۳۰ مرداد ۱۳۹۶ ..."/> ۳۰ مرداد ۱۳۹۶

نقد و بررسی بهره‌گیری از استخاره، معجزه و خواب در ادله مدعی یمانی بصری

نقد و بررسی بهره‌گیری از ، معجزه و در ادله مدعی یمانی بصری

نویسندگان:  محمد شهبازیان، مهدی یوسفیان
فصلنامه علمی – ترویجی انتظار موعود، سال دوازدهم، شماره ۳۹، زمستان ۱۳۹۱، ص ۱۳۹ – ۱۶۹

 

فرمت pdf برای استفاده در سیستم های مختلف  با نمایش ساختار اصلی کتاب

دانلود مقاله به فرمت pdf

 

 یکی از معاصر ،به نام احمد بن اسماعیل بصری،ادعاهایی مانند : یمانی  ونوه امام مهدی (علیه السلام)بودن ،امامت جهانیان بعد از وفات حضرت مهدی (علیه السلام) وموارد دیگر را به خود نسبت داده و مریدانش با تمسک به  معجزاتی که به این فرد نسبت داده شده و با تحریف برخی از روایت ها ،تلاش در اثبات امامت و حقانیت اوتوسط با قرآن و رویا و دارند.
بهره گیری از و جهت تشخیص حجت الهی ، علاوه بر عدم دلیل در اثبات ،دلایلی بر خلاف آن داشته و به گونه ای اجماع علمای دین بر بی اعتباری این روش می باشد. از طرف دیگر بیان مکان دفن حضرت زهرا (سلام الله علیها )از جانب این فرد ،نه تنها با معنای اصطلاحی معجزه همخوانی ندارد بلکه در روایات معصومین (علیهم السلام) خلاف آن را بیان نموده اند. 
 روش این مقاله توصیفی –تحلیلی بوده و به هیچ عنوان نمی توان امامت یک فرد را توسط با قرآن و رویا اثبات نمود 

مقدمه
از مهمترین شگردهای دروغین استفاده از معجزه هاو کرامت های ادعایی، دیدن توسط مریدان در حقانیت رهبر فرقه و ادعای عدم پاسخگوئی عالمان دینی  در مورد دعوت مطرح شده توسط رهبر فرقه و گروه می باشد . 
در میان دهها مدعی دروغینی که امروزه در ایجاد انحراف عقیدتی نقش دارند ،از احمد بن اسماعیل بصری  می توان نام برد.این فرد با بیان برخی ادعاها قصد در ایجاد انحراف در میان علاقه مندان به امام مهدی (علیه السلام)  داشته و تعدادی از افراد را با نام «انصار امام المهدی (علیه السلام)» گرد خود فراهم آورده است .  در میان ادله دعوت این گروه، به مواردی مانند ارائه معجزه ، با قرآن  و بر می خوریم که بررسی آن ها انحراف این فرقه را آشکار می سازد .
این گروه ادعا دارند که یکی از معجزه های احمد ارائه قبر مخفی حضرت زهرا (سلام الله علیها )بوده و تنها او در عصر غیبت از مکان آن مطلع است. همچنین یکی از راههای اثبات حقانیت احمد را با قرآن،و خواندن دعای رویا و دیدن اهل بیت (علیهم السلام) در می دانند تا بدین وسیله د رعالم رویا به ما بگویند که این فرد فرزند امام مهدی (علیه السلام) بوده و از یاران و خواص ایشان است . 
اگر چه این افراد  نتوانسته اند پس از سال ها تبلیغ به نتایج مطلوب خود برسند ،اما بررسی دیدگاه و ادله مطرح شده توسط آنان می تواند به رشد فکری جامعه مهدوی کمک نموده و راه نفوذ دیگر را مسدود نماید.همچنین عدم مقاله ای کامل و نو(با توجه به اینکه ادعا نموده اند برخی از اشکالات گذشته توسط دیگر محققین را پاسخ داده اند) در پاسخ به ادعاهای آنان ،انگیزه گردید تا به بررسی برخی از ادله این گروه بپردازیم. 
در این نوشتار تلاش گردیده است تا ادعاهای این فرد تبیین گردیده و با توجه به اینکه این فرد خود را معصوم می داند و علم خود را برگرفته از علوم  ائمه (علیهم السلام) ذکر می کند ،اشتباهات و انحراف عقیدتی او را متذکر شویم .

معرفی اجمالی
پس از بیان مختصری از زندگینامه این مدعی ، به برخی از دیدگاههای او می پردازیم.
احمد بن اسماعیل، درسال ۱۹۷۰ م (۱۳۴۹ ش)، در شهر بصره عراق متولد و زندگى کرده و تحصیلاتش را تا لیسانس و اخذ مدرک مهندسی معمارى ادامه داده است.
 ادعا دارد که  در اواخر سال ۱۹۹۹ م(۱۳۷۸ ش) و در سن ۲۹ سالگی ، به امر امام مهدى (علیه السلام)،به نجف هجرت کرده و گمان نمود روش تدریس در حوزه‌ی علمیه داراى خلل علمی  است. اودر طی سال‌های حضورش در نجف، با حوزه در تماس بوده، اما در آن تحصیل نمی‌کرد.  وبه زعم یارانش در سال ۲۰۰۲ میلادی (۱۳۸۱ ش ) ،و پس از دیدن حضرت مهدی (علیه السلام) در رویا و های متعدد ، به اصلاح امور پرداخته است.
ادعا نموده اند که پس از نشر دعوت مخفیانه و ایمان آوردن تعدادی  از افراد ، امام مهدى (علیه السلام) دستور دادند که آشکارا به مردم اعلام کند که او فرستاده‌ی حضرت مهدى (علیه السلام) است و مسیر ایشان براى دعوت مردم، در ماه جولای سال ۲۰۰۲ موافق با ماه جمادى اول سال ۱۴۲۳هجرى در نجف اشرف آغاز شد. 
در آغاز دعوت، بین سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۲ ( ۱۳۷۸ -۱۳۸۱ ش) و قبل از علنى شدن دعوت، او در اصلاح(به گمان خود) حوزه‌ی علمیه نجف، مبادرت به فعالیت‌هایی با عنوان  اصلاح علمی و اصلاح عملی ( اصلاح مالی حوزه) نمود.
مریدانش معتقدند که با  انتشار کتاب  (الطریق الی الله؛  اصلاح علمی ؛ و با امر به معروف و نهی از منکر علمای عراق ! اصلاح عملی خود را آغاز کرد و در بیانیه اش برای مریدانش می گوید:
((و روزها و ماه ها گذشت و تقریباً سه سال گذشت، نه یاری و نه یاوری از طلاب حوزه ی علمیه داشتم،….و بعد از چند ماه، اعلان کردم که من از طرف امام مهدی (ع) فرستاده شده ام و با ایشان ارتباط دارم.
….و این در ماه جمادی الأول سال ۱۴۲۳ هـ.ق بود ……..و در سال ۱۴۲۴ هـ.ق و در ماه جمادی الأول عده ای از این مؤمنان آمدند و با من تجدید بیعت کردند و از خانه‌ام خارجم ساختند و دوباره دعوت را آغاز کردم.
و دو روز آخر از ماه رمضان از سال ۱۴۲۴ هـ.ق امام مهدی (ع) به من امر فرمود که خطابم را متوجه اهل زمین کنم و هر فرقه را با توجه به ویژگی‌هایش بر حسب اوامر امام (ع) مورد خطاب قرار دهم و در روز سوم شوال (مطابق ۱۷ آذر ۱۳۸۱) امام مهدی (ع) به من امر فرمود که انقلاب بر علیه ظالمان را علنی کنم و به بررسی راهکارها بپردازم و کارهای لازم را به سرعت انجام دهم …)) 
او خود را با چهار واسطه ، فرزند حضرت مهدی (علیه السلام)  ، یمانی زمینه ساز ظهور  ،خلیفه و جانشین بعد از حضرت مهدی (علیه السلام)، وارث علوم اهل بیت (علیهم السلام)   ، دابه الارض دوم ( که در آخرالزمان وقبل از حضرت علی (علیه السلا م)  می آید.)  ، یکی از سیصدو سیزده یار حضرت مهدی (علیه السلام)  دانسته و معتقد است که  امر رجعت بعد از تمام شدن حکومت ۱۲ مهدی ،که جانشین حضرت مهدی (علیه السلام) بوده اند و اولین این مهدیین ، می باشد ،رخ خواهد داد. 
همچنین علم اصول،فلسفه،منطق ، رجال و سند شناسی را بدعت می داند .  و اگر چه مردم قبل از اعلان دعوت این فرد موظف به تقلید از مراجع بوده اند لکن بعد از آن ، تقلید از مراجع را جایز نمی داند و خود را تنها پاسخ گو معرفی نموده است .  در میان مراجع تنها به امام خمینی (ره ) و شهید سید محمد صدر -صاحب موسوعه امام مهدی- (علیه السلام)،احترام می گذارد. که البته این مطلب با توجه به دیگر عقاید او، برای مریدانش نیز حل نشده است . 
لازم به ذکر است که ، تمامی کتاب های نوشته شده در انتشارات (انصار الامام المهدی ) مورد تایید بوده و آنها را ملاک دعوت خود می داند.  از این روی یکی از راههای به دست آوردن ادله دعوت و پاسخ به پرسش ها را، کتب چاپ شده توسط انصار می داند.
این فرد ادله ای را برای دعوت خود استفاده نموده که می توان به موارد زیر اشاره کرد :

۱٫ 

  احمد معتقد است که می توان از طریق با قرآن ،به امامت یک امام و حجت الهی پی برد و حقانیت او را اثبات نمود.

