بررسی اعتبار معجزه گاه های منسوب به امام علی علیه السلام در عراق

آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (از صفحه ۳۱ تا ۵۰)
بررسی اعتبار معجزه گاه های منسوب به امام علی علیه السلام در عراق (۲۰ صفحه)
نویسنده : خامه یار،احمد

چکیده

در برخی منابع تاریخی و روایی شیعه، معجزه های متعددی به امام علی علیه السلام نسبت داده شده است. اعتقاد به وقوع این معجزات در مکان هایی خاص، موجب شده تا بعدها در این مکان ها زیارتگاه هایی ایجاد شود که در این نوشتار، از آنها با عنوان «معجزه گاه های امام علی علیه السلام» یاد شده است. در کشور عراق، شماری از این دست زیارتگاه ها وجود دارد که مهم ترین آنها عبارت است از: «مشهد الشمس» در حله، «زیارتگاه جمجمه» در بابل، «مسجد براثا» در بغداد، و «قطاره» امام علی علیه السلام نزدیک کربلا. در این مقاله، ضمن معرفی مختصر هریک از این چهار معجزه گاه، تلاش شده است تا با تحلیل و مقایسه اقوال و روایات نقل شده در منابع روایی متقدم شیعه در باب معجزات امام علی علیه السلام و محل وقوع آنها، میزان اعتبار این معجزه گاه ها و انطباق آنها با این روایات بررسی شود. نتایج این بررسی نشان می دهد که در این منابع، تناقضات و اختلافات شدیدی در محل وقوع معجزاتی که مبنای شکل گیری این زیارتگاه ها بوده است، وجود دارد، به گونه ای که غالبا انطباق موقعیت جغرافیایی آنها را با اقوال و روایات موجود، با مشکل مواجه می سازد.

کلمات کلیدی

امام علی علیه السلام، معجزه، زیارتگاه، عراق، روایات، شیعه.
تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۳۱)


‌ ‌‌‌بـررسی‌ اعتبار معجزه گاه های منسوب به امام علی علیه السلام در عراق

احمد‌ خـامه‌ یـار‌ / دانـشجوی دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه تهران a_khamehyar@yahoo.com

دریافت: ۲/۱۰/۱۳۹۳ ـ پذیرش‌: ۱۵/۱۲/۱۳۹۳

چکیده

کلیدواژه ها:

 

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۳۲)


مقدمه

از دیرباز تـاکنون، بیشتر مسلمانان ها‌ به امام علی علیه‌ السلام‌ به عنوان یک شخصیت اسـتثنایی و فوق العاده نگریسته انـد. در مـیان اهل سنت، علما و اندیشمندان فراوانی بوده اند که امیرالمؤمنین علیه السلام را بر سایر خلفا ترجیح داده اند، و صوفیان نیز‌ آن حضرت را وارث معارف و علوم باطنی پیامبر صلی الله علیه و آله دانسته و سلسله های طریقتی خود را بـه ایشان رسانده اند. از سوی دیگر، گروه هایی منسوب به شیعه نیز‌ از‌ نخستین دوره های تاریخ اسلام در حق ایشان غلو ورزیده و گاه برای ایشان مرتبه الوهیت قایل شده اند.

در منابع روایی شیعه، روایـات مـتعددی در باب معجزات امیرالمؤمنین علیه السلام‌ نقل‌ شده که بخش قابل توجهی از آنها در روزهای حضور آن حضرت در سرزمین عراق در دوره خلافت ظاهری ایشان رخ داده است. بر اساس این روایات، بخش قابل‌ توجهی‌ از این مـعجزات مـربوط به زمان رفت و آمد ایشان برای مقابله با دشمنان، یعنی در طول مسیر رفت و بازگشت جنگ صفین، و یا مسیر رفت و بازگشت جنگ نهروان به وقوع‌ پیوسته‌ است‌.

تعدادی از این مـعجزات مـبنای‌ پیدایش‌ و ساخته‌ شدن زیارتگاه هایی در جاهایی بوده که محل وقوع این معجزات به شمار می آمد. برای مثال، گفته می شود که‌ زیارتگاه‌ «مشهد‌ الشمس» در شهر حلّه، در محل بـازگشت خـورشید‌ بـرای‌ امام علی علیه السلام، و مـسجد «جـمجمه» در مـنطقه بابِل نیز در محل سخن گفتن آن حضرت با جمجمه مرده‌ ساخته‌ شده‌ است. همچنین «دکّه الطشت»، از مقام های زیارتی مسجد کوفه‌، مـحل وقـوع مـعجزه دیگری از امام علی علیه السلام است، و زیارتگاه «مـشهد البـوق» در «رحبه مالک بن طوق‌» («میادین‌» امروزی‌ در شرق سوریه) با یک غیب گویی امام علی علیه السلام‌ ارتباط‌ یافته اسـت. ایـن نـوشتار به صورت تسامحی از چنین زیارتگاه هایی با تعبیر «معجزه گـاه» یاد‌ کرده‌ است‌.

سؤال هایی که نگارنده در این مقاله درصدد پاسخ گویی به آنهاست‌: آیا‌ زیارتگاه‌ های بـررسی شـده کـاملاً منطبق بر جاهایی است که در روایات به عنوان محل‌ وقوع‌ مـعجزات‌ (صـرف نظر از سند و محتوای آنها) ذکر شده است؟ به عبارت دیگر، آیا این زیارتگاه‌ ها‌ بر اساس روایـات یـادشده بـه عنوان مبنای پیدایش آنها، تا چه میزان اعتبار‌ تاریخی‌ دارد؟

برای‌ پاسخ بـه ایـن سـؤال ها، چهار معجزه گاه واقع در خاک عراق را بررسی‌ کرده‌ ایم که عبارتند از: زیارتگاه یـا «مـشهد ردّ الشـمس» در شمال شهر حلّه‌، مسجد‌ یا‌ «زیارتگاه جمجمه» در منطقه بابِل، «مسجد براثا» در بغداد، و زیارتگاه مـعروف بـه «قطّاره امام علی‌ علیه‌ السلام» نزدیک دریاچه رَزّازه در غرب کربلا. لازم به ذکر است کـه‌ از‌ ایـن‌ زیـارتگاه ها، دو زیارتگاه یعنی «مسجد براثا» و «مسجد جمجمه»

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۳۳)


در گذر زمان از بین رفته‌، و دو‌ زیارتگاه‌ دیگر یـعنی «مـشهد الشمس» و «قطّاره امام علی علیه السلام» تاکنون باقی مانده‌ است‌.

در بررسی هر مـعجزه گـاه، روایـت هایی را که عمدتاً با جزئیات متفاوت در منابع روایی‌ شیعه‌ درباره معجزه ای مرتبط با آن نقل شـده اسـت، به اجمال بیان‌ شده‌ و نکات اختلافی، به ویژه در خصوص زمان‌ و محل‌ وقـوع‌ ایـن مـعجزات، استخراج شده است.

۱٫ زیارتگاه «مشهد‌ ردّ‌ الشمس»

در شمال شهر حلّه، در کنار جاده ای که از این شهر‌ بـه‌ بـابِل مـتصل می شود، زیارتگاه‌ معروف‌ به «مشهد‌ ردّ‌ الشمس‌» قرار دارد که براساس باور شـیعیان‌، در‌ مـحلی ساخته شده است که در آنجا به طریق معجزه، خورشید پس‌ از‌ غروب برای امام علی علیه السـلام‌ بـازگردانده شد.

پیش از‌ توصیف‌ این زیارتگاه، لازم به توضیح‌ است‌ که بر اساس بـسیاری از مـنابع حدیثی و روایی شیعه و حتی اهل سنت، خـورشید‌ پسـ‌ از غـروب آن، یک یا‌ دو‌ بار‌ برای امیرالمؤمنین علیه‌ السـلام‌ بـازگردانده شد که به‌ حادثه‌ «ردّ الشمس» (= بازگرداندن خورشید) معروف است. در این باره از امیرالمؤمنین عـلیه السـلام نقل‌ شده‌ است: «اِنَّ اللهـَ تـَبارَکَ وَتَعالَی رَدَّ‌ عـَلَیَّ‌ الشـَّمسَ مـَرَّتَین‌، وَلَم‌ یَردّها‌ عَلی اَحَد مِن اُمـَّهِ‌ مـُحَمَّدٍ غَیری»؛ خداوند تبارک و تعالی دو بار خورشید را برای من بازگرداند، و آن را جز‌ من‌ بـرای هـیچ کس دیگری از امّت‌ محمد‌ برنگرداند‌(صـدوق‌، ۱۴۰۳‌ق، ۵۸۰).

همچنین از‌ ابن‌ عبّاس نـقل شـده است که خورشید تنها بـرای سـه نفر یعنی حضرت سلیمان وصی حضرت داود‌ علیه‌ السلام‌، حضرت یوشع وصی حضرت مـوسی عـلیه السلام‌ و حضرت‌ علی‌ بن‌ ابـی‌ طـالب‌ عـلیه السلام وصی پیـامبراکرم صـلی الله علیه و آله برگردانده شد(ابـن شـهرآشوب، ۱۴۱۲ق، ج ۲، ص ۳۵۵).

شیخ صدوق نیز از امام صادق علیه السلام داستان بازگرداندن خورشید برای حضرت‌ سلیمان عـلیه السـلام را روایت کرده، و سپس اشاره نموده کـه مـطابق روایتی، خـداوند خـورشید را بـرای حضرت یوشع علیه السـلام بازگردانده است(صدوق، ۱۴۱۰ق، ج ۱، ص ۱۲۹ـ۱۳۰).

حسین بن حمدان خصیبی‌ گفته‌ است: مطابق به روایتی خورشید تنها بـرای یـوشع بن نون، وصی حضرت موسی و امـیرالمؤمنین عـلی( بـازگشته اسـت(خـصیبی، ۱۴۲۳ق، ص ۱۲۳). او سپس به سـند خـود از امام محمدباقر علیه‌ السلام‌ روایت کرده است که خورشید برای امیرالمؤمنین علیه السلام سه بار: یـک بـار در مـدینه منوّره و دو بار در عراق بازگردانده شد، و سپس‌ داسـتان‌ مـفصل هـریک را آورده اسـت‌(خـصیبی‌، ۱۴۲۳ق، ص ۱۲۰).

