‌ به‌ آنچه می خواهیم برسیم. گام هایی که ما در این راه برداشته ایم کـُند و انـدک بـوده اما هرچه هست رو به جلوست و به‌ عقب‌ بر نمی گردد. من باید‌ در‌ اینجا از علمای مـسلمان تشکر کنم که در روزهای اخیر به مناسبت عید مسیحی نامه هایی را به هـمه طوائف مسیحی نوشتند و آنـها را‌ بـه‌ گفتوگو و همکاری دعوت کردند‌. ما‌ باید هم مسیحیان و هم مسلمانان را توجیه کنیم که ما در این گام و اقدام خیرخواه همه هستیم و سوء نیتی در کار نیست.

گفتوگوها موفق بوده، چون فضا را مثبت و دوسـتانه‌ کرده‌ و گام هایی را رو به جلو برداشته است. برخی از ارتباطات و جلساتی که مثلا میان دانشگاه ما در حریصا با مراکز اسلامی در بیروت (مثل معهد حِکْمیِ دوستمان جناب شفیق‌ جراده‌) برگزار شده‌ موفقیت آمـیز و رو بـه جلو بوده است. در گفتوگوهایی که در مؤسسه قدیس جبرائیل (سنت گابریل) در‌ نزدیکی وین صورت گرفته با توفیقات بسیاری روبه رو بوده ایم‌ و

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۳۶)


جناب‌ میردامادی‌ ]مسئول دبیرخانه گفتوگوی ادیان در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسـلامی[ شـاهد و گواه این نشست ها هستند. در این ‌‌نشست‌ ها که گاهی در وین و گاهی در تهران برگزار شده با شیعیان گفتوگو‌ کرده‌ ایم‌ و همواره موفق و خشنود بوده ایم.

به نظر جنابعالی گـفتوگوی ادیـان در چه سطوحی و با چه‌ اهدافی می تواند صورت بگیرد؟

n ما انواع مختلفی از گفتوگو را می توانیم سامان‌ دهیم که البته برخی‌ از‌ برخی دیگر اصولی تر و عمیق تر است:

۱٫ گونه ای از گفتوگو وجـود دارد کـه مـی توانیم آن را «گفتوگوی زندگی» بنامیم. در ایـن نـوع گـفتوگو، انسان ها برای آن که با‌ رواداری و حسن مجاورت زندگی کنند با یکدیگر هم سخن و هم کار می شوند. در شادی ها و مصیبت هـای هـمدیگر مـشارکت می کنند و با همدلیِ خالصانه در پی حل مشکلات و امـور روزمـره‌ خودشان‌ بر می آیند.

۲٫ نوع دیگر را «گفتوگوی عمل محور» می نامیم و ناظر به هم سخنی و همیاری مؤمنانِ به ادیـان مـختلف بـرای توسعه کامل و آزادی همه جانبه انسان است.

این دو‌ نوع‌ گفتوگو بـرابر نهاده همانی است که ما آن را هم زیستی می نامیم و بیانگر خواست ما برای گفتوگوی برادرانه و روابط دوستانه مـیان مـسیحیان و غـیرمسیحیان است. مناسبات ما در زندگی‌ روزمره‌ و پایبندی مشترک به فعالیت و تلاش بـرای ارتـقای زندگی، راه را برای همیاری در زمینه تقویت ارزش های انسانی و معنوی هموار می سازد. چنین گفتوگوهایی اهمیت توسعه هـمه جـانبه، عـدالت‌ اجتماعی‌ و آزادی‌ انسان را مورد تأکید قرار‌ می‌ دهد‌. همه گروه ها بـاید نـیروهایشان را در راه حـقوق بشر بسیج کنند و مقتضیات عدالت را آشکارا دنبال کنند و ظلم و اجحاف را‌ محکوم‌ سازند‌، نه فـقط آنـگاه کـه این مظالم دامنگیر همکیشان‌ خودشان‌ می شود، بلکه نباید به نوع وابستگی دینی انـسان هـا کاری داشته باشند. همه باید دست به دست هم‌ بدهند‌ تا‌ برای مـشکلات پیـش روی جـامعه و جهان چاره جویی کنند و نسل‌ کنونی و آینده را بر مبنای صلح و عدالت تربیت نمایند. در ایـن مـیان باید به عرصه فرهنگ توجه ویژه‌ کرد‌.