برای اثبات این مدعا، در کتاب های چاپ شده آنان چنین آمده است :
(( به قرآن از روشهای امداد غیب خداوند نسبت به بندگان می‌باشد که خداوند متعال هر بنده اى را که بخواهد با آن تأیید می کند، و ما وراى قدرت بشر میباشد، و شما اى بنده هاى مسلمان به قران پناه ببرید و از خداوند نصیحت بخواهید چونکه قران ناصح امین میباشد، و عجیب است که انسان از خداوند خواستار نصیحت باشد و سپس به خداوند تهمت بزند، سبحان الله ، سبحان الله، سبحان الله.
از امام صادق سؤال شد: گرامی ترین بندگان در نزد خداوند متعال کیست؟ 
حضرت فرمود: کسی که بیشتر به یاد خدا بوده و ییشتر از همه مطیع او باشند.
سؤال شد پس مبغوض‌ترین و منفور ترین بندگان نزد خداوند کیست؟
آن حضرت فرمود: کسی که خدا را متهم می‌کند!
راوی سؤال کرد: آیا امکان دارد کسی خدای خود را متهم کند!؟
امام فرمود بله؛ کسی که کرده و آنچه خیرش بوده پیش آمده ولی او اکراه دارد از آنچه پیش آمده و از نتیجه عصبانی و غضبناک است این چنین فردی است که خدای خود را متهم می کند!
بنا بر این این روش اثبات از ساده‌ترین و محکم‌ترین دلایل تأیید حقانیت سید (ع) می‌باشد…..
آیا تا الان کسی را دیده اید که بگوید دربارۀ من از خدا بوسیلۀ شهادت عالم ملکوت و شهادت قران سؤال کنید؟؟؟ آیا این خود بالاترین دلیل بر حقانیت ایشان(ع) نمی‌باشد؟؟؟ 
اما آیا با استخاره به قران می توان حجت الهی را شناخت و آیا این موضوع در روایات اهل بیت ع سابقه ای دارد؟؟
علی بن معاذ گفت من به صفوان بن یحیی گفتم چگونه بر )امامت) علی (یعنی امام رضا ع) مطمئن شدی، گفت: نماز خواندم و دعا کردم و استخاره کردم و بر ایشان اطمینان پیدا کردم!
و در مورد یمانی ع در روایتی از مولا علی ع استخاره نیز وارد شده است که اگر درباره‌ی وی استخاره کردید و خدا برای شما نسبت به حقانیت ایشان، خیر خواست، هرگز او را رها نکنید.
سلیمان بن بلال گوید: امام صادق علیه السّلام از پدر خود و او از پدر خویش و او از حسین بن علىّ علیهم السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: مردى نزد امیر المؤمنین علیه السّلام آمد و به او عرض کرد: اى امیر مؤمنان ما را از مهدى خود(یمانی) آگاه کنید، ………. سپس آن حضرت به توصیف مهدى علیه السّلام بازگشت و فرمود: ساحت و درگاهش از همه شما گشاده‌تر و دانش او از همه‌ی شما فزون‌تر است و خویشان و نزدیکان را بیش از همه‌ی شما سرکشى مى‌کند و حفظ پیوستگى مى‌نماید، پروردگارا برانگیخته شدن او را مایه‌ی به درآمدن و سر رسیدن دلتنگى و اندوه قرار ده و به واسطه‌ی او پراکندگى امّت را جمع ساز.
پس اگر خداوند (پس از استخاره) براى تو خیر خواست پس عزم خود استوار گردان.
و اگر در راه رسیدن به خدمت او توفیق یافتى از او به دیگرى باز مگرد، و هر گاه به سویش راه یافتى از او در مگذر، (پس از این سخن‌ها) آه برآورد- و در این حال با دست خویش به سینه خود اشاره نمود- و فرمود: چه بسیار به دیدن او مشتاقم . )) 

نقد
روایاتی که این افراد برای اثبات ادعای خود استفاده می کنند ،در دو بخش قابل تحلیل است :

الف) روایاتی که به صورت عمومی بحث حجیت استخاره را مطرح می کنند ،و ارتباطی با مدعای ندارد.

ب) روایاتی که گمان گردیده  اختصاص و صراحت ، به عمل استخاره در پیدا کردن امام معصوم دارد.با یادآوری این نکته که در جواز شرعی استخاره_در برخی امور و با شرایط – تردیدی نداریم ، و محل بحث ما با ، در اعتبار یا عدم اعتبار پیدا کردن امام و اثبات حقانیت یک فرد با استخاره می باشد، پس از ذکر مقدمه ای به تحلیل دلیل او می پردازیم.

جایگاه و قلمرو استخاره:
((استخاره عنوانی عام برای آنگونه از آداب دینی است ،که با انجام دادن آنها ،شخص انتخاب احسن را از خداوند می طلبد .استخاره در لغت طلب و خواستن بهترین در امری است ،اما در اصطلاح دینی واگذاردن انتخاب به خداوند در کاری است که انسان در انجام دادن آن درنگ  و تامل دارد .استخاره کردن در امری که شرع ،حکمی روشن دارد ،روا نیست و تنها در کار های مباح یا در انتخاب میان دو مستحب ،پسندیده است .)) 
ازاین‌رو در انجام دادن واجبات و ترک محرمات و در مواردى که عقل حکم قاطع و روشنى در مورد خیر و شرّ فعلى داشته باشد یا جایى که بتوان با مشورت دیگران خیر را از شرّ بازشناخت جاى استخاره نیست.  آنچه مسلم است و از  هیچ یک از فقهای شیعه – حتی بزرگانی مانند سید بن طاوس که عنایت ویژه ای به استخاره داشته است-  خلاف آن دیده نشده است ،  اعتقاد به عدم دستور قرآن و یا معصومین (علیهم السلام) در تمسک به استخاره با قرآن برای پیدا کردن حق از باطل و یا تایید ادعاهای رسالت و نبوت می باشد.  به تعبیر دیگر،در تمام اموری که راه توسط قرآن، عقل و روایات اهل بیت (علیهم السلام) به صورت روشن بیان گردیده است ،جای استخاره نبوده و نمی توان بدان تمسک جست. 
تایید این مطلب را در کلام سید بن طاوس چنین می یابیم:

((و لقد کرر مراسلتی و مکاتبتی بعض ملوک الدنیا الکبار فی أن أزوره فی دار یتنافس فی دخولها کثیر من أهل الاغترار، ……….و کتبت إلیه غیر مره: إن الذی کان یحملنی على لقاء الملوک فی بدایه الأعمار التعویل بالاستخاره، و قد رأیت الآن بما وهبنی اللّه جلّ جلاله من الأنوار و الاطلاع على الأسرار أن الاستخاره فی مثل هذه الأسباب بعیده عن الصواب و خاطره مع ربّ الأرباب.))

((یکى از پادشاهان بزرگ دنیا بارها به من نوشت در سرایى از او دیدار کنم که بسیارى از مردم غافل آرزوى رفتن به آنجا را داشتند. ………..نیز بارها باو نوشتم، چیزى که در آغاز زندگانى دیدار پادشاهان را بر من تحمیل مى‏کرد اعتماد من به استخاره بود امّا اکنون به موهبت انوارى که خداى جل جلاله به من عنایت فرموده است متوجه شدم که استخاره کرن در این موارد ، دور از صواب و مبارزه با رب الارباب است.))

بنابر تصریح علمای شیعه و اعتقاد آنان،عموما مراد از استخاره و واژه های مرتبط با آن مانند: استخر،استخرت، خار الله لک و غیره؛طلب خیر از خداوند در انجام امور با خواندن نماز ،دعا و اذکار وارد شده از اهل بیت (علیهم السلام) است . و با سوء استفاده از عدم آگاهی حدیثی مریدانش،تمام روایاتی را که به صورت الفاظ ذکر شده در روایات آمده است ، به استخاره عرفی و با استفاده از قرآن معنا می کند.

در روایات اهل بیت (علیهم السلام) نیز این امر تایید شده و مراد از استخاره را به عنوان طلب خیر و یاری از خداوند در انجام کاری ذکر کرده اند از این روی فرموده اند:

((عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ قَالَ: حَدَّثَنِی مَنْ قَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِنِّی إِذَا أَرَدْتُ الِاسْتِخَارَهَ فِی الْأَمْرِ الْعَظِیمِ اسْتَخَرْتُ اللَّهَ فِی مَقْعَدٍ مِائَهَ مَرَّهٍ وَ إِنْ کَانَ شِرَاءَ رَأْسٍ أَوْ شِبْهِهِ اسْتَخَرْتُهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فِی مَقْعَدٍ أَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِأَنَّکَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَهِ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ کَذَا وَ کَذَا خَیْرٌ لِی فَخِرْهُ لِی وَ یَسِّرْهُ وَ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ شَرٌّ لِی فِی دِینِی وَ دُنْیَایَ وَ آخِرَتِی فَاصْرِفْهُ عَنِّی إِلَى مَا هُوَ خَیْرٌ لِی –الخ-))‏

((علی بن اسباط گوید: از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است که،هرگاه که اراده استخاره(طلب خیر وکمک از خدا)در یک کار بزرگ را داشتم،صد بار از خدای متعال در سجده گاهم طلب خیر می کردم.و اگر امری مانند فروش گوسفند و یا مانند آن بود،سه بار در سجده گاهم طلب خیر از خدا می کردم.و استخاره وطلب خیر من چنین بود که می گفتم :
خدایا از تو که عالم غیب و شهادت هستی درخواست می کنم که اگر این کاری که می خواهم انجام دهم برای من خیردارد ،آن را برای من انجام بده و یاریم کن.و اگر علم داری که شر من در انجام آن است،مرا از انجامش منصرف کن و مرا به سمت امر خیر هدایت فرما.))