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۳۴)


هـمچنین بسیاری از شاعران شیعه در قرون اولیه اسلامی در اشعار خود، به معجزه «ردّ شمس» اشاره داشته اند(ر.ک: ابن شهرآشوب، ۱۴۱۲‌ق، ج ۲، ص ۳۵۴‌ـ۳۶۱). ابوبکر شیرازی از‌ اعلام‌ اهل سنت نیز معتقد است: خورشید چندین بـار در جایگاه های گوناگونی برای امیرالمؤمنین علیه السلام بازگردانده شده است (ابن شهرآشوب، ۱۴۱۲ق، ج ۲، ص ۳۵۳).

علّامه مجلسی در بحارالانوار، یک باب را‌ به‌ موضوع «ردّ الشمس» برای امیرالمؤمنین علیه السلام اختصاص داده و روایات گوناگونی را از منابع شیعه نـقل کـرده است(ر.ک: مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۴۱، ص ۱۶۶ـ۱۹۱).

معجزه اول ردّ شمس که علاوه بر‌ منابع‌ شیعه، در‌ بسیاری از منابع اهل سنت نیز نقل شده، در زمان حیات حضرت رسول اکرم صلی الله علیه‌ و آله در مدینه منوّره اتفاق افتاد. خلاصۀ مـضمون روایـات نقل شده‌ چنین‌ است‌ که روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از بجا آوردن نماز ظهر و عصر، حضرت علی ‌‌علیه‌ السلام را نزد خویش فرا خواندند، سپس درحـالی کـه سر بر دامان امام‌ عـلیه‌ السـلام‌ نهاده بودند، وحی بر ایشان نازل شد و در همان حال پیامبر صلی الله علیه و آله‌ به خواب رفتند. این در حالی بود که امام علیه السلام هـنوز نـماز‌ عصر خود را نخوانده‌ بـودند‌. ایـن حالت به قدری طول کشید که خورشید غروب کرد و نماز عصر امام علی علیه السلام قضا شد. وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله بیدار شدند و از قضا شدن نماز امام‌ علیه السلام مـطلع شـدند، دعا کردند که خورشید برگردد تا امام علیه السلام نماز عصر خود را ادا کنند (ر.ک: نریمانی، ۱۳۸۱، ص ۳۴).

از جمله محدثان و علمای شیعه، که این داستان را‌ نقل‌ کرده اند، می توان از شیخ کلینی، شیخ صـدوق، حـمیری، عیاشی، مـحمد بن حسن قمی، حسین بن حمدان خصیبی، شیخ مفید، قطب راوندی و ابن حمزه طوسی نام برد(ر.ک: کـلینی، ۱۴۰۱‌ق، ج ۴، ص ۵۶۱‌ـ۵۶۲؛ صدوق، ۱۳۸۵ق، ج ۲، ص ۳۵۱ـ۳۵۲؛ همو، ۱۴۱۰ق، ج ۱، ص ۱۳۰؛ حمیری، ۱۴۱۳ق، ص ۱۷۵ـ۱۷۶؛ عیاشی، بی تا، ج ۲، ص ۷۰ـ۷۱؛ قمی، ۱۴۲۳ق، ص ۱۹ـ۲۰؛ خصیبی، ۱۴۲۳ق، ص ۱۲۰ـ۱۲۱؛ مفید، ۱۴۱۵ق، ج ۱، ص ۳۴۵ـ۳۴۶‌؛ قطب‌ راونـدی، ۱۴۰۹ق، ج ۱، ص ۱۵۵ـ۱۵۶؛ ابـن حـمزه الطوسی، ۱۴۱۲ق، ص ۲۵۴). بسیاری از علمای اهل سنت نیز در کتاب های خود، این داستان را نقل کرده اند (ر.ک: طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ص ۱۱۲ـ۱۱۵‌) و حتی‌ بـرخی‌ ‌ ‌از آنـان درباره طرق روایی‌ آن‌ و یا‌ در دفاع از امکان یا صحت وقوع این معجزه تـألیفاتی داشـته انـد(ر.ک: ابن شهرآشوب، ۱۴۱۲ق، ج ۲، ص ۳۵۳؛ طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ص ۱۱۱ـ۱۱۲).

البته‌ در‌ جزئیات‌ روایات نقل شده در این باره، اختلافاتی وجود‌ دارد‌ و برخی به دیـده تردید به وقوع این معجزه و روایات آن نگریسته اند (ر.ک: نریمانی، ۱۳۸۱، ص ۳۳ـ۵۷). به هر حال‌، در‌ مـدینه‌ منوّره

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۳۵)


مسجدی به نـام مـسجد «فَضیخ» یا «ردّ شمس» وجود‌ داشته که آن را محل وقوع این معجزه به شمار آورده اند(ر.ک: جعفریان، ۱۳۹۰، ص ۲۹۹ـ۳۰۲).

در تعدادی‌ از‌ منابع‌ شیعه، روایاتی مبنی بر وقوع معجزه ردّ شمس دوم در سرزمین‌ بابِل‌ نقل شده است، اما در این روایـات اختلافاتی در سبب و زمان وقوع حادثه و دیگر جزئیات آن‌ وجود‌ دارد‌. در بیشتر این روایات، به وقوع معجزه در زمان بازگشت امیرالمؤمنین علیه‌ السلام‌ از‌ نهروان اشاره شده، اما بر اساس کتاب وقعه صفّین، در زمان حـرکت امـام علیه‌ السلام‌ به‌ سمت صفّین اتفاق افتاده و در برخی روایات نیز به زمان وقوع آن اشاره نشده‌ است‌؛ که در ادامه به تفصیل به این روایات خواهیم پرداخت.

نصر بن مزاحم‌ درباره‌ مـعجزه‌ ردّ شـمس به سند خود از عبد خیر بن یزید همدانی این گونه نقل‌ کرده‌ است: به همراه علی[ علیه السلام] در سرزمین بابِل حرکت می کردیم. وقت‌ نماز‌ عصر‌ فرارسید. هر جـا مـی رسیدیم سرسبزتر از جای قبل بود. تا اینکه به جایی رسیدیم‌ که‌ زیباتر از آن ندیده بودیم. خورشید در حال غروب بود. حضرت دعایی‌ کرد‌ و خورشید‌ به مقدار وقت نماز عصر شروع کـرد بـه بـازگشتن. نماز عصر را خواندیم. سپس خـورشید‌ غـروب‌ کـرد‌ (منقری، ۱۴۱۰ق، ص ۱۳۶).

با این حال، همو روایت دیگری را شبیه روایت‌ مزبور‌، از فرزند مِخنَف بن سلیم ازدی نقل کرده که در آن، اشاره ای به بازگشت خـورشید‌ نـشده‌ اسـت: «پدرم مخنف بن سلیم همراه علی [ علیه السلام] در سـرزمین بـابل‌ حرکت‌ می کرد. در این حال علی [ علیه‌ السلام]‌ فرمود‌: بابِل زمینی است که در آنجا «خَسف‌» شده‌ است. مرکبت را حـرکت بـده تـا شاید نماز عصر را در بیرون آن‌ ادا‌ کنیم. سپس بر سرعت مـرکب‌ خود‌ افزود و به‌ تبع‌ وی‌ دیگران نیز بر سرعت مرکبشان افزودند‌. پس‌ از اینکه از پل صراط عبور کردند، علی [ عـلیه السـلام] از مـرکب‌ پایین‌ آمد و با مردم نماز عصر را‌ به جا آورد(منقری‌، ۱۴۱۰‌ق، ص ۱۳۵).

در تعدادی از مـنابع‌ روایـی‌ شیعه، این داستان با تفصیل بیشتری نقل شده و خلاصه آن چنین است که‌ امام‌ علی علیه السـلام بـا لشـکریان‌ خود‌، در‌ وقت نماز عصر‌ به‌ سرزمین بابِل رسیدند و فرمودند‌: اینجا‌ سرزمینی اسـت کـه در آن عـذاب نازل شده و جایز نیست که هیچ پیامبر یا‌ وصی‌ پیامبری در آن نماز بخواند. هر‌ کـس‌ مـی خـواهد‌ در‌ اینجا‌ نماز بخواند، بخواند. مردم‌ پراکنده شدند و به نماز ایستادند. جویریه بن مُسهر، از اصـحاب امـیرالمؤمنین علیه السلام، تصمیم گرفت‌ به‌ امام علیه السلام اقتدا کند و نمازش‌ را‌ با‌ ایـشان‌ بـخواند‌. سـپس به راه‌ خود‌ ادامه دادند، تا اینکه خورشید غروب کرد و آنها از این سرزمین خـارج شـدند. آن گاه حضرت‌ زیر‌ لب‌ دعایی کردند و خورشید دوباره در آسمان بالا‌ آمد‌. پس‌ امـام‌ عـلیه‌ السـلام‌ نماز عصر خود را بجا آوردند و خورشید دوباره غروب کرد.

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۳۶)


درباره جزئیات این داستان، در منابع شـیعه، از جـمله زمان وقوع این معجزه، اختلاف وجود دارد.

در‌ روایت شیخ صدوق در من لایحضره الفـقیه و صـفّار و ابـن حمزه طوسی و قطب راوندی، که از جویریه بن مُسهر عبدی نقل کرده اند (صدوق، ۱۴۱۰ق، ج ۱، ص ۱۳۰ـ۱۳۱؛ صفار، ۱۴۰۴ق، ص ۲۳۷؛ ابـن‌ حـمزه‌ طـوسی، ۱۴۱۲ق، ص ۲۵۳؛ قطب راوندی، ۱۴۰۹ق، ج ۱، ص ۲۲۴) و نیز به نقل حسین بن عبدالوهاب و محمد بن حسن قـمی و شـاذان بن جبرئیل قمی، که از امام حسین علیه السلام روایت کرده‌ اند‌ (حسین بن عبدالوهاب، ۱۳۶۹ق، ص ۱ـ۲؛ قمی، ۱۴۲۳ق، ص ۱۸ـ۱۹ و ۱۶۹ـ۱۷۰؛ قـمی، ۱۳۸۱ق، ص ۶۸) زمـان وقوع حادثه پس از بازگشت از جنگ نهروان بیان‌ شده‌ است. شبیه روایت موجود در‌ ایـن‌ مـنابع را حسین بن حمدان خصیبی با تفصیل بـیشتری از امـام مـحمدباقر علیه السلام نقل کرده است (خصیبی، ۱۴۲۳ق، ص ۱۲۲ـ۱۲۳).

