مهدویت و فرقه حسینیه زیدیه(۱۹ص)

آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (از صفحه ۱۲۷ تا ۱۶۲)
مهدویت و فرقه حسینیه زیدیه (۳۶ صفحه)
هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۲۷)


‌ ‌‌‌اشـاره‌:

در تاریخ شیعیان زیدی به بحث هایی جدی در مورد مهدی موعود و ظهور‌ مدعیان‌ مـهدویت‌ بـرمی خـوریم. یکی از مهم ترین این موارد، ادعای مهدویت در خصوص یکی از امامان‌ زیدیه یمن در آغاز قرن پنـجم هجری قمری است. اگر چه پیش از‌ این نیز در میان‌ زیدیه‌ مدعیان مهدویت ظـهور کرده بودند، چنین ادعـایی در خـصوص حسین بن قاسم عِـیانی که همراه با پیداییِ فرقه ای جدیدی به نام حسینیه در داخل زیدیه بود، ویژگی خاصی به این‌ موضوع می بخشد.

حسین بن قاسم عِـیانی پس از مرگ پدرش قاسم بن عـلی عِـیانی، جانشین او و عهده دار امامت زیدیه در یمن شد، و در سال ۴۰۴ هجری قمری در میدان‌ نبرد‌ کشته شد، ولی گروهی از پیروان او مرگ وی را نپذیرفتند و مدعی شدند که او همان مهدی موعودی است که پیامبر گرامی اسلام، ظهورش را وعـده فـرموده و پس از یک‌ دوره‌ غیبت، برای اقامه عدل و داد باز خواهد گشت. فرقه ای از زیدیه که چنین اعتقادی داشتند به نام حسینیه شناخته شدند.

اعتقاد به علم غیب، دریافت وحی و انجام اعمال‌ خارق‌ العـاده در مـورد حسین بن قاسم و باورهای شگفت انگیزی همچون برتری وی بر همه پیامبران و از جمله پیامبر اسلام و ترجیح سخن او بر همه کتاب های آسمانی و از جمله‌ قرآن‌، از‌ دیگر عقاید این فرقه شمرده‌ شـده‌ اسـت‌.

فرقه حسینیّه از قرن پنجم تا قرن هفتم هجری قمری، در کنار جریان سنتی زیدیه در یمن، حضوری جدی داشته اند‌ و اعتقاد‌ آنها‌ به مهدویت حسین بن قاسم و غلو در مورد‌ او‌، در طول بـیش از سـه قـرن، معرکه آرای موافقان و مخالفان در داخل خـانواده زیـدیه بـوده و از آن پس تفکر‌ آنها‌ رو‌ به افول نهاده است. ابعاد مختلف تاریخ و باورهای این فرقه‌ موضوع این گزارش و بررسی است.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۲۸)


مهدویت در زیدیه

بر اسـاس خـبرهایی کـه از پیامبر گرامی اسلام در خصوص‌ ظهور‌ مهدی‌ رسیده، بـاور بـه اصل مهدویت و انتظار موعود همواره و از همان دهه‌ های‌ نخست پس از وفات پیامبر در میان مسلمانان مطرح بوده است. اولین گزارش هـا از انـعکاس‌ ایـن‌ باور‌ در جامعه اسلامی به نیمه دوم قرن اول باز می گردد کـه‌ عده‌ ای‌ مرگ محمد بن حنفیه را انکار کرده، معتقد شدند که وی همان مهدی موعودی‌ است‌ که‌ غیبت کـرده، روزی بـاز خـواهد گشت و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد‌.[۱] در‌ قرن دوم هجری چنین ادعایی در مورد نـفس زکـیه، امام باقر، امام صادق‌ و امام‌ کاظم‌ علیهم السلام نیز تکرار شد.

اعتقاد به مهدویت و انتظار مـهدی مـوعود، در زیـدیه نیز‌ همچون‌ دیگر فرقه ها از آغاز مطرح بوده است. امام زیدی عـبدالله بـن حـمزه‌ (م ۶۱۴‌ ق) می‌ گوید:

همه شیعیان علی رغم اختلافاتشان، بلکه همه امت اسلام معتقد به مـهدی انـد. و مـهدی‌ امامی‌ است که در آخر الزمان ظهور، و بر همه زمین پادشاهی خواهد کرد‌ و همه‌ ادیـان‌ در بـرابر او سر تسلیم فرود خواهند آورد، پرچم او بر زمین نخواهد افتاد و زمین‌ گنج‌ های‌ خـود را بـرای او آشـکار خواهد ساخت و برکات آسمان فرو خواهد ریخت‌ و برکات‌ زمین ظاهر خواهد شد و نهرهایی جـدیدی کـه در سرزمین عرب سابقه ندارد جریان یافته، خداوند به‌ وسیله‌ او حق را بر باطل مـسلط خـواهد نـمود و در زمان او عیسی‌ بن‌ مریم(ع) دجال را خواهد کشت. روایات در‌ این‌ باب‌ بسیار زیاد است.[۲]

عبدالله بـن حـمزه در‌ ادامه‌ به تفصیل برخی از روایات زیدیه و غیر زیدیه را در خصوص مهدی موعود‌ ذکـر‌ مـی کـند.[۳]

در طول تاریخ‌ نیز‌ در خصوص‌ تعدادی‌ از‌ پیشوایان زیدیه، ادعای مهدویت مطرح شده‌ است‌. فهرستی از پیشوایان زیـدیه کـه در قـرن های نخستین درباره آنان چنین‌ ادعایی‌ صورت گرفته، بدین شرح است:

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۲۹)


۱٫ زیـد‌ بـن علی بن حسین‌ بن‌ علی بن ابی طالب (م۱۲۲‌ ق)[۴]

۲٫ نفس‌ زکیه، محمد بن عبدالله بن حسن بـن حـسن بن علی بن ابی طالب‌ (م۱۴۵‌ ق)[۵]

۳٫ محمد بن قاسم بن علی‌ بن‌ عـُمر‌ بـن علی بن‌ حسین‌ بن علی بن ابـی‌ طـالب‌ (م ۲۱۹ ق)[۶]

۴٫ یـحیی بن عُمر بن یحیی بن حسین بـن زیـد بن علی بن حسین‌ (م ۲۵۰‌ ق)[۷]

با توجه به این که بحث‌ تفصیلی‌ درباره تـاریخ‌ و اعـتقاد‌ مهدویت‌ در زیدیه به نوشتار‌ مـستقل دیـگری نیازمند اسـت، در ایـن مـجال تنها به بررسی تاریخیِ ادعای مـهدویت در خـصوص‌ حسین‌ بن قاسم عِیانی (م ۴۰۴ ق) می پردازیم‌ و بررسی‌ بیشتر‌ در‌ مورد‌ مهدویت در زیدیه‌ و دیـگر‌ مـدعیان آن را ، به فرصتی دیگر می سپاریم.

مـروری بر تاریخ زیدیه در یـمن تـا زمان‌ حسین‌ بن‌ قاسم عـِیانی

قـبائل یمن برای نخستین بار‌ در‌ سال‌ ۲۸۰‌ هجری‌ قمری‌ از سادات مستقر در مدینه منوره برای اعـزام بـرگزیده ای از خاندان پیامبر جهت حل اخـتلافات داخـلی و بـدست گرفتن زعامت آن دیـار کـه بر اثر کشمکش هـای‌ قـبیله ای دستخوش آشوب و نابسامانی گردیده بود، دعوت کردند.[۹] شاید همین سابقه موجب شد که در پاسـخ بـه دعوت شیعیان یمن، نواده قاسم، یـعنی یـحیی بن حـسین بـن قـاسم رسّی‌ که‌ جوانی سـی و پنج ساله، و در فضلیت و شجاعت سرآمد بود، انتخاب شد.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۳۰)


اولین ماموریت یحیی بن حسین پس از مدتی بـا مـشکل مواجه شد و وی به مدینه بازگشت.[۱۱]امـام‌ یـحیی‌ بـن حـسین کـه از او با عنوان هـادی الی الحـق یاد می شود، به مدت چهارده سال بر بخش های شمالی یمن فرمانروایی‌ کرد‌ و شهر صـعده را مـرکز حـکومت‌ خود‌ قرار داد. او ضمن مبارزه با پیروان دیـگر تـفکرات و مـذاهب حـاضر در صـحنه، بـه ویژه قرامطه، به گسترش و بسط آیین زیدیه همت گماشت.

نتیجه‌ تلاش‌ علمی هادی الی الحق‌، پدید‌ آمدن مکتبی فقهی و کلامی در میان زیدیه بود که در انتساب به او، با نـام هادویه شناخته شده و تا به امروز در میان زیدیه در یمن مطرح است. این مکتب‌ پس‌ از وفات یحیی بن حسین در سال ۲۹۸ هجری قمری، به وسیله دو فرزند او، یعنی محمد، ملقب به مرتضی لدیـن الله و احـمد، ملقب به ناصر لدین الله که هر‌ دو‌ از امامان‌ بزرگ زیدیه یمن به شمار می روند، استمرار یافت و پایه های آن مستحکم شد.[۱۲]

ولی پس‌ از وفات احمد ناصر لدین الله در سال ۳۱۵[۱۵] بود‌. ولی‌ از‌ اوسـط قـرن چهارم به بعد مجادلات کلامی در میان زیدیه بالا گرفت و این آغازی بود برای دسته ‌‌بندی‌ جدید پیروان هادی در دو فرقه مطرفیه و مخترعه و پیدایش مـکتب جـدید سومی با‌ نام‌ حسینیه‌ کـه در ایـن نوشتار به آن توجه ویژه خواهیم داشت.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۳۱)


همانگونه که اشاره شد بر‌ اثر منازعات داخلی و خارجی، امامت زیدیه در یمن پس از وفات احمد ناصر‌ لدین الله جایگاه قـبلی‌ خـود‌ را از دست داد و هیچیک از جانشینان او نـتوانستند خـود را به عنوان امام واجد شرایط و مورد قبول مردم و قبائل یمن مطرح کنند. و بدین ترتیب حاکمان زیدیه در شمال یمن تا‌ چند دهه نتوانستند اقتدار دوران هادی یحیی بن حسین و دو فرزندش را بازگردانند. تـا ایـن که در سال ۳۸۸ هجری قمری و در حالی که منازعه در میان نوادگان هادی بر سر‌ حکومت‌ به اوج خود رسیده بود، برخی از قبایل یمن برای بار دیگر به بیعت با سادات مستقر در خارج از یـمن تـمایل نشان داده، ایـن بار با اجابت دعوت قاسم‌ بن‌ علی (۳۱۰ـ۳۹۳ ق) که شخصی عالم و فاضل بود، به او امید بستند تا بـه عنوان امام، انسجام گذشته را باز گرداند.[۱۶]