در این روایت کاملا مشخص است که امام (علیه السلام) صد بار با قرآن استخاره نکرده اند!! و با توجه به دعایی که در ادامه فرموده اند ، مرادشان از استخاره ،یاری گرفتن از خدای متعال در به سرانجام رسیدن کار و انتخاب صحیح است.و این دسته از روایات هیچ ارتباطی با ادعای نداشته و نمی توان به عنوان دلیل قبول نمود.
بار دیگر خوانندگان را بدین نکته توجه می دهیم که در سیره عملی رسول خدا و ائمه (علیهم السلام)، و حتی یاران این بزرگوارن ، دلیل اثبات امامت  با استخاره جایگاهی نداشته و در هیچ یک از منابع روایی شیعه حدیث یا گزارش تاریخی  در این باب وجود ندارد و آنچه را نیز که طرفداران احمد به کتب شیعه نسبت می دهند توهم و دروغی از جانب آنان بوده که در ادامه به تحلیل آن خواهیم پرداخت.
نقد ادعای بهره گیری از استخاره در اثبات امامت
این شخص تاکنون دو دلیل را برای فرضیه خود ارائه داده است. یکی از دلایل روایت امام علی (علیه السلام) و دیگری عمل صفوان بن یحیی می باشد.

روایت اول

((حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَقَالَ لَهُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ نَبِّئْنَا بِمَهْدِیِّکُم‏ ….. ثُمَّ رَجَعَ إِلَى صِفَهِ الْمَهْدِیِّ ع فَقَالَ أَوْسَعُکُمْ کَهْفاً وَ أَکْثَرُکُمْ عِلْماً وَ أَوْصَلُکُمْ رَحِماً اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ بَعْثَهُ خُرُوجاً مِنَ الْغُمَّهِ وَ اجْمَعْ بِهِ شَمْلَ الْأُمَّهِ فَإِنْ خَارَ اللَّهُ‏ لَکَ‏ فَاعْزِمْ وَ لَا تَنْثَنِ عَنْهُ إِنْ وُفِّقْتَ لَهُ‏  وَ لَا تَجُوزَنَّ عَنْهُ‏  إِنْ هُدِیتَ إِلَیْهِ هَاهْ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ شَوْقاً إِلَى رُؤْیَتِهِ.))

((مردى نزد امیر المؤمنین علیه السّلام آمد و به او عرض کرد: اى امیر مؤمنان ما را از این مهدى خود آگاه کنید…. سپس آن حضرت به توصیف مهدى علیه السّلام بازگشت و فرمود: ساحت و درگاهش از همه شما گشاده‏تر و دانش او از همه شما فزونتر است و خویشان و نزدیکان را بیش از همه شما سرکشى مى‏کند و حفظ پیوستگى مى‏نماید، پروردگارا برانگیخته شدن او را مایه به درآمدن و سر رسیدن دلتنگى و اندوه قرار ده و به واسطه او پراکندگى امّت را جمع ساز، پس اگر خداوند براى تو خیر خواست پس عزم خود استوار گردان و اگر در راه رسیدن به خدمت او توفیق یافتى از او به دیگرى باز مگرد، و هر گاه به سویش راه یافتى از او در مگذر (پس از این سخنها) آه برآورد- و در این حال با دست خویش به سینه خود اشاره نمود- و فرمود: چه بسیار به دیدن او مشتاقم».
عبارت (خارالله لک)، نه تنها اشاره ای به استفاده از استخاره برای اثبات امامت ندارد بلکه عنوانی عمومی است که به معنای عنایت خداوند بر فرد و همراهی با حضرت مهدی (علیه السلام) می باشد. طریحی و دیگر  لغت شناسان می گویند:

((و خَارَ الله‏ لک‏: أی أعطاک الله ما هو خیر لک ))

((مراد از خار الله لک، یعنی وقتی خداوند به تو خیر عطا کند.))

مراد امام علی (علیه السلام) نیز از  عبارت این بوده که ،وقتی خداوند به تو خیر یاری حضرت مهدی (علیه السلام) را عنایت کرد تو نیز از این عنایت استقبال نما و به مهدی (علیه السلام) بپیوند. 
در تایید مطلب فوق می توان به استفاده خبر دهندگان شهادت مسلم بن عقیل به  امام حسین (علیه السلام)  وهمسر زهیر بن قین در هنگام پیوستن زهیر به کاروان حسینی اشاره نمود. که در مقام دعا برای امام حسین (علیه السلام) و زهیر از این عبارت استفاده کرده  و هیچ ارتباطی با عمل عرفی استخاره ندارد.  

روایت دوم

((و روى علی بن معاذ قال قلت لصفوان بن یحیى بأی شی‏ء قطعت على علی‏ قال صلیت و دعوت الله و استخرت‏ علیه‏  و قطعت علیه‏))

((علی بن معاذ گوید:به صفوان بن یحیی گفتم که چگونه به امامت امام رضا (علیه السلام) اعتقاد پیدا نمودی؟ در پاسخ گفت: نماز خواندم و دعا کردم و استخاره نموده و به امامت ایشان یقین پیدا کردم.))
این گروه ادعا دارند که بنابر نقل شیخ طوسی، می توان امامت را با استخاره اثبات کرد. در حالیکه این روایت نه تنها دلیل بر ادعای آن ها نیست بلکه دقت در کلام شیخ طوسی خلاف آن را اثبات می کند .
اولا: این گروه مدعی هستند که باید سخن از اهل بیت (علیهم السلام) باشد تا آن را بپذیرند و تنها عمل معصوم (علیه السلام) حجت می باشد. د رحالیکه این سخن از صفوان بن یحیی بوده و عمل او برای ما حجت نیست.
ثانیا:شیخ طوسی که تنها منبع نقل این روایت است ،این سخن را برای قبول یا تایید ذکر نکرده ،بلکه در بحثی مفصل در مورد واقفیه و جهت رد این روایت ،آن را نقل نموده است.

شیخ طوسی در بحثی مفصل پیرامون واقفیه   و نقد ادله آنان،از کتاب علی بن احمد علوی، که در تایید واقفیه  تالیف کرده ،نام برده و عبارت های این کتاب را نقد و رد نموده است .ایشان در ابتدای نقد خود می گویند:

((فأما ما ترویه الواقفه فکلها أخبار آحاد لا یعضدها حجه و لا یمکن ادعاء العلم بصحتها و مع هذا فالرواه لها مطعون علیهم لا یوثق بقولهم و روایاتهم و بعد هذا کله فهی متأوله.))

((اما آنچه واقفیه نقل نموده اند،روایت های واحدی هستند که نمی توانند حجت ومعتبر باشند.و راویان آن ها معتبر و موثق نیستند و تمام این روایات تاویل شده اند.))

شیخ طوسی به خلاف ادعای ،پس از نقل این خبر ،آن را حیله ای از طرف واقفیه و علی بن احمد علوی دانسته ،که می خواهند حقانیت امامت امام رضا (علیه السلام) را بدین وسیله بی اعتبار نمایند.در واقع این نویسنده واقفی قصد داشته است تا با ذکر این مطلب ، سستی و بی پایگی ادله شیعیان امام رضا (علیه السلام) را مطرح کند و به زعم خود نقصی بر حقانیت شیعیان رضوی را به رخ بکشد؛ لذا شیخ در پاسخ و نقد او می گوید:

((فهذا لیس فیه أکثر من التشنیع على رجل بالتقلید و إن صح ذلک فلیس فیه حجه على غیره، على أن الرجل الذی ذکر ذلک عنه فوق هذه المنزله لموضعه و فضله و زهده و دینه فکیف یستحسن أن یقول لخصمه فی مسأله علمیه أنه قال فیها بالاستخاره اللهم إلا أن یعتقد فیه من البله و الغفله ما یخرجه عن التکلیف فیسقط المعارضه لقوله.))  

((این امر بدترین چیزی است که کسی در آن تقلید انجام دهد و اگر این عمل توسط صفوان انجام شده ،برای ما حجت نمی باشد. به علاوه اینکه با توجه به منزلت صفوان بن یحیی و علم و زهدش ،بعید است چنین عملی را انجام داده باشد. و چگونه ممکن است با آن مقام علمی ،و در مساله بزرگی مانند امامت، با مخالفین خود از طریق استخاره استدلال نماید!  الا اینکه طرف مقابل خود را فردی ابله دانسته و یا دچار غفلت شده باشد که در این هنگام تکلیف از او ساقط بوده و نیازی به تحلیل دلیل او نیست.))
ثالثا:چه بسا مراد صفوان بن یحیی ،معنای عام و غالبی استخاره یعنی طلب خیر از خداوند و راهگشایی برای او بوده است.همان گونه که در روایات قبل بدان اشاره گردید.
در نتیجه آنچه به دست می آید این است که ،عموما استخاره در  روایات به معنای طلب خیر و کمک از خدا با استفاده از اذکار  بوده و در مواردی نیز که استخاره با قرآن بیان گردیده  ، یقینا این عمل نمی تواند به عنوان دلیل برای اثبات امر مهم و بی بدیل امامت به کار رود. و نه تنها دلیلی بر این مطلب نداریم و هیچ شیعه ای بدین روش عمل ننموده است ،بلکه حتی گروهی مانند واقفیه  تلاش نموده اند از این روش باطل جهت عیب جویی بر شیعیان رضوی استفاده نمایند .