در بـیشتر مـنابع‌ مزبور‌، محل بازگشت خورشید پس‌ از‌ خروج از سرزمین بابل و تنها در روایت شیخ صدوق، پس از عـبور از پل «سـوراء» بیان شده است.

در روایت دیـگری از شـیخ صدوق (در عـلل الشـرائع) و روایـت دیگری از‌ صفّار‌ و نیز در روایت شریف رضـی، از سـرزمین بابِل نامی در میان نیست، اما محل وقوع معجزه جایی پس از گذشتن از پل «صراه» بـیان شـده، و به اینکه این معجزه در‌ مسیر‌ رفـت یا‌ بازگشتِ جنگ صـفین، یـا در زمان رفت یا بازگشتِ جـنگ نـهروان رخ داده، اشاره ای نشده است‌ (صدوق، ۱۳۸۵ق، ج ۲، ص ۳۵۲ـ۳۵۳؛ صفار، ۱۴۰۴ق، ص ۲۳۹؛ شریف رضی، ۱۴۰۶ق، ص ۵۶‌ـ۵۷‌). همچنین‌ در روایت دیگری، مسیر رسیدن بـه بـابل، از سمت کربلا و رود فرات بیان شـده اسـت (صـفار، ۱۴۰۴‌ق، ص ‌‌۲۳۸‌) که با قـول مـبتنی بر وقوع معجزه در مـسیر بـازگشت از نهروان، توافق‌ ندارد‌.

در‌ روایتی که شیخ طوسی از امام محمدباقر علیه السلام نقل کرده، جـزئیات مـعجزه ردّ شمس‌ در عراق، به گونه ای متفاوت بـا روایـات قبلی بـیان شـده اسـت. در‌ این روایت، درباره زمـان‌ حادثه‌ آمده است: «آن گاه که امیرالمؤمنین علیه السلام به سوی نهروان خارج شد…» و چنین تـصوری را بـه وجود می آورد که معجزه مزبور در مـسیر رفـت امـام عـلیه السـلام به نهروان‌ ـ و نـه در مـسیر بازگشت ایشان ـ اتفاق افتاده است. همچنین در روایت مزبور، کسی که در بابل نماز نخواند و صبر کرد تـا بـا امـام علیه السلام نماز بجا آورد، مالک اشتر ـ و نـه‌ جـویریه‌ بـن مـسهر ـ مـعرفی شـده است. علت نماز نخواندن امام علیه السلام در سرزمین بابل نیز شوره زار بودن آن ـ و نه وقوع خسف یا عذاب الهی در آن ـ بیان شده است‌(طوسی‌، ۱۴۱۴ق، ص ۶۷۱ـ۶۷۲).

بر اساس روایت مرفوع و بـدون سند شیخ مفید در الارشاد، ردّ شمس دوم در جایی به وقوع

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۳۷)


پیوست که امام علی علیه السلام می خواستند در‌ بابل‌ از رود فرات عبور کنند، اما از زمان وقوع آن و اینکه پیش یا پس از جنگ صفین یا نـهروان رخ داده، سـخنی به میان نیامده است. بر اساس این‌ روایت‌، بر‌ خلاف سایر منابع، داستان ردّ‌ شمس‌ بدین‌ شکل بیان شده است که امام علیه السلام با برخی از یاران خود، نماز عـصر خـود را اقامه نمودند، درحالی که‌ بیشتر‌ اصحاب‌ ایشان چنان به رسیدگی به اسب ها و مرکب‌ های‌ خود مشغول شدند که خورشید غروب کرد و نـماز عـصر آنها قضا شد. ازاین رو، امـام عـلیه السلام از خداوند‌ خواستند‌ تا‌ خورشید بازگردد و همه اصحاب ایشان نماز عصر خود را در‌ وقت آن ادا کنند(مفید، ۱۴۱۶ق، ج ۱، ص ۳۴۶).

در اینجا، لازم است به روایت دوم شیخ صدوق از این‌ معجزه‌ در‌ عـلل الشـرائع اشاره کرد که از امـام صـادق علیه السلام نقل‌ کرده‌ است. بر اساس این روایت، معجزه ردّ شمس با معجزه دیگری از امیرالمؤمنین علیه السلام یعنی‌ سخن‌ گفتن‌ آن حضرت با یک جمجمه مرده ارتباط یافته و علت به تـأخیر افـتادن‌ نماز‌ عصر‌ حضرت تا زمان غروب خورشید، به درازا کشیدن صحبت ایشان با جمجمه بیان شده‌ است‌(صدوق‌، ۱۳۸۵ق، ج ۲، ص ۳۵۱). درباره معجزه سخن گفتن امام علی علیه السلام با جمجمه مرده، در‌ ادامه‌ بـیشتر سـخن خواهیم گـفت.

در خصوص موقعیت جغرافیایی مکان هایی که در روایات‌ مذکور‌ از‌ آن یاد شده، لازم به توضیح است که زمین بابل امـروزه در شمال شهر‌ حلّه‌ قرار دارد و میان این دو، شاخه ای از رود فرات جدایی انداخته اسـت‌، و حـال‌ آنـکه‌ «مشهد الشمس» امروزه تقریباً متصل به حلّه و در کنار جاده این شهر به بابل قرار‌ دارد‌.

«سوراء» نیز، کـه ‌ ‌بـر اساس یکی از نقل های شیخ صدوق مبنی‌ بر‌ اینکه‌ حادثه ردّ شمس پس از گذشتن از پل «سـوراء» رخ داده (صـدوق، ۱۴۱۰ق، ج ۱، ص ۱۳۰ـ۱۳۱‌)، بـه‌ گفته‌ یاقوت حموی موضعی در عراق در سرزمین بابل، نزدیک «حلّه مزیدی» بوده‌ است‌(حموی، ۱۳۹۷ق، ج ۳، ص ۲۷۸).

رودخانه «صـراط» نیز، که به گفته نصر بن مزاحم، امام علی علیه السلام‌ در‌ مسیر خـود از کوفه به سمت صـفین، بـا گذشتن از «پل صراه‌» از‌ زمین بابل خارج شدند(منقری، ۱۴۱۰ق، ص ۱۳۶‌) و در‌ برخی‌ روایات، محل وقوع معجزه ردّ شمس جایی‌ پس‌ از گذشتن از این پل مشخص شده (صفار، ۱۴۰۴ق، ص ۲۳۹؛ صدوق، ۱۳۸۵ق، ج ۲، ص ۳۵۲‌ـ۳۵۳‌؛ شریف رضی، ۱۴۰۶ق، ص ۵۶ـ۵۷‌)، احتمالاً‌ همان «صراط‌ جاماسب‌» از‌ شاخه های رود فرات اسـت(حموی‌، ۱۳۹۷‌ق، ج ۳، ص ۳۹۹ـ۴۰۰).

به هر حال، اگر معجزه ردّ شمس ـ مطابق روایت نصر‌ بن‌ مزاحم ـ در مسیر حرکت امام علی‌ علیه السلام به

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۳۸)


صفین‌ و پس‌ از گذشتن از سرزمین بابِل‌ اتفاق‌ افتاده باشد، باید محل وقوع آن را در نـقطه ای در شـمال بابِل‌ بدانیم‌ و بنابراین، زیارتگاه امروزی «مشهد الشمس‌» را‌ که‌ در شمال حلّه‌ و جنوب‌ بابِل واقع است، با‌ این‌ حادثه بی ارتباط می نماید. اما در صورت پذیرش برخی از دیگر روایات نقل‌ شده‌ در مـنابع شـیعه، که به وقوع‌ حادثه‌ در مسیر‌ بازگشت‌ امیرالمؤمنین‌ علیه السلام از نهروان‌ اشاره کرده اند، به ویژه روایت شیخ صدوق در من لایحضره الفقیه، که به وقوع‌ آن‌ پس از گذشتن از پل «سوراء‌» اشاره‌ کـرده‌ اسـت‌، شاید‌ بتوانیم این زیارتگاه‌ را‌ به عنوان محل ردّ شمس در نظر بگیریم. اما باید توجه داشت که در یکی از‌ دو‌ نقل‌ موجود در کتاب نصر بن مزاحم، به‌ عنوان‌ کهن‌ ترین‌ منبع‌ گزارش‌ ردّ شـمس، اشـاره ای بـه وقوع این معجزه نشده اسـت.

دربـاره تـاریخ اولیه احداث زیارتگاه «مشهد الشمس» حلّه آگاهی دقیقی در دست نیست. احتمالاً ابن شهرآشوب نخستین‌ کسی است که به زیارتگاه کنونی «مـشهد الشـمس» حـلّه و ارتباط آن با حادثه دوم ردّ شمس اشاره کرده است. او مـحل زیـارتگاه را «صاعدیه» از توابع بابِل ذکر کرده است‌ (ابن‌ شهرآشوب، ۱۴۱۲ق، ج ۲، ص ۳۵۵). علی بن ابی بکر هروی نیز چند قول درباره این زیـارتگاه بـیان کـرده و نوشته است: گفته شده خورشید در آن برای حزقیل پیامبر علیه السـلام، و به‌ قولی‌ برای یوشع بن نون علیه السلام، و به قول دیگری برای علی بن ابی طالب علیه السـلام بـازگشته اسـت (هروی، ۱۹۵۳، ص ۷۶).