نَسَب کاملِ قاسم بن عـلی کـه از‌ جـمله‌ سادات حسنیِ مقیم در حجاز بود چنین است:

قاسم بن علی بن عبدالله بن محمد بن قاسم رسـّی ‌ ‌بـن ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن‌ علی‌ بن‌ أبـی طـالب(ع).[۱۷]

بـنابراین قاسم‌ بن‌ علی‌ از نوادگان قاسم رسّی است با این تفاوت که او همچون دیگر مدعیان زعـامت زیدیه در آن دوران، از نسل هادی‌، یحیی‌ بن‌ حسین نبود، بلکه نسب او با دو واسطه‌ به‌ عـموی هادی، یعنی محمد بـن قـاسم رسّی می رسید، مسئله ای که دست آویزی برای مخالفت برخی از فرزندان‌ هادی‌ با‌ او شد. اما حامیان او با تاکید بر شایستگی های‌ شخصی قاسم بن علی و نظریه زیدیه در خصوص امامت که در آن وراثـت جایی ندارد، به آن پاسخ‌ گفتند‌.[۱۸‌]

قاسم بن علی که برای تمیز داده شدن از نیای بزرگ‌ خود‌ قاسم رسّی، قاسم صغیر نیز خوانده می شود[۲۳]

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۳۲)


قاسم بن علی بنا به دعوت قبایل‌ بـرای‌ اولیـن‌ بار در سال ۳۸۸ هجری قمری وارد یمن شد و در سال ۳۸۹‌ با‌ بیعت‌ اغلب قبایل منطقه و علی رغم برخی مقاومت ها از سوی فرزندان هادی، به ویژه‌ داعی‌ یوسف‌ در صعده، به عنوان امام زیدیه شـناخته شـد.[۲۷] که از میان آنها حسین‌ بن‌ قاسم عهده دار امامت زیدیه پس از او شد.

حسین بن قاسم عِیانی‌

شخصیت‌ مورد‌ بحث ما، ابوعبدالله حسین بن قاسم عِیانی در سال ۳۷۶[۳۰]

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۳۳)


حسین که کوچکترین‌ فرزند‌ قـاسم بـود، در حالی که حداکثر هفده ساله بود، بنابر اغلب گزارش ها‌ بلا‌ فاصله‌ پس از وفات پدر در سال ۳۹۳ هجری قمری، پیشاپیش دیگر فرزندان او، به عنوان‌ امام‌ زیدیه و جانشین پدر شناخته شد.[۳۴]

به تدریج و در طـول دوران زمـام‌ داریـ‌ حسین‌ بن قاسم به دلیـل رفـتارهای خـشن و

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۳۴)


شیوه سخت گیرانه حکومتی او، قبایل یمن از او‌ روی‌ گردان‌، و در چندین مورد با او وارد جنگ شدند یا به حمایت از‌ رقبای‌ او برخاستند تا این کـه عـاقبت در سـال ۴۰۴ هجری قمری پس از نبردی سخت، به‌ او‌ دست یافته، وی را از پای در آوردنـد.[۳۵]

تـالیفات حسین بن‌ قاسم‌

یکی از مسائلی که توجه بسیاری را‌ به‌ خود‌ جلب کرده تالیفات بسیار زیادی است که‌ به‌ حـسین بـن قـاسم که عمری نسبتا کوتاه داشته، نسبت داده شده است. به‌ ایـن‌ امام جوان بیش از هفتاد‌ عنوان‌ کتاب و رساله‌ نسبت‌ داده‌ شده[۳۶] در حالی که عمر‌ او‌ حداکثر سی سال بوده اسـت.مـوضوع ایـن تالیفات بیشتر، مسائل اعتقادی، کلامی‌ و تفسیر‌ است. برخی از آنها تاکنون بـاقی‌ مـانده و در دسترس است‌. مهم‌ ترین و مشهورترین این کتاب ها‌ عبارتند‌ از: المعجز، تفسیر غریب القرآن، الرد علی الملحدین، الرد عـلی مـن أنـکر الوحی‌ بعد‌ خاتم النبیین.

عالم زیدیِ قرن‌ هفتم‌ حمیدان‌ بن یحیی از‌ ۱۷‌ کـتاب او نـقل قـول‌ کرده‌ است.[۴۲]

این که چگونه ممکن است حسین بن قاسم که در نوجوانی یا‌ اوانـ‌ جـوانی بـه مقام امامت زیدیه رسیده‌ و در‌ طول دوران‌ امامت‌ و زعامت‌ خود به صورت مستمر‌ با رقـبای داخـلی و دشمنان خارجی درگیر بوده است، بیش از هفتاد تالیف داشته باشد; سؤالی‌ است‌ کـه بـرخی مـحققان را واداشته تا‌ در‌ نسبت‌ این‌ رساله‌ ها و کتاب ها‌ به‌ شخص او تشکیک و این احتمال را مـطرح کـنند که وی تألیفات پدر خود، قاسم عِیانی را‌ که‌ دارای‌

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۳۵)


مقام علمی و عمری طولانی بوده، بـه نـام‌ خـود‌ بازنویسی‌ کرده‌ باشد‌![۴۳‌] ولی با مراجعه به متن رساله ها و تألیفات باقی مانده از حسین بن قـاسم بـه زودی درخواهیم یافت که بسیاری از عناوین ذکرشده رساله هایی است کوچک‌ و مختصر. و در بـرخی مـوارد نـیز از قسمت های مختلف یک تألیف و رساله، به عنوان تألیفات مستقل یاد شده است.

پیدایش حـسینیه

بـر اسـاس منابع متعدد و معتبر وجود فرقه ای به‌ نام‌ حسینیه که عقیده محوری آنـان مـهدویت حسین بن قاسم و عقاید ویژه در مورد او بوده، امری مسلّم و قطعی است. از جمله اولین منابعی که بـه صـورت خاص اصطلاح حسینیه‌ را‌ به کار برده است کتاب سیره الأمیرین[۴۵] به جـای اصـطلاح زیدیه استفاده کرده است.

مسلّم بن مـحمد بـن جـعفر لحجی (زنده در‌ ۵۵۲‌ ق) نیز در کتاب تاریخی اش‌ بـا‌ نـام أخبار الزیدیه من أهل البیت و شیعتهم فی الیمن که با نام تاریخ مـسلّم اللحـجی هم خوانده می شود، بـارها اصـطلاح حسینیه را در‌ بـرابر‌ اصـطلاح زیـدیه به کار‌ برده‌ است.[۴۶]

امام زیـدیه مـتوکل علی الله احمد بن سلیمان (م ۵۶۶ ق) یکی از برجسته ترین امامان و شخصیت های زیدیه در قـرون مـیانه، در کتاب الحکمه الدُریّه[۴۷] و نشوان بن سـعید‌ حمیری‌

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۳۶)


(م ۵۷۳ ق) نیز در رساله الحـور العـین[۴۹] با تأکید بر نام حـسینیه بـه جدا شدن این فرقه از زیدیه تصریح دارند.

امام عبدالله بن حمزه (م۶۱۴ ق) در العقد الثـمین[۵۳‌] نـیز‌ دیگر منابع‌ معتبر و کهن زیـدی انـد کـه به طور مـشخص از فـرقه حسینیه نام می بـرند و بـه بیان عقاید‌ آنها می پردازند.

در این مجال و قبل از بررسی عقاید و باورهای‌ حسینیه‌ و مقاومت‌ زیـدیان راسـت آیین در برابر آنها، باید به تـاریخ پیـدایش حسینیه تـوجه کـرد; مـسئله ای که در ‌‌خصوص‌ این فـرقه همانند بسیاری از فرق و مذاهب به یکی از مهم ترین و بحث‌ انگیزترین‌ موضوعات‌ تبدیل شده است.

سـؤال مـطرح این است که آیا این فـرقه و اعـتقادات آن واقـعاً از‌ شـخص حـسین بن قاسم کـه ایـن فرقه به او منتسب است، نشأت گرفته؟ و حسین‌ بن قاسم نیز در‌ زمان‌ حیاتش مروج عقاید و باورهای حسینیه بوده؟ و اعـتقادات ویـژه یـاران او پس از مرگش در ادعاهای خود او در زمان حیاتش ریشه دارد؟ و در نـتیجه حـسین را بـاید فـردی مـنحرف از آمـوزه های اساسی‌ مذهب زیدیه به شمار آورد؟! یا آنگونه که منابع زیدیه متاخر گزارش می کنند پیدایش فرقه حسینیه و اعتقادات ویژه در خصوص حسین بن قاسم و از جمله مهدویت او، تـنها پس از مرگ‌ او‌ توسط یاران و نزدیکانش مطرح شده است؟ و شخص حسین بن قاسم از چنین ادعاهایی مبراست و همچنان به عنوان امامی قابل احترام در مذهب زیدیه باقی می ماند؟!