۲٫معجزه 

  معجزات مطرح شده توسط این افراد برای در حالی است که ،تحلیل آن، مقاله ای مستقل را میطلبد . و در مواردی به معجزاتی اشاره می کنند که در ضعف آن برای اثبات امامت تردیدی نیست. مانند :نوشته شدن نام احمد بر روی یک شمع ! و طرح نام احمد توسط خطوطی درکف دست یکی از انصار !.

یکی از معجزاتی که بیانیه آن در شوال ۱۴۲۴ از طرف احمد بصری صادر شده است ،بیان محل دفن حضرت زهرا (سلام الله علیها) می باشد! او مدعی است:

((وأول معجزه أظهرها للمسلمین وللناس أجمعین هو أنی أعرف موضع قبر فاطمه (ع ) بضعه محمد ( ص ), وجمیع المسلمین مجمعین على أن قبر فاطمه ( ع ) مغیب لا یعلم موضعه إلا الإمام المهدی ( ع ), وهو أخبرنی بموضع قبر أمی فاطمه ( ع )وموضع قبر فاطمه ( ع ) بجانب قبر الأمام الحسن ( ع ) وملاصق له وکأن الأمام الحسن المجتبى (ع) مدفون فی حضن فاطمه ( ع) …)) این فرد مدعی است که محل دفن حضرت زهرا (سلام الله علیها) مخفی بوده و تنها حضرت مهدی (علیه السلام) و منسوبان به ایشان مکان آن را می دانند .و او به عنوان معجزه مکان قبر را در بقیع کنار امام حسن مجتبی (علیه السلام) معرفی می کند.

نقد
معجزه از ماده « عجز » است. عجز یعنی ناتوانی  و معجزه یعنی کاری که دیگران در مقابل آن ناتوانند و کسی دیگر قادر به انجام آن نیست.  
بنابر روایات اهل بیت (علیهم السلام) ،معجزه راهی برای تشخیص  درستی و نادرستی دعوت حجت الهی از دروغین می باشد که در این مورد امام صادق (علیه السام) چنین فرموده اند :

((حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ عَنْ عَمِّهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَهَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ‏ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع لِأَیِّ عِلَّهٍ أَعْطَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْبِیَاءَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أَعْطَاکُمُ الْمُعْجِزَهَ فَقَالَ لِیَکُونَ دَلِیلًا عَلَى صِدْقِ مَنْ أَتَى بِهِ وَ الْمُعْجِزَهُ عَلَامَهٌ لِلَّهِ لَا یُعْطِیهَا إِلَّا أَنْبِیَاءَهُ وَ رُسُلَهُ وَ حُجَجَهُ لِیُعْرَفَ بِهِ صِدْقُ الصَّادِقِ مِنْ کَذِبِ الْکَاذِب‏))

((ابوبصیر گوید : از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم : براى چه خداوند عزّ و جلّ به انبیاء و رسولانش معجزه داده است؟
حضرت فرمودند: تا دلیل باشد بر صدق آورنده آن یعنى پیامبر.
سپس فرمودند: معجزه علامت و نشانه است بر حقّ تعالى و آن را فقط به انبیاء و رسولان و حجّت‏هایش اعطاء مى‏فرماید تا راستگو از دروغگو مشخّص گردد.))

خواجه نصیر الدین طوسی و علامه حلی ،معجزه را چنین تعریف نموده اند :

((معجزه عبارتست از کارهاى عجیب و غریب و خارق العاده که دیگران از انجام آن عاجز باشند چه در قسمت اثباتى یعنى پیامبران کارهاى خارق العاده‏اى انجام دهند که دیگران از اتیان به آن ناتوانند مثل تبدیل عصاى چوبین به اژدها . و چه در قسمت سلبى یعنى کارهائى را که عادت مردم به انجام آن تعلق گرفته و بطور معمول آن را انجام مى‏دهند پیامبران آن عادت را شکسته و کارى کنند که بشر از انجام این فعل معتاد عاجز شود فى المثل بقدرت الهى کارى کند که یک قهرمان نامى از حمل یک شمشیر ناتوان بماند.))

آیت الله خوئی نیز می فرمایند :
((کسى که مقامى را از ناحیه خداوند براى خود ادعا مى‏کند، باید به عنوان گواه بر صدق گفتارش عملى را انجام دهد که به ظاهر بر خلاف قوانین خلقت و خارج از مسیر عادى و طبیعى است و دیگران از انجام دادن آن عمل عاجز و ناتوان هستند، این چنین عمل خارق العاده‏اى را «معجزه» و انجام دادن آن عمل را «اعجاز» مى‏نامند.)) 
همچنین علامه مجلسی هفت شرط را برای معجزه بر شمرده و می گویند :

(( این که از افعال خدا یا چیزی معادل آن باشد ۲، خارق العاده باشد ۳، قابل معارضه نباشد (پس سحر و شعبده معجزه نیستند) ۴، همراه با تحدی باشد۵، موافق با ادعا باشد۶، تکذیب کننده او نباشد ۷، معجزه باید متاخر یا همراه با دعوی نبوت باشد، نه قبل از آن، و مشهور این است که امور خارق العاده قبل از ادعای نبوت ، کرامات و مقدمات نبوت هستند. )) 
با توجه به مطالب ذکر شده ،آنچه که در معجزه لازم است اینکه ،فعل و عملی در برابر چشمان تعدادی از مخالفان صاحب دعوت صورت پذیرد تا دلیلی بر حقانیت امر مدعی  باشد ، وبتوان درستی و نادرستی آن را تشخیص داد. که این مطلب در مورد سخن ادعایی احمد قابل تطبیق نیست و کسی از مخالفان او این مطلب را تایید نکرده است. و این ادعا از جمله اموری نیست که بفهمیم او درست می گوید یا نه ؛ و از کجا معلوم که جای دیگر نباشد.؟

حضرت عیسی (علیه السلام) -از میان انبیای گذشته – و رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، وقتی معجزاتی مانند زنده کردن مردگان و قرآن را ارائه دادند قابل بررسی بوده و مردم می توانستند ادعای ایشان را بررسی کنند و آن ها را به چشم خود دیدند، تا حجتی بر آن ها باشد.دیگر معجزات انبیا نیز از این قبیل بوده و در برابر چشم دیگران و برای اثبات حقانیتشان بوده است، که هیچ یک از این معیار ها در ادعای احمد وجود ندارد .

همچنین معجزه نباید مخالف با عقل و یا نقل و احادیث وارد شده از اهل بیت (علیهم السلام) باشد،به عنوان نمونه هیچ فردی نمی تواند ادعا کند که من نوری را که برای شما نشان داده ام ،خداست !چرا که عقل و روایت ها ی متعدد این امر را محال و غیر ممکن دانسته اند.  
سخن ادعایی احمد نیز از این قبیل بوده، چرا که نظر او مخالف با احادیث وارد شده از ائمه (علیهم السلام) در مورد مکان دفن حضرت زهرا(سلام الله علیها) می باشد و با نظر اهل سنت مطابقت دارد.  مشهور در میان علمای اهل سنت این است که ایشان در بقیع دفن شده اند و این سخن از اقوال ضعیف در میان شیعیان است .
علاوه بر نکات ذکر شده ،از شرایط معجزه عدم امکان تحدی با آن می باشد ،در حالیکه روایات متعددی در نقض این پیشگویی ادعایی وجود دارد، که در ادامه مقاله به منابع آن اشاره خواهیم کرد.
در واقع ادعای احمد بصری در آوردن معجزه همانند معجزه علی محمد باب می باشد که در وصف معجزه اش چنین گفته اند 

((همینکه از وی سوال شد از معجزه و کرامت چه داری ؟گفت : اعجاز من این است که برای عصای خود آیه نازل می کنم و به خواندن این فقره آغاز نمود :
بسم الله الرحمن الرحیم. سبحان الله القدوس السبوح الذی خلق السموات و الارض کما خلق هذه العصا آیهً من آیاته .و اعراب کلمات را به قاعده نحو غلط خواند ، زیرا تاء را در السموات مفتوح قرائت کرد و چون گفتند مکسور بخوان ،ضاد را در

((الارض ))مکسور خواند . امیر اصلان خان که در مجلس حضور داشت گفت :
اگر این قبیل فقرات از جمله آیات شمرده شود ،من هم می توانم تلفیق کنم و گفت : الحمد الله الذی خلق العصا کما خلق الصباح و المسا !))

