انتقاد صوفیان از روزگار نامناسب و مردم ناسازگار

مقاله ۱۰، دوره ۷، شماره ۱۲، زمستان ۱۳۹۰، صفحه ۱۷۵-۱۹۰ 
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
نویسنده
قهرمان شیری
دانش‌یار دانش‌گاه بوعلی‌سینا، همدان، ایران.
چکیده
تصوف به دلیل پای‌بندی به اصولی چون نظام احسن خلقت، جبر و تقدیرگرایی، و تسلیم طلبی در اعتقاد، و نیز به سبب تمایل به تساهل و تسامح در رفتار، اساساً بر وضع موجود چندان اعتراض و انتقادی ندارد. امّا واقعیت این است که در عمل شکایت بزرگان صوفیه از اوضاع روزگار و کار و کردار آدمیان، در مجموع چندان هم اندک‌تر از شاعران و سایر مردمان نیست. ریشه این ناخرسندی‌ها را باید در چه عواملی جست‌وجو کرد؟ حقیقت این است که در بسیاری از دوره‌ها در هم آشفتگی اوضاع روزگار آن چنان شدید بوده است که حتّی زبان بزرگان صوفیه را نیز به انتقاد باز کرده است. علاوه بر این دنیا‌گرایی و بی‌رغبتی به آموزه‌های دینی و بویژه فراموشی یاد حق از ذهن و زبان مردم و ارباب قدرت در زندگی روزمره و ایجاد درگیری‌های تعصّب‌آمیز فرقه‌ای و وابستگی به مقام و ثروت به وسیله متولیان مذاهب، و البتّه روحیه حساس و هنرمندانه اهل تصوف، از عوامل مؤثّر این نارضایتی‌ها بوده است.
کلیدواژه ها

تصوف – حکایت – شکایت – علما – صوفی نمایان- صوفیان

 

نکات ویژه و دیدگاه های خود درباره این مقاله را از بخش نظرات برای ما ارسال کنید تا به نام خودتان در این قسمت درج گردد.

مشخصات کتاب شناختی مقاله:
رفرنس:

:APA



Chicago:



Harvard:



Vancouver:
http://jpnfa.riau.ac.ir/article_377.html ادب خماسی
ارتباط با شبکه بین المللی مطالعات ادیان:
islamicdialogs@gmail.com

مطالب مرتبط

Top