در میان منابع معتبر به روشنی‌ هر‌ دو نـوع گـزارش را می توان دید; از جمله کسانی که به دیدگاه پیدایش این فرقه در زمان حیات حسین بن قاسم تصریح یا اشاره کرده اند می توان‌ این‌ افراد را نام برد:

امام احـمد بـن سلیمان (م ۵۶۶ ق) در حقائق المعرفه[۵۸]

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۳۷)


از طرف دیگر بسیاری از منابع زیدیه و از جمله اغلب منابع متاخر آنان گزارش های پیش‌ گفته‌ را‌ رد کرده اند. آنان حسین‌ بن‌ قـاسم‌ را از ادعـاهای حسینیه منزه دانسته و از او به عـنوان یـکی از امامان زیدیه و پایبند به سنت آنان یاد کرده و ادعای‌ مهدویت‌ و عقاید‌ غالیانه در مورد او را تنها به پیروانش‌ نسبت‌ داده اند. از این قبیل است:

امام بسیار مـهم زیـدیه منصور بالله عبدالله بـن حـمزه (م ۶۱۴ ق)،[۶۲]

نقش نزدیکان‌ حسین‌ بن‌ قاسم در شکل گیری حسینیه

همانگونه که در کتاب حمیدان‌ بن یحیی نیز بازتاب یافته نقش نزدیکان حسین بن قاسم در ترویج و طرح عقاید خاص در مورد حسین‌ از‌ اهمیت‌ و حـساسیت خـاصی برخوردار است. حمیدان بن یحیی اگر چه انتساب گفته‌ های‌ نزدیکان حسین بن قاسم به شخص حسین را مورد تردید قرار می دهد، اصل وجود اعتقادات‌ ویژه‌ و غلوآمیز‌ در نزد آنان را مـنکر نـمی شود. او عـلاوه بر عباراتی که‌ در‌ آغاز‌ کتاب بیان الإشکال آورده[۶۴]

مسلّم لحجی نیز در تاریخ خود از قاسم بن‌ جعفر‌ بـن‌ قاسم عِیانی مشهور به شریف فاضل نقل می کند که وی در آغـاز مـعتقد‌ بـه‌ کشته شدن عموی خود حسین بن قاسم عِیانی بوده است، ولی پس از‌ آن‌ که‌ شخصی به نام مدرک بـن ‌ ‌اسـماعیل هفتاد قسم یاد کرد و

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۳۸)


هفتاد قربانی ذبح نمود‌ که‌ او خود حسین بن قـاسم را دیـده کـه صحیح و سالم از جنگ در‌ ذی‌ عرار‌ باز می گشته، به حیات عموی خود معتقد شده اسـت![۶۵]

تردیدی وجود ندارد که‌ شریف‌ فاضل و برادرش محمد بن جعفر ملقب به ذوالشـرفین به مهدویت عموی خـود‌ و عـقاید‌ حسینیه‌ معتقد بوده اند.[۶۶] چرا که علاوه بر گزارش منابع تاریخی متعدد، هم اینک کتابی‌ ارزشمند‌ از‌ آن دوران با نام سیره الأمیرین به دست ما رسیده است که‌ در‌ آن مفرح بن احمد ربعی (زنـده در ۴۸۵ ق) که خود از یاران این دو برادر و معتقد‌ به‌ عقاید حسینیه بوده در جای جای این کتاب به اعتقاد آنان به‌ باورهای‌ حسینیه تصریح کرده است. با این وجود‌ آنچه‌ در‌ گزارش ذکر شده از مـسلّم لحـجی در‌ مورد‌ شریف فاضل تازگی دارد نسبت دادن آغاز چرخش زیدیه و پیدایش حسینیه به شخص‌ اوست‌.

در عبارت امام احمد بن‌ سلیمان‌ (م ۵۶۶ ق) نیز‌ تصریح‌ شده‌ است که عده ای از برادر‌ زادگان‌ حسین در مورد او چنین عـقیده ای دارنـد[۶۷] که با گزارش‌ مسلّم‌ لحجی منطبق است.

جرموزیِ مورخ (م ۱۰۷۶‌ ق) نیز اعلام زنده بودن‌ حسین‌ بن قاسم را به هر‌ دو‌ برادرزاده یعنی شریف فاضل و برادرش ذوالشرفین نسبت می دهد و این اعـلام را صـرفا‌ تاکتیکی‌ می داند که آن دو‌ به‌ دلیل‌ عدم امکان انتقام‌ گیری‌ از قاتلان حسین، اتخاذ‌ کرده‌ بودند و نباید آن را مصداق دروغ دانست.[۶۸]

باورها و ویژگی های حسینیه

زیدیه در‌ بحث‌ امامت پس از سه امام نخست‌، بـه‌ امـامتی ایـن‌ جهانی‌ و دنیوی‌ باور دارند. ایـن امـامت‌ در بـُعد سیاسی به معنای خروج بر ضدحکومت های ظلم و جور و به دست گرفتن قدرت‌ سیاسی‌ و در بُعد دینی به عنوان نگهبانی‌ از‌ دین‌ و بـیان‌ احـکام‌ و مـعارف دینی است‌. بنابراین‌ در زیدیه هرگونه اعتقادی فراتر از ایـن در مـورد امامان غلو به شمار می آید. به‌ همین‌ دلیل‌ شخصیت های زیدیه و جریان اصلی این مذهب‌،

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۳۹)


هم‌ زمان‌ بـا‌ طـرح‌ عـقاید‌ غالیانه در مورد حسین بن قاسم در برابر آن موضع گرفتند و راه خود را جـدا نمودند.

می دانیم که پیروان حسین بن قاسم از میان شیعیان زیدیِ‌ یمن برخاستند. زیدیه یمن در طول قرن چـهارم تـحت تـاثیر تعالیم امام هادی یحیی بن حسین بوده، از همین جهت هادویه نـامیده مـی شدند، بنابراین فقه و عقاید آنان همچون دیگر‌ زیدیانِ‌ آن دوران، فقه و عقاید هادویه بود که متکی به اسـتنباط هـای فـقهی هادی،[۷۱] بود. ولی آنچه بیش از همه حسینیه را به عنوان یک فرقه متمایز سـاخت اعـتقاد‌ بـه‌ مهدویت حسین بن قاسم بود. علاوه بر این اعتقاد، اعتقادات غلوآمیز دیگری نیز بـه آنـان نـسبت داده شده است. فهرستی از مهم ترین‌ باورهای‌ نسبت داده شده به حسینیه‌ به‌ شرح زیر اسـت:

مـهدویت حسین بن قاسم و زنده بودن او

همانگونه که اشاره شد حسین بن قاسم هـمواره در طـول دوران زعـامت خود درگیر‌ منازعات‌ و جنگ های متعدد و مستمر‌ بود‌، و در یکی از این درگیری ها در سال ۴۰۴ هـجری قـمری به دست بنوحماد از قبیله هَمْدان در مکانی به نام ریده در منطقه ذی عرار به قـتل رسـید.[۷۳‌]

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۴۰)


آنـچه‌ مسلّم است و پیش از این در بحث نقش نزدیکان حسین در شکل گیری حسینیه به منابع متعدد آن اشـاره کـردیم این است که یاران حسین و در رأس همه نزدیکان نسبی‌ او‌ پس از‌ این واقعه به نـحو گـسترده ای داسـتان غیبت و مهدویت او را مطرح کردند و به آن دامن زدند‌ و به تدریج و با اضافه شدن اعتقادات غلوآمیز دیـگر،فـرقه ای بـا‌ نام‌ حسینیه‌ شکل گرفت که صف آن از صف دیگر پیروان مکتب زیدیه کـه چـنین اعتقاداتی در مورد حسین ‌‌بن‌ قاسم نداشتند، جدا شد. این در حالی

است که برخی منابع معتبر زیـدیه‌ تـصریح‌ دارند‌ که شخص حسین بن قاسم نیز در زمان حیاتش خود را مهدی مـوعود مـعرفی کرده‌ بود و شاید به همین دلیل لقـب مـهدی لدیـن الله را برای خود برگزید‌، لقبی که تعداد دیـگری‌ از‌ امـامان زیدیه در طول تاریخ چه قبل و چه بعد از حسین بن قاسم بدان ملقب شـدند و البـته لزوماً به معنای ادعای مـهدویت نـیست.[۷۴]

اما وجـود ادعـای مـهدویت حسین بن قاسم‌ مورد تأیید مـنابع مـختلف زیدیه است:

مفرح بن احمد ربعی (زنده در ۴۸۵ ق) در مواضع متعددی از کتاب سیره الأمـیرین بـه وجود چنین اعتقادی در طول قرن پنـجم تصریح دارد و بدون‌ اشاره‌ بـه دیـگر باورها، بارها از حسینیه به عـنوان کـسانی که به حیات حسین بن قاسم و مهدویت او اعتقاد دارند، یاد می کند و در مـوارد بـسیاری نیز از اعتقاد به غیبت‌ حـسین‌ و امـام عـصر و زمان بودن[۷۶]

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۴۱)


از هـمین جـهت کتاب سیره الأمیرین یـکی از مـهم ترین و قدیمی ترین منابع در خصوص وجود و گستره چنین اعتقادی در میان زیدیه در قرن‌ پنجم‌ اسـت.

مـسلّم لحجی (زنده در ۵۵۲ ق) نیز بارها از اعتقاد حـسینیه بـه مهدویت حـسین بـن قـاسم و غیبت او یاد کرده و حـکایت ها نوشته است.[۷۷]

امام احمد بن سلیمان‌ (م ۵۶۶‌ ق) هم‌ در کتاب حقائق المعرفه به‌ وجود‌ چنین‌ اعـتقادی تـصریح می کند[۷۹]

نشوان بن سعید حـمیری (۵۷۳ ق) در رسـاله الحـور العـین[۸۳] نـیز به اعتقاد حـسینیه بـه مهدویت‌ حسین‌ بن‌ قاسم اشاره کرده اند.