تذکر
سیاست حکیمانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) وامیر المومنین (علیه السلام) این بوده است که، جسم مطهر ایشان را شبانه دفن کنند و در زمان خلفای سه گانه ،محل قبر بر آن ها مخفی باشد، تا سندی برای مظلومیت این بانو وپاره تن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قرار گیرد و برای همیشه تاریخ این سخن باقی بماند که چرا  سرور زنان دو دنیا و پاره تن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شبانه دفن گردید و کسی بر مزار مخفی اش حاضر نشد.؟ و چرا اجازه حضور خلفا در تشییع جنازه و نماز بر پیکر ایشان نداده و آن ها را مطلع نکردند؟

اما در ادامه ذکر خواهیم کرد که با این وصف،  در زمان امام صادق (علیه السلام) ودیگر اهل بیت (علیهم السلام)، مکان دفن ایشان را برای شیعیان مشخص کرده و حداقل محدوده اصلی آن را بیان نموده اند وتنافی با دفن شبانه و مخفی بودن بارگاه ایشان برای خلفای سه گانه و پیروانشان ندارد. و این عملکرد همانند مشخص نمودن قبر امیر المومنین (علیه السلام) در دوران هارون خلیفه عباسی ، می باشد.  که با وجود علنی شدن مزار مطهر علی (علیه السلام)، مظلومیت ایشان در زمان بنی امیه و مخفی بودن قبر در آن دوران خفقان به جای خود باقی است.
آنچه که روایات اهل بیت (علیهم السلام) برای ما مشخص کرده اند غیر از ادعای احمد بصری بوده و به روشنی بطلان معجزه ادعایی او درک می گردد. 
در میان منابع شیعی ،سه مکان را به عنوان  محل دفن حضرت زهرا (سلام الله علیها) بیان کرده اند:
۱٫خانه ایشان
۲٫میان قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) و منبر ایشان(روضه النبی)
۳٫ بقیع
آنچه را که روایات معتبر و متعدد شیعی اثبات می کند، دفن ایشان در خانه خود و در کنار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می باشد.و ضعیف ترین قول در میان شیعیان که بدان اعتنا نشده است، دفن این بانوی بزرگوار در بقیع می باشد.   و عجیب اینکه احمد بصری که مدعی داشتن علوم اهل بیت (علیهم السلام) است، خلاف ائمه و موافق سیره اهل سنت، سخن خود را مطرح کرده است.
در منابع متعدد ومعتبر مانند : نهج البلاغه  ، قرب الاسناد  ، الکافی ،من لایحضره الفقیه ، معانی الاخبار  ،المقنعه  ،تهذیب الاحکام ، اعلام الوری ، الاقبال  و دهها منبع دیگر به این امر و بنابر روایات اهل بیت (علیهم السلام)  استناد نموده اند. 
به عنوان نمونه به دو روایت اشاره می کنیم.

الف).(( عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ غَیْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا ع عَنْ قَبْرِ فَاطِمَهَ ع فَقَالَ دُفِنَتْ‏ فِی‏ بَیْتِهَا فَلَمَّا زَادَتْ بَنُو أُمَیَّهَ فِی الْمَسْجِدِ صَارَتْ فِی الْمَسْجِدِ.)) ((احمد بن محمد بن ابى نصر گوید: از حضرت رضا علیه السلام راجع بقبر فاطمه علیها السلام پرسیدم، فرمود: در خانه خود بخاک سپرده شد، سپس چون بنى امیه مسجد را توسعه دادند جزء مسجد شد.))

ب) وَ سَأَلْتُهُ عَنْ فَاطِمَهَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، أَیَّ مَکَانٍ دُفِنَتْ؟
فَقَالَ: «سَأَلَ رَجُلٌ جَعْفَراً عَلَیْهِ السَّلَامُ عَنْ هَذِهِ الْمَسْأَلَهِ- وَ عِیسَى بْنُ مُوسَى حَاضِرٌ- فَقَالَ لَهُ عِیسَى: دُفِنَتْ فِی الْبَقِیعِ.
فَقَالَ الرَّجُلُ: مَا تَقُولُ؟ فَقَالَ: «قَدْ قَالَ لَکَ». فَقُلْتُ لَهُ: أَصْلَحَکَ اللَّهُ، مَا أَنَا وَ عِیسَى بْنُ مُوسَى، أَخْبِرْنِی عَنْ آبَائِکَ.
فَقَالَ: «دُفِنَتْ‏ فِی‏ بَیْتِهَا))

((از امام رضا (علیه السلام) پرسیده شد که مکان دفن حضرت زهرا (سلام الله علیها)  کجاست؟
فرمود)):فردی از امام صادق (علیه السلام)  همین سوال را پرسید، عیسی بن موسی  در آن جا حاضر بود و گفت: در بقیع دفن شده است.
مرد از امام صادق پرسید شما چه می فرمایید؟ – چون امام  نظر عیسی را قبول نداشت – به کنایه فرمود: ظاهرا جواب داد.پرسشگر گفت:خدا شما را خیر دهد! من با عیسی بن موسی چه کار دارم. مرا از پدران بزرگوارتان خبر دهید؟
امام(در رد سخن عیسی بن موسی) در جواب فرمود: در خانه خود دفن شده است .))
بسیاری از علمای شیعه این نظر را تایید کرده و به عنوان نمونه شیخ صدوق می فرمایند:
((قَالَ مُصَنِّفُ هَذَا الْکِتَابِ رَحِمَهُ اللَّهُ اخْتَلَفَتِ الرِّوَایَاتُ فِی مَوْضِعِ قَبْرِ فَاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ ع فَمِنْهُمْ مَنْ رَوَى أَنَّهَا دُفِنَتْ فِی الْبَقِیعِ‏  وَ مِنْهُمْ مَنْ رَوَى أَنَّهَا دُفِنَتْ بَیْنَ الْقَبْرِ وَ الْمِنْبَرِ-
وَ أَنَّ النَّبِیَّ ص إِنَّمَا قَالَ: مَا بَیْنَ قَبْرِی وَ مِنْبَرِی رَوْضَهٌ مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّهِ.
لِأَنَّ قَبْرَهَا بَیْنَ الْقَبْرِ وَ الْمِنْبَرِ  وَ مِنْهُمْ مَنْ رَوَى أَنَّهَا دُفِنَتْ‏ فِی‏ بَیْتِهَا فَلَمَّا زَادَتْ بَنُو أُمَیَّهَ فِی الْمَسْجِدِ صَارَتْ فِی الْمَسْجِدِ  وَ هَذَا هُوَ الصَّحِیحُ عِنْدِی وَ إِنِّی لَمَّا حَجَجْتُ بَیْتَ اللَّهِ الْحَرَامَ کَانَ رُجُوعِی عَلَى الْمَدِینَهِ بِتَوْفِیقِ اللَّهِ تَعَالَى ذِکْرُهُ فَلَمَّا فَرَغْتُ مِنْ زِیَارَهِ رَسُولِ اللَّهِ ص قَصَدْتُ إِلَى بَیْتِ فَاطِمَهَ ع وَ هُوَ مِنْ عِنْدِ الْأُسْطُوَانَهِ الَّتِی تُدْخَلُ إِلَیْهَا مِنْ بَابِ جَبْرَئِیلَ ع إِلَى مُؤَخَّرِ الْحَظِیرَهِ الَّتِی فِیهَا النَّبِیُّ (صلی الله علیه وآله)- فَقُمْتُ عِنْدَ الْحَظِیرَهِ وَ یَسَارِی إِلَیْهَا وَ جَعَلْتُ ظَهْرِی إِلَى الْقِبْلَهِ وَ اسْتَقْبَلْتُهَا بِوَجْهِی‏))

((مصنف این کتاب- رحمه اللَّه- گفت: روایات در باره محل قبر فاطمه، سرور زنان جهانیان علیها السّلام اختلاف دارند، چنان که بعضى از روات روایت کرده‏اند که آن بانو در بقیع مدفون شده، و بعضى روایت کرده‏اند که آن حضرت در میان قبر و منبر بخاک سپرده شده، و پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله از آنرو فرموده است: ما بین قبر من و منبر من باغی از باغ های  بهشت است، زیرا قبر او ما بین قبر و منبر است. و بعضى روایت کرده‏اند که آن خاتون بزرگ در خانه خودش دفن شده است، و چون بنى امیه بر مساحت مسجد افزوده‏اند قبر آن بزرگوار جزء مسجد شده است، و بنظر من این قول صحیح است، و من زمانى که بیت اللَّه الحرام را حج کردم بتوفیق خداى تعالى بازگشتنم از مدینه بود، چون از زیارت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فراغت یافتم بزیارت فاطمه علیها السّلام که از جانب باب جبرئیل بطرف حظیره رسول خدا است رفتم‏ در حالى که سمت چپم به آن سو بود، و پشتم را بسوى قبله کردم، و در حالى که غسل داشتم روى خود را بسوى آن متوجّه ساختم‏))
نکته قابل توجه اینکه ،روایتی که شیخ مفید  وصاحب کتاب دلائل الامامه ، بنابر آن، مکان را روضه النبی می داند  ، قابل جمع با روایت دفن در خانه بوده  و به تعبیر شیخ طوسی ،این روایات قریب به هم بوده  و به هرصورت جهت نقد تفکر احمد بصری قابل استفاده  است.
برخی برای مخفی بودن قبر حضرت زهرا (سلام الله علیها)، به پدر آیت الله مرعشی نجفی ،استناد نموده اند،  که این در برابر نصوص و روایات وارد شده از اهل بیت (علیهم السلام) ،تاب مقاومت نداشته و کلام اهل بیت برای ما حجت است.
پس از روشن شدن اشتباه  احمد بصری یکی از یارانش از او پرسشی نموده  که پاسخ احمد بصری در توجیه معجزه ادعایی خود چنین است :

((أما کلام الامام الرضا (علیه السلام) و الائمه (علیهم السلام) لمن کان یسألهم من شیعتهم عن موضع قبر فاطمه (سلام الله علیها) لیزوره ،فکانوا یرشدوه لیزور فاطمه (سلام الله علیها)فی حجرتها و لم یصرحوا لأحد أنه قبرها ، إنما توهموا من سمعوا أن القبر فی الغرفه)) ((اما سخن امام رضا و ائمه (علیهم السلام) برای کسانی که از محل دفن حضرت زهرا (سلام الله علیها) سوال پرسیده اند تا زیارت کنند، آن ها را راهنمایی کرده اند تا ایشان را در خانه اش زیارت کنند ،ولی نفرموده اند که در خانه اش دفن شده است !!! و کسانی که روایت را شنیده اند گمان کرده اند قبر در خانه است.))
باطل بودن این سخن چنان واضح است که نیازی به تحلیل آن نمی باشد و عبارت نقل شده از امام رضا (علیه السلام) ،گویای دفن ایشان در خانه است .و عبارت (دفنت فی بیتها) تصریح به این مطلب دارد.
در مجموع با توجه به اینکه روایت دفن فاطمه زهرا (سلام الله علیها): 
۱٫    در منابع اصلی و معتبر ذکر شده است ، و ائمه(علیهم السلام)  صراحت در مکان دفن دارند.
۲٫    تصریح به صحیح بودن این نظر شده است.
۳٫    تعدد روایت دارد و روایت نادر نیست.
۴٫    پشتوانه اعتماد علما را دارد و به تعبیر روایت ،باید به قول مشهور علما(که موید به ادله است)، در برابر قول ضعیف عمل نمود. 
۵٫    گزارش دفن در بقیع مطابق نظر اهل سنت بوده و در میان علمای شیعه از اقوال شاذ و نادر است.و بنابر دستور اهل بیت (علیهم السلام) در مقام تعارض دو خبر اگر یکی از اخبار موافق نظر شیعه بود و دیگری موافق عقاید اهل سنت ،باید آنچه را که با عقاید اهل سنت مخالف است برگزینیم. (کاری که احمد بصری خلاف آن را انجام داده است!)
نمی توان نظر احمد بصری را پذیرفت و یا آن را حمل بر تقیه نمود .

۳٫ و رویا

(( یکی از پیچیده ترین ابزارهایی است که برای دست زدن به اقدامات سیاسی مختلف و از جمله مهدویت وجود دارد .این مساله در باره بسیاری از متمهدی های تاریخ [مهدیان دوغین] و حتی بسیاری از اقدامات بزرگ و سرنوشت ساز سیاستمداران از قدیم و جدید کاربرد داشته  و دارد.در عصر جدید ماجرای جُهیمان و قحطانی و یا حتی درباره مهدی سودانی و بسیاری دیگر یک ابزار مهم در اثبات مهدویت تلقی می شود .)) 
استفاده از خواب و رویا در میان دروغین جایگاهی ویژه دارد ، و چون دلایل کافی در اثبات ادعای خود ندارند به این امور متوسل می شوند.به عنوان نمونه، نوع تبلیغات احمد بصری، با روش کاری  فردی با نام”  جهیمان عتبی  ” از شیوخ سلفی و وهابی مقیم عربستان و معرفی کننده” محمد بن عبدالله قحطانی”  در تاریخ اول محرم ۱۴۰۰ ق در مکه ،به عنوان مهدی موعود، بسیار نزدیک می باشد.
جهیمان در اثبات ادعاهای خود می گوید:
((دو سال است که برادران او را به عنوان مهدی می شناسند ……..به شما بشارت می دهم که بارها خواب ها در باره خروج مهدی دیده شده و کسانی خواب دیده اند که این مهدی را ندیده بودند .وقتی دیدند ،تایید کردند که همان است که در خواب دیده اند .او حدیثی هم از پیامبر در تایید خواب خواند که فرمود : “لم یبق من الوحی الا المبشرات :الرویه الصالحه …..” از وحی چیزی جز مبشرات که همان رویای صالحه است ،باقی نمانده است. خوابی که مومن می بیند یا برای او میبینند.))  
از این روی  احمد بصری نیز مانند دیگر ،یکی از دلایل خود را ،که از آن تعبیر به کوتاه ترین راه ممکن جهت اثبات ادعاهای خود نام می برد،خواب و رویا است.

او می گوید :چون شیطان نمی تواند در قالب رسول خدا و اهل بیت (علیهم السلام) تمثل پیدا کند ،پس اگر کسی آن ها را در خواب دید ،سخنشان را باید مانند حدیث قطعی قبول نماید .

نقد 
((امامیه اصل خواب و رویا و به وجود آمدن ارتباط روحی میان انسان خاکی و مبادی عالی و کشف بخشی از حقایق برای انسان را می پذیرد و به استناد آیات قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام) ،آن را نوعی الهام درونی می داند  . در احادیث و روایات رویا به چند گونه تقسیم شده است ،در برخی روایات سه نوع است که عبارتند از : ((بشاره من الله للمومن ،و تحذیر من الشیطان  ،و اضغاث احلام ))یعنی :رویا و خواب یا بشارتی است که خداوند به مومن می دهد یا آنچه که شیطان القا می کند و یا آنکه رویا چیزی جز خواب های آشفته نمی باشد. ))  

چیستی رویا ،اقسام آن ،محدوده اعتبار و بررسی نظرات فلاسفه و فقها در مورد آن ،  نیاز به مقاله ای مستقل دارد، و در این گفتار تلاش نموده ایم تا مقداری از انحراف این گروه را مشخص نماییم . سخن ما در این است که  شیاطین می توانند برای انسان ها تخیل دیدن معصوم (علیه السلام) را ایجاد کنند و الزاما افرادی که به نام رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) یا یکی دیگر از معصومان (علیهم السلام) رویت می شوند ،دلالت بر صادقانه بودن خواب ندارند.و باید دانست  که  روایات اعتبار رویای صادقه و خواب رحمانی را بیان کرده ، و القائات شیطان در خواب جهت گمراهی افراد ،اعتبار ندارد.و با توجه به انحراف های ثابت شده در ادعاهای احمد بصری ،آنچه را که طرفداران او دیده اند به یقین القائات شیطانی بوده است.
به عبارت دیگر ،وقتی به یقین برای ما اثبات شده است که این فرد از جمله دروغین می باشد ،مگر می توان عقل و روایات اهل بیت (علیهم السلام) را تعطیل کرد و به خواب روی آورد.؟! 
نکته دیگری که باید توجه نمود این است که ،اگر بخواهیم باب خواب و رویا را بازکنیم امروزه بسیاری از ادیان و فرق انحرافی می توانند ادعاهای باطل خود را با تمسک به خواب به مریدان خود القا نمایند ، همان طور که  اهل سنت ادعا دارند ، رسول خدا و ابوبکر و عمر را با یکدیگر دیده اند و رسول خدا آن ها را به عنوان خلیفه معرفی نموده است.  ما به یقین این خواب ها را به تعبیر قرآن (اضغاث احلام) می دانیم و تمام آنها خواطر شیطانی است؛ چرا که به دلیل متقن اثبات گردیده که علی (علیه السلام) جانشین به حق رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) بوده است.
برخی صوفیه در عظمت شیوخ خود به خواب متمسک شده و در شرح حال آنها چنین می گویند :
(( شیخ الاسلام گفت: شاه شجاع ۴۰ سال نخفته بود بر طمع وقتی در خواب شد حق تعالی را خواب دید,بیدار شد و این بیت را بگفت:
رایتک فی المنام سرور عینی(قلبی)            فاجببت التعیش و المناما

 یعنی:ترا در خواب دیدم, شاد و قلبم         پس دوست می دارم خواب را

پس از آن پیوسته همی خفتی یا ویرا خفته یا فتندی یا در طلب خواب.)) 
و یا اینکه در عظمت ابو سعید ابوالخیر! به این داستان و خواب متمسک شده اند که ، شیخ علی بن محمد بن عبدالله، معروف به ابن باکویه ،از رقص و سماع ابو سعید ابوالخیر ، برائت می جست اما در سه رویای پیاپی چنین می بیند که به او می گویند :
(قوموا وارقصوا لله )

 و از این جا یقین کرد که رقص ابو سعید بلا اشکال است !! 

کراجکی که از شاگردان شیخ مفید می باشد در کتاب خود بحث مفصلی از شیخ مفید نقل کرده و اینگونه رویا ها را باطل می داند. شیخ مفید معتقد است که این روایات واحد است و در اصول عقاید کار آیی ندارد و شیطان می تواند برای انسان به صورت نبی و رسول خود را نشان دهد چرا که کسی در زمان ما ، رسول و نبی را ندیده است تا بتواند تشخیص دهد آیا این چهره حقیقتا رسول خدا هست یا نه؟ 
تعدد خواب هایی که در آن وجود رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) تخیل شده است و ایشان به عقیده ای دستور داده اند که در باطل بودن آن تردید نیست ، نشان می دهد که اجنه و شیاطین می توانند چهره سازی کرده و برای بیننده رویا ایجاد توهم نمایند . حتی شخص مدعی یمانی( احمد بصری) و یارانش ،این نکته را قبول دارند که اجنه و شیاطین می توانند خواب سازی کنند و خود را به جای معصوم نشان بدهند. به ویژه اینکه هیچ یک از افراد بشر در این دوران چهره حقیقی پیامبر (صلی الله علیه و آله ) را ندیده است و نمی داند ایشان به چه صورتی بوده اند تا بخواهد تشخیص درستی و نادرستی رویای خود را بدهد .
شیخ مفید مثال زیبایی زده و سخن دقیقی را بیان می کنند و می گویند :

((برخی از ناصبی ها و دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) بعد از اینکه شیعه شدند  برای ما تعریف کردند که ،در زمان انحراف عقیدتی شان ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) را در خواب دیده اند که ابوبکر و عمر همراه او بوده و صاحب خواب  را دستور به تبعیت و محبت به آنان می نمود. در حالیکه یقینا این خواب و رویا باطل بوده است و شیطان در قالب رسول خود را نشان داده است .))
همچنین آنچه در برخی گزارش ها به دست می آید بیانگر این است که ، تشخیص رویای صادقه از کاذبه آنقدر مشکل است که برخی از علمای ربانی و اولیاء خدا نیز از تعابیر اشتباه در امان نبوده و با اینکه گمان نموده اند این رویا صادقه می باشد و عقاید خود را مستند بدان نیز می نمودند، مسیر را به انحراف رفته اند .
به عنوان نمونه می توان به قصه تحریم استفاده ازقلیان اشاره نمود که برخی از اخباریین با تمسک به رویا، بر علمایی که استفاده از تنباکو را جایز می دانستند احتجاج نموده اند .و قائلین به جواز نیز به رویای دیگری استناد نموده اند که دلالت بر اذن امام (علیه السلام) به استفاده ازقلیان دارد.  
و یا اینکه برخی از مخالفان فلسفه و اخباریون  علیه بزرگانی مانند ابن سینا ، ابن ادریس حلی وعلامه حلی ، به رویاهایی که از نظر آنها صادقه بوده استناد جسته اند . در حالیکه در برابر آنها در تایید این بزرگان رویاهای صادقه دیگری از طرف علمای موافق آنها ارائه گردیده است. 
در صورتی که با تمسک به این خواب نمی توان ارزش علمی علامه حلی و فقاهت ایشان را زیر سوال برد و ضعف استدلال مشخص است. در حالیکه رویاهایی دیگر در عظمت علامه حلی  وکتب ایشان وارد شده است.

آیت الله جوادی آملی نیز در عدم حجیت خواب در مباحث علمی و اعتقادی چنین می فرمایند :

((. شاید سرّش آن باشد که در آن صورت حدّ و مرزی برای رؤیا و مکاشفات عرفانی وجود نمی‏داشت و هر کس هر چه می‏خواست در عالم رؤیا می‏دید یا در عالم مکاشفه مشاهده می‏کرد؛ از امور ساده‏ای مثل اینکه فلانی باید فلان مبلغ را به فلان کس بدهد؛ فلانی باید فلانی را به عقد خود درآورد یا به عقد فلانی درآید یا … گرفته تا امور مهمی مانند ادعای نیابت و سفارت از حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) و… . در نتیجه بسیاری از امورْ واجب و بسیاری دیگرْ حرام می‏شدند و الزامات و التزامات فراوانی پدید می‏آمدند و راهی برای نفی و اثبات آن‏ها نبود و خلاصه، سنگی روی سنگی بند نمی‏شد، در حالی که معیار الزامات و التزامات فقهی در عصر غیبت آن است که دیگران راه عالمانه‏ای برای اثبات یا نفی آن داشته باشند و این، راهی جز استناد و اتکا به ادله اربعه (کتاب، سنت، عقل و اجماع) در استنباطات فقهی ندارد.))  

همچنین ایشان در توصیه ای ظریف به متولیان فرهنگی چنین تذکر می دهند :
((بر این اساس، زمامداران فکری و فرهنگی جامعه باید توجه داشته باشند که با نقل رؤیاهای شیرین مردم را به خواب شیرین فرو نبرند که اگر در کوتاه‏مدت از شنیدن آن لذت ببرند و بستر رشد و هدایتشان گسترده شود، در درازمدت زمینه یورش و شبیخون بیگانه فراهم می‏شود. ))

حجیت واعتبار رویا برای استنباط حکم شرعی یا اثبات آن از سوی فقهای امامیه (از قدما تا معاصرین) مورد بحث وبررسی قرار گرفته است .با توجه به این که اصل اولی در اثبات احکام شرعی استنباط آن به وسیله یکی از ادله چهار گانه یعنی قرآن ،سنت ،اجماع و دلیل عقل است و هر دلیل خارج از آن مقبول نیست ،مشاهدات انسان هنگام خواب و دیدن رویاهایی که دلالت بر حکم شرعی نماید ،فاقد اعتبار می باشد.
در میان متکلمان و فقهای شیعه نیز کسی قائل به اعتبار خواب در برابر نص و روایت نبوده و در امور یقینی به خواب استناد نکرده اند .به عنوان نمونه شیخ مفید (۴۱۳ ق) ، سید مرتضی (۴۳۶ ق)  ،  علامه حلی(۷۲۶ ق)  ،ملا احمد نراقی(۱۲۴۵ ق) ،  میرزای قمی(۱۳۲۲ ق)  ،و علامه مجلسی(۱۱۱۱ق )  مباحثی را در این زمینه مطرح کرده و حدود اعتبار رویا و خواب را بیان نموده اند .

علامه حلی به صراحت در پاسخ پرسشگری که روایت عدم تمثل شیطان در قالب رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) را می خواند ،می گویند:
((ما یخالف الظاهر فلا ینبغی المصیر الیه، و أما ما یوافق الظاهر فالأولى المتابعه من غیر وجوب، و رؤیته صلى اللّه علیه و آله لا یعطی وجوب اتباع المنام)) 

 ((آنچه از خواب و رویا مخالف ظاهر دستور اهل بیت (علیهم السلام ) باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمی شود. و آنچه را هم که با ظاهر دستورات اهل بیت (علیهم السلام) موافق است را می توان تبعیت کرد اما وجوبی در اطاعت از این دسته از خواب ها نیز نمی باشد .و دیدن پیامبر (صلی الله علیه و آله) در خواب اطاعتی را بر ما واجب نمی کند.))

از این روست که امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
((فَإِنَّ دِینَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَعَزُّ مِنْ‏ أَنْ‏ یُرَى‏ فِی‏ النَّوْم‏))

  ((دین خدا عزیزتر و علمی تر از آن است که بخواهد با خواب فهمیده شود.))   

نتیجه

با توجه به اینکه در جای خود اثبات گردیده که هیچ دلیل روایی بر اثبات ادعاهای این فرد وجود نداشته و بلکه فردی است که از روش جعل ،تحریف و تقطیع روایات سعی بر اغفال مردم نموده است ،شکی در باطل بودن این جریان باقی نمی ماند تا بخواهیم از روش هایی مانند خواب و استخاره استفاده نماییم . علاوه اینکه در مقاله اثبات نمودیم که دلیلی بر اعتبار خواب و استخاره جهت تعیین مصداق حجت الهی و معصوم (علیه السلام) وجود ندارد.
از طرف دیگر حتی این فرد در ارائه معجزه ناکام بوده و به مواردی تمسک پیدا کرده که نه تنها اثبات حقانیت او نیست بلکه راهی برای تشخیص دروغ گویی و انحراف این فرد و جریان منسوب به او می باشد .
منابع 
۱٫ ابن أبی زینب، محمد بن ابراهیم، الغیبه، محقق علی اکبر غفاری، تهران، صدوق، چاپ اول، ۱۳۹۷ق.
۲٫ابن منظور،محمد بن مکرم،لسان العرب ،بیروت،دار صادر،چاپ سوم ،۱۴۱۴
۳٫طبری، محمد بن جریر، دلائل الإمامه،بیروت ، اعلمی ،چاپ دوم ،۱۴۰۸ ق.
۴٫طوسی، محمد بن الحسن، کتاب الغیبه للحجه، محقق: عبادالله تهرانی و علی احمد ناصح، قم، المعارف الاسلامیه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.
۵٫کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، ج۸، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
۶٫مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۱۱ج، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
۷٫برقی،احمد بن محمد،المحاسن،قم، دارالکتب الاسلامیه،چاپ دوم،۱۳۷۱ق .
۸٫جعفریان ،رسول،مهدیان دروغین ،تهران،نشر علم ،چاپ اول ،۱۳۹۱ ش .
۹٫مجلسی، محمد باقر، مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۰۴٫
۱۰٫ابن بابویه (صدوق)، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳هـ.
۱۱٫طوسی، محمد بن الحسن، تهذیب الأحکام، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷هـ.
۱۲٫طبرسی. فضل بن حسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، قم،‌ آل البیت، چاپ اول، ۱۴۱۷هـ.
۱۳٫طریحی، فخر الدین بن محمد ،مجمع البحرین ،تهران ،مرتضوی ،چاپ سوم ،۱۳۷۵ش.
۱۴٫ ابن اثیر جزری، مبارک بن محمد، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر،قم ، اسماعیلیان ، چاپ چهارم ،۱۳۶۷ ش.
۱۵٫جزائری ، نعمت الله ، ریاض الأبرار فی مناقب الأئمه الأطهار،بیروت ،موسسه تاریخ العربی ،چاپ اول ، ۱۴۲۷ق.
۱۶٫ حمیرى، عبد الله بن جعفر، قرب الاسناد ،قم ، آل البیت ، چاپ اول ، ۱۴۱۳ ق.
۱۷٫ شریف الرضى، محمد بن حسین ،نهج البلاغه( للصبحی صالح)، قم ، هجرت ، چاپ اول ، ۱۴۱۴
۱۸٫ مازندرانى، محمد صالح بن احمد ،شرح الکافی- الأصول و الروضه، تهران، المکتبه الاسلامیه ،چاپ اول ،۱۳۸۲ ق.
۱۹٫ابن بابویه ، محمد بن علی ،معانی الاخبار ، قم ، دفتر نشر اسلامی ، چاپ اول ، ۱۴۰۳ ق.
۲۰٫مفید ،محمد بن محمد ،المقنعه ،قم ، کنگره جهانى هزاره شیخ مفید ،چاپ اول ، ۱۴۱۳ ق.
۲۱٫ابن طاوس ،علی بن موسی ، الإقبال بالأعمال الحسنه ، قم ، دفتر تبلیغات اسلامی ، ۱۳۷۶ ش.
۲۲٫ : کراجکى، محمد بن على،‏ کنز الفوائد، قم دارالذخائر ،چاپ اول ، ۱۴۱۰ ق.
۲۳٫حسن زاده آملی، حسن ،هزارو یک کلمه ، قم ،بوستان کتاب ،۱۳۸۱ ش.
۲۴٫ابن طاوس ،علی بن موسی ، کشف المحجه لثمره المهجه، قم ، بوستان کتاب ، چاپ دوم ، ۱۳۷۵ ش.
۲۵٫بحرانی ،یوسف ،الحدائق الناظره فی احکام العتره الطاهره ،قم ،دفتر نشر اسلامی ،چاپ اول ، ۱۴۰۵ ق .
۲۶٫گیلانی (میرزای قمی)،ابوالقاسم بن محمد  ، قوانین الاصول ،تهران المکتبه العلمیه الاسلامیه ، ۱۳۷۸ ق.
۲۷٫نراقی ،احمد،  مناهج الاحکام و الاصول .موجود در کتابخانه اینترنتی نور به آدرس :
http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/16676
۲۸٫حلی،حسن بن یوسف،اجوبه المسائل المهنائیه،قم،خیام،چاپ اول ،۱۴۰۱ ق.
۲۹٫مرتضی ،علی بن الحسین ،رسائل الشریف المرتضی ،قم ،دارالقرآن الکریم ،چاپ اول ،۱۴۰۵ ق.
۳۰٫مجلسی ،محمد باقر،ملاذ الاخیار فی فهم تهذیب الاخبار ،قم ،کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی ،چاپ اول ، ۱۴۰۶ق.
۳۱٫سیفی مازندرانی ، علی اکبر ،مبانی الفقه الفعال فی القواعد الفقهیه الاساسیه ،قم ، انتشارات اسلامی ،چاپ اول ، ۱۴۲۵ق. 
۳۲٫ابن طاوس ،علی بن موسی ، فتح الأبواب بین ذوی الألباب و بین ربّ الأرباب ، قم ، آل البیت ، چاپ اول ، ۱۴۰۹ق .
۳۳٫ طباطبایی،محمد حسین ، المیزان فی تفسیر القرآن ،قم ، انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم ،۱۴۱۷ ق.
۳۴٫ خوئی ، ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن (موسوعه الامام الخوئی ) ،قم ، احیاء آثار الامام الخوئی ،چاپ اول ، ۱۴۱۸ ق.
۳۵٫جمعی از نویسندگان زیر نظر کاظم موسوی بروجردی ، ،دائره المعارف بزرگ اسلامی ،تهران ، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی ، چاپ دوم ، ۱۳۸۵ ش .
۳۶٫ جمعی از نویسندگان زیر نظر احمدصدر حاج سید جوادی ،کامران فانی ، بهاالدین خرمشاهی  ، دایره المعارف تشیع ، تهران ،نشر شهید سعید محبی ،چاپ سوم ، ۱۳۸۶ ش.  
۳۷٫اندلسی ، عیاض بن موسی ،ترتیب المدارک وتقریب المسالک لمعرفه اعلام مذهب مالک ،بیروت ،دارالکتب العلمیه ،چاپ اول ، ۱۴۱۸ ق.
۳۸٫ دانیالی ،محمد جواد،(اعتبار سنجی استخاره با قرآن)، فصلنامه علمی- تخصصی «فقه»،ش ۶۸، قم ،پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی،زمستان ۹۰
۳۹ .نجمی ،محمد صادق ، (تاریخ حرم ائمه بقیع/قبر فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ یا فاطمه بنت اسد)، مجله میقات حج، شماره ۷، حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت،  بهار ۱۳۷۳٫
۴۰٫ الدهشوری ،سلمان ، دراسه استدلالیه حول الاستخاره(۱)و (۲)، فصلنامه فقه اهل البیت (علیهم السلام)،ش ۵۸، وش۵۹ ، قم، موسسه دایره المعارف فقه الاسلامی، ۱۳۸۸ ش.
۴۱٫نجمی ، محمد صادق ، تاریخ حرم ائمه بقیع و آثار دیگر در مدینه منوره ، قم ،نشر مشعر ، چاپ اول ، ۱۳۸۸ ش.
۴۲ .حلی ، حسن بن یوسف ، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، قم ، موسسه امام صادق ، (علیه السلام) ،چاپ اول ، ۱۳۸۲ش.
۴۳٫ ابن فارس ، احمد ، معجم المقاییس اللغه ، قم ، مکتب الاعلام الاسلامی‏ ، چاپ اول ، ۱۴۰۴ ق .
۴۴٫صدوق ،محمد بن علی بن الحسین ، علل الشرایع ، قم ، داوری ، چاپ اول ، ۱۳۸۵ ش .
۴۵٫ جمعی از نویسندگان زیر نظر سید مصطفی میر سلیم،دانشنامه جهان اسلام ،تهران ،بنیاد دایره المعارف اسلامی ،چاپ سوم ، ۱۳۸۶ ش.
۴۶٫ جوادی آملی، عبدالله، ادب فنای مقربان ، قم ،نشر اسراء، چاپ اول ، ۱۳۸۸ ش.
۴۷٫ حر عاملی ،محمد بن حسن ، الفصول المهمه فی أصول الأئمه (تکمله الوسائل) ، قم ،موسسه معارف اسلامی امام رضا (علیه السلام) ، چاپ اول ، ۱۴۱۸ ق .
۴۸٫ شبر ، سید عبدالله ، الاصول الاصلیه و القواعد الشرعیه ،قم ، کتابفروشی مفید ، چاپ اول ، ۱۴۰۴ ق .
۴۹ .بحرانی ، یوسف بن احمد ،الدرر النجفیه من الملتقطات الیوسفیه ،بیروت ،دار المصطفی لإحیاء التراث ،چاپ اول ،۱۴۲۳ ق.
۵۰ .جامی ،عبدالرحمن ، نفحات الانس من  حضرات القدس، چاپ کتابفروشی محمودی تهران ،
۵۱٫ابن حجر عسقلانی ،احمد بن علی ، الاصابه فی تمییز الصحابه ، بیروت ،دارالکتب العلمیه ،چاپ اول ،۱۴۱۵ ق.
۵۲٫مفید ، محمد بن محمد بن نعمان، الفصول المختاره ،قم ،کنگره هزاره شیخ مفید ،چاپ اول ،۱۴۱۳ ق.
۵۳٫ شهبازیان ،محمد ،بررسی برخی ادله روایی احمد بصری یمانی دروغین ، فصلنامه علمی –پژوهشی مشرق موعود ،ش ۲۷ ، مرکز تخصصی آینده روشن(پژوهشکده مهدویت )، پاییز ۱۳۹۲
۵۴٫یزدی طباطبائی ،سید محمد کاظم ، العروه الوثقی  فیما تعم به البلوی (المحشی ) ،قم ، دفتر نشر اسلامی ، چاپ اول ، ۱۴۱۹ ق. 
۵۵٫سبزواری ، سید عبدالاعلی ، مهذب الاحکام ،قم ، المنار ، چاپ چهارم ، ۱۴۱۳ ق. 
۵۶٫ جمعی از پژوهشگران زیر نظر سید محمود هاشمی ، موسوعه الفقه الاسلامی طبقا لمذهب اهل البیت (علیهم السلام) ، قم ، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بیت علیهم السلام ،چاپ اول ، ۱۴۲۳ ق.  
کتب چاپ شده در انتشارات طرفداران احمد بصری با عنوان (اصدارات انصار الامام المهدی )
۱٫احمد بن اسماعیل ،الجواب المنیر
۲٫ واحد تحقیقات انتشارات انصار الامام المهدی ،ادله جامع یمانی
۳٫احمد بن اسماعیل ،نصیحه الی طلبه الحوزات العلمیه.
۴٫احمد بن اسماعیل ،المتشابهات
۵٫الانصاری ، زکی ، بین یدی الصیحه قراءه فی الاحلام منهجا و علما
 اینترنت

۶۰٫ Entekhab.ir.www

۶۱٫ www.hagh110.com

آموزشگاه مجازی اندیشه، یکی از زیر مجموعه های اینفورس، دوره های آموزشی متعددی را به صورت مجازی و در تلگرام برگزار می کند. شما با شرکت در این دوره ها می توانید به توانایی های بسیار خوبی دست پیدا کنید. برای مشاهده جزئیات بیشتر روی عنوان دوره دلخواهتان کلیک کنید:

دوره شبهه شناسی | دوره مهارت ورزی تلگرام و اینستاگرام | دوره راهنمای مقایسه ای ایمان  |  حدیث خوانی کاربردی |  دوره اسلام و مسیحیت مقایسه ای دوره آموزش کاربردی تعبیر خواب  | دوره چرا حجاب | دوره تحول ۹۶

 


مقالات زیر را هم بخوانید

نکات ویژه و دیدگاه های خود درباره این مقاله را از بخش نظرات برای ما ارسال کنید تا به نام خودتان در این قسمت درج گردد.

مشخصات کتاب شناختی مقاله:
رفرنس:

:APA



Chicago:



Harvard:



Vancouver:
ارتباط با شبکه بین المللی مطالعات ادیان:
islamicdialogs@gmail.com

مطالب مرتبط

Top