مشهد الشمس‌ امروزه‌ داخل محوطه وسیعِ محصور و مشجری‌ قرار‌ دارد. ایـن زیـارتگاه از بناهای اسلامی کهن عراق و از نظر معماری، بسیار حایز اهمیت است. ساختمان اصلی آن شامل یک بنای هـشت ضـلعی بـا‌ گنبد‌ مضرّس زیبایی به ارتفاع‌ تقریباً‌ ۲۰ متر است. این گنبد از شاخص تـرین گـنبدهای مـضرّس باقی مانده در عراق به شمار می آید و برخی پژوهشگران عراقی قدمت آن را به سه دهـه اول سـده هـفتم‌ هجری‌ رسانده اند(حدیثی و عبدالخالق، ۱۹۷۴م، ص ۴۸). اما علاءالدین احمد العانی با استناد به قراین تـاریخی و مـعماری، از جمله شباهت فراوان این بنا با گنبد زمرّد خاتون در بغداد، تاریخ ساخت‌ آنـ‌ را دهـه‌ آخـر سده ششم هجری برآورد کرده و آن را از آثار معماری دوره الناصر لدین الله عباسی (خ ۵۷۵‌ـ۶۲۲) دانسته است (عانی، ۱۹۸۲م، ص ۵۹ـ۶۰). بـا ایـن حال، به‌ نظر‌ می‌ رسد با توجه به اشاره ابن شهرآشوب و هروی بـه ایـن زیـارتگاه، پیش از این تاریخ نیز ساختمانی ‌‌در‌ این محل وجود داشته است.

در ضلع جنوبی بنای اصلی، مـحرابی وجـود دارد‌ که‌ به‌ احترام محل نماز خواندن امام علی علیه السلام، با یـک در آلومـینیومی کـوچک (به عنوان‌ ضریح یا پنجره مشبّک) مسدود شده است. متصل به این بنا از سمت‌ غـرب، صـحن کـوچکی وجود‌ دارد‌ که دورتادور آن را رواق هایی فراگرفته و در سال های اخیر، سقفی برای آن ایجاد

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۳۹)


شـده اسـت. در زاویه، شمال شرقی آن، مناره جدیدی قدیمی وجود دارد که بلندی آن کمتر‌ از ارتفاع گنبد بناست و بخش هایی از بـدنه و ایـوان آن با نقوش و کتیبه های کاشی، تزیین شده است.

صحن مشهد دارای یک ورودی در مـیان ضـلع شمالی و ورودی دیگری نیز روبه‌ روی‌ آن در ضلع جـنوبی اسـت. ورودی جـنوبی به محوطه محصور دیگری متصل است کـه در جـنوب آن، مسجد کوچک و نسبتاً ساده ای قرار دارد. اهالی منطقه آن را مسجد قدیمی‌ «صاعدیه‌» ـ نام این مـحل در گـذشته ـ می دانند. این مسجد بـازسازی شـده است و در آن عـناصر مـعماری قـابل توجه و نیز آثاری از گذشته به چـشم نـمی خورد (مشاهدات نگارنده).

۲٫ زیارتگاه‌ یا‌ «مشهد جمجمه»

معجزه گاه دیگر امام عـلی عـلیه السلام در خاک عراق، «مشهد جمجمه» اسـت که با وقوع مـعجزه سـخن گفتن آن حضرت با یک جـمجمه انـسان مرده ارتباط‌ یافته‌ است‌. داستان این معجزه در منابع‌ شیعه‌، با‌ اختلافات بسیاری در مـحل وقـوع و سایر جزئیات آن نقل شده اسـت.

ایـن داسـتان در علل الشرائع شـیخ صـدوق، به دو سند‌ از‌ امام‌ جـعفر صـادق علیه السلام و بدون اشاره به محل‌ ماجرا‌ روایت شده و با حادثه «ردّ الشمس» ارتباط یـافته اسـت. مضمون آن به طور خلاصه چنین اسـت کـه امیرالمؤمنین عـلیه‌ السـلام‌ پسـ‌ از خواندن نماز ظهر، سـخن گفتن با جمجمه ای را‌ آغاز کردند و آن جمجمه شروع به معرفی و شرح داستان زندگی خود کرد و صـحبت او بـه درازا کشید تا‌ اینکه‌ خورشید‌ غروب نـمود. آن گـاه بـه اراده خـداوند، خـورشید از مغرب بازگشت‌ و امـام‌ عـلیه السلام نماز عصر خود را ادا کردند و خورشید دوباره غروب کرد (صدوق، ۱۳۸۵ق، ص ۳۵۱).

ابن‌ شهرآشوب‌ نیز‌ این روایت را نـقل کـرده، بـا این تفاوت که در آغاز آن‌ چنین‌ افـزوده‌ اسـت: راوی از امـام صـادق عـلیه السـلام پرسید: چرا امیرالمؤمنین علیه السلام نماز عصر‌ را‌ در‌ بابل به تأخیر انداخت؟ امام نیز در پاسخ، داستان مزبور را نقل کردند. در پایان‌ نیز‌ افزودند: پس در آنجا، مسجدی به نام «مسجد جمجمه» سـاخته شد(ابن شهرآشوب‌، ۱۴۱۲‌ق، ج ۲، ص ۳۷۵‌).

روایت دیگری از این معجزه را حسین بن عبدالوهاب و طبری امامی از کتاب الانوار‌ کاتب‌ اسکافی، و با تفصیل بیشتر، شاذان بن جبرئیل قمی نقل کرده اند و سند آن‌ به‌ عـمّار‌ سـاباطی می رسد. بر اساس این روایت، زمانی که امیرالمؤمنین علیه السلام به ایوان کسری‌ در‌ مدائن رسیدند، دُلف فرزند منجّم دربار کسری و تعدادی از اهالی ساباط (یکی‌ از‌ شهرهای‌ هفت گانه مدائن) بـا ایـشان همراه بودند. امام علیه السلام از یکی از

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۴۰)


اصحاب خود‌ خواستند‌ تا‌ جمجمه ای پوسیده را از زمین بردارد. سپس آن را در طشت‌ آبی‌ قرار دادند و امام علیه السلام بـر رویـش آب ریختند و سخن گفتن با جـمجمه را آغـاز کردند‌. جمجمه‌ به سخن درآمد و با زبان عربی فصیح، خود را کسری انوشیروان معرفی‌ کرد‌ و به امامت امیرالمؤمنین علیه السلام شهادت داد‌. در‌ ادامه‌ روایت آمده اسـت کـه اهالی ساباط در‌ حقّ‌ امـام عـلیه السلام غلو ورزیدند و امام آنها را دعوت به توبه کرد؛ اما‌ آنها‌ نپذیرفتند و به همین سبب، حضرت‌ علیه‌ السلام دستور‌ داد‌ تا‌ آنها را در آتش سوزاندند(حسین‌ بن‌ عبدالوهاب، ۱۳۶۹ق، ص ۱۰ـ۱۱؛ طبری، ۱۴۱۰ق، ص ۲۱ـ۲۲؛ قمی، ۱۳۸۱ق، ص ۷۰ـ۷۲‌).

طبری‌ امـامی نـیز این معجزه را به‌ نقل از ابورواحه انصاری‌، از‌ حبه عرنی به شرح ذیل‌ نقل‌ کرده است: با امیرالمؤمنین علیه السلام بودم، در زمانی که به جنگ معاویه‌ می‌ رفتند. جمجمه ای در کنار‌ فرات‌ دیـدیم‌ کـه زمان درازیـ‌ از‌ آن گذشته بود. امیرالمؤمنین‌ علیه‌ السلام ایستادند و آن را صدا زدند. جمجمه پاسخ داد و به نزد امام علیه السلام‌ غلطید‌ و بـه زبان فصیح سخن گفت. امام‌ به‌ او دستور‌ بازگشت‌ دادند‌ و او به هـمانجایی کـه‌ بـود، برگشت(طبری، ۱۴۱۰ق، ص ۲۳).

همو در روایت دیگری نقل کرده است: امام علیه السلام‌ در‌ کنار جمجمه پوسیده ای در نهروان‌ ایستادند‌ و از‌ او‌ پرسـیدند‌: ‌ ‌کـه هستی؟ او گفت‌: من‌ فلان بن فلانم (همان).

شبیه دو روایت طبری امامی را صاحب کتاب الفـضائل نـیز نـقل کرده‌ است‌، با‌ این تفاوت که روایت دوم به صورت‌ مفصّل‌، به‌ عنوان‌ دنباله‌ روایت‌ اول آمـده، و در سند آن به جای نام حبّه عرنی، عنوان مغربی ذکر شده است. در متن روایـت نیز صاحب جمجمه دوم خـود را پرویـز بن هرمز‌ (به جای فلان بن فلان در روایت طبری) معرفی کرده است(قمی، ۱۳۸۱ق، ص ۷۲ـ۷۳).

همچنین در کتاب الروضه فی فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام، خبر معجزه جمجمه با جزئیات متفاوتی‌ نقل‌ شده است؛ از جـمله آنکه سند روایت مرفوع و راوی آن عمار یاسر است، و صاحب جمجمه مرده جُلَند بن کَرکَر معرفی شده است(قمی، ۱۴۲۳ق، ص ۱۳۶ـ۱۳۷). با توجه به‌ شهادت‌ عمار یاسر در جنگ صفین، بنابراین، بر اساس این خبر بـاید بـه وقوع معجزه جمجمه در زمان حرکت امام علی علیه السلام به‌ سمت‌ صفین قایل شد که در‌ آن‌ زمان، راوی خبر، یعنی عمار یاسر هنوز در قید حیات بوده است.

فارغ از بررسی سندی و مـحتوایی روایـات مزبور، آنچه در اینجا اهمیت دارد‌ آن‌ است که زیارتگاه جمجمه‌ در‌ بابِل، بر اساس باورهای شیعیان، و همان گونه که ابن شهرآشوب نیز اشاره کرده، در محل معجزه سخن گفتن امام علی عـلیه السـلام با جمجمه مرده ساخته شده است. اما همان‌ گونه‌ که ملاحظه شد، در روایات نقل شده در این باره، اجماعی بر وقوع آن در بابل وجود ندارد، بلکه بر اساس برخی اقوال، ایـن

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۴۱)


حـادثه در ایـوان مدائن رخ داده‌ و در‌ برخی اقوال‌ نـیز تـنها بـه وقوع آن در مسیر حرکت امام علی علیه السلام به صفین یا نهروان ـ بدون‌ اشاره به محلی مشخص ـ اشاره شده است.

از زمان پیـدایش و بـنای‌ اولیـه‌ مسجد‌ جمجمه اطلاعی در دست نیست، اما یاد شـدن آن در مـنابع قرن ششم، نشان می دهد که ‌‌ساختمان‌ آن دست کم از آن زمان پابرجا بوده است. شاید ابن شهرآشوب نخستین‌ کسی‌ اسـت‌ کـه بـه این زیارتگاه اشاره کرده و از آن با عنوان «مسجد جمجمه در بابل» یـاد‌ کرده است (ابن شهرآشوب، ۱۴۱۲ق، ج ۲، ص ۲۲۷).