۳٫ سومین‌ نوع از انواع گفتوگو را «گفت و شـنود الاهـیاتی» مـی نامیم. در‌ این‌ عرصه، متخصصان برای تعمیق فهم عقیده دینی، میراث دینی، ارزش های دینی و معنویِ هـر

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۳۷)


کـدام از‌ اطراف‌ تلاش‌ می کنند. چنین گفتوگویی موضع متعادل و وزین عالمان دین را مـی طـلبد‌. نـه‌ غفلت‌ و چشم پوشی زیبنده آنهاست و نه جانبداری شدید از نقد و طعن طرف دیگر، بلکه باید‌ اهـل‌ رواداریـ‌ و حـسن قبول باشند. پرهیز از جانبداری و مراعات انصاف و پذیرش اختلافات از اصول گفتوگوی درست‌ اسـت‌. ایـن بدان معنا نیست که گفتوگوکنندگانْ عقیده، میراث و باورهای خاص خود را فراموش‌ کنند‌، بلکه‌ بدان معناست کـه گـاهی نشانه های حضور خداوند با حقیقت فراگیر و خیر متعالی اش‌ به‌ نـحوی مـتفاوت برای مؤمنان به دین دیگر نیز آشـکار مـی شـود.

از این‌ گذشته‌، کامل‌ بودن حقیقتی که مـسیحیان یـا دیگر متدینان از راه ایمانشان دریافت کرده اند به این‌ معنا‌ نیست که متدینانِ ایـن روزگـار به حقیقت الاهی با هـمه داده هـا‌، ابعاد‌ و شـاخه‌ هـایش واصـل شده اند. کاوش از حقیقت ـ و در نهایت، یـعنی کـاوش از خدا ـ فرآیندی است‌ بی‌ پایان‌، زیرا عمق و کنه الاهی قابل دستیابی نـیست و ابـعاد آن را نمی توان‌ به‌ طور کامل وصـف کرد. او عالی متعالی اسـت و جـستوجوی او پروژه ای است بی پایان.

گفتوگوی‌ اعـتقادی‌ در نـهایت در پی سازگاری فراگیر میان باورهای گوناگون و اعتقادات متناقض نیست‌. بر‌ گفتوگوکنندگان است که امـانت طـرف مقابل را‌ که‌ دین‌ خاص اوسـت مـحترم بـشمارند. گفتوگو به چـیرگی‌ بـر‌ انواع بدفهمی ها و سـوء تـفاهم های شکل گرفته در طی قرون متمادی مدد‌ می‌ رساند و امکان از میان رفتن‌ احکامِ‌ از پیـش‌ صـادر‌ شده‌ ای که معمولا بر نشناختن و شـتابزدگی‌ مـبتنی‌ است را فـراهم مـی کـند. با گفتوگوی استوار و تـبادل افکار نضج یافته‌ و براهین‌ محکم و با بیان ایرادهایی که به‌ فهم و معرفت بیشتر می‌ انـجامد‌، دانـشوران می توانند به تعیین‌ دقیق‌ مـؤلفه هـای مـورد تـوافق و مـواضع مورد اختلاف مـوفق شـوند.

این نوع گفتوگوی متین‌ و شفاف‌ نتیجه با ارزش دیگری هم‌ دارد‌ و آن‌ ایجاد جو تفاهم‌ و آمادگی‌ برای نـزدیکی گـفتوگوکنندگان اسـت‌ و در‌ موارد بسیاری به دوستی، صمیمت و برادری مـی انـجامد و مـن ایـن را خـودم در یـک‌ ربع‌ قرن گفتوگو با برخی از مسلمانان‌ از‌ نزدیک لمس‌ کرده‌ ام‌.

۴٫ نوع دیگری از گفتوگو‌ وجود دارد که چه بسا عمیق ترین نوع تبادل میان مؤمن مسلمان و مؤمن مسیحی بـاشد‌ و آن‌ تبادل تجربه معنوی، حالات عبادی و کاوش‌ از‌ وجه‌ و تجلّی‌ الاهی‌ است. من شخصاً‌ بارها‌ و بارها از گفتوگوی معنوی ای که با دوست مسلمان پرهیزکارم

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۳۸)


داشته ام دلشاد و آسوده خاطر شده‌ ام‌. آنگاه‌ کـه دوسـتم نجوایش با پروردگارش را در‌ دعا‌ و نماز‌ برای‌ من‌ بازگو‌ می کرد، سرشار از شور و معنویت می شدم. چه بسیار دعاهایی را از میراث معنوی اسلام به آلمانی ترجمه و منتشر کرده ام که برای مـن یـادآور نسیم‌ های معنویت مسیحی بوده و برای قلبم اطمینان آور بوده است و این امری شگفت نیست، زیرا نزدیکی روح و معنای اسلام و مسیحیت از آنچه برخی گمان مـی کـنند قوی تر و شدیدتر است‌.