ولی در منابع در‌ دسترس‌ ما شاید برای اولین بار حمید بـن احـمد مـحلّی (م ۶۵۲ ق) در تألیفی مستقل که در رد فرقه حسینیه نگاشته‌ اسـت‌ و بـنابر‌ تـصریح خـودش نـام آن را الرسـاله الزاجره لذوی النهی عن‌ الغلوّ فی أئمه الهدی[۸۴] گذاشته، علاوه بر طرح این باور حسینیه در فصل سوم به رد آن‌ می‌ پردازد‌:

از معتقدان به مهدویت حسین بن قاسم می پرسـیم: از کجا‌ دانستید‌ که او همان مهدی است که پیامبر بشارت ظهور او را داده؟ اگر بگویند علم به آن‌ ضروری‌ و بدیهی‌ است پاسخ آن است که چنین مواردی باید مورد اتفاق همه عقلا‌ باشد‌، در‌

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۴۲)


حـالی کـه فقط شما چنین اعتقادی دارید و هیچ کس دیگر با شما همراه نیست‌! و اگر‌ بگویند‌ بر اثر استدلال به این نتیجه رسیده ایم پاسخ آن است که دلیل یا‌ عقلی‌ اسـت و یـا سمعی. دلیل عقلی در چنین موردی معنا ندارد و دلیل سمعی نیز‌ یا‌ باید‌ مستند به قرآن کریم باشد یا به سنت یا به اجـماع امـت و یا به‌ اجماع‌ عترت[۸۶]

حـمید بـن احمد محلّی چند اشکال دیگر نیز به این اعتقاد‌ حسینیه‌ وارد‌ می داند:

فرق شما با پیروان دیگر فرقه هایی که ادعای مهدویت پیشوایان خـود را‌ کـرده‌ اند و از جمله مغیریه کـه مـدعی مهدویت نفس زکیه بودند، یا فرقه‌ هایی‌ از‌ امامیه که مدعی مهدویت پیشوایان خود شده اند چیست؟ اگر بگویید ما از خود مهدی چنین‌ روایتی‌ را‌ نقل می کنیم; پاسخ آن است که آنها نـیز از پیـشوایان خود‌ چنین‌ روایاتی را نقل می کنند و هر کس که نسبت به مذاهب مختلف و روایات آنان اطلاعاتی داشته‌ باشد‌، می داند که روایات آنها بیشتر از روایات شماست![۸۷]

اشکال دیگری‌ که‌ حـمید بـن احمد مـحلّی با تکیه بر‌ آموزه‌ های‌ زیدیه وارد می داند آن است که‌:

مذهب‌ عترت بلکه همه امت آن است کـه پس از مهدی، امام دیگری نخواهد‌ بود‌. بنابر این شما باید همه‌ امـامان‌ هـدایت گـری‌ را‌ که‌ پس از حسین بن قاسم قیام‌ کرده‌ اند نپذیرید و آنها را ظالم و گناهکار بدانید; ولی کسی که از خدا‌ می‌ تـرسد ‌ ‌چـنین نخواهد گفت![۸۸]

اشکال‌ دیگر حمید بن احمد‌ محلّی‌:

در خصوص مهدی از پیامبر‌ گرامی‌ اسـلام(ص) روایـات بـسیاری رسیده و از جمله این که او هم نام پیامبر و پدرش‌ هم‌ نام پدر ایشان است. و این‌ خصوصیت‌ در‌ مـورد حسین بن‌ قاسم‌ وجود ندارد![۸۹]

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۴۳)


در‌ همان‌ قرن هفتم حمیدان بن یحیی نیز در کـتاب بیان الإشکال با طـرح سـه ادعا‌ که‌ هر سه به نوعی به ادعای‌ مهدویت‌ حسین بن‌ قاسم‌ باز‌ می گردد و با استناد‌ به نقل قول هایی از خود حسین بن قاسم در مقام جواب و رد آنها بر‌ می‌ آیـد.

اولین ادعا آن است که‌ گفته‌ شده‌ پس‌ از‌ حسین حجت و امام‌ دیگری‌ نخواهد بود. و حمیدان با استناد به برخی اقوال حسین بن قاسم از جمله استناد او به‌ حدیث‌ ثقلین‌ و تفسیر او از حجت باطن و مـغمور، مـی‌ کوشد‌ آن‌ را‌ رد‌ کند‌.[۹۰]

دومین مدعا آن که حسین بن قاسم، مهدیِ عیسی[۹۲]

سپس به سومین ادعا در این سیاق می پردازد و آن این که به حسین بن قاسم‌ نسبت داده اند که گفته است: او نـخواهد مـُرد و به شهادت نمی رسد، مگر آن که در آخر الزمان قیام کند; و حمیدان بن یحیی در جواب همان راه را می‌ پیماید‌ و عبارت های متعددی از حسین بن قاسم می آورد که به گمان او با چـنین ادعـایی منافات دارند.[۹۳]

ادعای برتری حسین بن قاسم نسبت به پیامبر اسلام

پس‌ از‌ اعتقاد به مهدویت حسین بن قاسم، از جمله عقاید شگفت انگیزی که به حسینیه

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۴۴)


نسبت داده می شود ایـن اسـت کـه آنها حسین‌ بن‌ قاسم را بـه دلیـل خـدماتی‌ که‌ در راه نشر دین اسلام انجام داده و می دهد حتی از پیامبر گرامی اسلام نیز برتر می دانند!

مسلّم لحجی (زنده در۵۵۲ ق) در‌ کتاب‌ تاریخی اش، امـام بـرجسته‌ زیـدیه‌ متوکل احمد بن سلیمان (م ۵۶۶ق) در دو کتاب حقائق المعرفه و الحـکمه الدُریـّه و عالم مشهور یمن نشوان بن سعید حمیری (م ۵۷۳ ق) در شرح رساله الحور العین قدیمی ترین و معتبرترین نویسندگانی هستند‌ که‌ از این اعـتقاد حـسینیه گـزارش داده اند.[۹۴]

حمید بن احمد محلّی (م ۶۵۲ ق) در این خصوص می گوید:

یـکی از جاهلان در تالیفی که من آن را دیده ام در‌ استدلال‌ بر برتری‌ حسین بن قاسم نسبت به پیامبر می گوید: چرا کـه اسـلام بـه دست مهدی حسین بن قاسم‌ ـ که درود خدا بر او باد ـ فراگیر خـواهد شـد و تعداد پر‌ شماری‌ که‌ چندین برابر آن تعدادی است که به دست پیامبر پیامبر هدایت یافته بودند، بـه دسـت او هـدایت ‌‌خواهند‌ شد. بنابراین حسین برتر است![۹۵]

حمید بن احمد محلّی با ایـن جـمله‌ کـه‌: «این‌ نحوه استدلال از بدترین و نفرت انگیزترین نادانی هاست»، به استقبال این اعتقاد باطل حـسینیه رفـته‌، بـه صورت مبسوط به آن پاسخ می دهد و در ابتدا اشاره می کند‌ که پیامبر گرامی اسـلام‌ در‌ ثـواب و فضل همه اعمال نیک افراد امت خود شریک است و معنا ندارد فردی از افـراد امـت او در جـمع فضائل و ثواب بر ایشان سبقت بگیرد.[۹۶]

پیش از حمید محلّی امام‌ احمد بن سلیمان (م ۵۶۶ ق) نـیز هـمین اعتقاد حسینیه را نقل و نقد کرده است. او در ابتدا معتقدان به این باور را جاهلانی دانـسته کـه نـفهمیده اند که امامان از قِبَل پیامبر‌ استحقاق‌ مقام امامت را یافته اند و به دلیل خویشاوندی با آن حـضرت و دسـترسی به دانش ایشان، امام شمرده می شوند و اگر حسین بن قاسم بـرتر از پیـامبر بـاشد باید در جای‌ ایشان‌ قرار می گرفت و کتاب و معجزات بر او نازل می شد![۹۷]

ولی در ادامه احمد بـن سـلیمان بـه تقریر متفاوتی از استدلال پیروان حسین بن قاسم در خصوص برتری‌ او‌ بر پیامبر اشـاره مـی کند که در آن دلیل برتری حسین، حکومت و

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۴۵)


پادشاهی او بر همه پهنه زمین دانسته شده است، در حالی کـه پیـامبر چنین موفقیتی نداشته است‌![۹۸‌]

او‌ در نقد چنین توهمی می‌ گوید‌:

اگر‌ حکومت بـر زمـین ملاک برتری بود، داود که به تصریح خـداوند دارای حـکومتی بـود که هیچ کس نه قبل و نه بـعد‌ از‌ او‌ بـه پایه اش نخواهد رسید، باید مدعی برتری‌ بر‌ همه پیامبران باشد، حال آن که او چـنین ادعـایی نداشت. دیگر آن که پادشاهی دنـیا بـر رسول خـدا عـرضه‌ شـد‌ و ایشان‌ آن را خوش نداشت و فرمود: «دنیا خـانه بـی خانه ها‌ و ثروت بی ثروتان است و بی عقلان، آن را برای خود فراهم مـی آورنـد». بنابراین اگر حسین بن قاسم‌ پادشـاه‌ همه‌ دنیا بود و پس از آن اهـل ادعـا و فخر فروشی بود، کاری‌ نـاشایست‌ کـرده بود، چه رسد که چنین هم نبوده است![۹۹]

همچنین احمد بن سلیمان در حـقائق‌ المـعرفه[‌۱۰۱‌]

حمیدان بن یحیی نیز در کـتاب بـیان الإشـکال همین اعتقاد بـرتری حـسین‌ بن‌ قاسم‌ بر پیـامبر را بـه عنوان یکی از اساسی ترین اعتقادات پیروان او مطرح، و با‌ استناد‌ به‌ برخی از آثار حسین بـن قـاسم آن را رد می کند. در این قسمت‌ نکته‌ جـالب تـوجه نقل قـولی اسـت کـه حمیدان از کتاب تفسیر غـریب القرآن، اثر‌ حسین‌ بن‌ قاسم آورده است:

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۴۶)


به ما رسیده است ـ و خدا بهتر می داند ـ کـه بـرخی از‌ امامیه[‌۱۰۳]

ادعای برتری سخنان حسین بـن قـاسم نـسبت بـه قـرآن مجید

از اعتقادات‌ شـگفت‌ انـگیزتری‌ که تقریباً در همه منابع پیش گفته آمده آن است که حسینیه سخنان و کلام حسین‌ بن‌ قاسم را از کـلام خـداوند بـرتر و به تعبیر خاص موجود در متن‌ گزارش‌ هـا‌ «أبـهر» مـی دانـستند! تـعبیری کـه گویا تنها حسین بن قاسم و حسینیه در تبیین اعتقاد خود‌ به‌ کار‌ می بردند و بسیاری سعی کرده اند برای آن معنای دقیقی بیابند.

مسلّم‌ لحجی‌ در تاریخ خود مناظره ای را حـکایت می کند که در آن پس از آن که‌ شخص‌ حسینی مذهب به آیاتی از قرآن برای اثبات قیامت استدلال می کند‌ فردی‌ زیدی مذهب به او می گوید: از‌ کجا‌ معلوم‌ که این کلام خداوند باشد؟ و او پاسخ مـی‌ دهـد‌: چون معجزه است و کسی قادر به آوردن همانند آن نیست! در اینجا شخص‌ زیدی‌ به او می گوید: وقتی‌ شما‌ گمان دارید‌ که‌ حسین‌ کلامی برتر و روشن تر از کلام‌ خداوند‌ آورده، پس چگونه بر مـعجزه بـودن قرآن استدلال می کنید؟![۱۰۴]

امام احمد‌ بن‌ سلیمان (م ۵۶۶ ق) نیز در کتاب الحکمه‌ الدُریّه با تصریح به‌ این‌ که حسین بن قاسم کلام‌ خود‌ را برتر «أبـهر و در بـرخی نسخه ها: أبها» از کلام خـدا مـی دانسته‌ است‌، بر وجود چنین اعتقادی صحه‌ می‌ گذارد‌ و اولین اشتباه حسین‌ بن‌ قاسم را نامی می‌ داند‌ که او بر روی یکی از کتاب های خود گـذاشته و آن را المـعجز نامیده‌ است‌. و حال آن کـه مـعجز (عاجز کننده‌) فقط‌ کتاب خداست‌.

و سپس‌ از‌ این کتاب نقل می‌ کند که در آن حسین بن قاسم گفته که عرش همان خداست یا آورده که‌ اسماء‌ خدا خود خداست. و احمد بن سلیمان‌ بـا‌ اسـتناد‌ به‌ آیات‌ قرآن به نقد‌ آنها‌ می پردازد.[۱۰۵]

نکته جالب توجه برای ما آن است که هم اکنون نیز کتابی با‌ نام‌ المعجز[‌۱۰۸]

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۴۷)


تاکنون این احتمال تقویت می شود‌ که‌ متن‌ اصـلی‌ ایـن‌ کتاب‌ پاکـسازی و اصلاح شده باشد!

در کتاب حقائق المعرفه نیز احمد بن سلیمان از به کار رفتن همان تعبیر «أبهر» در مـورد کلام حسین بن قاسم گزارش می‌ دهد[۱۱۲]

نشوان بن سعید حـمیری (م ۵۷۳ ق) نـیز سـومین ویژگی حسینیه را پس از اعتقاد به مهدویت و برتری حسین بن قاسم نسبت به پیامبر، اعتقاد آنان به «أبهر» بـودن ‌ ‌کـلام‌ او‌ در مقایسه با کلام خداوند می داند و در توضیح کلمه «أبهر» می گوید: «ابهربودن از کـلام خـداوند بـدان معناست که مخالفانِ ملحد را بهتر شکست می دهد.»[۱۱۳]

حمید‌ بن‌ احمد محلّی (م ۶۵۲ ق) نیز در فصل دوم از الرسـاله الزاجره به طور مفصل به این اعتقاد باطل حسینیه می پردازد. او در ابتدا‌ چندین‌ سـؤال در مورد معنای کلمه‌ «أبـهر‌» مـطرح می کند و می پرسد:

منظور شما از ابهر چیست؟ اگر مراد فصاحت بیشتر است که سخنی بی پایه است، چرا که از نظر فصاحت‌ فاصله‌ بین قرآن و سخنان حسین‌ بن‌ قاسم بسیار

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۴۸)


زیاد اسـت. و اگر مراد وضوح و آشکاری بیشتر آن است، با این توجیه که حسین بن قاسم کلام خدا را تفسیر و تبیین کرده است، باید گفت که این اختصاصی‌ به‌ تفسیر حسین ندارد و شامل تفاسیر هـمه امـامان و همه عالمان مسلمان می شود، حال آن که به اجماع، نمی توان کلام آنان را به «أبهر» وصف کرد و چنین تعبیری را در‌ مورد‌ آن به‌ کار برد.[۱۱۴]

وی همچنین چندین جواب دیگر نیز ارائه می کـند و از جـمله این که پیامبر‌(ص) و علی(ع) از بالاترین درجه فصاحت و بلاغت در میان عرب برخوردار بودند‌ به‌ گونه‌ ای که کلمات و سخنان حسین بن قاسم به هیچ وجه قابل مقایسه با کلام آنها نـیست و بـا ‌‌وجود‌ این کلام آنها هرگز «أبهر» و «أفصح» از کلام خداوند، دانسته نشده و نمی شود‌.[۱۱۵‌]

حمیدان‌ بن یحیی نیز دقیقاً همان تعبیر «أبهر» را در بیان باور پیروان حسین بن قاسم‌ آورده و با هـمان روش پیـش تـر ذکر شده و با استناد بـه چـند قـولی‌ که از حسین بن‌ قاسم‌ نقل کرده، کوشیده است تا از او رفع اتهام نماید.[۱۱۶]

محمد بن حسن دیلمی (م ۷۱۱ ق) ضمن اشاره به این اعـتقاد حـسینیه، «أبـهر» را به معنای قدرت جوابگوییِ بهتر در برابر‌ لجاج مـلحدان مـعنا می کند.[۱۱۷]

احمد بن عبدالله وزیر (م ۹۸۵ ق) پس از اشاره به دو باور اخیر حسینیه می افزاید: «آنها چهار اصل دارند که هـر یـک کـفری آشکار است‌».[۱۱۸‌] ولی متأسفانه او از این چهار اصل نام نمی برد و مـا به درستی نمی دانیم که دقیقاً مراد او از چهار اعتقاد اساسی حسینیه کدام است! مسلم آن که علاوه‌ بر‌ سـه اعـتقادی کـه تاکنون به آنها اشاره کردیم و به عنوان اساسی ترین باورهای حـسینیه مـطرح شده است، اعتقادات دیگری نیز در منابع زیدیه به این فرقه منتسب است که‌ در‌ ادامه به آنـها اشـاره مـی کنیم.

ادعای برتری حسین بن قاسم بر ملائکه، (برتری بر ملکوت)[۱۱۹]

امـام زیـدی احـمد بن سلیمان پس از نقل چنین مدعایی، در جواب‌ می‌ گوید‌:

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۴۹)


این اعتقاد نوعی جنون و ادعای‌ خـدایی‌ اسـت‌! چـرا که بر اساس آیات قرآن، فرشتگان به فرمان الاهی عهده دار امور و از جمله مرگ انـسان هـا هستند; بنابراین اگر‌ حسین‌ از‌ کسانی است که می میرد، باید گفت فرشته‌ مـرگ‌ بـر او گـمارده شده و عهده دار اوست و چنین فرشته ای بر او برتری دارد. و اگر بگویند او نمی میرد‌، پس‌ در‌ حق او ادعـای خـدایی کرده اند!

از طرف دیگر فرشتگان‌ نگهبانان دوزخ و بهشت اند و نگهبان همیشه از آنچه نگاهبانی مـی شـود بـرتر است. بنابراین ادعای برتری حسین بر‌ ملکوت‌، باطل‌ می شود.[۱۲۰]

ادعای برتری حسین بن قـاسم بـر پیامبران و امامان‌

علاوه‌ بر ادعای برتری بر پیامبر اسلام، در برخی منابع ادعـای بـرتری حـسین بن قاسم بر دیگر‌ پیامبران‌ و امامان‌ نیز مطرح شده است. در الحکمه الدُریّه و حقائق المعرفه نـقل شـده اسـت‌ که‌ حسین‌ بن قاسم در نامه خود به محسن بن محمد بن مـختار مـی گوید: «و آیا‌ فرق‌ میان‌ من و میان پیامبران و امامان چیزی جز فرق میان شب و روز است»؟![۱۲۲]

ادعای بـرتری‌ سـخنان‌ حسین بن قاسم بر همه کتاب های آسمانی از جمله تورات و انجیل

هـمچنین‌ بـنابر‌ برخی‌ از گزارش ها ادعای برتری کلام حـسین بـن قـاسم به قرآن مجید محدود نشده‌ و شامل‌ هـمه کـتاب های آسمانی بوده است! بنابر نقل امام احمد بن سلیمان، در‌ نامه‌ حسین‌ بـن قـاسم به محسن بن محمد بـن مـختار آمده اسـت:

تـورات و انـجیل و فرقان و تمام علمی‌ را‌ که خداوند بـه وجـود آورده و فرو فرستاده حاضر کنید، شما سخن مرا‌ از‌ نظر‌ استدلال قوی تر و نـورانیتش را بـیش تر و برهانش را عظیم تر از آنها خـواهید یافت‌![۱۲۳‌]

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۵۰)


نزول‌ وحی بـر حـسین بن قاسم

حمیدان بن یـحیی (م قـرن هفتم ق) در بیان‌ الإشکال‌ این عقیده حسینیه را این گونه طرح کرده که آنها گـمان داشـتند که حسین بن قاسم‌ آنـچه‌ را در خـواب مـی دید، در بیداری بـه وقـوع می پیوست; و به‌ دنـبال‌ آن حـمیدان بن یحیی با استشهاد به‌ سخنی‌ از‌ حسین بن قاسم آن را رد می‌ کند‌.[۱۲۴]

ولی احمد بن مـحمد شـرفی (م ۱۰۵۵ ق) از مسلّم لحجی نقل می کند‌ کـه‌ وی ادعـای نزول وحـی بـر‌ حـسین‌ بن قاسم‌ را‌ به‌ صـراحت به خود او نسبت می‌ دهد‌. مسلّم لحجی به نامه ای اشاره می کند که حسین بـن قـاسم‌ در‌ پاسخ به عالمی باطنی و اسماعیلی مـذهب‌ نـوشته اسـت و در آنـ‌ بـر‌ ادعای خود مـبنی بـر دریافت‌ وحی‌ پا می فشارد. نام این عالم باطنی حسین بن عامر است که در‌ اعتراض‌ به حـسین بـن قـاسم در‌ ادعای‌ دریافت‌ وحی، شعری سروده‌ و در‌ آن خطاب بـه حـسین‌ چـنین‌ گـفته اسـت:

ای مـدعی وحی بدان که وحی با مصطفی پایان یافته پس توهم‌ را‌ از خود دور ساز.[۱۲۵]

احمد‌ بن‌ عبدالله وزیر‌ (م ۹۸۵‌ ق) نیز‌ اعتقاد به نزول وحی‌ در خواب را از جمله عقایدی می شمارد که حـسینیه با اعتقاد به آن با‌ حسین‌ بن قاسم بیعت کرده بودند.[۱۲۶‌]

در‌ میان‌ تالیفات‌ منسوب‌ به حسین بن‌ قاسم‌ نیز، از تألیفی نام برده شده با نام: الرد علی من أنکر الوحی بعد خـاتم النـبیین‌.[۱۲۸‌] حسین‌ بن قاسم در متن موجود از این‌ کتاب‌، پس‌ از‌ پیامبر‌ خاتم‌، دریافت وحی را از طریق فرشتگان یا شنیدن مستقیم آن به وسیله ایجاد صدا در گوش، منتفی دانسته است، ولی وحی از راه خواب را امری مـسلّم‌ مـی داند که پس از پیامبر نیز هرگز قطع نمی شود و امامان از آن بهره مند هستند، چرا که به اعتقاد او امامان شریک پیامبران هستند!

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۵۱)


او پس از ذکر‌ چند‌ روایـت بـه نمونه هایی از دریافت های وحـیانی و اسـتجابت دعاهای خود اشاره می کند و تصریح می نماید که این مطالب را کسی جز مومنانِ امتحان پس داده باور نخواهند‌ کرد‌![۱۲۹]

نکته جالب آن است که حمیدان بـن یـحیی در راستای کوشش خود بـرای رفـع اتهام از حسین بن قاسم نام این کتاب‌ را‌ الرد علی من أنکر الوحی‌ فی‌ المنام گذاشته و در کتاب بیان الإشکال در یک مورد از آن نقل قول کرده است.[۱۳۰]

علم غیب حسین بن قاسم

احمد بـن سـلیمان‌ در‌ کتاب الحکمه الدُریّه یکی‌ از‌ باورهای حسینیه را علم غیب داشتن حسین بن قاسم می شمرد.[۱۳۲]

آنان به دلیل بی اطلاعی از کتاب خدا و سنت رسول خدا(ص) معتقدند که حسین بن قاسم عـلم غـیب‌ می‌ دانـد. این سخن آنان به چند دلیل باطل است از جمله این که خداوند متعال می فرماید: قُل لایـَعْلَمُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالاَْرْضِ الْغَیْبَ إِلاّ اللَّهُ وَ مَا یَشْعُرُونَ أَیَّانَ‌ یُبْعَثُونَ[‌۱۳۵]

احـمد‌ بـن سـلیمان اطلاعات دقیق تری نیز از همین باور را به دست می دهد که می توان‌ آن را عنوانی مستقل در عقاید حـسینیه ‌ ‌دانـست:

«و از ناآگاهی حسینیه‌ آن‌ که‌ گفته اند که حسین بن قاسم همانند آل داود قضاوت مـی کـند». و در ادامـه می افزاید: «اگر ‌‌از‌ آنان بپرسی قضاوت آل داود چگونه بوده است؟ می گویند: آن که قبل از‌ سخن‌ گفتنِ‌ دو طـرف، حق و باطل را می دانست!»

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۵۲)


و در پاسخ، به آیات ۲۱ تا ۲۴ سوره‌ ص استشهاد کرده، می گـوید: «اینها نمی دانند کـه بـر اساس آیات قرآن خودِ‌ داود اظهار بی اطلاعی‌ کرده‌ است».

دشنام به صحابه

یحیی بن حسین (م ۱۱۰۰ ق) نقل می کند که منصور بالله، حسینیه را همچون مطرفیه و قاسمیه از رافضیان شیعه می شمارد که بـه صحابه دشنام می دهند![۱۳۶‌]

ما نیز پیش از این در همین نوشتار به گرایش جارودی زیدیان یمن که شامل حسینیه و فرقه های نام برده شده نیز می شود، اشاره کردیم و می دانیم کـه یـکی از‌ ویژگی‌ های جارودیه موضع سخت و تند آنان در برابر مخالفان و متقدمان بر امیرمومنان علی(ع) است.[۱۳۷]

انجام حج در کنار قبر قاسم بن علی در عِیان

امام احمد بن سلیمان (م ۵۶۶‌ ق) از‌ شخصی که تاکید مـی کـند مورد اعتماد اوست، ولی نام او را نمی برد، نقل می کند که قاسم بن محمد بن قاسم بن جعفر[۱۳۹]

احمد بن عبدالله‌ وزیر‌ (م ۹۸۵ ق) نیز به نقل از داماد نشوان بن سعید حـمیری کـه نام او «جعید» ذکر شده است، نقل می کند که او قاسمیه[۱۴۰] را متهم می کرد که‌ آنها‌ در‌ کنار قبر

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۵۳)


قاسم عِیانی حج‌ بجای‌ می‌ آورند و در مذمت آنان اشعاری سروده بود و از آن جـمله ایـن بـیت که در آن می گوید:

«مردم بـه سـوی سـرزمین‌ منا‌ حج‌ کرده اند و خاندان قاسم به سوی مذاقه حج‌ می‌ کنند».[۱۴۱]

ولی روشن است نسبت دادن چنین اعتقاد و رفتاری به همه حـسینیه مـمکن نـیست به ویژه آن که‌ گزارش‌ های‌ ناهمساز دیگر تـاریخی و از جـمله اعمال حجی که شخصیت های‌ حسینیه به جای می آورده اند،[۱۴۲] چنین تعمیمی را رد می کند. بنابراین اگر چنین گزارش هـایی‌ صـحت‌ داشـته‌ باشد تنها محدود به جمع خاصی از حسینیه و در مقطع خاصی‌ از‌ زمـان بوده است.

صحت تیمم با وجود آب

یکی دیگر از باورهای ویژه ای که در‌ فروعات‌ فقهی‌ به حسینیه نسبت داده شده ایـن اسـت کـه آنها تیمم را حتی‌ در‌ صورت‌ وجود آب، صحیح و کافی می دانستند.[۱۴۴]

حشر و نـشر حـیوانات و به بهشت رفتن آنها‌

مسلّم‌ لحجی‌ پس از داستانی جالب در خصوص این اعتقاد حسینیه، به نقل از کتاب هـای‌ حـسین‌ بـن قاسم آورده است که بنا به باور او حیوانات در روز قیامت‌ برانگیخته‌ می‌ شوند و بـه بـهشت رفـته، در نعمت خواهند بود، زیرا آنها نیز عقل دارند و اهل‌ تشخیص‌ هستند، از این رو روا نیست کـه در شـکل نـازیبا و زشت باقی بمانند‌; بنابراین‌ خداوند‌ آنان را به صورت هایی نیکو در خواهد آورد. مسلّم لحجی اضـافه مـی کند که‌ این‌ نظر برخی از معتقدان به تناسخ است.[۱۴۵]

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۵۴)


انجام اعمال خارق العـاده‌ حـسین‌ بـن‌ قاسم

احمد بن سلیمان از شخص مورد اعتماد خود، نقل می کند که او به‌ قـاسم‌ بـن‌ محمد بن قاسم بن جعفر گفته است که آیا تو خود مهدی‌ (حـسین‌ بـن قـاسم) را دیده ای؟! و او پاسخ داده که: «بله! با او در خانه بودم و او ایستاد‌ و آماده‌ رفتن شد. ناگهان دیوار خانه شـکافت و او از آن بـیرون رفت و از‌ در‌ خانه بیرون نرفت!»[۱۴۶]

جهنمی و کافر بودن‌ غیر‌ معتقدان‌ به عقاید حـسینیه

نـشوان بـن سعید حمیری‌ (م ۵۷۳‌ ق) و محمد بن حسن دیلمی (م ۷۱۱ ق) پس از بر شمردن سه اعتقاد نخست و اساسی‌ حسینیه‌، اضافه کـرده انـد کـه به‌ باورِ‌ آنها هر‌ کس‌ بر‌ عقیده آنان نباشد، از جهنمیان است‌.[۱۴۷‌]

احـمد بـن سلیمان (م ۵۶۶ ق) نیز نقل می کند که آنان غیر معتقدان‌ به‌ باورهای خود را کافر می دانند‌.[۱۴۸]

درسـتی ایـن گزارش‌ ها‌ به این معناست که حسینیه‌ علاوه‌ بر آن که از میان فـرقه هـای اسلامی تنها خود را اهل نجات‌ می‌ دانـستند، هـمچون خـوارج، دیگران را‌ از‌ دائره‌ اسلام نیز خارج‌ می‌ پنـداشتند!

ولی مـطالعه تاریخ‌ یمن‌ در سه قرن حضور فرقه حسینیه که در برخی مقاطع با حاکمیت و قـدرت یـافتن‌ آنها‌ نیز همراه بوده اسـت، پذیـرش چنین‌ نـسبت‌ هـایی را‌ دشـوار‌ می‌ سازد. به نظر می‌ رسـد کـه این نسبت ها بیشتر باید به نوعی برخورد حذفی و تخریبی از جانب رقـیبان‌ حـسینیه‌، تفسیر شود، به ویژه این کـه‌ به‌ خوبی‌ می‌ دانـیم‌ کـه شخصیت هایی‌ همچون‌ نشوان بـن سـعید حمیری و احمد بن سلیمان با حسینیه درگیر بوده و سابقه دشمنی نیز داشته انـد‌.[۱۴۹‌]

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۵۵)


انـشعاب‌ حسینیه

بر اساس گزارش هـای مـوجود در‌ ایـن‌ که‌ آیا‌ پسـ‌ از‌ حـسین بن قاسم می تـوان بـا او ارتباط دیداری و شفاهی داشت، پیروان او دچار اختلاف نظر بوده، به دو دسته تقسیم شدند. نـشوان بـن سعید حمیری (م ۵۷۳‌ ق) و محمد بن حسن دیـلمی (م ۷۱۱ ق) بـه صراحت از ایـن تـقسیم سـخن گفته و آورده اند:

آنان بـه دو گروه تقسیم شدند; گروهی که معتقد بودند حسین به صورت پنهانی با آنان‌ ارتباط‌ دارد و در حـال غـیبتش دیدار با او قطع نشده است و هـمه اعـمال آنـها تـنها بـه فرمان او انجام مـی شـود. و گروه دیگری که این عقیده را باطل شمرده، می‌ گفتند‌ او را در دوره غیبت و تا زمان ظهورش نمی توان دیـد و آنـها تـنها به آنچه او در کتاب هایش به جای گـذاشته عـمل‌ مـی‌ کـنند.[۱۵۰]

مـسلّم لحـجی (زنده‌ در‌ ۵۵۲ ق) در تاریخ خود در داستان های متعددی از حسینیه مطالبی را نقل می کند که از آنها به خوبی استفاده می شود که‌ حسینیه‌ در عصر او نه‌ تنها‌ مانعی از ارتباط با حـسین بن قاسم نمی دیدند، بلکه مدعی چنین دیدارهایی بودند و یا سخن مدعیان دیدار حسین را باور می کردند.[۱۵۱]

احمد بن سلیمان (م ۵۶۶ ق) نیز نقل‌ می‌ کند که قاسم بن محمد بن قـاسم بـن جعفر مدعی بود که با حسین بن قاسم هم سخن می شود و با او دیدار می کند (م قرن ششم ق)![۱۵۲]

امتداد زمانی‌ حسینیه‌

حسینیه در‌ طول قرن پنجم هجری قمری حضوری نـمایان و آشـکار داشتند. در این مقطع امیرانی از خاندان قاسم عیانی‌ بر بخش هایی از شمال یمن و به ویژه در منطقه «شهاره‌» حکومت‌ می‌ کردند که همگی معتقد بـه بـاورهای حسینیه بودند و علی رغم وجـود شـرایط امامت زیدیه در برخی از ‌‌آنان‌ همچون قاسم بن جعفر بن قاسم عِیانی (۴۱۱ـ۴۶۸ ق)،

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۵۶)


اعتقاد آنان به مهدویت‌ و غیبت‌ حسین‌ بن قاسم مانعی بر سر راه اعلام امـامتشان بـود.[۱۵۵]

در قرن ششم نیز گـزارش‌ هـا همچنان از حضور جدی حسینیه حکایت دارد. در همین مقطع مسلّم لحجی‌ (زنده در ۵۵۲ ق) داستان‌ ها‌ و حکایت های شیرینی از باورهای حسینیه نقل می کند. در دوران امامت امام متوکل علی الله احمد بن سلیمان، یعنی در فاصله سـال هـای ۵۳۲ تا ۵۶۶ هجری قمری نیز علاوه‌ بر آنچه در خصوص مشاجرات نشوان بن سعید حمیری و اطرافیان او با حسینیه آمده و همچنین آنچه در کتاب های امام احمد بن سلیمان منعکس شده و پیش از این بـه هـر دو‌ اشاراتی‌ داشـتیم، گزارش های تاریخی پراکنده ای نیز از حضور حسینیه در دست داریم; از جمله آن که در گزارش های متعددی از حاکمیت و قدرت امـیری با نام فلیته بن قاسم‌ قاسمی‌ یاد شده که بر مـذهب حـسینیه بـوده و در نیمه این قرن با امام زیدیه متوکل علی الله احمد بن سلیمان درگیر بوده، در یکی از آخرین نبردها در سـال‌ ‌ ‌۵۶۵‌ هـجری قمری آن امام را به اسارت در می آورد و پس از وساطت و دخالت قبایل او را آزاد می کند.[۱۵۷]

در قرن هفتم نـیز حـمید بـن احمد محلّی‌ (م ۶۵۲‌ ق) تصریح‌ می کند که تا زمان‌ او‌ معتقدان‌ به زنده بودن و مهدویت حسین حـضور دارند و او در رد آنان تألیف مستقلی با نام الرساله الزاجره نگاشته است.[۱۵۹]

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۵۷)


در‌ قرن‌ هشتم‌ مـحمد بن حسن دیلمی (م ۷۱۱ ق) پس از اشـاره‌ بـه‌ حسینیه و باورهای آنان می گوید: «امروزه از آنان کسی باقی نمانده، مگر تعداد اندکی».[۱۶۱]

در قرن نهم هادی‌ بن‌ ابراهیم‌ وزیر (م ۸۲۲ ق) از حضور حسینیه تا چندی قبل از زمان‌ تالیف کتاب خود، هدایه الراغبین خـبر می دهد و از شخصی به نام یحیی بن محمد عمرانی نقل می‌ کند‌ که‌ او و یا کسی که وی او را دیده، پیروان حسینیه را‌ درک‌ کرده است![۱۶۲]

محمد بن ابراهیم وزیر (م ۸۴۰ ق) برای اولین بار به صـراحت از انـقراض کامل‌ حسینیه‌ خبر‌ می دهد:

«زیدیه با آنان مقابله کردند و تا نابودی آنان جهاد نمودند‌ و اینک‌ خدای‌ را سپاس که کسی از آنان باقی نمانده است.»[۱۶۳]

امام احمد بن یحیی‌ بن‌ مـرتضی‌ (م۸۴۰ ق) نـیز از انقراض حسینیه خبر داده است.[۱۶۴]

احمد بن عبدالله وزیر (م ۹۸۵‌ ق) نیز‌ که پیش از این، سخن او را در خصوص امتداد حسینیه تا زمان‌ امام‌ یحیی‌ بن حمزه آوردیم، از شخصیتی که از او با عنوان و نام فـقیه عـبدالله ورد‌ یاد‌ کرده، نقل می کند که او تا قبل از سال ۸۴۰ هجری قمری‌ که‌ مرگ‌ و میری فراگیر در یمن اتفاق افتاد، یکی از بزرگان «ثلا» را می شناخته که به‌ زنده‌ بودن حسین و اعـتقادات حـسینیه مـعتقد بوده است.[۱۶۵]

ابن ابی رجـال (م ۱۰۹۲‌ ق) هـم‌ مـی‌ گوید:

اعتقادات حسینیه در طول حدود ۳۰۰ سال و تا حدود سال ۷۰۰ هجری قمری در‌ میان‌ مردم‌ و جاهلان شیعه ادامه یافت. و از آن پس آنان متلاشی شده، رو بـه‌ کـمی‌ گـذاشتند و باقی مانده ای از آنان در میان جاهلان شیعه و غیر شـیعه در مـناطق «حیام» و اطراف‌ آن‌ و در مناطقی در غرب صنعاء باقی ماندند تا این که در رأس‌ سال‌ ۸۰۰ هجری قمری قبر حسین بن قـاسم‌ در‌ «ذیـ‌ عـرار» آشکار شد، و توهمات آنان درهم ریخت‌.[۱۶۶‌]

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۵۸)


و بالاخره در آخرین گزارش هـایی از این دست، در قرن یازدهم هجری قمری‌ از‌ شخصیتی نام برده می شود‌ به‌ نام حسین‌ بن‌ علی‌ بن صـلاح عـبالی (م ۱۰۸۰ ق) کـه علی‌ رغم‌ انقراض کامل حسینیه از چند قرن قبل، به عقاید آنـان مـعتقد بوده‌، ارادتی‌ ویژه به حسین بن قاسم و تألیفات‌ او داشته است![۱۶۷‌]

از‌ مجموع گزارش های متعدد و مختلفی‌ کـه‌ نـقل شـد، می توان دریافت که فرقه حسینیه در طول قرن پنجم تا‌ هفتم‌ هـجری قـمری بـه مدت سه‌ قرن‌ حضوری‌ جدی و مطرح داشته‌ و در‌ قرن هشتم حضور آنان‌ کم‌ فروغ و کـم تـعداد بـوده است و در نیمه اول قرن نهم دیگر چیزی به نام‌ حسینیه‌ مطرح نبوده و حداکثر تا سـال ۸۴۰‌ هـجری‌ قمری، تنها‌ افراد‌ معدودی‌ به باورهای آنان وفادار‌ بوده اند و از آن پس به کلی نـاپدید شـده انـد. در این خصوص نسبت هایی‌ که‌ در قرن یازدهم هجری قمری به‌ حسین‌ بن‌ علی‌ عـبالی‌ داده شـده، یک‌ مورد‌ کاملا استثنایی است.

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۵۹)


کتابنامه

آملی، علی بن بلال (م قرن پنجم ق)، تـتمه المـصابیح. مـنتشر شده با المصابیح‌.

ابن‌ مرتضی‌، مهدی لدین الله احمد بن یحیی (م ۸۴۰‌ ق)، المنیه‌ و الأمل‌ فی‌ شرح‌ المـلل‌ و النـحل. مؤسسه الکتاب الثقافیه، ۱۹۸۸٫

ابن یعقوب، حسین بن احمد (زنده در ۳۹۳ ق)، سیره الإمام المـنصوربالله القـاسم بـن علی العیانی. صنعاء: دارالحکمه الیمانیه، چاپ اول، ۱۴۱۷/۱۹۹۶‌.

اشعری، ابوالحسن علی بن اسماعیل (م ۳۰۳ ق)، مقالات الإسلامیین و اختلاف المـصلین. فـرانتز اشـتاینر، چاپ سوم، ۱۴۰۰/۱۹۸۰ م.

اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین (م ۳۵۶ ق)، مقاتل الطالبیین. قم: منشورات الشـریف الرضـی، چاپ اول‌، ۱۴۱۴‌.

اکوع، اسماعیل بن علی (معاصر)، نشوان بن سعید الحمیری و الصراع الفکری و السیاسی و المذهبی فی عـصره. دمـشق: دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷/۱۹۹۷٫

ــــــــــــــ هجر العلم و معاقله فی الیمن. دمشق‌: دار‌ الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۶/۱۹۹۵٫

بروکلمان، کـارل، تـاریخ الأدب العربی. بیروت: دارالکتاب الإسلامی، چاپ دوم.

جرموزی، مـطهر بـن مـحمد بن احمد (م ۱۰۷۶ ق)، النبذه‌ المشیره‌ إلی جمل من عـیون السـیره‌ القاسمیه‌. صنعاء: مکتبه الیمن الکبری، تصویر نسخه خطی.

حبشی، عبدالله بن محمد (مـعاصر)، مـصادر الفکر الإسلامی فی الیمن. ابـوظبی: المـجمع الثقافی، ۱۴۲۵/۲۰۰۴٫

حـسنی، ابـوالعباس‌ احـمد‌ بن ابراهیم (م ۳۵۳ ق)، المصابیح‌. صنعاء‌: مؤسسه الإمـام زیـد بن علی الثقافیه، چاپ اول، ۱۴۲۲/۲۰۰۲٫

حسنی، متوکل علی الله احمد بن سلیمان (م ۵۶۶ ق)، حقائق المـعرفه. صـنعاء: مؤسسه الإمام زید بن علی الثـقافیه، چاپ اول، ۱۴۲۴‌/۲۰۰۳‌.

ــــــــــــــ الحکمه الدُریّه، بـخش مـنتشر شده در ملحقات سیره الأمیرین.

حـسنی، مـنصور بالله حسن بن بدرالدین (م ۶۷۰ ق)، أنوار الیقین فی إمامه أمیرالمؤمنین. نسخه خطی، تصویر نـسخه ۱۲۹۸ ق.

حـسنی، منصور بالله‌ عبدالله‌ بن حـمزه‌ (م ۶۱۴ ق)، الشـافی. بـیروت: مؤسسه الأعلمی، چـاپ اول، ۱۴۰۶/۱۹۸۶٫

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۶۰)


ــــــــــــــ العـقد الثمین فی أحکام الأئمـه الطـاهرین. صنعاء‌: مؤسسه الإمام زید بن علی الثقافیه، چاپ اول، ۱۴۲۱/۲۰۰۱٫

ــــــــــــــ‌ المجموع‌ المنصوری‌. صنعاء: مؤسسه الإمام زیـد بـن علی الثقافیه، چاپ اول، ۱۴۲۲/۲۰۰۲٫

ــــــــــــــ شرح الرساله النـاصحه. صـعده: مرکز ‌‌أهـل‌ البـیت للدراسـات الإسلامیه، چاپ اول، ۱۴۲۳/۲۰۰۲٫

حمیری، نـشوان بن سعید (م ۵۷۳ ق)، (رساله‌) الحور‌ العین‌. مکتبه الخانجی، چاپ اول، ۱۹۴۸٫

ــــــــــــــ شرح رساله الحور العین. منتشر شده بـا رسـاله الحور‌ العین.

خزرجی، العسجد المسبوک، فـیمن ولی الیـمن مـن المـلوک، صـنعاء: وزاره الإعلام و الثقافه‌، تـصویر نـسخه خطی، چاپ‌ دوم‌، ۱۹۸۱م.

دفتری، فرهاد (معاصر)، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ترجمه فریدون بدره ای. تهران: فروزان، چاپ اول، ۱۳۷۵ ش.

دیـلمی، مـحمد بـن حسن (م ۷۱۱ ق) قواعد عقائد آل محمد(ص). نسخه خطی، تـصویر نـسخه ۱۳۲۸ ق.

ربـعی‌، مـفرح بـن احـمد (زنده در ۴۸۵ ق)، سیره الأمیرین الجلیلین الفاضلین القاسم و محمد ابنی جعفر بن الإمام القاسم بن علی العیانی. بیروت: دارالمنتخب العربی، چاپ اول، ۱۴۱۳/۱۹۹۳٫

زحیف، ابن فند محمد‌ بن‌ علی (م ۹۱۶ ق)، مآثر الأبـرار فی تفصیل مجملات جواهر الأخبار. صنعاء: مؤسسه الإمام زید بن علی الثقافیه، چاپ اول، ۱۴۲۳/۲۰۰۲٫

زرکلی، خیرالدین، الأعلام. بیروت: دار العلم للملایین، چاپ نهم، ۱۹۹۰‌.

زید‌ بن علی بن حسین (م ۱۲۲ ق)، مجموع کتب ورسائل الإمـام الأعـظم زید بن علی(ع). صعده: مرکز أهل البیت للدراسات الإسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۲۴/۲۰۰۳٫

زید بن علی، تیارات معتزله الیمن‌. صنعاء‌: المرکز الفرنسی للدراسات الیمنیه، چاپ اول، ۱۹۹۷٫

شامی، احمد بن محمد (م ۱۴۲۶ ق)، تاریخ الیمن الفـکری فـی العصر العباسی. بیروت: منشورات العصر الحدیث، چاپ اول، ۱۴۰۷/۱۹۸۷٫

شرفی، احمد بن‌ محمد‌ بن‌ صلاح (م ۱۰۵۵ ق)، اللئالی المضیئه فی‌ أخبار‌ الأئمه‌. نسخه خطی، تصویر نسخه ۱۰۳۴ ق.

عباسی عـلوی، عـلی بن محمد بن عبیدالله (قـرن سـوم)، سیره الهادی إلی الحق یحیی بن الحسین‌. بیروت‌: دارالفکر‌، چاپ دوم، ۱۴۰۱/۱۹۸۱

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۶۱)


.

عِیانی، مهدی لدین الله‌ حسین‌ بن قاسم (م ۴۰۴ ق)، المعجز الباهر، فی العدل و التوحید لله العزیز القاهر. مـنتشر شـده در من مجموع کتب و رسـائل الإمـام‌ العیانی‌.

ــــــــــــــ‌ من مجموع کتب و رسائل الإمام العیانی. صنعاء: مرکز التراث و البحوث‌ الیمنی، چاپ اول، ۱۴۲۴/۲۰۰۳٫

قاسمی، حمیدان بن یحیی بن حمیدان (م قرن هفتم ق)، بیان الإشکال فیما حکی عن‌ المهدی‌ من‌ الأقوال. مـنتشر شـده در مجموع السید حمیدان.

ــــــــــــــ التصریح بالمذهب الصحیح‌. منتشر‌ شده در مجموع السید حمیدان.

ــــــــــــــ مجموع السید حمیدان. صعده: مرکز أهل البیت للدراسات الإسلامیه، چاپ‌ اول‌، ۱۴۲۴‌/۲۰۰۳٫

قاسمی، یحیی بن حسین، طبقات الزیدیه الصغری. نسخه خـطی، تـصویر نسخه‌ ۱۰۹۴‌ ق.

ــــــــــــــ‌ غـایه الأمانی فی أخبار القطر الیمانی. القاهره: دار الکتاب العربی، ۱۳۸۸/۱۹۶۸٫

لحجی، مسلّم‌ بن‌ محمد‌ بن جعفر (زنده در ۵۵۲ ق)، تاریخ مـسلّم اللحجی. بخش های منتشر شده در ملحقات‌ سیره‌ الأمیرین.

مانگدیم حسینی، مـستظهر بـالله احـمد بن حسین (م ۴۲۵ ق)، شرح الأصول الخمسه. قاهره‌: مکتبه‌ وهبه‌، چاپ دوم، ۱۴۰۸/۱۹۸۸٫

محلّی، حمید بن احمد (م ۵۶۲ ق)، الحدائق الوردیه فی مـناقب ‌ ‌الأئمـه‌ الزیدیه‌. صنعاء: مرکز بدر العلمی و الثقافی، چاپ اول، ۱۴۲۳/۲۰۰۲٫

ــــــــــــــ الرساله الزاجره. نسخه‌ خطی‌، تصویر‌ نـسخه ۱۰۴۹ ق.

مـسعودی، عـلی بن حسین (م ۳۴۶ ق)، مروج الذهب و معادن الجوهر. بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‌، چاپ‌ اول، ۱۴۱۱/۱۹۹۱٫

مؤیدی، مجدالدین بن مـحمد (معاصر)، التحف شرح الزلف. صنعاء‌: مکتبه‌ بدر‌، چاپ سوم، ۱۴۱۷/۱۹۹۷٫

ناشیء اکبر (م ۲۹۳ ق)، مسائل الإمامه. بـیروت: المعهد الآلمانی للأبحاث الشـرقیه،

چـاپ‌ دوم‌، ۲۰۰۳‌.

نوبختی، حسن بن موسی (م قرن چهارم ق)، فرق الشیعه. بیروت: دار الأضواء، چاپ‌ دوم‌، ۱۴۰۴/۱۹۸۴٫

وجیه، عبدالسلام بن عباس (معاصر)، أعلام المؤلفین الزیدیه. صنعاء: مؤسسه الإمام زید بن علی‌ الثقافیه‌، چاپ اول، ۱۴۲۰/۱۹۹۹٫

هفت آسمان » پاییز ۱۳۸۴ – شماره ۲۷ (صفحه ۱۶۲)


ــــــــــــــ مصادر التـراث فی المکتبات الخاصه فی الیمن‌. صنعاء‌: مؤسسه الإمام زید بن علی الثقافیه، چاپ‌ اول‌، ۱۴۲۲‌/۲۰۰۲٫

وزیر، احمد بن عبدالله (م ۹۸۵ ق)، الفضائل‌ (تاریخ‌ بنی الوزیر). نسخه خطی، تصویر نسخه ۱۰۵۳ ق.

وزیر، عبدالله بن علی (م ۱۱۴۷ ق)، طبق‌ الحـلوی‌ و صـحاف المن و السلوی. صنعاء: مرکز‌ الدراسات‌ و البحوث الیمنی‌، چاپ‌ اول‌، ۱۴۰۵/۱۹۸۵٫

وزیر، محمد بن ابراهیم‌ (م ۸۴۰‌ ق)، العواصم و القواصم فی الذبّ عن سنه أبی القاسم. بیروت: مؤسسه الرساله، چاپ‌ سوم‌، ۱۴۱۵/۱۹۹۴٫

وزیر، هادی بن ابراهیم‌ (م ۸۲۲ ق)، هـدایه الراغـبین إلی‌ مذهب‌ العتره الطاهرین. صعده: مرکز أهل‌ البیت‌ للدراسات الإسلامیه، چاپ اول، ۲۰۰۲/۱۴۲۳٫

هارونی، ابوطالب یحیی ین حسین (م ۴۲۴ ق)، الإفاده‌ فی‌ تاریخ الأئمه الزیدیه. تحقیق محمد‌ یحیی‌ سالم‌ عزان، صنعاء: دار‌ الحکمه‌ الیـمانیه، چـاپ اول، ۱۴۱۷‌/۱۹۹۶‌.

ــــــــــــــ الإفاده فی تاریخ الأئمه الساده. تحقیق هادی بن حسن بن هادی الحمزی، صعده‌: مرکز‌ أهل البیت للدراسات الإسلامیه، چاپ اول‌، ۱۴۲۲‌/۲۰۰۱٫

نکات ویژه و دیدگاه های خود درباره این مقاله را از بخش نظرات برای ما ارسال کنید تا به نام خودتان در این قسمت درج گردد.

مشخصات کتاب شناختی مقاله:
رفرنس:

:APA



Chicago:



Harvard:



Vancouver:
ارتباط با شبکه بین المللی مطالعات ادیان:
islamicdialogs@gmail.com

Top