ابن حمزه طوسی نیز درباره آن گفته‌ است: مسجد جمجمه در‌ زمین‌ بابل مشهور است، و مـسجد در مـحلی کـه جمجمه با او [= امام علی علیه السلام] سخن گفت، ساخته شده و تـا بـه امروز باقی و معروف است و بیشتر زائران و کسانی که از کنار آن‌ می گذرند آن را زیارت می کنند(ابن حـمزه الطـوسی، ۱۴۱۲ق، ص ۲۲۷).

عـلی بن ابی بکر هروی نیز درباره آن نوشته است: در شهر حلّه، «مشهد جـمجمه» وجـود دارد کـه گفته‌ شده‌ با عیسی بن مریم(، و گفته شده با علی بن ابی طالب سـخن گـفت: و صـحیح آن است که عیسی بن مریم وارد عراق نشده است(هروی، ۱۹۵۳ق، ص ۷۶).

در دوره اخیر‌، شیخ‌ عباس قمی گـزارش داده اسـت که مسجد جمجمه در گذر زمان، متروک و نزد شیعیان فراموش شده بود، تا ایـنکه مـحدّث نـوری با هدف شناسایی این مسجد به حلّه سفر‌ کرد‌ و با سختی فراوان، موقعیت آن را در نـخلستان واقـع در انتهای شرقی روستای جمجمه شناسایی کرد. بر اساس این گزارش، گنبد و ساختمان مـسجد [یـا در واقـع، زیارتگاه] در آن‌ زمان‌ ویران‌ شده و بقایای آن در دل‌ خاک‌ پنهان‌ شده بود که با تلاش محدّث نـوری شـناسایی و از دل خاک بیرون آورده شد (قمی، ۱۳۸۰، ج ۱، ص ۳۰۰).

روستای «جمجمه» که شیخ‌ عباس‌ قمی‌ نیز بـدان اشـاره کـرده، امروزه روستای کوچکی است‌ که‌ در حد فاصل شهر حلّه و مزار عمران بن علی علیه السـلام ـ واقـع در حـاشیه ویرانه های شهر بابِل ـ قرار‌ دارد‌. نگارنده‌ در سفر تحقیقاتی خود به این روسـتا، اثـری از «مشهد‌ جمجمه» نیافت؛ اما برخی اهالی منطقه به نگارنده تأکید کردند که این زیارتگاه تا زمـان رژیـم حزب بعث‌، در‌ نقطه‌ ای در شرق روستا باقی بوده، اما در این دوره، روی‌ آن‌ را بـا تـپه ای از خاک پوشانیدند و محل آن به طور کامل زیـر خـاک مـدفون گردید‌.

۳٫ مسجد‌ براثا‌

«مسجد براثا» در کرخ بـغداد، از مـساجد تاریخی و مقدس شیعه است که‌ در‌ قرون‌ اولیه اسلامی بسیار مورد توجه و اهتمام جـامعه شـیعیان بود. در برخی منابع شیعه، روایـاتی‌ در‌ فـضیلت‌ این مـسجد نـقل شـده

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۴۲)


است؛ از جمله آنکه ابن قولویه بـه سـند خود از‌ ابوالحسن‌ حذاء، از امام جعفر صادق علیه السلام نقل کرده است کـه ایـشان فرمودند‌: «اِنّ‌ الی‌ جانبکم مقبره یـقال لها بُراثا، یحشر مـنها عـشرون ومأه ألف شهید کشهداء بدر»؛ در‌ نـاحیه‌ شـما، قبرستانی وجود دارد که به آن «براثا» گویند و از آن صد و بیست‌ هزار‌ شهید‌ مانند شهدای بـدر مـحشور خواهند گشت(ابن قولویه، ۱۳۷۵، ص ۳۴۶).

هـمچنین در تـعدادی از مـنابع‌ شیعه‌، روایاتی مـبنی بـر حضور و توقف و نماز خـواندن امـام علی علیه السلام در‌ محل‌ این‌ مسجد، در زمان بازگشت ایشان از جنگ نهروان نقل شده اسـت، کـه به دنبال آن‌، یک‌ راهب‌ مـسیحی، کـه در صومعه خـود نـزدیک ایـن مسجد می زیست، بـا مشاهده‌ نماز‌ گزاردن امام علیه السلام در این مکان به حضور ایشان رسید و با بیان ایـنکه اخـبار حضور‌ و نماز‌ خواندن امام علیه السـلام در بـراثا از کـتب آسـمانی بـه دست وی‌ رسـیده‌ اسـت، اسلام آورد. البته در منابع گوناگون‌، این‌ حادثه‌ با جزئیات متفاوتی نقل شده و برخی از‌ روایات‌ آن، حاوی فضیلت هـای دیـگری بـرای مسجد براثا است.

بر اساس روایت شـیخ‌ صـدوق‌ در مـن لایـحضره الفـقیه و شـیخ‌ طوسی‌ در تهذیب‌ الاحکام‌، که‌ سند آن به جابر بن عبدالله‌ انصاری‌ منتهی می شود، لشکر صد هزار نفره امیرالمؤمنین علیه السلام پس از‌ بازگشت‌ از جنگ خوارج، به امامت آن‌ حـضرت در براثا نماز‌ خواندند‌. یک [راهب] مسیحی از صومعه‌ خود‌ پایین آمد و سراغ فرمانده لشکر را گرفت. آنها امام علیه السلام را به‌ او‌ نشان دادند و او از حضرت‌ سؤال‌ کرد‌ که آیا تو‌ پیامبر‌ یا وصـیّ پیـامبری هستی؟ امام‌ خود‌ را وصیّ پیامبر معرفی کردند. راهب عرض کرد: من صومعه خود را به احترام‌ این‌ جایگاه (براثا)، در اینجا ساخته ام‌، و در‌ کتب آسمانی‌ خوانده‌ ام‌ که در اینجا و با‌ این جـمعیت، جـز پیامبر یا وصیّ پیامبری نماز نمی خواند. سپس اسلام آورد و همراه با‌ لشکر‌ امام علیه السلام به کوفه رفت‌(صدوق‌، ۱۴۱۰‌ق، ج ۱، ص ۱۵۱‌؛ طوسی‌، ۱۳۶۵، ج ۳، ص ۲۶۴).

شیخ‌ طوسی‌ در الامـالی خـود به نقل از شیخ مفید، ایـن داسـتان را به شکل متفاوت و مفصل تری‌، از‌ امام‌ محمدباقر علیه السلام نقل کرده است. مفاد‌ روایت‌ چنین‌ است‌ که‌ امیرمؤمنان‌ علیه السلام در مسیر بازگشت از جنگ نـهروان و هـنگامی که به منطقه «یـمنه السـواد» رسیدند، راهبی امام علیه السلام و سپاهیانش را از اقامت در آن سرزمین نهی‌ کرد. اما پس از آشنایی با آن حضرت و تطبیق صفات ایشان با شخصیت جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله ـ چنان که در انجیل آمده (از جمله آنـکه ایـشان در‌ زمین‌ براثا، که خانه حضرت مریم و حضرت عیسی علیه السلام است، فرود می آید) ـ به دین اسلام مشرف شد. آن گاه امیرمؤمنان علیه السلام با ضربه پای خود، چشمه آبی‌ را‌ در آنجا آشـکار کـردند که بـه گفته ایشان، برای مریم شکافته شده بود. سپس به دستور امام علیه السلام زمین را کندند و سنگ‌ سـفید‌ رنگی نمایان شد. حضرت فرمودند‌: اینجا‌ مریم، عیسی علیه السلام را از شـانه اش بـر زمـین گذاشته و نماز خوانده

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۴۳)


است؛ و اینجا زمین براثا و خانه مریم است و در اینجا، پیامبران نماز‌ خوانده‌ اند. سپس خـود ‌ ‌نـیز‌ در‌ آنجا نماز گزاردند و چهل روز اقامت نمودند. در پایان روایت، امام باقر علیه السلام مـی فـرمایند کـه پیش از حضرت عیسی علیه السلام، ابراهیم علیه السلام نیز در اینجا نماز‌ خوانده‌ است (طوسی، ۱۴۱۴ق، ص ۱۹۹ـ۲۰۰).

قـطب راوندی شبیه روایت مزبور را نقل کرده (قطب راوندی، ۱۴۰۹ق، ج ۲، ص ۵۵۲ـ۵۵۳) و ابن شهرآشوب نیز بخشی از هـمین روایت را، که دربرگیرنده خـبر ضـربه‌ زدن‌ امام علیه‌ السلام به زمین و جوشیدن چشمه و کندن زمین و یافتن سنگ سفید رنگ است، از محمد بن قیس نقل‌ نموده است (ابن شهرآشوب، ۱۴۱۲ق، ج ۲، ص ۲۹۹ـ۳۰۰).

ابن شهرآشوب همچنین خبر‌ دیگری‌ را‌ از حارث اعور و عـمرو بن حریث و ابوایوب نقل کرده که در آن، سخنی از جوشیدن چشمه آب‌ و ‌‌یافتن‌ سنگ سفید رنگ به میان نیامده، اما محتوای کلی آن شبیه بخش آغازین‌ روایت‌ الامالی‌ طوسی (یعنی داستان اسلام آوردن راهب) اسـت، البـته با این تفاوت که در روایت ابن‌ شهرآشوب، نام راهب «حباب» بیان شده و امیرالمؤمنین علیه السلام به وی دستور دادند‌ تا دیر خود را‌ به‌ مسجد تبدیل کند، و او همراه امیرالمؤمنین علیه السلام بـه کـوفه رفت و در آنجا اقامت کرد و پس از شهادت امام علیه السلام به مسجد خود در براثا بازگشت (ابن شهرآشوب، ۱۴۱۲ق، ج ۲، ص ۲۹۹‌).

ابن شهرآشوب در ادامه، روایتی را به نقل از زاذان، از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرده که در واقع دنـباله روایـت قبلی است. شرح روایت چنین است که امام علیه السلام‌ از‌ راهب پرسیدند که چرا چشمه ای حفر نمی کند تا از آن آب بیاشامد؟ و راهب پاسخ داد که قبلاً حفر کرده و آب آن شور بوده است. امـام بـه راهـب دستور دادند‌ که‌ چشمه دیـگری حـفر کـند. این بار چشمه آب زلالی آشکار شد و آب آشامیدنی راهب از آن تأمین گردید(ابن شهرآشوب، ۱۴۱۲ق، ج ۲، ص ۲۹۹).

با این حال، در شمار دیگری از‌ منابع‌ شیعه، تنها از نماز خـواندن امـام عـلی علیه السلام در براثا در زمان بازگشت از جنگ نهروان، بـدون اشـاره به داستان اسلام آوردن راهب یا آشکار کردن چشمه و سایر‌ وقایع‌ آن‌، سخن به میان آمده است‌ (قمی‌، ۱۴۲۳‌ق، ص ۱۸؛ قمی، ۱۳۸۱ق، ص ۶۸؛ حـسین بـن عـبدالوهّاب، ۱۳۶۹ق، ص ۱).

«براثا» در اصل روستایی قدیمی تر از بغداد بود که پس از احداث‌ و تـوسعه‌ این‌ شهر، به محله ای در حومه آن تبدیل‌ شد‌ و موقعیت آن، جنوب «باب محوّل» در سمت قبله منطقه «کرخ» بود (حموی، ۱۳۹۷ق، ج ۱، ص ۳۶۲). ابـن حـوقل سـاخت «مسجد براثا‌» را‌ به‌ امام علی علیه السلام نسبت داده است (ابن حـوقل، ۱۹۹۲‌م، ص ۲۱۶)؛ امـا بر اساس روایت ابن شهرآشوب، این مسجد را راهب

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۴۴)


مسیحی ساکن آنجا، پس از اسلام آوردن‌ خود‌، به‌ دسـتور امـیرالمؤمنین عـلیه السلام بنا کرد (ابن شهرآشوب، ۱۴۱۲ق، ج ۲، ص ۲۹۹).

شواهد‌ تاریخی‌ نشان می دهد که «مـسجد بـراثا» در دو قـرن چهارم و پنجم هجری برای شیعیان اهمیت ویژه‌ ای‌ داشته‌ است و به گفته خطیب بـغدادی، مـحل اجـتماع و گردهمایی آنان بوده است (ر.ک: خطیب‌ بغدادی‌، ۱۴۲۲‌ق، ج ۸، ص ۱۷). آنها تا سال ۴۵۰ق در این مسجد خطبه می خـواندند و نـماز جمعه برگزار‌ می‌ کردند‌؛ اما به سبب سخت گیری های اهل سنت بـغداد، از ایـن تـاریخ، نماز و شعائر‌ مذهبی‌ در آن متوقف گردید و این مسئله موجب متروک و ویرانه شدن محله براثا در‌ دورهـ‌ هـای‌ بعدی شد، به گونه ای که به گفته یاقوت حموی، در زمان وی از‌ محله‌ براثا اثـری بـاقی نـمانده بود و از مصالح ساختمانی آثار باقی مانده از دیوارهای‌ مسجد‌ در‌ ساخت بناهای دیگر استفاده می شد(حـموی، ۱۳۹۷ق، ج ۱، ص ۳۶۲ـ۳۶۳).

در دوره هـای اخیر، «مسجد‌ براثا‌» به طور کامل از بین رفته و هیچ نشانی از آن باقی نـمانده‌ اسـت‌. امـا‌ امروزه مسجد دیگری واقع در جنوب شرقی کاظمین، به نام «مسجد براثا» شناخته می شود‌ کـه‌ در‌ اصـل زیـارتگاه دیگری مرتبط با امام علی علیه السلام، به نام مسجد‌ یا‌ مـشهد «عـتیقه» یا «منطقه» بوده است.

وجه تسمیه این مسجد به «عتیقه»، قرار داشتن آن در‌ بازار‌ و محله ای به ایـن نـام بوده که برخی منابع قرن پنجم و ششم‌ به‌ آن اشاره کرده اند (خـطیب بـغدادی، ۱۴۲۲‌ق، ج ۱، ص ۴۰۴‌؛ حموی‌، ۱۳۹۷ق، ج ۳، ص ۲۸۵؛ ابن شهرآشوب، ۱۴۱۲ق، ج ۲، ص ۲۲۷). به‌ گفته‌ خطیب بـغدادی، شـیعیان بـه این مسجد توجه زیادی داشته و آنجا را زیـارت مـی‌ کرده‌ اند و اعتقاد دارند امام علی‌ علیه‌ السلام در‌ آنجا‌ نماز‌ خوانده است (خـطیب بـغدادی، ۱۴۲۲ق، ج ۱، ص ۴۰۴‌). صفی‌ الدین بغدادی نیز از ایـن مـکان با نـام «مـشهد المـنطقه» یاد کرده‌ (بغدادی‌، ۱۴۱۲ق، ج ۲، ص ۷۵۷) و در دوره اخیر، محمود‌ شـکری الآلوسـی در باب‌ وجه‌ تسمیه آن به «منطقه» و ارتباط‌ آن‌ با معجزه ای از امام علی عـلیه السـلام، توضیحاتی داده است (آلوسی، ۱۳۴۶‌ق، ص ۱۲۲‌).

به هر حـال، مسجد براثای‌ کنونی‌، یـا‌ در واقـع، «مسجد‌ عتیقه‌ یا منطقه»، ارتـباطی بـا‌ مسجد‌ تاریخی و کهن براثا ندارد؛ چراکه «مسجد براثا» در محله براثا در جنوب غربی شـهر‌ بـغداد‌ واقع بوده، و حال آنکه مـسجد کـنونی‌ در‌ شـرق بغداد‌ کهن‌ (پیـش‌ از تـوسعه آن به‌ سمت شرقی رود دجـله)، و در حـد فاصل آن و کاظمین قرار دارد. چنان که مصطفی جواد‌ و احمد‌ سوسه اشاره کرده اند، برخی از‌ شـیعیان‌ در‌ دوره‌ مـتأخر‌، که از محل‌ و موقعیت‌ مسجد براثای تـاریخی اطـلاع نداشته انـد، نـام بـراثا را بر «مشهد منطقه» نـهاده اند (جواد و سوسه‌، ۱۴۳۲‌ق، ص ۸۵‌و۹۱) و از آن پس، به تدریج، این‌ زیارتگاه‌ به‌ «مسجد‌ براثا‌» شهرت‌ یافته است.

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۴۵)


با ایـن حـال، امروزه داخل این زیارتگاه آثاری وجـود دارد کـه بـا روایـات حـضور امام علی عـلیه السـلام در براثا و فضایل مسجد براثا ارتباط یافته‌ است؛ از آن جمله: سنگ سفید رنگی به شکل یک ستون هـشت ضـلعی خـوابیده بر زمین است که در طرفین آن کتیبه ای حـجاری شـده حـاوی اسـامی چـهارده مـعصوم به‌ چشم‌ می خورد و گفته می شود: حضرت مریم، فرزندش حضرت عیسی علیه السلام را بر روی این سنگ گذاشته است. در صحن مسجد نیز سنگ سیاه رنگی با شـکل نزدیک‌ به‌ مکعب وجود دارد که به نام سنگ «مُنطقه» نیز شناخته می شود و زائران بدان تبرک می جویند. در بخش دیگری از مسجد نیز‌ چاه‌ آبی وجود دارد که شیعیان‌ آن‌ را همان چشمه ای مـی دانـند که امام علی علیه السلام در زمان حضور خود در براثا آن را آشکار کردند و بر این باورند‌ که‌ این چاه در گذشته‌ تخریب‌ و از دید پنهان شده بود، اما در دوره اخیر مجدداً شناسایی گردیده اسـت (حـسنی، ۱۴۳۱ق، ص ۸۳ـ۸۴).

۴٫ «قطّاره امام علی علیه السلام»

در حدود ۲۵ کیلومتری جنوب غربی کربلا، نزدیک‌ جاده‌ این شهر به «عین التمر»، چشمه آبی وجود دارد که به «قـَطّاره» امـام علی علیه السلام شناخته مـی شـود و در اطراف آن، دیواره های صخره ای نسبتاً مرتفعی وجود دارد‌. اخیراً‌ در این‌ مکان، زیارتگاهی ساخته اند که چشمه ای آب درون آن قرار گرفته است و برروی آن ضریحی به‌ شکل یک پنـجره چـوبی مشبّک یک ضلعی نـصب کـرده اند. اهالی‌ منطقه‌ این‌ چشمه را همان چشمه ای می دانند که امام علی علیه السلام به طریق اعجازآمیز نزدیک دیر ‌‌یک‌ راهب مسیحی آشکار کردند.

معجزه آشکار کردن چشمه آب به دسـت امـیرالمؤمنین علیه‌ السلام‌ در‌ زمان حرکت به سمت صفین یا بازگشت از آنجا، در تعدادی از منابع شیعه نقل‌ شده است؛ اما در جزئیات روایات آن، اختلاف هایی وجود دارد. فحوای این‌ روایات به اختصار چنین‌ است‌ کـه امـام علیه السـلام در مسیر حرکت خود، به همراه لشکر خویش وارد صحرایی بی آب و علف شدند و در نزدیکی ستون یا میل بلندی تـوقف کردند که در بالای آن راهبی‌ زندگی می کرد. نزدیک این ستون یـا مـیل، صـخره ای وجود داشت که اصحاب حضرت نتوانستند با یکدیگر آن را بلند کنند. اما امام علیه السلام آن را از جا کندند‌ و در‌ زیـر ‌ ‌آن، چـشمه آب زلالی پدیدار شد. پس از آنکه لشکر ایشان از آب چشمه سیراب شدند، حضرت صخره را به جای اول بـرگرداندند و چـشمه را پوشـانیدند. سپس از آنجا‌ حرکت‌ کردند؛ اما هنوز دور نشده بودند که امام علیه السلام از اصحاب خود خـواستند تا برگردند و چشمه را بیابند. برخی از اصحاب حضرت بازگشتند، اما نتوانستند محل چشمه

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۴۶)


را‌ بـیابند‌. سپس نزد راهب رفـتند و او بـه آنها خبر داد که بجز پیامبران یا اوصیای پیامبران، هیچ کس نتوانسته است این چشمه را آشکار کند(منقری، ۱۴۱۰ق، ص ۱۴۵؛ خصیبی، ۱۴۲۳‌ق، ص ۱۴۸‌ـ۱۴۹‌؛ مفید، ۱۴۱۶ق، ج ۱، ص ۳۳۴ـ۳۳۶؛ ابن‌ شهرآشوب‌، ۱۴۱۲‌ق، ج ۲، ص ۳۲۶؛ قطب راوندی، ۱۴۰۹ق، ج ۲، ص ۸۶۴ـ۸۶۶). در برخی از این منابع افزوده شده است که آن راهـب اسلام آورد و به امیرالمؤمنین‌ علیه‌ السلام‌ پیوست و سرانجام، در جنگ صفین به شهادت رسید‌ (خصیبی‌، ۱۴۲۳ق، ص ۱۴۹؛ مفید، ۱۴۱۶ق، ص ۳۳۷؛ ابن شهرآشوب، ۱۴۱۲ق، ج ۲، ص ۳۲۶).

لازم به ذکر است که تقریباً همه منابعی که این‌ معجزه‌ را‌ نقل کرده اند زمان وقـوع آن را در هـنگام عزیمت‌ امام علی علیه السلام به سمت صفین دانسته اند؛ اما در محل وقوع آن با یکدیگر اختلاف دارند‌ و بیشتر‌ آنها‌، محل وقوع حادثه را در نقطه ای در ساحل غربی رود‌ فرات‌ ذکر کرده اند. در روایـت نـصر بن مزاحم، که احتمالاً قدیمی ترین روایت این معجزه است‌، محل‌ وقوع‌ آن «ظَهر کوفه» بیان شده است (منقری، ۱۴۱۰ق، ص ۱۴۵). ابن شهرآشوب و قطب‌ راوندی‌ مکان‌ وقوع آن را «صندودا» دانسته اند (ابن شـهرآشوب، ۱۴۱۲ق، ج ۲، ص ۳۲۶؛ قـطب راوندی، ۱۴۰۹ق، ج ۲، ص ۸۶۴‌). در‌ روایت‌ حسین بن حمدان خصیبی و شیخ مفید و نیز در اشعاری از سیّد حمیری، محل وقوع‌ آن‌ پس از گذشتن امام علیه السلام از کربلا ذکر شده است(خصیبی، ۱۴۲۳‌ق، ص ۱۴۸‌؛ مفید‌، ۱۴۱۶ق، ج ۱، ص ۳۳۴؛ ابن شهرآشوب، ۱۴۱۲ق، ج ۲، ص ۳۲۶). ابن اعـثم نـیز مـحل آن را صحرایی که‌ امیرالمؤمنین‌ علیه السـلام در حـد فـاصل میان «انبار» تا «هیت» از آن عبور کرده‌، دانسته‌ است‌ (ابن اعثم، ۱۴۱۱ق، ج ۲، ص ۵۵۵).

بنا بر آنچه گذشت، در خصوص این معجزه و زیارتگاه مرتبط با‌ آنـ‌، یـعنی «قـطّاره»، چند نکته قابل تأمل وجود دارد:

۱٫ همان گونه کـه اشـاره‌ شد‌، بیشتر‌ منابع، زمان وقوع این معجزه را در هنگام حرکت امام علی علیه السلام به سمت‌ صفین‌ ذکر‌ کرده انـد؛ امـا بـجز ابن اعثم، سایر منابع مکان وقوع آن را‌ در‌ ساحل غربی رود فرات ذکـر نموده اند، درحالی که ـ چنان که پیش از این ذکر شد‌ ـ مسیر‌ حرکت امام علی علیه السلام به سـمت صـفین، در سـاحل شرقی رود‌ فرات‌ بوده و مسیر بازگشت ایشان در ساحل غربی‌ رود‌ فرات‌ (ر.ک: خامه یـار، ۱۳۹۰، ص ۴۱ـ۷۲). بـنابراین، در‌ روایات‌ گوناگون این معجزه، میان زمان و مکان وقوع آن توافق وجود ندارد.

۲٫ به طورکلی‌، این‌ معجزه بـه طـرز قـابل تأملی‌ یادآور‌ معجزه مشابهی‌ است‌ که‌ در زمان بازگشت امام علیه السلام‌ از‌ جـنگ نـهروان در مـحل «مسجد براثا» رخ داد. به گونه ای که‌ یا‌ باید قایل شد به اینکه معجزه‌ آشکار شـدن چـشمه آبـ‌ به‌ دست امام علی علیه السلام‌ نزدیک‌ دیر راهب مسیحی، دوبار اتفاق افتاده اسـت، و یـا با

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۴۷)


استناد به روایاتی که‌ در‌ آنها به وقوع این معجزه‌ در‌ براثا‌ اشاره نـشده، چـنین‌ نـتیجه‌ گیری کرد که این‌ معجزه‌ تنها یک بار، در زمان رفت و برگشت امام علیه السـلام بـه صفین رخ داده‌ است‌ و برخی از راویان در نقل اصل‌ خبر‌ دچار تردید‌ و اشتباه‌ شده‌ انـد و زمـان وقـوع آن‌ را در زمان توقف ایشان در نهروان ذکر کرده اند.

۳٫ نصر بن مزاحم و ابن اعثم‌ گزارش‌ کـرده انـد که امام علی علیه‌ السلام‌ در‌ مسیر‌ حرکت‌ خود به صفین‌ و پیش‌ از رسـیدن بـه شـهر «رقّه»، نزدیک رود «بلیخ» (از شاخه های رود فرات) توقف کردند. در‌ آنجا‌ راهبی‌ از صومعه خود خارج شد و نـوشته ایـ‌ را‌ کـه‌ از‌ اصحاب‌ حضرت‌ عیسی علیه السلام دست به دست به وی رسیده بود و در آن، رسـیدن امـام علیه السلام به این محل پیش بینی شده بود، برای آن حضرت قرائت‌ کرد. سپس به یـاران ایـشان پیوست و سرانجام، در جنگ صفین به شهادت رسید (منقری، ۱۴۱۰ق، ص ۱۴۷ـ۱۴۸؛ ابن اعثم، ۱۴۱۱ق، ج ۲، ص ۵۵۶). شباهت بـرخی جـزئیات این گزارش (اسلام آوردن راهب و شهادت‌ وی‌ در رکـاب امـام عـلیه السلام در جنگ صفین) با روایات معجزه آشـکار کـردن چشمه آب قابل تأمل است، و به نظر می رسد بین روایات این معجزه و روایـت راهـب بلیخ‌، خلطی‌ صورت گرفته بـاشد.

۴٫ ابـن اعثم گـزارش داده اسـت کـه امام علی علیه السلام در زمان عـزیمت بـه سمت صفین، پس از گذشتن از‌ شهر‌ «هیت»، در محلی به نام‌ «اقطار‌» توقف نمودند و در آنـجا مـسجدی بنا کرد که تا زمان وی ـ اواخـر قرن سوم و اوایل قـرن چـهارم هجری ـ پابرجا بوده است (ابـن اعـثم، ۱۴۱۱‌ق، ج ۲، ص ۵۵۶‌). تشابه نام زیارتگاه «قطّاره‌» امام‌ علی علیه السلام نزدیک کربلا، با نام مـسجد «اقـطار» نیز نکته ای شایسته تأمل و بـررسی اسـت.

۵٫ بـرخلاف سه زیارتگاه قـبلی (مـشهد الشمس و جمجمه و مسجد بـراثا)، کـه در متون کهن از‌ آنها‌ یاد شده، نگارنده اشاره ای به زیارتگاه قطّاره در منابع تاریخی نیافته اسـت.

نـتیجه گیری

از جمع بندی روایات گوناگون واردشـده در بـاب هریک از مـعجزاتی کـه مـبنای پیدایش زیارتگاه‌ های‌ بـررسی شده‌ در این پژوهش بوده است، می توان چنین نتیجه گیری کرد که وجود اختلاف و گـاه حـتی تناقض‌ موجود در باب زمان و مکان وقـوع ایـن مـعجزات، بـه مـا این‌ اجازه‌ را‌ نـمی دهـد که با استناد به این روایات، به آسانی بتوانیم مکان مشخصی را به عنوان محل ‌‌وقوع‌ ایـن مـعجزات تـعیین کنیم. با این حال، نتیجه گیری کـلی دربـاره هـریک از‌ زیـارتگاه‌ هـای‌ بـررسی شده را می توان به طور خلاصه به شرح ذیل بیان کرد:

۱٫ تنها با‌ استناد به روایاتی که زمان وقوع حادثه ردّ شمس را در مسیر بازگشت‌ امام علی علیه السـلام‌ از‌ نهروان بیان کرده اند (به ویژه روایت شیخ صدوق در من لایحضره الفقیه، که مکان وقوع آن را پس از

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۴۸)


گذشتن از پل «سوراء» ذکر کرده است)، می توان زیارتگاه «مشهد‌ الشمس» را منطبق بر محل وقوع مـعجزه ردّ شـمس دانست.

۲٫ تنها در روایت نسبتاً متأخر ابن شهرآشوب، محل وقوع معجزه جمجمه، منطقه «بابِل» بیان شده، و در منابع کهن تر، محل وقوع‌ این‌ معجزه مدائن یا موقعیت غیردقیق «نزدیک رود فرات» ذکـر شـده است. بنابراین، نمی توان به راحتی پذیرفت که زیارتگاه ازبین رفته جمجمه در بابل، کاملاً در محل وقوع این معجزه‌ ساخته‌ شده باشد.

۳٫ در منابع مـعتبر شـیعه، روایاتی در فضیلت «مسجد براثا» نـقل شـده و این مسجد محل حضور و نماز خواندن امام علی علیه السلام در زمان بازگشت ایشان از نهروان‌ معرفی‌ شده است. اما در برخی از این منابع، از وقوع معجزه آشـکار کـردن چشمه آب در این مسجد سـخنی در مـیان نیست. علاوه بر آن، «مسجد براثا» در گذر‌ زمان‌، از‌ بین رفته است و مسجدی که‌ امروزه‌ به‌ این نام شناخته می شود، در واقع مسجد و زیارتگاه دیگری به نام «عتیقه» یا «منطقه» است. بـنابراین، آثـاری که امروزه در‌ این‌ مسجد‌ زیارت می شود از مستند روایی برخوردار نیست‌.

۴٫ در‌ محل وقوع معجزه چشمه آب، تناقض و اختلاف فاحشی در روایات وجود دارد. البته در روایت خصیبی و شیخ مفید و نیز‌ اشعار‌ سید‌ حمیری، زمـان وقـوع آن پس از عبور امـام علی علیه‌ السلام از کربلا بیان شده، اما محل دقیق وقوع آن مشخص نشده است، ضمن آنکه از بیشتر روایـات‌ چنین‌ برمی‌ آید که هیچ کس جز پیامبران و اوصیای پیامبران قـادر بـه شـناسایی‌ محل‌ چشمه نیست؛ و این مسئله تعیین زیارتگاه «قطّاره» امام علی علیه السلام یا هر مکان دیگری را‌ بـه‌ ‌ ‌عـنوان‌ محل وقوع این معجزه با دشواری مواجه می سازد.

سخن پایانی آنکه‌ نـویسنده‌ بـر‌ ایـن باور است که زیارتگاه های بررسی شده را حتی اگر نتوان به عنوان‌ محل‌ وقوعِ‌ قـطعی و دقیق معجزات امیرالمؤمنین علیه السلام تعیین کرد، اما می توان آنها را به‌ عـنوان‌ زیارتگاه هایی نمادین در نـظر گـرفت که شیعیان در دوره های بعدی، در‌ جاهایی‌ که‌ نزد آنها به عنوان محل وقوع این معجزات مشهور و متعارف بوده، ساخته اند و نیت‌ و انگیزه‌ آنان از ساخت این زیارتگاه ها، احیای یاد و خاطره این مـعجزات امام علی‌ علیه‌ السلام‌ بوده که در بسیاری منابع روایی شیعه روایت شده و برای آنها مشهور و شناخته شده بوده‌ است‌.

 

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۴۹)


منابع

ابن اعثم کوفی، احمدبن، ۱۴۱۱ق، الفتوح، تحقیق: علی شیری، بیروت: دار‌ الاضواء‌.

ابـن‌ حـزم، علی بن احمد، بی تا، جمهره انساب العرب، تحقیق عبدالسلام محمدهارون، ط. الخامسه، قاهره، دار‌ المعارف‌.

ابن‌ حمزه طوسی، محمد بن علی، ۱۴۱۲ق، الثاقب فی المناقب، تحقیق نبیل رضا‌ علوان‌، چ دوم، قم، انصاریان.

ابـن حـوقل، محمد بن حوقل، ۱۹۹۲م، صوره الارض، بیروت، دار مکتبه الحیاه.

ابن‌ قولویه‌ قمی، جعفر بن محمد بن جعفر، ۱۳۷۵، کامل الزیارات، تصحیح بهراد جعفری‌، تهران‌، صدوق.

ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی‌، ۱۴۱۲‌ق، تـحقیق‌ یـوسف البقاعی، ط. الثانیه، بیروت، دارالاضواء.

آلوسی، سیدمحمود‌، ۱۳۴۶‌ق، تاریخ مساجد بغداد وآثارها، بغداد، مطبعه دارالسلام.

جعفریان، رسول، ۱۳۹۰، آثار اسلامی مکّه‌ و مدینه‌، چ چهاردهم، تهران، مشعر.

جواد، مصطفی‌ و احمد‌ سوسه، ۱۴۳۲‌ق، دلیل‌ خارطه‌ بـغداد المـفصّل فـی خطط بغداد قدیماً‌ وحدیثاً‌، بـیروت، مـکتبه الحـضارات.

حدیثی، عطا و هناء عبدالخالق، ۱۹۷۴م، القباب المخروطیه فی العراق‌، بغداد‌، مدیریه الآثار العامه.

الحسنی، عادل، ۱۴۳۱‌ق، دلیل العتبات والمراقد فی‌ العراق‌، بیروت، دارالمـؤرخ العـربی.

حـسین بن‌ عبدالوهّاب‌، ۱۳۶۹ق، عیون المعجزات، نجف، المطبعه الحیدریه.

حـموی، یـاقوت بن عبدالله، ۱۳۹۷ق، معجم البلدان‌، بیروت‌، دارصادر.

حمیری، عبدالله بن جعفر‌، ۱۴۱۳‌ق، قرب‌ الإسناد، قم، مؤسسه‌ آل‌ البیت لإحیاء التراث.

خامه‌ یـار‌، احـمد، ۱۳۹۰، «پژوهـشی در مسیر امام علی علیه السلام به صفین و محل جنگ صـفین‌»، پژوهش‌ نامه علوی، ش ۳٫

خصیبی، حسین بن حمدان‌، ۱۴۲۳‌ق، الهدایه الکبری‌، بیروت‌، مؤسسه‌ البلاغ.

خطیب بغدادی، احمد‌ بن علی، ۱۴۲۲ق، تـاریخ بـغداد، تـحقیق بشار عواد معروف، بیروت، دارالغرب الاسلامی.

شریف رضی، محمد‌ بن‌ حـسین، ۱۴۰۶ق، خـصائص الائمه علیها السلام‌ ـ خصائص‌ امیرالمؤمنین‌ علیه‌ السلام‌، تحقیق محمدهادی امینی‌، مشهد‌، مجمع البحوث الاسلامیه.

صدوق، مـحمد بـن عـلی، ۱۳۸۵ق، علل الشرائع، نجف، المکتبه الحیدریه و مطبعتها.

ـــــ ، ۱۴۰۳‌ق، الخصال‌، تصحیح‌ علی اکبر الغفاری، قـم، جـامعه مـدرسین.

ـــــ‌ ، ۱۴۱۰‌ق، من‌ لایحضره‌ الفقیه‌، تحقیق‌ سیدحسن موسوی خرسان، طهران، دارالکتب الاسلامیه.

صفّار، محمد بن حـسن، ۱۴۰۴ق، بـصائر الدرجـات الکبری فی فضائل آل محمد صلی الله علیه و آله، تصحیح میرزا محسن کوچه باغی‌، طهران، مؤسسه الاعـلمی.

صـفی الدین بغدادی، عبدالمؤمن بن عبدالحق، ۱۴۱۲ق، مراصد الاطلاع علی اسماء الامکنه والبقاع، تحقیق عـلی مـحمد بـجاوی، بیروت، دارالجیل.

طباطبائی، سیدعبدالعزیز، ۱۴۱۷ق، اهل البیت علیها السلام فی‌ المکتبه‌ العربیه، قم، مؤسسه آل البـیت عـلیها السلام لإحیاء التراث.

طبری، محمد بن جریر، ۱۴۱۰ق، نوادر المعجزات فی مناقب الائمه الهـداه، قـم، مـدرسه الإمام المهدی(.

طوسی، محمد بن حسن، ۱۳۶۵‌، تهذیب‌ الاحکام، تحقیق سیدحسن موسوی خرسان، چ چهارم، تهران، دارالکـتب الاسـلامیه.

طوسی، محمد بن حسن، ۱۴۱۴ق، الامالی، قسم الدراسات الاسلامیه ـ مؤسسه البعثه، قم، دارالثـقافه.

عـانی‌، عـلاءالدین‌ احمد، ۱۹۸۲م، المشاهد ذات القباب‌ المخروطه‌ فی العراق، المؤسسه العامه للآثار والتراث.

عیاشی، محمد بن مسعود، بـی تـا، التـفسیر، تصحیح سیدهاشم رسولی محلاتی، طهران، المکتبه العلمیه الاسلامیه.

قطب راوندی، سعید‌ بـن‌ عـبدالله، ۱۴۰۹ق، الخرائج والجرائح‌، قم‌، مؤسسه الامام المهدی(.

قمی، شاذان بن جبرئیل، ۱۳۸۱ق، الفضائل، النجف، المکتبه الحیدریه ومطبعتها.

ـــــ ، ۱۴۲۳ق، الروضـه فـی فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام، تحقیق علی الشکرچی، قم، مکتبه الامین.

قمی، عـباس، ۱۳۸۰‌، مـنتهی‌ الآمال، چ چهاردهم، قم، هجرت.

قمی، محمد بـن حـسن، ۱۴۲۳ق، العـقد النضید والدر الفرید، تحقیق علی اوسط الناطقی، قـم، دارالحـدیث.

کلینی، محمد بن یعقوب، ۱۴۰۱ق، الکافی، تصحیح علی اکبر غفاری، ط. الثالثه‌، بیروت‌، دارصعب و دارالتـعارف‌.

مـجلسی، محمدباقر، ۱۴۰۳ق، بحارالانوار، ط. الثانیه، بیروت، مـؤسسه الوفـاء.

مفید، مـحمد بـن مـحمد بن نعمان، ۱۴۱۶ق، الارشاد فی‌ معرفه حـجج الله عـلی العباد، بیروت، مؤسسه آل البیت علیها السلام‌ لإحیاء‌ التراث‌.

منقری، نصر بن مـزاحم، ۱۴۱۰ق، وقـعه صفین، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، بـیروت، دارالجیل.

نریمانی، زهره، ۱۳۸۱، «نـقد ‌‌سـندی‌ و محتوایی روایت ردّ الشمس لعلی ابـن ابـی طالب علیه السلام»، حدیث اندیشه، ش ۳ـ۴٫

هروی‌، علی‌ بن‌ ابی بکر، ۱۹۵۳م، الاشارات الی معرفه الزیـارات، تـحقیق جانین سوردیل ـ طومین، دمشق، المـعهد الفـرنسی.

سـال‌ یازدهم، شماره دوم، پیـاپی ۳۷، پایـیز و زمستان ۱۳۹۳، ص ۵۱ ـ ۶۸

۱

تاریخ اسلام در آینه پژوهش » پاییز و زمستان ۱۳۹۳ – شماره ۳۷ (صفحه ۵۰)


نکات ویژه و دیدگاه های خود درباره این مقاله را از بخش نظرات برای ما ارسال کنید تا به نام خودتان در این قسمت درج گردد.

مشخصات کتاب شناختی مقاله:
رفرنس:

:APA



Chicago:



Harvard:



Vancouver:
ارتباط با شبکه بین المللی مطالعات ادیان:
islamicdialogs@gmail.com

مطالب مرتبط

Top