اگـر‌ بـنا به فرض، مدیریت گفتوگوی اسلام و مسیحیت بر عهده جنابعالی قرار گیرد چه محورهایی را در اولویت قرار می دهید؟

n این کار بزرگی است. من فقط دو نکته را بـه‌ شـما‌ همکاران گرامی پیشنهاد مـی کـنم; نخست آن که باید مفاهیمی را که در گفتوگوی کلامی و عقلی به کار می بریم پیشتر تعریف کنیم‌. بسیاری‌ از مغالطات یا اختلافات، ناشی‌ از‌ عدم تحدید مفاهیم در نزد اطراف بحث است. اگر در این زمـینه تـوفیق بیابیم و مجموعه ای از مفاهیم را که نقش کلیدی دارند برگزینیم‌ و دامنه‌ ها و جزئیات مفهومیِ آنها‌ را‌ روشن سازیم از بسیاری از مجادلات و بگومگوها فارغ و بی نیاز خواهیم شد. پیشنهاد دوم آن که چه مانعی دارد که لیستی از مـوضوعات مـورد مناقشه را کـه همواره آنها را‌ تکرار‌ می کنیم مشخص و اعلام کنیم و با آرامش زیاد مشترکاً درباره آنها تأمل و تحقیق کـنیم، سپس به همدیگر در وضوح دیگر موضوعات معلّق مانده کمک کنیم.

مـوضوعی هـست کـه ذهن مرا‌ به‌ خود مشغول‌ ساخته و در هر فرصت مناسبی سعی می کنم آن را مطرح کنم و به بحث بـگذارم. ‌ ‌مـا به‌ خوبی تاریخ درگیری ها و دشمنی های فیما بین را می دانیم‌. در‌ این‌ خـصوص مـجلّدات زیـادی نوشته شده است. اما در زمینه تاریخ دوستی ها، همکاری ها و مناسبات علمی و هم ‌‌زیستی‌ هـای ما کمتر تحقیق و تألیف صورت گرفته است. این مقاطع تفاهم است که‌ مـی‌ تواند‌ و می باید مـبنا و نـقطه اتکای ما برای تفاهم و گفتوگو باشد. این مقاطع هر چند محدود‌ به دوره زمانی و موقعیت جغرافیایی خاصی باشد اگر مورد توجه قرار بگیرد می‌ تواند الگوی خوبی برای‌ تعامل‌ مثبت ما بـاشد و این نمونه مناسبی خواهد بود برای نشان دادن عملی بودن تفاهم و نتایج مثبتی که می تواند بر تعامل ایجابی بار شود.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۶ – شماره ۳۵ (صفحه ۳۹)


ایران و عراق در قرن چهارم هجری که‌ اتفاقاً تحت نفوذ حاکمیت سـیاسی و فـکری شیعیان بوده می تواند نمونه والا و فاخری برای تفاهم و رواداری میان فرق مختلف اسلامی و نیز میان مسلمانان و پیروان دیگر ادیان باشد. مثلا می توانیم مجلس‌ و مکتب‌ یحیی بن عدی را که مسیحی یـعقوبی بـوده نشان دهیم که دو دسته قابل توجه از شاگردان مسیحی و مسلمان داشته است. یا مجلس ابوسلیمان سجستانی که در بردارنده شاگردان و مشارکان‌ مسلمان‌ و مسیحی از طوائف مختلف اسلام و مسیحیت و نیز از دیگر ادیان بـوده اسـت. فارابی مسلمان شاگرد ابوبشر متی و یوحنا بن حیلان مسیحی بوده و او خودش استاد یحیی بن عدی مسیحی‌ است‌.

n بله، و گاهی با موارد و مواضع مبهوت کننده ای روبه رو می شویم. اگر جـنگ هـای مـوسوم به جنگ های صلیبی وجـود داشـته صـحنه های با شکوهی از دوستی و همکاری‌ هم‌ وجود‌ داشته است. مناسباتی میان مسیحیان‌ و امراء‌ و علماء‌ اسلامی وجود داشته که به دور از همه تـعصب هـا و دشـمنی ها بوده است. ما اگر همه تاریخ مـناسبات فـیمابین را‌ بکاویم‌ و صحنه‌ های تفاهم و همگرایی را شناسایی کنیم گام بزرگی‌ برداشته‌ ایم و برای نسل خودمان و نسل های آینده چشم انـدازهای روشـن تـری را ترسیم خواهیم کرد.

برچسب ها
نمایش بیشتر

شبکه بین المللی مطالعات ادیان

اینفورس (شبکه بین المللی مطالعات ادیان)،‌ بخشی از یک مجموعه فعالیت های فرهنگی است که توسط یک گروه جهادی مجازی انجام می شود. این گروه  بدون مرز، متشکل از اساتید، طلاب، دانشجویان و کلیه داوطلبان باایمان و دغدغه مندی است که علاقمند به فعالیت علمی جهادی در عرصه جنگ نرم هستند. شما هم می توانید یکی از اعضای این گروه باشید(اینجا کلیک کنید). فعالیت های سایت زیر نظر سید محمد رضا طباطبایی، مدرس ادیان و کارشناس صدا و سیماست. موضوعات سایت نیز در زمینه سیر مطالعاتی با رویکرد تقویت بنیه های اعتقادی و پاسخ به شبهات است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن